درسگفتار (آآفلاین)
فرجامشناسی و انقلاب: الهیات آیندهی معوّق
بههدایت ابراهیم رنجبر
( ۶ جلسه)
در این درسگفتار به بررسی تاریخ تکوینِ هستیشناسی فرجامشناسانه خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که تصور هر گونه تغییر کلی و البته ناگهانی، هر گونه تحول بنیادین، از دل ایدههای مختلفی همچون هزارهباوری، آخرتشناسی، منجیگرایی و فرجامشناسی پدیدار شده است. در طول تاریخ الهیات نیز جدالهایی صورت گرفته است که نشان میدهد انتظار آیندهای که هرگز نخواهد آمد، همواره موجب شده نیروهای گروهها از تغییر در وضع کنونی باز بماند و در وضعیت حیاتی کاملا خنثی قرار بگیرد.
درواقع سیر تطور فرجامشناسی به نحوی پیش رفته که جنبههای مختلف حیات سیاسی-هستیشناسانه را در برگرفت. از منظر هستیشناسی، فرجامشناسی ما را با امر نا-متحقق مواجه میکند. هر نوشتهی فرجامشناسانه با وضعیتی استثنایی آغاز میشود، یعنی نویسنده مکاشفهی خود را در وضعیتی مییابد که مدار امور از نظم همیشگیاش خارج شده و زمان معمولی، همان زمانی که با آن خو گرفتهایم، به تعلیق درمیآید و مناظر ابدیت گشوده میشود. فقط در چنین صورتی است که میتوان امر نا-متحقق را دید؛ پس از بررسی این ساحت از مکاشفه، همسو با خوانش آگامبن از امر تحققناپذیر، در مییابیم که بقای وضعیت مکاشفهای، و فرجام امور و واپسین روز، نه به عدم تحقق بلکه به تحققناپذیری آن گره خورده است و همین امر تحققناپذیر است که مجال تحقق هر چیزی را فراهم میآورد.
در این دوره نخست به طرح این پرسش خواهیم پرداخت که متن مکاشفهی یوحنا در خود چه داشت که آخرین کتاب مجموعهی عهد جدید شد و نشان خواهیم داد که این کتاب وضعیت رستگاری را به موقعیتی همواره گشوده تبدیل میکند. به همین سبب به سراغ ادبیات مکاشفهای و البته ادبیات هرمسی و گنوسی میرویم. سپس به دریافتهای مختلفی که از این کتاب در تحولاتی مانند شورش دهقانان یا خوانش آگوستین از رستگاری شده، خواهیم پرداخت و این نکته بر ما معلوم خواهد شد که مذهب پروتستان و ایدهی آمادگی برای آیندهای نامعلوم وضعیتی کاملاً فرجامشناسانه است.
بر همین اساس لازم است با ماهیت وضعیت مکاشفهای از منظری فلسفی روبرو شد. در همین راستا مفهوم خورای افلاطون و امر تحققناپذیر آگامبن را نیز بررسی خواهیم کرد تا اساسا نشان بدهیم که چطور هیچگاه نباید وضعیت آرمانی مطلق محقق شود تا مجال بروزِ امورِ نسبتا آرمانی فراهم آید. در این دوره نشان میدهیم که نگاه فرجامشناسانه تا چه اندازه در تاروپود دورههای مختلف اندیشهی فلسفی و الهیاتی رخنه کرده است.
جلسهی نخست- بررسی ادبیات مکاشفهای در کتاب مقدس
جلسهی دوم-بررسی ادبیات هرمسی و گنوسی
جلسهی سوم- خورا و تحققناپذیری: معمای ناگشودهی افلاطون
جلسهی چهارم- تقابل طبیعت و رحمت در اندیشهی آگوستین: گناه آغازین کار چه کسی است؟ ما یا پدرمان؟
جلسهی پنجم-فرجامشناسی در آلمان: الهیات انقلابی مونتسر و شورش دهقانان لسینگ، هگل، مارکس
جلسهی ششم- آنچه رومیها در مخالفتشان با فرجامشناسی مسیحی به ما آموختند: خنثیسازی فرجامشناسی یا پیدایش هستیشناسی از دل حقوق رومی
ابراهیم رنجبر، متولد ۱۳۶۹ و دکتری فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی، مترجم، مدرس و پژوهشگر حوزهی فلسفه و زبانهای یونانی و لاتین است. او در دورهی کارشناسی ارشد به الگوی هستیشناسی پارمنیدس و ملاصدرا پرداخت و در دوره دکتری نیز به ترجمهی متن یونانی سروشهای کلدانی و بررسی الگوی هستیشناختی آن، و هستیشناسی پیشامدی، مشغول شد. از ترجمههای او میتوان به جنت و ملکوت، فلسفه چیست و حجره از جورجو آگامبن، شوریدگی و ماخولیا از ساوریو آنسالدی و فرجامشناسی غربی از یاکوب تاوبس اشاره کرد. او همچنین مقالاتی را عمدتا در حوزهی فلسفهی یونان، رنسانس و باروک به رشتهی تحریر در آوردهاست که در مجلات علمی-پژوهشی منتشر شدهاند. از میان آنها میتوان به این عناوین اشاره کرد: نا-دیگری: خداوند در فلسفهی نیکولاس کوزانوس (ابراهیم رنجبر، حسین کلباسی اشتری، فصلنامهی فلسفهی دین، بهار ۱۴۰۳)، رساله درباره نور: بررسی دیدگاه رابرت گروستست درباره حقیقت نور در رسالهی De Luce (پژوهشنامهی انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی، بهار ۱۴۰۳)
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فرجامشناسی و انقلاب: الهیات آیندهی معوّق
بههدایت ابراهیم رنجبر
( ۶ جلسه)
در این درسگفتار به بررسی تاریخ تکوینِ هستیشناسی فرجامشناسانه خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که تصور هر گونه تغییر کلی و البته ناگهانی، هر گونه تحول بنیادین، از دل ایدههای مختلفی همچون هزارهباوری، آخرتشناسی، منجیگرایی و فرجامشناسی پدیدار شده است. در طول تاریخ الهیات نیز جدالهایی صورت گرفته است که نشان میدهد انتظار آیندهای که هرگز نخواهد آمد، همواره موجب شده نیروهای گروهها از تغییر در وضع کنونی باز بماند و در وضعیت حیاتی کاملا خنثی قرار بگیرد.
درواقع سیر تطور فرجامشناسی به نحوی پیش رفته که جنبههای مختلف حیات سیاسی-هستیشناسانه را در برگرفت. از منظر هستیشناسی، فرجامشناسی ما را با امر نا-متحقق مواجه میکند. هر نوشتهی فرجامشناسانه با وضعیتی استثنایی آغاز میشود، یعنی نویسنده مکاشفهی خود را در وضعیتی مییابد که مدار امور از نظم همیشگیاش خارج شده و زمان معمولی، همان زمانی که با آن خو گرفتهایم، به تعلیق درمیآید و مناظر ابدیت گشوده میشود. فقط در چنین صورتی است که میتوان امر نا-متحقق را دید؛ پس از بررسی این ساحت از مکاشفه، همسو با خوانش آگامبن از امر تحققناپذیر، در مییابیم که بقای وضعیت مکاشفهای، و فرجام امور و واپسین روز، نه به عدم تحقق بلکه به تحققناپذیری آن گره خورده است و همین امر تحققناپذیر است که مجال تحقق هر چیزی را فراهم میآورد.
در این دوره نخست به طرح این پرسش خواهیم پرداخت که متن مکاشفهی یوحنا در خود چه داشت که آخرین کتاب مجموعهی عهد جدید شد و نشان خواهیم داد که این کتاب وضعیت رستگاری را به موقعیتی همواره گشوده تبدیل میکند. به همین سبب به سراغ ادبیات مکاشفهای و البته ادبیات هرمسی و گنوسی میرویم. سپس به دریافتهای مختلفی که از این کتاب در تحولاتی مانند شورش دهقانان یا خوانش آگوستین از رستگاری شده، خواهیم پرداخت و این نکته بر ما معلوم خواهد شد که مذهب پروتستان و ایدهی آمادگی برای آیندهای نامعلوم وضعیتی کاملاً فرجامشناسانه است.
