مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
شماره ۵۴۰ حکایت آمدن شیخ ابوسعید به تعزیت شیخ ابوالحسن راوی: نوید فیروزی @Navidfiruzi منبع: اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، آگاه، چاپ هفتم، ۱۳۸۶/ ج ۱، ۱۳۵ @rawi_matn
این فایل صوتی را پیشکش میکنم به دوستان گرامیِ بنیاد بایزید بسطامی (انجمن دوستداران حافظِ سابق) که مدتی با هم بر خوانِ اسرارالتوحید نشسته بودیم.
ارادتمند نوید فیروزی.
ارادتمند نوید فیروزی.
ای جان و ای دو دیدۀ بینا چگونهای؟
وی رشکِ ماه و گنبدِ مینا چگونهای؟
ای ما و صد چو ما ز پیِ تو خراب و مست
ما بیتو خستهایم تو بیما چگونهای؟
آن جا که با تو نیست، چو سوراخِ کژدم است
و آن جا که جز تو نیست، تو آن جا چگونهای؟
ای جان تو در گزینشِ جانها چه میکنی؟
وی گوهری فزوده ز دریا چگونهای؟
ای مرغِ عرشِ آمده در دامِ آب و گل
در خون و خلط و بلغم و صفرا چگونهای؟
زان گلشنِ لطیف به گلخن فتادهای
با اهل گولخن به مُواسا چگونهای؟
ای کوه قافِ صبر و سکینه چه صابری!
وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونهای؟
عالم به توست قایم، تو در چه عالمی؟
تنها به توست زنده، تو تنها چگونهای؟
ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی؟
وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونهای؟
زیر و زبر شدیمت، بیزیر و بیزبر
ای درفکنده فتنه و غوغا چگونهای؟
گر غایبی ز دل تو در این دل چه میکنی؟
ور در دلی ز دوده سودا چگونهای؟
ای شاه شمس، مَفخَر تبریز بینظیر
در «قاب قوس» قُرب و در «أدنی» چگونهای؟
وی رشکِ ماه و گنبدِ مینا چگونهای؟
ای ما و صد چو ما ز پیِ تو خراب و مست
ما بیتو خستهایم تو بیما چگونهای؟
آن جا که با تو نیست، چو سوراخِ کژدم است
و آن جا که جز تو نیست، تو آن جا چگونهای؟
ای جان تو در گزینشِ جانها چه میکنی؟
وی گوهری فزوده ز دریا چگونهای؟
ای مرغِ عرشِ آمده در دامِ آب و گل
در خون و خلط و بلغم و صفرا چگونهای؟
زان گلشنِ لطیف به گلخن فتادهای
با اهل گولخن به مُواسا چگونهای؟
ای کوه قافِ صبر و سکینه چه صابری!
وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونهای؟
عالم به توست قایم، تو در چه عالمی؟
تنها به توست زنده، تو تنها چگونهای؟
ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی؟
وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونهای؟
زیر و زبر شدیمت، بیزیر و بیزبر
ای درفکنده فتنه و غوغا چگونهای؟
گر غایبی ز دل تو در این دل چه میکنی؟
ور در دلی ز دوده سودا چگونهای؟
ای شاه شمس، مَفخَر تبریز بینظیر
در «قاب قوس» قُرب و در «أدنی» چگونهای؟
Audio
خوانش و توضیح مختصر غزلِ «ای جان و ای دو دیدۀ بینا...»
ارادتمند عزیزان کانال مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نوید فیروزی.
ارادتمند عزیزان کانال مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نوید فیروزی.
Forwarded from 🔹️تنیده زِ دل🔹️ (نوید فیروزی)
مرا با مناسبتها چندان سر سازگاری نیست. نه چون برخی از آنرو که مناسبتها بهجا و درست نیستند (به نظر شماری از اهالی فرهنگ، مناسبتها بیشتر ایدئولوژیک و سیاسی اند)، بلکه احساس من نسبت به مناسبتها، ریشههایی عمیقتر دارد؛ من بر آنم که روز بزرگداشت فردوسی آن روزی است که ما در عمل، در معرفی و بازخوانی اثر او از جان و دل بکوشیم و ارز و قدر کار بزرگ او را به درستی دریابیم. روزی است که از منبع بینظیری که برای ما به ارث گذاشته است، توشههای بایسته برداریم و در تربیت کودکان و جوانان خود، آنگاه که نیازمند آنند که هویتی داشته باشند که قابل اتّکا و افتخار باشد، از آن بهرهمند گردیم.
