فایل صوتی اولین جلسه « آشنایی با ادبیات مشروطه » سخنران : جناب آقای دکتر فیروزی
(( اطلاعیه ))
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری :
موضوع : « سبز تویی که سبز می خواهم ، آشنایی با ادبیات جهان ، دل به شاعر کولی ها می سپاریم
سخنران : استاد نسرین فرخ پیام
زمان : چهارشنبه ۱۰ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری :
موضوع : « سبز تویی که سبز می خواهم ، آشنایی با ادبیات جهان ، دل به شاعر کولی ها می سپاریم
سخنران : استاد نسرین فرخ پیام
زمان : چهارشنبه ۱۰ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار
❤1
Audio
فایل صوتی جلسه چهارشنبه ۱۰ آذرماه ۱۴۰۰
موضوع : « سبز تویی که سبز می خواهم ، آشنایی با ادبیات جهان ، دل به شاعر کولی ها می سپاریم
با تشکر از استاد گرامی خانم نسرین فرخ پیام
موضوع : « سبز تویی که سبز می خواهم ، آشنایی با ادبیات جهان ، دل به شاعر کولی ها می سپاریم
با تشکر از استاد گرامی خانم نسرین فرخ پیام
«اطلاعیه»
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه «بخش سوم »
سخنران: جناب آقای دکتر نوید فیروزی.
زمان: چهارشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر.
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار.
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه «بخش سوم »
سخنران: جناب آقای دکتر نوید فیروزی.
زمان: چهارشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر.
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار.
Forwarded from مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
«اطلاعیه»
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه «بخش دوم»
سخنران: جناب آقای دکتر نوید فیروزی.
زمان: چهارشنبه ۱۷ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر.
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار.
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه «بخش دوم»
سخنران: جناب آقای دکتر نوید فیروزی.
زمان: چهارشنبه ۱۷ آذرماه ۱۴۰۰ ساعت ۵ بعد از ظهر.
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی )
به امید دیدار.
(( اطلاعیه ))
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری :
موضوع : آشنایی با ادبیات مشروطه « بخش سوم »
سخنران : جناب دکتر نوید فیروزی
زمان : چهارشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۰ - ساعت ۵ بعداز ظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری :
موضوع : آشنایی با ادبیات مشروطه « بخش سوم »
سخنران : جناب دکتر نوید فیروزی
زمان : چهارشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۰ - ساعت ۵ بعداز ظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
بیست و هشتم آذرماه سالروز درگذشت دکتر محمود افشار
آن که از پول گذشت از پل گذشت
... باری محمود افشار سود و سرمایهاش را وقف تحکیم وحدت ملّی و تعمیم زبان فارسی کرد. آن که از پول گذشت از پل گذشت.
محمود افشار هواخواه ایرانی توسعهیافته و متجدّد بود. او هواخواه دولت مرکزی قوی بود که بتواند توسعۀ ایران را سامان دهد و به پیش ببرد. از سوی دیگر انسان را مبنای توسعه میدانست. تعلیم و تربیت و فرهنگ را بسیار مهم میدانست. اخلاق در اندیشۀ سیاسی محمود افشار اهمّیت خاص داشت. در نگاه محمود افشار زبان فارسی مبنای اصلی هویّت ایرانی بود. زبانی که رشتۀ ارتباط اقوام رنگارنگ ایرانی است. افشار تعلیم و تعمیم و تکمیل زبان فارسی را ضرورت میدانست. انذار میداد اگر دیر بجنبیم و این رشته گسیخته شود دیگر ملّتی در کار نیست. او اقوام ایران را از حیث نژاد ایرانی میدانست و بر زبان فارسی به عنوان عاملی بسیار مؤثر در وحدت ملّی تأکید داشت. میگفت بیگانگان دست در کار دارند و بدخواهان ایران از رخنه و بهانۀ زبانها و لهجههای قومی و بومی برای آسیب زدن به ایران و یکپارچگی آن استفاده میکنند. در نتیجه هشدار میداد که بهخصوص در سرحدات ایران باید زبان فارسی را ترویج کرد و در تعمیم آن کوشید تا تمامیت ارضی ایران به خطر نیفتد. محمود افشار فارغ از هر زنده باد و مرده باد تحکیم وحدت ملّی را وظیفۀ بزرگ دولت و ملّت میدانست. او به این نتیجه رسیده بود که تضعیف وحدت ملّی برای استقلال و تمامیت ارضی ایران خطرناک است. محمود افشار در بیان این عقیدۀ ملّی خود صریح بود. افشار وقتی از دولت سرخورده شد وظیفۀ خود را به عنوان عضوی از ملّت در قبال زبان فارسی و وحدت ملّی انجام داد؛ با تأسیس بنیاد موقوفات محمود افشار.
