+تاحالا دوست پسر داشتی؟
_نه؛اما من تو ماه مارس از ی نفر خیلی خوشم میاومد .
+اون چطور بود؟
_ما تو ی اتاق آزمایش باهم برخورد کردیم و تمام اون روز رو باهم بودیم. بعد هوا شروع ب تاریک شدن کرد و قبل از اینکه بتونم ب خونه برم. اون برای بوسیدن ب سمت من خم شد.
اریون:من میخواستم، خودمو از این پل پرت کنم. من واقعا حسودم(:])
_من خودم رو کنار کشیدم.
+چرا کنار کشیدی؟
والنتنیو نگاهش رو از من گرفت
_میخواستم اولین بوسهی من بیادموندنی باشه.
_نه؛اما من تو ماه مارس از ی نفر خیلی خوشم میاومد .
+اون چطور بود؟
_ما تو ی اتاق آزمایش باهم برخورد کردیم و تمام اون روز رو باهم بودیم. بعد هوا شروع ب تاریک شدن کرد و قبل از اینکه بتونم ب خونه برم. اون برای بوسیدن ب سمت من خم شد.
اریون:من میخواستم، خودمو از این پل پرت کنم. من واقعا حسودم(:])
_من خودم رو کنار کشیدم.
+چرا کنار کشیدی؟
والنتنیو نگاهش رو از من گرفت
_میخواستم اولین بوسهی من بیادموندنی باشه.
😭10💔3❤🔥2⚡1
دستم رو ب سینهی او فشار دادم و انگشتام رو ب سمت ترقوهش بردم .
درون من آتیشی وجود داشت؛اما این حملهی قلبی نبود.
این زندگی من رو روشن میکرد.
+والنتنیو ! تو از اول توی قلب من جا داشتی دارم میسوزم.میسوزم.میسوزم.
_و تو اریون رو ب من دادی.
+هنوز تعداد زیادی از اولویتهات وجود داره .
_من بیش از همه دوستت دارم .
لبهای قلوهای والنتنیو منو دیوانه کرد.
یک ثانیه ب اولین بوسهی من.امیدوار بودم ک آخرین نباشد .
این عادی بود؛حتی اگه سالها در ولع اون مونده بودم. این مثل اریون بود و تا زمانی ک حریص میشدیم، از یکدیگر لذت میبردیم.
این بوسه ضربان قلب منو تند کرد.
شورواشتیاق این بوسه بیشازحد بود. شک داشتم ک اینجا رو ترک کنم؛اما اون سزاوار احترام بیشتری بود. من بنوعی میتونستم مانع این بوسه بشم؛ درحالی ک در اون بالا بالاها بودم. اریون را بلند کردم و اون پاهاش رو دور کمرم پیچید.
من همیشه دوست داشتم ک کَسِ دیگهای مثل اون رو بلند کنم .
اریون منو از بالا بوسید و من برق از سرم پرید.این بوسهرو ب لیست چیزایی ک نمیخواستم پایان، بدم اضافه کنید؛اما خواه صبح ی روز باشه یا ی بوسهی کامل، همهی چیزهای خوب باید در صورت نیاز ب نفس کشیدن متوقف بشن .
اریون پایین امد و روبروم ایستاد. من کلاهش رو روی موهام قرار دادم و اون این رو همانطور ک دوست داشت تنظیم کرد. دفعهی بعد اونرو ازش میگیرم . .
درون من آتیشی وجود داشت؛اما این حملهی قلبی نبود.
این زندگی من رو روشن میکرد.
+والنتنیو ! تو از اول توی قلب من جا داشتی دارم میسوزم.میسوزم.میسوزم.
_و تو اریون رو ب من دادی.
+هنوز تعداد زیادی از اولویتهات وجود داره .
_من بیش از همه دوستت دارم .
لبهای قلوهای والنتنیو منو دیوانه کرد.
یک ثانیه ب اولین بوسهی من.امیدوار بودم ک آخرین نباشد .
این عادی بود؛حتی اگه سالها در ولع اون مونده بودم. این مثل اریون بود و تا زمانی ک حریص میشدیم، از یکدیگر لذت میبردیم.
این بوسه ضربان قلب منو تند کرد.
شورواشتیاق این بوسه بیشازحد بود. شک داشتم ک اینجا رو ترک کنم؛اما اون سزاوار احترام بیشتری بود. من بنوعی میتونستم مانع این بوسه بشم؛ درحالی ک در اون بالا بالاها بودم. اریون را بلند کردم و اون پاهاش رو دور کمرم پیچید.
من همیشه دوست داشتم ک کَسِ دیگهای مثل اون رو بلند کنم .
اریون منو از بالا بوسید و من برق از سرم پرید.این بوسهرو ب لیست چیزایی ک نمیخواستم پایان، بدم اضافه کنید؛اما خواه صبح ی روز باشه یا ی بوسهی کامل، همهی چیزهای خوب باید در صورت نیاز ب نفس کشیدن متوقف بشن .
اریون پایین امد و روبروم ایستاد. من کلاهش رو روی موهام قرار دادم و اون این رو همانطور ک دوست داشت تنظیم کرد. دفعهی بعد اونرو ازش میگیرم . .
1❤🔥13
همهچیز دقیقا برای من جواب نمیده. تو بهترین کسی هستی ک دوست داشتم و..
من دست اون را بالا آوردم .
قلبم در برابر کف دستش میتپید .