بر همین اساس لازم است با ماهیت وضعیت مکاشفهای از منظری فلسفی روبرو شد. در همین راستا مفهوم خورای افلاطون و امر تحققناپذیر آگامبن را نیز بررسی خواهیم کرد تا اساسا نشان بدهیم که چطور هیچگاه نباید وضعیت آرمانی مطلق محقق شود تا مجال بروزِ امورِ نسبتا آرمانی فراهم آید. در این دوره نشان میدهیم که نگاه فرجامشناسانه تا چه اندازه در تاروپود دورههای مختلف اندیشهی فلسفی و الهیاتی رخنه کرده است.
جلسهی نخست- بررسی ادبیات مکاشفهای در کتاب مقدس
جلسهی دوم-بررسی ادبیات هرمسی و گنوسی
جلسهی سوم- خورا و تحققناپذیری: معمای ناگشودهی افلاطون
جلسهی چهارم- تقابل طبیعت و رحمت در اندیشهی آگوستین: گناه آغازین کار چه کسی است؟ ما یا پدرمان؟
جلسهی پنجم-فرجامشناسی در آلمان: الهیات انقلابی مونتسر و شورش دهقانان لسینگ، هگل، مارکس
جلسهی ششم- آنچه رومیها در مخالفتشان با فرجامشناسی مسیحی به ما آموختند: خنثیسازی فرجامشناسی یا پیدایش هستیشناسی از دل حقوق رومی
ابراهیم رنجبر، متولد ۱۳۶۹ و دکتری فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی، مترجم، مدرس و پژوهشگر حوزهی فلسفه و زبانهای یونانی و لاتین است. او در دورهی کارشناسی ارشد به الگوی هستیشناسی پارمنیدس و ملاصدرا پرداخت و در دوره دکتری نیز به ترجمهی متن یونانی سروشهای کلدانی و بررسی الگوی هستیشناختی آن، و هستیشناسی پیشامدی، مشغول شد. از ترجمههای او میتوان به جنت و ملکوت، فلسفه چیست و حجره از جورجو آگامبن، شوریدگی و ماخولیا از ساوریو آنسالدی و فرجامشناسی غربی از یاکوب تاوبس اشاره کرد. او همچنین مقالاتی را عمدتا در حوزهی فلسفهی یونان، رنسانس و باروک به رشتهی تحریر در آوردهاست که در مجلات علمی-پژوهشی منتشر شدهاند. از میان آنها میتوان به این عناوین اشاره کرد: نا-دیگری: خداوند در فلسفهی نیکولاس کوزانوس (ابراهیم رنجبر، حسین کلباسی اشتری، فصلنامهی فلسفهی دین، بهار ۱۴۰۳)، رساله درباره نور: بررسی دیدگاه رابرت گروستست درباره حقیقت نور در رسالهی De Luce (پژوهشنامهی انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی، بهار ۱۴۰۳)
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
آدورنوخوانی با:
مهسا اسدالهنژاد، سمیرا الیاسی، آیدین کیخایی، نوید نادری، سیدمهدی یوسفی
جستار در مقام فرم
پنجشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۴، ۱۴ تا ۲۰ (۱ جلسه)
این روزها سخن گفتن از جُستار و جُستارنویسی باب روز شده است. «شبها» و «فستیوالها» و «مدرسهها» و «کارگاههای» جستارخوانی و جستارنویسی برگزار میشود، و حتی مسابقهها و جایزههای جستارنویسی هم شکل گرفتهاند. جستار گاه «گونهای ادبی» تلقی میشود و در مقام یکی از انواع «ناداستان» در کنار «داستان» قرار میگیرد و بر «روایی» بودنش تأکید میشود؛ گاه به عنوان بدیلی پویا در برابر «مقالهنویسیِ» خشکِ دانشگاهی مینشیند؛ و گاه حتی ذیل «نوشتن کاربردی» طبقهبندی میشود.
اطلاعات بیشتر👇
مهسا اسدالهنژاد، سمیرا الیاسی، آیدین کیخایی، نوید نادری، سیدمهدی یوسفی
جستار در مقام فرم
پنجشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۴، ۱۴ تا ۲۰ (۱ جلسه)
این روزها سخن گفتن از جُستار و جُستارنویسی باب روز شده است. «شبها» و «فستیوالها» و «مدرسهها» و «کارگاههای» جستارخوانی و جستارنویسی برگزار میشود، و حتی مسابقهها و جایزههای جستارنویسی هم شکل گرفتهاند. جستار گاه «گونهای ادبی» تلقی میشود و در مقام یکی از انواع «ناداستان» در کنار «داستان» قرار میگیرد و بر «روایی» بودنش تأکید میشود؛ گاه به عنوان بدیلی پویا در برابر «مقالهنویسیِ» خشکِ دانشگاهی مینشیند؛ و گاه حتی ذیل «نوشتن کاربردی» طبقهبندی میشود.
اطلاعات بیشتر👇
تلاش برای یافتن و تجربه کردنِ فرمهای تازهی نوشتن البته تلاشی است موجه و قابل ستایش. در این میان، جذابیتِ جستار نیز قابل درک است: به لحاظ مفهومی، «اسمی» که در درون خود به «کنشی» بیپایان ارجاع میدهد، و به لحاظ تاریخی، نوعی نوشتار سیال، مضمونمحور، و عمدتاً کوتاه که نامهای مشهوری مانند دو مونتنی، امرسون، بنیامین، وولف، الیوت، سونتاگ، لیسپکتور، فرنزن، مسکوب، براهنی، و مختاری و ... را نیز به دنبال میکشد. اما این توصیفات کلی به خودیخود چیز زیادی به ما نمیگوید، مسئله چگونگی تعینبخشیدن به آنها است: کنشِ بیپایان جستار در جستوجوی چیست؟ سیالیت آن از کجا میآید؟ مضامین آن کداماند؟
اکنون اگر با این پرسشها به استفادههای رایج از جستار نگاه کنیم، مکرراً به تعابیری از این دست بر میخوریم: روایت زندگی، بیان احساسات درونی، خاطرهنویسی، خیالپردازی مبتنی بر تجربهی شخصی، ارائهی نظرگاه منحصربهفرد نویسنده، و .... ظاهراً جستار چیزی از جنس دلنوشته تلقی میشود، حرکتی از درون به بیرون، یا شاید بهتر باشد بگوئیم پرتابی از درونِ نویسنده به امید فرود آمدن در درون خواننده. مصداق همان حکایت از دل برآمدن و بر دل نشستن.
اگر چنان که ما تصور میکنیم، برداشت غالب از جستار چنین چیزی باشد، آن وقت تفسیر آدورنو از «جستار در مقام فرم» را میتوان دفاعی از جستار علیه جستارنویسان خواند. او در عین اینکه همچنان از زندگی و پویایی و سیالیت و روشستیزیِ فرم جستار سخن میگوید، کنش بیپایان جستار را، نه بهسادگی تلاشی برای بیان درونیتِ ناب سوژه، که بازتابِ پیگیریِ همواره ناتمام ابژه میداند. برای او جستار نوشتاریست که در جستوجوی بیوقفهی ابژه فرم میگیرد.
در این کارگاه یکروزه، با همراهی مهسا اسدالهنژاد، سمیرا الیاسی، آیدین کیخایی، نوید نادری، و سیدمهدی یوسفی، جستارِ آدورنو دربارهی جستار را میخوانیم. شرکت در این کارگاه رایگان، اما ثبتنام در آن ضروری است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این کارگاه، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اکنون اگر با این پرسشها به استفادههای رایج از جستار نگاه کنیم، مکرراً به تعابیری از این دست بر میخوریم: روایت زندگی، بیان احساسات درونی، خاطرهنویسی، خیالپردازی مبتنی بر تجربهی شخصی، ارائهی نظرگاه منحصربهفرد نویسنده، و .... ظاهراً جستار چیزی از جنس دلنوشته تلقی میشود، حرکتی از درون به بیرون، یا شاید بهتر باشد بگوئیم پرتابی از درونِ نویسنده به امید فرود آمدن در درون خواننده. مصداق همان حکایت از دل برآمدن و بر دل نشستن.
