𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘿𝙧𝙖𝙛𝙩𝙨
108 subscribers
47 photos
3 videos
19 links
just words that needed somewhere to stay🪼

@bluedraftsbot
Download Telegram
Forwarded from ‌ ‌ ‌‌ sınner
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌unveil the illustrious
   ‌     ‌  ‌ ‌hwang ’s aura  📽 ◞
Forwarded from ‌ ‌ ‌‌ sınner
این پیام + این پک رو فوروارد کنید، یک پست مشخص کنید فوروارد کنم
100+ سین میگیرید

جوین باشید
𝓝𝘰𝘪𝘳𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮~
Photo
هیسونگ یکی از معروف‌ترین مدل‌های نسل خودشه؛ چهره‌ای که روی جلد مجله‌ها می‌درخشه و حضورش توی هر فشن‌شویی توجه همه رو به خودش جلب می‌کنه. اما توی صنعتی که هر روز یه چهره‌ی تازه جای قبلی رو می‌گیره، موندن در اوج به این سادگی نیست.
همه‌چیز از وقتی عجیب می‌شه که هیسونگ متوجه رفتار متفاوت آدم‌های اطرافش می‌شه. مدل‌هایی که قبلاً باهاش رقابت می‌کردن، حالا ازش فاصله می‌گیرن و بعضی از کارکنان آژانس، وقتی فکر می‌کنن کسی حواسش نیست، با نگرانی بهش نگاه می‌کنن.
تا اینکه یک روز، قبل از شروع فشن‌شو، یکی از مدل‌های قدیمی بهش نزدیک می‌شه و آروم می‌گه: «اگه یه روز دیدی دیگه هیچ‌کس تو رو نمی‌شناسه، دنبال دلیلش نگرد.»
بعد از اون روز، هیسونگ متوجه می‌شه عکس‌هاش یکی‌یکی از آرشیو مجله‌ها حذف می‌شن و اسمش از فهرست پروژه‌های آینده کنار می‌ره؛ انگار کسی داره تمام ردهای حضورش رو پاک می‌کنه.
و عجیب‌تر از همه اینکه هیچ‌کس جز خودش به یاد نمیاره که اون اصلاً وجود داشته.
#Heeseung
تـزلـزلِ اغـواگـࢪ‌‌؛
جنـون‌ زده
مـࢪ‌‌ا ببـوس و تمـامـم ࢪ‌‌ا از آن خـودت ڪن. چنـان ڪہ‌ از سبـب بیـش از انــدازه حقـیـقے بـودنـتــ ،
بـازخواسـتـ شـوے.
دشـت بــابــونــہ
جنـون‌ زده – تـزلـزلِ اغـواگـࢪ‌‌؛
وایی عاشقش شدممم اسلی🛐
من عاشق معشوقهٔ حقیقی‌ام هستم یا معشوقهٔ درون خیالاتم؟

خیلی اینو دوست داشتم...
و اما وجودم نمی‌توانست بیشتر از این خرد شود؛ حال وجودم تبدیل به پودری بُرنده از جنس شیشه شده.
جیسونگ نازم:((
مود برد و آهنگ خیلی میومد بهش
خسته نباشی
ـ اینکہ‌ این همه گل وسط همچین جنگل تاࢪیکی ࢪشد کࢪده. انگاࢪ اصلاً بہ‌ جایی کہ‌ توشن نمی‌خوࢪن.

"مینهو نگاهش ࢪو به گل‌های آبی دوخت. لبخند محوے گوشہ‌ی لبش نشست."

~ شاید لازم نیست یہ‌ چیزے شبیہ‌ اطࢪافش باشہ‌ تا بتونہ‌ اونجا زندگی کنہ‌.
🆕ࢪاویِ تبعیدیِ قصـہ‌هاㅤ
ـ اینکہ‌ این همه گل وسط همچین جنگل تاࢪیکی ࢪشد کࢪده. انگاࢪ اصلاً بہ‌ جایی کہ‌ توشن نمی‌خوࢪن. "مینهو نگاهش ࢪو به گل‌های آبی دوخت. لبخند محوے گوشہ‌ی لبش نشست." ~ شاید لازم نیست یہ‌ چیزے شبیہ‌ اطࢪافش باشہ‌ تا بتونہ‌ اونجا زندگی کنہ‌.
یننینینی آخجون آخجونن
روز تازه شروع شده جیسونگا. هنوز برای این حرف‌ زوده.

من ترسیدم و مادرم را می‌خواهم.
~ ببخشید، جنگل نمی‌دونست قراره اعلی‌حضرت تشریف بیارن؛ وگرنه آبگرمکنشو می‌زد برق.

وایی عالی بود😭🤣
چون خوشم میاد حرص خوردنتو ببینم.

لاو لنگوئجشه دیگه؟🗣🗣
شاید لازم نیست یه چیزی شبیه اطرافش باشه تا بتونه اونجا زندگی کنه.

اینو خیلی دوست داشتم...
بعد آروم اون رو روی جیسونگ و جونگین انداخت تا از سرمای شب در امان بمونن

نطتسنستطت ذوقق
زلزله‌ست! برین بیرون، سقف اینجا اعتباری نداره!

چرا هی داره بدتر میشهه😭😭
اما هیچ‌کدوم نمی‌دونستن که این تازه شروع ماجراست؛ شروع اتفاقاتی که قرار بود خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌کردن، به چالش بکشدشون."
...
هرپارت شوکه میشم.
خسته نباشی😭😭 منتظر پارت بعد-
پاکسازی‼️
اگه هنوز اینجا رو چک و پروموت میکنید، این پیام رو فور کنید تا چنل‌های جدید پیدا کنم فولدرم رو آپدیت کنم و از بقیه لفت بدم