دکتر محمود افشار آماج تیرهای کسانی است که از تعمیم زبان فارسی و تکمیل وحدت ملّی زیان میبینند. یک روش اینان این است که سطرهایی از مقالات دکتر افشار را بی توجه به بافت سخن و زمینۀ تاریخی آن جدا میکنند و از آن نتایجی که دلشان میخواهد میگیرند. دکتر محمود افشار نود سال زیست. نزدیک شصت سال نوشت و گفت. نظریاتش دربارۀ اقوام ایرانی و زبان فارسی و وحدت ملّی باید با زمینۀ تاریخی انعقاد سخن مطابقت داده شود. طبعاً تلقی محمود افشار نودساله از وحدت ملّی با عقیدۀ افشار سیساله تفاوتهایی دارد. آنچه نظر واپسین محمود افشار است و در وقفنامه آمده و بنیاد موقوفات آن را مبنای عمل خود قرار داده، تفسیری درست، استوار، معتدل، عالمانه، پخته و جامعالاطراف از وحدت ملّی است. به این معنی که نهاد ملّی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار اثبات و تعمیم و تقویت زبان فارسی را هرگز در انکار و نفی و تضعیف زبانهای بومی و قومی نمیبیند. با متانت و طریقی ناآلوده به سیاست روز به مباحث اصلی زبان فارسی در قلمرو تاریخی آن عنایت دارد. وارد جنجالهای رسانهای نمیشود و از منش علمی و تحقیقی فاصله نمیگیرد و درست به همین دلایل روشنابخش دل ایراندوستان و خار چشم بدخواهان ایران و دشمنان زبان فارسی است.
اگر محمود افشار برای ایران هیچ نکرده بود و فقط پدر ایرج افشار بود نامش به عنوان خادم بزرگ ایران ماندگار بود. کدام ایرانشناس است که به آثار ایرج افشار مراجعه کند و با خود نگوید:
آفرین خدای بر پدری
که تو پرورد و مادری که تو زاد
دکتر میلاد عظیمی
بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸
شب دکتر محمود افشار
کانون زبان پارسی
@AfsharFoundation
آن که از پول گذشت از پل گذشت
... باری محمود افشار سود و سرمایهاش را وقف تحکیم وحدت ملّی و تعمیم زبان فارسی کرد. آن که از پول گذشت از پل گذشت.
محمود افشار هواخواه ایرانی توسعهیافته و متجدّد بود. او هواخواه دولت مرکزی قوی بود که بتواند توسعۀ ایران را سامان دهد و به پیش ببرد. از سوی دیگر انسان را مبنای توسعه میدانست. تعلیم و تربیت و فرهنگ را بسیار مهم میدانست. اخلاق در اندیشۀ سیاسی محمود افشار اهمّیت خاص داشت. در نگاه محمود افشار زبان فارسی مبنای اصلی هویّت ایرانی بود. زبانی که رشتۀ ارتباط اقوام رنگارنگ ایرانی است. افشار تعلیم و تعمیم و تکمیل زبان فارسی را ضرورت میدانست. انذار میداد اگر دیر بجنبیم و این رشته گسیخته شود دیگر ملّتی در کار نیست. او اقوام ایران را از حیث نژاد ایرانی میدانست و بر زبان فارسی به عنوان عاملی بسیار مؤثر در وحدت ملّی تأکید داشت. میگفت بیگانگان دست در کار دارند و بدخواهان ایران از رخنه و بهانۀ زبانها و لهجههای قومی و بومی برای آسیب زدن به ایران و یکپارچگی آن استفاده میکنند. در نتیجه هشدار میداد که بهخصوص در سرحدات ایران باید زبان فارسی را ترویج کرد و در تعمیم آن کوشید تا تمامیت ارضی ایران به خطر نیفتد. محمود افشار فارغ از هر زنده باد و مرده باد تحکیم وحدت ملّی را وظیفۀ بزرگ دولت و ملّت میدانست. او به این نتیجه رسیده بود که تضعیف وحدت ملّی برای استقلال و تمامیت ارضی ایران خطرناک است. محمود افشار در بیان این عقیدۀ ملّی خود صریح بود. افشار وقتی از دولت سرخورده شد وظیفۀ خود را به عنوان عضوی از ملّت در قبال زبان فارسی و وحدت ملّی انجام داد؛ با تأسیس بنیاد موقوفات محمود افشار.
دکتر محمود افشار آماج تیرهای کسانی است که از تعمیم زبان فارسی و تکمیل وحدت ملّی زیان میبینند. یک روش اینان این است که سطرهایی از مقالات دکتر افشار را بی توجه به بافت سخن و زمینۀ تاریخی آن جدا میکنند و از آن نتایجی که دلشان میخواهد میگیرند. دکتر محمود افشار نود سال زیست. نزدیک شصت سال نوشت و گفت. نظریاتش دربارۀ اقوام ایرانی و زبان فارسی و وحدت ملّی باید با زمینۀ تاریخی انعقاد سخن مطابقت داده شود. طبعاً تلقی محمود افشار نودساله از وحدت ملّی با عقیدۀ افشار سیساله تفاوتهایی دارد. آنچه نظر واپسین محمود افشار است و در وقفنامه آمده و بنیاد موقوفات آن را مبنای عمل خود قرار داده، تفسیری درست، استوار، معتدل، عالمانه، پخته و جامعالاطراف از وحدت ملّی است. به این معنی که نهاد ملّی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار اثبات و تعمیم و تقویت زبان فارسی را هرگز در انکار و نفی و تضعیف زبانهای بومی و قومی نمیبیند. با متانت و طریقی ناآلوده به سیاست روز به مباحث اصلی زبان فارسی در قلمرو تاریخی آن عنایت دارد. وارد جنجالهای رسانهای نمیشود و از منش علمی و تحقیقی فاصله نمیگیرد و درست به همین دلایل روشنابخش دل ایراندوستان و خار چشم بدخواهان ایران و دشمنان زبان فارسی است.
اگر محمود افشار برای ایران هیچ نکرده بود و فقط پدر ایرج افشار بود نامش به عنوان خادم بزرگ ایران ماندگار بود. کدام ایرانشناس است که به آثار ایرج افشار مراجعه کند و با خود نگوید:
آفرین خدای بر پدری
که تو پرورد و مادری که تو زاد
دکتر میلاد عظیمی
بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸
شب دکتر محمود افشار
کانون زبان پارسی
@AfsharFoundation
باسلام و ادب
ضمن تبریک شب یلدا ،به اطلاع اعضای محترم باشگاه می رساند این هفته جلسه برگزار نمی شود ، برای هفته آینده اطلاع رسانی خواهدشد . شادباشید و بانشاط
ضمن تبریک شب یلدا ،به اطلاع اعضای محترم باشگاه می رساند این هفته جلسه برگزار نمی شود ، برای هفته آینده اطلاع رسانی خواهدشد . شادباشید و بانشاط
«اطلاعیه»
باسلام و احترام،
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری به شرح زیر است:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه « بخش چهارم» (زندگی و شعر سیداشرفالدین گیلانی، صاحب روزنامۀ نسیم شمال)
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: چهارشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۰ - ساعت ۶. بعد از ظهر
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار.
https://t.me/bitaraflib
باسلام و احترام،
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری به شرح زیر است:
موضوع: آشنایی با ادبیات مشروطه « بخش چهارم» (زندگی و شعر سیداشرفالدین گیلانی، صاحب روزنامۀ نسیم شمال)
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: چهارشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۰ - ساعت ۶. بعد از ظهر
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار.
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
یازدهم دیماه سالروز وقف دکتر محمود افشار
قصیدۀ واقف در موضوع وقف
غمگین مشو ز وقف من و افتقار من
هست افتقارِ من سببِ افتخار من
بیاعتبار چون همه چیزست در جهان
نی دولتست فخر و نه فقرست عار من
دانم که وقف را نبود نیز اعتبار
کو چیز دیگری که شود اعتبار من
در راه خیر و خدمت خلق ار ندادمی
بودم چه حاصلی ز ضیاع و عقار من
اینم بسست گوشۀ باغی و توشهای
حاشا! به مال و جاه نسنجی عیار من
من قانعم به کلک و دواتی و کاغذی
با فرصتی، اگر بدهد روزگار من
اینست دولت من اگر پایدار بود
واحسرتا ز دولت ناپایدار من
هفتاد سال گرچه شد از روزگار من
پیری اگرچه جای گرفته کنار من
پیرانهسر چو دست به تیغ قلم برم
میدان تهی کند سپه از کارزار من
زیرا چو ذوالفقارِ علی جز به راه حق
گامی نمینهد قلمِ حقگزار من
نگذاشتم نگفته کلامی که گفتنیست
تا مقطعی که بود در آن اقتدار من
گاهی به نعل میزنم و گه زنم به میخ
اهل هنر شناسد این شاهکار من
ننهفتهام حقیقت و کذبی نگفتهام
شاهد بر این سخن روشِ آشکار من
در گفت من تناقض و حیلت نبوده است
وین «نعل و میخ» بوده خود از اضطرار من
آزرم را ز دست ندادم بههیچروی
خاطی خطا نمود و شنید اعتذار من
گر کاتبی طریقۀ شرم و ادب بِهِشت
خود منفعل شد از قلمِ شرمدار من
گر لحظهای ستودم خود کلک خویش را
با عذر قافیه بپذیر اعتذار من
خاموش میکنم قلم آتشینِ خود
تا خاطر کسی نگذارد شرار من
میخواستم ز من نشود رنجه کس، چه سود
طبع و قضا نبود چو در اختیار من
کین از کسی ندارم و رنجی که بر منست
شاید که باشد از دلِ ناسازگار من
خود بر مزارِ خویش بگریم که بعدِ مرگ
بر دامن کسی ننشیند غبارِ من...
پنداشتی که بیکسوکارم درین جهان!
ایران و خدمتش کس من بود و کار من
نگذاشتند خدمت کشور کنم چنانک
بود آرزوش در دلِ امیدوار من
گر در وطن غریبم و بیگانهام ز خویش
پیوسته بوده با من پروردگار من
زان زندهام هنوز که تا خدمتی کنم...
بستند ره به خامۀ خدمتگزار من
«آیندۀ» مرا چو به آتش بسوختند
هم روز من سیه شد و هم روزگار من
انصاف میدهم چه گناه از دیار من
گر بیوفا شدست و جفاکار یار من
بسیار کردهام سفر و بازگشتهام
جایی ندیدهام که به است از دیار من
این کوهسار بیعلف و دشتهای خشک
گویی که هست باغ من و لالهزار من
هرجا بمیرم آنجا هر چند کربلاست
باز آورند جسم مرا در دیار من
در دل بماند آرزوی خدمت وطن...
بنگار بر مزار من این یادگار من
افسانه بود عمر و مرا بود صد امید
افسوس بر من و دل امیدوار من...
دکتر محمود افشار
@AfsharFoundation
قصیدۀ واقف در موضوع وقف
غمگین مشو ز وقف من و افتقار من
هست افتقارِ من سببِ افتخار من
بیاعتبار چون همه چیزست در جهان
نی دولتست فخر و نه فقرست عار من
دانم که وقف را نبود نیز اعتبار
کو چیز دیگری که شود اعتبار من
در راه خیر و خدمت خلق ار ندادمی
بودم چه حاصلی ز ضیاع و عقار من
اینم بسست گوشۀ باغی و توشهای
حاشا! به مال و جاه نسنجی عیار من
من قانعم به کلک و دواتی و کاغذی
با فرصتی، اگر بدهد روزگار من
اینست دولت من اگر پایدار بود
واحسرتا ز دولت ناپایدار من
هفتاد سال گرچه شد از روزگار من
پیری اگرچه جای گرفته کنار من
پیرانهسر چو دست به تیغ قلم برم
میدان تهی کند سپه از کارزار من
زیرا چو ذوالفقارِ علی جز به راه حق
گامی نمینهد قلمِ حقگزار من
نگذاشتم نگفته کلامی که گفتنیست
تا مقطعی که بود در آن اقتدار من
گاهی به نعل میزنم و گه زنم به میخ
اهل هنر شناسد این شاهکار من
ننهفتهام حقیقت و کذبی نگفتهام
شاهد بر این سخن روشِ آشکار من
در گفت من تناقض و حیلت نبوده است
وین «نعل و میخ» بوده خود از اضطرار من
آزرم را ز دست ندادم بههیچروی
خاطی خطا نمود و شنید اعتذار من
گر کاتبی طریقۀ شرم و ادب بِهِشت
خود منفعل شد از قلمِ شرمدار من
گر لحظهای ستودم خود کلک خویش را
با عذر قافیه بپذیر اعتذار من
خاموش میکنم قلم آتشینِ خود
تا خاطر کسی نگذارد شرار من
میخواستم ز من نشود رنجه کس، چه سود
طبع و قضا نبود چو در اختیار من
کین از کسی ندارم و رنجی که بر منست
شاید که باشد از دلِ ناسازگار من
خود بر مزارِ خویش بگریم که بعدِ مرگ
بر دامن کسی ننشیند غبارِ من...
پنداشتی که بیکسوکارم درین جهان!
ایران و خدمتش کس من بود و کار من
نگذاشتند خدمت کشور کنم چنانک
بود آرزوش در دلِ امیدوار من
گر در وطن غریبم و بیگانهام ز خویش
پیوسته بوده با من پروردگار من
زان زندهام هنوز که تا خدمتی کنم...
بستند ره به خامۀ خدمتگزار من
«آیندۀ» مرا چو به آتش بسوختند
هم روز من سیه شد و هم روزگار من
انصاف میدهم چه گناه از دیار من
گر بیوفا شدست و جفاکار یار من
بسیار کردهام سفر و بازگشتهام
جایی ندیدهام که به است از دیار من
این کوهسار بیعلف و دشتهای خشک
گویی که هست باغ من و لالهزار من
هرجا بمیرم آنجا هر چند کربلاست
باز آورند جسم مرا در دیار من
در دل بماند آرزوی خدمت وطن...
بنگار بر مزار من این یادگار من
افسانه بود عمر و مرا بود صد امید
افسوس بر من و دل امیدوار من...
دکتر محمود افشار
@AfsharFoundation
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
سیزدهم دیماه سالروز درگذشت نیما یوشیج
پدر شعر نو و نظریهپرداز برجستۀ آن، متحولکنندۀ اصلی شعر معاصر فارسی. از مجموعههای شعری نیما میتوان به قصۀ رنگپریده، افسانه، ماخ اولا، ناقوس و آب در خوابگه مورچگان اشاره کرد.
مهتاب
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب،
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفتۀ چند
خواب در چشم ترم میشکند.
نگران با من استاده سحر
صبح میخواهد از من
کز مبارکدم او آورم این قوم بهجانباخته را بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم میشکند.
نازکآرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا! به برم میشکند.
دستها میسایم
تا دری بگشایم
بر عبث میپایم
که به در کس آید
در و دیوار بههم ریختهشان
بر سرم میشکند.
می تراود مهتاب
میدرخشد شبتاب،
مانده پایآبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کولهبارش بر دوش
دست او بر در، میگوید با خود:
غم این خفتۀ چند
خواب در چشم ترم میشکند.
@AfsharFoundation
پدر شعر نو و نظریهپرداز برجستۀ آن، متحولکنندۀ اصلی شعر معاصر فارسی. از مجموعههای شعری نیما میتوان به قصۀ رنگپریده، افسانه، ماخ اولا، ناقوس و آب در خوابگه مورچگان اشاره کرد.
مهتاب
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب،
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفتۀ چند
خواب در چشم ترم میشکند.
نگران با من استاده سحر
صبح میخواهد از من
کز مبارکدم او آورم این قوم بهجانباخته را بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم میشکند.
نازکآرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا! به برم میشکند.
دستها میسایم
تا دری بگشایم
بر عبث میپایم
که به در کس آید
در و دیوار بههم ریختهشان
بر سرم میشکند.
می تراود مهتاب
میدرخشد شبتاب،
مانده پایآبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کولهبارش بر دوش
دست او بر در، میگوید با خود:
غم این خفتۀ چند
خواب در چشم ترم میشکند.
@AfsharFoundation
«اطلاعیه»
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع سخنرانی: آشنایی با ادبیات مشروطه - قسمت ششم
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: چهارشنبه ۲۹ دی ماه ۱۴۰۰- ساعت ۶ بعدازظهر
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری:
موضوع سخنرانی: آشنایی با ادبیات مشروطه - قسمت ششم
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
زمان: چهارشنبه ۲۹ دی ماه ۱۴۰۰- ساعت ۶ بعدازظهر
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
« با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی »
به امید دیدار
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
«اطلاعیه» باسلام و ادب برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری: موضوع سخنرانی: آشنایی با ادبیات مشروطه - قسمت ششم سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی زمان: چهارشنبه ۲۹ دی ماه ۱۴۰۰- ساعت ۶ بعدازظهر مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف « با رعایت کامل پروتکل…
با سلام
به دلیل کسالت آقای دکتر فیروزی برنامه امروز لغو میگردد.
لطفاً به دوستان خود اطلاع دهید.
به دلیل کسالت آقای دکتر فیروزی برنامه امروز لغو میگردد.
لطفاً به دوستان خود اطلاع دهید.
«اطلاعیه»
با سلام
نشستهای حافظخوانی موسسه فرهنگی بیطرف
حافظخوانی: نشست اول
امروز چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۵ عصر 👉👉👉
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
لطفاً حتماً دستورالعملهای بهداشتی را رعایت فرمایید.
https://t.me/bitaraflib
با سلام
نشستهای حافظخوانی موسسه فرهنگی بیطرف
حافظخوانی: نشست اول
امروز چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۵ عصر 👉👉👉
سخنران: جناب دکتر نوید فیروزی
مکان: کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
لطفاً حتماً دستورالعملهای بهداشتی را رعایت فرمایید.
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
(( اطلاعیه ))
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری به شرح زیر می باشد :
موضوع : شبی با شاهنامه فردوسی « منم گفت با فره ایزدی - همم شهریاری همم مؤبدی »
سخنران : استادگرامی سرکارخانم فرخ پیام
زمان : چهارشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۰ - ساعت ۵ بعدازظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی به ویژه زدن ماسک و رعایت فاصله )
به امید دیدار
باسلام و ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری به شرح زیر می باشد :
موضوع : شبی با شاهنامه فردوسی « منم گفت با فره ایزدی - همم شهریاری همم مؤبدی »
سخنران : استادگرامی سرکارخانم فرخ پیام
زمان : چهارشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۰ - ساعت ۵ بعدازظهر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
( بارعایت کامل پروتکل های بهداشتی به ویژه زدن ماسک و رعایت فاصله )
به امید دیدار
Audio
باسلام و ادب ، فایل صوتی جلسه مورخ چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ مؤسسه فرهنگی بیطرف با موضوع : شبی با شاهنامه فردوسی « منم گفت با فره ایزدی - همم شهریاری همم مؤبدی »
سخنران : استادگرامی سرکارخانم فرخ پیام
سخنران : استادگرامی سرکارخانم فرخ پیام
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
یکم اردیبهشتماه روز بزرگداشت سعدی
من با این پیرمرد نظرباز بذلهگوی شیرینزبان معنیپرداز انس و الفت خاص دارم. نه برای آن است که من فارسیزبانم و بدایع و طیّبات او بهترین نمونۀ آن زبان است که از مادر آموخته و بدان گریسته و خندیدهام. بیشتر برای آن است که او با زبان بشریت با من سخن میگوید و من از همین گروه بشرم. هیچ کس در بیان کردن شادی و غم فرزند آدمی دلیرتر و چالاکتر و زبردستتر از او نیست. گاهی شما را بر فراز کوههای غم میبرد و گاهی در نشیبگاه درههای شادی میکشاند. روح آدمی در زیر انگشتان او چون خمیرمایهای است که به هر گونه بخواهد میتوان سرشته کند و به هر شکلی بخواهد درمیآورد. چنان در اندیشۀ خواننده و شنونده فرومیرود و نرمک نرمک در آنجا به کاوش میپردازد و لکههای غم را با انگشت اندیشه میزداید و ذرههای شادی را درشتتر و نیرومندتر میکند که پس از یکی دو بیت از حالی به حالی میگرداند. هرگاه که من از هر چیز درمیمانم اختیار خویش را به دست وی میسپارم و یقین دارم که پس از یکی دو دقیقه مرا از من میستاند و دوباره نیرومند و تندرست و درمانیافته به من بازمیدهد.
[مقالات سعید نفیسی (در زمینۀ تاریخ تصوف، فرهنگ و ادب ایران)، به کوشش مسعود عرفانیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۵۴۶-۵۴۷]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
@AfsharFoundation
من با این پیرمرد نظرباز بذلهگوی شیرینزبان معنیپرداز انس و الفت خاص دارم. نه برای آن است که من فارسیزبانم و بدایع و طیّبات او بهترین نمونۀ آن زبان است که از مادر آموخته و بدان گریسته و خندیدهام. بیشتر برای آن است که او با زبان بشریت با من سخن میگوید و من از همین گروه بشرم. هیچ کس در بیان کردن شادی و غم فرزند آدمی دلیرتر و چالاکتر و زبردستتر از او نیست. گاهی شما را بر فراز کوههای غم میبرد و گاهی در نشیبگاه درههای شادی میکشاند. روح آدمی در زیر انگشتان او چون خمیرمایهای است که به هر گونه بخواهد میتوان سرشته کند و به هر شکلی بخواهد درمیآورد. چنان در اندیشۀ خواننده و شنونده فرومیرود و نرمک نرمک در آنجا به کاوش میپردازد و لکههای غم را با انگشت اندیشه میزداید و ذرههای شادی را درشتتر و نیرومندتر میکند که پس از یکی دو بیت از حالی به حالی میگرداند. هرگاه که من از هر چیز درمیمانم اختیار خویش را به دست وی میسپارم و یقین دارم که پس از یکی دو دقیقه مرا از من میستاند و دوباره نیرومند و تندرست و درمانیافته به من بازمیدهد.
[مقالات سعید نفیسی (در زمینۀ تاریخ تصوف، فرهنگ و ادب ایران)، به کوشش مسعود عرفانیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۷، ج ۳، ص ۵۴۶-۵۴۷]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
@AfsharFoundation
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
یکم اردیبهشتماه سالروز درگذشت محمدتقی بهار (ملکالشعراء)
پادشاه شعر
شعر دری گشت ز من نامجوی
یافت ز نو شاعر و شعر آبروی
نظمم آوازه به کشور فکند
نثر من آیین کهن برفکند
درس نوینی به وطن دادهام
درس نو این است که من دادهام
م.بهار
«بهار» پادشاه شعر معاصر ایران است. این نسبت برای او اغراق نخواهد بود و قولی است که بسیاری برآنند، البته آنان که هنوز به شعر قدیم اخلاص میورزند و به قول تجددخواهان ذوقی کهنهپرست دارند.
قطعاً و بهحقیقت از بهار با این سخنها نمیتوان سپاسگزاری کرد. تنها آیندگان خواهند توانست که دانش و دانایی قصیدهسرایی را که به قول علیاکبر دهخدا از عصر عنصری تا به حال نظیر او پرورش نیافته درک نموده و مقام و شأن ادبی او را بازگو کنند... وی قصیده را به استحکام عنصری و رودکی میسراید و احیاکنندۀ سبک محکم و خوشآهنگ ترکستانی در دوران کنونی است. از معروفترین آثار شعری او قصاید و قطعات زیر را باید نام برد: کیهان اعظم- راز طبیعت- دماوندیه- گیلان- لزنیه- فتح دهلی- آمال شاعر- جمال طبیعت- جهنمیه- پیام ایران- تصنیف شیراز- یکی هست و دوتا نیست- گرسنگی- راستگوی- شاد زی- تنازع بقا- ضلال مبین- لالۀ خونین- چشمه و سنگ- افکار پریشان و وطنیههای شیوا و گیرایی که رشتههای روح را میلرزاند.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۱۰۶-۱۰۷]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی
@AfsharFoundation
پادشاه شعر
شعر دری گشت ز من نامجوی
یافت ز نو شاعر و شعر آبروی
نظمم آوازه به کشور فکند
نثر من آیین کهن برفکند
درس نوینی به وطن دادهام
درس نو این است که من دادهام
م.بهار
«بهار» پادشاه شعر معاصر ایران است. این نسبت برای او اغراق نخواهد بود و قولی است که بسیاری برآنند، البته آنان که هنوز به شعر قدیم اخلاص میورزند و به قول تجددخواهان ذوقی کهنهپرست دارند.
قطعاً و بهحقیقت از بهار با این سخنها نمیتوان سپاسگزاری کرد. تنها آیندگان خواهند توانست که دانش و دانایی قصیدهسرایی را که به قول علیاکبر دهخدا از عصر عنصری تا به حال نظیر او پرورش نیافته درک نموده و مقام و شأن ادبی او را بازگو کنند... وی قصیده را به استحکام عنصری و رودکی میسراید و احیاکنندۀ سبک محکم و خوشآهنگ ترکستانی در دوران کنونی است. از معروفترین آثار شعری او قصاید و قطعات زیر را باید نام برد: کیهان اعظم- راز طبیعت- دماوندیه- گیلان- لزنیه- فتح دهلی- آمال شاعر- جمال طبیعت- جهنمیه- پیام ایران- تصنیف شیراز- یکی هست و دوتا نیست- گرسنگی- راستگوی- شاد زی- تنازع بقا- ضلال مبین- لالۀ خونین- چشمه و سنگ- افکار پریشان و وطنیههای شیوا و گیرایی که رشتههای روح را میلرزاند.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۱۰۶-۱۰۷]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی
@AfsharFoundation
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
یکم اردیبهشتماه سالروز درگذشت پژمان بختیاری
مهر ایرانزمین*
اگر ایران بهجز ویـرانسـرا نیست
من این ویرانسـرا را دوست دارم
اگر تـاریخ مـا افسـانهرنگ است
من ایـن افسانهها را دوست دارم
نوای نـای مـا گـر جانگـداز است
من این نای و نـوا را دوست دارم
اگر آب و هـوایش دلنشیـن نیست
من این آب و هـوا را دوست دارم
به شوق خـار صحراهـای خشکش
من این فرسوده پـا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان
من این روشن سما را دوست دارم
اگـر بـر مـن ز ایـرانی رود زور
من این زورآزمـا را دوست دارم
اگـر آلـوده دامـانیـد، اگـر پاک
من، ای مردم، شما را دوست دارم
پژمان بختیاری
*. این قطعه شعر در اواخر ۱۳۲۰ که همه چیز ما مرهون و معروض بیاحترامی بیگانگان متجاوز و بیگانهپرستان داخلی شده بود، گفته و منتشر شد.
حسین پژمان بختیاری فرزند علیمرادخان میرپنج بختیاری و ژالۀ قائممقامی، از خاندان میرزا ابوالقاسم فراهانی، بود. او در سال ۱۲۷۸ در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات در مدرسۀ فرانسوی سنلویی، به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد. مدتی نیز رئیس مدرسۀ عالی پست و تلگراف بود.
او در ۱۳ آذر ۱۳۵۳ در تهران درگذشت.
از پژمان بختیاری چندین دفتر شعر به چاپ رسیده است که از آن جمله میتوان به سیهروز، خاشاک و کویر اندیشه اشاره کرد.
کلیات اشعار او نیز با مقدمۀ دکتر باستانی پاریزی به چاپ رسیده است.
از برجستهترین کارهای ادبی وی، در کنار شاعری، تصحیح دیوان حافظ است.
@AfsharFoundation
مهر ایرانزمین*
اگر ایران بهجز ویـرانسـرا نیست
من این ویرانسـرا را دوست دارم
اگر تـاریخ مـا افسـانهرنگ است
من ایـن افسانهها را دوست دارم
نوای نـای مـا گـر جانگـداز است
من این نای و نـوا را دوست دارم
اگر آب و هـوایش دلنشیـن نیست
من این آب و هـوا را دوست دارم
به شوق خـار صحراهـای خشکش
من این فرسوده پـا را دوست دارم
من این دلکش زمین را خواهم از جان
من این روشن سما را دوست دارم
اگـر بـر مـن ز ایـرانی رود زور
من این زورآزمـا را دوست دارم
اگـر آلـوده دامـانیـد، اگـر پاک
من، ای مردم، شما را دوست دارم
پژمان بختیاری
*. این قطعه شعر در اواخر ۱۳۲۰ که همه چیز ما مرهون و معروض بیاحترامی بیگانگان متجاوز و بیگانهپرستان داخلی شده بود، گفته و منتشر شد.
حسین پژمان بختیاری فرزند علیمرادخان میرپنج بختیاری و ژالۀ قائممقامی، از خاندان میرزا ابوالقاسم فراهانی، بود. او در سال ۱۲۷۸ در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات در مدرسۀ فرانسوی سنلویی، به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد. مدتی نیز رئیس مدرسۀ عالی پست و تلگراف بود.
او در ۱۳ آذر ۱۳۵۳ در تهران درگذشت.
از پژمان بختیاری چندین دفتر شعر به چاپ رسیده است که از آن جمله میتوان به سیهروز، خاشاک و کویر اندیشه اشاره کرد.
کلیات اشعار او نیز با مقدمۀ دکتر باستانی پاریزی به چاپ رسیده است.
از برجستهترین کارهای ادبی وی، در کنار شاعری، تصحیح دیوان حافظ است.
@AfsharFoundation