اگر چنان که ما تصور میکنیم، برداشت غالب از جستار چنین چیزی باشد، آن وقت تفسیر آدورنو از «جستار در مقام فرم» را میتوان دفاعی از جستار علیه جستارنویسان خواند. او در عین اینکه همچنان از زندگی و پویایی و سیالیت و روشستیزیِ فرم جستار سخن میگوید، کنش بیپایان جستار را، نه بهسادگی تلاشی برای بیان درونیتِ ناب سوژه، که بازتابِ پیگیریِ همواره ناتمام ابژه میداند. برای او جستار نوشتاریست که در جستوجوی بیوقفهی ابژه فرم میگیرد.
در این کارگاه یکروزه، با همراهی مهسا اسدالهنژاد، سمیرا الیاسی، آیدین کیخایی، نوید نادری، و سیدمهدی یوسفی، جستارِ آدورنو دربارهی جستار را میخوانیم. شرکت در این کارگاه رایگان، اما ثبتنام در آن ضروری است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این کارگاه، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تاریخ نو شعر قدیم؛
۲-روانکاوی زبان و تاریخ فاجعه
بههدایت امیر کمالی
( ۶ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ نو شعر قدیم؛
۲-روانکاوی زبان و تاریخ فاجعه
بههدایت امیر کمالی
( ۶ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تاریخ نو شعر قدیم؛
۲-روانکاوی زبان و تاریخ فاجعه
بههدایت امیر کمالی
( ۶ جلسه)
بنا بر اعتبارات متعدد، دورهی میانی شعر کلاسیک فارسی مهمترین دورهی تاریخ آن است. نامدارترین شاعران تاریخ شعر فارسی بین قرنهای ششم تا نهم زیستهاند. اما این ایام، بهجز مسائل ادبی و فرهنگی، در بردارندهی برخی از مهمترین رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز بودهست. این مقطع را ما با پختگی شعر خراسانی زیر قلم و زبان عطار و مولانا، و تولد و سپس بلوغ درخشان سبک عراقی میشناسیم. اما آیا تمام سخن در خط و خال و طرهی معشوقکان شوخ و شیرین خلاصه میشود؟ چطور میشود واکنشی از این روحهای حساس به آن هجمهی خانمانسوز مغول، یا از مسائلی همچون قحطیها، شکنندگی اقتصادهای مبتنی بر کشاورزی یا از تغییرات پر آشوب سلاسل حاکمان در آن نشانی نباشد؟ اگر هست، کجاست که نشانی از آن در هزاران صفحهی تحلیل و تفسیر از شعر این دوره دیده نمیشود؟
دورهی دوم سلسلهگفتار «تاریخ نو شعر قدیم» به قرون شش تا نهم اختصاص دارد. طی شش جلسه میکوشیم ظرائف تاریخی، سیاسی و اجتماعی این قرنها را از عمیقترین لایههای درونی شعرِ این عصر استخراج کنیم. این تلاش در حقیقت علاوه بر کندوکاوهای خاستگاهپژوهانه، نیاز به شنیدن صدای پنهان شعر دارد. اما ویژگی اصلی این صدای پنهان، اینبار نه اشراقی و عرفانی بلکه بیشتر شبیه گفتار مراجع (آنالیزان) نزد روانکاو است. بنظر میرسد نقد راستین شعرِ گذشته، زمانی که این شعر خود را از تراز ادبیات به اسطوره برکشیده (یا فرو میکاهد)، ممکن نمیشود مگر از طریق روانکاوی آن. و اما روانکاوی شعر چه میتواند باشد؟!
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ نو شعر قدیم؛
۲-روانکاوی زبان و تاریخ فاجعه
بههدایت امیر کمالی
( ۶ جلسه)
بنا بر اعتبارات متعدد، دورهی میانی شعر کلاسیک فارسی مهمترین دورهی تاریخ آن است. نامدارترین شاعران تاریخ شعر فارسی بین قرنهای ششم تا نهم زیستهاند. اما این ایام، بهجز مسائل ادبی و فرهنگی، در بردارندهی برخی از مهمترین رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز بودهست. این مقطع را ما با پختگی شعر خراسانی زیر قلم و زبان عطار و مولانا، و تولد و سپس بلوغ درخشان سبک عراقی میشناسیم. اما آیا تمام سخن در خط و خال و طرهی معشوقکان شوخ و شیرین خلاصه میشود؟ چطور میشود واکنشی از این روحهای حساس به آن هجمهی خانمانسوز مغول، یا از مسائلی همچون قحطیها، شکنندگی اقتصادهای مبتنی بر کشاورزی یا از تغییرات پر آشوب سلاسل حاکمان در آن نشانی نباشد؟ اگر هست، کجاست که نشانی از آن در هزاران صفحهی تحلیل و تفسیر از شعر این دوره دیده نمیشود؟
دورهی دوم سلسلهگفتار «تاریخ نو شعر قدیم» به قرون شش تا نهم اختصاص دارد. طی شش جلسه میکوشیم ظرائف تاریخی، سیاسی و اجتماعی این قرنها را از عمیقترین لایههای درونی شعرِ این عصر استخراج کنیم. این تلاش در حقیقت علاوه بر کندوکاوهای خاستگاهپژوهانه، نیاز به شنیدن صدای پنهان شعر دارد. اما ویژگی اصلی این صدای پنهان، اینبار نه اشراقی و عرفانی بلکه بیشتر شبیه گفتار مراجع (آنالیزان) نزد روانکاو است. بنظر میرسد نقد راستین شعرِ گذشته، زمانی که این شعر خود را از تراز ادبیات به اسطوره برکشیده (یا فرو میکاهد)، ممکن نمیشود مگر از طریق روانکاوی آن. و اما روانکاوی شعر چه میتواند باشد؟!
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
Forwarded from Bidar
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی امیرعلی قاسمی با نیاز ساغری
شنبه ۲۷ اردیبهشت، ساعت۱۹ (آنلاین)
نیاز ساغری، متولد ۱۳۵۵ و فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه سینما تئاتر و کارشناسی ارشد انیمیشن از دانشگاه نیوپورت در بریتانیا است. او علاوه بر مشغولیت در زمینهی تولید و تدوین فیلم، چندین فیلم کوتاه مستند تجربی و فیلمِ بلند مستند کارگردانی کرده است و همچنین باکلکتیو هنرمندان تجربی بیف در شهر بریستول، در تجربههای چندرسانهای، نمایشهای مختلف، و برگزاری کارگاه فیلمسازی آنالوگ با فرمت سوپر 8 همکاری داشته است. نیاز ساغری در دههی گذشته، بیشتر با تمرکز بر استفاده از روشهای آنالوگ، ابزارهای از دور خارجشده و ظهور دستی نگاتیو، فیلمهای تجربی کوتاهی ساخته که برگرفته از تجربههای روزمره و زیستفرهنگیای است که اغلب در حاشیه قرارگرفته و بیاهمیت فرض میشوند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1904
گفتگوی امیرعلی قاسمی با نیاز ساغری
شنبه ۲۷ اردیبهشت، ساعت۱۹ (آنلاین)
نیاز ساغری، متولد ۱۳۵۵ و فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه سینما تئاتر و کارشناسی ارشد انیمیشن از دانشگاه نیوپورت در بریتانیا است. او علاوه بر مشغولیت در زمینهی تولید و تدوین فیلم، چندین فیلم کوتاه مستند تجربی و فیلمِ بلند مستند کارگردانی کرده است و همچنین باکلکتیو هنرمندان تجربی بیف در شهر بریستول، در تجربههای چندرسانهای، نمایشهای مختلف، و برگزاری کارگاه فیلمسازی آنالوگ با فرمت سوپر 8 همکاری داشته است. نیاز ساغری در دههی گذشته، بیشتر با تمرکز بر استفاده از روشهای آنالوگ، ابزارهای از دور خارجشده و ظهور دستی نگاتیو، فیلمهای تجربی کوتاهی ساخته که برگرفته از تجربههای روزمره و زیستفرهنگیای است که اغلب در حاشیه قرارگرفته و بیاهمیت فرض میشوند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1904
Forwarded from Bidar
نشست(آنلاین)
امروز شنبه ۲۷ اردیبهشت، ساعت۱۹ بهوقت تهران- ۱۷:۳۰ بهوقت اروپای مرکزی
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی امیرعلی قاسمی با نیاز ساغری
نیاز ساغری، متولد ۱۳۵۵ و فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه سینما تئاتر و کارشناسی ارشد انیمیشن از دانشگاه نیوپورت در بریتانیا است. او علاوه بر مشغولیت در زمینهی تولید و تدوین فیلم، چندین فیلم کوتاه مستند تجربی و فیلمِ بلند مستند کارگردانی کرده است و همچنین باکلکتیو هنرمندان تجربی بیف در شهر بریستول، در تجربههای چندرسانهای، نمایشهای مختلف، و برگزاری کارگاه فیلمسازی آنالوگ با فرمت سوپر 8 همکاری داشته است. نیاز ساغری در دههی گذشته، بیشتر با تمرکز بر استفاده از روشهای آنالوگ، ابزارهای از دور خارجشده و ظهور دستی نگاتیو، فیلمهای تجربی کوتاهی ساخته که برگرفته از تجربههای روزمره و زیستفرهنگیای است که اغلب در حاشیه قرارگرفته و بیاهمیت فرض میشوند.
