SHIROKI YUUUTSU
the GazettE
I'm simply enduring that I can't even breathe
to all my internet friends who disappeared without a reason, I hope you're alive.
luftschloss
دارم جیغ میکشم. :)))))))))
آدو آهنگ مورد علاقم از میکو رو کاور کرده :))))) دارم داد میزنم وای :)))))))
https://youtu.be/1OI4Bp8fGYw
https://youtu.be/1OI4Bp8fGYw
YouTube
【Ado】恋は戦争 歌いました
恋は戦争フィギュア欲しすぎる
本家様:https://sp.nicovideo.jp/watch/sm2397344
Vo:Ado
https://twitter.com/ado1024imokenp
mix:Wac 様
https://twitter.com/Wac0414
Illust・movie:ORIHARA 様
https://twitter.com/ewkkyorhr
_____________________________________________
niconico…
本家様:https://sp.nicovideo.jp/watch/sm2397344
Vo:Ado
https://twitter.com/ado1024imokenp
mix:Wac 様
https://twitter.com/Wac0414
Illust・movie:ORIHARA 様
https://twitter.com/ewkkyorhr
_____________________________________________
niconico…
luftschloss
آدو آهنگ مورد علاقم از میکو رو کاور کرده :))))) دارم داد میزنم وای :))))))) https://youtu.be/1OI4Bp8fGYw
چقدر زیبا. چقدر باشکوه. چقدر بینقص.
luftschloss
من جوگیر شدم رفتم یکی از سینماییهای مانستر های رو دیدم :(
وای ولی خیلی خوش گذشت. یه ساعت حواسم از همهچی پرت شد.
Forwarded from i love venti
از اون آدما نباشید که میان میگن « ای بیمعرفت چرا خبر نمیگیری تو رفیقی مثلا؟ من همش خبرتو میگیرم » نه. رفیقت نیستم. اگه میخواستم پیام میدادم. از کسی انتظار دوستی نداشته باش. اه. هی احساس گناه میدین به آدم.
luftschloss
من با هدفِ یومکو شدن رفتم آرایشگاه ولی ماکی برگشتم.
البته که ماکی کویینه. منظورم اینه مدلشون شبیه موهای ماکی شد.
I mean, all creatures deserve to live but no, not when you're a fuckin cishet male fuck you.
خواب دیدم رفتیم خونهی تهرانمون، بعد آسانسورش خراب بود هرکار میکردم نگه نمیداشت که پیاده شم. به زور آخرین طبقه پیاده شدم اومدم از راهپله برگردم چند طبقه بیام پایین تا به خونمون برسم ولی در راهپله و در یکی از واحدا دوتاشون بسته و دقیقا کنار هم بودن. منم رندوم در زدم و از شانسم در راهپله نبود و یه خانم میانسالی که از قضا عمهی طناز بود درو باز کرد :)))))) منم احوال پرسی کردم و اینا. بعد یهو اون پسر تیکتاکره دنی فانتوم از توی اتاق این خونه اومد بیرون و طناز گفت عه ؟ نمیدونستی پسرعممه ؟ منم کرک و پرم ریخته بود که داداش من اصن نمیدونستم طرف ایرانیه چه برسه به پسرعمهی تو. بعدم گوشیمو برداشتم به دوستام پیام دادم که بچهها من این تیکتاکره رو دیدم ولی پسره بدون میکاپ پوتیتویی بیش نیست :| بعدشم از مجتمع اومدم بیرون بابامو دیدم که بهم گفت به داداشم یه چیزی بگم منم چون حواسم خیلی پرته اصلا نفهمیدم باید بهش بگم چیکار کنه و کلی نگران بودم که قراره کلی غرغر بشنوم.