Forwarded from سخنرانیها
✍️ مصطفی ملکیان
🖊از پوست انسان مصرفزده بیرون بیایید
✅ من معتقدم مصرفزدگی سه ویرانگری بزرگ دارد:
1️⃣ یکی آنکه مصرفزدگی فلسفهی وجودی زندگی را میگیرد. ما آمده بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهمتر از زیستن؛ اما با مصرفزدگی به خودِ زیستن مشغول میمانیم و هرگز نمیتوانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. به تعبیری دیگر، «پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیونها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید. همهی ما میتوانیم پاستور شویم، چون همهمان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به خود زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یکچیز مهمتر از زندگی برسیم. مصرفزدگی اما این اجازه را نمیدهد، مصرفزدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان میکند و حتی نمیتوانیم پا روی نخستین پلهاش بگذاریم؛ بلکه تنها دلمشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانهتر و زیباتر کنیم و بر زیورآلاتاش بیفزاییم.
🆔 @sokhanranihaa
2️⃣ ویرانگریِ دوم مصرفزدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرفزدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین میآورد. شما به یک جماد تنها از یکمنظر نگاه میکنید که «این به چه درد زندگی من میخورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه میکنید. مصرفزدگی انسانها را هم برای ما جماد میکند. چون مدام به هرکه نگاه میکنیم، به این چشم نگاه میکنیم که این برای ارضای مصرفزدگی من به چه درد میخورد. اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرفزده هرگز نمیتواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چارهای جز این ندارد، چون غایتاش «کالای هرچهبیشتر داشتن است» و آنوقت دیگر به شما هم که نگاه میکند، در این فکر است که از شما چهقدر کالا به زندگیاش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرفزده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسانها؛ بیمعناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه میکند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چهقدر میتواند به زندگیاش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.
🆔 @sokhanranihaa
3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرفزدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به همنوع است و نهتنها نسبت به همنوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد میشود. مصرفزدگی در من این تصور را ایجاد میکند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرفزدگیام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرفزدگی من محیطزیست به چه صورتی درمیآید. چون بیرحم، سنگدل و قسیالقلب میشوم، یا دستکم به تعبیری معتدلتر نسبت به سرنوشت محیطزیست بیاعتنا میشوم؛ در حالیکه مهمترین اعضای این محیطزیست همنوعان من هستند. آنها هم اجزای محیطزیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشتشان بیاعتنایم. پس دیگر هرگز آنچه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر میکنیم؛ در من پدید نمیآید. چون انسانِ مصرفزده آنقدر به خود مشغول است و به لذت خود میاندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبهروز ضعیفتر میشود. من وقتی مصرفزده نیستم، التفاتام به محیط بیرون و ازجمله همنوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطهور شدهام در جمعآوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرفکردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرفزدهتر باشم، این بیرحمی و سنگدلی در من بیشتر میشود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیطزیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرفزده به محیطزیست نگاه نمیکند.
👈 به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرفزدگی، با وجود آنکه روانشناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعهشناختی دارند.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊از پوست انسان مصرفزده بیرون بیایید
✅ من معتقدم مصرفزدگی سه ویرانگری بزرگ دارد:
1️⃣ یکی آنکه مصرفزدگی فلسفهی وجودی زندگی را میگیرد. ما آمده بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهمتر از زیستن؛ اما با مصرفزدگی به خودِ زیستن مشغول میمانیم و هرگز نمیتوانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. به تعبیری دیگر، «پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیونها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید. همهی ما میتوانیم پاستور شویم، چون همهمان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به خود زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یکچیز مهمتر از زندگی برسیم. مصرفزدگی اما این اجازه را نمیدهد، مصرفزدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان میکند و حتی نمیتوانیم پا روی نخستین پلهاش بگذاریم؛ بلکه تنها دلمشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانهتر و زیباتر کنیم و بر زیورآلاتاش بیفزاییم.
🆔 @sokhanranihaa
2️⃣ ویرانگریِ دوم مصرفزدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرفزدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین میآورد. شما به یک جماد تنها از یکمنظر نگاه میکنید که «این به چه درد زندگی من میخورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه میکنید. مصرفزدگی انسانها را هم برای ما جماد میکند. چون مدام به هرکه نگاه میکنیم، به این چشم نگاه میکنیم که این برای ارضای مصرفزدگی من به چه درد میخورد. اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرفزده هرگز نمیتواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چارهای جز این ندارد، چون غایتاش «کالای هرچهبیشتر داشتن است» و آنوقت دیگر به شما هم که نگاه میکند، در این فکر است که از شما چهقدر کالا به زندگیاش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرفزده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسانها؛ بیمعناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه میکند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چهقدر میتواند به زندگیاش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.