باری یکی از معایب مناسبتها آن است که سیری کاذب میآورند. بهویژه از آنگاه باز که رسانههای فضای مجازی، مناسبتها را یادآوری و برجسته میکنند.
فضای مجازی هرچند موجب شده است، رسانههایی مردمی شکل بگیرند و مناسبتهای فرهنگیای را که رسانههای رسمی و جهتدار چندان که بایسته و شایسته است، به چیزی نمیگیرند، گوشزد نمایند و ارج نهند، عیبی بزرگ نیز ایجاد کردهاند؛ این رسانهها سیری کاذب آورده اند؛ این است که باید بگوییم خداحافظ فردوسی تا سال بعد ۲۵ اردیبهشت ماه که دیگربار پیامهای مربوط به روز بزرگداشتت را از این کانال به آن گروه بفرستیم.
بدرود!
https://t.me/tanidezedel
باری یکی از معایب مناسبتها آن است که سیری کاذب میآورند. بهویژه از آنگاه باز که رسانههای فضای مجازی، مناسبتها را یادآوری و برجسته میکنند.
فضای مجازی هرچند موجب شده است، رسانههایی مردمی شکل بگیرند و مناسبتهای فرهنگیای را که رسانههای رسمی و جهتدار چندان که بایسته و شایسته است، به چیزی نمیگیرند، گوشزد نمایند و ارج نهند، عیبی بزرگ نیز ایجاد کردهاند؛ این رسانهها سیری کاذب آورده اند؛ این است که باید بگوییم خداحافظ فردوسی تا سال بعد ۲۵ اردیبهشت ماه که دیگربار پیامهای مربوط به روز بزرگداشتت را از این کانال به آن گروه بفرستیم.
بدرود!
https://t.me/tanidezedel
Telegram
🔹️تنیده زِ دل🔹️
یادداشتهای پراکندۀ نویدِ فیروزی (معلّمِ ادبیات فارسی)
نقد و نظر: https://t.me/Navidfiruzi
نقد و نظر: https://t.me/Navidfiruzi
Forwarded from Mohammad Mottahedi
باسلام ادب، به اطلاع اعضای محترم گروه می رساند کتابخانه عمومی مستقل بیطرف بازگشایی گردیده و همه روزه از ساعت 9 الی 13 با رعایت مسائل بهداشتی در خدمت علاقه مندان به کتاب ومطالعه می باشد.
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
هشتم مهر روز بزرگداشت مولوی
مولوی مرزگستر قلمرو زبان فارسی
ایرج افشار
مولوی در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروههایی از باشندگان آنجای به زبانهای دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدریاش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت. توانست اندیشههای انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسیزبان» و «ایرانیفرهنگ» بمانند.
مولانا سخنها و اندیشههای ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشناییپذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بیگمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او- یعنی زبان فارسی- موجب آن است تا اندیشههای انسانی ژرف او- که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است- ارزنده و زنده و یا به سخنی روشنتر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخنها و اندیشههای روحنواز سروده به فارسی از میان برود؟
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست
مولوی و امیرخسرو دهلوی دو مرزگستر قلمرو زبان و ادب فارسی، ایرج افشار، گنجینۀ ادبی ۱۷
http://mahmoudafshar.ir/wp-content/uploads/2018/01/%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D9%89-%D8%A8%D9%84%D8%AE%D9%89.pdf
@AfsharFoundation
مولوی مرزگستر قلمرو زبان فارسی
ایرج افشار
مولوی در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروههایی از باشندگان آنجای به زبانهای دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدریاش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت. توانست اندیشههای انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسیزبان» و «ایرانیفرهنگ» بمانند.
