🔔تتر در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰.۱ میلیارد دلار سود مالی ساخت.
اما با وجود این سود عظیم، حاشیه امنی که پشت تعهداتش قرار داشت، کوچکتر شد.
جدول سرمایه خودِ BDO این رو خیلی روشن نشون میده.
تتر سال رو با ۷.۰۸۷ میلیارد دلار مازاد ذخایر شروع کرد. در طول سال ۱۰.۱۰۶ میلیارد دلار نتیجه مالی مثبت ساخت، اما همزمان ۱۰.۸۵۵ میلیارد دلار سود سهام پرداخت کرد.
در نتیجه، سال رو با ۶.۳۳۸ میلیارد دلار مازاد به پایان رسوند.
یعنی پولی که از شرکت خارج شد، ۷۴۹ میلیون دلار بیشتر از کل نتیجه مالی همون سال بود.
و این دقیقاً همون عددیه که بین تیترهای مربوط به حسابرسی گم شد.
البته گزارش KPMG واقعاً مهمه.
این KPMG صورتهای مالی کامل سال ۲۰۲۵ شرکت Tether International رو بر اساس استانداردهای حسابداری آمریکا حسابرسی کرده؛ تراکنشها، سیستمها، اسناد مالکیت و ارزشگذاری داراییها رو بررسی کرده و حتی بهجای اتکا به اسناد متولی نگهداری، شمشهای طلا رو بهصورت فیزیکی شمارش کرده.
بعد از سالها که تتر فقط گزارشهای تأییدی فصلی منتشر میکرد، این سطح از حسابرسی یک قدم جدی رو به جلو محسوب میشه.
اما حالا یک نکته جالب داریم.
دو گزارش، وضعیت یک شرکت رو در یک تاریخ مشخص، یعنی ۳۱ دسامبر، بررسی کردن.
از طرفی KPMG میگه ارزش ذخایر تتر ۶.۸۱۴ میلیارد دلار بیشتر از بدهیها بوده.
از طرفی BDO این عدد رو ۶.۳۳۸ میلیارد دلار گزارش کرده.
یعنی ۴۷۶ میلیون دلار اختلاف.
اما لزوماً هیچکدام اشتباه نکردن.
این عزیزمون یعنی KPMG صورتهای مالی رو بر اساس استاندارد US GAAP حسابرسی کرده، در حالی که BDO از قواعد شناسایی و اندازهگیری IFRS استفاده کرده و صراحتاً هم گفته گزارشش یک صورت مالی کامل نیست.
پس دو چارچوب حسابداری متفاوت میتونن به دو عدد متفاوت برسن.
مشکل جای دیگهست.
صورتهای مالی کامل حسابرسیشده و یادداشتهای همراهش هنوز منتشر نشدن.
برای همین، کسی بیرون از شرکت فعلاً نمیتونه این اختلاف ۴۷۶ میلیون دلاری رو دقیقاً جزءبهجزء تطبیق بده.
بازار فعلاً نظر حسابرس و بیانیه شرکت رو داره؛ اما جزئیات لازم برای وصل کردن این دو عدد به هم رو نداره.
اگه مقایسه رو فقط بین گزارشهای خود BDO انجام بدیم، روند واضحتر میشه.
مازاد ذخایر تتر از ۶.۳۳۸ میلیارد دلار در دسامبر به ۴.۱۱۰ میلیارد دلار در ژوئن رسیده.
یعنی فقط در شش ماه، حدود ۳۵.۲٪ کاهش.
در مقابل ۱۸۳.۶۴۲ میلیارد دلار بدهی، این یعنی حاشیه مازاد تتر حالا فقط حدود ۲.۲۴٪ از کل تعهداتشه.
بعد به یک تفاوت مهم دیگه میرسیم.
نتیجه مالی تتر در سهماهه اول مثبت ۱.۰۴ میلیارد دلار بود.
اما نتیجه ششماهه منفی ۳.۱۷۱ میلیارد دلار ثبت شده.
از اختلاف این دو عدد میشه نتیجه گرفت که نتیجه مالی سهماهه دوم تقریباً منفی ۴.۲۱۱ میلیارد دلار بوده.
در عین حال، خود تتر برای همان سهماهه دوم از ۱.۵ میلیارد دلار سود عملیاتی خالص خبر داده.
این دو عدد الزاماً با هم تناقض ندارن.
دارن دو چیز متفاوت رو اندازه میگیرن.
اما اطلاعات عمومی فعلی، جزئیاتی رو که دقیقاً نشان بده چطور از یکی به دیگری میرسیم، در اختیار بازار نمیذاره.
چیزی که میشه دید، یک نکته مهمتره:
تتر میتونه از فعالیت اصلی خودش سود عملیاتی بسیار بزرگی بسازه، در حالی که ارزش مجموعه وسیعتر داراییهایش همزمان کاهش پیدا میکنه.
برای فهمیدن این موضوع باید ساختار ذخایر تتر رو دید.
حدود ۱۴۰.۶ میلیارد دلار از داراییها در پول نقد، معادلهای نقد و سپردههای کوتاهمدت قرار داره؛ چیزی حدود ۷۵٪ کل داراییها.
از این مقدار، حدود ۱۱۴.۹۶ میلیارد دلار فقط اوراق خزانه کوتاهمدت آمریکاست.
اما کنار این بخش بسیار نقدشونده، تتر طلا، بیتکوین، سهام، وامهای تضمینشده و سرمایهگذاریهای دیگری هم داره که مجموعشان به حدود ۴۷ میلیارد دلار میرسه.
در مقابل، مازاد سرمایه فقط ۴.۱۱۰ میلیارد دلاره.
و اینجا تفاوت مهم بین نقدشوندگی و توان جذب زیان خودش رو نشان میده.
اوراق خزانه و داراییهای نقدشونده کمک میکنن تتر وقتی کسی USDT خودش رو نقد میکنه، پول لازم برای بازخرید رو داشته باشه.
اما این مازاد ذخایره که باید زیان احتمالی داراییها رو جذب کنه.
این دو، یک چیز نیستن.
