میدونستید... اینکه از یه نفر هم متنفر باشید
هم عاشقش باشید یه آدمی ازتون میسازه که حضم کاراشو حرفاش برای خودتم سخته!
هم عاشقش باشید یه آدمی ازتون میسازه که حضم کاراشو حرفاش برای خودتم سخته!
👍11🍓2🕊1🌚1💔1
چگونه خودتو بکشی بدون اینکه واقعا بمیری؟!
💔8❤🔥2❤2⚡1🕊1🌚1🍓1😭1
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
چگونه خودتو بکشی بدون اینکه واقعا بمیری؟!
عاشق کسی شو، که عاشقت نیست...
👍9❤2⚡1❤🔥1🕊1🌚1💔1🍓1😭1
'قصه ام تلخ شد، زهرمار شد، قصه ی چشمات بارون شد
و از چشمای من بارید، قصه ی چشمات...
قصه ی اشکهات بود...اونجا بود که فهمیدم داستان های زیبا همیشه پایان تلخی دارن
و تو ممنوعه ترین زیبای دنیایی،..!
و از چشمای من بارید، قصه ی چشمات...
قصه ی اشکهات بود...اونجا بود که فهمیدم داستان های زیبا همیشه پایان تلخی دارن
و تو ممنوعه ترین زیبای دنیایی،..!
💔5⚡2🕊2❤1❤🔥1🌚1🍓1😭1👾1
روی چَشمانم غباری نشسته... آخه دیگه زیبایی به اندازه ی چَشمان تو جلویم نیست :]
💔4❤🔥3🕊2❤1⚡1🌚1🍓1😭1👾1
_غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
+بری و کسی متوجه نشه.
+بری و کسی متوجه نشه.
💔9❤🔥3🔥2☃1
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
محبوبم!.. حتی تصور زندگی بدون خنده هایت برایم رنج آور خواهد بود !)
دیگر نیاز به تصور نیست، رنج آور شد!
❤🔥5💔3☃2⚡1🔥1🌚1🍓1😭1👀1
+تاحالا دوست پسر داشتی؟
_نه؛اما من تو ماه مارس از ی نفر خیلی خوشم میاومد .
+اون چطور بود؟
_ما تو ی اتاق آزمایش باهم برخورد کردیم و تمام اون روز رو باهم بودیم. بعد هوا شروع ب تاریک شدن کرد و قبل از اینکه بتونم ب خونه برم. اون برای بوسیدن ب سمت من خم شد.
اریون:من میخواستم، خودمو از این پل پرت کنم. من واقعا حسودم(:])
_من خودم رو کنار کشیدم.
+چرا کنار کشیدی؟
والنتنیو نگاهش رو از من گرفت
_میخواستم اولین بوسهی من بیادموندنی باشه.
_نه؛اما من تو ماه مارس از ی نفر خیلی خوشم میاومد .
+اون چطور بود؟
_ما تو ی اتاق آزمایش باهم برخورد کردیم و تمام اون روز رو باهم بودیم. بعد هوا شروع ب تاریک شدن کرد و قبل از اینکه بتونم ب خونه برم. اون برای بوسیدن ب سمت من خم شد.
اریون:من میخواستم، خودمو از این پل پرت کنم. من واقعا حسودم(:])
_من خودم رو کنار کشیدم.
+چرا کنار کشیدی؟
والنتنیو نگاهش رو از من گرفت
_میخواستم اولین بوسهی من بیادموندنی باشه.
😭10💔3❤🔥2⚡1
دستم رو ب سینهی او فشار دادم و انگشتام رو ب سمت ترقوهش بردم .
درون من آتیشی وجود داشت؛اما این حملهی قلبی نبود.
این زندگی من رو روشن میکرد.
+والنتنیو ! تو از اول توی قلب من جا داشتی دارم میسوزم.میسوزم.میسوزم.
_و تو اریون رو ب من دادی.
+هنوز تعداد زیادی از اولویتهات وجود داره .
_من بیش از همه دوستت دارم .
لبهای قلوهای والنتنیو منو دیوانه کرد.
یک ثانیه ب اولین بوسهی من.امیدوار بودم ک آخرین نباشد .
این عادی بود؛حتی اگه سالها در ولع اون مونده بودم. این مثل اریون بود و تا زمانی ک حریص میشدیم، از یکدیگر لذت میبردیم.
این بوسه ضربان قلب منو تند کرد.
شورواشتیاق این بوسه بیشازحد بود. شک داشتم ک اینجا رو ترک کنم؛اما اون سزاوار احترام بیشتری بود. من بنوعی میتونستم مانع این بوسه بشم؛ درحالی ک در اون بالا بالاها بودم. اریون را بلند کردم و اون پاهاش رو دور کمرم پیچید.
من همیشه دوست داشتم ک کَسِ دیگهای مثل اون رو بلند کنم .
اریون منو از بالا بوسید و من برق از سرم پرید.این بوسهرو ب لیست چیزایی ک نمیخواستم پایان، بدم اضافه کنید؛اما خواه صبح ی روز باشه یا ی بوسهی کامل، همهی چیزهای خوب باید در صورت نیاز ب نفس کشیدن متوقف بشن .
اریون پایین امد و روبروم ایستاد. من کلاهش رو روی موهام قرار دادم و اون این رو همانطور ک دوست داشت تنظیم کرد. دفعهی بعد اونرو ازش میگیرم . .
درون من آتیشی وجود داشت؛اما این حملهی قلبی نبود.
