Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۲۹ / ۱۱/ ۹۷ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۵۲۱ الی ۵۴۸
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۶ / ۱۲ / ۹۷ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۵۴۸ الی ۵۶۴
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۱۳ / ۱۲ / ۹۷ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۵۶۵ الی ۶۰۰
شرح مثنوی از ۶۰۰ تا۶۴۲.m4a
81.4 MB
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۲۰ / ۱۲ / ۹۷ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۶۰۰ الی ۶۴۲
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۱۹ / ۰۱/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۶۴۲ الی ۶۹۵
فایلهای صوتی جلسات شرح مثنوی را ازکانال مؤسسه فرهنگی بیطرف دریافت نمایید.👆
https://t.me/bitaraflib
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
یک شنبه ۲۵ فروردین ماه ۹۸ ساعت ۷ عصر، «شاهنامه فردوسی، شرح داستان بهرام چوبینه و خواهرش گردیه» توسط استاد گرامی سرکارخانم فرخپیام
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
شاهنامه همراه داشته باشید.
دوشنبه ۲۶ فروردین ماه ۹۸ ساعت ۷ بعدازظهر شرح مثنوی مولوی دفتر اوّل ادامۀ داستان «پادشاه جهود که مسیحیان را میکشت از تعصب» توسط استاد گرامی جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
یک شنبه ۲۵ فروردین ماه ۹۸ ساعت ۷ عصر، «شاهنامه فردوسی، شرح داستان بهرام چوبینه و خواهرش گردیه» توسط استاد گرامی سرکارخانم فرخپیام
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف.
شاهنامه همراه داشته باشید.
دوشنبه ۲۶ فروردین ماه ۹۸ ساعت ۷ بعدازظهر شرح مثنوی مولوی دفتر اوّل ادامۀ داستان «پادشاه جهود که مسیحیان را میکشت از تعصب» توسط استاد گرامی جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Location
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
موقعیت مکانی کتابخانۀ مستقل بیطرف. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
موقعیت مکانی کتابخانۀ مستقل بیطرف. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
رونمایی از کتاب «نامههایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعهای از عرایض متضمن اوامر شاه به امینالسلطان»
مجید عبدامین بر اساس اسناد موجود در کتابخانهٔ موزهٔ ملک این کتاب را توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به چاپ رسانده است.
این کتاب مجموعهای است از نامههای خویشاوندان ناصرالدین شاه، وزیران کشور و از همه مهمتر میرزا علیاصغرخان امینالسلطان به ناصرالدین شاه.
در این نامهها مطالب ریز و جزئی کشورداری دورۀ ناصری از صورتحساب بنایی گرفته تا تلگرافهای مختلف دیده میشود. دستورهایی که ناصرالدین شاه بر هر نامه مینوشتهاست ازجمله نکات خواندنی و ارزشمندی است که در این کتاب میتوانید بیابید.
این کتاب در کتابخانه و موزۀ ملی ملک روز سهشنبه بیستم فروردین، همزمان با میلاد امام حسین (ع) رونمایی شد.
===
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
مجید عبدامین بر اساس اسناد موجود در کتابخانهٔ موزهٔ ملک این کتاب را توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به چاپ رسانده است.
این کتاب مجموعهای است از نامههای خویشاوندان ناصرالدین شاه، وزیران کشور و از همه مهمتر میرزا علیاصغرخان امینالسلطان به ناصرالدین شاه.
در این نامهها مطالب ریز و جزئی کشورداری دورۀ ناصری از صورتحساب بنایی گرفته تا تلگرافهای مختلف دیده میشود. دستورهایی که ناصرالدین شاه بر هر نامه مینوشتهاست ازجمله نکات خواندنی و ارزشمندی است که در این کتاب میتوانید بیابید.
این کتاب در کتابخانه و موزۀ ملی ملک روز سهشنبه بیستم فروردین، همزمان با میلاد امام حسین (ع) رونمایی شد.
===
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد. 🌸
در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به جان هم انداختند) به پایان رسید.
