مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
547 subscribers
212 photos
26 videos
27 files
259 links
کانال اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Download Telegram
«اطلاعیه»
برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف درهفته جاری :
موضوع: شاهنامه فردوسی _ داستان داستان ها، بخش دوم
استاد : سرکارخانم فرخ پیام
زمان : چهارشنبه 30 بهمن ماه 1398 ساعت 6/30 عصر
مکان : کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
به امید دیدار
https://t.me/bitaraflib
« اطلاعیه»
با عرض پوزش به اطلاع سروران عزیز و گرامی می رساند جلسه شاهنامه فردوسی روزچهارشنبه 30 بهمن ماه 1398 برگزار نمی شود. لطفا درصورت امکان به دوستان اطلاع رسانی نمایید. سپاسگزارم.
«اطلاعیه»
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

به جهت حفظ سلامتی دوستان عزیز و پیشگیری از خطر ابتلا به ویروس کرونا، مؤسسۀ فرهنگی بیطرف این هفته جلسه نخواهد داشت. باتشکر و سپاس.
https://t.me/bitaraflib
Forwarded from 🔹️تنیده زِ دل🔹️ (نوید فیروزی)
«و گفت:
عالِم بامداد برخیزد، طلبِ زیادتیِ عِلم کند، و زاهد طلبِ زیادتیِ زهد کند،
بوالحسن بامداد برخیزد دربندِ آن بُوَد که سُروری به دلِ برادری رسانَد.»

#ابوالحسن_خرقانی
(نوشته بر دریا، چاپ ۱۳۸۵، صفحۀ ۱۷۳).
https://t.me/tanidezedel
Forwarded from 🔹️تنیده زِ دل🔹️ (نوید فیروزی)
غبار غم برود، حال خوش شود حافظ
تو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدار

دریغ که جز به آبِ دیده، غبارِ غم نخواهد رفت. سال ۱۳۹۸ تا کنون که نزدیک به چهل سالگی ام، بدترین سالی است که به خاطر می‌آورم؛ هرچند پیش از این در سال‌های گذشته، داغ‌ها دیده‌ و فراز و نشیب‌ها از سر گذرانده ام.

نوبهار است
گل به بار است
ابرِ چشمم
ژاله‌بار است...
ای خدا
ای فلک
ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن...

https://t.me/tanidezedel
Forwarded from Mohammad Mottahedi
سلام دوستان وسروران عزیز و گرامی که مدتی است ازدیدارشما خوبان محرومم، عیدتون مبارک، نوروزتان برهرجه بدی است واهریمنی پیروز، درسال نو هرچه خوبی است بخصوص سلامتی برایتان آرزو می کنم، به امید دیدار. شاد وسربلندباشید.
آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
تا بختِ‌در-روخفته را چون بختِ سرو، اِستان کنیم

همچون غریبانِ چمن* بی‌پا روان گشته به فن
هم بسته‌پا، هم گام‌زن، عزمِ غریبستان کنیم

جانی که رَست از خاکدان، نامش روان آمد روان
ما جانِ زانوبسته را هم‌منزلِ ایشان کنیم

ای برگ! قوّت یافتی تا شاخ را بشکافتی
چون‌رستی‌از زندان‌؟بگو تا ما درین حبس آن کنیم

ای سرو بر سرور زدی تا از زمین سَر وَر زدی
سرور چه سیر آموختت؟ تا ما درآن سیران کنیم

ای غنچه! گلگون آمدی وز خویش بیرون آمدی
با ما بگو چون آمدی؟ تا ما ز خود خیزان کنیم

آن رنگِ عبهر از کجا؟ وان بوی عنبر از کجا؟
وین خانه را در از کجا؟ تا خدمتِ دربان کنیم

ای بلبل! آمد دادِ تو، من بنده فریادِ تو
تو شادِ گل، ما شادِ تو، کی شُکر این احسان کنیم؟

ای سبزپوشان چون خضِر،ای غیب‌ها گویان به سِر
تا حلقۀ گوش از شما پُردرُّ و پُرمرجان کنیم

بشنو ز گلشن رازها، بی‌حرف و بی‌آوازها
برساخت بلبل سازها، گر فهم آن دستان کنیم

آوازِ قمری تا قمر بررفت، و طوطی بر شکر
می آورد الحان تر، جان، مستِ آن الحان کنیم.

*غریبان چمن: در تعبیر مولانا، گل‌هایی که در چمن روییده‌اند.
Audio
خوانش و توضیح مختصر غزلِ «آمد بهار ای دوستان»
ارادتمند عزیزان کانال مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نوید فیروزی.
Audio
شماره ۵۴۰

حکایت آمدن شیخ ابوسعید به تعزیت شیخ ابوالحسن

راوی:
نوید فیروزی @Navidfiruzi

منبع:
اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، آگاه، چاپ هفتم، ۱۳۸۶/ ج ۱، ۱۳۵

@rawi_matn
پی‌نوشت روایت شماره ۵۴۰

راوی گرامی چند جا در متن مصحح تصرف کرده‌اند:
۱. ص ۱۳۵، سطر ۱۴، متن: عزیزان، فایل صوتی: عزیز، آن؛
۲. ص ۱۳۶، سطر ۲، متن: دررسید، فایل صوتی: دررسد؛
۳. ص ۱۳۷، سطر ۲۳، متن: سخن می‌گفتی آهسته، تا شیخ بوسعید، فایل صوتی: سخن می‌گفتی آهسته با شیخ بوسعید.

@rawi_matn
مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
شماره ۵۴۰ حکایت آمدن شیخ ابوسعید به تعزیت شیخ ابوالحسن راوی: نوید فیروزی @Navidfiruzi منبع: اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، آگاه، چاپ هفتم، ۱۳۸۶/ ج ۱، ۱۳۵ @rawi_matn
این فایل صوتی را پیشکش می‌کنم به دوستان گرامیِ بنیاد بایزید بسطامی (انجمن دوست‌داران حافظِ سابق) که مدتی با هم بر خوانِ اسرارالتوحید نشسته بودیم.
ارادتمند نوید فیروزی.
ای جان و ای دو دیدۀ بینا چگونه‌ای؟
وی رشکِ ماه و گنبدِ مینا چگونه‌ای؟

ای ما و صد چو ما ز پیِ تو خراب و مست
ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای؟

آن جا که با تو نیست، چو سوراخِ کژدم است
و آن جا که جز تو نیست، تو آن جا چگونه‌ای؟

ای جان تو در گزینشِ جان‌ها چه می‌کنی؟
وی گوهری فزوده ز دریا چگونه‌ای؟

ای مرغِ عرشِ آمده در دامِ آب و گل
در خون و خلط و بلغم و صفرا چگونه‌ای؟

زان گلشنِ لطیف به گلخن فتاده‌ای
با اهل گولخن به مُواسا چگونه‌ای؟

ای کوه قافِ صبر و سکینه چه صابری!
وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونه‌ای؟

عالم به توست قایم، تو در چه عالمی؟
تن‌ها به توست زنده، تو تنها چگونه‌ای؟

ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی؟
وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونه‌ای؟

زیر و زبر شدیمت، بی‌زیر و بی‌زبر
ای درفکنده فتنه و غوغا چگونه‌ای؟

گر غایبی ز دل تو در این دل چه می‌کنی؟
ور در دلی ز دوده سودا چگونه‌ای؟

ای شاه شمس، مَفخَر تبریز بی‌نظیر
در «قاب قوس» قُرب و در «أدنی» چگونه‌ای؟
Audio
خوانش و توضیح مختصر غزلِ «ای جان و ای دو دیدۀ بینا...»
ارادتمند عزیزان کانال مؤسسۀ فرهنگی بیطرف
نوید فیروزی.
بسی رنج بردی و حاصل شد این
که جاوید مانده عجم بر زمین

در این روزِ تکریمت ای پاکزاد
بر آن روحِ فردوسی ات آفرین

۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم "ابوالقاسم فردوسی"
گرامی باد🌹
Forwarded from 🔹️تنیده زِ دل🔹️ (نوید فیروزی)
مرا با مناسبت‌ها چندان سر سازگاری نیست‌. نه چون برخی از آن‌رو که مناسبت‌ها به‌جا و درست نیستند (به نظر شماری از اهالی فرهنگ، مناسبت‌ها بیشتر ایدئولوژیک و سیاسی اند)، بلکه احساس من نسبت به مناسبت‌ها، ریشه‌هایی عمیق‌تر دارد؛ من بر آنم که روز بزرگداشت فردوسی آن روزی است که ما در عمل، در معرفی و بازخوانی اثر او از جان و دل بکوشیم و ارز و قدر کار بزرگ او را به درستی دریابیم. روزی است که از منبع بی‌نظیری که برای ما به ارث گذاشته است، توشه‌های بایسته برداریم و در تربیت کودکان و جوانان خود، آنگاه که نیازمند آنند که هویتی داشته باشند که قابل اتّکا و افتخار باشد، از آن بهره‌مند گردیم.
باری یکی از معایب مناسبت‌ها آن است که سیری کاذب می‌آورند‌. به‌ویژه از آنگاه باز که رسانه‌های فضای مجازی، مناسبت‌ها را یادآوری و برجسته می‌کنند.
فضای مجازی هرچند موجب شده است، رسانه‌هایی مردمی شکل بگیرند و مناسبت‌های فرهنگی‌ای را که رسانه‌های رسمی و جهت‌دار چندان که بایسته و شایسته است، به چیزی نمی‌گیرند، گوشزد نمایند و ارج نهند، عیبی بزرگ نیز ایجاد کرده‌اند؛ این رسانه‌ها سیری کاذب آورده اند؛ این است که باید بگوییم خداحافظ فردوسی تا سال بعد ۲۵ اردی‌بهشت ماه که دیگربار پیام‌های مربوط به روز بزرگداشتت را از این کانال به آن گروه بفرستیم.
بدرود!
https://t.me/tanidezedel
Forwarded from Mohammad Mottahedi
باسلام ادب، به اطلاع اعضای محترم گروه می رساند کتابخانه عمومی مستقل بیطرف بازگشایی گردیده و همه روزه از ساعت 9 الی 13 با رعایت مسائل بهداشتی در خدمت علاقه مندان به کتاب ومطالعه می باشد.
⁠هشتم مهر روز بزرگداشت مولوی

مولوی مرزگستر قلمرو زبان فارسی

ایرج افشار

مولوی در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروه‌هایی از باشندگان آن‌جای به زبان‌های دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدری‌اش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت. توانست اندیشه‌های انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسی‌زبان» و «ایرانی‌فرهنگ» بمانند.
مولانا سخن‌ها و اندیشه‌های ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشنایی‌پذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بی‌گمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او- یعنی زبان فارسی- موجب آن است تا اندیشه‌های انسانی ژرف او- که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است- ارزنده و زنده و یا به سخنی روشن‌تر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخن‌ها و اندیشه‌های روح‌نواز سروده به فارسی از میان برود؟

آتش‌ست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست

مولوی و امیرخسرو دهلوی دو مرزگستر قلمرو زبان و ادب فارسی، ایرج افشار، گنجینۀ ادبی ۱۷

http://mahmoudafshar.ir/wp-content/uploads/2018/01/%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D9%89-%D8%A8%D9%84%D8%AE%D9%89.pdf

@AfsharFoundation
سال نو را به تمام اعضای کانال مؤسسۀ فرهنگی بی‌طرف شادباش و تبریک عرض می‌کنیم.
امید که در سال ۱۴۰۰ بتوانیم دیگربار گرد آییم و دیدار تازه کنیم.
⁠پانزدهم فروردین سالروز درگذشت پروین اعتصامی

این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام

این که خاک سیهش بالین‌ست
اختر چرخ ادب، پروین‌ست

گرچه جز تلخی از ایّام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرین‌ست

صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین‌ست

دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی‌دوست دلی غمگین‌ست

خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین‌ست

بیند این بستر و عبرت گیرد
هرکه را چشم حقیقت‌بین‌ست

هرکه باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این‌ست

آدمی هرچه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسد مسکین‌ست

اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین‌ست

زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین‌ست

خرّم آن کس که درین محنت‌گاه
خاطری را سبب تسکین‌ست

پروین اعتصامی

فرزند میرزا یوسف خان آشتیانی (اعتصام‌الملک). متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز و متوفی ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران و مدفون در قم.
او یکی از دو بانوی بزرگ شعر فارسی و احیاکنندۀ نوع ادبی مناظره است. اشعار پروین آمیزه‌ای است از حکمت و اندرز در حدود سنّت و متمایل به اصلاحات اخلاقی با گام‌هایی در راه تجدّد به لحاظ فرم، همراه با طرح تازه‌ای از مسائل اجتماعی و انسانی. دیوان شعر او با دیباچۀ ملک‌الشعراء بهار نخستین بار در سال ۱۳۱۴ به چاپ رسید.

@AfsharFoundation
Forwarded from تالار آینه
‍ «چرا سعدی بخوانیم؟»
(سخنی به مناسبت روز #سعدی)
#جویا_جهانبخش

@talar_ayne