هیچکدام از این اعداد بهخودیخود نشونه تخلف نیست.
پرداخت سود سهام یک تصمیم درباره نحوه تخصیص سرمایهست.
تتر هم تا امروز از تمام دورههای سنگین بازخریدی که با آنها روبهرو شده عبور کرده.
خود BDO هم تأکید میکنه ارزشگذاریهایش بر اساس شرایط عادی بازار انجام شده، نه یک سناریوی بحرانی.
پس مسئله این نیست که «تتر پول نداره» یا «USDT در آستانه فروپاشیه».
نکته بسیار محدودتر و در عین حال مهمتره:
سودآوری تتر، همون حاشیه امنیت تتر نیست.
مهم نیست شرکت چقدر پول درمیاره.
اما با وجود این سود عظیم، حاشیه امنی که پشت تعهداتش قرار داشت، کوچکتر شد.
جدول سرمایه خودِ BDO این رو خیلی روشن نشون میده.
تتر سال رو با ۷.۰۸۷ میلیارد دلار مازاد ذخایر شروع کرد. در طول سال ۱۰.۱۰۶ میلیارد دلار نتیجه مالی مثبت ساخت، اما همزمان ۱۰.۸۵۵ میلیارد دلار سود سهام پرداخت کرد.
در نتیجه، سال رو با ۶.۳۳۸ میلیارد دلار مازاد به پایان رسوند.
یعنی پولی که از شرکت خارج شد، ۷۴۹ میلیون دلار بیشتر از کل نتیجه مالی همون سال بود.
و این دقیقاً همون عددیه که بین تیترهای مربوط به حسابرسی گم شد.
البته گزارش KPMG واقعاً مهمه.
این KPMG صورتهای مالی کامل سال ۲۰۲۵ شرکت Tether International رو بر اساس استانداردهای حسابداری آمریکا حسابرسی کرده؛ تراکنشها، سیستمها، اسناد مالکیت و ارزشگذاری داراییها رو بررسی کرده و حتی بهجای اتکا به اسناد متولی نگهداری، شمشهای طلا رو بهصورت فیزیکی شمارش کرده.
بعد از سالها که تتر فقط گزارشهای تأییدی فصلی منتشر میکرد، این سطح از حسابرسی یک قدم جدی رو به جلو محسوب میشه.
اما حالا یک نکته جالب داریم.
دو گزارش، وضعیت یک شرکت رو در یک تاریخ مشخص، یعنی ۳۱ دسامبر، بررسی کردن.
از طرفی KPMG میگه ارزش ذخایر تتر ۶.۸۱۴ میلیارد دلار بیشتر از بدهیها بوده.
از طرفی BDO این عدد رو ۶.۳۳۸ میلیارد دلار گزارش کرده.
یعنی ۴۷۶ میلیون دلار اختلاف.
اما لزوماً هیچکدام اشتباه نکردن.
این عزیزمون یعنی KPMG صورتهای مالی رو بر اساس استاندارد US GAAP حسابرسی کرده، در حالی که BDO از قواعد شناسایی و اندازهگیری IFRS استفاده کرده و صراحتاً هم گفته گزارشش یک صورت مالی کامل نیست.
پس دو چارچوب حسابداری متفاوت میتونن به دو عدد متفاوت برسن.
مشکل جای دیگهست.
صورتهای مالی کامل حسابرسیشده و یادداشتهای همراهش هنوز منتشر نشدن.
برای همین، کسی بیرون از شرکت فعلاً نمیتونه این اختلاف ۴۷۶ میلیون دلاری رو دقیقاً جزءبهجزء تطبیق بده.
بازار فعلاً نظر حسابرس و بیانیه شرکت رو داره؛ اما جزئیات لازم برای وصل کردن این دو عدد به هم رو نداره.
اگه مقایسه رو فقط بین گزارشهای خود BDO انجام بدیم، روند واضحتر میشه.
مازاد ذخایر تتر از ۶.۳۳۸ میلیارد دلار در دسامبر به ۴.۱۱۰ میلیارد دلار در ژوئن رسیده.
یعنی فقط در شش ماه، حدود ۳۵.۲٪ کاهش.
در مقابل ۱۸۳.۶۴۲ میلیارد دلار بدهی، این یعنی حاشیه مازاد تتر حالا فقط حدود ۲.۲۴٪ از کل تعهداتشه.
بعد به یک تفاوت مهم دیگه میرسیم.
نتیجه مالی تتر در سهماهه اول مثبت ۱.۰۴ میلیارد دلار بود.
اما نتیجه ششماهه منفی ۳.۱۷۱ میلیارد دلار ثبت شده.
از اختلاف این دو عدد میشه نتیجه گرفت که نتیجه مالی سهماهه دوم تقریباً منفی ۴.۲۱۱ میلیارد دلار بوده.
در عین حال، خود تتر برای همان سهماهه دوم از ۱.۵ میلیارد دلار سود عملیاتی خالص خبر داده.
این دو عدد الزاماً با هم تناقض ندارن.
دارن دو چیز متفاوت رو اندازه میگیرن.
اما اطلاعات عمومی فعلی، جزئیاتی رو که دقیقاً نشان بده چطور از یکی به دیگری میرسیم، در اختیار بازار نمیذاره.
چیزی که میشه دید، یک نکته مهمتره:
تتر میتونه از فعالیت اصلی خودش سود عملیاتی بسیار بزرگی بسازه، در حالی که ارزش مجموعه وسیعتر داراییهایش همزمان کاهش پیدا میکنه.
برای فهمیدن این موضوع باید ساختار ذخایر تتر رو دید.
حدود ۱۴۰.۶ میلیارد دلار از داراییها در پول نقد، معادلهای نقد و سپردههای کوتاهمدت قرار داره؛ چیزی حدود ۷۵٪ کل داراییها.
از این مقدار، حدود ۱۱۴.۹۶ میلیارد دلار فقط اوراق خزانه کوتاهمدت آمریکاست.