و وارد سومین داستان اصلی شدیم. داستان پادشاه جهود دیگر که مسیحیان را به آتش میکشت. 🔥
مولانا این داستان را مطابق روایت مفسرانی، ساخته است که «اصحاب اُخدود» را پادشاهی یهودی و اعوانش میدانستند که با کندن خندقهایی و پر کردنِ آن خندقها از آتش و درانداختن مسیحیان در آن، سعی در حذف مسیحیان و مسیحیت داشتند.
فایل صوتی و تصاویر این نشست به زودی در این کانال به اشتراک گذاشته خواهد شد.
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد. 🌸
در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به جان هم انداختند) به پایان رسید.
و وارد سومین داستان اصلی شدیم. داستان پادشاه جهود دیگر که مسیحیان را به آتش میکشت. 🔥
مولانا این داستان را مطابق روایت مفسرانی، ساخته است که «اصحاب اُخدود» را پادشاهی یهودی و اعوانش میدانستند که با کندن خندقهایی و پر کردنِ آن خندقها از آتش و درانداختن مسیحیان در آن، سعی در حذف مسیحیان و مسیحیت داشتند.
فایل صوتی و تصاویر این نشست به زودی در این کانال به اشتراک گذاشته خواهد شد.
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۲۶ / ۰۱/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۶۹۶ الی ۷۵۹
متن غزلی از مولانا که امشب در پایان جلسه قرائت شد؛ چنانکه بیان نمودیم قرابت شگفتی میان ابیات داستانی که امشب آغاز کردیم با این غزل دیده میشود.
🌸🌸
منگر به هر گدایی که تو خاص از آنِ مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی
به عصا شکاف دریا که تو موسیِ زمانی
بدران قبایِ مَه را که ز نورِ مصطفایی
بشکن سبویِ خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح، دم روان کن که تو نیز از آن هوایی
به صف اندرآی تنها که سِفَندیارِ وقتی
در خیبر است، بَر کَن، که علیِّ مرتضایی
بستان ز دیو خاتم که تویی به جانْ سلیمان
بشکن سپاهِ اختر که تو آفتابرایی
چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش
چو خَضِر خور آبِ حیوان که تو جوهرِ بقایی
بِسِکُل* ز بیاصولان، مشنو فریبِ غولان
که تو از شریفاصلی، که تو از بلندجایی
تو به روحْ بیزوالی ز درونه باجمالی
تو از آنِ ذوالجلالی تو ز پرتوِ خدایی
تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟
سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی
تو چنین نهانْ، دریغی، که مهی به زیرِ میغی
بدران تو میغِ تن را که مهی و خوش لقایی
چو تو لعل، کان ندارد، چو تو جانْ، جهان ندارد
که جهانِ کاهش است این و تو جانِ جانفزایی
تو چو تیغِ ذوالفقاری تن تو غلافِ چوبین
اگر این غلاف بشکست تو شکستهدل چرایی؟
تو چو بازِ پایبسته تنِ تو چو کُنده بر پا
تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی
چه خوش است زرِّ خالص چو به آتش اندرآید
چو کند درونِ آتش هنر و گهرنمایی
مگریز ای برادر تو ز شعلههای آذر
ز برایِ امتحان را چه شود اگر درآیی؟
به خدا تو را نسوزد، رخِ تو چو زر فروزد
که خلیلزادهای تو، ز قدیم آشنایی
تو ز خاک، سر برآور که درختِ سربلندی
تو بپر به قافِ قربت که شریفتر-همایی
ز غلافِ خود برون آ که تو تیغِ آبداری
ز کمینِ کان برون آ که تو نقدِ بس روایی
شکری! شکرفشان کن که تو قندِ نوشقندی
بنواز نایِ دولت که عظیمْ خوشنوایی
*بِسِکُل: بگسل، جدا شو.
