دوره‌های مدرسه بیدار / ۱۴۰۴
3.65K subscribers
407 photos
397 links
www.bidar.school این صفحه به‌منظور معرفی دوره‌هایی که مدرسه هنر و ادبیات بیدار برگزار می‌کند؛ تشکیل شده‌است.
Download Telegram
از سویی دیگر، تاریخ از سه سال پیش آغاز نمی‌شود. بنابراین به‌ناگزیر، در هر بحث، آن‌چه برای ما مهم است پیوندیافتن جنبش زن، زندگی، آزادی با جنبش‌های اجتماعی پیش از خود و بررسی تأثیر و تأثرات میدان‌های هنری با این جنبش‌ها در طول زمان است. در این مجموعه‌‌نشست‌ها تلاش کردیم تا با آغازکردن از یک پنل نظری‌تر، به سمتِ پنل‌های تجربی‌تر حرکت کنیم؛ پنل‌هایی که بتوانند توضیح دهند در برخی از میدان‌های هنری در این سال‌ها چه اتفاقاتی افتاده و چه اتفاقاتی نیفتاده، بحران‌ها کجایند و مسائل چیستند، و احیاناً چه افقی در هر میدان گسترده و چه فروبستگی‌ای به‌ چشم می‌خورد. طرفین بحث با یک‌دیگر امکان منازعه دارند و شرکت‌کنندگان نیز هر یک پرسش‌ها و دغدغه‌های خود را با ارائه‌کنندگان بحث در میان می‌گذارند.

به‌رغم این‌که میدان‌های هنری و آثار هنری امروز بسیار درهم تنیده‌‌اند، تصمیم گرفته‌ایم به‌طور مشخص، با توجه به امکانات‌مان، به هنرهای تجسمی، موسیقی، تئاتر، فیلم کوتاه و مستند و ادبیات در پنلی جداگانه بپردازیم. در هر پنل تلاش کردیم از کنشگران و صاحب‌نظران میدان دعوت کنیم تا از تجربه‌ی تاریخی میدان و رویکرد نظری-عملی خود سخن بگویند. روشن است که هیچ ادعای جامعیتی وجود ندارد. این پنل‌ها صرفاً بُرشی‌اند از نسبت جامعه با هنر و/یا هنر با جامعه. شرکت داوطلبانه‌ی صاحب‌نظران و علاقه‌مندان به مباحث در هر پنل، یقیناً بر غنای آن خواهد افزود.  

درباره‌ی هر یک از نشست‌ها متعاقبا و جداگانه اطلاع‌رسانی خواهد شد و‌ می‌توانید برای شرکت در هر یک از آنها ثبت‌نام کرده و به صورت رایگان به شکل حضوری یا آنلاین شرکت کنید.

شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
@bidarschool
@bidarcourses
پنل ۱/ استِتیک جنبش
پنجشنبه، ۲۷ شهریور/ ساعت ۱۷ تا ۲۰/ حضوری و آنلاین
گرداننده: مهسا اسداله‌نژاد
با حضور: علی جمشیدی، الهه سروش‌نیا، کیانا کریمی

- علی جمشیدی/ گمانه‌هایی از «سینماتوگرافی جنبش»

- الهه سروش‌نیا/ از گردش فیگورها تا انجماد تصاویر: رژیم‌های تصویری خیزش ژینا

- کیانا کریمی/ خیزش ژینا: ندای آزادی از جهان جنوب

اطلاعات بیشتر👇
علی جمشیدی/ گمانه‌هایی از «سینماتوگرافی جنبش»

با رجوع به واژگان نیکول برنز درباره‌ی «رژیم‌های تصویر»، خیزش ژینا نه صرفاً انفجار سیاسی بلکه ظهور منطق‌های تازه‌ی تصویری (figural logic) در شهر است. سینماتوگرافی اینجا به تکنیک دوربین محدود نمی‌شود؛ بلکه عملیات مرئی‌سازی و mise-en-cadre است: قاب‌بندی بدن‌ها و ژست‌ها در شبکه‌ی هندسی شهری. در ۱۴۰۱، وقتی زنان روسری برداشتند، چرخاندند یا بر بلندی‌ها ایستادند، خود ژست‌ها میزان‌نما بودند؛ میدان و خیابان به نما بدل شدند و بلوارها و مترو مسیرهای بداهه‌ی تراکینگ‌شات و دالی را شکل دادند. بدن از ابژه‌ی انسانی به اپراتور رژیم تصویری بدل شد و زندگی با سینما پیوند خورد.

ویدئوهای موبایلی نه تنها ثبت‌کننده بلکه بازتوزیع‌کننده بودند؛ در سطح جمعی، تلفن‌ها یک dispositif چند-دوربینه ساختند و montage collectif تولید شد. طی سه سال، اقتصاد تصویری دچار دگردیسی شد: از آشفتگی و چندپارگی ارزش‌ها تا کُریوگرافی آیینی، فلاش‌های پراکنده‌ی اعتراض و نهایتاً مونتاژهای قضایی به‌مثابه مدرک. هر مرحله رژیمی متمایز از تصویر آفرید، اما نیروی سینماتوگرافیک همچنان دستور زبان مشترک است؛ سینمایی که از سالن گریخت و به فضای شهرستان‌ها مهاجرت کرد و هم ابزار مقاومت شد و هم افتادن در نظام بازنمایی تحمیلی از سوی نگاه غربی.

الهه سروش‌نیا/ از گردش فیگورها تا انجماد تصاویر: رژیم‌های تصویری خیزش ژینا

در این ارائه رژیم‌های تصویری خیزش ژینا را دنبال می‌کنم. به این منظور سه برهه‌ی مشخص را برجسته ساخته و از طریق بررسی هر کدام از آنها قسمتی از رژیم تصویری که شکل گرفته را به بحث می‌گذارم. نقطه‌ی آغاز، "اندرکنش بدن‌ها و تصاویرشان"؛ جایی که فیگورهای مقاومت معترضان، در زنجیره‌ی الهام و تحریک و در اتصال کوتاه بین فضای مجازی و واقعیت خیابان به‌سرعت گردش یافتند و نیروی پیش‌برنده‌ی خیزش را رقم زدند. این نیروی پیش‌برنده جایی از گردش  بازایستاد و به شکل موزه‌ای و تقویمی تثبیت شد؛ تصاویری که در سالگردها و تولیدات هنری بازخوانی و بازتولید می‌شوند، بی‌آن‌که امکان مداخله‌ای بر منظومه‌ی این تصاویر داشته باشند.

در آخر، در وضعیت پساژینا، به نظام تازه‌ مستقر شده و تجدید شونده میل و بازار می‌پردازم که در آن تصاویر و هنرها وارد منطق تازه‌ای از ارزش‌گذاری، مصرف و سرمایه‌گذاری می‌شوند. سعی می‌کنم با تمرکز به این سه برهه به این بپردازم که چرا باید از مراجعه نوستالژیک به لحظه‌ی ژینا و تطبیق دائمی لحظه‌ی اکنون با آن عبور کرد؟ چرا باید اکنون را از نظام دلالتی و مغناطیس تداعیِ خیزش ژینا آزاد کرد و قلب و بدن را پذیرای تخیل و گشوده به فهم صداهایی کرد که نظم‌های موجود مبارزاتی را بر هم می‌زنند.

کیانا کریمی/ خیزش ژینا: ندای آزادی از جهان جنوب

در زمانه‌ای که مفاهیم مسلط آزادی دچار فرسودگی نظری و ناتوانی در مواجهه با واقعیت‌های انضمامی خشونت و سرکوب شده‌اند، جنبشی در ایران سر برآورد که نه‌تنها ساختارهای قدرت را به چالش کشید، بلکه تصور ما از رهایی، کنش بدن‌مند و امکان عاملیت سیاسی را بازنویسی کرد. این ارائه، ردیابی‌ست بر زایش دوباره‌ی آزادی در بدن‌های زنانی که بر بلندی‌های شهر ایستادند و سازوکارهای دیداری و گفتمانی انقیاد بدن را در هم شکستند.
نقطه‌ی ورود این بازاندیشی، واژه‌ی فارسی «کنج‌کاوی» ‌است: ترکیبی از کُنج (گوشه) و کاوی (حفر/کاویدن)؛ حرکتی که هم‌زمان کنشی معرفت‌جویانه، رهایی‌بخش، و ضدنظم است. کنج‌کاوی در اینجا، با تکیه بر مفهوم «فراری» در اندیشه‌ی فرد موتن، نظریه‌پرداز سیاه آمریکایی، به‌مثابه یک کنش ضد-آشکارگی بازخوانی می‌شود: زن کاونده و گریزپا، نه سوژه‌ای در جستجوی آزادی در دل نظم موجود، بلکه نیرویی‌ست که «از خود بیرون می‌رود»، «نظام مکان‌یابی» را می‌گسلد، و افقی تازه برای رهایی می‌گشاید.

علی جمشیدی، علاقه‌مند به سینما، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی تطبیقی از دانشگاه آمستردام و دکترای مهندسی سازه از دانشگاه فنی دلفت هلند است.
الهه سروش نیا، جستارنویس، پژوهشگر و دانشجوی دکتری جغرافیای انسانی در دانشگاه آزاد برلین است.
کیانا کریمی، دانش‌آموخته‌ی مطالعات اجرا از دانشگاه نیویورک است. او مدرس مطالعات جنسیت و اجرا در دانشگاه کلمبیا و مدیر مسئول مجله‌ی ادبی-سیاسی گرنیکاست. رساله‌ی دکترای او با عنوان «اندیشیدن از مجرای پوست نازک» بر مفاهیم انتقادی پوست و پوست‌اندازی به‌عنوان دریچه‌ای برای خوانش پسااستعماریِ تروما و اجرا متمرکز است.

برای شرکت در این نشست به‌صورت حضوری و آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
@bidarschool
@bidarcourses
پنل ۲/ هنرهای تجسمی؛ امکان مقاومت و جستجو
جمعه، ۲۸ شهریور/ ساعت ۱۷ تا ۲۰
گرداننده: هلیا همدانی
با حضور: مارال اشگواری، حمید پورآذری، نوید سلاجقه، مهرنوش علی‌مددی

- تولید و اجرای هنر؛ جستن در بیراهه‌ها
مارال اشگواری /مدیر اجرایی پروژه‌های فرهنگی هنری

- از خراب کردن تا ساختن؛ فردای جوانان
حمید پورآذری /کیوریتور، هنرمند و کارگردان تئاتر

- درباره‌ی تنهایی هنرمند؛ سه مرتبه از لحظه‌ی ناتوانی
نوید سلاجقه/ هنرمند و نویسنده

- خلق و پژوهش در میانه‌ی آشوب؛ واکاوی تجربه‌ای زیسته در بستر محدودیت و مقاومت
مهرنوش علی‌مددی/ پژوهشگر و نویسنده در حوزه‌ی هنرهای تجسمی

اطلاعات بیشتر👇
تولید و اجرای هنر؛ جستن در بیراهه‌ها
مارال اشگواری /مدیر اجرایی پروژه‌های فرهنگی هنری

اولین سوال من از خودم در مواجهه با شرایط پیرامونم این است: آیا  در این شرایط اصلا کار کنیم؟ دومین سوالم این است: چه کار کنیم؟ و سؤال بعدی: چگونه راهی پیدا کنیم که کاری را که می‌خواهیم انجام دهیم؟ مسئولیت و کار من این جاست. اعتقاد دارم که راه وجود دارد  به شرط آن که پیدایش کنم. از مسیر همیشگی نمی‌توانم راه جدیدی بیابم، بنابراین مسیرهای جدید  را جستجو می‌کنم و اغلب  از بیراهه راه پیدا می‌شود. گاهی هم برای مدتی همگی با هم سرگردان می‌شویم .

از خراب کردن تا ساختن؛ فردای جوانان
حمید پورآذری /کیوریتور، هنرمند و کارگردان تئاتر
همیشه یکی از دغدغه‌های من در آموزش، کار کردن با نوجوانان و جوانان بوده. چراکه باید به فردا فکر کرد و آنها فردا هستند. پس به هنرستان هنرهای زیبا آمدم. ملاقات با نوجوانان ۱۷ساله، پرشور و پرانرژی. سرشار از ایده‌های ناب و خلاق. تصمیم گرفتم در بر خلاف جریان مرسوم آموزش در هنرستان عمل کنم. قرار گذاشتیم در گام اول هر آنچه را که می‌دانیم خراب کنیم و دوباره آن را بسازیم. این یعنی تمرین اندیشیدن و خلاق بودن. از ساختن ویدیوآرت تا اجراهای جمعی و در نهایت تولید اجراهای فردی. در همه‌ی مراحل خراب کردن و دوباره ساختن همیشه وجود داشت. اجراهای فردی آخرین مرحله‌ی آموزش  شروع پروسه‌ی اجرا بود. پروسه‌ای کاملا جدی و حرفه‌ای.

درباره‌ی تنهایی هنرمند؛ سه مرتبه از لحظه‌ی ناتوانی
نوید سلاجقه/ هنرمند و نویسنده
سوژه‌ی هنرمند در فراز و فرودهای جنبش اجتماعی چگونه متزلزل می‌شود و چه تجربه‌ی روانی را از سر می‌گذراند؟ او در فقدان گروه‌های هنری فعال، چگونه در لحظه‌ها‌ی بحرانْ تلخیِ سیاست را با تنهایی خود می‌آمیزد؟ هنرمند در این لحظه‌ها بیش از پیش درمی‌یابد که بدون جریان‌های مستقل از نهادهای رسمی، به‌سختی می‌تواند کنشی اجتماعی تولید کند که با کنش هنری‌اش پیوند معنی‌دار داشته باشد. تا هنگامی که جماعت‌هایی از هنرمندان امکان باهم کار کردن را پیدا نکنند، حیات مستقل و جریان‌‌‌های هنری هم شکل نمی‌گیرد و در لحظه‌ی بحران هم هنرمندان تنها می‌مانند و رنج‌شان بیان‌مند نمی‌شود.

خلق و پژوهش در میانه‌ی آشوب؛ واکاوی تجربه‌ای زیسته در بستر محدودیت و مقاومت
مهرنوش علی‌مددی/ پژوهشگر و نویسنده در حوزه‌ی هنرهای تجسمی
در این ارائه قصد دارم از چالش‌های پژوهش در باب هنر زنان تا رساندن صدای زنان به میانجیِ تصاویر نیرومندی سخن بگویم که همواره نقش اندکی در تاریخ رسمی هنر ایفا کرده‌اند. چنانچه حیات هنری و فرهنگی زنان در طول تاریخ این سرزمین با دشواری‌های فراوانی همراه بوده، جنبش بی‌بدیل «زن، زندگی، آزادی» نقطه‌ی عزیمت گفت‌و‌گویی است که سعی دارد جدال برای «هستن» را از نو بازخوانی کند. همزمان با این جنبش و پس از آن سانسور به عنوان ابزاری دیرآشنا، نه صرفا به مثابه‌ی امری جهت حذف بلکه ابزاری برای کنترل، روایت‌های تاریخی و فرهنگی در دستان حاکمیت با شدت بیشتری نمود پیدا کرد.

در واقع این رویکرد با هدف جایگزینیِ روایات تلاش می‌کند تا اشکال مقاومتِ‌ زنان هنرمند از گذشته تا امروز را نادیده انگاشته و تصویری محافظه‌کارانه و جعلی از زیست و تجربه‌ی خلاقه‌ی آنها ارائه کند. از این رو هرگونه کنش هنری و فرهنگی به دست زنان و برای زنان که در ضدیت با صدای رسمی است به نوعی شکلی از ایستادگی و تداعی‌گر حیات خِردگریزِ عصر حاضر است. از سوی دیگر تجربه‌ی حضور همین زنان در نهادهای دولتی همچون موزه‌ها و دانشگاه‌ها علی‌رغم محدودیت‌های پیش آورده مسبب ظرفیت‌های اندیشه‌ورزانه‌ایست که در لایه‌های اذهان جست‌و‌جوگر امتداد می‌یابد. این وضعیتِ متناقض واقعیتی مسلم از وجود تضاد متکثر تا تحقق اراده‌ای‌ رهایی‌بخش است. به واقع در این بزنگاه «زن بودن» به نوعی تلاقی میان مقاومت و محدودیت بوده؛ جایی که هرگامِ کنشگرانه در برابر ساختارهای بازدارنده ابراز وجود می‌نماید تا بی‌پروا اعلام کند همواره زنده و زاینده است.

برای شرکت در این نشست به‌صورت حضوری و آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسه‌ی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچه‌ی نوید، پلاک ۴، طبقه‌ی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
هنر در گفتگو | نشست (آنلاین)با هنرمندان امروز
گفتگوی امیرعلی قاسمی با شهرزاد ملکیان
شنبه ۲۹ شهریور، ساعت ۱۹ به‌وقت ایران، ۱۷:۳۰ به‌وقت اروپای مرکزی
 
شهرزاد ملکیان هنرمند ایرانی ساکن اسلو‌، فارغ‌التحصیل کارشناسی مجسمه‌سازی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد هنر در فضاهای عمومی از آکادمی ملی هنر نروژ در اسلو است. او در حوزه‌های پرفورمنس، ویدئو و مجسمه‌سازی فعالیت می‌کند و اغلب این رسانه‌ها را در گفتگویی میان‌رشته‌ای با یکدیگر درمی‌آمیزد. رویکرد هنری ملکیان مبتنی بر استراتژی‌هایی مشارکتی و بازی‌محور است؛ او از بدن به مثابه ابزاری مفهومی بهره می‌گیرد تا ساختارهای مسلط-در نهادهای هنری، نطام‌های آموزشی و فضای عمومی- را بازاندیشی کند و به چالش بکشد.

اطلاعات بیشتر👇
ملکیان در آثار خود به بررسی جریان قدرت درون ساختارهای اجتماعی می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد چگونه می‌توان از خلال عمل جمعی، مراقبت و مقاومت تجسم‌یافته، این ساختارها را مختل کرد. برای او، بازی نه صرفا فعالیتی تفننی بلکه شیوه‌ای برای اندیشیدن است- راهی برای ناآموختن، بازتعریف روابط، و تصور شکل‌های تازه‌ای از بودن جمعی. در آثار ملکیان، فرایندهای مشارکتی و پاسخ‌گو به مکانْ فضاهایی خلق می‌کنند که در آن آسیب‌پذیری همچون نیرویی رابطه‌ای درک می‌شود-نیرویی که هنجارهای غالب را به چالش می‌کشد و بستری برای پیوند، مقاومت و دگرگونی مشترک فراهم می‌آورد.

آثار ملکیان در سراسر اسکاندیناوی و نیز در سطح بین‌المللی از جمله در دوسالانه‌ی ساکو در شیلی (۲۰۲۵)، Kunsthalle Recklinghausen، گالری تنتهاوس اسلو (۲۰۲۱)، موزه‌ی هنر استاوانگر (۲۳-۲۰۲۲)، گالری وایت‌چپل لندن(۲۰۱۹)، موزه‌ی هنر پوری (۲۰۱۵)، و کنست‌هال مالمو (۲۰۱۴) به نمایش در آمده‌اند. همچنین ویدئوهای او در جشنواره‌هایی چون Doclisboa (۲۰۱۹)،‌ جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم روتردام (۲۰۱۳)، و جشنواره‌ی مستقل فیلم پکن (۲۰۱۳) نمایش داده‌شده‌اند.

درباره گرداننده:
امیرعلی قاسمی هنرمند رسانه، کیوریتور و مدرس بینا‌رشته‌ای و مؤسس آرشیو ویدیویی پارکینگ، جامعه‌ی نیومدیا در تهران و محل تردید در برلین است. آثار او در تقاطع عکاسی و ویدئو و پروژه‌های تصویر‌محور با تمرکز بر حافظه‌ی فرهنگی، مسائل زیست‌محیطی و روایت‌های تاریخی‌سیاسی‌ست. فعالیت کیورتوریال او حول همکاری‌های میان‌رشته‌ای، آموزش و ایجاد بستر گفتگو میان رسانه‌ها و بافتار‌های مختلف می‌گردد. او در تهران و برلین آموزش دیده است و در برلین کار و زندگی می‌کند. 

برای شرکت در این نشست به‌صورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
پنل ۳/ دگرگونی و اعتراض؛
موسیقی ایران پس از زن، زندگی، آزادی
پنجشنبه، ۳ مهر/ ساعت ۱۷ تا ۲۰
(حضوری و آنلاین - رایگان)

گرداننده: امیر گرایش‌نژاد
با حضور: رودی، آروین صداقت‌کیش، حسین کاشف، آذین موحد
 
برزخ انقیاد مضاعف؛ مقاومت شنیداری در تقاطع سرکوب و سرمایه
رودی/ آهنگساز و رَپر

لحظه‌های رادیکال؛ درباره‌ی واژگونی نظام‌های موسیقایی
آروین صداقت‌کیش/ منتقد، پژوهشگر موسیقی و آهنگساز

بازآراییِ موزیکال: موسیقی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی
حسین کاشف/ پژوهشگر موسیقی

هنر برای هنر؛ بستری برای چشم‌اندازهای فرهنگی دموکراتیک و اخلاق‌مدار
آذین موحد/ موسیقیدان، نوازنده‌ی فلوت و دانشیار دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران

#از_هنر_در_جنبش_تا_جنبش_در_هنر
اطلاعات بیشتر👇
 
برزخ انقیاد مضاعف؛ مقاومت شنیداری در تقاطع سرکوب و سرمایه
رودی/ آهنگساز و رَپر

موسیقی اعتراضی می‌تواند سازوکار فضایی انضباطی مثل زندان، به‌مثابه‌ی یکی از گره‌گاه‌های «زیست‌سیاست» را از درون مختل کند: بدن در سلول در بند است، اما صدا به‌منزله‌ی «رخداد»ی رهایی‌بخش از مرزهای حبس عبور کرده و در میدان اجتماعی به گردش درمی‌آید. صدا در این‌جا بازنمایی فردی نیست، بلکه «بازتملک»ی جمعی است که در هیأت کنش مستقیم سیاسی، سوژه‌های پراکنده را به‌طور موقت در هیأت یک بدن مشترک مفصل‌بندی می‌کند تا خود به‌عنوان سوژه‌ای سیاسی به موجودی مطیع و خاموش تقلیل نیابد.
بااین‌همه، همین امکان مقاومت بلافاصله در مدار دیگری تهدید می‌شود: کالایی‌ و بی‌اثرشدنِ امر منفی که در بطن هنر اعتراضی نهفته است. بنابراین موسیقی اعتراضی در وضعیتی گرفتار می‌آید که می‌توان آن را «انقیاد مضاعف» نامید: از یک‌سو سازوکار انضباطی زندان که بدن را مهار می‌کند و از سوی دیگر منطق صنعت فرهنگ که صدا را از درون تهی می‌سازد. پرسش اساسی این است: آیا می‌توان از دل این دیالکتیک سرکوب/مصرف، شکل تازه‌ای از «زیست-سیاست مقاومت» را اندیشید که صدا را نه در مقام کالا و نه در مقام سوژه‌ی مطیع، بلکه به‌منزله‌ی حامل امر منفی و نیروی نفی‌کننده‌ی نظم مسلط بازتملک کند؟

لحظه‌های رادیکال؛ درباره‌ی واژگونی نظام‌های موسیقایی
آروین صداقت‌کیش/ منتقد، پژوهشگر موسیقی و آهنگساز
از تأثیر موسیقی بر/نقش موسیقی در جنبش‌های اجتماعی بسیار شنیده‌ایم. اما انقلاب را اگر دگرگونیِ به غایت رادیکالِ نظم امور/مناسبات قدرت بدانیم، آیا ممکن است در جریانی کاملا معکوس، لحظاتی سیاسی-اجتماعی سرنوشت ماده‌ی موسیقایی را تعیین کند؟ تغییرات اجتماعی بزرگ همواره برآمده از/موجد دگرگونی‌های اساسی در فرم و محتوا هستند. همان‌طور که این رخداد‌های رادیکال دست‌کم فرم و دست‌بالا فرم و محتوای رابطه‌ی قدرت یا بروز اجتماعی یا دقیق‌تر بگوییم سیاست زیباشناختی را تغییر می‌دهند، می‌توان انتظار داشت که فرم و محتوای ماده‌ی هنری و سازماندهی آن را از بُن دگرگون کنند. در تاریخ ایران چند نقطه‌ی عطف هست که چنین دگرگونی‌های رادیکالی در سازمان صوتی رخ داده است. درباره‌ی آنها صحبت می‌کنیم.

بازآراییِ موزیکال: موسیقی ایران پس از جنبش زن، زندگی، آزادی
حسین کاشف/ پژوهشگر موسیقی
اگرچه قطعیتِ تغییر در فضای موسیقیِ ایران پیش از وقوعِ جنبشِ زن، زندگی، آزادی نیز به‌نحوی پراکنده و موضعی در امیالِ کارگزارانِ موسیقی به چشم می‌خورد، اما وقوعِ جنبشْ نقشِ اساسی در جهت‌گیری و کانالیزه‌شدنِ این پراکندگی ایفا کرد. مادامی که جنبش به‌صورتِ مبازره‌ای برای تسخیرِ خیابان در جریان بود، موسیقی و موسیقیدان همواره در صدرِ توجه‌ها قرار داشتند و پس از اتمامِ فازِ خیابانی نیز امیالِ تحول‌خواه در فضای موسیقیِ ایران واضحاً تحتِ تأثیرِ فضای پساجنبش به بازآراییِ خود پرداختند.
طرحی که در این جلسه ارائه خواهد شد، تلاش می‌کند تا بازآراییِ میل‌های سرگردانِ اولیه از خلالِ جنبش و نیروی آن را با نگاهی تاریخی و به دور از تأکیداتِ رسانه‌ای و اکتیویستی صورت‌بندی کند. برای رسیدن به این هدف عمدتاً بر سه محور یعنی رسانه‌های فارسی‌زبانِ فعال در حوزه‌ی موسیقی، ظهورِ فیگورِ موسیقیدان و موسیقیِ مقاومت، و تغییراتِ اخیر موسیقیِ «ایرانی» تمرکز خواهیم کرد.

هنر برای هنر؛ بستری برای چشم‌اندازهای فرهنگی دموکراتیک و اخلاق‌مدار
آذین موحد/ موسیقیدان، نوازنده‌ی فلوت و دانشیار دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران
در زمانه‌ای که بحران‌های اجتماعی به‌طرز فزاینده‌ای جامعه را تحت فشار، سرکوب و محدودیت‌های گوناگون قرار می‌دهند، حکومت‌ها هنر را به ابزار عادی‌سازی و سفیدنمایی بدل می‌کنند. در چنین شرایطی رسالت هنر، روزمرگی و یکنواختی نیست و رسالت هنرمند، سکوت یا سازش نیست. در عوض نقش هنر ایجاد شبکه‌ای انسان‌ساز است که اتحاد هنرمندان و جامعه را در رسیدن به راه‌حل بحران‌های پیش‌رو تقویت کند و با ایجاد هم‌گرایی و برانگیختن وجدان جمعی، چشم‌انداز‌های فرهنگی و دموکراتیک در اختیار جامعه قرار دهد. به این ترتیب، فعالیت‌های هنری فرصتی برای نمادین‌کردن حقیقت، حفظ حافظه‌ی جمعی و توانمند ساختن مردم می‌شوند و در بستر این امید و اتحاد است که هنر افق‌های فرهنگی و اخلاقی نویی را می‌گشاید و چشم‌انداز‌های کاملا متفاوتی را پیش‌ روی جامعه باز‌می‌کند.

برای شرکت در این نشست به‌صورت حضوری و آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسه‌ی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچه‌ی نوید، پلاک ۴، طبقه‌ی همکف شرقی
پنل ۴/ رویارویی فیلم‌سازان مستند؛ اکنون
(نشست حضوری، آنلاین و رایگان)
پنجشنبه، ۱۰ مهر/ ساعت ۱۷ تا ۲۰
گرداننده: آزادی مقدم
با حضور: سپیده ابطحی، آزاده بی‌زارگیتی،
سیاوش جمالی، مسعود حاتمی، حانیه یوسفیان

این پنل توسط امیرحسین ثنائی و آزادی مقدم طراحی و برنامه‌ریزی شده است و با حضور مهمانان زیر برگزار خواهد شد:

سپیده ابطحی
/‌ فیلم‌ساز مستند، تدوین‌گر و فعال صنفی
آزاده بی‌زارگیتی / فیلم‌ساز و پژوهشگر حوزه‌ی زنان
سیاوش جمالی / فیلم‌ساز
مسعود حاتمی / نویسنده، فیلم‌ساز و مدرس سینما
حانیه یوسفیان / فیلم‌ساز

#از_هنر_در_جنبش_تا_جنبش_در_هنر

اطلاعات بیشتر👇
سینمای مستند در ایران، با وجود محدودیت‌ها در ساخت، پخش و نمایش، همواره عرصه‌ای برای بازنمایی بحران‌های اجتماعی و سیاسی بوده و کم‌وبیش شبیه شکلی از زندگی ما در ایران است. اما پس از جنبش ژینا، زندگی فیلم‌ساز به‌عنوان شهروند و هنرمند با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. فیلم‌سازان از یک‌سو در واکنش به نظام مسلط، تهدید و حذف را تجربه کردند و از سوی دیگر با برچسب‌های تحمیلی در بیرون از ایران مواجه شدند. این وضعیت دوگانه، زیست حرفه‌ای بسیاری را به محاق برد.
اکنون، فیلم‌سازان باید نسبت خود را با نهادهای دولتی، امکان نمایش و اقتصاد کار بازتعریف کنند و راهبردهای تازه‌ای برای تولید و پخش بیابند. در این میان، رویکردها متفاوت است؛ تاکنون بستری برای گفت‌وگو و طرح این مسائل پراهمیت فراهم نشده؛ بسیاری از کار و نمایش آثار خود بازمانده‌اند؛ و دیگرانی، در سایه‌ی بیم و اضطراب، از بازتعریف رویکردهایشان و روایت آن‌چه بر آنان گذشته، واهمه دارند.

در این نشست، نخست شنونده‌ی روایت‌های شخصی فیلم‌سازان از ساخت و نمایش آثارشان در دوره‌ی ژینا و پس از آن خواهیم بود. این روایت‌ها وضعیت آنان را در شرایط بحرانی بازتاب می‌دهد: از تحریم تا حضور در جشنواره‌های رسمی، از دریافت بودجه‌ی دولتی تا ساخت فیلمی با بودجه‌ی شخصی. سپس، در گفت‌وگویی انتقادی با هم‌سو و غیرهمسویان، می‌کوشیم اکنون خود را واکاوی کنیم: ما/فیلم‌سازان در مواجهه با این وضعیت بحرانی چگونه‌ایم؟
در پایان نیز گزارشی تحلیلی از رفتار خانه‌ی سینما و اصناف سینمای مستند در این دوره ارائه خواهد شد. هدف، بازاندیشی جمعی و گفت‌وگو درباره‌ی مسیرهای آینده‌ی سینمای مستند ایران با بررسی اکنون است و نه ارائه‌ی پاسخی قطعی.
این پنل توسط امیرحسین ثنائی و آزادی مقدم طراحی و برنامه‌ریزی شده است و با حضور مهمانان زیر برگزار خواهد شد:

سپیده ابطحی/‌ فیلم‌ساز مستند، تدوین‌گر و فعال صنفی
آزاده بی‌زارگیتی / فیلم‌ساز و پژوهشگر حوزه‌ی زنان
سیاوش جمالی / فیلم‌ساز
مسعود حاتمی / نویسنده، فیلم‌ساز و مدرس سینما
حانیه یوسفیان / فیلم‌ساز

آزادی رضائیان‌مقدم دانش‌آموخته‌ی تئاتر در گرایش ادبیات نمایشی است که از سال ۱۳۹۳ به صورت مستقل به تهیه و کارگردانی فیلم مستند روی‌ آورده‌ است. نخستین فیلم او «کهریزک-تجریش» برنده‌ی دهمین جایزه‌ی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران است. فیلم مستند «معرف» از ساخته‌های او در سال ۱۳۹۷به بیست‌وپنجمین جشنواره فیلم مستند هات‌داکس راه ‌‌یافت و مورد توجه قرار گرفت. او فیلم «داخلی-تهران» را در سال ۱۴۰۰ ساخت  که تنها چند نمایش خصوصی در تهران داشته‌است.  نویسندگی، کارگردانی و اجرای پادکست رای‌بن مستند با موضوع فیلم‌های مستند ایرانی از دیگر کارهای اوست که در سال ۱۴۰۱ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. رضائیان‌مقدم همچنین طراح و مدیر وب‌سایت فرهنگ موضوعی سینمای مستند ایران با عنوان «باره‌» به نشانی https://bareh.net  است که در سال ۱۴۰۰  راه‌اندازی شده و حاوی اطلاعات شناسنامه و خلاصه‌فیلم فیلم‌های مستند سینمای ایران است.

برای شرکت در این نشست رایگان به‌صورت حضوری و آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسه‌ی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچه‌ی نوید، پلاک ۴، طبقه‌ی همکف شرقی

@bidarschool
@bidarcourses
پنل ۵/ ملاقات‌های نابهنگام؛ ادبیات و جنبش
جمعه، ۱۱ مهر/ ساعت ۱۷ تا ۲۰
نشست حضوری و آنلاین/ رایگان
گرداننده: محمد جوانمرد
با حضور: آزاده پارساپور، پگاه پزشکی، و سمیرا رشیدپور
 
- تجربه‌ی نوگام؛ درباره‌ی نسبت میان سازوکار نهاد‌های غیر رسمی و جامعه‌ی مدنی
آزاده پارساپور
/ ناشر و کنشگر آزادی انتشار

- تأملاتی درباره‌ی ناهم‌زمانی تولید ادبی و اکنونِ اجتماعی
پگاه پزشکی / نویسنده و پژوهشگر در حوزه‌ی ادبیات و نظریه‌ی ادبی

- مسئله‌ی شعر و امکان زبان نو در خلال قیام ژینا 
محمد جوانمرد / پژوهش‌گر حوزه‌ی نقد ادبی و نظریه‌ی انتقادی، شعرنویس

- درباره‌ی نا-معاصربودگی؛ فاصله‌ی بنیادین میان من، سوژه، متن و جهان
سمیرا رشیدپور
/ رمان‌نویس و پژوهشگر

#از_هنر_در_جنبش_تا_جنبش_در_هنر
اطلاعات بیشتر👇
- تجربه‌ی نوگام؛ درباره‌ی نسبت میان سازوکار نهاد‌های غیر رسمی و جامعه‌ی مدنی
آزاده پارساپور
/ ناشر و کنشگر آزادی انتشار

در جامعه‌ای که راه‌های آزادانه ابراز هنر محدود و سرکوب می‌شود، به ناچار مجراهای غیررسمی، زیرزمینی و به تعبیر نیروی حاکم، «غیرقانونی» به وجود می‌آیند. این مجراها نه فقط نیاز طبیعی جامعه هنری است بلکه به نیازهای فکری، عاطفی و انسانی جامعه و به قولی مخاطبان هنر نیز پاسخ می‌دهد. اما این مجراها چه مشخصاتی باید داشته‌ باشند؟ تا چه حد فورانی به وجود می‌آیند و دوام‌شان به چه عواملی بستگی دارد؟ آیا صرفا ساختن یک پلتفرم جدید غیررسمی بدون خط مشی و تعیین چارچوب و هدف، جواب‌گوی نیازها خواهد بود؟ نشر نوگام در لندن که ۱۳ سال پیش به هدف نشر آثار پشتِ سدِ سانسور مانده تأسیس شد، یکی از نمونه‌های ایجاد فضای تازه‌ی غیررسمی است که در پاسخ به یک نیاز ادبی آغاز به کار کرد و مانند لابراتواری‌ست که در پاسخ به پرسش‌های فوق همواره در چالش بوده است.

مطالعه‌ی واکنش‌های جامعه‌ی ادبی، نیروی حاکم، پذیرش‌ها و انکارشدن‌های چنین ابتکاری، در بستر تحولات بسیار سریع جامعه‌ی ایران و همچنین مزیت‌ها و محدودیت‌هایش، می‌تواند در مسیر ساختن و تکامل نهادهای تازه راهگشا باشد. همچنین تأمل بر این پرسش‌ها‌ که نهادی خارج از مرزهای جامعه‌ی هدف، تا چه اندازه می‌تواند بر آن تأثیرگذار باشد؛ و نهادی که به طور سنتی باید فعالیت فرهنگی-تجاری داشته باشد، تا چه حد می‌تواند کنشگر و حمایتی باقی بماند و با حفظ استقلال خودش، اهداف معنوی‌ و فرهنگی را پیش از سودآوری و بقای تجاری در اولویت بگذارد، اهمیت پیدا می‌کند. در اصل این بار چالش بزرگ نهادی چون نوگام گرفتن مشروعیت از خود جامعه است نه حکومت.  از این منظر، چنین نهادی حرکتی فردی نیست بلکه بخشی از جامعه‌ی مدنی است و قوت ‌و ضعفش به قوت و ضعف جامعه‌ی مدنی وابسته است و اگر پایه‌های فعالیت آن بر مبنای ارزش‌های جدید جامعه، اخلاق و قوانین منصفانه نباشد چه تفاوتی با نهادهای رسمی و سرکوب‌گر خواهد داشت؟

- تأملاتی درباره‌ی ناهم‌زمانی تولید ادبی و اکنونِ اجتماعی
پگاه پزشکی / نویسنده و پژوهشگر در حوزه‌ی ادبیات و نظریه‌ی ادبی

در تلاقی ادبیات، و به‌طور خاص رمان، با تحولات اجتماعی، دو سطح از ناهم‌زمانی پررنگ می‌شود که هر کدام در عرصه‌ای جداگانه، اما در نهایت در ساخته شدن یک میدان تولید واحد عمل می‌کنند. از یک‌سو این ناهم‌زمانی وجهی عینی و مادی در فرآیند تولید دارد: بین وضعیت اجتماعی‌ای که رمان در آن نوشته/تولید می‌شود و لحظه‌ای که امکان خوانده/مصرف شدن آن وجود دارد، فاصله‌ی زمانی طولانی می‌افتد که از مناسبات بازار ناشی می‌شود. از پیدا کردن ناشر گرفته تا فرآیند ویرایش، قرارداد، چاپ، و نوساناتی مانند قیمت کاغذ و غیره. در وضعیت خاص ایران، اهمیت مرحله‌ی کسب مجوز ـ به‌ویژه در دوران ناآرامی‌ها و تحولات اجتماعی ـ این فاصله‌ی زمانی را پیچیده‌تر و طولانی‌تر می‌کند.
 
از سوی دیگر، لایه‌ی دیگری از ناهم‌زمانی از خود فرم ادبی و تنش آن با اکنونِ اجتماعی برمی‌خیزد. این ناهم‌زمانی الزاما به این معنا نیست که فرم ادبی ـ در این‌جا فرم رمان ـ به‌عنوان محتوای رسوب‌کرده‌ی تاریخی «عقب‌تر» است. یعنی نباید به بازتولید این پیش‌فرض که تحولات سیاسی-اقتصادی مقدم‌اند و فرم‌های تولیدِ فرهنگی همیشه دیرتر می‌رسند، تن داد. بلکه این ناهم‌زمانی به این معناست که فرم ادبی هم ردِ ساختاری تاریخ و وضعیت‌های ازدست‌رفته‌ی گذشته را در خود دارد و هم پتانسیل آینده‌خوانی سیاسی را: توانایی تخیل کردن و به درون زبان کشاندن چیزی که هنوز در عرصه‌ی اجتماعی به‌طور کامل محقق نشده است.
در تقاطع این دو لایه‌ی ناهم‌زمان‌ساز، چگونه می‌توان به نسبت رمان با تحولات اجتماعی اندیشید؟ در واقع، رمان‌نویس در چه نسبتی با تاریخی که در آن کار می کند می‌تواند «اکنونی» باشد، بی‌آن‌که همیشه به عنوان روایت‌گر گذشته فهمیده و خوانده شود؟ این پرسشی است که در این گفت‌وگو می‌خواهم به آن نزدیک شوم، بی‌آن‌که پاسخ مشخصی برای آن در ذهن داشته باشم.
 
👇
- مسئله‌ی شعر و امکان زبان نو در خلال قیام ژینا 
محمد جوانمرد / پژوهش‌گر حوزه‌ی نقد ادبی و نظریه‌ی انتقادی، شعرنویس

لحظه‌های «انقلابی»‌ای مثل قیام ژینا، لحظه‌های پدیدار شدن «امر نو» و واقعیتِ استتیکی جدیدند. چنین لحظه‌هایی هم‌زمان ضرورت تأسیسِ زبان و استتیکِ زبانی‌ای جدید را که با این واقعیت و احساسات نو در تناسب باشد برجسته می‌کنند. همین‌‌جا است که شعر و «کار شعری»، به‌عنوان تلاش‌هایی برای گسترشِ مرزهای زبان و نظمِ استتیکی موجود، و یافتن فرم‌های جدیدی از دلالت‌گری اهمیت خاصی پیدا می‌کنند.

این وضعیت از جنبه‌هایی بنیادین شبیه به همان وضعیتی است که محمد مختاری در چشم مرکب درباره‌اش تأمل می‌کند: واقعیت پیشین به‌واسطه‌ی یک گسست بنیادی تغییر کرده است، و زبانِ شعریِ سیاه و سفید سابق دیگر امکانی برای بیان‌ وضعیت و بیان‌پذیر کردن تجربه‌های متکثر پساانقلابی را ندارد. و این نیاز به فراروی از کلیشه‌های زبانی مسلط و جست‌و‌جوی «زبانی دموکراتیک» را پررنگ می‌کند؛ زبانی که بتواند به ما و به شعر «چشمی مرکب» برای نگریستن به وضعیتی متکثر بدهد. دست‌یابی به چنین زبانی، نیازمند امکان‌پذیر شدن/کردنِ شکلی از مدرنیسم ادبی برای نفیِ کلیشه‌های زبانی و استتیکیِ مسلط است.

در این ارائه سعی می‌کنم در گفت‌و‌گو با بحث‌های مختاری، تأملاتی را درباره‌ی موانع شکل‌گیری چنین زبان و فرمی در شعر، از جمله سازوکارهای دولتی و اقتصادیِ تولید انبوه و آنچه او «پست‌مدرنیسم ارتجاع» می‌نامد، مطرح کنم. در ادامه، با اشاره‌ای گذرا به برخی نمونه‌ها، به شکل‌هایی از محبوس‌شدن در زبان و فرم شعرِ پیش از قیام ژینا در تولیدات شعریِ بعد از آن، و لحظه‌هایی معدود از فراروی از این زبان مسلط می‌پردازم. و در پایان، این مسئله را برجسته می‌کنم که شکل‌گیری و تثبیتِ استتیکی جدید در شعر، نیازمند شکل‌گیری مناسبات ادبی جدید، شکل‌های جدیدی از بازتوزیع سرمایه‌ی فرهنگی و ادبی، و شکل‌ها و رسانه‌های جدیدی (یا شکل‌های جدیدی از استفاده از همان رسانه‌های سابق) برای ارتباط بین شعرنویس، شعر و مخاطب است؛ این سطحی از واقعیت تولید هنری است که، از آن‌جا که سیستمی‌‌تر و تابع زمان‌مندی‌ای بلندتر است، به نظر می‌رسد کم‌تر از لحظه‌ی انقلابیِ ژینا متأثر شده، و بیش‌تر در برابر تغییر مقاومت کرده است.
👇
- درباره‌ی نا-معاصربودگی؛ فاصله‌ی بنیادین میان من، سوژه، متن و جهان
سمیرا رشیدپور
/ رمان‌نویس و پژوهشگر

برای پرداختن به رابطه‌ی نویسنده با رخدادهای پس از قیام ژینا باید «فاصله‌»ای را مدنظر قرار داد که هر گونه رابطه‌ی مستقیم و فی‌البداهه با رخدادها را زیر سوال می‌برد. مسأله‌ی «فاصله» میان سوژه و جهان، فراتر از فاصله‌ی نویسنده با رویدادهای سیاسی-اجتماعی، به پرسش بنیادی‌تری می‌انجامد: فاصله‌ای که هر یک از ما، در جایگاه سوژه، نسبت به جهان تجربه می‌کنیم. این فاصله را می‌توان همچون شکل خاصی از نامعاصر بودن (incontemporanéité)  فهمید؛ یعنی اینکه ما هیچ‌گاه به‌راستی هم‌زمان با جهان و رویدادهای آن نیستیم. از همینجا امکان گشودن چندین محور تحلیلی به‌وجود می‌آید.

نخست، در سطح اُنتولوژیک، فلسفه‌ی غرب از یونان باستان تا دوران معاصر همواره با این پرسش درگیر بوده که آیا انسان می‌تواند در هماهنگی و پیوستگی کامل با جهان باشد. از پارمنیدس که وحدت و تمامیت هستی را می‌ستاید تا هایدگر که «دازاین» را همواره در افق گسست و پرتاب‌شدگی می‌فهمد، این ایده‌ی بنیادین برجاست که سوژه هرگز با جهان هم‌زمان نیست. زمان، به‌ویژه در شکل گسسته و گریزانش، همواره به نحوی ما را از اکنونِ جهان جدا می‌کند.

دوم، در سطح پدیدارشناختی، تجربه‌ی زیسته همواره در فاصله با «حال جمعی» و رخداد تاریخی قرار دارد. آگاهی فردی نه می‌تواند هم‌زمان با رویداد باشد و نه قادر است آن را بی‌واسطه درک کند. قوه‌ی تخیل در سنت کانتی پیوستگی را می‌سازد، اما این پیوستگی خود نشانه‌ی آن است که گسستی بنیادین وجود دارد: آنچه ما تجربه می‌کنیم با جهانی که جریان دارد، نامنطبق است.

سوم، در سطح سیاسی ـ اجتماعی، این نامعاصربودن به معنای ناهم‌زمانی طبقات، نسل‌ها و گروه‌ها با یکدیگر و با تاریخ است. همان‌گونه که والتر بنیامین به ما می‌گوید، «حال» هرگز به طور یکنواخت تجربه نمی‌شود، بلکه آکنده از لایه‌های ناهم‌زمانی است. این نامعاصربودن در سطح فردی نیز به شکل بیگانگی یا انزوا ظاهر می‌شود: سوژه‌ی مدرن خود را از جریان عمومی جهان جدا و منفصل و همواره در تأخیر می‌یابد.
چهارم، در سطح ادبی، نوشتن خود مبتنی بر این فاصله است. هیچ روایت یا متن ادبی نمی‌تواند با رخداد هم‌زمان باشد؛ نوشتن همواره با تأخیر، فاصله و ناهم‌زمانی همراه است. بدین‌ترتیب، خود ادبیات صورت‌بندی نمادین همان فاصله‌ی بنیادی میان سوژه و جهان است. درنگ ما بیشتر بر روی این محور خواهد بود. 

و سرانجام، در سطح اخلاقی، این نامعاصربودن حتی در رابطه‌ی سوژه با خودش رخ می‌دهد. سوژه با خود هم معاصر نیست، بلکه همواره با نوعی تأخیر، جدایی و فاصله‌ی درونی زندگی می‌کند. این گسست درونی، همان‌طور که امانوئل لویناس به ما نشان داده است، شرط امکانِ مواجهه با دیگری و بر عهده‌گرفتن مسئولیت است. فاصله نه مانعی بر سر رابطه، بلکه خود امکان آن است.
از این‌رو، مفهوم فاصله‌ای که از نامعاصربودگی  incontemporanéité برمی‌آید را می‌توان همچون گره‌گاهی میان هستی‌شناسی، تجربه‌ی پدیدارشناختی، تحلیل سیاسی-اجتماعی، نظریه‌ی ادبی و اخلاق اندیشید.

برای شرکت در این نشست رایگان به‌صورت حضوری و آنلاین با ما تماس بگیرید:
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسه‌ی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچه‌ی نوید، پلاک ۴، طبقه‌ی همکف شرقی

@bidarschool
@bidarcourses
پنل ۶/ بحران تئاتر در کجاست؟
شنبه، ۱۲ مهر/ ساعت ۱۷ تا ۲۰
نشست حضوری و آنلاین/ رایگان
گرداننده: حامد اصغرزاده
با حضور: مونا احمدی و اشکان خیل‌نژاد
 
- خلق لحظه‌ی بی‌واسطه
مونا احمدی / بازیگر تئاتر و نویسنده

- تئاتر و ناتوانی از عمل
حامد اصغرزاده/ کارگردان، نویسنده و پژوهشگر

- تغییر رفتارها و مناسبات تولید تئاتر پس از ۱۳۸۸
اشکان خیل‌نژاد/ طراح، بازیگر، مدرس و کارگردان تئاتر

#از_هنر_در_جنبش_تا_جنبش_در_هنر

اطلاعات بیشتر👇