🆔 @sokhanranihaa
3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرفزدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به همنوع است و نهتنها نسبت به همنوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد میشود. مصرفزدگی در من این تصور را ایجاد میکند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرفزدگیام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرفزدگی من محیطزیست به چه صورتی درمیآید. چون بیرحم، سنگدل و قسیالقلب میشوم، یا دستکم به تعبیری معتدلتر نسبت به سرنوشت محیطزیست بیاعتنا میشوم؛ در حالیکه مهمترین اعضای این محیطزیست همنوعان من هستند. آنها هم اجزای محیطزیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشتشان بیاعتنایم. پس دیگر هرگز آنچه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر میکنیم؛ در من پدید نمیآید. چون انسانِ مصرفزده آنقدر به خود مشغول است و به لذت خود میاندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبهروز ضعیفتر میشود. من وقتی مصرفزده نیستم، التفاتام به محیط بیرون و ازجمله همنوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطهور شدهام در جمعآوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرفکردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرفزدهتر باشم، این بیرحمی و سنگدلی در من بیشتر میشود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیطزیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرفزده به محیطزیست نگاه نمیکند.
👈 به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرفزدگی، با وجود آنکه روانشناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعهشناختی دارند.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد. 🌸 در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به…
نشست مثنوی، ۲۶ فروردین ۹۸
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۹۸:
مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ حکایت پادشاه جهودِ دیگر که در هلاکِ دین عیسی سعی مینمود.
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۹۸:
مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ حکایت پادشاه جهودِ دیگر که در هلاکِ دین عیسی سعی مینمود.
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
«اول اردیبهشتماه جلالی * بلبل گوینده بر منابر قضبان»
روز بزرگداشت سعدی شیرازی، روز پاسداشت استواری زبان فارسی
«زبان سعدی پیوندی سخت استوار با زندگی مردم و زبان ایشان دارد. بسیاری از مضمونهای سعدی هست که شیخ در آفریدن آن ها مستقیم از زندگی مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پویای مردم نیز بیان کردهاست. سعدی بهعمد میکوشد که بیانش تاآنجاکه به فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه نزدیک باشد و چیزی که در این میانه هرگز از نظر او دور نمیماند الهام گرفتن از زندگی مردم کوچه و بازار و مشاهدۀ دقیق و آراستن مظاهری از این زندگی واقعی است. این حقیقتی است روشن و آشکار که بر قلم توانای مرحوم فروغی جاری شدهاست: "حق این است که سعدی هفتصدسال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم"»
[محمدجعفر محجوب، «زبان سعدی و پیوند آن با زندگی»، ایراننامه، سال سوم، صص ۶۲۳-۵۸۷].
میتوانید اصل مقاله را از گنجینۀ ادبی بیست و نهم دریافت نمایید:
زبان سعدی و پیوند آن با زندگی
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
روز بزرگداشت سعدی شیرازی، روز پاسداشت استواری زبان فارسی
«زبان سعدی پیوندی سخت استوار با زندگی مردم و زبان ایشان دارد. بسیاری از مضمونهای سعدی هست که شیخ در آفریدن آن ها مستقیم از زندگی مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پویای مردم نیز بیان کردهاست. سعدی بهعمد میکوشد که بیانش تاآنجاکه به فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه نزدیک باشد و چیزی که در این میانه هرگز از نظر او دور نمیماند الهام گرفتن از زندگی مردم کوچه و بازار و مشاهدۀ دقیق و آراستن مظاهری از این زندگی واقعی است. این حقیقتی است روشن و آشکار که بر قلم توانای مرحوم فروغی جاری شدهاست: "حق این است که سعدی هفتصدسال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم"»
[محمدجعفر محجوب، «زبان سعدی و پیوند آن با زندگی»، ایراننامه، سال سوم، صص ۶۲۳-۵۸۷].
میتوانید اصل مقاله را از گنجینۀ ادبی بیست و نهم دریافت نمایید:
زبان سعدی و پیوند آن با زندگی
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۲/ ۰۲/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۷۶۰ الی ۷۸۲
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
«جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مىیابد که مطالعه، کار روزانهاش باشد». سقراط
شبستان - راهرو ۲۲- غرفۀ ۴۹۵
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
شبستان - راهرو ۲۲- غرفۀ ۴۹۵
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Forwarded from درسگفتارهای شاهنامهٔ شاهرود
هشتاد و نهمین نشست از درسگفتارهای شاهنامۀ شاهرود، چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۹۸، در ادارۀ ارشاد، از ساعت ۱۸/۳۰، برگزار خواهد شد.
