بچهها چرا توی The vampire diaries از یه چاله در میان میفتن تو یه چاله دیگه؟😭
❤🔥2
کاترین:بخاطر الینا به من نیاز دارید،اون باید ازش محافظت بشه
دیمن:خودم ازش محافظت میکنم
دیمن:خودم ازش محافظت میکنم
❤🔥2💘1
-
بعد از اون اتفاق برای لیام،حس میکنم هیچی مثل قبل نمیشه،جدی جدی انگار یه تیکه از وجودمو از دست دادم،اینکه نمیتونم فیلماشو ببینم یا اینکه نمیتونم به این امید داشتم باشم که یه روزی قراره ببینمش و با تمام وجودم به آغوش بکشونمش،قلبم رو به درد میاره...
اما بین تمام این اتفاقات ناخوشایند که مثل یه زهر درون هممون نفوذ کرده و تیکهای از قلبمون رو به لخته خونی تبدیل کرده...هنوز میتونم تپشهایی رو حس کنم،تپشهایی که از حضور یک احساس جدید،یک قهرمان جدید و شاید،یک لیام جدید خبر میده!
نمیگم اون خود لیامه،چون صد در صد تا آخر عمرم هیچکس نمیتونه برام لیام باشه ولی،انگار وقتی لیام تصمیم میگرفته این دنیا رو به مقصد بهشت ترک کنه،دختر پسراشو به یه کسی سپرده و بعدم عین فرشتهها رفت تو آسمون تا از اونجا هم مراقبمون باشه!
و صد در صد،لیام من رو به اون آدم سپرده،آدمی که خطهای کنار چشمش موقع خندیدن من رو یاد اهنگ "little things"میندازه،با طرز برخوردش منو یاد اهنگ "Perfect" میندازه،جوانی و شادابیش منو یاد اهنگ"live while we're young" میندازه،و باعث میشه پیشش حرف هایی رو که توی اهنگ "walking in the wind" شنیدم رو درک کنم،و دلم بخواد حرفامو مثل اهنگ "more than this" بهش بزنم،اما در عین حال،بهش عین اهنگ "I wish" نگاه کنم و تمام وجودم از امید اینکه روزی از اهنگ "18" بعنوان خاطراتمون یاد کنیم،پر شه...
پس،بهتره بگم من عزیزم رو توی یک فرد پیدا کردم...یعنی یجورایی،لیام خودش رو درون یک فرد به من هدیه کرد و راستش...
کیه که بخواد ناشکر باشه و اونو با تمام وجود به آغوش نکشه؟(:
-
بعد از اون اتفاق برای لیام،حس میکنم هیچی مثل قبل نمیشه،جدی جدی انگار یه تیکه از وجودمو از دست دادم،اینکه نمیتونم فیلماشو ببینم یا اینکه نمیتونم به این امید داشتم باشم که یه روزی قراره ببینمش و با تمام وجودم به آغوش بکشونمش،قلبم رو به درد میاره...
اما بین تمام این اتفاقات ناخوشایند که مثل یه زهر درون هممون نفوذ کرده و تیکهای از قلبمون رو به لخته خونی تبدیل کرده...هنوز میتونم تپشهایی رو حس کنم،تپشهایی که از حضور یک احساس جدید،یک قهرمان جدید و شاید،یک لیام جدید خبر میده!
نمیگم اون خود لیامه،چون صد در صد تا آخر عمرم هیچکس نمیتونه برام لیام باشه ولی،انگار وقتی لیام تصمیم میگرفته این دنیا رو به مقصد بهشت ترک کنه،دختر پسراشو به یه کسی سپرده و بعدم عین فرشتهها رفت تو آسمون تا از اونجا هم مراقبمون باشه!
و صد در صد،لیام من رو به اون آدم سپرده،آدمی که خطهای کنار چشمش موقع خندیدن من رو یاد اهنگ "little things"میندازه،با طرز برخوردش منو یاد اهنگ "Perfect" میندازه،جوانی و شادابیش منو یاد اهنگ"live while we're young" میندازه،و باعث میشه پیشش حرف هایی رو که توی اهنگ "walking in the wind" شنیدم رو درک کنم،و دلم بخواد حرفامو مثل اهنگ "more than this" بهش بزنم،اما در عین حال،بهش عین اهنگ "I wish" نگاه کنم و تمام وجودم از امید اینکه روزی از اهنگ "18" بعنوان خاطراتمون یاد کنیم،پر شه...
پس،بهتره بگم من عزیزم رو توی یک فرد پیدا کردم...یعنی یجورایی،لیام خودش رو درون یک فرد به من هدیه کرد و راستش...
کیه که بخواد ناشکر باشه و اونو با تمام وجود به آغوش نکشه؟(:
-
💔6
ولی جدی کاشکی یسری آدما وجود نداشتن...
لعنتی نمیزاره از شدت عصبانیت نفس بکشم
لعنتی نمیزاره از شدت عصبانیت نفس بکشم
💔8
ولی من واقعا به این فکتی که اگر به دیگران ابراز احساسات کنید میپرن،رسیدم...
💔4
واقعا دارم به این نتیجه میرسم شاید بد نباشه گاهی اوقات با آدما دقیقا عین خودشون برخورد کنی...
🐳2💘1
Forwarded from 𝑺𝒄𝒉𝒊𝒛𝒐𝒑𝒉𝒓𝒆𝒏𝒊𝒂
+چیزی شده لویی؟از چیزی ناراحتی؟!
-نه چطور؟...
+آخه دست از شکلات خوردن و شراب نوشیدن بر نمیداری!
-نه چطور؟...
+آخه دست از شکلات خوردن و شراب نوشیدن بر نمیداری!
𝑺𝒄𝒉𝒊𝒛𝒐𝒑𝒉𝒓𝒆𝒏𝒊𝒂
به وقت 24 دسامبر 2024
لویی عزیز من،
هیچوقت حتی نمیتونی تصور کنی کوچکترین آثاری از وجودت باعث نجات جون چندین میلیون نفر میشه،
راستش هیچوقت نمیتونم زمانی رو تصور کنم که تو رو نمیشناختم،چون من با تو بزرگ شدم،
من با صدای تو،با لبخند تو،با شجاعت تو،با استعداد تو و با قدرت بیانتهای تو بزرگ شدم و رشد کردم،اونم توی شرایطی که تمام تلاشمو میکردم ذرهای از شجاعت و ارادهی تو رو داشته باشم...
ای کاش دقیقا همین الان روبهروی من میبودی و من میتونستم تکتک این حرفها رو با لبخند و شور و هیجان بهت بگم،ولی خب صد در صد این آرزویی دست نیافتنی برای منه!...
بهرحال،وجود تو باعث شد زندگیم نور و روشنایی وصف نشدنیای داشته باشه و باعث میشی بخوام هرروز خوشحال باشم بخاطر وجودت.
راستی،جا داره بگم،لویی زیبای من،الان تمام نور ها و آتشبازیها و نور افشانیها برای توعه،فقط کافیه نگاهی دوباره به خاطراتت بندازی و اجراهای بینظیرت رو برای خودت تداعی کنی تا یادت بیاد چجوری طرفدارات دونه دونهی اون نورهای کوچیک رو به افتخار وجود تو روشن میکردن!...
در آخر،
مرسی که به زندگیم معنا بخشیدی،
سیوسومین سالروزت مبارک سوییت کریچر من💙✨️
Love you so much💋✨️
💘4