Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
#Quote
بنویس ما برای خودمان کسی بودیم، وطنی داشتیم، آبرویی داشتیم. آره بنویس ما آرمانهایی داشتیم، سر پرشوری داشتیم، وگرنه اینجور نابود نمیشدیم.
تماماً مخصوص- عباس معروفی
بنویس ما برای خودمان کسی بودیم، وطنی داشتیم، آبرویی داشتیم. آره بنویس ما آرمانهایی داشتیم، سر پرشوری داشتیم، وگرنه اینجور نابود نمیشدیم.
تماماً مخصوص- عباس معروفی
Forwarded from L'histoire d'Andréa (Andréa)
«وقتی مردم از بالا تا پایین مطلقاً سرشان نمیشود عاقبتاندیشی یعنی چه، و اول میگویند فعلاً این را یله کن تا بعد خدا کریم است میبینی که جز تداوم و تشدید ظلم حاصلی نمیبرند.»
فکر میکنم کسی که باید، میفهمه و کسی که نخواد بفهمه هر کاری کنی نمیفهمه. بحث و دعوا کردن بیفایدهست.
Forwarded from آقای میم!
آخرین وضعیت ایلام بدین شرح است. از تمام استانهایی که در این مدت خفهخون گرفتهاند سرکوبگر روانه ایلام شده. آمار بازداشتیها از ۲۰۰ نفر عبور کرده و از افراد گمنام آماری در دسترس نیست. کوچکترین بازداشتی ۱۴ سال سن دارد. تمام زخمیهای بیمارستان امام ایلام ربوده و به مکان نامعلومی انتقال داده شدهاند.
Forwarded from Grief chapter
ویدیوی آبدانان واقعی نیست انگار روی صدتا موادم اینقدر از اول دیدمش
Forwarded from 𝗪𝗼𝗿𝗹𝗱 𝗠𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁𝘀 (ایرانِ آزاد🦁) ( ℒ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Moris News
🚨 شهر فتح شده آبدانان جمهوری اسلامی سرگرم شهرهای بزرگ بود و در آبدانان غافلگیر شد. آزادی مردم مبارک. @Moris_news
جدی جدی گریه کردم. همین اتفاق برای کل ایران.
Forwarded from شورای صنفی کل دانشجویان دانشگاه تهران
مبین صفدری، دانشجوی بازداشتی، دارای بیماری قلبی بوده و نیازمند مصرف منظم دارو است. با این حال، دو روز است هیچگونه اطلاعی از وضعیت جسمانی و محل نگهداری ایشان در دست نیست. با توجه به شرایط پزشکی وی، این بیخبری موجب نگرانی جدی نسبت به سلامت و جان او شده است.
🔹 روابط عمومی شورای صنفی کل دانشگاه تهران
◽️ @UT_SENFI ◽️
🔹 روابط عمومی شورای صنفی کل دانشگاه تهران
◽️ @UT_SENFI ◽️
Blueming
سر صبحی بچهم رو بردیم سرم زد.
We both died that day but only you stopped breathing.
یک سال شد عزیزدلم. یک سال شد که از خواب بیدارم نکردی که بهت پلت بدم. یک سال شد که نصفه شب نپریدی بیرون اتاق بقیه رو از خواب بیدار کنی. یک سال شد که پام رو هول ندادی کنار که زیر میز بخوابی. یک سال شد که سرت رو نبردی زیر دستم که یعنی نازم کن. یک سال شد که نازم نکردی.
من هنوز به صداهایی که توی خونه هست حساسم چون بلو میترسه. راستش اصلا بادم نمیاد قبل از تو چطور زندگی میکردم. تو به من نظم داشتن یاد دادی. مسئولیتپذیری یاد دادی. محبت کردن و ابراز علاقه یاد دادی. اما من نتونستم سادهترین کار رو انجام بدم و مراقبت باشم. دیشب که اتاق رو جارو میکردم زدم زیر گریه. شاید چون نبودی که هر جایی رو جارو میکشم بچرهی ببینی چیکار میکنم. از وقتی نیست همه چیز فرق کرده. اتاقمون رو تمیز نمیکنم. دائم از همهچیز عکس نمیگیرم. با کوچکترین اتفاق ذوق نمیکنم. چند شب پیش که داشتم توی گالری میچرخیدم عکس خودم رو دیدم که چقدر من نیست. گفتم شاید مدل موهامه؟ پوستمه؟ لباسمه؟ اما احساس زندگی بود که از توش چشمام با تو رفت. نمیتونم ریسه رو روشن کنم و بخوابم چون احساس سنگینی میکنم. روشنش میکردم که یکم توی تاریکی نور باشه و بتونم ببینمت. توی این یک سال بالاخره رانندگی میکنم اما تو نیستی که پشت ماشین رو برات مثل یه خونه درست کنم که با هم بریم مسافرت. تو من رو نجات دادی اما من متونستم نجاتت بدم. بزرگترین حسرتم اینه که موقع خداحافظی بهت نگفتم دوست دارم. فقط میگفتم ببخشید ببخشید. من تا ابد شرمنده و پشیمونم عزیزجونم اما بدون دوستت دارم و امیدوارم من رو بخاطر اینکه مامان خوبی نبودم نبخشی.
Forwarded from Grief chapter
شیراز اینترنت منطقهای خیلی جاها قطعه امروز آدم کشتن، لطفا پخش کنید بچهها
Forwarded from Pandora's box (Pandora)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۸ دی