🅾 #اطلاعیه #آگهی_استخدام
شهرک علمی و تحقیقاتی #اصفهان از فارغالتحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد که دارای شرایط زیر باشند دعوت به همکاری میکند:
• داشتن مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد در یکی از رشتههای مهندسی کامپیوتر، مهندسی صنایع، مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مدیریت و زبان انگلیسی از دانشگاههای معتبر دولتی
• تسلط کافی به نرمافزارهای office
• تسلط به زبان انگلیسی
• دارا بودن کارت پایان خدمت یا معافیت برای آقایان
• حداکثر 30 سال سن برای دارندگان مدرک کارشناسی و 35 سال برای دارندگان مدرک کارشناسی ارشد
واجدین شرایط لازم است رزومه خود را به همراه تصویر مدرک تحصیلی، تصویر تمام صفحات شناسنامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت یا معافیت برای آقایان را حداکثر تا 8 آذرماه به پست الکترونیکی edari@istt.ir ارسال کنند. زمان برگزاری آزمون کتبی و مصاحبه تخصصی متعاقباً به افراد متقاضی اعلام خواهد شد.
👈 لینک عضویت در کانال واتس آپ و تلگرام اداره توانمند سازی واحدهای فناوری شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان
https://chat.whatsapp.com/CXLRtSmL7H9Jo8Z20nTynW
https://t.me/training_isf
🆔 @BioElectricENG 🔊
شهرک علمی و تحقیقاتی #اصفهان از فارغالتحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد که دارای شرایط زیر باشند دعوت به همکاری میکند:
• داشتن مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد در یکی از رشتههای مهندسی کامپیوتر، مهندسی صنایع، مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مدیریت و زبان انگلیسی از دانشگاههای معتبر دولتی
• تسلط کافی به نرمافزارهای office
• تسلط به زبان انگلیسی
• دارا بودن کارت پایان خدمت یا معافیت برای آقایان
• حداکثر 30 سال سن برای دارندگان مدرک کارشناسی و 35 سال برای دارندگان مدرک کارشناسی ارشد
واجدین شرایط لازم است رزومه خود را به همراه تصویر مدرک تحصیلی، تصویر تمام صفحات شناسنامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت یا معافیت برای آقایان را حداکثر تا 8 آذرماه به پست الکترونیکی edari@istt.ir ارسال کنند. زمان برگزاری آزمون کتبی و مصاحبه تخصصی متعاقباً به افراد متقاضی اعلام خواهد شد.
👈 لینک عضویت در کانال واتس آپ و تلگرام اداره توانمند سازی واحدهای فناوری شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان
https://chat.whatsapp.com/CXLRtSmL7H9Jo8Z20nTynW
https://t.me/training_isf
🆔 @BioElectricENG 🔊
#مشاوره:
#از_کنکور_تا_کنکور:(بخش سوم)
تا به اینجا به نقطه ای رسیدم که فرق تصور با عمل را درک کردم.من که با شروع نه چندان فوق العاده خود متوجه شدم که عمق فاجعه کجاست...🌹
شاید از همین نقطه دقیقا باید به این فکر میکردم که پایان قصه ام چه خواهد بود.
انچه که همیشه باعث میشد توان و رمق درس خواندن داشته باشم جدا از علاقه شخصی،امید بود.امیدی که همیشه خیلی کم اتفاق می افتاد که از دستش بدهم.
همیشه و در همه مراحل زندگی سعی بر این داشتم که تا اخرین لحظه در هر کاری امیدم را از دست ندهم و این موضوع باعث میشد کمتر انرژی ام افت پیدا کند.اما خب در این مسئله به خصوص،امید کافی نبود...😊
حتی تلاش زیاد هم ممکن بود به نتیجه دلخواه نشود.پس باید کمی می اندیشیدم که چگونه میتوانم کیفیت کارم را بهتر کنم و نتیجه بهتری بگیرم...😊
درس خواندن اگر در روند درستی باشد در اکثر مواقع باید روند رو به رشدی برای داوطلب ایجاد کند...✅
البته هیچوقت نمی توان موانع مطالعه و تمرکز را نادیده گرفت اما همین موانع نباید باعث لطمه زدن به نتیجه نهایی داوطلب شود...🙏
پس در صورتی که داوطلب به مشکل برخورد کرد باید در نظر داشته باشد که
این مشکل میتواند شرایط را برای وی سخت تر نماید نه اینکه باعث بشود نتیجه کلی کار تغییر کند...👌
شهریور ماه بود که باید تصمیم اساسی میگرفتم که برای ترم تحصیلی جدید چه برنامه ای بچینم که اولا به دروسی که دارم ضربه نخورد و بتوانم همه را پاس کنم و ثانیا به کنکور هم برسم...🌹
مسلما ایده ال هر دواطلبی این است که بتواند بلافاصله پس از فارغ التحصیلی وارد مقطع بعدی شود و در این میان فاصله ای ایجاد نشود.من هم از این قاعده دور نبودم و برای همین باید خودم را با شرایط موجود وفق میدادم...💚
نکته این جا بود که بعد از انتخاب واحد عملا کلاس ها در هفته دوم شهریور شروع میشد و اساتید هم به جز مواردی استثنا تقریبا همه می امدند و عجیب اینکه حضور غیاب هم میکردند.
البته در این میان اولین چیزی که به ذهن هر فردی می رسد غیبت مجاز سه جلسه است...🌹
من هم با خود فکر کردم اگر این سه جلسه را به سر کلاس نروم قطعا میتوانم روند درس خواندن خود را ادامه دهم.
اما اگر این موضوع را نادیده بگیرم و در زمان دیگری از این فرصت استفاده کنم ممکن است نتیجه منفی در کارم داشته باشد.بعد از غیبت هم با خود فکر کردم که با اساتید هم صحبتی بکنم و خیلی از کلاس ها را حاضر نباشم...🙏
با خود گفتم که قطعا اساتید هم مرا درک میکنند و اگر بفهمند دلیل غیبتم چیست از این موضوع استقبال میکنند...👌
البته بیشتر اساتید هم این کار را کردند.
بعد از انتخاب واحد برای همه اساتید ترم ایمیلی را ارسال کردم و به جز کنکور چندین دلیل موجه و غیر موجه را برایشان اوردم تا مطمئن شوم با من همکاری خواهند کرد.تقریبا همه اساتید موافق بودند.اما یکی از اساتید شرط عجیبی برایم گذاشت..💚
من با ان استاد دو درس را اخذ نموده بودم.هیچ استادی هم به غیر وی ان درس های تخصصی را ارائه نمیداد و من به ناچار در مجموع پنج واحد درسی را با ان استاد اخذ نموده بودم...😊
پس از اینکه ایمیل را برای ان استاد فرستادم ابتدا مخالفت صریح خود را ابراز نمود.اما بعد از اینکه با وی در اواسط شهریور ماه حضوری صحبت کردم با گذاشتن شرطی عجیب موافقت نمود...🌹
شرط استادم این بود:
در صورتی که من امتحان پایان ترم را از بیست نمره کامل بیست بگیرم نمره ام را بیست رد خواهد کرد...😉
اما هر نمره غیر از بیست را تقسیم بر ده خواهد نمود.به بیان ساده تر یا بیست بگیر و یا درس را از دست بده...☹️
من هم چون هدفم برایم ارزشمند بود و تصمیمم را گرفته بودم قبول کردم.
غافل از اینکه همین شرط چه عواقبی برایم خواهد داشت...👌
کم کم به ابتدای مهر نزدیک میشدم و هم برنامه کلاسی ام و هم برنامه درسی ام مشخص بود و باید طبق ان ها پیش میرفتم...✅
@Ali_neuroscientist
@BioelectricEng
#از_کنکور_تا_کنکور:(بخش سوم)
تا به اینجا به نقطه ای رسیدم که فرق تصور با عمل را درک کردم.من که با شروع نه چندان فوق العاده خود متوجه شدم که عمق فاجعه کجاست...🌹
شاید از همین نقطه دقیقا باید به این فکر میکردم که پایان قصه ام چه خواهد بود.
انچه که همیشه باعث میشد توان و رمق درس خواندن داشته باشم جدا از علاقه شخصی،امید بود.امیدی که همیشه خیلی کم اتفاق می افتاد که از دستش بدهم.
همیشه و در همه مراحل زندگی سعی بر این داشتم که تا اخرین لحظه در هر کاری امیدم را از دست ندهم و این موضوع باعث میشد کمتر انرژی ام افت پیدا کند.اما خب در این مسئله به خصوص،امید کافی نبود...😊
حتی تلاش زیاد هم ممکن بود به نتیجه دلخواه نشود.پس باید کمی می اندیشیدم که چگونه میتوانم کیفیت کارم را بهتر کنم و نتیجه بهتری بگیرم...😊
درس خواندن اگر در روند درستی باشد در اکثر مواقع باید روند رو به رشدی برای داوطلب ایجاد کند...✅
البته هیچوقت نمی توان موانع مطالعه و تمرکز را نادیده گرفت اما همین موانع نباید باعث لطمه زدن به نتیجه نهایی داوطلب شود...🙏
پس در صورتی که داوطلب به مشکل برخورد کرد باید در نظر داشته باشد که
این مشکل میتواند شرایط را برای وی سخت تر نماید نه اینکه باعث بشود نتیجه کلی کار تغییر کند...👌
شهریور ماه بود که باید تصمیم اساسی میگرفتم که برای ترم تحصیلی جدید چه برنامه ای بچینم که اولا به دروسی که دارم ضربه نخورد و بتوانم همه را پاس کنم و ثانیا به کنکور هم برسم...🌹
مسلما ایده ال هر دواطلبی این است که بتواند بلافاصله پس از فارغ التحصیلی وارد مقطع بعدی شود و در این میان فاصله ای ایجاد نشود.من هم از این قاعده دور نبودم و برای همین باید خودم را با شرایط موجود وفق میدادم...💚
نکته این جا بود که بعد از انتخاب واحد عملا کلاس ها در هفته دوم شهریور شروع میشد و اساتید هم به جز مواردی استثنا تقریبا همه می امدند و عجیب اینکه حضور غیاب هم میکردند.
البته در این میان اولین چیزی که به ذهن هر فردی می رسد غیبت مجاز سه جلسه است...🌹
من هم با خود فکر کردم اگر این سه جلسه را به سر کلاس نروم قطعا میتوانم روند درس خواندن خود را ادامه دهم.
اما اگر این موضوع را نادیده بگیرم و در زمان دیگری از این فرصت استفاده کنم ممکن است نتیجه منفی در کارم داشته باشد.بعد از غیبت هم با خود فکر کردم که با اساتید هم صحبتی بکنم و خیلی از کلاس ها را حاضر نباشم...🙏
با خود گفتم که قطعا اساتید هم مرا درک میکنند و اگر بفهمند دلیل غیبتم چیست از این موضوع استقبال میکنند...👌
البته بیشتر اساتید هم این کار را کردند.
بعد از انتخاب واحد برای همه اساتید ترم ایمیلی را ارسال کردم و به جز کنکور چندین دلیل موجه و غیر موجه را برایشان اوردم تا مطمئن شوم با من همکاری خواهند کرد.تقریبا همه اساتید موافق بودند.اما یکی از اساتید شرط عجیبی برایم گذاشت..💚
من با ان استاد دو درس را اخذ نموده بودم.هیچ استادی هم به غیر وی ان درس های تخصصی را ارائه نمیداد و من به ناچار در مجموع پنج واحد درسی را با ان استاد اخذ نموده بودم...😊
پس از اینکه ایمیل را برای ان استاد فرستادم ابتدا مخالفت صریح خود را ابراز نمود.اما بعد از اینکه با وی در اواسط شهریور ماه حضوری صحبت کردم با گذاشتن شرطی عجیب موافقت نمود...🌹
شرط استادم این بود:
در صورتی که من امتحان پایان ترم را از بیست نمره کامل بیست بگیرم نمره ام را بیست رد خواهد کرد...😉
اما هر نمره غیر از بیست را تقسیم بر ده خواهد نمود.به بیان ساده تر یا بیست بگیر و یا درس را از دست بده...☹️
من هم چون هدفم برایم ارزشمند بود و تصمیمم را گرفته بودم قبول کردم.
غافل از اینکه همین شرط چه عواقبی برایم خواهد داشت...👌
کم کم به ابتدای مهر نزدیک میشدم و هم برنامه کلاسی ام و هم برنامه درسی ام مشخص بود و باید طبق ان ها پیش میرفتم...✅
@Ali_neuroscientist
@BioelectricEng
🅾 #اطلاعیه
✅ #نتایج نهایی ازمون #دکترا_تخصصی #وزارت_بهداشت اعلام شد.
🌐 لینک دسترسی سریع :
https://phd4.sanjeshp.ir/99/Startpage.aspx
🆔 @BioElectricENG 🔊
✅ #نتایج نهایی ازمون #دکترا_تخصصی #وزارت_بهداشت اعلام شد.
🌐 لینک دسترسی سریع :
https://phd4.sanjeshp.ir/99/Startpage.aspx
🆔 @BioElectricENG 🔊
#صدای_مشاور:(شماره ۳)
#سوال:
سلام استاد عابدی.
استاد من مهندسی پزشکی میخونم راستش بین اینکه برم سراغ مهارت های رشتم یا خوندن واسه ارشد و قبولی تو یکی از دانشگاه های تهران مرددم از طرفی به هردو حوزه کار و درس علاقه دارم و میدونم برای رسیدن به شریف و تهران اینا باید قید کار رو بزنم چون رقابت تو برق سنگینه و ظرفیت دانشگاه توی بیوالکتریک کمه تفکر من الان اینه که قید سه تا داشگاه برتر رو بزنم برای علم و صنعت بهشتی خواجه اینا بخونم و مهارت رشتمم یاد بگیرم به نظرتون هدف قابل دستیافتنی و درستیه؟ از زحماتتون کمال تشکر رو دارم.
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#سوال:
سلام استاد عابدی.
استاد من مهندسی پزشکی میخونم راستش بین اینکه برم سراغ مهارت های رشتم یا خوندن واسه ارشد و قبولی تو یکی از دانشگاه های تهران مرددم از طرفی به هردو حوزه کار و درس علاقه دارم و میدونم برای رسیدن به شریف و تهران اینا باید قید کار رو بزنم چون رقابت تو برق سنگینه و ظرفیت دانشگاه توی بیوالکتریک کمه تفکر من الان اینه که قید سه تا داشگاه برتر رو بزنم برای علم و صنعت بهشتی خواجه اینا بخونم و مهارت رشتمم یاد بگیرم به نظرتون هدف قابل دستیافتنی و درستیه؟ از زحماتتون کمال تشکر رو دارم.
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#مشاوره:
#از_کنکور_تا_کنکور(بخش چهارم):
تا اینجا ابتدای مهر بود و کلاس ها هم تازه شروع شده بود و تقریبا همه چیز طبق برنامه پیش میرفت.از طرفی هم مقداری پول بدست اوردم و توانستم کتاب هایی را که نیاز داشتم بخرم.
کمکم داشتم به کنکور نزدیک میشدم و رفته رفته نگرانی ام هم بیشتر میشد.
کاش میتوانستم قدری بیشتر تمرکز کنم اما نگرانی داشت مرا نابود میکرد.
چون شناخت خیلی بالایی راجب به کتاب های مختلف نداشتم تقریبا همه دروسم را مدرسان شریف گرفته بودم.
مشکل از جایی بیشتر شد که احساس کردم به اندازه کافی خوب نیستم.
اوج مشکلات هم جایی بود که کارم تقریبا گره بزرگی خورد و هر چه میخواندم کمتر یاد می گرفتم یادگیری عملا برایم قفل شده بود...☘
این اتفاق ممکن است برای هر داوطلبی اتفاق بیافتد و لزوما با میزان استعداد داوطلب رابطه مستقیمی ندارد.نگرانی هایم روز به روز بیشتر و بیشتر میشد و من بابت روزهایی که سپری میشد ناراحت بودم...🌹
اینجا بود که باید تصمیم میگرفتم تا چاره ای بیاندیشم...🙏
هدفم ارشد مهندسی پزشکی شریف بود و باید به آن میرسیدم.من نباید خود را میباختم.اما هر چقدر سعی میکردم بیشتر خودم را کنترل کنم شرایط برایم سخت و سخت میشد...✅
درس و دانشگاه از یک طرف و کنکور نیز از طرفی دیگر همه ذهنم را بهم ریخته بود...🌹
گاهی اوقات که احساس میکردم میزان مطالعه با یادگیری ام اصلا تناسبی ندارند
به شکل عجیبی کتاب را از ابتدا شروع میکردم تا به فکر خودم حسابی و ریشه ای عمق مفهوم را درک کنم...😉
این کار نه تنها چاره نبود بلکه عملا زمانم را هم از بین می برد. اما راه حل دیگری هم به ذهنم نمیرسد.نمیتواستم ریسک عوض کردن منابع را بپذیرم...💚
چون از طرفی تمکن مالی کافی برای انجام همچین کاری نداشتم و از طرفی ممکن بود منبع دیگر نتواند کمک چندانی به من بکند و از طرفی زمانی که طول میکشید تا خود را با منبع جدید وفق بدهم ممکن بود طولانی شود.زمان که میگذشت و لحظه لحظه اش برایم سنگین سپری میشد...🙏
کابوس رهایم نمیگذاشت.چرا نمیتوانستم راه حلی بیابم برای خودم هم سوال بود.
جو دانشگاه هم خیلی کنکوری نبود.بیشتر همکلاسی هایم به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور بودند و بقیه هم که می ماندند فکر پیدا کردن شغلی مناسب برای خود بودند...☘
به جز چند نفر که از انگشتان یک دست هم کمتر بودند کسی را نمیشناختم که برای کنکور قصد جدی داشته باشد.
یک داوطلب کنکور در صورتی همراه داشته باشد از لحاظ روحی فشار کمتری را تحمل خواهد کرد چون میتواند دغدغه هایش را برای دوستانش بیان کند و حس اینکه دغدغه هایش را درک میکنند میتواند بخش زیادی از فشارهای عصبی و روانی داوطلب را کاهش دهد...👌
آذرماه بود که تقریبا همه چیز به اوج خود رسید.مطالعه کنکوری برایم خوب پیش نمی رفت...🌹
برای بسیاری از دروس موعد میانترم و تمرین رسیده بود و من هم که تقریبا شبی نبود که بدون نگرانی نخوابم.
گاهی اوقات فشارها انچنان زیاد میشد که اشکم در می امد.دلم نمی امد با دانشگاه خداحافظی کنم....☹️
حال که شرایط برایم سخت شده بود بیشتر از قبل قدر دانشگاه را میدانستم.
گاهی اوقات نزدیک به یک ساعت می نشستم و به ساختمان دانشکده برق که نمایی بسیار قدیمی از بیرون داشت نگاه میکردم و فکر اینکه شاید دیگر اینجا را نبینم دیووانه ام میکرد....✅
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#از_کنکور_تا_کنکور(بخش چهارم):
تا اینجا ابتدای مهر بود و کلاس ها هم تازه شروع شده بود و تقریبا همه چیز طبق برنامه پیش میرفت.از طرفی هم مقداری پول بدست اوردم و توانستم کتاب هایی را که نیاز داشتم بخرم.
کمکم داشتم به کنکور نزدیک میشدم و رفته رفته نگرانی ام هم بیشتر میشد.
کاش میتوانستم قدری بیشتر تمرکز کنم اما نگرانی داشت مرا نابود میکرد.
چون شناخت خیلی بالایی راجب به کتاب های مختلف نداشتم تقریبا همه دروسم را مدرسان شریف گرفته بودم.
مشکل از جایی بیشتر شد که احساس کردم به اندازه کافی خوب نیستم.
اوج مشکلات هم جایی بود که کارم تقریبا گره بزرگی خورد و هر چه میخواندم کمتر یاد می گرفتم یادگیری عملا برایم قفل شده بود...☘
این اتفاق ممکن است برای هر داوطلبی اتفاق بیافتد و لزوما با میزان استعداد داوطلب رابطه مستقیمی ندارد.نگرانی هایم روز به روز بیشتر و بیشتر میشد و من بابت روزهایی که سپری میشد ناراحت بودم...🌹
اینجا بود که باید تصمیم میگرفتم تا چاره ای بیاندیشم...🙏
هدفم ارشد مهندسی پزشکی شریف بود و باید به آن میرسیدم.من نباید خود را میباختم.اما هر چقدر سعی میکردم بیشتر خودم را کنترل کنم شرایط برایم سخت و سخت میشد...✅
درس و دانشگاه از یک طرف و کنکور نیز از طرفی دیگر همه ذهنم را بهم ریخته بود...🌹
گاهی اوقات که احساس میکردم میزان مطالعه با یادگیری ام اصلا تناسبی ندارند
به شکل عجیبی کتاب را از ابتدا شروع میکردم تا به فکر خودم حسابی و ریشه ای عمق مفهوم را درک کنم...😉
این کار نه تنها چاره نبود بلکه عملا زمانم را هم از بین می برد. اما راه حل دیگری هم به ذهنم نمیرسد.نمیتواستم ریسک عوض کردن منابع را بپذیرم...💚
چون از طرفی تمکن مالی کافی برای انجام همچین کاری نداشتم و از طرفی ممکن بود منبع دیگر نتواند کمک چندانی به من بکند و از طرفی زمانی که طول میکشید تا خود را با منبع جدید وفق بدهم ممکن بود طولانی شود.زمان که میگذشت و لحظه لحظه اش برایم سنگین سپری میشد...🙏
کابوس رهایم نمیگذاشت.چرا نمیتوانستم راه حلی بیابم برای خودم هم سوال بود.
جو دانشگاه هم خیلی کنکوری نبود.بیشتر همکلاسی هایم به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور بودند و بقیه هم که می ماندند فکر پیدا کردن شغلی مناسب برای خود بودند...☘
به جز چند نفر که از انگشتان یک دست هم کمتر بودند کسی را نمیشناختم که برای کنکور قصد جدی داشته باشد.
یک داوطلب کنکور در صورتی همراه داشته باشد از لحاظ روحی فشار کمتری را تحمل خواهد کرد چون میتواند دغدغه هایش را برای دوستانش بیان کند و حس اینکه دغدغه هایش را درک میکنند میتواند بخش زیادی از فشارهای عصبی و روانی داوطلب را کاهش دهد...👌
آذرماه بود که تقریبا همه چیز به اوج خود رسید.مطالعه کنکوری برایم خوب پیش نمی رفت...🌹
برای بسیاری از دروس موعد میانترم و تمرین رسیده بود و من هم که تقریبا شبی نبود که بدون نگرانی نخوابم.
گاهی اوقات فشارها انچنان زیاد میشد که اشکم در می امد.دلم نمی امد با دانشگاه خداحافظی کنم....☹️
حال که شرایط برایم سخت شده بود بیشتر از قبل قدر دانشگاه را میدانستم.
گاهی اوقات نزدیک به یک ساعت می نشستم و به ساختمان دانشکده برق که نمایی بسیار قدیمی از بیرون داشت نگاه میکردم و فکر اینکه شاید دیگر اینجا را نبینم دیووانه ام میکرد....✅
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#صدای_مشاور:(شماره ۴)
#سوال:
سلام وقت بخیر
انشالله که همیشه سلامت باشید
من فارغ التحصیل مهندسی پزشکی هستم. و تقریبا تایم زیادی رو برای مطالعه میزارم.
با دروس مدار و سیگنال و معادلات استارت زدم از ابان ماه، میخواستم بپرسم به این دروس الکترونیک رو اضافه کنم یا کنترل خطی؟
ممنون از راهنمایی های خوبتون
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#سوال:
سلام وقت بخیر
انشالله که همیشه سلامت باشید
من فارغ التحصیل مهندسی پزشکی هستم. و تقریبا تایم زیادی رو برای مطالعه میزارم.
با دروس مدار و سیگنال و معادلات استارت زدم از ابان ماه، میخواستم بپرسم به این دروس الکترونیک رو اضافه کنم یا کنترل خطی؟
ممنون از راهنمایی های خوبتون
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#مشاوره:
#از_کنکور_تا_کنکور(بخش پایانی):
تا اینجا به جایی رسیده بودم که فاصله خیلی کمی تا کنکور ارشد داشتم.
تقریبا همه چیز مشخص بود و دیگر زمانی برای تغییر خاصی در برنامه ای که پیش میبردم وجود نداشت.بزرگترین دغدغه ام رخ دادن تمام اتفاقات بر اساس چیزی که برای ان برنامه ریزی کرده بودم.
حتی کوچکترین تغییر میتوانست تاثیر منفی زیادی در روند انجام کارم بگذارد.
من که تصمیم گرفته بودم از روشی پر از ریسک استفاده کنم.اما قطعا ریسک برایم به معنی عدم تلاش کردن نبود...🙏
فقط ممکن اتفاقات طوری رقم بخورد که زحمتی که کشیده بودم هدر برود.
انتخاب دو درس و حتی انتخاب کردن چند فصل از ان دو درس میتوانست ریسک بزرگی باشد...🙄
البته اگر همه چیزی خوب پیش می رفت،
قطعا با شرایطی که داشتم میتوانستم به خودم افتخار کنم که بحران بزرگی را به بهترین نحو ممکن مدیریت کردم اما اگر هم نمیشد تمام سختی هایی که کشیدم را از بین می برد.
بالاخره تمام شد.همه فرصتی که تا کنکور داشتم تمام شد و من فقط طبق برنامه های که چیده بودم پیش رفتم.
همه نگرانیم این بود که مبادا جلسه کنکور طوری نباشد که میخواستم.
روز کنکور فرارسید.
و من با دنیایی از نگرانی سعی کردم که اعتماد به نفس خودم را تحت هیچ شرایطی از دست ندهم...✅
جو کنکور تفاوت بسیاری با انچه دیده بودم داشت. جو عجیبی که در تجربه ان را در کنکور قبلی نداشتم.نمیدانستم قرار است چه بشود...☹️
ان همه تلاش و این همه انتظار میتوانست طبق همه چیزی باشد که میخواهم اما میتوانست متفاوت هم باشد.استراتژی من کاملا مشخص بود بنابراین میدانستم میخواهم چه کار کنم.
در دفترچه اول به سرعت سراغ سوالات مدار رفتم...😌
سطح سختی سوالات بیشتر از انچه بود که تصور میکردم.اما این موضوع باعث خوشحالی من شد چون دقیقا همین را میخواستم...🌹
کارم را با حل کردن سوالات اسان شروع کردم و در ادامه با مدیریت زمان مشغول حل سوالات متوسط و سخت شدم.بعد از این کار سراغ چند سوال خیلی ساده از درس ریاضی و زبان گشتم و انها را نیز حل نمودم...💚
زمان دفترچه اول به پایان رسید.
من هم کاری که میخواستم را انجام داده بودم...👌
نوبت به دفترچه دوم رسید.در ان دفترچه نیز به سراغ سوالات سیگنال رفتم اما سطح سختی سوالات سیگنال خیلی بالا نبود و اینجا بود که نگران شدم اما همه تلاشم را کردم هر انچه که در توانم بود را به کار ببرم.
البته میدانستم همه تلاشم به معنای کسب درصد 100 نیست.اما باید منجر به کسب درصد بالا میشد.بعد از اینکه دفترچه دوم توزیع شد عده زیادی جلسه کنکور را ترک کردند.این اتفاق باعث شد که روحیه بگیرم و تمرکزم بیشتر شود...🙃
فقط یک نگرانی در وجودم قوت گرفت.
ان هم اینکه ایا این تعداد سوالاتی که که پاسخ دادم میتوانند کافی باشند یا خیر.
این نگرانی ممکن است هر داوطلبی را دچار استرس و واکنش های بد مثل پاسخ دادن شانسی به سوالات بکند.
با همه دغدغه هایم سعی کردم که عمل اشتباهی از من سر نزند و تحت هر شرایطی فقط روی کار خود متمرکز باشم.
زمان کنکور به پایان رسید و من هر انچه که میخواستم را پیاده کردم.فقط نگران کیفیت کارم بودم...🙏
بعد از کنکور مدام سعی میکردم تخمین مناسبی از نتیجه کار داشته باشم که نمیشد...✅
وقتی رتبه های کنکور امد و نتایج را دیدم تقریبا شوکه شده بودم نمیدانستم خوشحال باشم یا ناراحت. رتبه ام دقیقا بین چیزی شده بود که در بدترین حالت و بهترین حالت تخمین میزدم.دقیقا حد وسط چیزی که تخمین میزدم...😊
این داستان بیان اتفاقاتی بود که به شکل خلاصه تا کنکور ارشد برایم رخ داد.
قطعا بیان جزییات به شکل کامل امکان پذیر نبود...👌
امیدوارم این مطالب و انتقال انها برای همه خوانندگان مفید باشد...🌹
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#از_کنکور_تا_کنکور(بخش پایانی):
تا اینجا به جایی رسیده بودم که فاصله خیلی کمی تا کنکور ارشد داشتم.
تقریبا همه چیز مشخص بود و دیگر زمانی برای تغییر خاصی در برنامه ای که پیش میبردم وجود نداشت.بزرگترین دغدغه ام رخ دادن تمام اتفاقات بر اساس چیزی که برای ان برنامه ریزی کرده بودم.
حتی کوچکترین تغییر میتوانست تاثیر منفی زیادی در روند انجام کارم بگذارد.
من که تصمیم گرفته بودم از روشی پر از ریسک استفاده کنم.اما قطعا ریسک برایم به معنی عدم تلاش کردن نبود...🙏
فقط ممکن اتفاقات طوری رقم بخورد که زحمتی که کشیده بودم هدر برود.
انتخاب دو درس و حتی انتخاب کردن چند فصل از ان دو درس میتوانست ریسک بزرگی باشد...🙄
البته اگر همه چیزی خوب پیش می رفت،
قطعا با شرایطی که داشتم میتوانستم به خودم افتخار کنم که بحران بزرگی را به بهترین نحو ممکن مدیریت کردم اما اگر هم نمیشد تمام سختی هایی که کشیدم را از بین می برد.
بالاخره تمام شد.همه فرصتی که تا کنکور داشتم تمام شد و من فقط طبق برنامه های که چیده بودم پیش رفتم.
همه نگرانیم این بود که مبادا جلسه کنکور طوری نباشد که میخواستم.
روز کنکور فرارسید.
و من با دنیایی از نگرانی سعی کردم که اعتماد به نفس خودم را تحت هیچ شرایطی از دست ندهم...✅
جو کنکور تفاوت بسیاری با انچه دیده بودم داشت. جو عجیبی که در تجربه ان را در کنکور قبلی نداشتم.نمیدانستم قرار است چه بشود...☹️
ان همه تلاش و این همه انتظار میتوانست طبق همه چیزی باشد که میخواهم اما میتوانست متفاوت هم باشد.استراتژی من کاملا مشخص بود بنابراین میدانستم میخواهم چه کار کنم.
در دفترچه اول به سرعت سراغ سوالات مدار رفتم...😌
سطح سختی سوالات بیشتر از انچه بود که تصور میکردم.اما این موضوع باعث خوشحالی من شد چون دقیقا همین را میخواستم...🌹
کارم را با حل کردن سوالات اسان شروع کردم و در ادامه با مدیریت زمان مشغول حل سوالات متوسط و سخت شدم.بعد از این کار سراغ چند سوال خیلی ساده از درس ریاضی و زبان گشتم و انها را نیز حل نمودم...💚
زمان دفترچه اول به پایان رسید.
من هم کاری که میخواستم را انجام داده بودم...👌
نوبت به دفترچه دوم رسید.در ان دفترچه نیز به سراغ سوالات سیگنال رفتم اما سطح سختی سوالات سیگنال خیلی بالا نبود و اینجا بود که نگران شدم اما همه تلاشم را کردم هر انچه که در توانم بود را به کار ببرم.
البته میدانستم همه تلاشم به معنای کسب درصد 100 نیست.اما باید منجر به کسب درصد بالا میشد.بعد از اینکه دفترچه دوم توزیع شد عده زیادی جلسه کنکور را ترک کردند.این اتفاق باعث شد که روحیه بگیرم و تمرکزم بیشتر شود...🙃
فقط یک نگرانی در وجودم قوت گرفت.
ان هم اینکه ایا این تعداد سوالاتی که که پاسخ دادم میتوانند کافی باشند یا خیر.
این نگرانی ممکن است هر داوطلبی را دچار استرس و واکنش های بد مثل پاسخ دادن شانسی به سوالات بکند.
با همه دغدغه هایم سعی کردم که عمل اشتباهی از من سر نزند و تحت هر شرایطی فقط روی کار خود متمرکز باشم.
زمان کنکور به پایان رسید و من هر انچه که میخواستم را پیاده کردم.فقط نگران کیفیت کارم بودم...🙏
بعد از کنکور مدام سعی میکردم تخمین مناسبی از نتیجه کار داشته باشم که نمیشد...✅
وقتی رتبه های کنکور امد و نتایج را دیدم تقریبا شوکه شده بودم نمیدانستم خوشحال باشم یا ناراحت. رتبه ام دقیقا بین چیزی شده بود که در بدترین حالت و بهترین حالت تخمین میزدم.دقیقا حد وسط چیزی که تخمین میزدم...😊
این داستان بیان اتفاقاتی بود که به شکل خلاصه تا کنکور ارشد برایم رخ داد.
قطعا بیان جزییات به شکل کامل امکان پذیر نبود...👌
امیدوارم این مطالب و انتقال انها برای همه خوانندگان مفید باشد...🌹
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#صدای_مشاور:(شماره ۵)
#سوال:
سلام وقتتون بخیر خداقوت
من جسارتا میخواستم از شما یک مشاوره ای بگیرم، اگر لطف کنید و محبت بفرمائید هر زمان که وقتتون خالی بود، این مشاوره رو به من بدهید یک دنیا ممنون میشم🌹
من کارشناسی مهندسی بیوالکتریک هستم و خب دی امسال درسم تموم میشه به طور کامل، و میخوام ارشد بخونم
واسه ارشد میخوام دو تا رشته رو بخونم، هم مهندسی پزشکی بیوالکتریک هم نوروساینس
دوتا سوال داشتم از حضورتون:
یکی اینکه میشه همچین کاری رو انجام داد که هدف رو روی دانشگاه شریف و یا تهران گذاشت و همزمان دوتا رشته رو باهم جلو برد؟
دوم اینکه چه کتاب هایی رو پیشنهاد می فرمائید برای تست زدن تا بتونم دانشگاه تهران یا شریف قبول بشم.
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#سوال:
سلام وقتتون بخیر خداقوت
من جسارتا میخواستم از شما یک مشاوره ای بگیرم، اگر لطف کنید و محبت بفرمائید هر زمان که وقتتون خالی بود، این مشاوره رو به من بدهید یک دنیا ممنون میشم🌹
من کارشناسی مهندسی بیوالکتریک هستم و خب دی امسال درسم تموم میشه به طور کامل، و میخوام ارشد بخونم
واسه ارشد میخوام دو تا رشته رو بخونم، هم مهندسی پزشکی بیوالکتریک هم نوروساینس
دوتا سوال داشتم از حضورتون:
یکی اینکه میشه همچین کاری رو انجام داد که هدف رو روی دانشگاه شریف و یا تهران گذاشت و همزمان دوتا رشته رو باهم جلو برد؟
دوم اینکه چه کتاب هایی رو پیشنهاد می فرمائید برای تست زدن تا بتونم دانشگاه تهران یا شریف قبول بشم.
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#صدای_مشاور:(شماره ۶)
#سوال:
سلام وقت بخیر
من دانشجوی ترم ۷ مهندسی پزشکی هستم و پشت کنکوری ۱۴۰۱.
تصمیم دارم بعنوان سنجیدن خودم کنکور ۱۴۰۰ بصورت آزمایشی شرکت کنم
نظرتون چیه؟
و اینکه اگر من انتخاب رشته نکنم مشکلی پیش نمیاد ک کنکور ۱۴۰۱ شرکت کنم؟
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#سوال:
سلام وقت بخیر
من دانشجوی ترم ۷ مهندسی پزشکی هستم و پشت کنکوری ۱۴۰۱.
تصمیم دارم بعنوان سنجیدن خودم کنکور ۱۴۰۰ بصورت آزمایشی شرکت کنم
نظرتون چیه؟
و اینکه اگر من انتخاب رشته نکنم مشکلی پیش نمیاد ک کنکور ۱۴۰۱ شرکت کنم؟
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#صدای_مشاور:(شماره ۷)
#سوال:
سلام.وقتتون بخیر.من کارشناسی بیومتریال بودم امسال ارشد بیوالکتریک وزارت علوم و بهداشت هر دو شرکت کردم .رتبه ام خوب نشد البته خیلییی کم درس خوندم .میخوام از فردا یه شروع پرقدرت داشته باشم .میشه راهنمایی کنید چ درسایی و چ منابعی رو بخونم؟
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG
#سوال:
سلام.وقتتون بخیر.من کارشناسی بیومتریال بودم امسال ارشد بیوالکتریک وزارت علوم و بهداشت هر دو شرکت کردم .رتبه ام خوب نشد البته خیلییی کم درس خوندم .میخوام از فردا یه شروع پرقدرت داشته باشم .میشه راهنمایی کنید چ درسایی و چ منابعی رو بخونم؟
@Ali_neuroscientist
@BioElectricENG