موضوع این درسگفتار، پادشاهی شیرویه، اردشیر، فرایین، بوراندخت، آزرمدخت و فرّخزاد است.
تمام این پادشاهانِ «کمروز» در فاصلۀ چهار سال بر تخت نشستند. از رویِ کار آمدن شیرویه (قبادِ دوم) در سال ۶۲۸ م. تا آغاز پادشاهی یزدگردِ سوم در سال ۶۳۲ م.
بیگمان سال ۶۳۰ م. که در آن اردشیر و فرایین و بوراندخت بر تخت نشستهاند، بیسامانترین این سالها بوده است.
آن امپراطوری افسانهای که چهار قرن رویاروی روم ایستاد بود و بارها برتری و عظمت خود را به روی و چشم ایشان آورده بود، در پی بیتدبیری یک پادشاهِ ناسزاوار، به چهار سال چنان در سراشیب زوال قرار گرفت که دیگر هیچ نیرویی نمیتوانست آن را از سقوط در درّۀ مردگانِ تاریخ بازدارد.
تنها خداوند میداند که در آن بیسر-و-سامانیها، چه بر مردمی گذشته است که هیچ چیز از ایشان و دردهای ایشان بازنمانده و استغاثههای ایشان را هیچ گوشی نشنیده است جز گوشِ خیال و گمانِ ما که از فراز قرون میگذرد و صداهای دورِ دردهای ایشان را باز میجوید و جز فریادهایی بریده و خراشیده و نامفهوم به زبانی ناآشنا، چیزی دیگر نمییابد.
دریغ...
موضوع این درسگفتار، پادشاهی شیرویه، اردشیر، فرایین، بوراندخت، آزرمدخت و فرّخزاد است.
تمام این پادشاهانِ «کمروز» در فاصلۀ چهار سال بر تخت نشستند. از رویِ کار آمدن شیرویه (قبادِ دوم) در سال ۶۲۸ م. تا آغاز پادشاهی یزدگردِ سوم در سال ۶۳۲ م.
بیگمان سال ۶۳۰ م. که در آن اردشیر و فرایین و بوراندخت بر تخت نشستهاند، بیسامانترین این سالها بوده است.
آن امپراطوری افسانهای که چهار قرن رویاروی روم ایستاد بود و بارها برتری و عظمت خود را به روی و چشم ایشان آورده بود، در پی بیتدبیری یک پادشاهِ ناسزاوار، به چهار سال چنان در سراشیب زوال قرار گرفت که دیگر هیچ نیرویی نمیتوانست آن را از سقوط در درّۀ مردگانِ تاریخ بازدارد.
تنها خداوند میداند که در آن بیسر-و-سامانیها، چه بر مردمی گذشته است که هیچ چیز از ایشان و دردهای ایشان بازنمانده و استغاثههای ایشان را هیچ گوشی نشنیده است جز گوشِ خیال و گمانِ ما که از فراز قرون میگذرد و صداهای دورِ دردهای ایشان را باز میجوید و جز فریادهایی بریده و خراشیده و نامفهوم به زبانی ناآشنا، چیزی دیگر نمییابد.
دریغ...
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
برنامه های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف در هفتۀ آینده:
شرح مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ «حکایت پادشاه جهودِ دیگر که مسیحیان را می کشت ازتعصب»
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: دوشنبه ۹ اردیبهشت ۹۸، ساعت ۷ عصر.
مکان: سالن کتابخانۀ عمومی بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
با آرزوی سلامتی برای استاد گرامی سرکارخانم فرّخپیام، یکشنبه ۸ اردیبهشت جلسۀ شاهنامه فردوسی برگزار نمیشود.
به امید دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
برنامه های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف در هفتۀ آینده:
شرح مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ «حکایت پادشاه جهودِ دیگر که مسیحیان را می کشت ازتعصب»
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: دوشنبه ۹ اردیبهشت ۹۸، ساعت ۷ عصر.
مکان: سالن کتابخانۀ عمومی بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
با آرزوی سلامتی برای استاد گرامی سرکارخانم فرّخپیام، یکشنبه ۸ اردیبهشت جلسۀ شاهنامه فردوسی برگزار نمیشود.
