مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
548 subscribers
212 photos
27 videos
27 files
261 links
کانال اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مؤسسۀ فرهنگی بیطرف، شاهرود
Download Telegram
فایل_صوتی_شرح_مثنوی_جلسه_یکم_خرداد.m4a
82.1 MB
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۱/ ۰۳/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۹۰۰ الی ۹۷۰
نشست بازخوانی مثنوی، اول خرداد ماه ۹۸
نشست بازخوانی مثنوی، اول خرداد ماه ۹۸
اطلاعیه
با سلام و ادب، با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما عزیزان به ویژه استادان گرامی برنامه مؤسسه فرهنگی بیطرف در هفته آینده به شرح زیر اعلام می گردد:
موضوع جلسه : شاهنامه فردوسی و نمادهای آن
استاد: سرکارخانم فرخ پیام
زمان: یکشنبه ۱۹ خردادماه ۹۸ ،ساعت۷ بعدازظهر.
مکان :کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
شاهنامه همراه داشته باشید.
به امید دیدار
ضمنا ، برنامه جلسات شرح مثنوی متعاقبا اعلام می گردد.
https://t.me/bitaraflib
⁠⁣دیداری دیگر با یوشیفوسا سکی
قضیۀ نعل در شمسه
ایرج افشار

با یوشیفوسا سکی (ایران‌شناس ژاپونی) صحبت نسخه‌های خطی فارسی در ژاپون شد. گفت عجب است که از روزگار ناصرالدین‌شاه دیپلومات‌های ژاپونی به ایران آمد‌و‌شد داشته‌اند ولی هیچ‌یک ـ برعکس اروپایی‌هاـ در صدد خریدن و بردن نسخۀ خطی نبوده‌اند. به همین ملاحظه در ژاپون نسخۀ خطی مهمی به‌زبان فارسی نمی‌شناسم.
می‌گفت اما ۲۰ سال پیش که از ایران به ژاپون برگشتم، دوستی به من گفت که پیش از جنگ جهانی، یک نقاش ژاپونی که در اروپا زندگی می‌کرد، چون به نسخه‌های مصور فارسی علاقه‌مندی داشت چندین نسخۀ خطی مانند گلستان و خمسۀ نظامی و شاهنامه و اقران آن‌ها خریده بود که بیشتر کار هندوستان بوده است و چون به ژاپون بازمی‌گردد (همان پیش از جنگ)، نمایشگاهی از آن‌ها برگزار می‌کند و در همان موقع دفترچه‌ای در معرفی اجمالی آن‌ها به چاپ رسانیده بود که بعدها نسخه‌ای از آن را در خانه‌ای که زنش زندگی می‌کرد دیده بودم. اما زنش گفت در جریان جنگ چون بمب قسمتی از خانۀ ما را خراب کرد چندتا از نسخه‌ها در شعلۀ آتش سوخت و نسخۀ شاهنامه که مصور بود از آن جمله بود. سکی گفت از آن شاهنامه عکس یک برگش در آن جزوه چاپ شده است و به‌طوری‌که ۲۰ سال پیش دیدم چون خط آن نسخه نسخ بود، دانستم که نسخۀ ارزشمندی بوده است. سکی نه نام نقاش به یادش مانده نه اینکه در آن جزوه از چند نسخه سخن رفته بود. قرار شد چون به ژاپون بازمی‌گردد با پرس‌وجو بتواند آن زن بیوه را بیابد و عکسی از آن جزوه برایم فراهم کند.
سکی دو سه چهار سال در ایران تحصیل کرد. در سفر اول خود علاقه‌مند به مطالعه در موسیقی ایران بود. دو مقاله هم به من داد (به‌فارسی) که یکی در آینده چاپ شد و دیگر در فرهنگ ایران‌زمین.
پس از آن سفر تحصیلی، بیش از ده‌ بار به ایران و ترکیه برای مطالعه در نسخه‌های خطی فارسی سفر تحقیقاتی کرده است. این سفرها همه در پی مطالعه و بررسی نسخه‌های خطی آرایشی و قطعات خوشنویسی بود و در این زمینه از‌جمله مرقع مشهور سلطان یعقوب را در طوپقاپوسرای مورد رسیدگی دقیق قرار داد و برای آن فهرستی ممتاز ساخت.
سکی فارسی را روان و مطمئن و روشن و درست صحبت می‌کند و اصطلاحات مربوط به تذهیب و خط و تجلید را بسیار خوب می‌داند. از هنرهای او ساختن کاغذهای ابری دلپسند است به شیوۀ ایرانی.
این‌ بار آمده است که از نسخه‌های قانون‌الصور صادقی، نقاش عصر صفوی، عکس بگیرد. زیرا به تصحیح آن متن و مطابقت چاپ روسی آن با چاپ دانش‌پژوه مشغول شده است تا پس از رفع ابهامات و اشکالات آن را به‌ژاپونی ترجمه کند.
کار دیگری که در دست دارد، مطالعۀ موشکافانه دربارۀ گلستان هنر است. به‌راستی هنردوستی موشکاف و عاشق ریزه‌یابی در تحقیق است.
امشب از من پرسید چرا ایرانی‌های استاد در زمینۀ هنر نقاشی خود نوشتۀ مهمی که جنبۀ پژوهشی و غیراحساسی داشته باشد، ننوشته‌اند و نمی‌نویسند. امیدم آن است که کسی علت واقعی این سخنِ راست را بنویسد.
سکی مشکلی را طرح و به من ایراد کرد و آن مربوط به ضبط اصطلاحی در «عرضه‌داشت ملازمان کتابخانۀ بایسنغر» بود که متنش را در کتاب برگ بی‌برگی (یادنامۀ استاد رضا مایل)، به‌همت فرزند دانشمندش نجیب مایل‌هروی چاپ کرده بودم. نگارش این عرضه‌داشت به جعفر تبریزی خطاط منسوب است. در آنجا این عبارت آمده است: «مولانا شهاب دیباچه و چهارلوح و شُرَف دیباچۀ صورتگری را طلا نهاده و هشت نعل شمسه میان دیباچه را تحریر کرده و حالی به یک موضعی دیگر از عمارت گلستان مشغول است».
ایرادش این بود که من توضیحی دربارۀ «نعل» نداده‌ام، اگرچه در فهرست اصطلاحات متذکر آن شده‌ام. حق با او بود. زیرا مناسبت میان نعل و نسخۀ خطی چه می‌تواند باشد. به ایشان گفتم امروزه به اشکال نیم‌دایره‌ای که در کارهای هنری دیده می‌شود «دال‌بر» می‌گویند و در قدیم به نیم‌دایره‌هایی که اطراف «شمسه» رسم می‌شد، چون به شکل هلال نعل است آن‌ها را نعل می‌گفته‌اند. کما اینکه همین اصطلاح در بنّایی برای نعل درگاه که قوسی بود تا چندی پیش به‌کار می‌رفت.

