چقد اون روزایی که به بهانههای الکی مدرسه نمیرفتم و بجاش مینشستم کتاب میخوندم یا انیمه میدیدم رو دوست داشتم. حتی یه بار بخاطر کامبک بیتیاس مدرسه نرفتم =)) خیلی راحت به اصطلاحی میپیچوندم. یه بار آخرای سال تحصیلی مامانم ازم پرسید حوصله داری امروز بری و منم صادقانه گفتم نه و مدرسه نرفتم :)))) ولی سال آخر دهنم سرویس شد و آرزوی یه روز مدرسه نرفتن روی دلم موند :(
علیرضا بعد اینکه برگشتیم خونه اومد بغل و بوسم کرد و ازم تشکر کرد که باهاش بیرون رفتم و گفت که آخر هفتهام باز باهم بیرون میریم. بهترین پسر دنیا کیه و چرا علیرضاست 3>
luftschloss
علیرضا بعد اینکه برگشتیم خونه اومد بغل و بوسم کرد و ازم تشکر کرد که باهاش بیرون رفتم و گفت که آخر هفتهام باز باهم بیرون میریم. بهترین پسر دنیا کیه و چرا علیرضاست 3>
وقتی تراپیستم ازم پرسید توی خانوادهاتون با کی از همه راحت تری سریعا جواب دادم با برادرم. واقعا خیلی ماه و مهربونه :(
من هفته پیش فکر میکردم این هفته دهنم سرویس میشه چون یه پروژه خیلی مسخره، کلی تکلیف آلمانی، یه ارائه و یه امتحان داشتم و حقیقتا هیچ نظری نداشتم چطوری باید این هفته رو سروایو کنم ولی آره، کارهام رو به راحتی و به موقع انجام دادم و متوجه شدم که ۹۹ درصد نگرانیها و دغدغههای ما به دور از واقعیتن چه برسه بخوایم نگرانشون هم باشیم.
بچهها، من حس میکنم خیلیامون مبتلا به ایمپاستر سندرم هستیم؛ سندرمی که باعث یک ناتوانی در فرد میشه که فکر میکنه موفقیتی که به دست آورده فقط توسط شانس بوده و مهارت و توانایی خودش نقشی توش نداشته و خودش رو کاملا ناتوان میدونه و خب شانس گرفتار شدن این افراد به اضطراب بیشتر از بقیه افراده. حالا که اینا رو گفتم برین این مقاله رو بخونین تا با نشانگانش، چگونگی کنار اومدن باهاش، انواعش و غیره آشنا بشین. امیدوارم کمکتون کنه.