اما کنار این بخش بسیار نقدشونده، تتر طلا، بیتکوین، سهام، وامهای تضمینشده و سرمایهگذاریهای دیگری هم داره که مجموعشان به حدود ۴۷ میلیارد دلار میرسه.
در مقابل، مازاد سرمایه فقط ۴.۱۱۰ میلیارد دلاره.
و اینجا تفاوت مهم بین نقدشوندگی و توان جذب زیان خودش رو نشان میده.
اوراق خزانه و داراییهای نقدشونده کمک میکنن تتر وقتی کسی USDT خودش رو نقد میکنه، پول لازم برای بازخرید رو داشته باشه.
اما این مازاد ذخایره که باید زیان احتمالی داراییها رو جذب کنه.
این دو، یک چیز نیستن.
هیچکدام از این اعداد بهخودیخود نشونه تخلف نیست.
پرداخت سود سهام یک تصمیم درباره نحوه تخصیص سرمایهست.
تتر هم تا امروز از تمام دورههای سنگین بازخریدی که با آنها روبهرو شده عبور کرده.
خود BDO هم تأکید میکنه ارزشگذاریهایش بر اساس شرایط عادی بازار انجام شده، نه یک سناریوی بحرانی.
پس مسئله این نیست که «تتر پول نداره» یا «USDT در آستانه فروپاشیه».
نکته بسیار محدودتر و در عین حال مهمتره:
سودآوری تتر، همون حاشیه امنیت تتر نیست.
مهم نیست شرکت چقدر پول درمیاره.
❤25
برای امنیت دارندگان USDT، مهمتر اینه که بعد از سود، سرمایهگذاری و تقسیم پول، چقدر پشت وعده بازخرید باقی میمونه.
تتر بیش از ۱۰ میلیارد دلار نتیجه مالی مثبت ساخت.
اما در پایان همان سال، حاشیهای که پشت حدود ۱۸۴ میلیارد دلار تعهد قرار داشت، ۷۴۹ میلیون دلار کوچکتر شده بود
✍🏻مجتبی دادبام
@bitiversity
تتر بیش از ۱۰ میلیارد دلار نتیجه مالی مثبت ساخت.
اما در پایان همان سال، حاشیهای که پشت حدود ۱۸۴ میلیارد دلار تعهد قرار داشت، ۷۴۹ میلیون دلار کوچکتر شده بود
✍🏻مجتبی دادبام
@bitiversity
❤30👍3
🔔جدا از نشونههای ضعفی که قبلاً دربارهشون در اینستاگرام به تفصیل در موردش صحبت کردیم، حالا یک نشونه دیگه هم به آنها اضافه شده.
یه Lower High جدید هم روی بدنه کندلها شکل گرفته؛ یعنی قیمت دوباره نتونسته خودش رو به سقف قبلی برسونه و در سطح پایینتری برگشته.
در نتیجه، حالا چند ساختار نزولی دارن همزمان روی قیمت فشار میارن.
هرچه تعداد این روندهای نزولی بیشتر میشه، تصویر کلی هم واضحتر میشه:
ضعف بازار داره بیشتر میشه، نه کمتر.
#بیتکوین #btc #bitcoin
@bitiversity
یه Lower High جدید هم روی بدنه کندلها شکل گرفته؛ یعنی قیمت دوباره نتونسته خودش رو به سقف قبلی برسونه و در سطح پایینتری برگشته.
در نتیجه، حالا چند ساختار نزولی دارن همزمان روی قیمت فشار میارن.
هرچه تعداد این روندهای نزولی بیشتر میشه، تصویر کلی هم واضحتر میشه:
ضعف بازار داره بیشتر میشه، نه کمتر.
#بیتکوین #btc #bitcoin
@bitiversity
❤31👍8👀3👏2
✍🏻🚨بیتکوین داره جهش میکنه چون وزارت خزانهداری آمریکا این پیام رو به بازار داده که هر کاری لازم باشه انجام میده تا جلوی جهش شدید نرخ بازده اوراق بلندمدت رو بگیره
@bitiversity
@bitiversity
❤46👀3👍1😢1
🚨چارت شماره (۱):
بیتکوین از رنج تابستانی خودش خارج شده؛ همان محدوده آبی تا آبی روی چارت، و تمام Lower Highهای چندهفتهای که ساخته بود، یعنی خطوط مشکی، رو شکسته.
علاوه بر این، برای اولین بار در تاریخ، بیتکوین در ماه آگوستِ یک بازار نزولی، رشد دو رقمی ثبت کرده.
با این حال، این شکست هنوز از نظر تکنیکال تأیید نشده.
البته قیمت الزاماً نباید به محدوده مقاومتی ۶۶ تا ۶۷ هزار دلار که بهتازگی شکسته، برگرده.
اتفاقاً بیتکوین به این معروفه که وقتی قدرت باهاشه، خیلی وقتها چنین تستهای مجددی بعد از شکست رو کاملاً نادیده میگیره و بدون برگشت به مسیرش ادامه میده.
با این حال، از نظر تکنیکال، برگشت به این محدوده همچنان یک احتمال باقی میمونه؛ مخصوصاً حالا که قیمت داره عمیقتر وارد یک ناحیه مقاومت ماکروی مهم میشه که در بخش بعدی دربارهاش صحبت میکنم.
@bitiversity
بیتکوین از رنج تابستانی خودش خارج شده؛ همان محدوده آبی تا آبی روی چارت، و تمام Lower Highهای چندهفتهای که ساخته بود، یعنی خطوط مشکی، رو شکسته.
علاوه بر این، برای اولین بار در تاریخ، بیتکوین در ماه آگوستِ یک بازار نزولی، رشد دو رقمی ثبت کرده.
با این حال، این شکست هنوز از نظر تکنیکال تأیید نشده.
البته قیمت الزاماً نباید به محدوده مقاومتی ۶۶ تا ۶۷ هزار دلار که بهتازگی شکسته، برگرده.
اتفاقاً بیتکوین به این معروفه که وقتی قدرت باهاشه، خیلی وقتها چنین تستهای مجددی بعد از شکست رو کاملاً نادیده میگیره و بدون برگشت به مسیرش ادامه میده.
