#موزون_نویس | #دست_ها
#میم_اصانلو | @biseda313
خاتونجان
مسالةٌ!
سوالی دارم...
سوالی سادہ اما؛
با زاویہاے پیچیدہ!
اجازہ هست کہ چندلحظہ...
بشوم مُصدعاوقات؟
راستش
گاهی دوستدارم بدانم؛
خاتونها
با کدامین دست
رو میزنند به آسمانِخدا؟
با کدامین دست
الهیالعفو را میشمارند
ویا بِڪَ یااللہهایشان را
تا دہ بار؟
با کدامین دست
تسبیحات فاطمهیزهرا را
از بَرَند؟
و یا اذڪارهفتہ را؟
دستراست؟
یا دستچپ؟
که اصلا مهم نیست!!...
با کدامین دست؟
دستی که تا مچ
پوشیدہ است
براے رضاے خدا؟
یا دستی که شیطان
مچش را گرفتہ
و هورا میکشد
که مچش را گرفتم،
مچش را گرفتم؟
مهم است...
کدامین دست؟
بعضے دستها میتواند برود
تا خودِ خدا..
بشود یک مجید دلبندم!
و بعضی دستها میتواند بشود
خود یک مانع
براے استجابت دعا!
نگفتی خاتون؛
کدامین دست؟
مهم است...
مهم است...
عزیز کـرده، دُردانه یا معشوقمان
گاهی تقاضا دارد، تقاضاےناصواب!
پس تعلّل را مجاز میپنداریم زیرا
دیوار ما در بـرابـرش کوتاست..
مسافتِمستورِ امثــــالمَنها؛
قَریبم به نـاس و بَعیدم به اِلـه..
باختـم تمـــامِ رَبُّــکَ الْأکْــرَم را
به خَلَقَ الْإِنْســانَ مِن عَلَــقها..
#موجز_نویس| #مسافت_مستور
#میم_اصانلو | @biseda313
خریدار تیرمسمومشیطان به ازاے مختصر حظِّنگاه؛ همان فروشندهے بِأَنَّاللَّهَيَرى است به سِنّار!...
#موجز_نویس| #قمارباز
#میم_اصانلو | @biseda313
#عکاس #omidsariri
#موزون_نویس| #جبلالطارق
#میم_اصانلو | @biseda313
[خطاب با بعض است نه همگی
هدف اصلاح است نه تخریب]
اَلایااَیُّها البَعضـی!
بَعض مسئولین یقهشیخی
بَعض آقازادگان پشتِگرمی
بعض شوهران هیتلرمَنِشی
بَعض مهندسان بیوتاعیانی
بَعض معلمانِ خطکشِفلزے
بَعض دکترانِ عینکی، از بالابهپایین
بَعض فرشتگانِ فاخرِ چــادرے
بَعض گردانندگان تسبیح نقرهاے
بعض روحانیّون مزیّن به طلادوزے
بَعض خَیِّرین توے چشم بالادستی
و تخلیــص میکنم به اَلایــــــا
اَیُّهَاالصاحب شأن و منزلت کاذبی!
خاطرتان مکدّر شده؟ باشد ولیک..
جمع شدهاند دور یک خـوان
موسیالرضا و غلامسیهچردهای!
بیمدداَحدُالنّاس، دوشکشیدهخرما
قَوَّام ترین رجال؛ ولیِّ فاطمه، عَلی!
به یک اشاره، جزءجزء شدن جِبـال
و به خاک افتادن موسی به زمین
اَلا یاایهاالمنممنمها!
بسازید از " خود" جبلالطّارق اما..
نمیترسید از کُـــنْفَیکـــونترین؟
چه دود گُلپـراسپند واجب است؛
این رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ مابین دو چَشم!
أَعُوذُ باݪݪّه مِن شَرِّ حَاسِــدٍ إِذَا دارد
فوت چَشمِ سِیُّومْ! فوت چَشمِ بَدْ!
#موجز_نویس| #چشم_نظر
#میم_اصانلو | @biseda313
کوچکدُختِمن؛
به پاس قدکشیدن وجب به وجبت
"نیم وجبی جانم"
بهپاس سانتبهسانت فرگونههایت
"مو خرمایی جانم"
بهپاس؛ مامان خدا کجاست گفتنت
"کاراگاه گجت جانم"
به پاس خانمی برای خودت شدنت
"مادر به فدایت"
برایت تاجی خریدهام امروز؛
یک تاجِ استثنائی
تاجی که درخورِ گل بودنت باشد!...
دُختِ پریایِ من
گوشت را بیاور جلو
این تاج، یک تاجمعمولی نیست...
عتیقهایست خاکی،
ارثیهے دُختِ نبی
که دست به دست،
نسل به نسل
رسیده است به من
و حالا به تو!...
عزیزِ کوچکم؛
در آیندههاے دور، این تاج...
مواظب تمام دخترانگی هایت،
برای همبازی شدن در باد،
یار و مونست
و در برابر چشم نانجیبان،
محافظت خواهد بود!
جانکم؛
اینچنین تاج خارقالعادهاے را
چندتا، چندتا دوست داری؟
#کوچک_دخت
#میم_اصانلو | @biseda313
اجبار امروز مادران
=
اکراه فرداے دختران
↓
فرشتهگونه چادر را معرفی کنیم.
و سهم من از تو در عیدقربان...
مقدارے کف دست میتواند باشد
به انضـمام پنج استخـوان!
#موجز_نویس | #عید_قربان
#میم_اصانلو | @biseda313
#موزون_نویس
#شعور_هم_سر
#میم_اصانلو | @biseda313
گفتم: [ترانهے چشـمان غزلخوانت
جیــغ زدن یکرنگ مـابین لبانت
حرکت مچدست و حلـول لاکهایت
رقاصی دختـرکی میان گیسوانت
منحنی لاینحلِ هندسـه اندامت
تلفظ لوندانهے حروف الفبـایت
فراز و فرود اصـوات خندههایت
ظهور چند عطارے در تاروپودهایت
سبک لامذهب راهرفتن مدل وارت
کودکبازیگوشدرون و اداواطوارت
بندبهبند این اوصاف طولودرازت
جزئیات زنانهے فاشِ ناپیدایت؛
ازاینلحظه، لمحـه، بهقدر یک نفس
فاش من باشد و ناپیداے اغیارت!]
نمنمک لبزدے: [زَوَّجْتُكَ نَفْسی
نَفْسی، یعنیخودم را، تمام خودم را
اشتراک میگذارم تنها با شما...
و احدے به اینمیثـاق راه ندارد! ]
آخرینکلماتم بههمراه انقباضرگ:
[الهی شعور همسرانهات پُر برکت
بیا قسم یادکنیم به کلمهے همسر؛
سرمـــــان برود، قولــــــمان... ابداََ!]
-کـدام الله اکبر؟
کدام الحمدلله؟
این خدا ارزانی از ما بهتران!
دست مریزاد که ویروس کرونا
را تزریـق کرد به رگ های ابوالبشر!
و سرفه هاے درد، این روزها
حکم خدا دارند برای ریه هاے غم!..
کدام نیازم را بۍ نیاز کرده؟
سودی نچربید از حضورش
به سرو روے دنیایم!
خیری ندیده ام از این...
استغاثه ها و فریاد الغوث الغوث!
پاسخ آمد:
-خدا پندار عزیـز؛ اے أنا!
ای که تو را لقد خلقنا فی کبد!
به حساب و کتاب ناقصت
که پیرو خط شتـاب است،
به اندک فسفری که خرج می شود
برای محاسبه ے ظواهـر درد،
به صورت حساب ناسپاسی ات
برای حکمت های سرنگشاده؛
قســم!
حرف و حدیث های ناآگاهت
را خریدارم، یکجا! چند؟
به قیمت دوست داشتنت
در حین بی نیازے و الله صمـد!
به دعای ابوحمزه ی ثمالی؛
الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى تَحَبَّبَ إِلَىَّ
وَهُوَ غَنِيٌّ عَنِّی قسم؛
چرتکه انداختن دور از مـرام است!...
[معنی دعا:و خدا را سپاس که با من دوستی ورزید، درحالیکه از من بینیاز است...]
#موزون_نویس | #شرب_شرم
#میم_اصانلو | @biseda313
درگیر الله اکبرش بودم؛ این عظمت انکار نشده، بخش عمده ے شکستگی هاے ممتد قلب را ضماد بود. درگیر معنای اصل "جبر"؛ اصلاح کردن چیزى با غلبه و قدرت... و جای دیگر؛ "بسیار ترمیم کننده و جبران کننده ے دل های شکسته"... درگیر چراییِ مداومت "الله اکبر" در جاے جاے نماز...
درگیرت بودم
اے جبار بودنت، همه جبران!...
#درگیر_باالله | #میم_اصانلو
#مینیمالیست | @biseda313
خمیازه ے صبحگاهی ختم بخیر نمیشود مگر؛ خدایت نور شود در دهان و حلول کند بر قد و قامت حیات: "بسم الله"..
#حیات_طیبه | #موجز_نویس
#میم_اصانلو | @biseda313
#پیدای_پنهان | #موزون_نویس
#میم_اصانلو | @biseda313
جزء جزء علی، کلّهم آیهنما....
چهلتکه از آینهے وجود پیمبران؛
بیا امروز را مهاجرت کنیم به قرآن؛
به علی، به نشانی پیداے پنهان
نشانی نخست؛ ابراهیم!
زیباترین دعایش در سورهے شعــرا
«واجعللىلسانصدق فیالاخرین»
«آوازهےنیکوی ابراهیمبرایآیندگان»
چه کسی است جز علی؟
نشان به ربطترین رابطهها:
به قربانی کردن عزیزترین پسران!
نشانی دوم؛ اسماعیل!
آیهے بـریده بـریده، بدون شرحها؛
ذبح شدن نفس، بدون لام تا کام!
نشانی سیّوم؛ موسی!
زیباترین شکل تداعی ها
یدبیضـــاء را بگذار کنارِ
راز شمشیــر و دســت ها!
نشانی چهارم؛ هارون!
تصویر انـدوه او در غیبت موسی
آینهے رنجامام در غیاب رسولخدا
نشانی پنجم؛ نوح است!
به رغم رویگردانـــی نامــردان
بهغربت سالیانش درمیانهےمیدان!
نشانی ششم؛ یعقوب!
توجه به ولایت با تمامقـوا!
حفظ پسر، محافظت تحتِ
غربت و انواع دسـیسـهها!
که علی، نُّورٌ عَلَیٰ نُور است در قرآن
ظاهـر است و مظهـر؛
مثال نور؛ خودش روشـــن
و روشنیبخش وجود پیمبران!
ذکر سرمشق در این مجالکوتاه
نشانــیها اما الی ماشــــــاالله ؛
چشمـــان بینــا میخواهد،
حجــابها را از میـــان بردار..
چه دعایـــــی کنمت؟
غدیرت پر از جور دیگر دیدنها...
گر به خداےِ موسی معتقدے؛
گوسفندان را که سیراب کردے...
از دختــرکان چه مـیخواهی؟
موسی در عوض "هیچ" طلبید!
آرے! يَدُ اللَّه فَـوْقَ أَيْدِيــهِمْ؛
برای رفعحاجت، کافی بودو وافـی!
#موسی_وار | #موجز_نویس
#میم_اصانلو | @biseda313
عاشق که شد، به فکر ساختن یک قفس افتاد که پرندهی روحش را زندانی کند و جز به خوابوخور معشوق، به چیزی نیندیشد. رقصیدن با دوستان در آسمان، از شاخهها جست زدن، دنیا را مکاشفه کردن همه را بگذارد در قفس و جیک از جیکدانش درنیاید. بهعبارتی؛ زنی فرتوت باشد، مزیّنشده به حصار و لبخندی گسترشیافته با تیغ!
#عاشق_ابله | #موجز_نویس
#میم_اصانلو | @biseda313