***
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی


AfsharFoundation
مراسم اهدای بیست‌وششمین جایزهٔ ادبی-تاریخی دکتر محمود افشار به یوشیفوسا سکی.

این مراسم روز ۲۴ خرداد در باغ موقوفات دکتر محمود افشار برگزار شد.

@AfsharFoundation
Forwarded from تالار آینه
شاهنامه،گواه_ریشه_داشتن_جهانبخش@talar_ayne.pdf
649 KB
"شاهنامه، گواهِ ریشه داشتن"
نویسنده: #جویا_جهانبخش
منتشر شده در هفته‌نامه‌ی #کرگدن، شماره ۱۱۲، ۴ خرداد ۱۳۹۸
@talar_ayne
این جستارِ کوتاهِ ارجمند، نوشتۀ استادِ ادیب، جویا جهان‌بخشِ عزیز است.
یکی از نکاتی که در درس‌گفتارهای شاهنامۀ شاهرود پیوسته گوش‌زد می‌کردم این بود که آنچه می‌خوانیم روایتی است که از چند دهلیز، گذشته است. به‌ویژه از میان این دهلیزها یکی تاریخ‌نویسی رسمیِ ساسانیان است که می‌توانیم تصوّر کنیم چگونه حوادث مختلف را از صافی‌های ایدئولوژی زردشتیِ رسمی و نیز نظام سیاسی (سلطنتِ ساسانی) عبور می‌دادند و آنها را به گونه‌ای که مطابقِ میل و منفعت‌ دستگاه حاکم (دینی و سیاسی) بود، گزارش می‌کردند. دهلیزِ دیگر، دهلیزِ ذهن مورّخانِ مسلمان بود که البته در مواردی اندک، نگاهی انتقادی به تاریخِ ساسانی داشتند امّا اغلب، ناچار، تاریخ را چنان که ثبت شده بود، در آثار خود بازتاباندند.
و دهلیزِ دیگر، جانِ خِرَد-تراز فرزانۀ توس، فردوسیِ بزرگ که این میراثِ بزرگ را از صافی جانِ روشن‌به‌نورِ خِرَد و انصافِ خویش گذرانده و البته دهلیزهایی دیگر...
به هر روی، این سخنان من موجب می‌شد در ذهن و بر زبانِ برخی مخاطبان این پرسش پدید آید که آیا روایتِ ملّی ما دروغ است؟
و من باید توضیح می‌دادم که تاریخ و آن‌هم تاریخِ رسمی چه اندازه و چگونه می‌تواند وقایع را چنان که روی داده ببیند و روایت کند. و روایت ملّی ما یکسره در سیطره و چنگال آن تاریخ رسمی نیست و نمانده است و حتی شاید در بخش‌ها و مواردی، از زاویه‌ای مخالف نگاه تاریخ رسمی، گفته شده و..‌.
و به نظرم این پاسخ و پاسخ‌های مشابه عده‌ای را که ناآشناتر بودند و پاسخ‌های قاطع و صریح می‌خواستند، چندان راضی نمی‌کرد.
در نهایت من باز، پیوسته می‌گفتم که دوستان، ما مردم خوشبختی هستیم. کمتر ملّتی در جهان هست که شناسنامه‌ای چنین ارزشمند و مایۀ مباهات داشته باشد. همین شناسنامۀ از هفت دهلیز گذشته آنچنان آبرومند و قابل دفاع هست که ما بدان بنازیم و قدر آن را بشناسیم و درک کنیم.
یادداشت استاد عزیز جویا جهان‌بخش، تفسیری به‌آیین و ارزشمند و پیرایۀ خرد و انصاف است از جمله‌ای از جملات محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) که گفته است: «فردوسی، قباله و سند نجابت ملّت ایران را تنظیم فرموده».
جناب جهان‌بخش نجابت را نژادگی و بااصل و نسب بودن درک و گزارش فرموده‌اند که انصافاً درکی شایسته و دقیق است.
همچنین ایشان به حسرت خوردن مصطفی کمال آتاتُرک، بنیان‌گذار ترکیۀ جدید نسبت به این شناسنامۀ هویت، اشاره کرده‌اند.
دوستانی که در درس‌گفتارهای شاهنامه شرکت داشتند به خاطر دارند که ما چگونه به طنز و طعنه و درد-خنده از تاریخ‌سازی کُره‌ای‌ها (کُره جنوبی) و ساختن انواع «جومونگ-پومونگ‌ها» سخن می‌گفتیم و پیوسته جوش می‌خوردیم که چرا ملّتی آنچه را ندارد، تصویر می‌کند و می‌فروشد و ملّتی دیگر (ما) قدر آنچه را دارد، نمی‌داند و آن را فراموش می‌کند؟!