این زندگی من رو روشن میکرد.
+والنتنیو ! تو از اول توی قلب من جا داشتی دارم میسوزم.میسوزم.میسوزم.
_و تو اریون رو ب من دادی.
+هنوز تعداد زیادی از اولویتهات وجود داره .
_من بیش از همه دوستت دارم .
لبهای قلوهای والنتنیو منو دیوانه کرد.
یک ثانیه ب اولین بوسهی من.امیدوار بودم ک آخرین نباشد .
این عادی بود؛حتی اگه سالها در ولع اون مونده بودم. این مثل اریون بود و تا زمانی ک حریص میشدیم، از یکدیگر لذت میبردیم.
این بوسه ضربان قلب منو تند کرد.
شورواشتیاق این بوسه بیشازحد بود. شک داشتم ک اینجا رو ترک کنم؛اما اون سزاوار احترام بیشتری بود. من بنوعی میتونستم مانع این بوسه بشم؛ درحالی ک در اون بالا بالاها بودم. اریون را بلند کردم و اون پاهاش رو دور کمرم پیچید.
من همیشه دوست داشتم ک کَسِ دیگهای مثل اون رو بلند کنم .
اریون منو از بالا بوسید و من برق از سرم پرید.این بوسهرو ب لیست چیزایی ک نمیخواستم پایان، بدم اضافه کنید؛اما خواه صبح ی روز باشه یا ی بوسهی کامل، همهی چیزهای خوب باید در صورت نیاز ب نفس کشیدن متوقف بشن .
اریون پایین امد و روبروم ایستاد. من کلاهش رو روی موهام قرار دادم و اون این رو همانطور ک دوست داشت تنظیم کرد. دفعهی بعد اونرو ازش میگیرم . .
1❤🔥13
همهچیز دقیقا برای من جواب نمیده. تو بهترین کسی هستی ک دوست داشتم و..
من دست اون را بالا آوردم .
قلبم در برابر کف دستش میتپید .
_بعد از عملکرد تو میخوای زمان بیشتری داشته باشی.لطفا ازش عاقلانه استفاده کن؛بنابراین سعی نکن همهرو تو ی روز تموم کنی. طولانیترین رمانت رو بنویس تقدیم عشق ب خونوادت رو آغاز کن.
اریون درحال اشک ریختن بود.
+چرا الان با صحبت از خداحافظی من رو ناراحت میکنی؟؟
_من دیگه نمیتونم خودم رو نگه دارم
دوباره او را بوسیدم:]]]
_ب خصوص بعد از اولین بوسهی موردعلاقم با تو
+هنوز زمان وجود داره
_چطوری؟
+والنتنیو! میخوام تو اولین قرار برای همیشه کنارت باشم .
من دست اون را بالا آوردم .
قلبم در برابر کف دستش میتپید .
_بعد از عملکرد تو میخوای زمان بیشتری داشته باشی.لطفا ازش عاقلانه استفاده کن؛بنابراین سعی نکن همهرو تو ی روز تموم کنی. طولانیترین رمانت رو بنویس تقدیم عشق ب خونوادت رو آغاز کن.
اریون درحال اشک ریختن بود.
+چرا الان با صحبت از خداحافظی من رو ناراحت میکنی؟؟
_من دیگه نمیتونم خودم رو نگه دارم
دوباره او را بوسیدم:]]]
_ب خصوص بعد از اولین بوسهی موردعلاقم با تو
+هنوز زمان وجود داره
_چطوری؟
+والنتنیو! میخوام تو اولین قرار برای همیشه کنارت باشم .
☃9❤🔥2🔥2
پل تو این انتها شلوغتر بود. من هوشیارتر بودم.گویی کسی در اینجا تهدیدی برای والنتنیو بود؛درحالی ک اون آروم بود؛تاجایی ک ی غریبه میخواست، از ما عکس بگیره.
احساس میکردم،چشمای همه ب من بود. اونقدر آگاه بودم ک خیالم راحت نبود.بعد از این ک وقتی والنتنیو مرا ب بوسه کشید ،ب چ چیز فکر میکرد.من عاشق این بودم ک این لحظه ثبت شده در دوربین برای همهی کسانی ک نمیخواستند ببینند، دو نفر درحال بوسیدن بودند . کلیشه ای و مسخره بود. من و والنتنیو ب هیچ یک از عکس های گرفته شدهی امروز نگاه نکردیم و این یکی از عکسهایی بود ک وقتی نگاهش میکردم خیلی خوشحال میشدم ک...
دوباره آن را زنده کنم:]]
احساس میکردم،چشمای همه ب من بود. اونقدر آگاه بودم ک خیالم راحت نبود.بعد از این ک وقتی والنتنیو مرا ب بوسه کشید ،ب چ چیز فکر میکرد.من عاشق این بودم ک این لحظه ثبت شده در دوربین برای همهی کسانی ک نمیخواستند ببینند، دو نفر درحال بوسیدن بودند . کلیشه ای و مسخره بود. من و والنتنیو ب هیچ یک از عکس های گرفته شدهی امروز نگاه نکردیم و این یکی از عکسهایی بود ک وقتی نگاهش میکردم خیلی خوشحال میشدم ک...
دوباره آن را زنده کنم:]]
☃8❤🔥2
_چیزی ک ممکن بود برای کسی مهم نباشد، برای کَس دیگری جهانِ هستی بود .
💔10❤🔥3👍2