لعنت به ۲ آذر ۹۶. لعنت به بیمارستان اردیبهشت که ۴ ساله داره میگه دو ماه دیگه عمل میکنیم. سه ماه دیگه عمل میکنیم.
کاش میتونستم جای خودم رو باهاش عوض کنم و بهش چیزی نشه. کاش برای من اتفاق میافتاد.
مرکز مشاوره تحصیلی هیوا
اعلام نتایج اولیه کنکور ارشد، اواخر هفته آینده
مسخرهی پدرشون هستیم.
حالا میدونم گند زدم و کلا امیدی ندارم بهش، اما حداقل اونموقع میدونم که یک چیز نیمهتموم، برام تموم و جمع شده.
دلم برای بیدغدغه بودن و تایرآپ کردن و اینها تنگ شده. قدیما بتل پس نهایتا ۲۰۰ بود. لاکی دراو رو فول میزدی میشد یک تومن. خوش میگذشت حتی اگه گاهی سیپی میخریدی. الان برم تو بازی، این بلاد کفریهای مرفه رو ببینم بدتر باید برم زیر پتو گریه کنم چون عذاب وجدان دارم که مریض شدم و مجبور شدم برم دکتر. بعد اینا انقدر راحت خرج بازی میکنن.
گلوم درد میکنه. لعنت به این خرابشده که حتی پایین اومدن سیستم ایمنی بدنم و مریض شدنم هم تقصیر ایناست.
انقدر نرفتم تو اکانت که یادم نمیاد آخرین بار دست کی بوده و کی soldier بتل رویال رو عوض کرده.
Blueming
انقدر نرفتم تو اکانت که یادم نمیاد آخرین بار دست کی بوده و کی soldier بتل رویال رو عوض کرده.
این ۲۲۰تا سیپی از کجا اومده؟
با دوستم از خونهی دوستش اومدیم خونه خودشون و رفت کارت شناسایی بیاره. بعدش بریم دنبال اون یکی دوستمون که بعدش بریم دانشگاه.
امروز کارمون که تموم شد بربری و پنیر ویلی خریدیم. رفتیم یه گوشه، نشستیم تو ماشین خوردیم. تموم که شد میخواستیم راه بیفتیم یه عروس هلندی دیدم لای چمنها. خواستیم بگیریمش رفت بالای درخت. زیر درخت یه کوئیک بود. ماشین رو بردم کنارش پارک کردم. رفتم رو کاپوت خودم بعد رو سقف کوئیک اما پرید. از ظهره بهش فکر میکنم امیدوارم کسی تونسته باشه نجاتش بده حالش خوب نبود. ):
Forwarded from دو در یک
دیگر تقریباً با هیچکدام از دوستانم حرفی برای گفتن ندارم. همان احوالپرسی ساده هم سخت شده است. فشار روانی مزمن ظرفیت ارتباط را در انسان میکشد. وقتی بخش بزرگی از انرژی انسان به هضم حجم عظیم اتفاقات مداوم بیرونی، هراس و به طور کلی بقای صرف میشود دیگر برای کنجکاوی درباره دیگری، این چه گفت آن چه گفت، برنامهریزی برای تجربههای مشترک و کلاً چیزهایی که ارتباط آدم را زنده نگه میدارند انرژی چندانی نمیماند.
: شاوشَنک
: شاوشَنک