با این حال، از نظر تکنیکال، برگشت به این محدوده همچنان یک احتمال باقی میمونه؛ مخصوصاً حالا که قیمت داره عمیقتر وارد یک ناحیه مقاومت ماکروی مهم میشه که در بخش بعدی دربارهاش صحبت میکنم.
@bitiversity
❤35👍6🫡1
Bitiversity
🚨چارت شماره (۱): بیتکوین از رنج تابستانی خودش خارج شده؛ همان محدوده آبی تا آبی روی چارت، و تمام Lower Highهای چندهفتهای که ساخته بود، یعنی خطوط مشکی، رو شکسته. علاوه بر این، برای اولین بار در تاریخ، بیتکوین در ماه آگوستِ یک بازار نزولی، رشد دو رقمی ثبت…
🚨چارت شماره (۲):
بیتکوین به میانگین متحرک نمایی ۵۰ ماهه، 50-Month EMA رسیده؛ همان خط بنفش روی چارت، و در حال حاضر حتی کمی هم از آن فراتر رفته.
اما با این حرکت، بیتکوین داره عمیقتر و عمیقتر وارد همان مقاومت بسیار مهم آبی میشه؛ مقاومتی که فراکتال تاریخی ۲۰۲۲ نشان میداد قیمت احتمالاً از آن پس زده میشه.
میانگین متحرک ۵۰ ماهه، مرز پایینی این مقاومت بزرگ رو مشخص میکنه؛ سطحی که با کفهای فوریه و مارس ۲۰۲۶ همپوشانی داره و سقفهایی رو هم در بر میگیره که در کندلهای ماهانه سال ۲۰۲۴ با بدنه کندل شکل گرفته بودن.
اگه بیتکوین کلوز ماهانه خودش رو زیر میانگین متحرک ۵۰ ماهه ثبت کنه، احتمالاً یک نشونه نزولی برای بیتکوین خواهد بود.
چون چنین کلوزی تأیید میکنه که این مقاومت، در این مقطع از چرخه، سقف کلی قیمت خواهد بود.
در مقابل، بیتکوین باید این مقاومت رو پشت سر بذاره و یا میانگین متحرک ۵۰ ماهه رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره تا بتونه شروع به ساختن پایههای لازم برای شکستن Macro Lower Highها کنه.
بنابراین، کلوز ماهانه تعیینکننده خواهد بود.
@bitiversity
بیتکوین به میانگین متحرک نمایی ۵۰ ماهه، 50-Month EMA رسیده؛ همان خط بنفش روی چارت، و در حال حاضر حتی کمی هم از آن فراتر رفته.
اما با این حرکت، بیتکوین داره عمیقتر و عمیقتر وارد همان مقاومت بسیار مهم آبی میشه؛ مقاومتی که فراکتال تاریخی ۲۰۲۲ نشان میداد قیمت احتمالاً از آن پس زده میشه.
میانگین متحرک ۵۰ ماهه، مرز پایینی این مقاومت بزرگ رو مشخص میکنه؛ سطحی که با کفهای فوریه و مارس ۲۰۲۶ همپوشانی داره و سقفهایی رو هم در بر میگیره که در کندلهای ماهانه سال ۲۰۲۴ با بدنه کندل شکل گرفته بودن.
اگه بیتکوین کلوز ماهانه خودش رو زیر میانگین متحرک ۵۰ ماهه ثبت کنه، احتمالاً یک نشونه نزولی برای بیتکوین خواهد بود.
چون چنین کلوزی تأیید میکنه که این مقاومت، در این مقطع از چرخه، سقف کلی قیمت خواهد بود.
در مقابل، بیتکوین باید این مقاومت رو پشت سر بذاره و یا میانگین متحرک ۵۰ ماهه رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره تا بتونه شروع به ساختن پایههای لازم برای شکستن Macro Lower Highها کنه.
بنابراین، کلوز ماهانه تعیینکننده خواهد بود.
@bitiversity
❤31👍2
Bitiversity
🚨چارت شماره (۲): بیتکوین به میانگین متحرک نمایی ۵۰ ماهه، 50-Month EMA رسیده؛ همان خط بنفش روی چارت، و در حال حاضر حتی کمی هم از آن فراتر رفته. اما با این حرکت، بیتکوین داره عمیقتر و عمیقتر وارد همان مقاومت بسیار مهم آبی میشه؛ مقاومتی که فراکتال تاریخی…
🚨چارت (۳)
یکی از چیزهایی که در این صعود اخیر بیتکوین باید در نظر بگیریم اینه:
آیا بیتکوین میتونه میانگین متحرک نمایی ۲۱ هفتهای، 21-Week EMA، یعنی خط سبز رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره؟
در بازارهای صعودی، طبیعتاً این میانگین معمولاً نقش حمایت رو بازی میکنه.
اما در بازارهای نزولی، همین EMA معمولاً بهعنوان مقاومت عمل میکنه؛ یا حتی وقتی قیمت بیش از حد به سمت بالا کشیده میشه، میتونه به محدودهای تبدیل بشه که تست مجدد قیمت در آن شکست میخوره.
برای اینکه بیتکوین قدرت صعودی فعلی خودش رو حفظ کنه، قیمت باید کلوز هفتگی بالای میانگین ۲۱ هفتهای ثبت کنه و بعد هم در تست مجدد، با موفقیت آن رو بهعنوان حمایت حفظ کنه.
@bitiversity
یکی از چیزهایی که در این صعود اخیر بیتکوین باید در نظر بگیریم اینه:
آیا بیتکوین میتونه میانگین متحرک نمایی ۲۱ هفتهای، 21-Week EMA، یعنی خط سبز رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره؟
در بازارهای صعودی، طبیعتاً این میانگین معمولاً نقش حمایت رو بازی میکنه.
اما در بازارهای نزولی، همین EMA معمولاً بهعنوان مقاومت عمل میکنه؛ یا حتی وقتی قیمت بیش از حد به سمت بالا کشیده میشه، میتونه به محدودهای تبدیل بشه که تست مجدد قیمت در آن شکست میخوره.