🌸🌸
منگر به هر گدایی که تو خاص از آنِ مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی
به عصا شکاف دریا که تو موسیِ زمانی
بدران قبایِ مَه را که ز نورِ مصطفایی
بشکن سبویِ خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح، دم روان کن که تو نیز از آن هوایی
به صف اندرآی تنها که سِفَندیارِ وقتی
در خیبر است، بَر کَن، که علیِّ مرتضایی
بستان ز دیو خاتم که تویی به جانْ سلیمان
بشکن سپاهِ اختر که تو آفتابرایی
چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش
چو خَضِر خور آبِ حیوان که تو جوهرِ بقایی
بِسِکُل* ز بیاصولان، مشنو فریبِ غولان
که تو از شریفاصلی، که تو از بلندجایی
تو به روحْ بیزوالی ز درونه باجمالی
تو از آنِ ذوالجلالی تو ز پرتوِ خدایی
تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟
سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی
تو چنین نهانْ، دریغی، که مهی به زیرِ میغی
بدران تو میغِ تن را که مهی و خوش لقایی
چو تو لعل، کان ندارد، چو تو جانْ، جهان ندارد
که جهانِ کاهش است این و تو جانِ جانفزایی
تو چو تیغِ ذوالفقاری تن تو غلافِ چوبین
اگر این غلاف بشکست تو شکستهدل چرایی؟
تو چو بازِ پایبسته تنِ تو چو کُنده بر پا
تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی
چه خوش است زرِّ خالص چو به آتش اندرآید
چو کند درونِ آتش هنر و گهرنمایی
مگریز ای برادر تو ز شعلههای آذر
ز برایِ امتحان را چه شود اگر درآیی؟
به خدا تو را نسوزد، رخِ تو چو زر فروزد
که خلیلزادهای تو، ز قدیم آشنایی
تو ز خاک، سر برآور که درختِ سربلندی
تو بپر به قافِ قربت که شریفتر-همایی
ز غلافِ خود برون آ که تو تیغِ آبداری
ز کمینِ کان برون آ که تو نقدِ بس روایی
شکری! شکرفشان کن که تو قندِ نوشقندی
بنواز نایِ دولت که عظیمْ خوشنوایی
*بِسِکُل: بگسل، جدا شو.
Forwarded from سخنرانیها
✍️ مصطفی ملکیان
🖊از پوست انسان مصرفزده بیرون بیایید
✅ من معتقدم مصرفزدگی سه ویرانگری بزرگ دارد:
1️⃣ یکی آنکه مصرفزدگی فلسفهی وجودی زندگی را میگیرد. ما آمده بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهمتر از زیستن؛ اما با مصرفزدگی به خودِ زیستن مشغول میمانیم و هرگز نمیتوانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. به تعبیری دیگر، «پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیونها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید. همهی ما میتوانیم پاستور شویم، چون همهمان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به خود زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یکچیز مهمتر از زندگی برسیم. مصرفزدگی اما این اجازه را نمیدهد، مصرفزدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان میکند و حتی نمیتوانیم پا روی نخستین پلهاش بگذاریم؛ بلکه تنها دلمشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانهتر و زیباتر کنیم و بر زیورآلاتاش بیفزاییم.
🆔 @sokhanranihaa
2️⃣ ویرانگریِ دوم مصرفزدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرفزدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین میآورد. شما به یک جماد تنها از یکمنظر نگاه میکنید که «این به چه درد زندگی من میخورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه میکنید. مصرفزدگی انسانها را هم برای ما جماد میکند. چون مدام به هرکه نگاه میکنیم، به این چشم نگاه میکنیم که این برای ارضای مصرفزدگی من به چه درد میخورد. اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرفزده هرگز نمیتواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چارهای جز این ندارد، چون غایتاش «کالای هرچهبیشتر داشتن است» و آنوقت دیگر به شما هم که نگاه میکند، در این فکر است که از شما چهقدر کالا به زندگیاش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرفزده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسانها؛ بیمعناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه میکند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چهقدر میتواند به زندگیاش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.