_بعد از عملکرد تو میخوای زمان بیشتری داشته باشی.لطفا ازش عاقلانه استفاده کن؛بنابراین سعی نکن همهرو تو ی روز تموم کنی. طولانیترین رمانت رو بنویس تقدیم عشق ب خونوادت رو آغاز کن.
اریون درحال اشک ریختن بود.
+چرا الان با صحبت از خداحافظی من رو ناراحت میکنی؟؟
_من دیگه نمیتونم خودم رو نگه دارم
دوباره او را بوسیدم:]]]
_ب خصوص بعد از اولین بوسهی موردعلاقم با تو
+هنوز زمان وجود داره
_چطوری؟
+والنتنیو! میخوام تو اولین قرار برای همیشه کنارت باشم .
من دست اون را بالا آوردم .
قلبم در برابر کف دستش میتپید .
_بعد از عملکرد تو میخوای زمان بیشتری داشته باشی.لطفا ازش عاقلانه استفاده کن؛بنابراین سعی نکن همهرو تو ی روز تموم کنی. طولانیترین رمانت رو بنویس تقدیم عشق ب خونوادت رو آغاز کن.
اریون درحال اشک ریختن بود.
+چرا الان با صحبت از خداحافظی من رو ناراحت میکنی؟؟
_من دیگه نمیتونم خودم رو نگه دارم
دوباره او را بوسیدم:]]]
_ب خصوص بعد از اولین بوسهی موردعلاقم با تو
+هنوز زمان وجود داره
_چطوری؟
+والنتنیو! میخوام تو اولین قرار برای همیشه کنارت باشم .
☃9❤🔥2🔥2
پل تو این انتها شلوغتر بود. من هوشیارتر بودم.گویی کسی در اینجا تهدیدی برای والنتنیو بود؛درحالی ک اون آروم بود؛تاجایی ک ی غریبه میخواست، از ما عکس بگیره.
احساس میکردم،چشمای همه ب من بود. اونقدر آگاه بودم ک خیالم راحت نبود.بعد از این ک وقتی والنتنیو مرا ب بوسه کشید ،ب چ چیز فکر میکرد.من عاشق این بودم ک این لحظه ثبت شده در دوربین برای همهی کسانی ک نمیخواستند ببینند، دو نفر درحال بوسیدن بودند . کلیشه ای و مسخره بود. من و والنتنیو ب هیچ یک از عکس های گرفته شدهی امروز نگاه نکردیم و این یکی از عکسهایی بود ک وقتی نگاهش میکردم خیلی خوشحال میشدم ک...
دوباره آن را زنده کنم:]]
احساس میکردم،چشمای همه ب من بود. اونقدر آگاه بودم ک خیالم راحت نبود.بعد از این ک وقتی والنتنیو مرا ب بوسه کشید ،ب چ چیز فکر میکرد.من عاشق این بودم ک این لحظه ثبت شده در دوربین برای همهی کسانی ک نمیخواستند ببینند، دو نفر درحال بوسیدن بودند . کلیشه ای و مسخره بود. من و والنتنیو ب هیچ یک از عکس های گرفته شدهی امروز نگاه نکردیم و این یکی از عکسهایی بود ک وقتی نگاهش میکردم خیلی خوشحال میشدم ک...
دوباره آن را زنده کنم:]]
☃8❤🔥2
_چیزی ک ممکن بود برای کسی مهم نباشد، برای کَس دیگری جهانِ هستی بود .
💔10❤🔥3👍2
وقتی بچهای ب این دنیا میارین، باید حمایتش کنین .
اگر نمیتونید این کار رو انجام بدین،
پس لعنت بهتون !
____آدام سیلورا
@bluo_o7
اگر نمیتونید این کار رو انجام بدین،
پس لعنت بهتون !
____آدام سیلورا
@bluo_o7
3👍110👎13❤🔥6👾5💯3💔1
تو را پیدا کردم، من تمام تورو داشتم،بعدش بیشترترو، یکم از تورو.
و الان هیچ !
و الان هیچ !
💔13
آنها فهمیدند ک برایم هیچچیز مهم نیست و همین مسئله آنها را میخندانید.
👍7💔4❤🔥1
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
گلِ من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغروره، اما موندنی.. این بودنشه ک اون رو تبدیل ب گلِ من کرده . _شازدهکوچولو
خوشگلید، اما خالی هستید، برایتان نمیشود مُرد .
گفتگو ندارد ک گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما .
اما او ب تنهایی از همهی شما سر است چون فقط اوست ک آبش دادهام، چون فقط اوست ک زیر حبابش گذاشتهام، چون فقط اوست ک با تجیر برایش حفاظ درست کردهام، چون فقط اوست ک حشراتش را کشتهام (جز دو سهتایی ک میبایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست ک پای گله گزاریها با خودنماییها و حتی گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتنهاش نشستهام،
'چون ک او گلِ من است.'
گفتگو ندارد ک گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما .
اما او ب تنهایی از همهی شما سر است چون فقط اوست ک آبش دادهام، چون فقط اوست ک زیر حبابش گذاشتهام، چون فقط اوست ک با تجیر برایش حفاظ درست کردهام، چون فقط اوست ک حشراتش را کشتهام (جز دو سهتایی ک میبایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست ک پای گله گزاریها با خودنماییها و حتی گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتنهاش نشستهام،
'چون ک او گلِ من است.'
💔11❤🔥2
بهم احساساتی دادی ک مردم درموردشون رمان مینويسن و بعد زدی کلشو گاییدی .
💔12👍3