برای اینکه بیتکوین قدرت صعودی فعلی خودش رو حفظ کنه، قیمت باید کلوز هفتگی بالای میانگین ۲۱ هفتهای ثبت کنه و بعد هم در تست مجدد، با موفقیت آن رو بهعنوان حمایت حفظ کنه.
@bitiversity
❤31👍2
Bitiversity
🚨چارت (۳) یکی از چیزهایی که در این صعود اخیر بیتکوین باید در نظر بگیریم اینه: آیا بیتکوین میتونه میانگین متحرک نمایی ۲۱ هفتهای، 21-Week EMA، یعنی خط سبز رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره؟ در بازارهای صعودی، طبیعتاً این میانگین معمولاً نقش حمایت رو بازی…
ادامه چارت شماره (۳)
چون در غیر این صورت، اگه بیتکوین در تست مجدد این EMA شکست بخوره و میانگین ۲۱ هفتهای دوباره به مقاومت جدید تبدیل بشه، همان الگویی رو تکرار میکنه که در رالی تسکینی اوایل ۲۰۲۶ دیدیم و دوباره به ادامه روند نزولی خودش برمیگرده.
بهطور کلی، بیتکوین برای اینکه یک روند صعودی ماکروی جدید رو تأیید کنه، باید شکست خودش به بالای روند نزولی ماکرو رو هم تأیید کند.
در حال حاضر، قیمت همچنان داره Macro Lower High میسازه.
و در واقع، بیتکوین باید هم میانگین ۲۱ هفتهای، یعنی خط سبز، و هم میانگین ۵۰ هفتهای، یعنی خط بنفش، رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره تا در نهایت ساختار Macro Lower Highها رو باطل کنه.
کاری که تاریخ نشون میده ممکنه در این مقطع از چرخه، بیش از حد دشوار باشه.
@bitiversity
چون در غیر این صورت، اگه بیتکوین در تست مجدد این EMA شکست بخوره و میانگین ۲۱ هفتهای دوباره به مقاومت جدید تبدیل بشه، همان الگویی رو تکرار میکنه که در رالی تسکینی اوایل ۲۰۲۶ دیدیم و دوباره به ادامه روند نزولی خودش برمیگرده.
بهطور کلی، بیتکوین برای اینکه یک روند صعودی ماکروی جدید رو تأیید کنه، باید شکست خودش به بالای روند نزولی ماکرو رو هم تأیید کند.
در حال حاضر، قیمت همچنان داره Macro Lower High میسازه.
و در واقع، بیتکوین باید هم میانگین ۲۱ هفتهای، یعنی خط سبز، و هم میانگین ۵۰ هفتهای، یعنی خط بنفش، رو دوباره بهعنوان حمایت پس بگیره تا در نهایت ساختار Macro Lower Highها رو باطل کنه.
کاری که تاریخ نشون میده ممکنه در این مقطع از چرخه، بیش از حد دشوار باشه.
@bitiversity
❤32👍3
بخش شماره (۴)
یکی از چیزهایی که بیتکوین طی سالها به ما یاد داده اینه که دورههایی از عملکرد ضعیفتر رو تجربه میکنه تا از طریق بازگشت به میانگین، Mean Reversion، بعداً وارد دورهای از عملکرد بهتر بشه.
اما این عملکرد بهتر هم در نهایت به میانگین برمیگرده و قیمت دوباره از عملکرد بهتر به عملکرد ضعیفتر منتقل میشه.
بیتکوین در حال حاضر قویترین آگوست تاریخ خودش در یک بازار نزولی رو تجربه میکنه.
اما سپتامبر در بازارهای نزولی، معمولاً ماهی نزولی برای بیتکوین بوده.
طبیعتاً وسوسهانگیزه که فکر کنیم چون آگوست بهشکل غیرمعمولی صعودی بوده، سپتامبر هم صعودی خواهد بود.
اما اگه برعکس باشه چی؟
اگه سپتامبر فقط همان ماه نزولی معمولی خودش باشه که در بازارهای نزولی اغلب بوده؛ و این اتفاق بخشی از همان بازگشت به میانگین باشه که بیتکوین رو از عملکرد بیشازحد خوب فعلی، دوباره به عملکرد ضعیفتر برمیگردونه؟
@bitiversity
یکی از چیزهایی که بیتکوین طی سالها به ما یاد داده اینه که دورههایی از عملکرد ضعیفتر رو تجربه میکنه تا از طریق بازگشت به میانگین، Mean Reversion، بعداً وارد دورهای از عملکرد بهتر بشه.
اما این عملکرد بهتر هم در نهایت به میانگین برمیگرده و قیمت دوباره از عملکرد بهتر به عملکرد ضعیفتر منتقل میشه.
بیتکوین در حال حاضر قویترین آگوست تاریخ خودش در یک بازار نزولی رو تجربه میکنه.
اما سپتامبر در بازارهای نزولی، معمولاً ماهی نزولی برای بیتکوین بوده.
طبیعتاً وسوسهانگیزه که فکر کنیم چون آگوست بهشکل غیرمعمولی صعودی بوده، سپتامبر هم صعودی خواهد بود.
اما اگه برعکس باشه چی؟
اگه سپتامبر فقط همان ماه نزولی معمولی خودش باشه که در بازارهای نزولی اغلب بوده؛ و این اتفاق بخشی از همان بازگشت به میانگین باشه که بیتکوین رو از عملکرد بیشازحد خوب فعلی، دوباره به عملکرد ضعیفتر برمیگردونه؟
@bitiversity
❤36👍3
🚨بخش پنجم و چارت شماره (۴)
در تمام طول این چرخه نزولی، بیتکوین بارها خوشههایی از حرکات قیمتی در مقیاس ماکرو ساخته که با شکستهای فیک همراه بودن.
اگه معتقدی کف بازار همین حالا شکل گرفته، کاملاً قابل قبوله.