♦️برای دریافت لینک با ما تماس بگیرید👇
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
@bidarschool
امروز شنبه ۲۷ اردیبهشت، ساعت۱۹ بهوقت تهران- ۱۷:۳۰ بهوقت اروپای مرکزی
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی امیرعلی قاسمی با نیاز ساغری
نیاز ساغری، متولد ۱۳۵۵ و فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه سینما تئاتر و کارشناسی ارشد انیمیشن از دانشگاه نیوپورت در بریتانیا است. او علاوه بر مشغولیت در زمینهی تولید و تدوین فیلم، چندین فیلم کوتاه مستند تجربی و فیلمِ بلند مستند کارگردانی کرده است و همچنین باکلکتیو هنرمندان تجربی بیف در شهر بریستول، در تجربههای چندرسانهای، نمایشهای مختلف، و برگزاری کارگاه فیلمسازی آنالوگ با فرمت سوپر 8 همکاری داشته است. نیاز ساغری در دههی گذشته، بیشتر با تمرکز بر استفاده از روشهای آنالوگ، ابزارهای از دور خارجشده و ظهور دستی نگاتیو، فیلمهای تجربی کوتاهی ساخته که برگرفته از تجربههای روزمره و زیستفرهنگیای است که اغلب در حاشیه قرارگرفته و بیاهمیت فرض میشوند.
♦️برای دریافت لینک با ما تماس بگیرید👇
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
@bidarschool
درسگفتار (آفلاین)
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
هیچ پژوهشی که به مرور تفکر چپ بپردازد نمیتواند صرفا آکادمیک باشد و ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک پیدا نکند. اصلا فرض روششناسانه بر این است که تاریخنگاری سیاسی همیشه ابعاد هنجاری و حتی ایدئولوژیک دارد. مورخِ آمریکایی، هیدن وایت تا آنجا پیش میرود که مدعی است مورخْ دیدگاه اخلاقی/هنجاریِ روایتش را انتخاب میکند و مثلا تصمیم میگیرد مارکسیست باشد. بهنظر میرسد اینگونه انتخاب دلبخواه نیست بلکه نوعی فرایند و برآیند تمام تجربیات و مشغلههای ذهنی و آموختههای مورخ است که به نوعی اجتنابناپذیر به پساذهنیت و چارچوب تاریخنوبسیاش جهت میدهد.
در تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران میباید آگاه بود که جریانی را روایت میکنیم که از نظر سیاسی شکست خورده و آنچه اهمیت دارد نوعی مقابله با «فراموشی تاریخی» است. در مکتب فکری مارکسیستی بهخصوص در دیدگاههای ملهم از چپِ نوی جهانی و متأثر از متفکران مکتب فرانکفورت، مارکسیسم اگزیستانسیالیستی سارتر، و یا صاحبنظران مجلهی New Left Review بهخصوص پری اندرسون، شکستهای تاریخی چپ همواره عادی بوده است. در این دیدگاه، انقلاب اکتبر و انقلاب چین علیرغم دستاوردهایشان الگوهای ناموفق سوسیالیسم بودند که برای تحقق آن هیچگونه تضمین و یا جبر تاریخی وجود نداشت. هربرت مارکوزه زمانی گفته بود «تاریخْ شرکتِ بیمه نیست که موفقیت مارکسیستها را تضمین کند.»
در این تاریخنگاری باید توجه داشت که "اندیشهی چپ" در متن فرهنگ و پراکتیس اجتماعی معنی پیدا میکند، بنابراین رد پای آن را در فعالیتهای سیاسی و حزبی، روزنامهنگاری، و آثار آکادمیک، ادبی و هنری باید جست و نه عمدتا در نوشتههای متفکرین بزرگ چپ. همچنین در تعریفمان میباید طیفهای وسیعی از چپ، سیوسیالیستها و کمونیستها، مارکسیستهای مستقل و غیر حزبی، سوسیالیستهای اسلامی، و نیز لیبرالها و ملیگرایان متمایل به چپ را در نظر بگیریم و با توجه به این تعریف است که تنوع و کثرتگرایی چپ آشکار میشود.
در این دوره و در بررسی کارنامهی فکری و عملی چپ، به تجدید نظر در روایتهای آشنا و رایج از تاریخ معاصر ایران خواهیم پرداخت. دراین روایتها غالبا به اشکال مختلف ادعا می شود که چپگرایان با فرهنگ و جامعهی ایرانی بیگانه بودهاند؛ تندروی آنها انقلاب مشروطه را به شکست کشاند؛ چپیها با ملیگرایی مخالفند؛ آنها از عوامل سقوط مصدق بودند؛ چپگرایان کورکورانه با شاه مخالفت میکردند؛ آنها انقلاب را بهراه انداختند و به استقرار جمهوری اسلامی کمک کردند. همچنین با تجدید نظر در این روایتها تلاش خواهیم کرد انتقاداتی بنیادی و اساسی به این کارنامه داشته باشیم و آنرا در تمام پیچیدگیها و تضادهایش مرور و صورتبندی کنیم.
جلسهی نخست: روششناسی و پیشفرضهای تاریخنگاری
جلسهی دوم: از انقلاب مشروطه تا برآمدن رضاشاه
جلسهی سوم: از تشکیل حزب توده تا انقلاب ۵۷
جلسهی چهارم: جمعبندی و پرسش و پاسخ
افشین متین عسگری، استادیار بازنشسته تاریخ و مذهب خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لسآنجلس است. او در چند دهه گذشته مقالات متعددی درباره سیاست ایران نگاشته است و همچنین نگارندهی کتاب «دانشجویان ایرانی مخالف شاه» در سال ۲۰۰۲ است. متین عسگری، پیشتر رسالهی دکترایش را دربارهی تاریخ جنبش دانشجویی ایران برای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس نگاشته بود که بر اساس آن کتابی به رشتهی تحریر درآورد و این کتاب توسط ارسطو آذری تحت عنوان «کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷–۱۳۳۲» به فارسی ترجمه شد. او در حال حاضر کتابی دربارهی تاریخ روابط ایران و آمریکا در دست چاپ دارد و به تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران ادامه میدهد که برخی یافتههای آن در درسگفتار او تحت عنوان «اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی» در مدرسهی بیدار عرضه میشود.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی
بههدایت افشین متین
( ۴ جلسه)
هیچ پژوهشی که به مرور تفکر چپ بپردازد نمیتواند صرفا آکادمیک باشد و ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک پیدا نکند. اصلا فرض روششناسانه بر این است که تاریخنگاری سیاسی همیشه ابعاد هنجاری و حتی ایدئولوژیک دارد. مورخِ آمریکایی، هیدن وایت تا آنجا پیش میرود که مدعی است مورخْ دیدگاه اخلاقی/هنجاریِ روایتش را انتخاب میکند و مثلا تصمیم میگیرد مارکسیست باشد. بهنظر میرسد اینگونه انتخاب دلبخواه نیست بلکه نوعی فرایند و برآیند تمام تجربیات و مشغلههای ذهنی و آموختههای مورخ است که به نوعی اجتنابناپذیر به پساذهنیت و چارچوب تاریخنوبسیاش جهت میدهد.
در تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران میباید آگاه بود که جریانی را روایت میکنیم که از نظر سیاسی شکست خورده و آنچه اهمیت دارد نوعی مقابله با «فراموشی تاریخی» است. در مکتب فکری مارکسیستی بهخصوص در دیدگاههای ملهم از چپِ نوی جهانی و متأثر از متفکران مکتب فرانکفورت، مارکسیسم اگزیستانسیالیستی سارتر، و یا صاحبنظران مجلهی New Left Review بهخصوص پری اندرسون، شکستهای تاریخی چپ همواره عادی بوده است. در این دیدگاه، انقلاب اکتبر و انقلاب چین علیرغم دستاوردهایشان الگوهای ناموفق سوسیالیسم بودند که برای تحقق آن هیچگونه تضمین و یا جبر تاریخی وجود نداشت. هربرت مارکوزه زمانی گفته بود «تاریخْ شرکتِ بیمه نیست که موفقیت مارکسیستها را تضمین کند.»
در این تاریخنگاری باید توجه داشت که "اندیشهی چپ" در متن فرهنگ و پراکتیس اجتماعی معنی پیدا میکند، بنابراین رد پای آن را در فعالیتهای سیاسی و حزبی، روزنامهنگاری، و آثار آکادمیک، ادبی و هنری باید جست و نه عمدتا در نوشتههای متفکرین بزرگ چپ. همچنین در تعریفمان میباید طیفهای وسیعی از چپ، سیوسیالیستها و کمونیستها، مارکسیستهای مستقل و غیر حزبی، سوسیالیستهای اسلامی، و نیز لیبرالها و ملیگرایان متمایل به چپ را در نظر بگیریم و با توجه به این تعریف است که تنوع و کثرتگرایی چپ آشکار میشود.
در این دوره و در بررسی کارنامهی فکری و عملی چپ، به تجدید نظر در روایتهای آشنا و رایج از تاریخ معاصر ایران خواهیم پرداخت. دراین روایتها غالبا به اشکال مختلف ادعا می شود که چپگرایان با فرهنگ و جامعهی ایرانی بیگانه بودهاند؛ تندروی آنها انقلاب مشروطه را به شکست کشاند؛ چپیها با ملیگرایی مخالفند؛ آنها از عوامل سقوط مصدق بودند؛ چپگرایان کورکورانه با شاه مخالفت میکردند؛ آنها انقلاب را بهراه انداختند و به استقرار جمهوری اسلامی کمک کردند. همچنین با تجدید نظر در این روایتها تلاش خواهیم کرد انتقاداتی بنیادی و اساسی به این کارنامه داشته باشیم و آنرا در تمام پیچیدگیها و تضادهایش مرور و صورتبندی کنیم.
جلسهی نخست: روششناسی و پیشفرضهای تاریخنگاری
جلسهی دوم: از انقلاب مشروطه تا برآمدن رضاشاه
جلسهی سوم: از تشکیل حزب توده تا انقلاب ۵۷
جلسهی چهارم: جمعبندی و پرسش و پاسخ
افشین متین عسگری، استادیار بازنشسته تاریخ و مذهب خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لسآنجلس است. او در چند دهه گذشته مقالات متعددی درباره سیاست ایران نگاشته است و همچنین نگارندهی کتاب «دانشجویان ایرانی مخالف شاه» در سال ۲۰۰۲ است. متین عسگری، پیشتر رسالهی دکترایش را دربارهی تاریخ جنبش دانشجویی ایران برای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس نگاشته بود که بر اساس آن کتابی به رشتهی تحریر درآورد و این کتاب توسط ارسطو آذری تحت عنوان «کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷–۱۳۳۲» به فارسی ترجمه شد. او در حال حاضر کتابی دربارهی تاریخ روابط ایران و آمریکا در دست چاپ دارد و به تاریخنگاری اندیشهی چپ در ایران ادامه میدهد که برخی یافتههای آن در درسگفتار او تحت عنوان «اندیشهی چپ در ایران؛ مروری تاریخی» در مدرسهی بیدار عرضه میشود.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
Forwarded from Bidar
پنجشنبه ۲۶ تیر، ساعت ۱۷ تا ۱۹
مدیر جلسه: زهره انواری
نویسندهی رساله :مرضیه مددی دارستانی
مطالعهی انسانشناختی درک و مواجههی دختران با مفهوم باکرگی؛ مطالعهی موردی دختران مجرد ۱۸ تا ۳۰ ساله
در طول تاریخ مسائل جنسی، تا به امروز مسئلهی بدن و به ویژه بدن زنانه همواره محل مناقشه بوده است. در عصر حاضر که تغییرات در ابعاد مختلف به صورت سرسام آوری رخ میدهد، تعریف و درک نسل جوان در ارتباط با بدن، نیازهای جنسی و هویتیابی متفاوت از نسل گذشته است. اگر نسل گذشته بدن زنانه را شرم آور تلقی می کرد و با مفاهیمی همچون نجابت، غیرت و ناموس سعی در کنترل بدنمندی داشت، امروزه جوانان به ویژه دختران از بدن خود برای بیان فردیت و گاهی به عنوان ابزاری از مقاومت در برابر قدرتهای مسلط در جامعه استفاده می کنند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1966
مدیر جلسه: زهره انواری
نویسندهی رساله :مرضیه مددی دارستانی
مطالعهی انسانشناختی درک و مواجههی دختران با مفهوم باکرگی؛ مطالعهی موردی دختران مجرد ۱۸ تا ۳۰ ساله
در طول تاریخ مسائل جنسی، تا به امروز مسئلهی بدن و به ویژه بدن زنانه همواره محل مناقشه بوده است. در عصر حاضر که تغییرات در ابعاد مختلف به صورت سرسام آوری رخ میدهد، تعریف و درک نسل جوان در ارتباط با بدن، نیازهای جنسی و هویتیابی متفاوت از نسل گذشته است. اگر نسل گذشته بدن زنانه را شرم آور تلقی می کرد و با مفاهیمی همچون نجابت، غیرت و ناموس سعی در کنترل بدنمندی داشت، امروزه جوانان به ویژه دختران از بدن خود برای بیان فردیت و گاهی به عنوان ابزاری از مقاومت در برابر قدرتهای مسلط در جامعه استفاده می کنند.
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarschool/1966
درسگفتار (آفلاین)
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
در این دوره علاوه بر کنکاشی عمیقتر در فلسفهی شتابگرا، بیش از هر چیز این اندیشه را از خلال تلاقی فلسفه و فیکشن، عقل فلسفی و تخیل داستانی، میخوانیم. اینجا تئوری و فیکشن ماشینی برای شتابدادن به اندیشه، زمان و ماده میسازند و باید پرسید اگر داستان صرفا بازنمایی ایدههای فلسفی نباشد، بلکه خود شکلی از هستیشناسی باشد چه خواهد شد؟ اگر فلسفه دیگر نتواند از بیرون سخن بگوید بلکه مجبور شود خود را از درون کائوسموس هوش/لیبیدو بیان کند چه؟
نقطهی عزیمت ما در این دوره نظریهی زمان دلوز است که سوژگی و تاریخ و حافظه را نه به ابژههایی دادهشده بلکه به شکافها و تاخوردگیهای زمانی تبدیل میکند. با دلوز و گتاری وارد دنیای ماشینهای میلگر، بدن بدون اندام و ماتریالیسم لیبیدویی میشویم تا از لیبیدو به رمزگان پل بزنیم. سپس به ورطهی سایبرنتیکی نیک لند فرو میرویم، فیلسوفی که ماتریالیسم لیبیدویی را به هوش نیهیلیستی شتاب تبدیل میکند و کاپیتالیسم را به جای یک نظام اقتصادی همچون حلقهی بازخورد سیارهای تابع زمان انتزاعی بازسازی میکند. با متونی تجربی از ادبیات، نظریه و فیکشن (از بورخس تا هربرت و لند) مفهوم هایپرستیشن را بررسی میکنیم که حلقهی بازخورد زمانی را باز میکند. فیکشن همچون برترین ابزار انتزاع به یک هوش ناانسانی میانجامد.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فلسفه و فیکشن؛
از ماتریالیسم لیبیدویی تا حادخرافه
بههدایت محمد جواد سیدی
۸ جلسه
در این دوره علاوه بر کنکاشی عمیقتر در فلسفهی شتابگرا، بیش از هر چیز این اندیشه را از خلال تلاقی فلسفه و فیکشن، عقل فلسفی و تخیل داستانی، میخوانیم. اینجا تئوری و فیکشن ماشینی برای شتابدادن به اندیشه، زمان و ماده میسازند و باید پرسید اگر داستان صرفا بازنمایی ایدههای فلسفی نباشد، بلکه خود شکلی از هستیشناسی باشد چه خواهد شد؟ اگر فلسفه دیگر نتواند از بیرون سخن بگوید بلکه مجبور شود خود را از درون کائوسموس هوش/لیبیدو بیان کند چه؟
نقطهی عزیمت ما در این دوره نظریهی زمان دلوز است که سوژگی و تاریخ و حافظه را نه به ابژههایی دادهشده بلکه به شکافها و تاخوردگیهای زمانی تبدیل میکند. با دلوز و گتاری وارد دنیای ماشینهای میلگر، بدن بدون اندام و ماتریالیسم لیبیدویی میشویم تا از لیبیدو به رمزگان پل بزنیم. سپس به ورطهی سایبرنتیکی نیک لند فرو میرویم، فیلسوفی که ماتریالیسم لیبیدویی را به هوش نیهیلیستی شتاب تبدیل میکند و کاپیتالیسم را به جای یک نظام اقتصادی همچون حلقهی بازخورد سیارهای تابع زمان انتزاعی بازسازی میکند. با متونی تجربی از ادبیات، نظریه و فیکشن (از بورخس تا هربرت و لند) مفهوم هایپرستیشن را بررسی میکنیم که حلقهی بازخورد زمانی را باز میکند. فیکشن همچون برترین ابزار انتزاع به یک هوش ناانسانی میانجامد.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
آثار فروهر بازتابی از انتقاد صریح او به نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که بهویژه با مضامین هویت، فقدان، و خشونت حکومتی درهم تنیده شدهاند. مرگ پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر، که از فعالان سیاسی منتقد حکومت بودند و در جریان قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰ به قتل رسیدند، نقش بنیادینی در شکلگیری نگاه هنری او ایفا کرده است. فرم پروانه که در آثارش بارها تکرار شده، هم به نام مادرش (پروانه) اشاره دارد و هم استعارهای از زندگیهای سلبشده و سرکوبشده در ایران معاصر است. در مجموعهای از آثارش که به حادثهی بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸ میپردازد، او از نماد پروانه برای بیان رنج و خشونت سیستماتیک استفاده کرده است.
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
پرستو فروهر، بهزاد خسروینوری، لطیفه ظفرعطایی، لیلا سیدزاده و گلرخ نفیسی در گفتگو با هلیا همدانی
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه هر اثر هنری خواهناخواه نشانه و شاهدی از زمانهی آفرینندهاش است، اما برای این مجموعه گفتوگوها، تصمیم گرفتم هنرمندانی را دعوت کنم که تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر، از مهمترین منابع الهام و مادهخام آثارشان است. این انتخاب به معنای شباهت میان آثار آنها نیست، بلکه تنها قراردادیست برای تمرکز و جهتدادن به مسیر گفتوگو. هنرمندانی که با بزرگواری دعوت من را پذیرفتهاند، از نسلهای مختلف میآیند؛ برخی شناختهشدهاند و برخی کمتر. روش و رسانهی بیانشان نیز متنوع است؛ از شهادتدهی و مستندسازی گرفته تا روایتهای طنزآمیز، تابآوری شاعرانه، و مراقبه از راه به یاد آوردن.
اطلاعات بیشتر👇
پرستو فروهر، بهزاد خسروینوری، لطیفه ظفرعطایی، لیلا سیدزاده و گلرخ نفیسی در گفتگو با هلیا همدانی
همانطور که هر اثر هنری در مواجهه و گفتوگو با دیگری از نو آفریده میشود، در گفتوگوی زنده با خالق اثر نیز، غالبا فرصتی پیش میآید تا بار دیگر به لحظهی خلاقهی اثر بازگردیم. گرچه هر اثر هنری خواهناخواه نشانه و شاهدی از زمانهی آفرینندهاش است، اما برای این مجموعه گفتوگوها، تصمیم گرفتم هنرمندانی را دعوت کنم که تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر، از مهمترین منابع الهام و مادهخام آثارشان است. این انتخاب به معنای شباهت میان آثار آنها نیست، بلکه تنها قراردادیست برای تمرکز و جهتدادن به مسیر گفتوگو. هنرمندانی که با بزرگواری دعوت من را پذیرفتهاند، از نسلهای مختلف میآیند؛ برخی شناختهشدهاند و برخی کمتر. روش و رسانهی بیانشان نیز متنوع است؛ از شهادتدهی و مستندسازی گرفته تا روایتهای طنزآمیز، تابآوری شاعرانه، و مراقبه از راه به یاد آوردن.
اطلاعات بیشتر👇
در دل این گفتوگوها، آنچه برای من اهمیت دارد نه صرفاً بازخوانی یک اثر، که مواجهه با شیوهای از اندیشیدن است که در خلال اثر شکل گرفته، و حال در لحظهی گفتوگو میتواند از نو و با ما به حرکت درآید. امید دارم این گفتگوها نه تنها امکان تماشای دوبارهی آثار را فراهم کند، بلکه کنشی جمعی باشد؛ تجربهای همزمان از دیدن، شنیدن، و پرسشکردن در کنار دیگران. با توجه به محدودیت زمانی برنامه، در هر نشست تنها به برخی از آثارِ هنرمند خواهیم پرداخت.
هنرمندان منتخب:
پرستو فروهر / بهزاد خسروینوری/ لطیفه ظفرعطایی/ لیلا سیدزاده / گلرخ نفیسی
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
هنرمندان منتخب:
پرستو فروهر / بهزاد خسروینوری/ لطیفه ظفرعطایی/ لیلا سیدزاده / گلرخ نفیسی
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
هنر در گفتگو | نشست با هنرمندان امروز
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
گفتگوی هلیا همدانی با پرستو فروهر
شنبه ۴ مرداد، ساعت ۱۹
پرستو فروهر (متولد ۱۳۴۱ در تهران) هنرمند ایرانیِ ساکن آلمان است که از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) در آن کشور زندگی و فعالیت میکند. او از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ (۱۹۸۴–۱۹۹۰) در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد و از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ (۱۹۹۲–۱۹۹۴) دورهی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هنر و طراحی اوفنباخ گذراند.
فروهر بین سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ (۱۹۹۵–۲۰۰۰) عضو بنیانگذار پروژهی هنری «فاراتهاله» در اوفنباخ بوده و در طی فعالیت حرفهای خود بورسیهها و اقامتهای هنری معتبری دریافت کرده است، از جمله بورسیهی بنیاد فرهنگی ایالت هِسِن (۲۰۰۱)، بنیاد «کونستفوندس» آلمان، بنیاد «کونستلِرهاوس شلوس بالمورال» در باد اِمز (۲۰۰۴)، مرکز هنری «گِرتروود» در ملبورن (۲۰۰۵)، اقامت هنری در رم توسط بنیاد «ویلا ماسیمو» (۲۰۰۶)، و بورس تبادل فرهنگی ایالت برلین برای سفر به استانبول. (۲۰۰۷).
اطلاعات بیشتر👇
آثار فروهر بازتابی از انتقاد صریح او به نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است که بهویژه با مضامین هویت، فقدان، و خشونت حکومتی درهم تنیده شدهاند. مرگ پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر، که از فعالان سیاسی منتقد حکومت بودند و در جریان قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰ به قتل رسیدند، نقش بنیادینی در شکلگیری نگاه هنری او ایفا کرده است. فرم پروانه که در آثارش بارها تکرار شده، هم به نام مادرش (پروانه) اشاره دارد و هم استعارهای از زندگیهای سلبشده و سرکوبشده در ایران معاصر است. در مجموعهای از آثارش که به حادثهی بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸ میپردازد، او از نماد پروانه برای بیان رنج و خشونت سیستماتیک استفاده کرده است.
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در سال ۲۰۱۲، فروهر جایزهی «سوفی فون لا روش» از شهر اوفنباخ را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۵ در فلوشیپ هنری «مرکز برودسکی» در دانشگاه «راتگرز» (نیوجرسی) شرکت داشته است. او در سال ۲۰۱۷ در اقامت هنری «کرتستتورم» در شهر «اشتاین آم راین» (سوئیس) حضور داشت، از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ استاد برنامهی پژوهشی هنرهای تجسمی در دانشگاه هنر «ماینتس» بود و در سال ۲۰۲۲ بهعنوان حامی رویداد «روزهای تبعید» در فرانکفورت برگزیده شد.
زبان تصویری فروهر در نگاه نخست شاعرانه، خوشرنگ و زیبا بهنظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، به بیرحمی، سرکوب، و درد میپردازد. او از عناصر هنرهای سنتی ایرانی مانند خطاطی اسلامی و نگارگری بهره میبرد تا نشان دهد چگونه زیباییهای فرهنگی میتوانند گاه به لاپوشانی سرکوب فردیت و تحمیل هویت استاندارد تبدیل شوند. فروهر با رسانههای گوناگون از جمله چیدمانهای مکان محور، انیمیشن، نقاشی دیجیتال، عکاسی و طراحی به خلق آثارش میپردازد. آثار او جنبهی خودزندگینامهای دارند و در عین حال مسئلهی شهروندی، مهاجرت، و سیاست را در بستر جهانی مورد بررسی قرار میدهند.
او نمایشگاههای انفرادی در مکانهایی چون مرکز فرهنگی «استاوانگِر» (نروژ)، گالری طراحان آزاد(تهران)، موزهی «هامبورگر بانهوف» (برلین)، بنیاد مرتز در تورین و موزهی لایتنهاووس در لندن برگزار کرده است. همچنین در نمایشگاههای گروهی متعددی در هلند، اتریش، ترکیه، ایالات متحده، و استرالیا شرکت داشته است. آثار او در مجموعههای دائمی موزهی «کوئینزلند» (استرالیا)، «بلوِدر» (وین)، موزهی ایالتی «بادِن» (کارلسروهه)، موزهی هنر مدرن فرانکفورت، و مجموعهی هنری بانک «دویچه» نیز نگهداری میشود. فروهر همچنین در فستیوالها و بینالهای معتبری از جمله پنجمین بینال مسکو و هفتمین بینال گوتبرگ در ۲۰۱۵، چهارمین بینال ماردین در ۲۰۱۸ و سهسالانه گنگوون در جمهوری کره در ۲۰۲۴حضور داشته است.
دربارهی گرداننده:
هلیا همدانی مورخ هنر، پژوهشگر و کیورتور در تهران و رُم به فعالیت میپردازد. او فارغالتحصیل طراحی صنعتی از دانشگاه هنر و تاریخ هنر از دانشگاه ساپینزای شهر رم است. رسالهی کارشناسی تاریخ هنرش دربارهی "شهادتدهی با هنر" و رسالهی کارشناسی ارشد او دربارهی "بازخوانی زیباییشناسی رابطههای وابسته" بود. او سال گذشته پروژه دکتری خود را با موضوع "تاریخ هنرنگاری در ایران با تمرکز بر کوششهای رویین پاکباز" به پایان رسانده است. برای مجلات مختلفی به زبانهای فارسی، ایتالیایی و انگلیسی دربارهی هنرهای تجسمی مینویسد و به عنوان کیورتور مستقل بیش از سی کارنمای انفرادی و گروهی در ایران و ایتالیا برای هنرمندان از فرهنگهای مختلف برگزار کردهاست.
هلیا همدانی به طور اخص به مباحث میانفرهنگی میپردازد و در زمینهی آموزش میانفرهنگی با مهاجران با گروهی پژوهشی در مدارس دولتی شهر رُم کارگاههایی برگزار کرده است. وی همچنین کیورتور چند اقامت هنری(رزیدنسی) در جنوب ایتالیا بوده است و در همکاری با اقامت فرهنگی «بریج آرت» در سیسیل در سال ۱۳۹۷ با پروژهی گذر از مرزها در بخش جنبی دوازدهمین دوسالانهی مانیفستا شرکت کرده است.
برای شرکت در این نشست بهصورت آنلاین با ما تماس بگیرید:
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
سالها پیش این حکم مطرح شد که «در شرایط امروز و تا آیندهی قابل پیشبینی، ترجمه یگانه شکل حقیقی تفکّر برای ماست». معانی گوناگون مفهوم ترجمه و ابهامات مربوط بدان همین حکم را نیز بیش از اندازه تفسیرپذیر ساخت. پسزمینهی هرمنوتیکی صدور این حکم، که از قضا خیلی زود جایش را به برداشتی سیاسیتر و رادیکالتر از ترجمه بخشید، به این تصوّر دامن زد که مسأله در نهایت چیزی نیست جز انتقال خرد و حکمت غربی به داخل.
از همین رو بود که در همان زمان بر ضرورت ترجمهی «ذخایر فرهنگی» خودمان از سعدی و حافظ گرفته تا بیهقی و ملّاصدرا نیز تأکید شد. درسگفتاری که تحت عنوان «نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی » برگزار خواهد شد تا حدّی در حکم تحقّق همین نکته است. امّا در راستای تحوّل ایدهی ترجمه/تفکّر و رادیکالتر شدن آن – به ویژه با توجّه به تورّمی که بازار عقاید را در برگرفته و قیمت ترجمه را تقریباً به صفر رسانده است – اکنون با چیزی بیش از نیاز هرمنوتیکی به فهم گذشتهی خودمان روبروییم.
مسألهی اصلی، با رجوع به تمثیل بس گویای بنیامین، درگیر شدن واقعی با «ذخایر فرهنگی» گذشتگان است که اینک به اشیای متبرّک بدل شدهاند. همانند کتابهایی که بار چارپایانند یا در مقام اشیای زینتی در قفسهی موزهها جا گرفتهاند، این ذخایر فرهنگی باید بر زمین گذاشته شوند تا بتوان آنها را دستکاری کرد. این دستکاری که همهچیز از دستمالی تا تعمیر و تخریب و حتّی به دور افکندن را در بردارند خود مهمترین ویژگی «تجربهی مدرنیته» است. از این رو، در این درسگفتار خواهیم کوشید با تکیه به جریانی که میتوان آن را به طور کلّی سنّت نظریهی انتقادی نامید و آشنایی هر کداممان با رشتههای گوناگون سازندهی این سنّت، به سراغ شاهنامهی فردوسی رویم.
برخورد نظریهی انتقادی با سویههایی از متن شاهنامهی فردوسی به مثابه بخشی از تاریخ ادبی ما، خود بهواقع فقط زمانی میتواند جزئی از تجربهی تاریخ زیسته محسوب شود که نه فقط آینده بلکه گذشته را نیز از منظر رخدادهایی مشاهده کند که پیوستار زمان را گسستهاند و آن را به تاریخ بدل ساختهاند. بنابرین و بر اساس تاریخ معاصرمان، فقط با تکیه بر رخداد شعر نو که با نام نیما گره خورده است، و در سطحی گستردهتر با تکیه بر انقلاب مشروطه و رخدادهای پس از آن میتوان با شاهنامهی فردوسی و قابلیتهای نظری، تاریخی و سیاسی نهفته در آن روبرو شد.
نقش ایدئولوژیک شعر در شکلگیری نهادهای اجتماعی و سیاسی – که مقولهی «شاعر ملّی» گواهی بر آن است – این امکان را فراهم میسازد تا تفسیر شاهنامه از حیطهی ادبیات صرف فراتر رود و بتوان نحوهی پیوند سویههای گوناگون شاهنامه را با جریانهای ایدئولوژیک امروزی به ویژه ملّیگرایی بررسی کرد.
با توجّه به آنچه گفته شد و همچنین با نیم نگاهی به ماجرای نقد شاملو از فردوسی و هیاهویی که بر سر آن به پا شد، باید بر این نکته تأکید کرد که قصد ما از ممکن ساختن شکل خاصی از مواجههی نظریهی انتقادی با شاهنامهی فردوسی نه فقط به پروژههایی همچون تصحیح نسخ، ایجاد بنیاد شاهنامهشناسی و از این قبیل - که از قضا غالباً به واسطهی بودجههای کلان با ساختارهای قدرت مرتبطند – بیربط است بلکه به شکلی سراپا آگاهانه و تعمدا سر آن دارد که بیشتر همچون ژستی انتقادی دیده شود تا طرح جدیدی برای ستایش از مفاخر فرهنگی. البته نباید از یاد برد که «ژست» فقط در معنایی برشتی-بنیامینی آن میتواند نظریه و عمل و شعر و سیاست را به هم گره زند.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
نیما پرژام متولّد ۱۳۵۵ و فارغ التحصیل رشتهی مهندسی مکانیک است. او از اوایل دههی نود کار ترجمه و نگارش متون نظری گوناگون را در زمینهی مارکسیسم و تفکّر انتقادی آغاز کرد و از آن زمان تا کنون با نشریات مختلفی نظیر «حرفه: هنرمند» و «سینما و ادبیات» همکاری کرده است. او مدّتی در «هنرستان هنرهای زیبا» به تدریس «ادبیات جهانی» اشتغال داشت. موضوعات مورد علاقهی او عمدتاً شامل فلسفه، جنبشهای سیاسی، نقد ادبی و روانکاوی است.
نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی
بههدایت مراد فرهادپور و نیما پرژام
۴ جلسه
سالها پیش این حکم مطرح شد که «در شرایط امروز و تا آیندهی قابل پیشبینی، ترجمه یگانه شکل حقیقی تفکّر برای ماست». معانی گوناگون مفهوم ترجمه و ابهامات مربوط بدان همین حکم را نیز بیش از اندازه تفسیرپذیر ساخت. پسزمینهی هرمنوتیکی صدور این حکم، که از قضا خیلی زود جایش را به برداشتی سیاسیتر و رادیکالتر از ترجمه بخشید، به این تصوّر دامن زد که مسأله در نهایت چیزی نیست جز انتقال خرد و حکمت غربی به داخل.
از همین رو بود که در همان زمان بر ضرورت ترجمهی «ذخایر فرهنگی» خودمان از سعدی و حافظ گرفته تا بیهقی و ملّاصدرا نیز تأکید شد. درسگفتاری که تحت عنوان «نظریهی انتقادی و شاهنامهی فردوسی » برگزار خواهد شد تا حدّی در حکم تحقّق همین نکته است. امّا در راستای تحوّل ایدهی ترجمه/تفکّر و رادیکالتر شدن آن – به ویژه با توجّه به تورّمی که بازار عقاید را در برگرفته و قیمت ترجمه را تقریباً به صفر رسانده است – اکنون با چیزی بیش از نیاز هرمنوتیکی به فهم گذشتهی خودمان روبروییم.
مسألهی اصلی، با رجوع به تمثیل بس گویای بنیامین، درگیر شدن واقعی با «ذخایر فرهنگی» گذشتگان است که اینک به اشیای متبرّک بدل شدهاند. همانند کتابهایی که بار چارپایانند یا در مقام اشیای زینتی در قفسهی موزهها جا گرفتهاند، این ذخایر فرهنگی باید بر زمین گذاشته شوند تا بتوان آنها را دستکاری کرد. این دستکاری که همهچیز از دستمالی تا تعمیر و تخریب و حتّی به دور افکندن را در بردارند خود مهمترین ویژگی «تجربهی مدرنیته» است. از این رو، در این درسگفتار خواهیم کوشید با تکیه به جریانی که میتوان آن را به طور کلّی سنّت نظریهی انتقادی نامید و آشنایی هر کداممان با رشتههای گوناگون سازندهی این سنّت، به سراغ شاهنامهی فردوسی رویم.
برخورد نظریهی انتقادی با سویههایی از متن شاهنامهی فردوسی به مثابه بخشی از تاریخ ادبی ما، خود بهواقع فقط زمانی میتواند جزئی از تجربهی تاریخ زیسته محسوب شود که نه فقط آینده بلکه گذشته را نیز از منظر رخدادهایی مشاهده کند که پیوستار زمان را گسستهاند و آن را به تاریخ بدل ساختهاند. بنابرین و بر اساس تاریخ معاصرمان، فقط با تکیه بر رخداد شعر نو که با نام نیما گره خورده است، و در سطحی گستردهتر با تکیه بر انقلاب مشروطه و رخدادهای پس از آن میتوان با شاهنامهی فردوسی و قابلیتهای نظری، تاریخی و سیاسی نهفته در آن روبرو شد.
نقش ایدئولوژیک شعر در شکلگیری نهادهای اجتماعی و سیاسی – که مقولهی «شاعر ملّی» گواهی بر آن است – این امکان را فراهم میسازد تا تفسیر شاهنامه از حیطهی ادبیات صرف فراتر رود و بتوان نحوهی پیوند سویههای گوناگون شاهنامه را با جریانهای ایدئولوژیک امروزی به ویژه ملّیگرایی بررسی کرد.
با توجّه به آنچه گفته شد و همچنین با نیم نگاهی به ماجرای نقد شاملو از فردوسی و هیاهویی که بر سر آن به پا شد، باید بر این نکته تأکید کرد که قصد ما از ممکن ساختن شکل خاصی از مواجههی نظریهی انتقادی با شاهنامهی فردوسی نه فقط به پروژههایی همچون تصحیح نسخ، ایجاد بنیاد شاهنامهشناسی و از این قبیل - که از قضا غالباً به واسطهی بودجههای کلان با ساختارهای قدرت مرتبطند – بیربط است بلکه به شکلی سراپا آگاهانه و تعمدا سر آن دارد که بیشتر همچون ژستی انتقادی دیده شود تا طرح جدیدی برای ستایش از مفاخر فرهنگی. البته نباید از یاد برد که «ژست» فقط در معنایی برشتی-بنیامینی آن میتواند نظریه و عمل و شعر و سیاست را به هم گره زند.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
نیما پرژام متولّد ۱۳۵۵ و فارغ التحصیل رشتهی مهندسی مکانیک است. او از اوایل دههی نود کار ترجمه و نگارش متون نظری گوناگون را در زمینهی مارکسیسم و تفکّر انتقادی آغاز کرد و از آن زمان تا کنون با نشریات مختلفی نظیر «حرفه: هنرمند» و «سینما و ادبیات» همکاری کرده است. او مدّتی در «هنرستان هنرهای زیبا» به تدریس «ادبیات جهانی» اشتغال داشت. موضوعات مورد علاقهی او عمدتاً شامل فلسفه، جنبشهای سیاسی، نقد ادبی و روانکاوی است.