🆔 @sokhanranihaa
3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرفزدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به همنوع است و نهتنها نسبت به همنوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد میشود. مصرفزدگی در من این تصور را ایجاد میکند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرفزدگیام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرفزدگی من محیطزیست به چه صورتی درمیآید. چون بیرحم، سنگدل و قسیالقلب میشوم، یا دستکم به تعبیری معتدلتر نسبت به سرنوشت محیطزیست بیاعتنا میشوم؛ در حالیکه مهمترین اعضای این محیطزیست همنوعان من هستند. آنها هم اجزای محیطزیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشتشان بیاعتنایم. پس دیگر هرگز آنچه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر میکنیم؛ در من پدید نمیآید. چون انسانِ مصرفزده آنقدر به خود مشغول است و به لذت خود میاندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبهروز ضعیفتر میشود. من وقتی مصرفزده نیستم، التفاتام به محیط بیرون و ازجمله همنوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطهور شدهام در جمعآوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرفکردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرفزدهتر باشم، این بیرحمی و سنگدلی در من بیشتر میشود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیطزیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرفزده به محیطزیست نگاه نمیکند.
👈 به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرفزدگی، با وجود آنکه روانشناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعهشناختی دارند.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊از پوست انسان مصرفزده بیرون بیایید
✅ من معتقدم مصرفزدگی سه ویرانگری بزرگ دارد:
1️⃣ یکی آنکه مصرفزدگی فلسفهی وجودی زندگی را میگیرد. ما آمده بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهمتر از زیستن؛ اما با مصرفزدگی به خودِ زیستن مشغول میمانیم و هرگز نمیتوانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. به تعبیری دیگر، «پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیونها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید. همهی ما میتوانیم پاستور شویم، چون همهمان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به خود زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یکچیز مهمتر از زندگی برسیم. مصرفزدگی اما این اجازه را نمیدهد، مصرفزدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان میکند و حتی نمیتوانیم پا روی نخستین پلهاش بگذاریم؛ بلکه تنها دلمشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانهتر و زیباتر کنیم و بر زیورآلاتاش بیفزاییم.
🆔 @sokhanranihaa
2️⃣ ویرانگریِ دوم مصرفزدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرفزدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین میآورد. شما به یک جماد تنها از یکمنظر نگاه میکنید که «این به چه درد زندگی من میخورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه میکنید. مصرفزدگی انسانها را هم برای ما جماد میکند. چون مدام به هرکه نگاه میکنیم، به این چشم نگاه میکنیم که این برای ارضای مصرفزدگی من به چه درد میخورد. اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرفزده هرگز نمیتواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چارهای جز این ندارد، چون غایتاش «کالای هرچهبیشتر داشتن است» و آنوقت دیگر به شما هم که نگاه میکند، در این فکر است که از شما چهقدر کالا به زندگیاش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرفزده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسانها؛ بیمعناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه میکند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چهقدر میتواند به زندگیاش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.
🆔 @sokhanranihaa
3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرفزدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به همنوع است و نهتنها نسبت به همنوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد میشود. مصرفزدگی در من این تصور را ایجاد میکند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرفزدگیام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرفزدگی من محیطزیست به چه صورتی درمیآید. چون بیرحم، سنگدل و قسیالقلب میشوم، یا دستکم به تعبیری معتدلتر نسبت به سرنوشت محیطزیست بیاعتنا میشوم؛ در حالیکه مهمترین اعضای این محیطزیست همنوعان من هستند. آنها هم اجزای محیطزیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشتشان بیاعتنایم. پس دیگر هرگز آنچه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر میکنیم؛ در من پدید نمیآید. چون انسانِ مصرفزده آنقدر به خود مشغول است و به لذت خود میاندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبهروز ضعیفتر میشود. من وقتی مصرفزده نیستم، التفاتام به محیط بیرون و ازجمله همنوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطهور شدهام در جمعآوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرفکردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرفزدهتر باشم، این بیرحمی و سنگدلی در من بیشتر میشود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیطزیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرفزده به محیطزیست نگاه نمیکند.
👈 به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرفزدگی، با وجود آنکه روانشناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعهشناختی دارند.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف نشست بازخوانی مثنوی (دفتر اوّل) امشب (۲۶ فروردین ۹۸) در کتابخانۀ مستقل بیطرف برگزار شد. 🌸 در این نشست، دومین داستان اصلیِ دفتر اول، (داستان پادشاه جهود و وزیر مکارش که مسیحیان را فریفتند و به…
نشست مثنوی، ۲۶ فروردین ۹۸
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۹۸:
مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ حکایت پادشاه جهودِ دیگر که در هلاکِ دین عیسی سعی مینمود.
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
کانال اطلاعرسانی مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
اطلاعیه
با سلام و ادب و آرزویِ سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان، برنامههای مؤسسه فرهنگیِ بیطرف در هفتۀ آینده به شرح ذیل میباشد:
دوشنبه، ۲ اردیبهشت ۹۸:
مثنوی مولوی، دفتر اوّل، ادامۀ حکایت پادشاه جهودِ دیگر که در هلاکِ دین عیسی سعی مینمود.
استاد: جناب دکتر نوید فیروزی.
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
مثنوی همراه داشته باشید.
به امیدِ دیدار. 🌿🌸
https://t.me/bitaraflib
Telegram
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
کانال اطلاعرسانی فعالیتهای مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
«اول اردیبهشتماه جلالی * بلبل گوینده بر منابر قضبان»
روز بزرگداشت سعدی شیرازی، روز پاسداشت استواری زبان فارسی
«زبان سعدی پیوندی سخت استوار با زندگی مردم و زبان ایشان دارد. بسیاری از مضمونهای سعدی هست که شیخ در آفریدن آن ها مستقیم از زندگی مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پویای مردم نیز بیان کردهاست. سعدی بهعمد میکوشد که بیانش تاآنجاکه به فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه نزدیک باشد و چیزی که در این میانه هرگز از نظر او دور نمیماند الهام گرفتن از زندگی مردم کوچه و بازار و مشاهدۀ دقیق و آراستن مظاهری از این زندگی واقعی است. این حقیقتی است روشن و آشکار که بر قلم توانای مرحوم فروغی جاری شدهاست: "حق این است که سعدی هفتصدسال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم"»
[محمدجعفر محجوب، «زبان سعدی و پیوند آن با زندگی»، ایراننامه، سال سوم، صص ۶۲۳-۵۸۷].
میتوانید اصل مقاله را از گنجینۀ ادبی بیست و نهم دریافت نمایید:
زبان سعدی و پیوند آن با زندگی
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
روز بزرگداشت سعدی شیرازی، روز پاسداشت استواری زبان فارسی
«زبان سعدی پیوندی سخت استوار با زندگی مردم و زبان ایشان دارد. بسیاری از مضمونهای سعدی هست که شیخ در آفریدن آن ها مستقیم از زندگی مردم الهام گرفته و به زبان زنده و پویای مردم نیز بیان کردهاست. سعدی بهعمد میکوشد که بیانش تاآنجاکه به فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه نزدیک باشد و چیزی که در این میانه هرگز از نظر او دور نمیماند الهام گرفتن از زندگی مردم کوچه و بازار و مشاهدۀ دقیق و آراستن مظاهری از این زندگی واقعی است. این حقیقتی است روشن و آشکار که بر قلم توانای مرحوم فروغی جاری شدهاست: "حق این است که سعدی هفتصدسال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم"»
[محمدجعفر محجوب، «زبان سعدی و پیوند آن با زندگی»، ایراننامه، سال سوم، صص ۶۲۳-۵۸۷].
میتوانید اصل مقاله را از گنجینۀ ادبی بیست و نهم دریافت نمایید:
زبان سعدی و پیوند آن با زندگی
***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی
Audio
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۲/ ۰۲/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۷۶۰ الی ۷۸۲