اما در این صورت، بیتکوین باید بتونه قیمت رو در همین سطوح بالا حفظ کنه تا تأیید بشه که این دیدگاه واقعاً ارزش حفظ کردن داره.
واقعیت اینه که از نظر تکنیکال و براساس الگوهای چرخه چهارساله بیتکوین، بازار هنوز میتونه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ برای ثبت کف بازار نزولی زمان داشته باشه.
و این یعنی هنوز زمان زیادی باقی مونده.
اگه حرکت فعلی واقعاً یک رالی تسکینی در بازار نزولی، Bear Market Relief Rally باشه، به احتمال زیاد گذشت زمان ماهیت واقعی این حرکت رو مشخص میکنه.
چون در چرخههای نزولی، قدرت قیمت پایدار نمیمونه.
@bitiversity
در تمام طول این چرخه نزولی، بیتکوین بارها خوشههایی از حرکات قیمتی در مقیاس ماکرو ساخته که با شکستهای فیک همراه بودن.
اگه معتقدی کف بازار همین حالا شکل گرفته، کاملاً قابل قبوله.
اما در این صورت، بیتکوین باید بتونه قیمت رو در همین سطوح بالا حفظ کنه تا تأیید بشه که این دیدگاه واقعاً ارزش حفظ کردن داره.
واقعیت اینه که از نظر تکنیکال و براساس الگوهای چرخه چهارساله بیتکوین، بازار هنوز میتونه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ برای ثبت کف بازار نزولی زمان داشته باشه.
و این یعنی هنوز زمان زیادی باقی مونده.
اگه حرکت فعلی واقعاً یک رالی تسکینی در بازار نزولی، Bear Market Relief Rally باشه، به احتمال زیاد گذشت زمان ماهیت واقعی این حرکت رو مشخص میکنه.
چون در چرخههای نزولی، قدرت قیمت پایدار نمیمونه.
@bitiversity
❤43👍12
🔔وزارت خزانهداری آمریکا معمولاً تغییرات برنامه بازخرید اوراق بدهی خودش رو فقط در یک رویداد مشخص اعلام میکنه: نشست فصلی تأمین مالی مجدد، یا Quarterly Refunding.
از زمان شروع این برنامه، خزانهداری ۹ بار همین روال رو دنبال کرده.
حتی این موضوع رو بهصورت مکتوب هم اعلام کرده و گفته بود:
«بهروزرسانیهای بعدی در نشستهای فصلی تأمین مالی مجدد ارائه خواهند شد.»
اما روز چهارشنبه، ۱۹ آگوست، اتفاق متفاوتی افتاد.
خزانهداری وسط فصل، برنامه رو تغییر داد.
این تغییر، اندازه هر عملیات بازخرید در اوراق بلندمدت رو دو برابر میکنه.
حداکثر خرید در سررسیدهای ۱۰ تا ۲۰ ساله و ۲۰ تا ۳۰ ساله که قبلاً برای هر عملیات ۲ میلیارد دلار بود، از ۹ سپتامبر به «حداقل ۴ میلیارد دلار» افزایش پیدا میکنه.
هنوز هفت عملیات از این نوع در برنامه منتشرشده باقی مونده.
با این تغییر، سقف حسابی بازخریدهای این فصل از ۳۸ میلیارد دلار به حداقل ۵۲ میلیارد دلار میرسه و اگه همین نرخ برای یک فصل کامل ادامه پیدا کنه، رقم به ۵۴ میلیارد دلار خواهد رسید.
نکته جالب اینجاست که خزانهداری فقط ۱۴ روز قبل، در ۵ آگوست، همان سقف ۳۸ میلیارد دلاری رو دوباره تأیید کرده بود.
از آن زمان هم هنوز عدد جدیدی برای کل فصل اعلام نکرده و فقط گفته برنامه اصلاحشده «در تاریخی بعدی» منتشر خواهد شد.
اما یک تفاوت تاریخی مهم هم وجود داره.
تا حالا، سقف خرید در هر عملیات هیچوقت افزایش پیدا نکرده بود.
تمام دفعات قبلی که برنامه بزرگتر شده بود، خزانهداری فقط تعداد عملیاتها رو بیشتر کرده بود؛ یعنی دفعات بیشتری خرید انجام میداد، اما سقف هر عملیات همان ۲ میلیارد دلار باقی میموند.
این بار خودِ اندازه عملیات دو برابر شده.
دلیل این تغییر رو میشه خیلی واضح در اطلاعات معاملهگرهای اصلی بازار اوراق دید.
در فصل منتهی به ۲۸ جولای، برای اوراق با سررسید ۲۰ تا ۳۰ ساله، فروشندهها ۹۵.۱ میلیارد دلار اوراق برای فروش به خزانهداری پیشنهاد کردن.
سقف خرید فقط ۸ میلیارد دلار بود.
و خزانهداری تمام آن ۸ میلیارد دلار رو خرید.
اما در اوراق ۵ تا ۷ ساله، فقط ۳.۸ میلیارد دلار پیشنهاد فروش در برابر سقف ۴ میلیارد دلاری ارائه شد.
و خزانهداری از آن فقط ۳۰۰ میلیون دلار خرید.
قواعد یکی بود.
فروشندهها در هر دو بخش آزاد بودن اوراق خودشون رو برای فروش پیشنهاد بدن.
اما رفتار بازار در دو سر طیف کاملاً متفاوت بود.
تقاضا برای فروختن اوراق بسیار بلندمدت به خزانهداری، بهمراتب بیشتر بود.
اما یک نکته مهم:
این محرک اقتصادی نیست.
و کاهش بدهی دولت هم نیست.
اوراقی که خزانهداری بازخرید میکنه، با انتشار بدهی جدید جایگزین میشن و تأمین مالی در حاشیه بیشتر از طریق اوراق کوتاهمدت، یعنی Treasury Bills، انجام میشه.
پس چیزی که واقعاً اتفاق میفته، نوعی جابجایی سررسید بدهی یا Duration Swapه.
به زبان ساده، خزانهداری بدهی بلندمدت رو از دست بازار جمع میکنه و در مقابل، بخش بیشتری از تأمین مالی رو به سمت بدهی کوتاهمدت میبره.
