درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
شایعهی بیاساس، غیرشخصی، بیمنشاء، بینامونشان، بیچهره، و بدون تضمین است، اما به رغم همهی اینها اقتداری بیچونوچرا و قدرتی مهارنشدنی دارد. به بیان دیگر، شایعه صاحب و مؤلف (author) دارد اما اقتدار )authority) دارد. بنابراین، بیاساس بودن و بیصاحب بودن آن به هیچ وجه مانع تاثیرگذاریش نمیشود. شایعه میتواند زندگی افراد را تغییر دهد یا آن را به کلی تباه سازد، رسوایی و ویرانی به بار آورد، و روند رویدادها را تغییر دهد. اما حتی اگر همه بدانند فلان حرف شایعهای بیش نیست تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیشود و شایعه همچنان اثرگذار میماند. این واقعیتها را امروزه بیش از همیشه میتوان به شکلی ملموس نظاره کرد و فهمید. فضای ارتباطی امروز بسیار بیش از گذشته مستعد شایعهپروری است.
تسهیل بیسابقهی ارتباط میان میلیاردها انسان در سرتاسر این کرهی خاکی، که به لطف گسترش اینترنت و همهگیری رسانههای اجتماعی میسر شده، وضعیتی پارادوکسیکال پدید آورده است که در آن هرچه ارتباطها بیشتر و گستردهتر میشود پیوندهای اجتماعی بنیادی بیشتر در معرض تهدید فروپاشی قرار میگیرند. بالاترین حد ممکن ادغام کاربران در شبکههای اجتماعی پیوند خورده است به فرآیندهای مجزاسازی، جزئیسازی، و اتمیزه شدن.
جهانشمول شدن استانداردهای اطلاعات پیششرطی شده است برای تشکیل هویتها و اجتماعهای خرد و کوچکی که همچون مونادی اجتماعی و بیارتباط با بقیه عمل میکنند. در چنین حالتی، گزارشهای نادرست، اطلاعات غلط، و بهویژه شایعات بسی سریعتر و بیشتر از اخبار و اطلاعات موثق و راستی آزمایی شده به سمع و نظر مخاطب میرسد. مخاطب عملاً شب و روز با شایعات رنگارنگ بمباران میشود. درست است که شایعه پراکنی قدمتی به اندازهی تاریخ بشری دارد. اما باید پذیرفت که ظهور و گسترش اینترنت و رسانههای اجتماعی این پدیده را به سطحی سراپا جدید و کاملاً متفاوت از قبل رسانده است، به نحوی که اینک میتوان از «شایعهایشدن عمومی جامعه» سخن گفت.
در این دوره میخواهیم شایعه را، که معمولاً چیزی بیارزش و بیاساس و در نتیجه بیاهمیت تلقی میشود، به سطح و منزلت یک مفهوم ارتقاء دهیم و تأملی فلسفی و روانکاوانه بر آن داشته باشیم. میخواهیم ببینیم قدرت غریب و رازآمیز شایعه از کجا میآید و چرا شایعه را میتوان تبلور خود جامعه دانست.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
شایعهی بیاساس، غیرشخصی، بیمنشاء، بینامونشان، بیچهره، و بدون تضمین است، اما به رغم همهی اینها اقتداری بیچونوچرا و قدرتی مهارنشدنی دارد. به بیان دیگر، شایعه صاحب و مؤلف (author) دارد اما اقتدار )authority) دارد. بنابراین، بیاساس بودن و بیصاحب بودن آن به هیچ وجه مانع تاثیرگذاریش نمیشود. شایعه میتواند زندگی افراد را تغییر دهد یا آن را به کلی تباه سازد، رسوایی و ویرانی به بار آورد، و روند رویدادها را تغییر دهد. اما حتی اگر همه بدانند فلان حرف شایعهای بیش نیست تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیشود و شایعه همچنان اثرگذار میماند. این واقعیتها را امروزه بیش از همیشه میتوان به شکلی ملموس نظاره کرد و فهمید. فضای ارتباطی امروز بسیار بیش از گذشته مستعد شایعهپروری است.
تسهیل بیسابقهی ارتباط میان میلیاردها انسان در سرتاسر این کرهی خاکی، که به لطف گسترش اینترنت و همهگیری رسانههای اجتماعی میسر شده، وضعیتی پارادوکسیکال پدید آورده است که در آن هرچه ارتباطها بیشتر و گستردهتر میشود پیوندهای اجتماعی بنیادی بیشتر در معرض تهدید فروپاشی قرار میگیرند. بالاترین حد ممکن ادغام کاربران در شبکههای اجتماعی پیوند خورده است به فرآیندهای مجزاسازی، جزئیسازی، و اتمیزه شدن.
جهانشمول شدن استانداردهای اطلاعات پیششرطی شده است برای تشکیل هویتها و اجتماعهای خرد و کوچکی که همچون مونادی اجتماعی و بیارتباط با بقیه عمل میکنند. در چنین حالتی، گزارشهای نادرست، اطلاعات غلط، و بهویژه شایعات بسی سریعتر و بیشتر از اخبار و اطلاعات موثق و راستی آزمایی شده به سمع و نظر مخاطب میرسد. مخاطب عملاً شب و روز با شایعات رنگارنگ بمباران میشود. درست است که شایعه پراکنی قدمتی به اندازهی تاریخ بشری دارد. اما باید پذیرفت که ظهور و گسترش اینترنت و رسانههای اجتماعی این پدیده را به سطحی سراپا جدید و کاملاً متفاوت از قبل رسانده است، به نحوی که اینک میتوان از «شایعهایشدن عمومی جامعه» سخن گفت.
در این دوره میخواهیم شایعه را، که معمولاً چیزی بیارزش و بیاساس و در نتیجه بیاهمیت تلقی میشود، به سطح و منزلت یک مفهوم ارتقاء دهیم و تأملی فلسفی و روانکاوانه بر آن داشته باشیم. میخواهیم ببینیم قدرت غریب و رازآمیز شایعه از کجا میآید و چرا شایعه را میتوان تبلور خود جامعه دانست.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
هشتاد سال بعد از دوران شکوه فیلمنوآرها و دههها پس از انتشار نخستین مقالهها و کتابها در مورد این سبک فیلمسازی، هنوز هم معیارها و وفاق عمومی حتی در خصوص تعریف فیلم نوآر وجود ندارد. آیا فیلم نوآرها مجموعهای از ویژگیهای سبکی مانند فیلمبرداری با نور حداقلی، درونمایههای تاریک از وجوه شر انسانی بودهاند که از تصادم اتفاقی اکسپرسیونیسم آلمانی، نقاشیهای ادوارد هاپر و داستانهای هارد-بویلد شکل گرفتهاند یا چیزی بیش از آن؟
شاید تعریف ژیژک در خصوص «نوآریزاسیون» تا حدی گویای این حقیقت باشد که نوآر بیشتر از این که مجموعهای از ویژگیهای سبکی یا مضمونی باشد، اعوجاجی است که این قدرت را دارد تا مانند اشعهی ایکس از درون تمامی ژانرها، از ملودرام تا وسترن و فیلمهای علمی-تخیلی عبور و اصطلاحا آنها را نوآریزه کند. با این حال جادوی نوآرها در چیست که بر خلاف بسیاری از سبکها یا دورههای سینمائی در زمان منجمد نشدند و هنوز زنده ماندهاند؟
به نظر میرسد فیلم نوآر، با تمام گستردگی و عدم توافق در تعریف، با شیوهی خاص خود بر روی پرسشهای بنیادین و کلیدیای دست میگذارد که هنوز هم پرسشهای جاری هستند. قانون پدرانه و میل به تخطی از آن، مسألهی فانتزی و اضطراب از تحقق آن، پارانویا و...
در این دوره پس از مرور فشردهی برخی از درونمایههای سبکی و مضمونی فیلم نوآر، به تحلیل روانکاوانهی این فیلمها از دریچه آرای فروید، لکان و کریستوا میپردازیم تا راز زندهماندن آن را در جهان امروز دریابیم، هر چند هر تلاشی برای دستیابی به هستهی سخت حقیقت پیشاپیش ما را بر مدار حرکت رانهوار قرار میدهد.
جلسهی اول: فیلم نوآر و خاستگاههای سبکی-مضمونی آن
جلسهی دوم: مسألهی دیگری بزرگ، پدر خوار شده )abject( و پارانویا
جلسهی سوم: مسألهی اختگی و سکسوالیته زنان
جلسهی چهارم: مسألهی مالیخولیا و بازگشت امر سرکوب شده
مهدی ملک نویسنده، پژوهشگر و مترجم در حوزهی فلسفه و مطالعات سینمایی است. او تا به امروز در مطبوعات و نشریات گوناگون از جمله فبلمخانه، فرهنگ امروز، سورهی اندیشه، سینماتوگراف، سایت آپارتوس و غیره در مقام نویسنده و مترجم قلم زده است و از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸عضو هیأت تحریریهی مجلهی «سینما و ادبیات» بوده است. از تألیفات او میتوان به کتاب هگل و ما (کار گروهی) (نشر هرمس، )۱۳۹۴ اشاره کرد. همچنین او در حوزهی کتاب آثار گوناگونی را ترجمه و منتشر کرده است، از آن جملهاند: فیلسوفان سینما (گروهی)(نشر شوند، ۱۳۹۳)، انسانگرایی دیگری: سینمای برادران داردِن (گروهی)(انتشار در کانادا، ۱۳۹۳)، کانت: راهنمایی برای سرگشتگان، تی سونگ (نشر نقش جهان، ۱۳۹۵)، لکان در قاب دیگر: لکان برای دانشجویان هنر، استیون لواین (نشر شوند، ۱۳۹۷)، پازولینی و سینمای شعر، مقاله پرولتاریا و مفهوم بیرونبودگی (نشر ایجاز، ۱۳۹۷)، عشق در زمانهی تنهایی: سه مقاله دربارهی رانه و میل، پل فرهائگ، ترجمهی مشترک با وحید میهنپرست(نشر شوند، ۱۳۹۹). او در حال حاضر ترجمهی کتاب لکان و مارکس: ابداع سیمپتوم نوشتهی پییر برونو را در دست کار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
هشتاد سال بعد از دوران شکوه فیلمنوآرها و دههها پس از انتشار نخستین مقالهها و کتابها در مورد این سبک فیلمسازی، هنوز هم معیارها و وفاق عمومی حتی در خصوص تعریف فیلم نوآر وجود ندارد. آیا فیلم نوآرها مجموعهای از ویژگیهای سبکی مانند فیلمبرداری با نور حداقلی، درونمایههای تاریک از وجوه شر انسانی بودهاند که از تصادم اتفاقی اکسپرسیونیسم آلمانی، نقاشیهای ادوارد هاپر و داستانهای هارد-بویلد شکل گرفتهاند یا چیزی بیش از آن؟
شاید تعریف ژیژک در خصوص «نوآریزاسیون» تا حدی گویای این حقیقت باشد که نوآر بیشتر از این که مجموعهای از ویژگیهای سبکی یا مضمونی باشد، اعوجاجی است که این قدرت را دارد تا مانند اشعهی ایکس از درون تمامی ژانرها، از ملودرام تا وسترن و فیلمهای علمی-تخیلی عبور و اصطلاحا آنها را نوآریزه کند. با این حال جادوی نوآرها در چیست که بر خلاف بسیاری از سبکها یا دورههای سینمائی در زمان منجمد نشدند و هنوز زنده ماندهاند؟
به نظر میرسد فیلم نوآر، با تمام گستردگی و عدم توافق در تعریف، با شیوهی خاص خود بر روی پرسشهای بنیادین و کلیدیای دست میگذارد که هنوز هم پرسشهای جاری هستند. قانون پدرانه و میل به تخطی از آن، مسألهی فانتزی و اضطراب از تحقق آن، پارانویا و...