مولانا سخنها و اندیشههای ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشناییپذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بیگمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او- یعنی زبان فارسی- موجب آن است تا اندیشههای انسانی ژرف او- که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است- ارزنده و زنده و یا به سخنی روشنتر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخنها و اندیشههای روحنواز سروده به فارسی از میان برود؟
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست
مولوی و امیرخسرو دهلوی دو مرزگستر قلمرو زبان و ادب فارسی، ایرج افشار، گنجینۀ ادبی ۱۷
http://mahmoudafshar.ir/wp-content/uploads/2018/01/%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D9%89-%D8%A8%D9%84%D8%AE%D9%89.pdf
@AfsharFoundation
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
پانزدهم فروردین سالروز درگذشت پروین اعتصامی
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام
این که خاک سیهش بالینست
اختر چرخ ادب، پروینست
گرچه جز تلخی از ایّام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرینست
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسینست
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگینست
خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگینست
بیند این بستر و عبرت گیرد
هرکه را چشم حقیقتبینست
هرکه باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی اینست
آدمی هرچه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسد مسکینست
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکینست
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرینست
خرّم آن کس که درین محنتگاه
خاطری را سبب تسکینست
پروین اعتصامی
فرزند میرزا یوسف خان آشتیانی (اعتصامالملک). متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز و متوفی ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران و مدفون در قم.
او یکی از دو بانوی بزرگ شعر فارسی و احیاکنندۀ نوع ادبی مناظره است. اشعار پروین آمیزهای است از حکمت و اندرز در حدود سنّت و متمایل به اصلاحات اخلاقی با گامهایی در راه تجدّد به لحاظ فرم، همراه با طرح تازهای از مسائل اجتماعی و انسانی. دیوان شعر او با دیباچۀ ملکالشعراء بهار نخستین بار در سال ۱۳۱۴ به چاپ رسید.
@AfsharFoundation
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام
این که خاک سیهش بالینست
اختر چرخ ادب، پروینست
گرچه جز تلخی از ایّام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرینست
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسینست
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگینست
خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگینست
بیند این بستر و عبرت گیرد
هرکه را چشم حقیقتبینست
هرکه باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی اینست
آدمی هرچه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسد مسکینست
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکینست
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرینست
خرّم آن کس که درین محنتگاه
خاطری را سبب تسکینست
پروین اعتصامی
فرزند میرزا یوسف خان آشتیانی (اعتصامالملک). متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز و متوفی ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران و مدفون در قم.
او یکی از دو بانوی بزرگ شعر فارسی و احیاکنندۀ نوع ادبی مناظره است. اشعار پروین آمیزهای است از حکمت و اندرز در حدود سنّت و متمایل به اصلاحات اخلاقی با گامهایی در راه تجدّد به لحاظ فرم، همراه با طرح تازهای از مسائل اجتماعی و انسانی. دیوان شعر او با دیباچۀ ملکالشعراء بهار نخستین بار در سال ۱۳۱۴ به چاپ رسید.
@AfsharFoundation
Forwarded from تالار آینه
Telegram
attach 📎
Forwarded from Mohammad Mottahedi
(( اطلاعیه))
باسلام و عرض ادب
جلسه این هفته مؤسسه فرهنگی بیطرف به شرح زیر اعلام می گردد :
موضوع جلسه : ادبیات فرانسه
استاد : سرکار خانم فرخ پیام
زمان : سه شنبه 1 تیرماه 1400، ساعت 7 بعدازظهر
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
به امید دیدار.
باسلام و عرض ادب
جلسه این هفته مؤسسه فرهنگی بیطرف به شرح زیر اعلام می گردد :
موضوع جلسه : ادبیات فرانسه
استاد : سرکار خانم فرخ پیام
زمان : سه شنبه 1 تیرماه 1400، ساعت 7 بعدازظهر
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
به امید دیدار.
Forwarded from K N
با عرض سلام
فایل صوتی سخنرانی استاد فرخ پیام با موضوع ادبیات فرانسه تقدیم میشود.👆
فایل صوتی سخنرانی استاد فرخ پیام با موضوع ادبیات فرانسه تقدیم میشود.👆
(( اطلاعیه ))
باسلام و عرض ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری :
موضوع جلسه : شرح غزلیات حضرت مولانا از دیوان شمس
استاد : جناب آقای دکتر نوید فیروزی
زمان : سه شنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۰ ساعت ۷ بعدازظهر.
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
توضیحات : رعایت کامل پروتکل های بهداشتی ، آوردن صندلی ، پرداخت شهریه
به امید دیدار .
باسلام و عرض ادب
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته جاری :
موضوع جلسه : شرح غزلیات حضرت مولانا از دیوان شمس
استاد : جناب آقای دکتر نوید فیروزی
زمان : سه شنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۰ ساعت ۷ بعدازظهر.
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
توضیحات : رعایت کامل پروتکل های بهداشتی ، آوردن صندلی ، پرداخت شهریه
به امید دیدار .
ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها
در حلقۀ سودای تو روحانیان را حالها
در لاأُحِبُّ الآفِلین پاکی ز صورتها، یقین
در دیدههای غیببین هر دم ز تو تمثالها
افلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون
ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالها
کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته
یک قطره خونی یافته از فضلت این افضالها
ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد
دانی سران را هم بود اندر تَبَع، دنبالها
سازی ز خاکی سیّدی بر وی فرشته حاسدی
با نقد تو جان کاسدی، پامال گشته مالها
آن کو تو باشی بال او، ای رفعت و اجلال او
آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خالها
گیرم که خارم خارِ بد، خار از پی گل میزهد
صرّاف زر هم مینهد جو بر سر مثقالها
فکری بدست افعالها، خاکی بدست این مالها
قالی بدست این حالها، حالی بدست این قالها
آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله
عشقی و شکری با گله، آرام با زلزالها
توقیعِ شمس آمد شفق، طغرایِ دولت عشق حق
فالِ وصال آرد سبق، کان عشق زد این فالها
از رحمةً للعالمین اقبال درویشان ببین
چون مه منوّر خرقهها چون گل معطّر شالها
عشق امر کل ما رقعهای، او قُلزم و ما جرعهای
او صد دلیل آورده و ما کرده استدلالها
از عشق گردون مؤتلف، بیعشق اختر منخسف
از عشق گشته دال الف، بیعشق الف چون دالها
آب حیات آمد سخن کاید ز علم مِن لَدُن
جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمالها
بر اهل معنی شد سخن، اجمالها تفصیلها
بر اهل صورت شد سخن، تفصیلها اجمالها
گر شعرها گفتند پُر، پُر به بود دریا ز در
کز ذوق شعر آخر شتر خوش میکشد ترحالها
در حلقۀ سودای تو روحانیان را حالها
در لاأُحِبُّ الآفِلین پاکی ز صورتها، یقین
در دیدههای غیببین هر دم ز تو تمثالها
افلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون
ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالها
کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته
یک قطره خونی یافته از فضلت این افضالها
ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد
دانی سران را هم بود اندر تَبَع، دنبالها
سازی ز خاکی سیّدی بر وی فرشته حاسدی
با نقد تو جان کاسدی، پامال گشته مالها
آن کو تو باشی بال او، ای رفعت و اجلال او
آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خالها
گیرم که خارم خارِ بد، خار از پی گل میزهد
صرّاف زر هم مینهد جو بر سر مثقالها
فکری بدست افعالها، خاکی بدست این مالها
قالی بدست این حالها، حالی بدست این قالها
آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله
عشقی و شکری با گله، آرام با زلزالها
توقیعِ شمس آمد شفق، طغرایِ دولت عشق حق
فالِ وصال آرد سبق، کان عشق زد این فالها
از رحمةً للعالمین اقبال درویشان ببین
چون مه منوّر خرقهها چون گل معطّر شالها
عشق امر کل ما رقعهای، او قُلزم و ما جرعهای
او صد دلیل آورده و ما کرده استدلالها
از عشق گردون مؤتلف، بیعشق اختر منخسف
از عشق گشته دال الف، بیعشق الف چون دالها
آب حیات آمد سخن کاید ز علم مِن لَدُن
جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمالها
بر اهل معنی شد سخن، اجمالها تفصیلها
بر اهل صورت شد سخن، تفصیلها اجمالها
گر شعرها گفتند پُر، پُر به بود دریا ز در
کز ذوق شعر آخر شتر خوش میکشد ترحالها
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقۀ سودای تو روحانیان را حالها در لاأُحِبُّ الآفِلین پاکی ز صورتها، یقین در دیدههای غیببین هر دم ز تو تمثالها افلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالها کوه از غمت بشکافته…
با سلام خدمت دوستان گرامی
در جلسۀ پیشِ رو (سهشنبه، ۸ تیرماه) به شرح این غزل مولانا خواهیم پرداخت.
در جلسۀ پیشِ رو (سهشنبه، ۸ تیرماه) به شرح این غزل مولانا خواهیم پرداخت.
Audio
فایل صوتی جلسه مورخ ۱۴۰۰/۴/۸ موسسه فرهنگی بیطرف
شرح غزل شماره ۲ - غزلیات شمس توسط استاد گرامی آقای دکتر فیروزی - جلسه اول
شرح غزل شماره ۲ - غزلیات شمس توسط استاد گرامی آقای دکتر فیروزی - جلسه اول
Forwarded from ادبی نسرین فرخ پیام
" تپه های شنی با وزش باد جابجا می شوند ولی
صحرا همیشه صحرا باقی می ماند این است افسانه عشق"
پائولو کوئیلو
" خودت درک می کنی راه خیلی دور است نمی توانم این جسم را با خودم ببرم خیلی سنگین است پوست کهنه که غصه ندارد ها ؟؟
آنتوان اگزوپری
جلسه این هفته " ادبیات با شما"
مقایسه نگرش " آنتوان اگزوپری با پائولو کوئیلو"
و تطبیق آنها با دو تمثیل از مثنوی مولانا .....
و دریافت پیام جهانی
"سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد"
( مکتب سوررئالیسم )
نسرین فرخ پیام
صحرا همیشه صحرا باقی می ماند این است افسانه عشق"
پائولو کوئیلو
" خودت درک می کنی راه خیلی دور است نمی توانم این جسم را با خودم ببرم خیلی سنگین است پوست کهنه که غصه ندارد ها ؟؟
آنتوان اگزوپری
جلسه این هفته " ادبیات با شما"
مقایسه نگرش " آنتوان اگزوپری با پائولو کوئیلو"
و تطبیق آنها با دو تمثیل از مثنوی مولانا .....
و دریافت پیام جهانی
"سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد"
( مکتب سوررئالیسم )
نسرین فرخ پیام
(( اطلاعیه ))
باسلام وادب
برنامه این هفته مؤسسه فرهنگی بیطرف به شرح زیر می باشد :
موضوع : ادبیات باشما (مقایسه نگرش آنتوان اگزوپری با پائولوکوئیلو ).
استاد : سرکار خانم فرخ پیام.
زمان : سه شنبه ، ۱۵ تیرماه ۱۴۰۰ - ساعت ۷ بعدازظهر.
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
توضیحات : رعایت کامل پروتکل های بهداشتی - آوردن صندلی - پرداخت شهریه تیرماه.
به امید دیدار
باسلام وادب
برنامه این هفته مؤسسه فرهنگی بیطرف به شرح زیر می باشد :
موضوع : ادبیات باشما (مقایسه نگرش آنتوان اگزوپری با پائولوکوئیلو ).
استاد : سرکار خانم فرخ پیام.
زمان : سه شنبه ، ۱۵ تیرماه ۱۴۰۰ - ساعت ۷ بعدازظهر.
مکان : محوطه کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
توضیحات : رعایت کامل پروتکل های بهداشتی - آوردن صندلی - پرداخت شهریه تیرماه.
به امید دیدار