با تغییر جدید، سرعتی که خزانهداری اوراق بلندمدت رو از دست سرمایهگذارهای خصوصی خارج میکنه، تقریباً دو برابر میشه.
و یک جزئیات آخر هم قابل توجهه:
در دستور جلسه نشست ماه آگوست خزانهداری با Primary Dealers، یعنی معاملهگرهای اصلی بازار اوراق آمریکا، حتی یک سؤال هم درباره تغییر برنامه بازخرید اوراق وجود نداشت.
@bitiversity
از زمان شروع این برنامه، خزانهداری ۹ بار همین روال رو دنبال کرده.
حتی این موضوع رو بهصورت مکتوب هم اعلام کرده و گفته بود:
«بهروزرسانیهای بعدی در نشستهای فصلی تأمین مالی مجدد ارائه خواهند شد.»
اما روز چهارشنبه، ۱۹ آگوست، اتفاق متفاوتی افتاد.
خزانهداری وسط فصل، برنامه رو تغییر داد.
این تغییر، اندازه هر عملیات بازخرید در اوراق بلندمدت رو دو برابر میکنه.
حداکثر خرید در سررسیدهای ۱۰ تا ۲۰ ساله و ۲۰ تا ۳۰ ساله که قبلاً برای هر عملیات ۲ میلیارد دلار بود، از ۹ سپتامبر به «حداقل ۴ میلیارد دلار» افزایش پیدا میکنه.
هنوز هفت عملیات از این نوع در برنامه منتشرشده باقی مونده.
با این تغییر، سقف حسابی بازخریدهای این فصل از ۳۸ میلیارد دلار به حداقل ۵۲ میلیارد دلار میرسه و اگه همین نرخ برای یک فصل کامل ادامه پیدا کنه، رقم به ۵۴ میلیارد دلار خواهد رسید.
نکته جالب اینجاست که خزانهداری فقط ۱۴ روز قبل، در ۵ آگوست، همان سقف ۳۸ میلیارد دلاری رو دوباره تأیید کرده بود.
از آن زمان هم هنوز عدد جدیدی برای کل فصل اعلام نکرده و فقط گفته برنامه اصلاحشده «در تاریخی بعدی» منتشر خواهد شد.
اما یک تفاوت تاریخی مهم هم وجود داره.
تا حالا، سقف خرید در هر عملیات هیچوقت افزایش پیدا نکرده بود.
تمام دفعات قبلی که برنامه بزرگتر شده بود، خزانهداری فقط تعداد عملیاتها رو بیشتر کرده بود؛ یعنی دفعات بیشتری خرید انجام میداد، اما سقف هر عملیات همان ۲ میلیارد دلار باقی میموند.
این بار خودِ اندازه عملیات دو برابر شده.
دلیل این تغییر رو میشه خیلی واضح در اطلاعات معاملهگرهای اصلی بازار اوراق دید.
در فصل منتهی به ۲۸ جولای، برای اوراق با سررسید ۲۰ تا ۳۰ ساله، فروشندهها ۹۵.۱ میلیارد دلار اوراق برای فروش به خزانهداری پیشنهاد کردن.
سقف خرید فقط ۸ میلیارد دلار بود.
و خزانهداری تمام آن ۸ میلیارد دلار رو خرید.
اما در اوراق ۵ تا ۷ ساله، فقط ۳.۸ میلیارد دلار پیشنهاد فروش در برابر سقف ۴ میلیارد دلاری ارائه شد.
و خزانهداری از آن فقط ۳۰۰ میلیون دلار خرید.
قواعد یکی بود.
فروشندهها در هر دو بخش آزاد بودن اوراق خودشون رو برای فروش پیشنهاد بدن.
اما رفتار بازار در دو سر طیف کاملاً متفاوت بود.
تقاضا برای فروختن اوراق بسیار بلندمدت به خزانهداری، بهمراتب بیشتر بود.
اما یک نکته مهم:
این محرک اقتصادی نیست.
و کاهش بدهی دولت هم نیست.
اوراقی که خزانهداری بازخرید میکنه، با انتشار بدهی جدید جایگزین میشن و تأمین مالی در حاشیه بیشتر از طریق اوراق کوتاهمدت، یعنی Treasury Bills، انجام میشه.
پس چیزی که واقعاً اتفاق میفته، نوعی جابجایی سررسید بدهی یا Duration Swapه.
به زبان ساده، خزانهداری بدهی بلندمدت رو از دست بازار جمع میکنه و در مقابل، بخش بیشتری از تأمین مالی رو به سمت بدهی کوتاهمدت میبره.
با تغییر جدید، سرعتی که خزانهداری اوراق بلندمدت رو از دست سرمایهگذارهای خصوصی خارج میکنه، تقریباً دو برابر میشه.
و یک جزئیات آخر هم قابل توجهه:
در دستور جلسه نشست ماه آگوست خزانهداری با Primary Dealers، یعنی معاملهگرهای اصلی بازار اوراق آمریکا، حتی یک سؤال هم درباره تغییر برنامه بازخرید اوراق وجود نداشت.
@bitiversity
❤37👍5
🔔 در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، SEC، یک معافیت پنجساله برای معاملات محدود سهام آمریکا بهصورت آنچین، Onchain تصویب کرد؛ آن هم فقط دو روز بعد از اینکه لایحه CLARITY در سنا متوقف شد.
توکنی که نماینده یک سهمه باید حقوقی معادل همون سهم معمولی رو برای دارنده حفظ کنه. از طرف دیگه، اگه معاملات سهم اصلی در بورس محل پذیرشش متوقف بشه، معامله نسخه توکنیزهشده اون هم باید همزمان متوقف بشه.
رأی ۱۵ سپتامبر برای پیشبرد CLARITY به حدنصاب ۶۰ رأی نرسید. گزارشها نتیجه رو ۴۹ رأی موافق در برابر ۵۰ مخالف ثبت کردن. این شکستِ یک رأیگیری رویهای برای پیشبرد لایحه بود، نه رأی نهایی درباره تصویب خود قانون. سناتور Thom Tillis هم با اقدام رویهای برای reconsideration، مسیر تلاش دوباره رو باز نگه داشت.
اما SEC برای این حرکت منتظر CLARITY نمونده، چون سهام از قبل زیر چتر قوانین اوراق بهادار و اختیارات این نهاد قرار دارن. طبق معافیت جدید، پلتفرمهای واجد شرایط معاملات اوراق بهادار توکنیزهشده میتونن تحت شرایط مشخص از تعریف قانونی «Exchange» معاف بشن. شرکتهایی هم که با سرمایه خودشون به استخرهای معاملاتی نقدینگی میدن، میتونن از تعریف «Dealer» معافیت مشروط بگیرن. با این حال، سهام توکنیزهشده همچنان اوراق بهادار محسوب میشه.
معاملات هم کاملاً آزاد و بدون محدودیت نیست. تعداد نمادها و حجم معاملات محدود میشه، دسترسی به پلتفرم کنترلشدهست، اما قراردادهای هوشمند باید روی یک بلاکچین عمومی و Permissionless مستقر باشن. دارنده توکن باید حقوق و امتیازاتی معادل دارنده سهم سنتی، از جمله حقوق مربوط به سود سهام و رأی، داشته باشه. اگه یک طرف مستقل بخواد نسخه توکنیزهشده سهام یک شرکت رو عرضه کنه، خود شرکت باید از قبل مطلع بشه و فرصت مخالفت داشته باشه. این معافیتها هم پنج سال بعد از انتشار منقضی میشن.
اما اینکه این سیاست رو واکنش ناگهانی SEC برای آرام کردن بازار بعد از شکست CLARITY بدونیم، با خط زمانی ماجرا جور درنمیاد. خود Paul Atkins میگه پروژه حرکت بازارهای مالی آمریکا به سمت Onchain بیش از یک سال قبل شروع شده؛ هرچند در بیانیه ۱۷ سپتامبر مستقیماً به شکست رأی CLARITY در همان هفته هم اشاره کرده. بنابراین نزدیکی زمانی این دو اتفاق بهتنهایی ثابت نمیکنه که هدف معافیت، آرام کردن بازار بعد از شکست لایحه بوده.
نکته مهم برای سرمایهگذارها اینه که مجوز معامله سهام توکنیزهشده بهخودیخود به معنی ورود سرمایه به بیتکوین یا تضمین رشد توکن یک بلاکچین نیست. چیزی که حالا باید زیر نظر گرفت اینه که چه پلتفرمهایی واقعاً راهاندازی میشن، چه سهامی واردشون میشه و در عمل چه حجم معاملاتی جذب میکنن.
@bitiversity
توکنی که نماینده یک سهمه باید حقوقی معادل همون سهم معمولی رو برای دارنده حفظ کنه. از طرف دیگه، اگه معاملات سهم اصلی در بورس محل پذیرشش متوقف بشه، معامله نسخه توکنیزهشده اون هم باید همزمان متوقف بشه.
رأی ۱۵ سپتامبر برای پیشبرد CLARITY به حدنصاب ۶۰ رأی نرسید. گزارشها نتیجه رو ۴۹ رأی موافق در برابر ۵۰ مخالف ثبت کردن. این شکستِ یک رأیگیری رویهای برای پیشبرد لایحه بود، نه رأی نهایی درباره تصویب خود قانون. سناتور Thom Tillis هم با اقدام رویهای برای reconsideration، مسیر تلاش دوباره رو باز نگه داشت.
اما SEC برای این حرکت منتظر CLARITY نمونده، چون سهام از قبل زیر چتر قوانین اوراق بهادار و اختیارات این نهاد قرار دارن. طبق معافیت جدید، پلتفرمهای واجد شرایط معاملات اوراق بهادار توکنیزهشده میتونن تحت شرایط مشخص از تعریف قانونی «Exchange» معاف بشن. شرکتهایی هم که با سرمایه خودشون به استخرهای معاملاتی نقدینگی میدن، میتونن از تعریف «Dealer» معافیت مشروط بگیرن. با این حال، سهام توکنیزهشده همچنان اوراق بهادار محسوب میشه.
معاملات هم کاملاً آزاد و بدون محدودیت نیست. تعداد نمادها و حجم معاملات محدود میشه، دسترسی به پلتفرم کنترلشدهست، اما قراردادهای هوشمند باید روی یک بلاکچین عمومی و Permissionless مستقر باشن. دارنده توکن باید حقوق و امتیازاتی معادل دارنده سهم سنتی، از جمله حقوق مربوط به سود سهام و رأی، داشته باشه. اگه یک طرف مستقل بخواد نسخه توکنیزهشده سهام یک شرکت رو عرضه کنه، خود شرکت باید از قبل مطلع بشه و فرصت مخالفت داشته باشه. این معافیتها هم پنج سال بعد از انتشار منقضی میشن.
اما اینکه این سیاست رو واکنش ناگهانی SEC برای آرام کردن بازار بعد از شکست CLARITY بدونیم، با خط زمانی ماجرا جور درنمیاد. خود Paul Atkins میگه پروژه حرکت بازارهای مالی آمریکا به سمت Onchain بیش از یک سال قبل شروع شده؛ هرچند در بیانیه ۱۷ سپتامبر مستقیماً به شکست رأی CLARITY در همان هفته هم اشاره کرده. بنابراین نزدیکی زمانی این دو اتفاق بهتنهایی ثابت نمیکنه که هدف معافیت، آرام کردن بازار بعد از شکست لایحه بوده.
نکته مهم برای سرمایهگذارها اینه که مجوز معامله سهام توکنیزهشده بهخودیخود به معنی ورود سرمایه به بیتکوین یا تضمین رشد توکن یک بلاکچین نیست. چیزی که حالا باید زیر نظر گرفت اینه که چه پلتفرمهایی واقعاً راهاندازی میشن، چه سهامی واردشون میشه و در عمل چه حجم معاملاتی جذب میکنن.
@bitiversity
❤13👍10