گلوم درد میکنه. لعنت به این خرابشده که حتی پایین اومدن سیستم ایمنی بدنم و مریض شدنم هم تقصیر ایناست.
انقدر نرفتم تو اکانت که یادم نمیاد آخرین بار دست کی بوده و کی soldier بتل رویال رو عوض کرده.
Blueming
انقدر نرفتم تو اکانت که یادم نمیاد آخرین بار دست کی بوده و کی soldier بتل رویال رو عوض کرده.
این ۲۲۰تا سیپی از کجا اومده؟
با دوستم از خونهی دوستش اومدیم خونه خودشون و رفت کارت شناسایی بیاره. بعدش بریم دنبال اون یکی دوستمون که بعدش بریم دانشگاه.
امروز کارمون که تموم شد بربری و پنیر ویلی خریدیم. رفتیم یه گوشه، نشستیم تو ماشین خوردیم. تموم که شد میخواستیم راه بیفتیم یه عروس هلندی دیدم لای چمنها. خواستیم بگیریمش رفت بالای درخت. زیر درخت یه کوئیک بود. ماشین رو بردم کنارش پارک کردم. رفتم رو کاپوت خودم بعد رو سقف کوئیک اما پرید. از ظهره بهش فکر میکنم امیدوارم کسی تونسته باشه نجاتش بده حالش خوب نبود. ):
Forwarded from دو در یک
دیگر تقریباً با هیچکدام از دوستانم حرفی برای گفتن ندارم. همان احوالپرسی ساده هم سخت شده است. فشار روانی مزمن ظرفیت ارتباط را در انسان میکشد. وقتی بخش بزرگی از انرژی انسان به هضم حجم عظیم اتفاقات مداوم بیرونی، هراس و به طور کلی بقای صرف میشود دیگر برای کنجکاوی درباره دیگری، این چه گفت آن چه گفت، برنامهریزی برای تجربههای مشترک و کلاً چیزهایی که ارتباط آدم را زنده نگه میدارند انرژی چندانی نمیماند.
: شاوشَنک
: شاوشَنک
Blueming
لپتاپم هنگ کرد. آیا در آن نشانههایی است؟
شاید بگید کجا رفتم؟ هیچی رفتم در موردش با خانواده و دوستان خندیدم و شام خوردم و الان هم در راستاش میخوام سریال ببینم.
سرم درد میکنه و کاش میتونستم بیدار بمونم اما صبح باید بیدار شم برم کلاس. ساعت ۵:۳۰ صبح.
این دوره و کلاسهایی که میگذرونم ربط آنچنانی به آموزش پرورش نداره حالا و صرفا دورههای مربیگری پیشدبستانیه اما همین که یک درصد کوچیکی بهشون مربوط میشه رو هم دوست ندارم و حالم رو بد میکنه. اصلا محیط آموزش و پرورش خیلی مرده و بیروحه. (مثل کل مملکت) دوستش ندارم در کل. بهم استرس هم میده.