یاد باد آن روزگاران یاد باد!
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
⁠⁣دیداری دیگر با یوشیفوسا سکی قضیۀ نعل در شمسه ایرج افشار با یوشیفوسا سکی (ایران‌شناس ژاپونی) صحبت نسخه‌های خطی فارسی در ژاپون شد. گفت عجب است که از روزگار ناصرالدین‌شاه دیپلومات‌های ژاپونی به ایران آمد‌و‌شد داشته‌اند ولی هیچ‌یک ـ برعکس اروپایی‌هاـ در صدد…
اینکه ژاپونی‌ها در پیِ خرید نسخه خطی نبودند شاید درست باشد، امّا عملکرد آنهادر حفاری «تپه‌های سنگ چخماق بسطام» نشان داد آن چنان از تاریخِ ایران به‌ویژه ایرانِ باستان بی‌اطلاع نیستند. زنده‌یاد پرفسور ماسودا با گروه باستان‌شناس‌اش دو مرحله اقدام به حفّاری تپه‌های مذکور نمود که این تپه‌ها مربوط به هزارۀ ششم قبل از میلاد است. اطلاعات آنها به‌قدری دقیق بود که نقطه‌ای را به کارگر نشان می‌دادند و می‌گفتند اینجا را حفر کن، بعد از حفر اثری نمایان می‌شد، گویا نقشۀ آن شهر زیر خاک خفته را دیده باشند.
خواستم به عرض برسانم که ژاپونی‌ها آنچنان هم دست خالی نیستند. متاسفانه پروفسور ماسودا پس از انقلاب نتوانست ادامه دهد و کشفیات باستان‌شناسی تپه‌های سنگ چخماق -که آشکار شدن اسرار نهفته در آنها می‌تواند کمک به کشف حقایق تاریخی منطقه نماید- نیمه‌تمام ماند و متاسفانه بخش‌هایی از آن تپه‌های ارزشمند باستانی نیز مورد غارت زمین‌خواران قرارگرفت!

(یادداشت جناب آقای متّحدی)
«اطلاعیه»
برنامه‌های مؤسسه فرهنگی بیطرف:
یکشنبه ۲ تیرماه ۹۸ ساعت ۱۹/۵
موضوع: نمادهای شاهنامۀ فردوسی
استاد: سرکارخانم فرّخ‌پیام
مکان: سالن کتابخانۀ عمومی مستقل بیطرف
دوشنبه ۳ تیرماه ۹۸ ساعت ۱۹/۵
موضوع: شرح مثنوی مولوی، دفتر اوّل
استاد: جناب دکتر فیروزی
مکان: سالن کتابخانه عمومی مستقل بیطرف
به امید دیدار
https://t.me/bitaraflib
اطلاعیه فوری
به اطلاع دوستان عزیز می رساند جلسه شرح مثنوی فردا دوشنبه ۳ تیرماه با یک ساعت تأخیر (((ساعت ۸/۳۰ بعدازظهر))) برگزار می گردد. به امید دیدار.
https://t.me/bitaraflib
Voice 013.m4a
157.9 MB
فایل صوتی جلسه شرح مثنوی با حضور دکتر فیروزی مورخ ۰۳/ ۰۴/ ۹۸ - کتابخانه بیطرف - ابیات ۹۷۱ الی ۱۰۲۶
داستان شیر و نخچیران