به امید دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب، به اطلاع اساتید و هنرمندان رشتههای مختلفِ هنری میرساند اتاقهای فوقانیِ کتابخانۀ عمومی مستقلِ بیطرف، آمادۀ برگزاریِ کلاسهای آموزشیِ هنری، علمی و فرهنگی است. متقاضیان جهت کسب اطلاعات بیشتر و عقدِ قرارداد، همه روزه، بجز روزهای تعطیل ازساعت ۹ تا ۱۳ به کتابخانۀ عمومی مستقل بیطرف مراجعه نمایند.
تلفن تماس : ۰۹۱۹۶۶۸۲۵۳۹
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب، به اطلاع اساتید و هنرمندان رشتههای مختلفِ هنری میرساند اتاقهای فوقانیِ کتابخانۀ عمومی مستقلِ بیطرف، آمادۀ برگزاریِ کلاسهای آموزشیِ هنری، علمی و فرهنگی است. متقاضیان جهت کسب اطلاعات بیشتر و عقدِ قرارداد، همه روزه، بجز روزهای تعطیل ازساعت ۹ تا ۱۳ به کتابخانۀ عمومی مستقل بیطرف مراجعه نمایند.
تلفن تماس : ۰۹۱۹۶۶۸۲۵۳۹
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
با سلام و عرض ادب،
در جلسۀ مثنوی امشب بیتی نقل شده که بر سر تلفظ واژهای از آن اختلاف نظر بود:
«آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند
مر محمّد را دهانش کژ بماند.» (دفتر اوّل، بیت ۸۱۲).
توضیحات و تصویری از شرح استاد علامه مرحوم بدیعالزمان فروزانفر تقدیم مینمایم.
استاد فروزانفر واژه را اعراب گذاشتهاند و آن را «تسخُر» خواندهاند. نیز آن را مخففِ «تَسخُرّ» و به تشدیدِ را، دانستهاند.
https://t.me/bitaraflib
در جلسۀ مثنوی امشب بیتی نقل شده که بر سر تلفظ واژهای از آن اختلاف نظر بود:
«آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند
مر محمّد را دهانش کژ بماند.» (دفتر اوّل، بیت ۸۱۲).
توضیحات و تصویری از شرح استاد علامه مرحوم بدیعالزمان فروزانفر تقدیم مینمایم.
استاد فروزانفر واژه را اعراب گذاشتهاند و آن را «تسخُر» خواندهاند. نیز آن را مخففِ «تَسخُرّ» و به تشدیدِ را، دانستهاند.
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
شرح استاد فروزانفر، دفتر اوّل، صفحۀ ۳۱۵.
https://t.me/bitaraflib
https://t.me/bitaraflib
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
با سلام و عرض ادب، در جلسۀ مثنوی امشب بیتی نقل شده که بر سر تلفظ واژهای از آن اختلاف نظر بود: «آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند مر محمّد را دهانش کژ بماند.» (دفتر اوّل، بیت ۸۱۲). توضیحات و تصویری از شرح استاد علامه مرحوم بدیعالزمان فروزانفر تقدیم مینمایم.…
در باب اینکه چرا استاد چنین خواندهاند، اگر مطالعات بنده به نتیجهای رسید، در جلسۀ بعد عرض خواهم کرد.
آنچه میتوانم اکنون بگویم این است که مولانا علیالظاهر این واژه را «تَسْخَر» میخوانده است. او چندین بار واژۀ مذکور را در جایگاه قافیه آورده است، از جمله در بیت ذیل:
«کی در این عالم بت و بتگر بُدی
چون کسی را زَهرۀ تَسخَر بُدی» (دفتر دوم)
همچنین مولانا در دو غزل این واژه را با کلمات مختوم به «-َر» قافیه کرده است.
سنایی نیز تسخر را با خَر قافیه کرده است:
«تا کی از ریح و ضحکه و تسخَر
زین سر و ریش شرم دار ای خَر» (حدیقه)
با سپاس از مشارکت دوستان، ارادتمند نوید فیروزی.
https://t.me/bitaraflib
آنچه میتوانم اکنون بگویم این است که مولانا علیالظاهر این واژه را «تَسْخَر» میخوانده است. او چندین بار واژۀ مذکور را در جایگاه قافیه آورده است، از جمله در بیت ذیل:
«کی در این عالم بت و بتگر بُدی
چون کسی را زَهرۀ تَسخَر بُدی» (دفتر دوم)
همچنین مولانا در دو غزل این واژه را با کلمات مختوم به «-َر» قافیه کرده است.
سنایی نیز تسخر را با خَر قافیه کرده است:
«تا کی از ریح و ضحکه و تسخَر
زین سر و ریش شرم دار ای خَر» (حدیقه)
با سپاس از مشارکت دوستان، ارادتمند نوید فیروزی.
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود