درسگفتار (آفلاین)
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
هیچ پژوهشی که به مرور تفکر چپ بپردازد نمیتواند صرفا آکادمیک باشد و ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک پیدا نکند. اصلا فرض روششناسانه بر این است که تاریخنگاری سیاسی همیشه ابعاد هنجاری و حتی ایدئولوژیک دارد. مورخِ آمریکایی، هیدن وایت تا آنجا پیش میرود که مدعی است مورخْ دیدگاه اخلاقی/هنجاریِ روایتش را انتخاب میکند و مثلا تصمیم میگیرد مارکسیست باشد. بهنظر میرسد اینگونه انتخاب دلبخواه نیست بلکه نوعی فرایند و برآیند تمام تجربیات و مشغلههای ذهنی و آموختههای مورخ است که به نوعی اجتنابناپذیر به پساذهنیت و چارچوب تاریخنوبسیاش جهت میدهد.
در تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران میباید آگاه بود که جریانی را روایت میکنیم که از نظر سیاسی شکست خورده و آنچه اهمیت دارد نوعی مقابله با «فراموشی تاریخی» است. در مکتب فکری مارکسیستی بهخصوص در دیدگاههای ملهم از چپِ نوی جهانی و متأثر از متفکران مکتب فرانکفورت، مارکسیسم اگزیستانسیالیستی سارتر، و یا صاحبنظران مجلهی New Left Review بهخصوص پری اندرسون، شکستهای تاریخی چپ همواره عادی بوده است. در این دیدگاه، انقلاب اکتبر و انقلاب چین علیرغم دستاوردهایشان الگوهای ناموفق سوسیالیسم بودند که برای تحقق آن هیچگونه تضمین و یا جبر تاریخی وجود نداشت. هربرت مارکوزه زمانی گفته بود «تاریخْ شرکتِ بیمه نیست که موفقیت مارکسیستها را تضمین کند.»
در این تاریخنگاری باید توجه داشت که "اندیشهی چپ" در متن فرهنگ و پراکتیس اجتماعی معنی پیدا میکند، بنابراین رد پای آن را در فعالیتهای سیاسی و حزبی، روزنامهنگاری، و آثار آکادمیک، ادبی و هنری باید جست و نه عمدتا در نوشتههای متفکرین بزرگ چپ. همچنین در تعریفمان میباید طیفهای وسیعی از چپ، سیوسیالیستها و کمونیستها، مارکسیستهای مستقل و غیر حزبی، سوسیالیستهای اسلامی، و نیز لیبرالها و ملیگرایان متمایل به چپ را در نظر بگیریم و با توجه به این تعریف است که تنوع و کثرتگرایی چپ آشکار میشود.
در این دوره و در بررسی کارنامهی فکری و عملی چپ، به تجدید نظر در روایتهای آشنا و رایج از تاریخ معاصر ایران خواهیم پرداخت. دراین روایتها غالبا به اشکال مختلف ادعا می شود که چپگرایان با فرهنگ و جامعهی ایرانی بیگانه بودهاند؛ تندروی آنها انقلاب مشروطه را به شکست کشاند؛ چپیها با ملیگرایی مخالفند؛ آنها از عوامل سقوط مصدق بودند؛ چپگرایان کورکورانه با شاه مخالفت میکردند؛ آنها انقلاب را بهراه انداختند و به استقرار جمهوری اسلامی کمک کردند. همچنین با تجدید نظر در این روایتها تلاش خواهیم کرد انتقاداتی بنیادی و اساسی به این کارنامه داشته باشیم و آنرا در تمام پیچیدگیها و تضادهایش مرور و صورتبندی کنیم.
جلسهی نخست: روششناسی و پیشفرضهای تاریخنگاری
جلسهی دوم: از انقلاب مشروطه تا برآمدن رضاشاه
جلسهی سوم: از تشکیل حزب توده تا انقلاب ۵۷
جلسهی چهارم: جمعبندی و پرسش و پاسخ
افشین متین عسگری، استادیار بازنشسته تاریخ و مذهب خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لسآنجلس است. او در چند دهه گذشته مقالات متعددی درباره سیاست ایران نگاشته است و همچنین نگارندهی کتاب «دانشجویان ایرانی مخالف شاه» در سال ۲۰۰۲ است. متین عسگری، پیشتر رسالهی دکترایش را دربارهی تاریخ جنبش دانشجویی ایران برای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس نگاشته بود که بر اساس آن کتابی به رشتهی تحریر درآورد و این کتاب توسط ارسطو آذری تحت عنوان «کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷–۱۳۳۲» به فارسی ترجمه شد. او در حال حاضر کتابی دربارهی تاریخ روابط ایران و آمریکا در دست چاپ دارد و به تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران ادامه میدهد که برخی یافتههای آن در درسگفتار او تحت عنوان «اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی» در مدرسهی بیدار عرضه میشود.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
هیچ پژوهشی که به مرور تفکر چپ بپردازد نمیتواند صرفا آکادمیک باشد و ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک پیدا نکند. اصلا فرض روششناسانه بر این است که تاریخنگاری سیاسی همیشه ابعاد هنجاری و حتی ایدئولوژیک دارد. مورخِ آمریکایی، هیدن وایت تا آنجا پیش میرود که مدعی است مورخْ دیدگاه اخلاقی/هنجاریِ روایتش را انتخاب میکند و مثلا تصمیم میگیرد مارکسیست باشد. بهنظر میرسد اینگونه انتخاب دلبخواه نیست بلکه نوعی فرایند و برآیند تمام تجربیات و مشغلههای ذهنی و آموختههای مورخ است که به نوعی اجتنابناپذیر به پساذهنیت و چارچوب تاریخنوبسیاش جهت میدهد.
در تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران میباید آگاه بود که جریانی را روایت میکنیم که از نظر سیاسی شکست خورده و آنچه اهمیت دارد نوعی مقابله با «فراموشی تاریخی» است. در مکتب فکری مارکسیستی بهخصوص در دیدگاههای ملهم از چپِ نوی جهانی و متأثر از متفکران مکتب فرانکفورت، مارکسیسم اگزیستانسیالیستی سارتر، و یا صاحبنظران مجلهی New Left Review بهخصوص پری اندرسون، شکستهای تاریخی چپ همواره عادی بوده است. در این دیدگاه، انقلاب اکتبر و انقلاب چین علیرغم دستاوردهایشان الگوهای ناموفق سوسیالیسم بودند که برای تحقق آن هیچگونه تضمین و یا جبر تاریخی وجود نداشت. هربرت مارکوزه زمانی گفته بود «تاریخْ شرکتِ بیمه نیست که موفقیت مارکسیستها را تضمین کند.»
در این تاریخنگاری باید توجه داشت که "اندیشهی چپ" در متن فرهنگ و پراکتیس اجتماعی معنی پیدا میکند، بنابراین رد پای آن را در فعالیتهای سیاسی و حزبی، روزنامهنگاری، و آثار آکادمیک، ادبی و هنری باید جست و نه عمدتا در نوشتههای متفکرین بزرگ چپ. همچنین در تعریفمان میباید طیفهای وسیعی از چپ، سیوسیالیستها و کمونیستها، مارکسیستهای مستقل و غیر حزبی، سوسیالیستهای اسلامی، و نیز لیبرالها و ملیگرایان متمایل به چپ را در نظر بگیریم و با توجه به این تعریف است که تنوع و کثرتگرایی چپ آشکار میشود.
در این دوره و در بررسی کارنامهی فکری و عملی چپ، به تجدید نظر در روایتهای آشنا و رایج از تاریخ معاصر ایران خواهیم پرداخت. دراین روایتها غالبا به اشکال مختلف ادعا می شود که چپگرایان با فرهنگ و جامعهی ایرانی بیگانه بودهاند؛ تندروی آنها انقلاب مشروطه را به شکست کشاند؛ چپیها با ملیگرایی مخالفند؛ آنها از عوامل سقوط مصدق بودند؛ چپگرایان کورکورانه با شاه مخالفت میکردند؛ آنها انقلاب را بهراه انداختند و به استقرار جمهوری اسلامی کمک کردند. همچنین با تجدید نظر در این روایتها تلاش خواهیم کرد انتقاداتی بنیادی و اساسی به این کارنامه داشته باشیم و آنرا در تمام پیچیدگیها و تضادهایش مرور و صورتبندی کنیم.
جلسهی نخست: روششناسی و پیشفرضهای تاریخنگاری
جلسهی دوم: از انقلاب مشروطه تا برآمدن رضاشاه
جلسهی سوم: از تشکیل حزب توده تا انقلاب ۵۷
جلسهی چهارم: جمعبندی و پرسش و پاسخ
افشین متین عسگری، استادیار بازنشسته تاریخ و مذهب خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لسآنجلس است. او در چند دهه گذشته مقالات متعددی درباره سیاست ایران نگاشته است و همچنین نگارندهی کتاب «دانشجویان ایرانی مخالف شاه» در سال ۲۰۰۲ است. متین عسگری، پیشتر رسالهی دکترایش را دربارهی تاریخ جنبش دانشجویی ایران برای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس نگاشته بود که بر اساس آن کتابی به رشتهی تحریر درآورد و این کتاب توسط ارسطو آذری تحت عنوان «کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷–۱۳۳۲» به فارسی ترجمه شد. او در حال حاضر کتابی دربارهی تاریخ روابط ایران و آمریکا در دست چاپ دارد و به تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران ادامه میدهد که برخی یافتههای آن در درسگفتار او تحت عنوان «اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی» در مدرسهی بیدار عرضه میشود.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
Forwarded from Bidar
پنجشنبه ۲۶ تیر، ساعت ۱۷ تا ۱۹
مدیر جلسه: زهره انواری
نویسندهی رساله :مرضیه مددی دارستانی
مطالعهی انسانشناختی درک و مواجههی دختران با مفهوم باکرگی؛ مطالعهی موردی دختران مجرد ۱۸ تا ۳۰ ساله
در طول تاریخ مسائل جنسی، تا به امروز مسئلهی بدن و به ویژه بدن زنانه همواره محل مناقشه بوده است. در عصر حاضر که تغییرات در ابعاد مختلف به صورت سرسام آوری رخ میدهد، تعریف و درک نسل جوان در ارتباط با بدن، نیازهای جنسی و هویتیابی متفاوت از نسل گذشته است. اگر نسل گذشته بدن زنانه را شرم آور تلقی می کرد و با مفاهیمی همچون نجابت، غیرت و ناموس سعی در کنترل بدنمندی داشت، امروزه جوانان به ویژه دختران از بدن خود برای بیان فردیت و گاهی به عنوان ابزاری از مقاومت در برابر قدرتهای مسلط در جامعه استفاده می کنند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1966
مدیر جلسه: زهره انواری
نویسندهی رساله :مرضیه مددی دارستانی
مطالعهی انسانشناختی درک و مواجههی دختران با مفهوم باکرگی؛ مطالعهی موردی دختران مجرد ۱۸ تا ۳۰ ساله
در طول تاریخ مسائل جنسی، تا به امروز مسئلهی بدن و به ویژه بدن زنانه همواره محل مناقشه بوده است. در عصر حاضر که تغییرات در ابعاد مختلف به صورت سرسام آوری رخ میدهد، تعریف و درک نسل جوان در ارتباط با بدن، نیازهای جنسی و هویتیابی متفاوت از نسل گذشته است. اگر نسل گذشته بدن زنانه را شرم آور تلقی می کرد و با مفاهیمی همچون نجابت، غیرت و ناموس سعی در کنترل بدنمندی داشت، امروزه جوانان به ویژه دختران از بدن خود برای بیان فردیت و گاهی به عنوان ابزاری از مقاومت در برابر قدرتهای مسلط در جامعه استفاده می کنند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1966
درسگفتار (آفلاین)
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
در این دوره علاوه بر کنکاشی عمیقتر در فلسفهی شتابگرا، بیش از هر چیز این اندیشه را از خلال تلاقی فلسفه و فیکشن، عقل فلسفی و تخیل داستانی، میخوانیم. اینجا تئوری و فیکشن ماشینی برای شتابدادن به اندیشه، زمان و ماده میسازند و باید پرسید اگر داستان صرفا بازنمایی ایدههای فلسفی نباشد، بلکه خود شکلی از هستیشناسی باشد چه خواهد شد؟ اگر فلسفه دیگر نتواند از بیرون سخن بگوید بلکه مجبور شود خود را از درون کائوسموس هوش/لیبیدو بیان کند چه؟
نقطهی عزیمت ما در این دوره نظریهی زمان دلوز است که سوژگی و تاریخ و حافظه را نه به ابژههایی دادهشده بلکه به شکافها و تاخوردگیهای زمانی تبدیل میکند. با دلوز و گتاری وارد دنیای ماشینهای میلگر، بدن بدون اندام و ماتریالیسم لیبیدویی میشویم تا از لیبیدو به رمزگان پل بزنیم. سپس به ورطهی سایبرنتیکی نیک لند فرو میرویم، فیلسوفی که ماتریالیسم لیبیدویی را به هوش نیهیلیستی شتاب تبدیل میکند و کاپیتالیسم را به جای یک نظام اقتصادی همچون حلقهی بازخورد سیارهای تابع زمان انتزاعی بازسازی میکند. با متونی تجربی از ادبیات، نظریه و فیکشن (از بورخس تا هربرت و لند) مفهوم هایپرستیشن را بررسی میکنیم که حلقهی بازخورد زمانی را باز میکند. فیکشن همچون برترین ابزار انتزاع به یک هوش ناانسانی میانجامد.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
در این دوره علاوه بر کنکاشی عمیقتر در فلسفهی شتابگرا، بیش از هر چیز این اندیشه را از خلال تلاقی فلسفه و فیکشن، عقل فلسفی و تخیل داستانی، میخوانیم. اینجا تئوری و فیکشن ماشینی برای شتابدادن به اندیشه، زمان و ماده میسازند و باید پرسید اگر داستان صرفا بازنمایی ایدههای فلسفی نباشد، بلکه خود شکلی از هستیشناسی باشد چه خواهد شد؟ اگر فلسفه دیگر نتواند از بیرون سخن بگوید بلکه مجبور شود خود را از درون کائوسموس هوش/لیبیدو بیان کند چه؟
نقطهی عزیمت ما در این دوره نظریهی زمان دلوز است که سوژگی و تاریخ و حافظه را نه به ابژههایی دادهشده بلکه به شکافها و تاخوردگیهای زمانی تبدیل میکند. با دلوز و گتاری وارد دنیای ماشینهای میلگر، بدن بدون اندام و ماتریالیسم لیبیدویی میشویم تا از لیبیدو به رمزگان پل بزنیم. سپس به ورطهی سایبرنتیکی نیک لند فرو میرویم، فیلسوفی که ماتریالیسم لیبیدویی را به هوش نیهیلیستی شتاب تبدیل میکند و کاپیتالیسم را به جای یک نظام اقتصادی همچون حلقهی بازخورد سیارهای تابع زمان انتزاعی بازسازی میکند. با متونی تجربی از ادبیات، نظریه و فیکشن (از بورخس تا هربرت و لند) مفهوم هایپرستیشن را بررسی میکنیم که حلقهی بازخورد زمانی را باز میکند. فیکشن همچون برترین ابزار انتزاع به یک هوش ناانسانی میانجامد.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
آثار فروهر بازتابی از انتقاد صریح او به نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که بهویژه با مضامین هویت، فقدان، و خشونت حکومتی درهم تنیده شدهاند. مرگ پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر، که از فعالان سیاسی منتقد حکومت بودند و در جریان قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰ به قتل رسیدند، نقش بنیادینی در شکلگیری نگاه هنری او ایفا کرده است. فرم پروانه که در آثارش بارها تکرار شده، هم به نام مادرش (پروانه) اشاره دارد و هم استعارهای از زندگیهای سلبشده و سرکوبشده در ایران معاصر است. در مجموعهای از آثارش که به حادثهی بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸ میپردازد، او از نماد پروانه برای بیان رنج و خشونت سیستماتیک استفاده کرده است.
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
پرستو فروهر، بهزاد خسروینوری، لطیفه ظفرعطایی، لیلا سیدزاده و گلرخ نفیسی در گفتگو با هلیا همدانی
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه هر اثر هنری خواهناخواه نشانه و شاهدی از زمانهی آفرینندهاش است، اما برای این مجموعه گفتوگوها، تصمیم گرفتم هنرمندانی را دعوت کنم که تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر، از مهمترین منابع الهام و مادهخام آثارشان است. این انتخاب به معنای شباهت میان آثار آنها نیست، بلکه تنها قراردادیست برای تمرکز و جهتدادن به مسیر گفتوگو. هنرمندانی که با بزرگواری دعوت من را پذیرفتهاند، از نسلهای مختلف میآیند؛ برخی شناختهشدهاند و برخی کمتر. روش و رسانهی بیانشان نیز متنوع است؛ از شهادتدهی و مستندسازی گرفته تا روایتهای طنزآمیز، تابآوری شاعرانه، و مراقبه از راه به یاد آوردن.
اطلاعات بیشتر👇
پرستو فروهر، بهزاد خسروینوری، لطیفه ظفرعطایی، لیلا سیدزاده و گلرخ نفیسی در گفتگو با هلیا همدانی
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه هر اثر هنری خواهناخواه نشانه و شاهدی از زمانهی آفرینندهاش است، اما برای این مجموعه گفتوگوها، تصمیم گرفتم هنرمندانی را دعوت کنم که تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر، از مهمترین منابع الهام و مادهخام آثارشان است. این انتخاب به معنای شباهت میان آثار آنها نیست، بلکه تنها قراردادیست برای تمرکز و جهتدادن به مسیر گفتوگو. هنرمندانی که با بزرگواری دعوت من را پذیرفتهاند، از نسلهای مختلف میآیند؛ برخی شناختهشدهاند و برخی کمتر. روش و رسانهی بیانشان نیز متنوع است؛ از شهادتدهی و مستندسازی گرفته تا روایتهای طنزآمیز، تابآوری شاعرانه، و مراقبه از راه به یاد آوردن.
اطلاعات بیشتر👇
در دل این گفتوگوها، آنچه برای من اهمیت دارد نه صرفاً بازخوانی یک اثر، که مواجهه با شیوهای از اندیشیدن است که در خلال اثر شکل گرفته، و حال در لحظهی گفتوگو میتواند از نو و با ما به حرکت درآید. امید دارم این گفتگوها نه تنها امکان تماشای دوبارهی آثار را فراهم کند، بلکه کنشی جمعی باشد؛ تجربهای همزمان از دیدن، شنیدن، و پرسشکردن در کنار دیگران. با توجه به محدودیت زمانی برنامه، در هر نشست تنها به برخی از آثارِ هنرمند خواهیم پرداخت.
هنرمندان منتخب:
پرستو فروهر / بهزاد خسروینوری/ لطیفه ظفرعطایی/ لیلا سیدزاده / گلرخ نفیسی
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
هنرمندان منتخب:
پرستو فروهر / بهزاد خسروینوری/ لطیفه ظفرعطایی/ لیلا سیدزاده / گلرخ نفیسی
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
آثار فروهر بازتابی از انتقاد صریح او به نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که بهویژه با مضامین هویت، فقدان، و خشونت حکومتی درهم تنیده شدهاند. مرگ پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر، که از فعالان سیاسی منتقد حکومت بودند و در جریان قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰ به قتل رسیدند، نقش بنیادینی در شکلگیری نگاه هنری او ایفا کرده است. فرم پروانه که در آثارش بارها تکرار شده، هم به نام مادرش (پروانه) اشاره دارد و هم استعارهای از زندگیهای سلبشده و سرکوبشده در ایران معاصر است. در مجموعهای از آثارش که به حادثهی بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸ میپردازد، او از نماد پروانه برای بیان رنج و خشونت سیستماتیک استفاده کرده است.
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
سالها پیش این حکم مطرح شد که «در شرایط امروز و تا آیندهی قابل پیشبینی، ترجمه یگانه شکل حقیقی تفکّر برای ماست». معانی گوناگون مفهوم ترجمه و ابهامات مربوط بدان همین حکم را نیز بیش از اندازه تفسیرپذیر ساخت. پسزمینهی هرمنوتیکی صدور این حکم، که از قضا خیلی زود جایش را به برداشتی سیاسیتر و رادیکالتر از ترجمه بخشید، به این تصوّر دامن زد که مسأله در نهایت چیزی نیست جز انتقال خرد و حکمت غربی به داخل.
از همین رو بود که در همان زمان بر ضرورت ترجمهی «ذخایر فرهنگی» خودمان از سعدی و حافظ گرفته تا بیهقی و ملّاصدرا نیز تأکید شد. درسگفتاری که تحت عنوان «نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی » برگزار خواهد شد تا حدّی در حکم تحقّق همین نکته است. امّا در راستای تحوّل ایدهی ترجمه/تفکّر و رادیکالتر شدن آن – به ویژه با توجّه به تورّمی که بازار عقاید را در برگرفته و قیمت ترجمه را تقریباً به صفر رسانده است – اکنون با چیزی بیش از نیاز هرمنوتیکی به فهم گذشتهی خودمان روبروییم.
مسألهی اصلی، با رجوع به تمثیل بس گویای بنیامین، درگیر شدن واقعی با «ذخایر فرهنگی» گذشتگان است که اینک به اشیای متبرّک بدل شدهاند. همانند کتابهایی که بار چارپایانند یا در مقام اشیای زینتی در قفسهی موزهها جا گرفتهاند، این ذخایر فرهنگی باید بر زمین گذاشته شوند تا بتوان آنها را دستکاری کرد. این دستکاری که همهچیز از دستمالی تا تعمیر و تخریب و حتّی به دور افکندن را در بردارند خود مهمترین ویژگی «تجربهی مدرنیته» است. از این رو، در این درسگفتار خواهیم کوشید با تکیه به جریانی که میتوان آن را به طور کلّی سنّت نظریهی انتقادی نامید و آشنایی هر کداممان با رشتههای گوناگون سازندهی این سنّت، به سراغ شاهنامهی فردوسی رویم.
برخورد نظریهی انتقادی با سویههایی از متن شاهنامهی فردوسی به مثابه بخشی از تاریخ ادبی ما، خود بهواقع فقط زمانی میتواند جزئی از تجربهی تاریخ زیسته محسوب شود که نه فقط آینده بلکه گذشته را نیز از منظر رخدادهایی مشاهده کند که پیوستار زمان را گسستهاند و آن را به تاریخ بدل ساختهاند. بنابرین و بر اساس تاریخ معاصرمان، فقط با تکیه بر رخداد شعر نو که با نام نیما گره خورده است، و در سطحی گستردهتر با تکیه بر انقلاب مشروطه و رخدادهای پس از آن میتوان با شاهنامهی فردوسی و قابلیتهای نظری، تاریخی و سیاسی نهفته در آن روبرو شد.
نقش ایدئولوژیک شعر در شکلگیری نهادهای اجتماعی و سیاسی – که مقولهی «شاعر ملّی» گواهی بر آن است – این امکان را فراهم میسازد تا تفسیر شاهنامه از حیطهی ادبیات صرف فراتر رود و بتوان نحوهی پیوند سویههای گوناگون شاهنامه را با جریانهای ایدئولوژیک امروزی به ویژه ملّیگرایی بررسی کرد.
با توجّه به آنچه گفته شد و همچنین با نیم نگاهی به ماجرای نقد شاملو از فردوسی و هیاهویی که بر سر آن به پا شد، باید بر این نکته تأکید کرد که قصد ما از ممکن ساختن شکل خاصی از مواجههی نظریهی انتقادی با شاهنامهی فردوسی نه فقط به پروژههایی همچون تصحیح نسخ، ایجاد بنیاد شاهنامهشناسی و از این قبیل - که از قضا غالباً به واسطهی بودجههای کلان با ساختارهای قدرت مرتبطند – بیربط است بلکه به شکلی سراپا آگاهانه و تعمدا سر آن دارد که بیشتر همچون ژستی انتقادی دیده شود تا طرح جدیدی برای ستایش از مفاخر فرهنگی. البته نباید از یاد برد که «ژست» فقط در معنایی برشتی-بنیامینی آن میتواند نظریه و عمل و شعر و سیاست را به هم گره زند.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
نیما پرژام متولّد ۱۳۵۵ و فارغ التحصیل رشتهی مهندسی مکانیک است. او از اوایل دههی نود کار ترجمه و نگارش متون نظری گوناگون را در زمینهی مارکسیسم و تفکّر انتقادی آغاز کرد و از آن زمان تا کنون با نشریات مختلفی نظیر «حرفه: هنرمند» و «سینما و ادبیات» همکاری کرده است. او مدّتی در «هنرستان هنرهای زیبا» به تدریس «ادبیات جهانی» اشتغال داشت. موضوعات مورد علاقهی او عمدتاً شامل فلسفه، جنبشهای سیاسی، نقد ادبی و روانکاوی است.
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
سالها پیش این حکم مطرح شد که «در شرایط امروز و تا آیندهی قابل پیشبینی، ترجمه یگانه شکل حقیقی تفکّر برای ماست». معانی گوناگون مفهوم ترجمه و ابهامات مربوط بدان همین حکم را نیز بیش از اندازه تفسیرپذیر ساخت. پسزمینهی هرمنوتیکی صدور این حکم، که از قضا خیلی زود جایش را به برداشتی سیاسیتر و رادیکالتر از ترجمه بخشید، به این تصوّر دامن زد که مسأله در نهایت چیزی نیست جز انتقال خرد و حکمت غربی به داخل.
از همین رو بود که در همان زمان بر ضرورت ترجمهی «ذخایر فرهنگی» خودمان از سعدی و حافظ گرفته تا بیهقی و ملّاصدرا نیز تأکید شد. درسگفتاری که تحت عنوان «نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی » برگزار خواهد شد تا حدّی در حکم تحقّق همین نکته است. امّا در راستای تحوّل ایدهی ترجمه/تفکّر و رادیکالتر شدن آن – به ویژه با توجّه به تورّمی که بازار عقاید را در برگرفته و قیمت ترجمه را تقریباً به صفر رسانده است – اکنون با چیزی بیش از نیاز هرمنوتیکی به فهم گذشتهی خودمان روبروییم.
مسألهی اصلی، با رجوع به تمثیل بس گویای بنیامین، درگیر شدن واقعی با «ذخایر فرهنگی» گذشتگان است که اینک به اشیای متبرّک بدل شدهاند. همانند کتابهایی که بار چارپایانند یا در مقام اشیای زینتی در قفسهی موزهها جا گرفتهاند، این ذخایر فرهنگی باید بر زمین گذاشته شوند تا بتوان آنها را دستکاری کرد. این دستکاری که همهچیز از دستمالی تا تعمیر و تخریب و حتّی به دور افکندن را در بردارند خود مهمترین ویژگی «تجربهی مدرنیته» است. از این رو، در این درسگفتار خواهیم کوشید با تکیه به جریانی که میتوان آن را به طور کلّی سنّت نظریهی انتقادی نامید و آشنایی هر کداممان با رشتههای گوناگون سازندهی این سنّت، به سراغ شاهنامهی فردوسی رویم.
برخورد نظریهی انتقادی با سویههایی از متن شاهنامهی فردوسی به مثابه بخشی از تاریخ ادبی ما، خود بهواقع فقط زمانی میتواند جزئی از تجربهی تاریخ زیسته محسوب شود که نه فقط آینده بلکه گذشته را نیز از منظر رخدادهایی مشاهده کند که پیوستار زمان را گسستهاند و آن را به تاریخ بدل ساختهاند. بنابرین و بر اساس تاریخ معاصرمان، فقط با تکیه بر رخداد شعر نو که با نام نیما گره خورده است، و در سطحی گستردهتر با تکیه بر انقلاب مشروطه و رخدادهای پس از آن میتوان با شاهنامهی فردوسی و قابلیتهای نظری، تاریخی و سیاسی نهفته در آن روبرو شد.
نقش ایدئولوژیک شعر در شکلگیری نهادهای اجتماعی و سیاسی – که مقولهی «شاعر ملّی» گواهی بر آن است – این امکان را فراهم میسازد تا تفسیر شاهنامه از حیطهی ادبیات صرف فراتر رود و بتوان نحوهی پیوند سویههای گوناگون شاهنامه را با جریانهای ایدئولوژیک امروزی به ویژه ملّیگرایی بررسی کرد.
با توجّه به آنچه گفته شد و همچنین با نیم نگاهی به ماجرای نقد شاملو از فردوسی و هیاهویی که بر سر آن به پا شد، باید بر این نکته تأکید کرد که قصد ما از ممکن ساختن شکل خاصی از مواجههی نظریهی انتقادی با شاهنامهی فردوسی نه فقط به پروژههایی همچون تصحیح نسخ، ایجاد بنیاد شاهنامهشناسی و از این قبیل - که از قضا غالباً به واسطهی بودجههای کلان با ساختارهای قدرت مرتبطند – بیربط است بلکه به شکلی سراپا آگاهانه و تعمدا سر آن دارد که بیشتر همچون ژستی انتقادی دیده شود تا طرح جدیدی برای ستایش از مفاخر فرهنگی. البته نباید از یاد برد که «ژست» فقط در معنایی برشتی-بنیامینی آن میتواند نظریه و عمل و شعر و سیاست را به هم گره زند.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
نیما پرژام متولّد ۱۳۵۵ و فارغ التحصیل رشتهی مهندسی مکانیک است. او از اوایل دههی نود کار ترجمه و نگارش متون نظری گوناگون را در زمینهی مارکسیسم و تفکّر انتقادی آغاز کرد و از آن زمان تا کنون با نشریات مختلفی نظیر «حرفه: هنرمند» و «سینما و ادبیات» همکاری کرده است. او مدّتی در «هنرستان هنرهای زیبا» به تدریس «ادبیات جهانی» اشتغال داشت. موضوعات مورد علاقهی او عمدتاً شامل فلسفه، جنبشهای سیاسی، نقد ادبی و روانکاوی است.
درسگفتار (آفلاین)
آلودگی به مثابهی استعمار؛ تأمل بر سویهای نو
بههدایت مریم دژمخوی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
آلودگی به مثابهی استعمار؛ تأمل بر سویهای نو
بههدایت مریم دژمخوی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
آلودگی به مثابهی استعمار؛ تأمل بر سویهای نو
بههدایت مریم دژمخوی
۴ جلسه
در این درسگفتار برآنیم تا فراسوی تعاریف سنتی و متداول از استعمار، استعمارگر و استعمارشده حرکت کنیم. جهان معاصر با ظهور پدیدهها و شکلهایی نویی از استعمار مواجه است که در ماتریکس استعماری متولد شده، هرچند از نظر ظاهر با آنچه به نام استعمار در قالب کلاسیک آن می شناسیم بسیار متفاوتند. این بدین معناست که استعمار(تحت تأثیر پویایی گفتمان استعماری، امپریالیسم و تحولات جهانی) دیگر ضرورتاً به شکلهای متعارف و شناختهشده پرکتیس نمیشود و با شکلهایی از این پدیده مواجهیم که میتوان آنها را در چارچوب مفهومی «نواستعمار» بررسید. پدیدههایی مانند گرمایش زمین، آلودگی، خشونت علیه محیط زیست و برونفرستی زباله حاصل روندهای استعماری جدیدی هستند که ما به ازای تاریخی به شکل الگوی فراگیر ندارند.
با آنکه بحرانهای یادشده به بحرانهایی جهانی تبدیل شدهاند، همچنان پژوهشهای اندکی در مورد آنها صورت گرفته است. کتاب « آلودگی به مثابه استعمار» نمونهی درخشانی از این دست پژوهشهاست. مکس لیبوآیرون (پژوهشگر و استاد دانشگاه) در این پژوهش با تمرکز بر مسألهی پلاستیک و میکروپلاستیک به عنوان یک بحران جهانی، سازوکارها و روندهای استعماری را افشا میکند که دستاندرکار برونفرستی زباله و تبدیل زیستمحیطهای غیرغربی (مانند قلمرو سرخپوستان و ماجرای عبور خط لوله از قلمروهای مقدس آنها در داکوتا) به زبالهدان هستند. این روند خود نشان میدهد که مفهوم غرب یا «شمال جهان» نیز باید بازاندیشی شود.
درسگفتار حاضر در دو بخش ارائه خواهد شد. بخش نخست بر مسألهی پلاستیک به عنوان یک چالش جهانی محیط زیستی متمرکز خواهد شد. در این بخش از مباحث و مفاهیم ارائه شده در پژوهش ارزشمند لیبوآیرون بهره خواهیم برد. به فراخور مباحث، مفاهیم و ابزارهای تحلیلی ارائه شده از سوی دیگر پژوهشگران نیز مختصراً معرفی خواهد شد. در بخش دوم، به بررسی درهم تنیدگی بحران پلاستیک، بازیافت و مسألهی فرودست سازی میپردازیم. در این راستا، یک نمونهی مطالعاتی از ایران (زبالهگردان افغانستانی در ایران) را مختصرا به بحث میگذاریم. این پژوهش که از سوی مدرس دوره انجام شده بر زبالهگردان افغانستانی در تهران متمرکز است، چالش برونفرستی زباله و شکلگیری سلسلهمراتب جدید در حوزهی زیست اجتماعی، و افزایش نابرابری بهویژه در حوزهی محیط زیست را نشان میدهد.
این درسگفتار برای دانشجویان مقاطع تکمیلی و پژوهشگران در حوزهی مطالعات محیط زیست، جامعهشناسی، تاریخ معاصر، باستانشناسی معاصر، جغرافیای انسانی و علاقهمندان به پژوهشهای استعمار مناسب است.
دکتر مریم دژمخوی دانشآموختهی باستانشناسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی باستانشناسی معاصر است. جنسیت، استعمار، کشمکش و خشونت، و فرودستان زبالهگرد از حوزههای مطالعاتی اوست. رسالهی دکترایش با عنوان «فرایند هویتیابی جنسیتی در مردان خاندان شاهی ساسانی» اولین رساله در زمینهی باستانشناسی جنسیت در ایران به شمار میرود و از آن پس، ساخت جنسیت در ایران عصر قاجار، تغییرات در نظم جنسیتی پس از مدرنیزاسیون و جنبشهای زنان به مهمتریم حوزههای پژوهشی او تبدیل شدهاند. دژمخوی دورهی پسادکتری خود با موضوع «نفت و استعمار در ایران عصر پهلوی اول» را در دانشگاه هایدلبرگ گذرانده، مدتی پژوهشگر دانشگاه فرایبرلین بوده، و اکنون پژوهشگر دائم در بنیاد تحقیقاتی الکساندر فون هومبولت، و مدرس و پژوهشگر دانشگاه هایدلبرگ است. او همچنین عضو گروه مطالعاتی AGE (Archaeology and Gender in Europe) است و از او چندین مقاله در مجموعه مقالات، مجلات معتبر بین المللی، علمی و پژوهشی در زمینههای یاد شده منتشر شده است. کتاب باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در عصر قاجار و پهلوی اول که با همکاری دکتر لیلا پاپلی یزدی منتشر شده، جدیدترین پژوهش منتشر شدهی او به زبان فارسی است. کتاب اخیر او به نام Women and the Politics of Resistance توسط نشر اسپرینگر به تازگی منتشر شده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
آلودگی به مثابهی استعمار؛ تأمل بر سویهای نو
بههدایت مریم دژمخوی
۴ جلسه
در این درسگفتار برآنیم تا فراسوی تعاریف سنتی و متداول از استعمار، استعمارگر و استعمارشده حرکت کنیم. جهان معاصر با ظهور پدیدهها و شکلهایی نویی از استعمار مواجه است که در ماتریکس استعماری متولد شده، هرچند از نظر ظاهر با آنچه به نام استعمار در قالب کلاسیک آن می شناسیم بسیار متفاوتند. این بدین معناست که استعمار(تحت تأثیر پویایی گفتمان استعماری، امپریالیسم و تحولات جهانی) دیگر ضرورتاً به شکلهای متعارف و شناختهشده پرکتیس نمیشود و با شکلهایی از این پدیده مواجهیم که میتوان آنها را در چارچوب مفهومی «نواستعمار» بررسید. پدیدههایی مانند گرمایش زمین، آلودگی، خشونت علیه محیط زیست و برونفرستی زباله حاصل روندهای استعماری جدیدی هستند که ما به ازای تاریخی به شکل الگوی فراگیر ندارند.
با آنکه بحرانهای یادشده به بحرانهایی جهانی تبدیل شدهاند، همچنان پژوهشهای اندکی در مورد آنها صورت گرفته است. کتاب « آلودگی به مثابه استعمار» نمونهی درخشانی از این دست پژوهشهاست. مکس لیبوآیرون (پژوهشگر و استاد دانشگاه) در این پژوهش با تمرکز بر مسألهی پلاستیک و میکروپلاستیک به عنوان یک بحران جهانی، سازوکارها و روندهای استعماری را افشا میکند که دستاندرکار برونفرستی زباله و تبدیل زیستمحیطهای غیرغربی (مانند قلمرو سرخپوستان و ماجرای عبور خط لوله از قلمروهای مقدس آنها در داکوتا) به زبالهدان هستند. این روند خود نشان میدهد که مفهوم غرب یا «شمال جهان» نیز باید بازاندیشی شود.
درسگفتار حاضر در دو بخش ارائه خواهد شد. بخش نخست بر مسألهی پلاستیک به عنوان یک چالش جهانی محیط زیستی متمرکز خواهد شد. در این بخش از مباحث و مفاهیم ارائه شده در پژوهش ارزشمند لیبوآیرون بهره خواهیم برد. به فراخور مباحث، مفاهیم و ابزارهای تحلیلی ارائه شده از سوی دیگر پژوهشگران نیز مختصراً معرفی خواهد شد. در بخش دوم، به بررسی درهم تنیدگی بحران پلاستیک، بازیافت و مسألهی فرودست سازی میپردازیم. در این راستا، یک نمونهی مطالعاتی از ایران (زبالهگردان افغانستانی در ایران) را مختصرا به بحث میگذاریم. این پژوهش که از سوی مدرس دوره انجام شده بر زبالهگردان افغانستانی در تهران متمرکز است، چالش برونفرستی زباله و شکلگیری سلسلهمراتب جدید در حوزهی زیست اجتماعی، و افزایش نابرابری بهویژه در حوزهی محیط زیست را نشان میدهد.
این درسگفتار برای دانشجویان مقاطع تکمیلی و پژوهشگران در حوزهی مطالعات محیط زیست، جامعهشناسی، تاریخ معاصر، باستانشناسی معاصر، جغرافیای انسانی و علاقهمندان به پژوهشهای استعمار مناسب است.
دکتر مریم دژمخوی دانشآموختهی باستانشناسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی باستانشناسی معاصر است. جنسیت، استعمار، کشمکش و خشونت، و فرودستان زبالهگرد از حوزههای مطالعاتی اوست. رسالهی دکترایش با عنوان «فرایند هویتیابی جنسیتی در مردان خاندان شاهی ساسانی» اولین رساله در زمینهی باستانشناسی جنسیت در ایران به شمار میرود و از آن پس، ساخت جنسیت در ایران عصر قاجار، تغییرات در نظم جنسیتی پس از مدرنیزاسیون و جنبشهای زنان به مهمتریم حوزههای پژوهشی او تبدیل شدهاند. دژمخوی دورهی پسادکتری خود با موضوع «نفت و استعمار در ایران عصر پهلوی اول» را در دانشگاه هایدلبرگ گذرانده، مدتی پژوهشگر دانشگاه فرایبرلین بوده، و اکنون پژوهشگر دائم در بنیاد تحقیقاتی الکساندر فون هومبولت، و مدرس و پژوهشگر دانشگاه هایدلبرگ است. او همچنین عضو گروه مطالعاتی AGE (Archaeology and Gender in Europe) است و از او چندین مقاله در مجموعه مقالات، مجلات معتبر بین المللی، علمی و پژوهشی در زمینههای یاد شده منتشر شده است. کتاب باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در عصر قاجار و پهلوی اول که با همکاری دکتر لیلا پاپلی یزدی منتشر شده، جدیدترین پژوهش منتشر شدهی او به زبان فارسی است. کتاب اخیر او به نام Women and the Politics of Resistance توسط نشر اسپرینگر به تازگی منتشر شده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
شایعهی بیاساس، غیرشخصی، بیمنشاء، بینامونشان، بیچهره، و بدون تضمین است، اما به رغم همهی اینها اقتداری بیچونوچرا و قدرتی مهارنشدنی دارد. به بیان دیگر، شایعه صاحب و مؤلف (author) دارد اما اقتدار )authority) دارد. بنابراین، بیاساس بودن و بیصاحب بودن آن به هیچ وجه مانع تاثیرگذاریش نمیشود. شایعه میتواند زندگی افراد را تغییر دهد یا آن را به کلی تباه سازد، رسوایی و ویرانی به بار آورد، و روند رویدادها را تغییر دهد. اما حتی اگر همه بدانند فلان حرف شایعهای بیش نیست تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیشود و شایعه همچنان اثرگذار میماند. این واقعیتها را امروزه بیش از همیشه میتوان به شکلی ملموس نظاره کرد و فهمید. فضای ارتباطی امروز بسیار بیش از گذشته مستعد شایعهپروری است.
تسهیل بیسابقهی ارتباط میان میلیاردها انسان در سرتاسر این کرهی خاکی، که به لطف گسترش اینترنت و همهگیری رسانههای اجتماعی میسر شده، وضعیتی پارادوکسیکال پدید آورده است که در آن هرچه ارتباطها بیشتر و گستردهتر میشود پیوندهای اجتماعی بنیادی بیشتر در معرض تهدید فروپاشی قرار میگیرند. بالاترین حد ممکن ادغام کاربران در شبکههای اجتماعی پیوند خورده است به فرآیندهای مجزاسازی، جزئیسازی، و اتمیزه شدن.
جهانشمول شدن استانداردهای اطلاعات پیششرطی شده است برای تشکیل هویتها و اجتماعهای خرد و کوچکی که همچون مونادی اجتماعی و بیارتباط با بقیه عمل میکنند. در چنین حالتی، گزارشهای نادرست، اطلاعات غلط، و بهویژه شایعات بسی سریعتر و بیشتر از اخبار و اطلاعات موثق و راستی آزمایی شده به سمع و نظر مخاطب میرسد. مخاطب عملاً شب و روز با شایعات رنگارنگ بمباران میشود. درست است که شایعه پراکنی قدمتی به اندازهی تاریخ بشری دارد. اما باید پذیرفت که ظهور و گسترش اینترنت و رسانههای اجتماعی این پدیده را به سطحی سراپا جدید و کاملاً متفاوت از قبل رسانده است، به نحوی که اینک میتوان از «شایعهایشدن عمومی جامعه» سخن گفت.
در این دوره میخواهیم شایعه را، که معمولاً چیزی بیارزش و بیاساس و در نتیجه بیاهمیت تلقی میشود، به سطح و منزلت یک مفهوم ارتقاء دهیم و تأملی فلسفی و روانکاوانه بر آن داشته باشیم. میخواهیم ببینیم قدرت غریب و رازآمیز شایعه از کجا میآید و چرا شایعه را میتوان تبلور خود جامعه دانست.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
شایعه: نبرد با سایهها
بههدایت جواد گنجی
روزهای دوشنبه ۱۹ تا ۲۱ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
شایعهی بیاساس، غیرشخصی، بیمنشاء، بینامونشان، بیچهره، و بدون تضمین است، اما به رغم همهی اینها اقتداری بیچونوچرا و قدرتی مهارنشدنی دارد. به بیان دیگر، شایعه صاحب و مؤلف (author) دارد اما اقتدار )authority) دارد. بنابراین، بیاساس بودن و بیصاحب بودن آن به هیچ وجه مانع تاثیرگذاریش نمیشود. شایعه میتواند زندگی افراد را تغییر دهد یا آن را به کلی تباه سازد، رسوایی و ویرانی به بار آورد، و روند رویدادها را تغییر دهد. اما حتی اگر همه بدانند فلان حرف شایعهای بیش نیست تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمیشود و شایعه همچنان اثرگذار میماند. این واقعیتها را امروزه بیش از همیشه میتوان به شکلی ملموس نظاره کرد و فهمید. فضای ارتباطی امروز بسیار بیش از گذشته مستعد شایعهپروری است.
تسهیل بیسابقهی ارتباط میان میلیاردها انسان در سرتاسر این کرهی خاکی، که به لطف گسترش اینترنت و همهگیری رسانههای اجتماعی میسر شده، وضعیتی پارادوکسیکال پدید آورده است که در آن هرچه ارتباطها بیشتر و گستردهتر میشود پیوندهای اجتماعی بنیادی بیشتر در معرض تهدید فروپاشی قرار میگیرند. بالاترین حد ممکن ادغام کاربران در شبکههای اجتماعی پیوند خورده است به فرآیندهای مجزاسازی، جزئیسازی، و اتمیزه شدن.
جهانشمول شدن استانداردهای اطلاعات پیششرطی شده است برای تشکیل هویتها و اجتماعهای خرد و کوچکی که همچون مونادی اجتماعی و بیارتباط با بقیه عمل میکنند. در چنین حالتی، گزارشهای نادرست، اطلاعات غلط، و بهویژه شایعات بسی سریعتر و بیشتر از اخبار و اطلاعات موثق و راستی آزمایی شده به سمع و نظر مخاطب میرسد. مخاطب عملاً شب و روز با شایعات رنگارنگ بمباران میشود. درست است که شایعه پراکنی قدمتی به اندازهی تاریخ بشری دارد. اما باید پذیرفت که ظهور و گسترش اینترنت و رسانههای اجتماعی این پدیده را به سطحی سراپا جدید و کاملاً متفاوت از قبل رسانده است، به نحوی که اینک میتوان از «شایعهایشدن عمومی جامعه» سخن گفت.
در این دوره میخواهیم شایعه را، که معمولاً چیزی بیارزش و بیاساس و در نتیجه بیاهمیت تلقی میشود، به سطح و منزلت یک مفهوم ارتقاء دهیم و تأملی فلسفی و روانکاوانه بر آن داشته باشیم. میخواهیم ببینیم قدرت غریب و رازآمیز شایعه از کجا میآید و چرا شایعه را میتوان تبلور خود جامعه دانست.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
هشتاد سال بعد از دوران شکوه فیلمنوآرها و دههها پس از انتشار نخستین مقالهها و کتابها در مورد این سبک فیلمسازی، هنوز هم معیارها و وفاق عمومی حتی در خصوص تعریف فیلم نوآر وجود ندارد. آیا فیلم نوآرها مجموعهای از ویژگیهای سبکی مانند فیلمبرداری با نور حداقلی، درونمایههای تاریک از وجوه شر انسانی بودهاند که از تصادم اتفاقی اکسپرسیونیسم آلمانی، نقاشیهای ادوارد هاپر و داستانهای هارد-بویلد شکل گرفتهاند یا چیزی بیش از آن؟
شاید تعریف ژیژک در خصوص «نوآریزاسیون» تا حدی گویای این حقیقت باشد که نوآر بیشتر از این که مجموعهای از ویژگیهای سبکی یا مضمونی باشد، اعوجاجی است که این قدرت را دارد تا مانند اشعهی ایکس از درون تمامی ژانرها، از ملودرام تا وسترن و فیلمهای علمی-تخیلی عبور و اصطلاحا آنها را نوآریزه کند. با این حال جادوی نوآرها در چیست که بر خلاف بسیاری از سبکها یا دورههای سینمائی در زمان منجمد نشدند و هنوز زنده ماندهاند؟
به نظر میرسد فیلم نوآر، با تمام گستردگی و عدم توافق در تعریف، با شیوهی خاص خود بر روی پرسشهای بنیادین و کلیدیای دست میگذارد که هنوز هم پرسشهای جاری هستند. قانون پدرانه و میل به تخطی از آن، مسألهی فانتزی و اضطراب از تحقق آن، پارانویا و...
در این دوره پس از مرور فشردهی برخی از درونمایههای سبکی و مضمونی فیلم نوآر، به تحلیل روانکاوانهی این فیلمها از دریچه آرای فروید، لکان و کریستوا میپردازیم تا راز زندهماندن آن را در جهان امروز دریابیم، هر چند هر تلاشی برای دستیابی به هستهی سخت حقیقت پیشاپیش ما را بر مدار حرکت رانهوار قرار میدهد.
جلسهی اول: فیلم نوآر و خاستگاههای سبکی-مضمونی آن
جلسهی دوم: مسألهی دیگری بزرگ، پدر خوار شده )abject( و پارانویا
جلسهی سوم: مسألهی اختگی و سکسوالیته زنان
جلسهی چهارم: مسألهی مالیخولیا و بازگشت امر سرکوب شده
مهدی ملک نویسنده، پژوهشگر و مترجم در حوزهی فلسفه و مطالعات سینمایی است. او تا به امروز در مطبوعات و نشریات گوناگون از جمله فبلمخانه، فرهنگ امروز، سورهی اندیشه، سینماتوگراف، سایت آپارتوس و غیره در مقام نویسنده و مترجم قلم زده است و از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸عضو هیأت تحریریهی مجلهی «سینما و ادبیات» بوده است. از تألیفات او میتوان به کتاب هگل و ما (کار گروهی) (نشر هرمس، )۱۳۹۴ اشاره کرد. همچنین او در حوزهی کتاب آثار گوناگونی را ترجمه و منتشر کرده است، از آن جملهاند: فیلسوفان سینما (گروهی)(نشر شوند، ۱۳۹۳)، انسانگرایی دیگری: سینمای برادران داردِن (گروهی)(انتشار در کانادا، ۱۳۹۳)، کانت: راهنمایی برای سرگشتگان، تی سونگ (نشر نقش جهان، ۱۳۹۵)، لکان در قاب دیگر: لکان برای دانشجویان هنر، استیون لواین (نشر شوند، ۱۳۹۷)، پازولینی و سینمای شعر، مقاله پرولتاریا و مفهوم بیرونبودگی (نشر ایجاز، ۱۳۹۷)، عشق در زمانهی تنهایی: سه مقاله دربارهی رانه و میل، پل فرهائگ، ترجمهی مشترک با وحید میهنپرست(نشر شوند، ۱۳۹۹). او در حال حاضر ترجمهی کتاب لکان و مارکس: ابداع سیمپتوم نوشتهی پییر برونو را در دست کار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فیلم نوآر و پرسش بنیادین میل و اضطراب
بههدایت مهدی ملک
روزهای دوشنبه ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه)
شروع دوره: ۲۷ مردادماه ۱۴۰۴
هشتاد سال بعد از دوران شکوه فیلمنوآرها و دههها پس از انتشار نخستین مقالهها و کتابها در مورد این سبک فیلمسازی، هنوز هم معیارها و وفاق عمومی حتی در خصوص تعریف فیلم نوآر وجود ندارد. آیا فیلم نوآرها مجموعهای از ویژگیهای سبکی مانند فیلمبرداری با نور حداقلی، درونمایههای تاریک از وجوه شر انسانی بودهاند که از تصادم اتفاقی اکسپرسیونیسم آلمانی، نقاشیهای ادوارد هاپر و داستانهای هارد-بویلد شکل گرفتهاند یا چیزی بیش از آن؟
شاید تعریف ژیژک در خصوص «نوآریزاسیون» تا حدی گویای این حقیقت باشد که نوآر بیشتر از این که مجموعهای از ویژگیهای سبکی یا مضمونی باشد، اعوجاجی است که این قدرت را دارد تا مانند اشعهی ایکس از درون تمامی ژانرها، از ملودرام تا وسترن و فیلمهای علمی-تخیلی عبور و اصطلاحا آنها را نوآریزه کند. با این حال جادوی نوآرها در چیست که بر خلاف بسیاری از سبکها یا دورههای سینمائی در زمان منجمد نشدند و هنوز زنده ماندهاند؟
به نظر میرسد فیلم نوآر، با تمام گستردگی و عدم توافق در تعریف، با شیوهی خاص خود بر روی پرسشهای بنیادین و کلیدیای دست میگذارد که هنوز هم پرسشهای جاری هستند. قانون پدرانه و میل به تخطی از آن، مسألهی فانتزی و اضطراب از تحقق آن، پارانویا و...
در این دوره پس از مرور فشردهی برخی از درونمایههای سبکی و مضمونی فیلم نوآر، به تحلیل روانکاوانهی این فیلمها از دریچه آرای فروید، لکان و کریستوا میپردازیم تا راز زندهماندن آن را در جهان امروز دریابیم، هر چند هر تلاشی برای دستیابی به هستهی سخت حقیقت پیشاپیش ما را بر مدار حرکت رانهوار قرار میدهد.
جلسهی اول: فیلم نوآر و خاستگاههای سبکی-مضمونی آن
جلسهی دوم: مسألهی دیگری بزرگ، پدر خوار شده )abject( و پارانویا
جلسهی سوم: مسألهی اختگی و سکسوالیته زنان
جلسهی چهارم: مسألهی مالیخولیا و بازگشت امر سرکوب شده
مهدی ملک نویسنده، پژوهشگر و مترجم در حوزهی فلسفه و مطالعات سینمایی است. او تا به امروز در مطبوعات و نشریات گوناگون از جمله فبلمخانه، فرهنگ امروز، سورهی اندیشه، سینماتوگراف، سایت آپارتوس و غیره در مقام نویسنده و مترجم قلم زده است و از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸عضو هیأت تحریریهی مجلهی «سینما و ادبیات» بوده است. از تألیفات او میتوان به کتاب هگل و ما (کار گروهی) (نشر هرمس، )۱۳۹۴ اشاره کرد. همچنین او در حوزهی کتاب آثار گوناگونی را ترجمه و منتشر کرده است، از آن جملهاند: فیلسوفان سینما (گروهی)(نشر شوند، ۱۳۹۳)، انسانگرایی دیگری: سینمای برادران داردِن (گروهی)(انتشار در کانادا، ۱۳۹۳)، کانت: راهنمایی برای سرگشتگان، تی سونگ (نشر نقش جهان، ۱۳۹۵)، لکان در قاب دیگر: لکان برای دانشجویان هنر، استیون لواین (نشر شوند، ۱۳۹۷)، پازولینی و سینمای شعر، مقاله پرولتاریا و مفهوم بیرونبودگی (نشر ایجاز، ۱۳۹۷)، عشق در زمانهی تنهایی: سه مقاله دربارهی رانه و میل، پل فرهائگ، ترجمهی مشترک با وحید میهنپرست(نشر شوند، ۱۳۹۹). او در حال حاضر ترجمهی کتاب لکان و مارکس: ابداع سیمپتوم نوشتهی پییر برونو را در دست کار دارد.
برای ثبتنام در این دوره با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
کانت علیه کانت؛
نگاهی به قرائت جی. ام. برنستین از «نقد قوهی حکم»
بههدایت صابر دشتآرا
( ۵ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses