قانون جذب ، متافیزیک ، مراقبه ، مدیتیشن ، پاکسازی هواوپونوپونو ، سابلیمینال ، بیوکنزی ،عباسمنش و صفر
1.7K subscribers
2.46K photos
1.42K videos
280 files
1.01K links

برای خرید سابلیمینال و دوره های #قانون_جذب و #متافیزیک و...به آی دی زیر پیام بدهید
👇 ادمین
@amirghasmi3

کانال نتایج #سابلیمینال 👇

https://t.me/joinchat/WNkjD_7matbuvpJQ

تعرفه ی تبیلغات👇
@biosabetab1
Download Telegram
مشغول جستجو در مورد محرک های شرطی بودم که به صورت اتفاقی، به مقاله ای برخوردم راجع به پژوهش دانشمندان ژاپنی 60 سال پیش، درباره رفتار میمون های وحشی

غذای اصلی اون ‌ها تو اون زمان، سیب‌زمینیِ شیرینِ خاک آلوده بوده!
یه روز هنگام کار، پژوهشگران متوجه شدند میمونی کار جدیدی می کنه:
اون سیب زمینی رو قبل از خوردن می شوره

شاید اتفاقی یادگرفته بود، مثلا سیب‌زمینی از دستش به آب افتاده و بدون خاک مزه بهتری داشته.
به هرحال او این رفتار رو روزهای بعد هم تکرار کرد و به ‌تدریج میمون‌های دیگه هم این کار رو یاد گرفتند.

اما نکته اصلی این ماجرا اونجاست که:

6 سال بعد، زمانی که صدمین میمون به این رفتار جدید روی اورد، دانشمندان جزیره‌ای تو سیصد مایلی نیز گزارش دادن که میمون‌های اون جزیره نیز شروع به شستن سیب‌زمینی‌ها کرده‌اند .
هیچ ارتباطی میان این جزایر نبود و کسی میمونی رو از جزیره‌ای به جزیره ی دیگه نبرده بود

خیلی برام شگفتی اومد و مدتی باهاش بودم تا اینکه به طور اتفاقی، سرگرم دیدن سخنرانی یه دانشمند انگلیسی شدم و از یه فرضیه ای سخن می گفت به این مضمون که:

حافظه و شعور انسان تنها در مغزش ذخیره نمی شه
بلکه تمام موجوداتی که تو یه رده و گونه خاص قرار دارند، توسط یک حوزه مورفوژنتیکی (بسیار شبیه یک حوزه مغناطیسه) احاطه شده اند و به نحوی با یکدیگر در ارتباطند.

به زبون ساده تر:

درونیات انسان ها، به هم انتقال پیدا می کنه
و می تونه باعث حرکت یا رکود بشه.

یعنی فقط این نیست که من اگه قربانی شرایط و روزگار بشم، تنها به خودم آسیب می رسونه که ممکنه از طریق این حوزه نامرئی اما حاضر، دیگران رو هم درگیر کنه و اون ها رو هم پایین بکشونه.

یا بر عکس
حرکت و رشد من، عاملیه که کل هستی رو به حرکت وا می داره.

تو غم گیر کردن، تو شکست دست و پا زدن، تو رابطه ای که تموم شده موندن،
تو بی خیالی و بی آگاهی به سر بردن، به قول مربیم: تا ته یه تونلی که پنیری نیست، بارها رفتن و برگشتن
یا
پذیرش شکست اما بلند شدن و دیدن درس هاش، ساختن دوباره زندگی، ایجاد رابطه های همبسته و ......
کدوم باعث حرکت و روشنایی هستی ماست؟

شاید زنده یاد حمید مصدق از همین روی بوده که گفته:

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می خیزند
من اگر بشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی بر خیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد؟

من اگر ما نشوم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی ، خویشتنی


@biosabe
👍3🔥3
موفقیت، محصول عادت‌های روزانه است، نه یک دگرگونی بزرگ و یکباره در کل زندگی. ایجاد عادت‌های ماندگار، دشوار است. مردم تغییرات کوچک اندکی ایجاد می‌کنند و چون نتیجهٔ قابل توجهی مشاهده نمی‌کنند، متوقف می‌شوند. فکر‌ می‌کنید: «یک ماه است که هر روز می‌دَوَم، پس چرا هیچ تغییری در بدنم نمی‌بینم؟» زمانی که این‌گونه فکر‌ها غلبه کنند، خیلی راحت عادت‌های مثبت به آخر خط می‌رسند.»


@biosabe
6🔥2
اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل مورد شکنجه قرار دهید
و به اولی بگویید شکنجه اش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای شکنجه کردنش ارائه ندهید،
برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی و با اعتماد به نفس بالا، و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده ها و کینه ها تبدیل می شود...

شکنجه و رنج برای هر دو یکسان است، اما تفاوت در معنایی است که به رنج کشیدن شان می بخشید ، یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه خردتر و حقیرتر می شود.

اینکه چگونه با سختی ها و مشقت های زندگی کنار بیاییم و به آن ها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک "تصمیم شخصی" است...

می‌توانیم تصمیم بگیریم به سختی ها و مصائب اجتناب ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پس هر ضربه روحی و هر لطمه جسمی تنومندتر، مقاوم تر و آگاه تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک «قربانی_منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

ویکتور فرانكل
انسان در جستجوی معنا
@biosabe
👍8🤩1
🌹
#یک_دقیقه_مطالعه

🔘 داستان کوتاه

در زمان های قدیم مرد جوانی در قبیله ای مرتکب اشتباهی شد .به همین دلیل بزرگان قبیله گرد هم آمدند تا در مورد اشتباه جوان تصمیم بگیرند در نهایت تصمیم گرفتند که در این مورد با پیر قبیله که تجربه بسیاری داشت مشورت کنند و هر چه که او بگوید عملی کنند.
پیر قبیله از انجام این کار امتناع کرد .بزرگان قبیله دوباره فردی را به دنبال او فرستادند و پیام دادند که شما باید تصمیم نهایی را در مورد اشتباه این جوان بگیرید .
پیر قبیله کوزه ای سوراخ را پر از آب کرد سپس آن را از پشت خود آویخت و به سمت بزرگان قبیله حرکت کرد .
بزرگان قبیله بادیدن او پرسیدند : قصه این کوزه چیست؟
پیر قبیله پاسخ داد : گناهانم از پشت سرم به بیرون رخنه می کنند بی آنکه به چشم آیند و امروز آمده ام که درباره گناه دیگری قضاوت کنم. بزرگان قبیله با شنیدن این سخن چیزی بر زبان نیاوردند و گناه مرد جوان را بخشیدند.

عیب مردم فاش کردن بدترین عیب هاست
عیب گو اول کند بی پرده عیب خویش را

─┅─═इई 🍁🍂🍁 ईइ═─┅─

🌹
پاییز آشناست...
مثل عزیزی که از سفر بازگشته، مثل رفیقی که بعد مدت‌ها به دیدنت آمده، مثل بخار برخاسته از چای داغی که با لذت و اشتیاق می‌نوشی‌، مثل عطر خاک باران خورده، مثل طعم گس خرمالو در هوایی ابری، مثل بوی تند و گیرای نارنگی، مثل صدای باران در شبی سرد، مثل هیجان نخستین نگاه، نخستین لبخند، نخستین آغوش...
پائیز را دوست دارم. حتی اگر غمگینم کند، حتی اگر در چمدان نارنجی و کهنه‌اش، برایم هیچ اتفاق دلپذیری کنار نگذاشته‌باشد، حتی اگر تنها و غمگین، تمام خیابان را قدم بزنم. حتی اگر باران ببارد و خیس شوم، باران شدت بگیرد و چتر نداشته‌باشم، حتی اگر شب باشد و سردم باشد و از خانه دور باشم.
پاییز فصل بی‌نظیری‌ست. آدم‌ها را به فکر وا می‌دارد، آدم‌ها را به یادِ هم می‌اندازد و دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند.

#نرگس_صرافیان_طوفان

خوش آمدی پاییز جانم🍁

─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─



📚 داستان کوتاه

مردی به دندانپزشک خود تلفن می‌کند و به خاطر وجود حفره بزرگی در یکی از دندان‌هایش از او وقت می‌گیرد.

موقعی که مرد روی صندلی دندانپزشکی قرار می‌گیرد، دندانپزشک نگاهی به دندان او می‌اندازد و می‌گوید: نه یک حفره بزرگ نیست! خوردگی کوچکی است که الان برای شما پر می‌کنم.

مرد می‌گوید: راستی؟

موقعی که زبانم را روی آن می‌مالیدم، احساس می کردم که یک حفره بزرگ است!

دندانپزشک با لبخندی بر لب می‌گوید: این یک امر طبیعی است، چون یکی از کارهای زبان اغراق است.

نگذارید زبان شما از افکارتان جلوتر برود.

@biosabe
8👍1🤩1
اگر من عاشق خودم نباشم و از خودم مراقبت نکنم، چگونه می‌توانم از دیگران انتظار داشته باشم عاشق من بوده و به من توجه کنند؟

و اگر من عاشق تو نباشم و به تو توجه نکنم، اینجا عشق‌به‌خود چندانی وجود ندارد.

پس وقتی آنجا عدم ارتباط است، من به خودم نگاه می‌کنم.
من انتظار ندارم مردم با من ارتباط بگیرند، موضوع این است که آیا من با دیگران ارتباط می‌گیرم؟
سفر من این است.

#بایرون_کیتی

💟 @biosabe
.
🔥5🤩2
برونفکنی های روحی-استاد رهبرزاده.pdf
18.2 MB
📚 برونفکنی های روحی
✍️ حسن رهبرزاده

کتاب برون فکنی های روحی اثر حسن رهبرزاده شامل مباحثی است درباب برون فکنی روحی و آثار و فواید آن. یکی از کارهائی که انسان میتواند در این عالم بخوبی انجام دهد و بوسیله آن روحش یعنی خودش را بشناسد .

@biosabe
4👍2
هنر_شفاف_اندیشیدن_از_رولف_دوبلی_ترجمه_عادل_فردوسی_پور.pdf
54.6 MB
📚 هنر شفاف اندیشیدن
✍️ رولف دوبلی

تابه‌حال برایتان اتفاق افتاده است که یک اشتباه را بارها و بارها در زندگی خود تکرار کنید اما هیچگاه علت آن را ندانید؟! کتاب هنر شفاف اندیشیدن اثر بی‌نظیر و پرفروش رولف دوبلی درباره اصلاح تفکر و خطاهای شناختی با شما صحبت می‌کند و به این ترتیب مسیر زندگی‌تان را تغییر می‌دهد. این کتاب پرفروش که در سال 2014 برنده جایزه کتاب سال مدیریت CMI شده است، شکل جدید اندیشیدن و مواجهه با موقعیت‌های زندگی را به شما می‌آموزد.

@biosabe
5🤩2👍1


همنشینی شما مهم است.

اگر کُت خود را در یک اتاق قرار دهید که در آن افراد سیگار می‌کشند، خیلی زود آن بوی دود می‌گیرد. اگر شما آن را در باغ بگذارید، بعداً، زمانی که آن را به داخل خانه می‌آورید، آن عطرِ هوا و گل‌های تازه را به خود خواهد داشت. 

شبیه این موارد با ذهن اتفاق می‌افتد.

لباسِ افکارتان، ارتعاشات کسانی که با آنها در رفت و آمد هستید را جذب می‌کند. اگر شما با بدبختی‌ها آمیخته شوید، شما به بدبختی تبدیل خواهید شد. و اگر شما با خوشحالی مردم شاد، آمیخته شوید شما طبیعت شاد و شادی را توسعه خواهید داد.

@biosabe
7👍3
رهایی از زندان ذهن.pdf
4.9 MB
📚 رهایی از زندان ذهن
ماتیو مک می

شما در این کتاب، یاد می گیرید، از چشم اندازی دور به مشاهده ذهن تان بنشینید. وقتی دست از اعتقاد به افکارتان بر می دارید، افکارتان تسلیم می شوند و ذهن تان به احساس آرامش و امنیت بیشتری دست می یابد.

@biosabe
🔥4🤩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوشته بود:
"فکر کنم این سنجاب اولین بارشه داره نوازش و محبت رو تجربه میکنه"
حقیقتا این عشق چیه که همه موجودات عالم مخلصشن!

@biosabe
👍73
‍ ‍ #چطور_بفهمیم_که_جفت_روحی_خود_را_پیدا_کردیم_؟

برای همه ما این امکان وجود دارد که جفت روحی خود را بیابیم. ولی ممکن است هنگام مواجهه، از هشیاری لازم برای تشخیص او برخوردار نباشیم. این معمولا بدلیل عدم پذیرش خود و طرف مقابلمان اتفاق می افتد که می تواند ناشی از استرس زیاد، فشار بالای کاری، سبک زندگی و یا نگرش منفی مان نسبت به روابط باشد.

اگر خودتان و همه آنچه مربوط به شماست را حقیقتا بپذیرید، در مسیر درست خود هستید و می توانید منتظر یافتن جفت روحی خود باشید.

💞راههایی که می توان فهمید با جفت روحی خود ملاقات کرده اید:

♦️ ۱- ممکن است شما رویاها یا شهودی از یکدیگر قبل از ملاقات باهم داشته باشید.

♦️۲- ملاقات جفت شما احساسی از برگشت به یک انرژی آشنا در شما زنده می کند.

♦️۳- بعد از ملاقات، شما خاطره هایی از فردی را بیاد می آورید

♦️۴- جفت روحی شما مانند آینه ای نگرانی ها، عدم تعادل ها و ایرادات شما را منعکس می کند، در حالیکه از توانایی ها، استعدادها و ظرفیت های شما تعریف می کند.

♦️۵- شما بیماری، عواطف و درگیری های یکدیگر را حتی زمانیکه در کنار هم نیستید، احساس می کنید.

♦️۶- کارایی شما ممکن است زمانیکه کنار یکدیگر نیستید، پایین بیاید یا مختل شود.

♦️۷- ممکن است وقتی از هم دور هستید، حتی از نظر فیزیکی دردناک باشد.

♦️۸- هنگامی که شما در تعادل و کنار یکدیگر می باشید، احساس قدرت و ظرفیت بیشتری نسبت به آنچه تا کنون حس می کردید خواهید داشت.

♦️۹- شما برای خدمت به دیگران و دنیا، احساس یکپارچگی می کنید.

♦️۱۰- عشق شما به جفتتان متفاوت از دیگر عشق هاست و پذیرشی نسبت به رفتار و خصوصیات وی دارید که در روابط قبلی خود نداشته اید.

♦️۱۱- شما جفت خود را پس از اینکه تاحدی خود را رشد داده و پذیرفته اید، ملاقات کرده اید.

♦️۱۲- شما احتمالا زمانی او را ملاقات کرده اید که یکی یا هر دوی شما در رابطه دیگری بوده و کمترین انتظار را داشته اید و احتمالا احساس دوستی عمیقی را ورای گرایش جنسی به او داشته اید.

♦️۱۳- به منظور رشد دادن یکدیگر و هماهنگی بیشتر باهم، شما احتمالا نقاط ضعف دیگری را تحریک می کنید تا حد و مرزهای هم را بهتر بشناسید.

♦️۱۴- خانواده، دوستان و اطرافیان یا از رابطه شما بسیار تحت تاثیر قرار می گیرند یا دائم سعی می کنند شما را به شخص یا چیز دیگری که بنظرشان برای شما بهتر و مناسب تر است سوق دهند.

♦️۱۵- هر چه زمان بیشتری با جفت روحی خود می گذرانید، درهای آگاهی سریعتر به سوی شما باز می شوند.

♦️۱۶- فارغ از اینکه چندین بار از هم جدا شده یا فاصله گرفته اید، همیشه نیرویی دوباره شما را به سوی هم باز می گرداند.

♦️۱۷- رشدی که تجربه می کنید، درس هایی که می آموزید و تکاملی که می یابید سریعتر، چشمگیرتر و قدرتمندتر از دیگر روابطتان است.

♦️۱۸- متوجه می شوید که ارتباطات قبلی، شما را برای رسیدن به جفت روحی تان آماده کرده اند و گویی تمام عمر منتظر این تجربه بوده اید.

♦️١٩- شما بشکل عمیقی می دانید که جفت روحی تان در سرنوشت شماست. نه فقط در این زندگی، بلکه در بازگشت به خانه و ابدیت.

@biosabe
4🎉1


بی توجه بودن را تمرین کنید؛

همان‌گونه که توجه کردن به هر خواسته ای آنرا وارد زندگیتان می‌کند، بی توجهی مانع از ورود اتفاقات منفی به زندگیتان میشود، شما با عدم توجه به نکات منفی هر شرایط، هر فرد و هر موقعیت در واقع راه ورود آن‌را به زندگی خویش می بندید گویی که به کائنات می‌گویید برایم بی اهمیت است و قدرت آنرا در

زندگیتان بی اثر می کنید.
اما دقیقا زمانی‌که به یک موضوع ناراحت کننده از زوایای مختلف توجه می کنید، آن‌را در ذهن خویش تکرار می‌کنید، راجع به آن ساعت‌ها صحبت می‌کنید و این روند بارها و بارها تکرار میشود به معنی این است که شما با احساسات شدید در حال توجه کردن به آن موضوع هستید و همجنس آن‌را دوباره و دوباره به زندگیتان جذب خواهید کرد.

بنابراین وقتی اتفاق ناراحت کننده ای برایتان رخ میدهد آن‌را ادامه دار نکنید، در اولین فرصت ممکن حستان را بهتر کنید، سعی کنید در موردش با هیچ کسی صحبت نکنید تا آرام آرام اثرش را از دست بدهد و این یعنی شکوه و بزرگی یک انسان که قدرت خلق و کنترل تک تک لحظات زندگیش را دارد...


#کانال_طنین_فرزانگی


@biosabe
👍7🤩1
#یک_دقیقه_مطالعه

📄خود شکستن

◁■ ﭼﻮﭘﺎنی ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺰ ﭼﺎﻻﻙ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ بپرد، نشد که نشد.
ﺍﻭ میﺩﺍﻧﺴﺖ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺑﺰ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻫﻤﺎﻥ ﻭ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﻳﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﺑﺰ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻫﻤﺎﻥ.

🔹ﻋﺮﺽ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻗﺪﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ بپرﺩ… ﻧﻪ ﭼﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ میﺯﺩ ﺳﻮﺩﻱ ﺑﺨﺸﻴﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩﻫﺎﻱ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ.

◁▣ ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻳﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻣﻲﮔﺬﺷﺖ. ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﭘﻴﺶﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
⇦ ﻣﻦ ﭼﺎﺭﻩ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ میﺩﺍﻧﻢ. ﺁﻧﮕﺎﻩ ﭼﻮﺏ ﺩﺳﺘﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺯﻻﻝ ﺟﻮﻱ ﺭﺍ ﮔﻞﺁﻟﻮﺩ ﻛﺮﺩ.

🔹ﺑﺰ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﺏ ﺟﻮﻱ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﺁﻥ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻠﻪ ﭘﺮﻳﺪند.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﺎﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮﻱ ﺩﺍﺷﺖ؟

◁■ ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﻛﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﻴﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ میﺩﻳﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺗﻌﺠﺒﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ میﺩﻳﺪ، ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺎ ﺭﻭﻱ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ.
ﺁﺏ ﺭﺍ ﻛﻪ ﮔﻞ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﭘﺮﻳﺪ.

ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﻭ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﻭ ﻣﻌﺸﻮﻕ.


🌹

🔘 داستان کوتاه

یک ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺩﻭﮐﻮﺯه ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ از آنها ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺯﻩ ﻫﺎ ﺗﺮﮎ ﺩﺍﺷﺖ وﺩﯾﮕﺮی ﺑﯽ ﻋﯿﺐ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ.
ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺯﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﮐﺮﺩﻥ ﮐﻮﺯﻩ ﻫﺎ ، ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺍﺯ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﯿﻤﻮﺩ ، ﺁﺏ ﺍﺯ ﮐﻮﺯﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﺮﮎ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﮑﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﻣﺎنیﮐﻪ ﺯﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ ، ﮐﻮﺯﻩ ﻧﯿﻤﻪ ﭘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﮐﻮﺯﮤ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﮎ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ می بالید
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻮﺯﮤ ﺗﺮﮎ ﺩﺍﺭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﻡ . ﺯﯾﺮﺍ ﺍﯾﻦ

ﺷﮑﺎﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺳﺒﺐ ﻧﺸﺖ ﺁﺏ میﺷﻮﺩ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ میرﺳﯽ ،من ﻧﯿﻤﻪ ﭘﺮ ﻫﺴﺘﻢ.
ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭﺑﻪ ﮐﻮﺯﮤ ﺗﺮﮎ ﺩﺍﺭﮔﻔﺖ :
ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮔﻞ ﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍینﺳﻮﯼ ﺭﺍﻩ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ؟ ولی ﺩﺭ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻠﯽ ﻧیست.
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﺗﻮ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺨﻢ ﮔﻞ ﮐﺎﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺑﺪﻫﯽ.
ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﮎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ ، ﻫﺮﮔﺰ ﺍﯾﻦ ﮔﻞ ﻫﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﮥ ﻣﻦ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﻓﺖ.
همهء ما کاستیهایی داریم ولی با نگرش درست همین کاستیها میتواند باعث رشدمان شود.

─┅─═इई 🍁🍂🍁 ईइ═─┅─

@biosabe
👍71
‍ ‍ بخشایش تقریبا پاسخ همه مسائل است.

هرگاه گیر کرده باشیم٬ به این معناست که هنوز بخشایشی را به انجام نرسانده ایم.

هنگامی که در جریان زندگی در این لحظه آزادانه شناور نباشیم٬ معمولا معنایش این است که به لحظه ای در گذشته چسبیده ایم.

این می تواند پشیمانی و اندوه و آزار‌ و ترس و احساس گناه و سرزنش و خشم و نفرت و انزجار و گاه حتی میل به انتقامجویی را دربر گیرد.

همه این حالات از فضای عدم بخشایش و عدم پذیرش رها کردن٬ به این لحظه می آید.

@biosabe
👍52
یک ترفند ساده به شما میگویم.
هر زمان که ازهر چیزی رها شدید آنگاه خوشحال می‌شوید.
مالک چیزی نباش....
فرض کنیم همسایه شما آخرین ‌مدل مرسدس بنز را دارد و همسر شما به این خاطر شما را به دردسر می‌اندازد. شما با خودتان فکر می‌کنید که «من هم باید آخرین مدلش را بگیرم» شما به طریقی از بانک یا صندوق سرمایه‌گذاری وام می‌گیرید و ماشین را می‌خرید و اکنون ماشین جلوی در شماست. حالا خوشحال هستید، این‌طور نیست؟ باید هم خوشحال باشید. همسرتان خوشحال است، بچه‌ها خوشحال هستند و دوستانتان هم خوشحال‌اند. کسی که ماشین را فروخته هم خوشحال است که ماشینش فروخته‌شده. و شما هم خوشحالید که مالکش شده‌اید. شادی اکنون کجاست؟ می‌بینید این خواسته (من ماشین می‌خواهم) شما را به دردسر انداخته بود، با آمدن ماشین این میل هم شما را ترک کرد. با آمدن ماشین، دیگر میلی برای داشتن ماشین وجود ندارد و این (نبودِ میل) برایتان شادی به همراه داشته. در ارتباط با سایر خواسته‌ها و امیال دیگر هم همین‌طور است. در حقیقت شما زمانی خوشحال می‌شوید که امیال از بین رفته باشند نه آن زمانی که به چیزها برسید....

@biosabe
5🤩1