در این دوره پس از مرور فشردهی برخی از درونمایههای سبکی و مضمونی فیلم نوآر، به تحلیل روانکاوانهی این فیلمها از دریچه آرای فروید، لکان و کریستوا میپردازیم تا راز زندهماندن آن را در جهان امروز دریابیم، هر چند هر تلاشی برای دستیابی به هستهی سخت حقیقت پیشاپیش ما را بر مدار حرکت رانهوار قرار میدهد.
جلسهی اول: فیلم نوآر و خاستگاههای سبکی-مضمونی آن
جلسهی دوم: مسألهی دیگری بزرگ، پدر خوار شده )abject( و پارانویا
جلسهی سوم: مسألهی اختگی و سکسوالیته زنان
جلسهی چهارم: مسألهی مالیخولیا و بازگشت امر سرکوب شده
مهدی ملک نویسنده، پژوهشگر و مترجم در حوزهی فلسفه و مطالعات سینمایی است. او تا به امروز در مطبوعات و نشریات گوناگون از جمله فبلمخانه، فرهنگ امروز، سورهی اندیشه، سینماتوگراف، سایت آپارتوس و غیره در مقام نویسنده و مترجم قلم زده است و از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸عضو هیأت تحریریهی مجلهی «سینما و ادبیات» بوده است. از تألیفات او میتوان به کتاب هگل و ما (کار گروهی) (نشر هرمس، )۱۳۹۴ اشاره کرد. همچنین او در حوزهی کتاب آثار گوناگونی را ترجمه و منتشر کرده است، از آن جملهاند: فیلسوفان سینما (گروهی)(نشر شوند، ۱۳۹۳)، انسانگرایی دیگری: سینمای برادران داردِن (گروهی)(انتشار در کانادا، ۱۳۹۳)، کانت: راهنمایی برای سرگشتگان، تی سونگ (نشر نقش جهان، ۱۳۹۵)، لکان در قاب دیگر: لکان برای دانشجویان هنر، استیون لواین (نشر شوند، ۱۳۹۷)، پازولینی و سینمای شعر، مقاله پرولتاریا و مفهوم بیرونبودگی (نشر ایجاز، ۱۳۹۷)، عشق در زمانهی تنهایی: سه مقاله دربارهی رانه و میل، پل فرهائگ، ترجمهی مشترک با وحید میهنپرست(نشر شوند، ۱۳۹۹). او در حال حاضر ترجمهی کتاب لکان و مارکس: ابداع سیمپتوم نوشتهی پییر برونو را در دست کار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
«نقد قوهی حکم»، در مقام واپسین جزء از سهگانهی نقادانهی کانت، در کار پرکردن خلأها و شکافهایی است که میان دو جزء دیگر نظام انتقادی (یعنی «نقد عقل محض» و «نقد عقل عملی» که بهترتیب به توصیف قلمروی طبیعت و قلمروی اختیار میپردازند) فاصله انداختهاند. در مقدمهی کتاب، کانت تصویری مشهور از مأموریت پیشاروی نقد سوم ترسیم میکند: «حال حتی اگر خلیجی پیمایشناپذیر میان قلمروی محسوسِ مفهوم طبیعت و قلمروی فوقمحسوسِ مفهوم اختیار قرار داشته باشد به نحوی که هیچ گذاری از اولی به دومی (به کمک کاربرد نظری عقل) ممکن نباشد ... باز هم دومی باید نوعی تأثیر بر اولی داشته باشد، یعنی مفهوم اختیار باید غایتی را که توسط قوانیناش طرح میشود در جهان محسوس فعلیت بخشد».
و کانت در ادامه توضیح میدهد که یگانه قوهای که میتواند عهدهدار ادای چنین مأموریتی شود همان قوهی حاکمه یا نیروی داوریای است که «مفهوم واسطی را میان مفاهیم طبیعت و مفهوم اختیار فراهم میکند». بدین ترتیب، استراتژی کانت در نقد سوم کمابیش عکس آن چیزی است که در نقدهای قبلی مشاهده میشود: اگر نقدهای اول و دوم در کار مرزکشی و تحدید حدودند، نقد سوم به پشتسرگذاشتن این مرزها و «پلزدن» بر فراز آنها کمر میبندد: «هر کجا مرز کشیدند، شما پل بزنید».
در قرائتی که جی. ام. برنستین در فصل نخستِ کتاب «تقدیر هنر» از نقد سوم ارائه میدهد، دشواریها و گرفتاریهای کانت در پیگیری این استراتژی اخیر از پرده بیرون میآید. با تأکیدنهادن بر دوگانههایی چون زیبایی آزاد / زیبایی وابسته یا امر زیبا / امر والا، برنستین نشان میدهد که ثنویت موجود در نظام کانتی چگونه به قلب همان اثری نفوذ میکند که از قرار معلوم عهدهدار رفع این ثنویت و وحدتبخشی به اجزای نظام شدهاست؛ وانگهی، کوششهای مداوم کانت برای حفظ پیوند زیبایی با معرفت و اخلاق (فیالمثل، در قالب تصور لذت زیباشناختی به مثابهی امری همسو با اهداف عمومی شناخت یا تصور زیبایی به مثابهی نمادی برای خیر اخلاقی)، به تحریف دعاوی خودآیینی منجر میشود که در حکم زیباشناختی مطرح شدهاست.
و اینهمه بر لزوم تغییر منظری اساسی در نگریستن به «نقد قوهی حکم» گواهی میدهد؛ با کنارگذاشتن اهداف نظاممند کانت، برنستین نقد سوم را نه به مثابهی «پل» که همچون نوعی «مقبره» یا «بنای یادبود» در نظر میآورد: «کهنسازهای که در لابلای طرحونقشههای معمارانهی او [کانت] جلوهگر میشود، نه پلی برای پیمودن گرداب عظیمِ حایل میان قلمروهای آزادی و طبیعت، که مقبرهای است برای روشن نگهداشتنِ خاکسترِ وحدتی که روزگاری میان این دو قلمرو وجود داشتهاست».
در این میان، جذابیت و درعینحال پیچیدگی خوانش برنستین از وفاداری او به رویکرد درونماندگاری ناشی میشود که آن را از فیلسوف محبوبش، تئودور آدورنو، به ارث بردهاست. با رفتوآمدهای مداوم میان صفحات نقد سوم و سرککشیدنهای گاه و بیگاه به آثار دیگر کانت، برنستین تلاش میکند تصور زمانهی «پیشاانتقادیِ» مد نظر خود را از «لابلای طرحونقشهها»یی بیرون کشد که در نظام کانتی به خدمت اهدافی متفاوت درآمدهاند. حاصل کارْ متنی است که خود از بسیاری جهات میتواند مصداقی برای توصیف برنستین از «نقد قوهی حکم» باشد: «[خواننده] احساس میکند در مقابل متنی نشستهاست که از رهگذر دَورانهای متعدد، مدام به نقطهی شروع بازمیگردد و سرگرم واکاوی و پیرایش ژستهای آغازین خویش میشود ... خلاصه بگوییم، متنْ بیشتر به نوعی سفر اکتشافی شباهت دارد تا به یک رشته استدلال محکم و خللناپذیر».
گذشته از همهچیز، روشن است که مسیر پیشاروی برنستین مسیری بهغایت ناهموار است: آیا یادبودیکردنِ بنای زیباشناختی کانت به معنای تمایلی نوستالژیک برای بازیابیِ وحدتی ازدسترفته نخواهد بود؟ آیا تأکید بر خودآیینی حکم زیباشناختی به سستکردن پیوندهای واقعی موجود میان معرفت و اخلاق منجر نخواهد شد؟ و بالأخره، آیا اینهمه به چیزی به جز تکرار آن خطای مشهوری راه میبَرد که «زیباشناختیکردن سیاست» نام گرفتهاست؟ اینها بخشی از پرسشهایی است که ما نیز در دورهی حاضر، در اثنای بررسی دقیقتر خوانش برنستین، با آنها دستوپنجه نرم میکنیم.
ادامه👇
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
«نقد قوهی حکم»، در مقام واپسین جزء از سهگانهی نقادانهی کانت، در کار پرکردن خلأها و شکافهایی است که میان دو جزء دیگر نظام انتقادی (یعنی «نقد عقل محض» و «نقد عقل عملی» که بهترتیب به توصیف قلمروی طبیعت و قلمروی اختیار میپردازند) فاصله انداختهاند. در مقدمهی کتاب، کانت تصویری مشهور از مأموریت پیشاروی نقد سوم ترسیم میکند: «حال حتی اگر خلیجی پیمایشناپذیر میان قلمروی محسوسِ مفهوم طبیعت و قلمروی فوقمحسوسِ مفهوم اختیار قرار داشته باشد به نحوی که هیچ گذاری از اولی به دومی (به کمک کاربرد نظری عقل) ممکن نباشد ... باز هم دومی باید نوعی تأثیر بر اولی داشته باشد، یعنی مفهوم اختیار باید غایتی را که توسط قوانیناش طرح میشود در جهان محسوس فعلیت بخشد».
و کانت در ادامه توضیح میدهد که یگانه قوهای که میتواند عهدهدار ادای چنین مأموریتی شود همان قوهی حاکمه یا نیروی داوریای است که «مفهوم واسطی را میان مفاهیم طبیعت و مفهوم اختیار فراهم میکند». بدین ترتیب، استراتژی کانت در نقد سوم کمابیش عکس آن چیزی است که در نقدهای قبلی مشاهده میشود: اگر نقدهای اول و دوم در کار مرزکشی و تحدید حدودند، نقد سوم به پشتسرگذاشتن این مرزها و «پلزدن» بر فراز آنها کمر میبندد: «هر کجا مرز کشیدند، شما پل بزنید».
در قرائتی که جی. ام. برنستین در فصل نخستِ کتاب «تقدیر هنر» از نقد سوم ارائه میدهد، دشواریها و گرفتاریهای کانت در پیگیری این استراتژی اخیر از پرده بیرون میآید. با تأکیدنهادن بر دوگانههایی چون زیبایی آزاد / زیبایی وابسته یا امر زیبا / امر والا، برنستین نشان میدهد که ثنویت موجود در نظام کانتی چگونه به قلب همان اثری نفوذ میکند که از قرار معلوم عهدهدار رفع این ثنویت و وحدتبخشی به اجزای نظام شدهاست؛ وانگهی، کوششهای مداوم کانت برای حفظ پیوند زیبایی با معرفت و اخلاق (فیالمثل، در قالب تصور لذت زیباشناختی به مثابهی امری همسو با اهداف عمومی شناخت یا تصور زیبایی به مثابهی نمادی برای خیر اخلاقی)، به تحریف دعاوی خودآیینی منجر میشود که در حکم زیباشناختی مطرح شدهاست.
و اینهمه بر لزوم تغییر منظری اساسی در نگریستن به «نقد قوهی حکم» گواهی میدهد؛ با کنارگذاشتن اهداف نظاممند کانت، برنستین نقد سوم را نه به مثابهی «پل» که همچون نوعی «مقبره» یا «بنای یادبود» در نظر میآورد: «کهنسازهای که در لابلای طرحونقشههای معمارانهی او [کانت] جلوهگر میشود، نه پلی برای پیمودن گرداب عظیمِ حایل میان قلمروهای آزادی و طبیعت، که مقبرهای است برای روشن نگهداشتنِ خاکسترِ وحدتی که روزگاری میان این دو قلمرو وجود داشتهاست».
در این میان، جذابیت و درعینحال پیچیدگی خوانش برنستین از وفاداری او به رویکرد درونماندگاری ناشی میشود که آن را از فیلسوف محبوبش، تئودور آدورنو، به ارث بردهاست. با رفتوآمدهای مداوم میان صفحات نقد سوم و سرککشیدنهای گاه و بیگاه به آثار دیگر کانت، برنستین تلاش میکند تصور زمانهی «پیشاانتقادیِ» مد نظر خود را از «لابلای طرحونقشهها»یی بیرون کشد که در نظام کانتی به خدمت اهدافی متفاوت درآمدهاند. حاصل کارْ متنی است که خود از بسیاری جهات میتواند مصداقی برای توصیف برنستین از «نقد قوهی حکم» باشد: «[خواننده] احساس میکند در مقابل متنی نشستهاست که از رهگذر دَورانهای متعدد، مدام به نقطهی شروع بازمیگردد و سرگرم واکاوی و پیرایش ژستهای آغازین خویش میشود ... خلاصه بگوییم، متنْ بیشتر به نوعی سفر اکتشافی شباهت دارد تا به یک رشته استدلال محکم و خللناپذیر».
گذشته از همهچیز، روشن است که مسیر پیشاروی برنستین مسیری بهغایت ناهموار است: آیا یادبودیکردنِ بنای زیباشناختی کانت به معنای تمایلی نوستالژیک برای بازیابیِ وحدتی ازدسترفته نخواهد بود؟ آیا تأکید بر خودآیینی حکم زیباشناختی به سستکردن پیوندهای واقعی موجود میان معرفت و اخلاق منجر نخواهد شد؟ و بالأخره، آیا اینهمه به چیزی به جز تکرار آن خطای مشهوری راه میبَرد که «زیباشناختیکردن سیاست» نام گرفتهاست؟ اینها بخشی از پرسشهایی است که ما نیز در دورهی حاضر، در اثنای بررسی دقیقتر خوانش برنستین، با آنها دستوپنجه نرم میکنیم.
ادامه👇
جلسهی اول (بخش ۱-۱ از کتاب «تقدیر هنر»): بررسی پایههای شناختیِ پل – کلیت غیرشناختیِ حکم ذوقی (ایراد استاندارد به استنتاج کانت) – خطر بازگشت به روانشناسی تجربی (متمم معکوسِ ایراد استاندارد)
جلسهی دوم (بخش ۱-۲): بررسی پایههای اخلاقیِ پل – نسبت بیعلقگی زیباشناختی با علاقهی جهانشمول به خیر اخلاقی – تناظر و عدمتناظرِ زیبایی و اخلاق
جلسهی سوم (بخش ۱-۳): ایستادن بر روی پل مرتعش – مسئلهی خودآیینی زیباشناختی – ثنویت زیبایی در اندیشهی کانت و مصادیق آن
جلسهی چهارم (بخش ۱-۴): «داوری تأملی یا داوری تعینی»؛ کدامیک مقدم است؟ – استفادهی دیگرآیین از نیروی داوری – درهمتنیدگی همرسانی و حسانیت در داوری تأملی
جلسهی پنجم (بخشهای ۱-۵ و۱-۶): برپاکردن بنای یادبود – یادآوری جهانِ «پیشاانتقادی»، جهانی «قانونمند اما بدون قانون» – هنر مدرن همچون ردپای جهانِ ازدسترفته
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. سه ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (والتر بنیامین، ۱۳۹۵)، «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (جی. ام. برنستین، ۱۴۰۱)، و «امر والا» (فیلیپ شاو، ۱۴۰۳)
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
جلسهی دوم (بخش ۱-۲): بررسی پایههای اخلاقیِ پل – نسبت بیعلقگی زیباشناختی با علاقهی جهانشمول به خیر اخلاقی – تناظر و عدمتناظرِ زیبایی و اخلاق
جلسهی سوم (بخش ۱-۳): ایستادن بر روی پل مرتعش – مسئلهی خودآیینی زیباشناختی – ثنویت زیبایی در اندیشهی کانت و مصادیق آن
جلسهی چهارم (بخش ۱-۴): «داوری تأملی یا داوری تعینی»؛ کدامیک مقدم است؟ – استفادهی دیگرآیین از نیروی داوری – درهمتنیدگی همرسانی و حسانیت در داوری تأملی
جلسهی پنجم (بخشهای ۱-۵ و۱-۶): برپاکردن بنای یادبود – یادآوری جهانِ «پیشاانتقادی»، جهانی «قانونمند اما بدون قانون» – هنر مدرن همچون ردپای جهانِ ازدسترفته
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. سه ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (والتر بنیامین، ۱۳۹۵)، «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (جی. ام. برنستین، ۱۴۰۱)، و «امر والا» (فیلیپ شاو، ۱۴۰۳)
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
فصل گمشده در حد فاصل هیچانگاری و دلتنگی؛
سیاست زیباشناختی در سینمای نوری بیلگه جیلان
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
فصل گمشده در حد فاصل هیچانگاری و دلتنگی؛
سیاست زیباشناختی در سینمای نوری بیلگه جیلان
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
فصل گمشده در حد فاصل هیچانگاری و دلتنگی؛
سیاست زیباشناختی در سینمای نوری بیلگه جیلان
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه ۲ ساعته
در تمام فیلمهای جیلان حالت دوقطبیِ قدرتمندی حضور دارد که بلافاصله توجه هر تماشاگری را به خود جلب میکند. دو تمثالی که ظاهراً خصم همدیگرند تقریباً همیشه با هماند هرچند همزیستیشان در اغلب موارد مسالمتآمیز نیست. از یکسو، انفعال و در مقابل لحظههایی که شخصیتها با شدت و خشونت تمام احساسهای فروخوردهشان را بیرون میریزند. این دو قطب را گاهی درون شخصیتی واحد میبینیم، گاهی در رابطهی میانِ دو شخصیت متفاوت که تقدیرشان در قالب سنتزی انفصالی به هم گره خورده است، ترکیب دیالکتیکی غریبی که دو قطبِ تشکیلدهندهاش مانعةالجمع و گردنیامدنی و طاردِ همدیگرند، اما با اینحال پیشفرض همدیگرند و درون قابی واحد در هم قفل شدهاند. مثال بارز این حالت «رابطه»ی عیسی و بهار در فیلم اقلیمها است.
شاید بتوان گفت این وحدتِ خارق اجماع تصویری است از مخمصهی سیاست در جامعهی جهانگستر معاصر، جهانی که ویژگی اصلیاش تخاصمهای دروغین میان نیروهایی است که بهظاهر با هم خصومت و عداوت دارند اما بهواقع از همدیگر خوراک و مایهی حیات میگیرند، در واقع رابطهای زالووار با هم دارند، طفیلِ هستی یگدیگرند. شاهد ظهور نظامی ترا-سیاسی هستیم که در آن تنها تخاصم ساختاریِ قابلتصورْ میان راست و راستِ افراطی است، میان قدرتمدارانِ قدیم و خودکامگیهای جدید، میان تروریسم و جنگ با تروریسم، و نظایر اینها.
در جهانی به سر میبریم که بر مدار وارونهسازیها و تهیگردانیها میگردد، جهانِ شباهتهای کاذب، جهانی که در آن مکدونالدها میتوانند در کارزارهای ضد چاقی شرکت کنند و دیکتاتورها میتوانند مخالفان خود را متهم به فاشیستبودن کنند، شرکتهای خصوصی میتوانند مسئولیت امور دولتی و عمومی را به عهده بگیرند... و ماحصل ناگزیر همهی اینها؟ زبانِ اُروِلیِ اصلاحشده و ترمیمشدهای که بر مبنای ارجاع به خود دلالت میکند و حاکی از تجربهای عینی است ــ با جرح و تعدیلی ناگزیر در زبان اُروِل: «صلح جنگ است» و «جنگ صلح است».
در جهانی چنین بیگانه با اخلاق و انصاف، در جهانی چنین دریده و بیآزرم، فیلمسازان چگونه میتوانند سیاسی باشند؟ به یاد داشته باشیم که ژان بودریار در سالهای دههی هشتاد میلادی با نظر به همین بیآزرمی و هرزهدرآیی این سؤال غریب را مطرح کرد: «چرا مرکز تجارت جهانی باید دو برج داشته باشد؟» برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی متوازیالسطوحهای کاملی بودند که سطحهای هموارشان کاری نمیکرد جز بازتابیدن تصویر سطحهای آن دیگری در آینهی خود و اثبات بلاموضوع شدنِ تمایزها و تقابلها در «پایانِ تاریخ».
مرکز تجارت جهانی با برچیدن تفاوتهایی که سیاست بر مبنای آنها بنا میشود نمادی از ترا-سیاست شد، نظامی بیآزرم و هرزهدرا که در آن دیگر نشانی از قطبهای دیالکتیکی نیست، نظامی مبتنی بر شباهتهای کاذب که در آن افعالی که از بازیگران عرصهی سیاست سر میزند بدون آنکه نتیجهی معینی داشته باشند در ازدحام نشانهها و تصویرهای بیتفاوت محو میشوند. در نتیجه، در نظم تراسیاسی موجود ما نهتنها از دنیای واقعی محروم میشویم ــ عصر ما نهتنها عصر «مابعدِ حقیقت» است ــ بلکه از دنیای داستان هم بیبهره میمانیم ــ دیگر نمیتوانیم امکان متفاوتدیدنِ امور را در جهانی تخیل کنیم که در آن تمام جنگها و گریزهامان درون قابی زندانی میشوند که در آن نیروهای مخالف و متخاصم زیر نشان تخاصمی آشتیناپذیر طفیلِ هستیِ همدیگرند.
فیلمهای نوری بیلگه جیلان وصفی موجز از این مخمصهی سیاسی-تاریخی به دست میدهد. فیلمهای او آستانهها را میکاوند، ناهمخوانیها را میجویند و تعلیق و هول و ولا و پا در هواییها را نگاه میدارند ــ هیچ راه آسان و همواری برای برونشد از این ظلمات و رهایی از قاب و چهارچوبی که به تصویر میکشند نشان نمیدهند. برعکس، بیشتر شخصیتهای فیلمهای جیلان دچار انفعالی خواریآور مینمایند و انگار به بیخویشتنی و خودباختگی خویش آگاهی دارند.
به این قرار، ایشان هرگز نمیتوانند دست به افعالی تراژیک بزنند و نه میتوانند هرگز با حقیقت روی در روی شوند یا به هیچ ترتیبی وفاداری نشان دهند. راستش اگر هیچ جنبهی تراژیکی در شخصیتهای مبتلا به نیهیلیسم انفعالیِ جیلان بتوان یافت، آن جنبه چیزی نیست جز نبود تجربهی تراژدی. از این حیث، میتوان دیگر شخصیتهای تاریخ تراژدی را به یاد آورد، شخصیتی مثل هملت. بهزعم کارل اشمیت، شخصیت هملت آنجا تراژیک میشود که او «نمیتواند تصمیم بگیرد تا دست به عمل بزند». از نظر اشمیت، هملت نمونهی تمامعیار تمثالی غیرسیاسی است و به این اعتبار الگوی کاملِ فاعلیت سیاسی در دنیای مدرن.
ادامه👇
فصل گمشده در حد فاصل هیچانگاری و دلتنگی؛
سیاست زیباشناختی در سینمای نوری بیلگه جیلان
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه ۲ ساعته
در تمام فیلمهای جیلان حالت دوقطبیِ قدرتمندی حضور دارد که بلافاصله توجه هر تماشاگری را به خود جلب میکند. دو تمثالی که ظاهراً خصم همدیگرند تقریباً همیشه با هماند هرچند همزیستیشان در اغلب موارد مسالمتآمیز نیست. از یکسو، انفعال و در مقابل لحظههایی که شخصیتها با شدت و خشونت تمام احساسهای فروخوردهشان را بیرون میریزند. این دو قطب را گاهی درون شخصیتی واحد میبینیم، گاهی در رابطهی میانِ دو شخصیت متفاوت که تقدیرشان در قالب سنتزی انفصالی به هم گره خورده است، ترکیب دیالکتیکی غریبی که دو قطبِ تشکیلدهندهاش مانعةالجمع و گردنیامدنی و طاردِ همدیگرند، اما با اینحال پیشفرض همدیگرند و درون قابی واحد در هم قفل شدهاند. مثال بارز این حالت «رابطه»ی عیسی و بهار در فیلم اقلیمها است.
شاید بتوان گفت این وحدتِ خارق اجماع تصویری است از مخمصهی سیاست در جامعهی جهانگستر معاصر، جهانی که ویژگی اصلیاش تخاصمهای دروغین میان نیروهایی است که بهظاهر با هم خصومت و عداوت دارند اما بهواقع از همدیگر خوراک و مایهی حیات میگیرند، در واقع رابطهای زالووار با هم دارند، طفیلِ هستی یگدیگرند. شاهد ظهور نظامی ترا-سیاسی هستیم که در آن تنها تخاصم ساختاریِ قابلتصورْ میان راست و راستِ افراطی است، میان قدرتمدارانِ قدیم و خودکامگیهای جدید، میان تروریسم و جنگ با تروریسم، و نظایر اینها.
در جهانی به سر میبریم که بر مدار وارونهسازیها و تهیگردانیها میگردد، جهانِ شباهتهای کاذب، جهانی که در آن مکدونالدها میتوانند در کارزارهای ضد چاقی شرکت کنند و دیکتاتورها میتوانند مخالفان خود را متهم به فاشیستبودن کنند، شرکتهای خصوصی میتوانند مسئولیت امور دولتی و عمومی را به عهده بگیرند... و ماحصل ناگزیر همهی اینها؟ زبانِ اُروِلیِ اصلاحشده و ترمیمشدهای که بر مبنای ارجاع به خود دلالت میکند و حاکی از تجربهای عینی است ــ با جرح و تعدیلی ناگزیر در زبان اُروِل: «صلح جنگ است» و «جنگ صلح است».
در جهانی چنین بیگانه با اخلاق و انصاف، در جهانی چنین دریده و بیآزرم، فیلمسازان چگونه میتوانند سیاسی باشند؟ به یاد داشته باشیم که ژان بودریار در سالهای دههی هشتاد میلادی با نظر به همین بیآزرمی و هرزهدرآیی این سؤال غریب را مطرح کرد: «چرا مرکز تجارت جهانی باید دو برج داشته باشد؟» برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی متوازیالسطوحهای کاملی بودند که سطحهای هموارشان کاری نمیکرد جز بازتابیدن تصویر سطحهای آن دیگری در آینهی خود و اثبات بلاموضوع شدنِ تمایزها و تقابلها در «پایانِ تاریخ».
مرکز تجارت جهانی با برچیدن تفاوتهایی که سیاست بر مبنای آنها بنا میشود نمادی از ترا-سیاست شد، نظامی بیآزرم و هرزهدرا که در آن دیگر نشانی از قطبهای دیالکتیکی نیست، نظامی مبتنی بر شباهتهای کاذب که در آن افعالی که از بازیگران عرصهی سیاست سر میزند بدون آنکه نتیجهی معینی داشته باشند در ازدحام نشانهها و تصویرهای بیتفاوت محو میشوند. در نتیجه، در نظم تراسیاسی موجود ما نهتنها از دنیای واقعی محروم میشویم ــ عصر ما نهتنها عصر «مابعدِ حقیقت» است ــ بلکه از دنیای داستان هم بیبهره میمانیم ــ دیگر نمیتوانیم امکان متفاوتدیدنِ امور را در جهانی تخیل کنیم که در آن تمام جنگها و گریزهامان درون قابی زندانی میشوند که در آن نیروهای مخالف و متخاصم زیر نشان تخاصمی آشتیناپذیر طفیلِ هستیِ همدیگرند.
فیلمهای نوری بیلگه جیلان وصفی موجز از این مخمصهی سیاسی-تاریخی به دست میدهد. فیلمهای او آستانهها را میکاوند، ناهمخوانیها را میجویند و تعلیق و هول و ولا و پا در هواییها را نگاه میدارند ــ هیچ راه آسان و همواری برای برونشد از این ظلمات و رهایی از قاب و چهارچوبی که به تصویر میکشند نشان نمیدهند. برعکس، بیشتر شخصیتهای فیلمهای جیلان دچار انفعالی خواریآور مینمایند و انگار به بیخویشتنی و خودباختگی خویش آگاهی دارند.
به این قرار، ایشان هرگز نمیتوانند دست به افعالی تراژیک بزنند و نه میتوانند هرگز با حقیقت روی در روی شوند یا به هیچ ترتیبی وفاداری نشان دهند. راستش اگر هیچ جنبهی تراژیکی در شخصیتهای مبتلا به نیهیلیسم انفعالیِ جیلان بتوان یافت، آن جنبه چیزی نیست جز نبود تجربهی تراژدی. از این حیث، میتوان دیگر شخصیتهای تاریخ تراژدی را به یاد آورد، شخصیتی مثل هملت. بهزعم کارل اشمیت، شخصیت هملت آنجا تراژیک میشود که او «نمیتواند تصمیم بگیرد تا دست به عمل بزند». از نظر اشمیت، هملت نمونهی تمامعیار تمثالی غیرسیاسی است و به این اعتبار الگوی کاملِ فاعلیت سیاسی در دنیای مدرن.
ادامه👇
از این منظر بهراحتی میتوان ادعا کرد شخصیتهای منفعل فیلمهای جیلان مصادیق بارز غیرسیاسی بودناند. البته این ادعا فقط به شرطی موجه است که سیاست را خلاصه کنیم در تصمیمگرایی ــ همان پروژهی اشمیت که معتقد است اساس سیاست را تصمیم و تمایز قاطع دوست و دشمن تعیین میکند. با اینهمه، راههای دیگری هم برای نظرکردن به سیاست وجود دارد ــ یعنی راهی که هملت میپیماید و سیاستِ هملت. برای مثال میتوان به قرائت نیچه از هملت رجوع کرد که هملت را با مرد دیونوسوسی مقایسه میکند.
هملت و مرد دیونوسوسی طبق تفسیر نیچه عاقبت به ماهیت حقیقی چیزها ره یافتهاند ــ ایشان سرشت راستین چیزها را دریافته و ادراک کردهاند اما دست زدن به عمل آزارشان میدهد. چرا؟ چون میدانند که ایشان نمیتوانند ماهیت ابدیِ چیزها را تغییر دهند؛ زمان به استخوانی میماند که دررفته است و شرمآور یا خندهآور مییابند وقتی از ایشان میخواهند استخوان زمان را جا بیندازند و زمانهای را که از بنیاد بیسامان است بسامان گردانند. دانایی قاتل عمل است. برای آنکه دست به عمل بزنیم نیاز به حجاب توهم داریم. همینکه پردهی پندار کنار میرود دیگر توانی برای عمل نمیماند ــ این درسی است که هملت میدهد.
در این دوره، از منابع اصلی ما برای بازخوانی سینمای جیلان کتاب بینظیر سینمای نوری بیلگه جیلان: نگاه جهانگستر فیلمسازی از ترکیه خواهد بود.
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم به مثابهی فلسفه ، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
هملت و مرد دیونوسوسی طبق تفسیر نیچه عاقبت به ماهیت حقیقی چیزها ره یافتهاند ــ ایشان سرشت راستین چیزها را دریافته و ادراک کردهاند اما دست زدن به عمل آزارشان میدهد. چرا؟ چون میدانند که ایشان نمیتوانند ماهیت ابدیِ چیزها را تغییر دهند؛ زمان به استخوانی میماند که دررفته است و شرمآور یا خندهآور مییابند وقتی از ایشان میخواهند استخوان زمان را جا بیندازند و زمانهای را که از بنیاد بیسامان است بسامان گردانند. دانایی قاتل عمل است. برای آنکه دست به عمل بزنیم نیاز به حجاب توهم داریم. همینکه پردهی پندار کنار میرود دیگر توانی برای عمل نمیماند ــ این درسی است که هملت میدهد.
در این دوره، از منابع اصلی ما برای بازخوانی سینمای جیلان کتاب بینظیر سینمای نوری بیلگه جیلان: نگاه جهانگستر فیلمسازی از ترکیه خواهد بود.
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم به مثابهی فلسفه ، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اقتصاد چرخشی و عدالت زیستمحیطی؛
نقشهراهی برای تابآوری شهری
بههدایت لیلا پاپلی یزدی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
اقتصاد چرخشی و عدالت زیستمحیطی؛
نقشهراهی برای تابآوری شهری
بههدایت لیلا پاپلی یزدی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اقتصاد چرخشی و عدالت زیستمحیطی؛
نقشهراهی برای تابآوری شهری
بههدایت لیلا پاپلی یزدی
۴ جلسه
این کارگاه با رویکردی جامع و تحلیلی، به بررسی نقش تابآوری اقتصادی و اجتماعی در برابر بحرانهای شهری میپردازد و جایگاه کلیدی مدیریت هوشمند پسماند را در این فرایند برجسته میسازد. شرکتکنندگان با مفاهیمی چون اقتصاد چرخشی، عدالت زیستمحیطی و توسعهی پایدار آشنا میشوند و میآموزند که چگونه راهکارهای نوین در بازیافت و استفادهی بهینه از منابع میتوانند در عین کاهش آسیبهای زیستمحیطی، فرصتهایی برای اشتغال، کارآفرینی و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر فراهم آورند.
در این دوره قصد داریم برای بررسی انتقادی سیاستها و تجربههای موجود، طراحی راهحلهای خلاقانه و عملی برای ساختن شهرهایی تابآورتر، سالمتر و فراگیرتر، بستری تعاملی ایجاد کنیم. در این راستا بر چالش مدیریت پسماند که با رشد فزایندهی شهرنشینی پدیدار شده است تمرکز خواهیم کرد زیرا بحرانهایی از این دست نه تنها سلامت عمومی و محیط زیست را در معرض تهدید قرار میدهند، بلکه به تشدید فقر و نابرابری اقتصادی در بسیاری از مناطق شهری دامن میزنند.
این کارگاه برای دانشجویان رشتههای مرتبط با علوماجتماعی، فعالان اجتماعی و محیطزیستی، و تمامی علاقهمندان به عدالت اجتماعی و توسعه پایدار طراحی شده و آنها را به مشارکتی فعال در مسیر بازآفرینی شهری دعوت میکند.
جلسهی ۱: مقدمه و چارچوب نظری
آشنایی با مفهوم تابآوری شهری/ معرفی بحرانهای شهری (پسماند، فقر، نابرابری)/ چرایی اهمیت عدالت زیستمحیطی
جلسهی ۲: مدیریت پسماند و اقتصاد چرخشی
انواع روشهای مدیریت زباله/ اقتصاد چرخشی: تعریف و نمونهها/ فرصتهای اشتغال و کارآفرینی در بازیافت و بازاستفاده
جلسهی ۳: فقر شهری و سیاستهای مقابلهای
پیوند بین فقر، زباله و سلامت/ بررسی نمونههای موفق جهانی و محلی/ مشارکت مردمی و توانمندسازی جوامع محلی
جلسهی ۴: طراحی راهکارهای بومی و خلاقانه
کار گروهی: تحلیل مسئله در یک منطقه خاص/ طراحی مداخلات خلاقانه و پایدار/ بحث و تبادل نظر درباره چالشها و امکانسنجی راهکارها
لیلا پاپلی یزدی متولد ۱۳۵۷ و دانشآموختهی رشتهی باستانشناسی است. او مدرک دکتری خود را از دانشگاه تهران و با ارائهی پایاننامهای در مورد باستانشناسیِ معاصرِ زلزلهی بم دریافت کرده است. علاقهمندی او باستانشناسی معاصر، کشمکش، پسااستعمار و مطالعاتِ جنسیت است. او همکنون پژوهشگرِ گروهِ مطالعاتِ تاریخی در دانشگاه گوتنبرگ سوئد است و مقالات متعددی در موضوعِ باستانشناسیِ معاصر منتشر کرده است، از جمله کتابهای او به فارسی بم، بودن یا نبودن، مادیتهای معاصر: باستانشناسی گذشتهی نزدیک/معاصر، و باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی قابل ذکر است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اقتصاد چرخشی و عدالت زیستمحیطی؛
نقشهراهی برای تابآوری شهری
بههدایت لیلا پاپلی یزدی
۴ جلسه
این کارگاه با رویکردی جامع و تحلیلی، به بررسی نقش تابآوری اقتصادی و اجتماعی در برابر بحرانهای شهری میپردازد و جایگاه کلیدی مدیریت هوشمند پسماند را در این فرایند برجسته میسازد. شرکتکنندگان با مفاهیمی چون اقتصاد چرخشی، عدالت زیستمحیطی و توسعهی پایدار آشنا میشوند و میآموزند که چگونه راهکارهای نوین در بازیافت و استفادهی بهینه از منابع میتوانند در عین کاهش آسیبهای زیستمحیطی، فرصتهایی برای اشتغال، کارآفرینی و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر فراهم آورند.
در این دوره قصد داریم برای بررسی انتقادی سیاستها و تجربههای موجود، طراحی راهحلهای خلاقانه و عملی برای ساختن شهرهایی تابآورتر، سالمتر و فراگیرتر، بستری تعاملی ایجاد کنیم. در این راستا بر چالش مدیریت پسماند که با رشد فزایندهی شهرنشینی پدیدار شده است تمرکز خواهیم کرد زیرا بحرانهایی از این دست نه تنها سلامت عمومی و محیط زیست را در معرض تهدید قرار میدهند، بلکه به تشدید فقر و نابرابری اقتصادی در بسیاری از مناطق شهری دامن میزنند.
این کارگاه برای دانشجویان رشتههای مرتبط با علوماجتماعی، فعالان اجتماعی و محیطزیستی، و تمامی علاقهمندان به عدالت اجتماعی و توسعه پایدار طراحی شده و آنها را به مشارکتی فعال در مسیر بازآفرینی شهری دعوت میکند.
جلسهی ۱: مقدمه و چارچوب نظری
آشنایی با مفهوم تابآوری شهری/ معرفی بحرانهای شهری (پسماند، فقر، نابرابری)/ چرایی اهمیت عدالت زیستمحیطی
جلسهی ۲: مدیریت پسماند و اقتصاد چرخشی
انواع روشهای مدیریت زباله/ اقتصاد چرخشی: تعریف و نمونهها/ فرصتهای اشتغال و کارآفرینی در بازیافت و بازاستفاده
جلسهی ۳: فقر شهری و سیاستهای مقابلهای
پیوند بین فقر، زباله و سلامت/ بررسی نمونههای موفق جهانی و محلی/ مشارکت مردمی و توانمندسازی جوامع محلی
جلسهی ۴: طراحی راهکارهای بومی و خلاقانه
کار گروهی: تحلیل مسئله در یک منطقه خاص/ طراحی مداخلات خلاقانه و پایدار/ بحث و تبادل نظر درباره چالشها و امکانسنجی راهکارها
لیلا پاپلی یزدی متولد ۱۳۵۷ و دانشآموختهی رشتهی باستانشناسی است. او مدرک دکتری خود را از دانشگاه تهران و با ارائهی پایاننامهای در مورد باستانشناسیِ معاصرِ زلزلهی بم دریافت کرده است. علاقهمندی او باستانشناسی معاصر، کشمکش، پسااستعمار و مطالعاتِ جنسیت است. او همکنون پژوهشگرِ گروهِ مطالعاتِ تاریخی در دانشگاه گوتنبرگ سوئد است و مقالات متعددی در موضوعِ باستانشناسیِ معاصر منتشر کرده است، از جمله کتابهای او به فارسی بم، بودن یا نبودن، مادیتهای معاصر: باستانشناسی گذشتهی نزدیک/معاصر، و باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی قابل ذکر است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آنلاین و آفلاین)
بحران مهاجرت و خشونت ساختاری درون مرزها
بههدایت شهرام خسروی
پنجشنبهها ۱۷ تا ۱۹ (۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۳ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
بحران مهاجرت و خشونت ساختاری درون مرزها
بههدایت شهرام خسروی
پنجشنبهها ۱۷ تا ۱۹ (۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۳ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین)
بحران مهاجرت و خشونت ساختاری درون مرزها
بههدایت شهرام خسروی
پنجشنبهها ۱۷ تا ۱۹ (۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۳ مردادماه ۱۴۰۴
این درسگفتار به بررسی پدیدهی مهاجرت در سطح جهانی میپردازد. با اینکه مهاجران کمتر از چهار درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما مهاجرت به یکی از مهمترین مسائل روز در دوران معاصر تبدیل شده است. نحوهی مواجهه با مهاجرت، نهتنها سیاستهای داخلی کشورها را شکل میدهد، بلکه بر روابط ژئوپلیتیک منطقهای و بینالمللی نیز اثرگذار است. از این رو، در این درسگفتار تلاش میکنیم رابطهی متغیر میان مهاجرت، مرزها، نظم دولت-ملت و مفهوم عاملیت را بررسی کنیم.
این دوره با استفاده از مطالعات موردی و چارچوبهای نظری، نگاهی انتقادی به سیاستگذاری مهاجرت و مسئلهی مرزها خواهد داشت و نمای کلی از پدیدهی مهاجرت ارائه میدهد. همچنین در این دوره با تمرکز بر تحولات مربوط به ردمرز مهاجران افغانستانی، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه، تلاش میکنیم ابعادی انضمامی از بحران مهاجرت را بررسی کنیم.
از دیگر محورهای کلیدی این دوره، بررسی عاملیت مهاجران است؛ اینکه مهاجران نه صرفاً بهعنوان قربانی سیاستها و خشونت ساختاری، بلکه بهمثابه سوژههایی کنشگر ظاهر میشوند که از راههای گوناگون مقاومت، بازتعریف هویت و خلق فضاهای بدیل، در تعیین سرنوشت خود نقش دارند.
در این دوره تلاش داریم بر پرسشهای زیر به شکل اجمالی نظر بیفکنیم:
- مهاجرت چیست و چرا به یکی از چالشهای سیاسی معاصر تبدیل شده است؟
- دلایل و پیامدهای مهاجرت چه هستند؟
- نظم دولت-ملت چگونه شکل گرفته و چه پیامدهایی برای انسان مهاجر دارد؟
- چگونه از مطالعات مهاجرت استعمارزدایی کنیم؟
- عاملیت مهاجران چگونه بروز پیدا میکند؟
- آیا اخراج و کنترل مرزی، پاسخهای مناسب و کارآمد به مسئلهی مهاجرت هستند؟
پروفسور شهرام خسروی مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه استکهلم در رشتهی انسانشناسی اجتماعی است. از موضوعات پژوهشی او میتوان به انسانشناسی ایران و خاورمیانه، مهاجرت، جلای وطن، و مطالعات مرزها اشاره کرد. او نویسندهای فعال است که مقالات و بهخصوص تألیفات گوناگونی در همکاری با انتشارات معتبر بینالمللی و به زبان انگلیسی منتشر کرده است که برخی از آنها به زبانهای دیگر از جمله ایتالیایی و اسپانیایی ترجمه شدهاند. از کتابهای او میتوان جوان و جسور در تهران (انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا، ۲۰۰۸)، مسافر غیرقانونی: یک خودقومنگاری در باب مرزها(انتشارات پالگریو، ۲۰۱۰)، زندگیهای بیثبات: انتظار و امید در ایران(انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا، ۲۰۱۷)، پس از تبعید: چشماندازهای قومنگارانه(انتشارات پالگریو، ۲۰۱۷)، انتظار و زمانمندیهای مهاجرت غیرقانونی(انتشارات راتلج، ۲۰۲۰)، و از نگاه یک قاچاقچی (انتشارات پلوتو، لندن، ۲۰۲۲) را نام برد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
بحران مهاجرت و خشونت ساختاری درون مرزها
بههدایت شهرام خسروی
پنجشنبهها ۱۷ تا ۱۹ (۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۳ مردادماه ۱۴۰۴
این درسگفتار به بررسی پدیدهی مهاجرت در سطح جهانی میپردازد. با اینکه مهاجران کمتر از چهار درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما مهاجرت به یکی از مهمترین مسائل روز در دوران معاصر تبدیل شده است. نحوهی مواجهه با مهاجرت، نهتنها سیاستهای داخلی کشورها را شکل میدهد، بلکه بر روابط ژئوپلیتیک منطقهای و بینالمللی نیز اثرگذار است. از این رو، در این درسگفتار تلاش میکنیم رابطهی متغیر میان مهاجرت، مرزها، نظم دولت-ملت و مفهوم عاملیت را بررسی کنیم.
این دوره با استفاده از مطالعات موردی و چارچوبهای نظری، نگاهی انتقادی به سیاستگذاری مهاجرت و مسئلهی مرزها خواهد داشت و نمای کلی از پدیدهی مهاجرت ارائه میدهد. همچنین در این دوره با تمرکز بر تحولات مربوط به ردمرز مهاجران افغانستانی، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه، تلاش میکنیم ابعادی انضمامی از بحران مهاجرت را بررسی کنیم.
از دیگر محورهای کلیدی این دوره، بررسی عاملیت مهاجران است؛ اینکه مهاجران نه صرفاً بهعنوان قربانی سیاستها و خشونت ساختاری، بلکه بهمثابه سوژههایی کنشگر ظاهر میشوند که از راههای گوناگون مقاومت، بازتعریف هویت و خلق فضاهای بدیل، در تعیین سرنوشت خود نقش دارند.
در این دوره تلاش داریم بر پرسشهای زیر به شکل اجمالی نظر بیفکنیم:
- مهاجرت چیست و چرا به یکی از چالشهای سیاسی معاصر تبدیل شده است؟
- دلایل و پیامدهای مهاجرت چه هستند؟
- نظم دولت-ملت چگونه شکل گرفته و چه پیامدهایی برای انسان مهاجر دارد؟
- چگونه از مطالعات مهاجرت استعمارزدایی کنیم؟
- عاملیت مهاجران چگونه بروز پیدا میکند؟
- آیا اخراج و کنترل مرزی، پاسخهای مناسب و کارآمد به مسئلهی مهاجرت هستند؟
پروفسور شهرام خسروی مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه استکهلم در رشتهی انسانشناسی اجتماعی است. از موضوعات پژوهشی او میتوان به انسانشناسی ایران و خاورمیانه، مهاجرت، جلای وطن، و مطالعات مرزها اشاره کرد. او نویسندهای فعال است که مقالات و بهخصوص تألیفات گوناگونی در همکاری با انتشارات معتبر بینالمللی و به زبان انگلیسی منتشر کرده است که برخی از آنها به زبانهای دیگر از جمله ایتالیایی و اسپانیایی ترجمه شدهاند. از کتابهای او میتوان جوان و جسور در تهران (انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا، ۲۰۰۸)، مسافر غیرقانونی: یک خودقومنگاری در باب مرزها(انتشارات پالگریو، ۲۰۱۰)، زندگیهای بیثبات: انتظار و امید در ایران(انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا، ۲۰۱۷)، پس از تبعید: چشماندازهای قومنگارانه(انتشارات پالگریو، ۲۰۱۷)، انتظار و زمانمندیهای مهاجرت غیرقانونی(انتشارات راتلج، ۲۰۲۰)، و از نگاه یک قاچاقچی (انتشارات پلوتو، لندن، ۲۰۲۲) را نام برد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی هلیا همدانی با بهزاد خسروی نوری (آنلاین)
شنبه ۱۸ مرداد، ساعت ۱۹ بهوقت ایران و ۱۷:۳۰ بهوقت اروپای مرکزی
بهزاد خسروی نوری، هنرمند، پژوهشگر، نویسنده و مدرس تاریخ و هنر، فارغالتحصیل کارشناسی نقاشی از دانشگاه سیستان و بلوچستان و کارشناسی ارشد کارگردانی تصویر متحرک از دانشگاه تربیتمدرس تهران است. او دکترای خود را از کالج فناوری سلطنتی استکهلم (KTH) دریافت کرد و دورهی پسادکتری را در دانشگاه گلداسمیت لندن گذراند.
آثار او -از فیلمسازی و چیدمانها تا پژوهشهای آرشیوی- روی خردهتاریخها متمرکز است: تاریخ جهان جنوب، روایتهای کار و تولید، و پیوندهای سیاسی که در تقابل با دوگانههای شرق و غرب یا شمال و جنوب جهانی قرار میگیرند. او با نگاهی میان و ضد رشتهای، ارتباطهای معلوم و پنهان میان هنر معاصر، طبقهی کارگر، گروههای فرودست و فناوریهای ساخت تصویر را بررسی میکند.
ادامه👇
گفتگوی هلیا همدانی با بهزاد خسروی نوری (آنلاین)
شنبه ۱۸ مرداد، ساعت ۱۹ بهوقت ایران و ۱۷:۳۰ بهوقت اروپای مرکزی
بهزاد خسروی نوری، هنرمند، پژوهشگر، نویسنده و مدرس تاریخ و هنر، فارغالتحصیل کارشناسی نقاشی از دانشگاه سیستان و بلوچستان و کارشناسی ارشد کارگردانی تصویر متحرک از دانشگاه تربیتمدرس تهران است. او دکترای خود را از کالج فناوری سلطنتی استکهلم (KTH) دریافت کرد و دورهی پسادکتری را در دانشگاه گلداسمیت لندن گذراند.
آثار او -از فیلمسازی و چیدمانها تا پژوهشهای آرشیوی- روی خردهتاریخها متمرکز است: تاریخ جهان جنوب، روایتهای کار و تولید، و پیوندهای سیاسی که در تقابل با دوگانههای شرق و غرب یا شمال و جنوب جهانی قرار میگیرند. او با نگاهی میان و ضد رشتهای، ارتباطهای معلوم و پنهان میان هنر معاصر، طبقهی کارگر، گروههای فرودست و فناوریهای ساخت تصویر را بررسی میکند.
ادامه👇
خسروی نوری در آثارش تاریخ معاصر را واکاوی میکند تا خاطرات فرامرزی را دوباره زنده کند؛ خاطراتی درهمتنیده که گاه همسو با روایتهای رسمی هستند و گاه از آن فاصله میگیرند. او از تجربههای شخصی به عنوان نقطهی شروع استفاده میکند تا پیوندی بین روایتهای فردی و رویدادهای جهانی برقرار کند؛ میان عدالت اجتماعی و تاریخهای خرد و کلان. خسروی در مسیر هنریاش، به نقش هنر در سیاست جهانی و تاریخ فراملی میپردازد و به نشانههایی توجه میکند که معمولاً در حاشیه میمانند. فیلمها و اسناد تاریخی در مرکز کارهای او قرار دارند و در جستجوی پاسخ به پرسشهایی از این دستاند: چه بر سر روایت و کار هنر پس از عبور از مرز میافتد؟ و سرنوشت گذشتههای مشترکمان چیست؟
او تجربهی تدریس را در ایران و در دانشگاههای سورهی تهران و شیراز، دانشگاه جهاد دانشگاهی، دانشگاه آزاد تهران آغاز کرد و در دانشگاه کونستفک استکهلم و دانشگاه گلداسمیت لندن ادامه داد. او در طی این سالها با مؤسسههای فرهنگی مثل مدرسهی هنر و ادبیات بیدار و گالری آریا در ایران به شکل آنلاین همکاری داشته است. خسروی نوری همچنین مدرس دانشگاه حبیب در کراچی بوده و برای مدتی ریاست مراکز دانشگاهی (director of academic centres) را بر عهده داشته است. او تجربههای معلمی خود را به فضاهای رسمی محدود نمیکند و با تأسیس فضاهایی چون SOi-School of Imagination در بندر ماهیگیری ابراهیم حیدری کراچی، تلاش دارد به صورت گروهی مصادیق حافظهی استعماری و سرمایهداری در زیست بومیان و تغییرات اقلیمی را بررسی کند و در عین حال شیوههای آموزشی گروهی را به تجربه بگذارد.
در کنار تدریس آثار سینمایی او در جشنوارههای معتبر بینالمللی به نمایش درآمده و در سال ۲۰۲۴ موفق به کسب جایزهی اول جشنوارههی فیلم اوبرهاوزن آلمان برای فیلم «دربارهی مهماننوازی» (ساختههی مشترک با مگنوس برتوس) شد. پروژههای هنری و فیلم-مقالههای خسروی نوری در رویدادهای مهمی همچون دوسالانهی ونیز، دوسالانهی آرت اینکانتر (رومانی)، دوسالانهی صنعتی اورال (روسیه)، موزههی هنر مالمو، موزههی هنر کالمار، موزههی بیلد (استکهلم)، مارابوپارکن (استکهلم)، مرکز عکس دوبی، مرکز عکس استکهلم، فابریکا (مسکو) و ساکاکینی (فلسطین) به نمایش درآمدهاند.
او عضو هیئت تحریریهٔ مجلهٔ VIS – Nordic Journal for Artistic Research و سردبیر دو شمارههی اخیر Contemporary Ar(t)chaeology و Brieftopia بوده است. بهزاد خسروی نوری از بنیانگذاران سرآزاد، فضایی برای پژوهش هنرمندانه و رویکردی خلاقانه به تاریخ و سیاست است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
او تجربهی تدریس را در ایران و در دانشگاههای سورهی تهران و شیراز، دانشگاه جهاد دانشگاهی، دانشگاه آزاد تهران آغاز کرد و در دانشگاه کونستفک استکهلم و دانشگاه گلداسمیت لندن ادامه داد. او در طی این سالها با مؤسسههای فرهنگی مثل مدرسهی هنر و ادبیات بیدار و گالری آریا در ایران به شکل آنلاین همکاری داشته است. خسروی نوری همچنین مدرس دانشگاه حبیب در کراچی بوده و برای مدتی ریاست مراکز دانشگاهی (director of academic centres) را بر عهده داشته است. او تجربههای معلمی خود را به فضاهای رسمی محدود نمیکند و با تأسیس فضاهایی چون SOi-School of Imagination در بندر ماهیگیری ابراهیم حیدری کراچی، تلاش دارد به صورت گروهی مصادیق حافظهی استعماری و سرمایهداری در زیست بومیان و تغییرات اقلیمی را بررسی کند و در عین حال شیوههای آموزشی گروهی را به تجربه بگذارد.
در کنار تدریس آثار سینمایی او در جشنوارههای معتبر بینالمللی به نمایش درآمده و در سال ۲۰۲۴ موفق به کسب جایزهی اول جشنوارههی فیلم اوبرهاوزن آلمان برای فیلم «دربارهی مهماننوازی» (ساختههی مشترک با مگنوس برتوس) شد. پروژههای هنری و فیلم-مقالههای خسروی نوری در رویدادهای مهمی همچون دوسالانهی ونیز، دوسالانهی آرت اینکانتر (رومانی)، دوسالانهی صنعتی اورال (روسیه)، موزههی هنر مالمو، موزههی هنر کالمار، موزههی بیلد (استکهلم)، مارابوپارکن (استکهلم)، مرکز عکس دوبی، مرکز عکس استکهلم، فابریکا (مسکو) و ساکاکینی (فلسطین) به نمایش درآمدهاند.
او عضو هیئت تحریریهٔ مجلهٔ VIS – Nordic Journal for Artistic Research و سردبیر دو شمارههی اخیر Contemporary Ar(t)chaeology و Brieftopia بوده است. بهزاد خسروی نوری از بنیانگذاران سرآزاد، فضایی برای پژوهش هنرمندانه و رویکردی خلاقانه به تاریخ و سیاست است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تاریخ نو شعر قدیم؛
۳-خونکردنِ دلِ معنی
بههدایت امیر کمالی
۶ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ نو شعر قدیم؛
۳-خونکردنِ دلِ معنی
بههدایت امیر کمالی
۶ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تاریخ نو شعر قدیم؛
۳-خونکردنِ دلِ معنی
بههدایت امیر کمالی
۶ جلسه
از قرن هشتم، داستان شعر فارسی عوض شد. دو آتشفشان مهم، یکی بیرونی و دیگری درونی، خاکستر خود را بر همهچیز پهن کردند: استیلای مغولان و برآمدن شاعری عجيب و مرموز در شیراز. از این زمان به بعد شعر فارسی، روابط پنهان خود با قانون و حکمرانی را تا حد زیادی آشکار میکند و از دیگر سو، جایی و زمانی کمی دورتر، شاعرانی یاغی ظهور میکنند که آهنگ و سودایی نو سر میدهند. شاعرانی که اینک نه به دربار و سلطان، و نه به معشوقکان شوخ و شیرینکار و شهرآشوب بلکه تنها و عمیقاً به هذیانهای زبان وفادارند.
اما چه زبانی؟ زبانی زخم خورده، مأیوس، شاکی، در تذکار و یادبود یوتوپیا، بازمانده از کرانههای خون و مرگ، زبانی با هزار چشمانتظاری و وظیفه و بار تاریخی، اینک بر آستان زمانی ایستاده که در آن، تولد تاریخی نو را میتوان انتظار کشید.
دورهی سوم از سلسلهدرسگفتارهای "تاریخ نوی شعر قدیم" به ظرفیتهای سیاسی اقتصادی شعر حافظ و آثار آن بر ادامهی شعر فارسی اختصاص دارد. ردّ و نشان حملهی مغول در قرن هفتم را تا حدود قرن دهم میکاویم و تمرکزی اساسی بر الهیات سیاسی و اقتصادی شعر فارسی در سبک هندی خواهیم گذاشت.
پایان این دوره نیز، نه با پاسخها و جمعبندیهای رایج بلکه با پرسشهایی نو به آخر میرسد. پرسشهایی از امکان توان و دخالت ادبیات، از هستههای کنشگرانه اما بهظاهر ناشناس شعر فارسی و نهایتاً از ارتباطها و مرزهای بحرانی بین شعر و هنرهای دیگر یا صورتهای متفاوت نوشتاری.
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ نو شعر قدیم؛
۳-خونکردنِ دلِ معنی
بههدایت امیر کمالی
۶ جلسه
از قرن هشتم، داستان شعر فارسی عوض شد. دو آتشفشان مهم، یکی بیرونی و دیگری درونی، خاکستر خود را بر همهچیز پهن کردند: استیلای مغولان و برآمدن شاعری عجيب و مرموز در شیراز. از این زمان به بعد شعر فارسی، روابط پنهان خود با قانون و حکمرانی را تا حد زیادی آشکار میکند و از دیگر سو، جایی و زمانی کمی دورتر، شاعرانی یاغی ظهور میکنند که آهنگ و سودایی نو سر میدهند. شاعرانی که اینک نه به دربار و سلطان، و نه به معشوقکان شوخ و شیرینکار و شهرآشوب بلکه تنها و عمیقاً به هذیانهای زبان وفادارند.
اما چه زبانی؟ زبانی زخم خورده، مأیوس، شاکی، در تذکار و یادبود یوتوپیا، بازمانده از کرانههای خون و مرگ، زبانی با هزار چشمانتظاری و وظیفه و بار تاریخی، اینک بر آستان زمانی ایستاده که در آن، تولد تاریخی نو را میتوان انتظار کشید.
دورهی سوم از سلسلهدرسگفتارهای "تاریخ نوی شعر قدیم" به ظرفیتهای سیاسی اقتصادی شعر حافظ و آثار آن بر ادامهی شعر فارسی اختصاص دارد. ردّ و نشان حملهی مغول در قرن هفتم را تا حدود قرن دهم میکاویم و تمرکزی اساسی بر الهیات سیاسی و اقتصادی شعر فارسی در سبک هندی خواهیم گذاشت.
پایان این دوره نیز، نه با پاسخها و جمعبندیهای رایج بلکه با پرسشهایی نو به آخر میرسد. پرسشهایی از امکان توان و دخالت ادبیات، از هستههای کنشگرانه اما بهظاهر ناشناس شعر فارسی و نهایتاً از ارتباطها و مرزهای بحرانی بین شعر و هنرهای دیگر یا صورتهای متفاوت نوشتاری.
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
خوانش هستی و زمان؛
۳- حال و هوا، فهم و گفتار
بههدایت احسان پویافر
۵ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
خوانش هستی و زمان؛
۳- حال و هوا، فهم و گفتار
بههدایت احسان پویافر
۵ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
خوانش هستی و زمان؛
۳- حال و هوا، فهم و گفتار
بههدایت احسان پویافر
۵ جلسه
آدمی چگونه در جهان به سرمیبرد؟ او چگونه با چیزها و آدمها نسبت میگیرد؟ جهان در چه موقعیتی بر آدمی گشوده میشود؟ آیا دلهرهها، ترسها و رنجهای آدمی امکان گشودگی او را مهیا میکند؟ آیا ما موجوداتی هستیم که در پاسکاری هستی طرحی از آن خود میافکنیم؟
در این درسگفتار با سه اگزیستانسیال بنیادینی که هستی آدمی را تقویم میکنند مواجه میشویم. نخست یافتگی-حال وهوای بنیادین: جهان در حال و هوایی بر ما گشوده میشود، حال و هواها چیزهایی همچون اتمسفرند که ما را در برمیگیرند و به ما اصابت میکنند؛ آنها کوکهای بنیادین آدماند که شور و اشیاق و رنجها و نیز رخداد و امکانمندی آدمی با آنها قابل تحقق است. آدمی همواره در حال و هوایی جهان برایش گشوده میشود؛ حال و هوایی همچون دلهره، ملال، خویشتنداری.
اگزیستانسیال دوم فهم است: فهم با مفهوم امکان، هستن-توانستن و طرحافکنی گره خورده است. ما همواره در فهمی از جهان به سرمیبریم و این فهم امکان ماست، امکانی که بر ما گشوده شده و ما آن را بلدیم. در این بلدبودن و فهم است که توانستن و طرحافکنی ما ممکن میشود. نزد هایدگر فهم رو به گذشته ندارد بلکه رو به آینده و نه-هنوز دارد. مثلا وقتی من میگویم طبیعت را میفهمم، یعنی طبیعت را درک میکنم و آن را بلدم و این بلد بودن سبب میشود من طرحی را بیاندازم، یعنی من در طبیعت بگردم، پیادهروی کنم و یا کوهنوردی کنم. یا وقتی من میگویم آب و هوای شهرم را میفهمم یعنی شهرم برایم آشنا است و گیروگورهایش را بلدم. پس مثلا در فصل پاییز که عموما باران میبارد چتری را با خود حمل میکنم. فهم شیوه بودن و هستن- توانستن ما را رقم میزند.
اگزیستانسیال سوم گفتار است: گفتار نزد هایدگر با زبان در پیوند است. گفتار-زبان آنقدر مهم است که هایدگر زبان را خانهی هستی میداند. اینکه زبان خانهی هستی است به چه معناست؟ و چرا شاعران و متفکران نگهبان زبانند؟ و چرا آنکس که نگهبان زبان است نگهبان هستی است؟ چنین پرسشهایی دربارهی زبان است که در این درسگفتار به آنها خواهیم پرداخت.
بر این اساس در این دوره مباحث ذیل مطرح میشود:
جلسهی اول: دازاین به مثابه یافتگی و حال و هوا
جلسهی دوم: ترس به مثابه وجهی از یافتگی
جلسهی سوم: دازاین به مثابه فهم
جلسهی چهارم: دازاین و گفتار، زبان
جلسهی پنجم: سقوط دازاین و امکان دازاین
احسان پويافر، فارغالتحصیلِ کارشناسی حقوق و زبان و ادبيات آلمانی و دکتری فلسفهی تربيت است. او تز دکترايش را دربارهی «پديدارشناسی تربيت بر مبنای بازخوانی مفاهيم حال وهوای (اشتيمونگ) بنيادين و پروا نزد هايدگر» نوشته است. عمده تحقيقات او در حوزهی پديدارشناسی و از نقطه عزيمتهاي هايدگر -البته نه لزوما خود هايدگر- است، او اينك در حال پژوهش دربارهی نسبت راديكاليسمِ بنيادينِ ماركس و هايدگر به مثابه يك امكان بنيادين است. از او مقالاتی در نشريات مختلف به چاپ رسيده است. همچنين از او ترجمهی کتاب «سوژه و دازاين» از فردريش ويلهلم فون هرمان (آخرين دستيار مارتين هايدگر) از آلمانی به فارسی ترجمه و چاپ شده است. اکنون علاوه بر تدريس و پژوهش در حوزههای پديدارشناسی و فلسفه با موضوعات پيشگفته، ترجمهی مقالاتی از جلد ۹ مجموعه آثار گادامر با عنوان «زیباییشناسی و شاعرانگی» و نيز ترجمه کتابی با عنوان «تاريخ فرهنگی آب» از اوته گوتسونی را در دست انجام و اتمام دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
خوانش هستی و زمان؛
۳- حال و هوا، فهم و گفتار
بههدایت احسان پویافر
۵ جلسه
آدمی چگونه در جهان به سرمیبرد؟ او چگونه با چیزها و آدمها نسبت میگیرد؟ جهان در چه موقعیتی بر آدمی گشوده میشود؟ آیا دلهرهها، ترسها و رنجهای آدمی امکان گشودگی او را مهیا میکند؟ آیا ما موجوداتی هستیم که در پاسکاری هستی طرحی از آن خود میافکنیم؟
در این درسگفتار با سه اگزیستانسیال بنیادینی که هستی آدمی را تقویم میکنند مواجه میشویم. نخست یافتگی-حال وهوای بنیادین: جهان در حال و هوایی بر ما گشوده میشود، حال و هواها چیزهایی همچون اتمسفرند که ما را در برمیگیرند و به ما اصابت میکنند؛ آنها کوکهای بنیادین آدماند که شور و اشیاق و رنجها و نیز رخداد و امکانمندی آدمی با آنها قابل تحقق است. آدمی همواره در حال و هوایی جهان برایش گشوده میشود؛ حال و هوایی همچون دلهره، ملال، خویشتنداری.
اگزیستانسیال دوم فهم است: فهم با مفهوم امکان، هستن-توانستن و طرحافکنی گره خورده است. ما همواره در فهمی از جهان به سرمیبریم و این فهم امکان ماست، امکانی که بر ما گشوده شده و ما آن را بلدیم. در این بلدبودن و فهم است که توانستن و طرحافکنی ما ممکن میشود. نزد هایدگر فهم رو به گذشته ندارد بلکه رو به آینده و نه-هنوز دارد. مثلا وقتی من میگویم طبیعت را میفهمم، یعنی طبیعت را درک میکنم و آن را بلدم و این بلد بودن سبب میشود من طرحی را بیاندازم، یعنی من در طبیعت بگردم، پیادهروی کنم و یا کوهنوردی کنم. یا وقتی من میگویم آب و هوای شهرم را میفهمم یعنی شهرم برایم آشنا است و گیروگورهایش را بلدم. پس مثلا در فصل پاییز که عموما باران میبارد چتری را با خود حمل میکنم. فهم شیوه بودن و هستن- توانستن ما را رقم میزند.
اگزیستانسیال سوم گفتار است: گفتار نزد هایدگر با زبان در پیوند است. گفتار-زبان آنقدر مهم است که هایدگر زبان را خانهی هستی میداند. اینکه زبان خانهی هستی است به چه معناست؟ و چرا شاعران و متفکران نگهبان زبانند؟ و چرا آنکس که نگهبان زبان است نگهبان هستی است؟ چنین پرسشهایی دربارهی زبان است که در این درسگفتار به آنها خواهیم پرداخت.
بر این اساس در این دوره مباحث ذیل مطرح میشود:
جلسهی اول: دازاین به مثابه یافتگی و حال و هوا
جلسهی دوم: ترس به مثابه وجهی از یافتگی
جلسهی سوم: دازاین به مثابه فهم
جلسهی چهارم: دازاین و گفتار، زبان
جلسهی پنجم: سقوط دازاین و امکان دازاین
احسان پويافر، فارغالتحصیلِ کارشناسی حقوق و زبان و ادبيات آلمانی و دکتری فلسفهی تربيت است. او تز دکترايش را دربارهی «پديدارشناسی تربيت بر مبنای بازخوانی مفاهيم حال وهوای (اشتيمونگ) بنيادين و پروا نزد هايدگر» نوشته است. عمده تحقيقات او در حوزهی پديدارشناسی و از نقطه عزيمتهاي هايدگر -البته نه لزوما خود هايدگر- است، او اينك در حال پژوهش دربارهی نسبت راديكاليسمِ بنيادينِ ماركس و هايدگر به مثابه يك امكان بنيادين است. از او مقالاتی در نشريات مختلف به چاپ رسيده است. همچنين از او ترجمهی کتاب «سوژه و دازاين» از فردريش ويلهلم فون هرمان (آخرين دستيار مارتين هايدگر) از آلمانی به فارسی ترجمه و چاپ شده است. اکنون علاوه بر تدريس و پژوهش در حوزههای پديدارشناسی و فلسفه با موضوعات پيشگفته، ترجمهی مقالاتی از جلد ۹ مجموعه آثار گادامر با عنوان «زیباییشناسی و شاعرانگی» و نيز ترجمه کتابی با عنوان «تاريخ فرهنگی آب» از اوته گوتسونی را در دست انجام و اتمام دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
Forwarded from Bidar
هنر در گفتوگو / نشست با هنرمندان امروز؛ گفتوگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
مرداد ۱۴۰۴
#هنر_در_گفتگو
https://youtu.be/llnxT4orqxo?si=7jP9uYIG6_odTnAi
مرداد ۱۴۰۴
#هنر_در_گفتگو
https://youtu.be/llnxT4orqxo?si=7jP9uYIG6_odTnAi
YouTube
هنر در گفتگو/ نشست با هنرمندان امروز؛ گفتوگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
هنر در گفتگو / نشست با هنرمندان امروز؛ گفتوگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه…
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه…