درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
برسون و انتزاع در سینمای داستانی
بههدایت سارا قاضی اسدالهی
۴ جلسه
از ۱۳ آبان ۱۴۰۳
یکشنبهها: ۱۸ تا ۲۰
«-صنعتگری مرده است. قرصنانهای شاردن، گلهای صدتومانی مانه، صندلیها و کفشهای ونگوگ، همه تمام شده است. من طرفدار هنری بالغ هستم، هنری که با زمان خود هماهنگ باشد، هنری که در تماس با طبیعت از هم نمیپاشد، بلکه به معنای ساده، حاصل ملاقات نقاش و یک مفهوم است. میفهمی؟... چیزی که مهم است نه شیء است و نه نقاش، بلکه ژستی (کنش خلاقانهی هنرمند) است که حضور را از شیء میگیرد و در فضایی که (این کنش) آن را محصور کرده و از آن حمایت میکند، معلق میماند. میفهمی؟... نه آن شیء که آنجاست، نه نقاشی که آنجاست، بلکه نقاش و شیئی که آنجا نیست. غیاب قابل تصور آنهاست که اثر را میسازد. اثری که از لحاظ حسی به گونهای ساختار یافته یک کل روشنگر و مشخصاً منسجم را تشکیل دهد. میفهمی؟... به این لکهها نگاه کن....کار تو هستند؟ -بله. و هر چه این لکهها کوچکتر، دنیایی که میتوانند به آن تعلق داشته باشند، وسیعتر. کسی لکه را نمیبیند. آدم آنچه را که آنجا نیست میبیند. ناگزیر... و بخاطر همین است که ما، ما نقاشها، موظفیم به شکل بنیادین، با به روزرسانی روند تغییر عملکرد هنر، مسائل هنر را تا جایی که بتوانیم باز تعریف کنیم».
این دیالوگ، که بیشتر شبیه خطابهای شخصی است تا مکالمهای دو نفره، قسمتی از گفتگوی دو هنرمند در فیلم «چهار شب یک رویابین» اثر روبر برسون است، که به سادگی منتقدان و تحلیلگران آثار برسون را وسوسه میکند تا آن را به مثابه مانیفست برسون از زبان بازیگر یا «مدل» فیلمش تفسیر کنند. زیرا برسون، فیلمسازی بود که نقاشی را خیلی زود، به دلیل ناتوانی این رسانه در انتقال آنچه او در ذهن داشت، رها کرد و به سینما روی آورد و تمام عمر هنری خود را صرف جستجو و نمایان کردن آنچه «ذات/جوهر» سینما مینامید کرد. جوهری که در نهایت قرار بود سینما را از وابستگی به دیگر هنرها، به ویژه نقاشی و تئاتر، آزاد کند و آن را به سینماتوگراف، «نوشتن با دوربین» برساند.
درک رسالت و جهانبینی برسون، هنرمندی که ارزش هنر را نه در نشاندادن مستقیم، بلکه در پنهانسازی و به تأخیر انداختن معنا میدید، نمیتواند به سادگی و با خوانش سطحی این گفتگو یا نگاهی سرسری به آثارش به دست آید. از همین روست که آثار برسون در طول دورههای مختلف بستری برای گفتوگوهای متفاوتی شدهاند که هر یک به لایهای از عمق آثار او پرداختهاند.
از طرفی نگاه ما به سینمای برسون لاجرم نگاهی استعلایی است؛ همانطور که پل شریدر نیز در کتاب خود «سبک متعالی در سینما: ازو، برسون، درایر»، فیلمهای برسون را به عنوان برجستهترین نمونههای سینمای متعالی/ترنسندنتال، در کنار آثار یاسوجیرو اوزو و کارل تئودور درایر قرار میدهد. شریدر بیان میکند که برسون، با استفاده از سبکی ساده، مینیمالیستی، و زاهدانه، تجربهای عمیق و معنوی را در مخاطب برمیانگیزد و با استفاده از تکنیکهایی همچون فاصلهگذاری، مدل به جای بازیگر، مونتاژهای حذفی، و پرهیز از روایتهای دراماتیک و تنشزا، بیننده را به سوی تجربهای متعالی از فرم و نمادهای سینمایی سوق میدهد.
از طرف دیگر در رویکرد پدیدارشناسانهی فیلسوفی چون ژان لوک نانسی، آثار برسون از دریچهای تحلیل میشود که تمرکز آن بر مبنای حضور و غیاب و نحوهی ظهور پدیدهها در تجربهی زیسته است. نانسی معتقد است که برسون با کاستن از ابزارهای نمایشی و تمرکز بر جزئیات کوچک زندگی روزمره، جهان را بهگونهای نمایان میکند که مخاطب آن را نه از طریق احساسات معمول، بلکه به شکل تجربهای مستقیم و بیواسطه لمس میکند. در این رویکرد، برسون بیننده را دعوت میکند تا به عمق جهان و تجربههای درونی شخصیتهایش نفوذ کند.
اما برسون، با عبور از عکاسی و نقاشی و حضور در دنیای سورئالیستها و تجربهی خلق آثار نقاشی که هرگز به نمایش در نیامدند، در جستجوی جوهر سینما، انتزاع را نیز در قلب سینمای داستانی خود خلق میکند. او عناصر فیلم را به جوهر اصلیشان بازمیگرداند و آثاری را خلق میکند که قبل از اینکه مسیری به سوی رستگاری، جستجوی معنا یا رنج باشند، به خودی خود فرمهای سینماییای هستند که بین انتزاع و بازنمایی در نوساناند.
در این درسگفتار با نگاهی به موضوعات و فیلمهای زیر، به بررسی انتزاع در سینمای برسون خواهیم پرداخت:
۱. نقطه: منشأ فرم یا نقطهی عطف نمودار/ وقتی فرم تغییر جهت میدهد.
۲. خط، بافت، طراحی/ نگاهی به «خاطرات کشیش روستا» (۱۹۵۱)
۳. شکل/فرم: زمانی که صحنهپردازی در فضای هندسی تا میشود/ نگاهی به «ناگهان، بالتازار» (۱۹۶۶)
۴. رنگ به مثابه فرم انتزاعی/ نگاهی به «پول» (۱۹۸۳)
@bidarschool
@bidarcourses
درباره مدرس 👇
برسون و انتزاع در سینمای داستانی
بههدایت سارا قاضی اسدالهی
۴ جلسه
از ۱۳ آبان ۱۴۰۳
یکشنبهها: ۱۸ تا ۲۰
«-صنعتگری مرده است. قرصنانهای شاردن، گلهای صدتومانی مانه، صندلیها و کفشهای ونگوگ، همه تمام شده است. من طرفدار هنری بالغ هستم، هنری که با زمان خود هماهنگ باشد، هنری که در تماس با طبیعت از هم نمیپاشد، بلکه به معنای ساده، حاصل ملاقات نقاش و یک مفهوم است. میفهمی؟... چیزی که مهم است نه شیء است و نه نقاش، بلکه ژستی (کنش خلاقانهی هنرمند) است که حضور را از شیء میگیرد و در فضایی که (این کنش) آن را محصور کرده و از آن حمایت میکند، معلق میماند. میفهمی؟... نه آن شیء که آنجاست، نه نقاشی که آنجاست، بلکه نقاش و شیئی که آنجا نیست. غیاب قابل تصور آنهاست که اثر را میسازد. اثری که از لحاظ حسی به گونهای ساختار یافته یک کل روشنگر و مشخصاً منسجم را تشکیل دهد. میفهمی؟... به این لکهها نگاه کن....کار تو هستند؟ -بله. و هر چه این لکهها کوچکتر، دنیایی که میتوانند به آن تعلق داشته باشند، وسیعتر. کسی لکه را نمیبیند. آدم آنچه را که آنجا نیست میبیند. ناگزیر... و بخاطر همین است که ما، ما نقاشها، موظفیم به شکل بنیادین، با به روزرسانی روند تغییر عملکرد هنر، مسائل هنر را تا جایی که بتوانیم باز تعریف کنیم».
این دیالوگ، که بیشتر شبیه خطابهای شخصی است تا مکالمهای دو نفره، قسمتی از گفتگوی دو هنرمند در فیلم «چهار شب یک رویابین» اثر روبر برسون است، که به سادگی منتقدان و تحلیلگران آثار برسون را وسوسه میکند تا آن را به مثابه مانیفست برسون از زبان بازیگر یا «مدل» فیلمش تفسیر کنند. زیرا برسون، فیلمسازی بود که نقاشی را خیلی زود، به دلیل ناتوانی این رسانه در انتقال آنچه او در ذهن داشت، رها کرد و به سینما روی آورد و تمام عمر هنری خود را صرف جستجو و نمایان کردن آنچه «ذات/جوهر» سینما مینامید کرد. جوهری که در نهایت قرار بود سینما را از وابستگی به دیگر هنرها، به ویژه نقاشی و تئاتر، آزاد کند و آن را به سینماتوگراف، «نوشتن با دوربین» برساند.
درک رسالت و جهانبینی برسون، هنرمندی که ارزش هنر را نه در نشاندادن مستقیم، بلکه در پنهانسازی و به تأخیر انداختن معنا میدید، نمیتواند به سادگی و با خوانش سطحی این گفتگو یا نگاهی سرسری به آثارش به دست آید. از همین روست که آثار برسون در طول دورههای مختلف بستری برای گفتوگوهای متفاوتی شدهاند که هر یک به لایهای از عمق آثار او پرداختهاند.
از طرفی نگاه ما به سینمای برسون لاجرم نگاهی استعلایی است؛ همانطور که پل شریدر نیز در کتاب خود «سبک متعالی در سینما: ازو، برسون، درایر»، فیلمهای برسون را به عنوان برجستهترین نمونههای سینمای متعالی/ترنسندنتال، در کنار آثار یاسوجیرو اوزو و کارل تئودور درایر قرار میدهد. شریدر بیان میکند که برسون، با استفاده از سبکی ساده، مینیمالیستی، و زاهدانه، تجربهای عمیق و معنوی را در مخاطب برمیانگیزد و با استفاده از تکنیکهایی همچون فاصلهگذاری، مدل به جای بازیگر، مونتاژهای حذفی، و پرهیز از روایتهای دراماتیک و تنشزا، بیننده را به سوی تجربهای متعالی از فرم و نمادهای سینمایی سوق میدهد.
از طرف دیگر در رویکرد پدیدارشناسانهی فیلسوفی چون ژان لوک نانسی، آثار برسون از دریچهای تحلیل میشود که تمرکز آن بر مبنای حضور و غیاب و نحوهی ظهور پدیدهها در تجربهی زیسته است. نانسی معتقد است که برسون با کاستن از ابزارهای نمایشی و تمرکز بر جزئیات کوچک زندگی روزمره، جهان را بهگونهای نمایان میکند که مخاطب آن را نه از طریق احساسات معمول، بلکه به شکل تجربهای مستقیم و بیواسطه لمس میکند. در این رویکرد، برسون بیننده را دعوت میکند تا به عمق جهان و تجربههای درونی شخصیتهایش نفوذ کند.
اما برسون، با عبور از عکاسی و نقاشی و حضور در دنیای سورئالیستها و تجربهی خلق آثار نقاشی که هرگز به نمایش در نیامدند، در جستجوی جوهر سینما، انتزاع را نیز در قلب سینمای داستانی خود خلق میکند. او عناصر فیلم را به جوهر اصلیشان بازمیگرداند و آثاری را خلق میکند که قبل از اینکه مسیری به سوی رستگاری، جستجوی معنا یا رنج باشند، به خودی خود فرمهای سینماییای هستند که بین انتزاع و بازنمایی در نوساناند.
در این درسگفتار با نگاهی به موضوعات و فیلمهای زیر، به بررسی انتزاع در سینمای برسون خواهیم پرداخت:
۱. نقطه: منشأ فرم یا نقطهی عطف نمودار/ وقتی فرم تغییر جهت میدهد.
۲. خط، بافت، طراحی/ نگاهی به «خاطرات کشیش روستا» (۱۹۵۱)
۳. شکل/فرم: زمانی که صحنهپردازی در فضای هندسی تا میشود/ نگاهی به «ناگهان، بالتازار» (۱۹۶۶)
۴. رنگ به مثابه فرم انتزاعی/ نگاهی به «پول» (۱۹۸۳)
@bidarschool
@bidarcourses
درباره مدرس 👇
سارا قاضی اسدالهی متولد ۱۳۶۳ در تهران و ساکن آتلانتا در آمریکا است.
او فارغالتحصیل رشتهی نقاشی از دانشگاه هنر تهران در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد است و کارشناسی ارشد دوم خود را نیز از دانشگاه واشنگتن در سنتلوییز دریافت کرده است. او در حال حاضر کاندیدای دکترا در رشتهی مطالعات فیلم و رسانه در دانشگاه جورجیا استیت است و در پژوهشهای خود به رابطهی فرمی بین هنر و سینما میپردازد. او همچنین نمایشگاههای متعدد انفرادی و گروهی در داخل و خارج ایران، در طیف گستردهای از رسانهها اعم از نقاشی، مجسمه، ویدئو و اینستالیشن در کارنامهی خود دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
او فارغالتحصیل رشتهی نقاشی از دانشگاه هنر تهران در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد است و کارشناسی ارشد دوم خود را نیز از دانشگاه واشنگتن در سنتلوییز دریافت کرده است. او در حال حاضر کاندیدای دکترا در رشتهی مطالعات فیلم و رسانه در دانشگاه جورجیا استیت است و در پژوهشهای خود به رابطهی فرمی بین هنر و سینما میپردازد. او همچنین نمایشگاههای متعدد انفرادی و گروهی در داخل و خارج ایران، در طیف گستردهای از رسانهها اعم از نقاشی، مجسمه، ویدئو و اینستالیشن در کارنامهی خود دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Audio
فایل صوتی نشست و گفتگو دربارهی کتاب «زنان سیبیلو و مردان بیریش؛ نگرانیهای جنسیتی در مدرنیتهی ایرانی»
در این نشست که پس از متنخوانی جمعی کتاب « زنان سیبیلو و مردان بیریش؛ نگرانیهای جنسیتی در مدرنیتهی ایرانی» در طی سه جلسه و به گردانندگی آیلا عراقی انجام شد، با حضور منتقدان رها نبوتی و پگاه پزشکی، به نقد و بررسی کتاب پرداختیم و در حضور مخاطبین آزاد که به شکل آنلاین در جلسه حاضر بودند از فرآیند پژوهش، روش تحقیق و مسائلی که پیش رو نهاده شده بود پرسش شد.
زنان سیبیلو و مردان بیریش؛ نگرانیهای جنسیتی در مدرنیتهی ایرانی
نویسنده: افسانه نجمآبادی
مترجم: آتنا کامل و ایمان واقفی
ناشر: تیسا
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarcourses/654
در این نشست که پس از متنخوانی جمعی کتاب « زنان سیبیلو و مردان بیریش؛ نگرانیهای جنسیتی در مدرنیتهی ایرانی» در طی سه جلسه و به گردانندگی آیلا عراقی انجام شد، با حضور منتقدان رها نبوتی و پگاه پزشکی، به نقد و بررسی کتاب پرداختیم و در حضور مخاطبین آزاد که به شکل آنلاین در جلسه حاضر بودند از فرآیند پژوهش، روش تحقیق و مسائلی که پیش رو نهاده شده بود پرسش شد.
زنان سیبیلو و مردان بیریش؛ نگرانیهای جنسیتی در مدرنیتهی ایرانی
نویسنده: افسانه نجمآبادی
مترجم: آتنا کامل و ایمان واقفی
ناشر: تیسا
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarcourses/654
*کتابخوانی در ۳ جلسه حضوری و آنلاین
شنبههای ۵، ۱۲ و ۱۹ آبان
ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
گرداننده: فاطمه مهدویان
دربارهی کتاب:
سهراب یزدانی در کتاب «روستاییان و مشروطیت ایران » خوانشی از رخداد مشروطه به دست میدهد که بر اساس آن انقلاب مشروطه دیگر صرفاً برخاسته از طرح بعضی ایدهها یا تصمیمات بعضی نخبگان نیست. بلکه رخدادی است که دهقانان و فرودستانِ روستایی نیز در آن مشارکت مستقیم داشتهاند. به بیان دیگر، اهمیت خوانش یزدانی در این است که نمونهای بدیل و مبتنی بر الزامات مادی و مناسبات اقتصادی در مقابل رویکردهای مبتنی بر دستِکم گرفتن جامعه عرضه میکند.
* روستاییان و مشروطیت ایران
نویسنده: سهراب یزدانی
ناشر :نشر ماهی
اطلاعات بیشتر 👇
شنبههای ۵، ۱۲ و ۱۹ آبان
ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
گرداننده: فاطمه مهدویان
دربارهی کتاب:
سهراب یزدانی در کتاب «روستاییان و مشروطیت ایران » خوانشی از رخداد مشروطه به دست میدهد که بر اساس آن انقلاب مشروطه دیگر صرفاً برخاسته از طرح بعضی ایدهها یا تصمیمات بعضی نخبگان نیست. بلکه رخدادی است که دهقانان و فرودستانِ روستایی نیز در آن مشارکت مستقیم داشتهاند. به بیان دیگر، اهمیت خوانش یزدانی در این است که نمونهای بدیل و مبتنی بر الزامات مادی و مناسبات اقتصادی در مقابل رویکردهای مبتنی بر دستِکم گرفتن جامعه عرضه میکند.
* روستاییان و مشروطیت ایران
نویسنده: سهراب یزدانی
ناشر :نشر ماهی
اطلاعات بیشتر 👇
در عین حال برجسته کردن اهمیتِ نقش دهقانان، مؤلف را به این خطا نینداخته که از کل یکپارچهای به نام «روستاییان» سخن بگوید؛ بلکه کوشیده است در عین در نظر گرفتنِ طبقهبندیهای درونی روستاییان و تمایزهایی که میان آنها میتوان برقرار کرد، نشان بدهد که «جامعهی روستایی ایران تافتهای جدا بافته از دیگر جوامع روستایی جهان نبود». به این ترتیب، نگرش گشودهی مؤلف به مناسبات جهانی و مقایسهی انقلابهای دیگر، تأکید وی را بر وجوه اقتصاد سیاسیِ رخداد معنادار میکند.
این خوانش با دیباچهای آغاز میشود که در آن پرسشهای محوری کتاب به دست داده شده است: وضعیت روستاییان، همگام با خیزش شهرنشینان، به چه صورت درآمد؟ جنبش چه اثری در روستاییان گذاشت؟ دهقانان چه خواستههایی داشتند؟ چه شیوههایی برای پیگیری مطالبات خود پیش گرفتند؟ یزدانی برای پاسخ به این پرسشها با مراجعه به اسناد پرشمار، ابتدا گزارشی جزئینگر دربارهی وضعیت روستاییان و دهقانان، اوضاع زمینداری، رابطهی ارباب-رعیتی و اوضاع خردهمالکان از نیمهی قرن نوزدهم به دست میدهد.
در ادامه به بررسی تأثیر انقلاب مشروطه در زندگی روستاییان میپردازد. کتاب در این بخش رابطهی روستاییان با نهادهای سیاسی تأسیسشده پس از انقلاب مشروطه را شرح میدهد و نشان میدهد روستاییان به منظور پیشبرد مطالبات خود دست به چه ابتکاراتی زدهاند. از جملهی آن ابتکارات میتوان به تأسیس انجمنهای روستایی و مطالبهی تجدیدنظر در شیوه و میزان مالیاتستانی اشاره کرد؛ مطالبهای که پاسخ ناامیدکنندهی مجلس و روشنفکران و حتی انجمنهای ایالتی ولایتی را همزمان در پی داشت.
در پایان یزدانی انقلاب مشروطهی ایران را از زاویهی روستاییان و دهقانان با انقلابهای جهان مقایسه میکند و از رهگذر عرضهی بعضی شباهتهای بنیادین میان انقلاب مشروطهی ایران و بعضی انقلابهای جهانی، پندار تکینگی انقلاب مشروطهی ایران را با جدیت به پرسش میکشد. نتیجهی این خوانشِ پرسشانگیز، جای دادن رخداد انقلاب مشروطه در مقیاسی جهانی است که بی ملاحظهی آن فهم رخداد ناتمام خواهد بود.
کوشش ما در این دوره این است که ضمن بازخوانی کتاب روستاییان و مشروطیت ایران، مبانی تحلیلی و نتایج برآمده از رویکرد مؤلف را آشکار کنیم. از این رو، در صدد خواهیم بود که بعضی موضعگیریهای طرحشده در کتاب را در تضادی که با رویکردهای بدیل دارند به بحث بگذاریم تا سرانجام به دریافتی روشنتر از افقگشاییها و محدودیتهای رویکرد پیشگفته دست یابیم.
دربارهی نویسنده:
سهراب یزدانی، تاریخنگار و استاد بازنشستهی تاریخ در دانشگاه تربیتمعلم، متولد سال ۱۳۲۸ در بندرانزلی است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1350 در رشتهی علوم سیاسی در دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) آغاز کرد و دکتری جامعهشناسی سیاسی خود را در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه کیل انگلستان دریافت نمود. حوزهی تمرکز یزدانی جنبشهای سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران و بهویژه انقلاب مشروطه و مقدمات آن است. شیوهی تاریخنگاری یزدانی، که خود را متأثر از اریک هابزبام میداند، مسئلهمحور، از پایین به بالا و متمرکز بر زندگی تودههاست. از اینرو در آثار او نمیتوان اثری از زندگینامهنویسی و دودماننگاری و صرف انتشار مدارک تاریخی سراغ گرفت.
دربارهی گرداننده:
فاطمه مهدویان، متولد ۱۳۷۰، دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی از دانشگاه تهران و دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی در دانشگاه تربیتمدرس است. پژوهشهای او بر دو حوزه متمرکز بوده است: مسئلهی نابرابری و نمودیابی آن در تقسیم فضاهای شهری و نیز جنبش مشروطه و نقش تشکلها و گروههای رسمی و غیررسمی در شکلگیری اولیه و تحولات بعدی آن.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
این خوانش با دیباچهای آغاز میشود که در آن پرسشهای محوری کتاب به دست داده شده است: وضعیت روستاییان، همگام با خیزش شهرنشینان، به چه صورت درآمد؟ جنبش چه اثری در روستاییان گذاشت؟ دهقانان چه خواستههایی داشتند؟ چه شیوههایی برای پیگیری مطالبات خود پیش گرفتند؟ یزدانی برای پاسخ به این پرسشها با مراجعه به اسناد پرشمار، ابتدا گزارشی جزئینگر دربارهی وضعیت روستاییان و دهقانان، اوضاع زمینداری، رابطهی ارباب-رعیتی و اوضاع خردهمالکان از نیمهی قرن نوزدهم به دست میدهد.
در ادامه به بررسی تأثیر انقلاب مشروطه در زندگی روستاییان میپردازد. کتاب در این بخش رابطهی روستاییان با نهادهای سیاسی تأسیسشده پس از انقلاب مشروطه را شرح میدهد و نشان میدهد روستاییان به منظور پیشبرد مطالبات خود دست به چه ابتکاراتی زدهاند. از جملهی آن ابتکارات میتوان به تأسیس انجمنهای روستایی و مطالبهی تجدیدنظر در شیوه و میزان مالیاتستانی اشاره کرد؛ مطالبهای که پاسخ ناامیدکنندهی مجلس و روشنفکران و حتی انجمنهای ایالتی ولایتی را همزمان در پی داشت.
در پایان یزدانی انقلاب مشروطهی ایران را از زاویهی روستاییان و دهقانان با انقلابهای جهان مقایسه میکند و از رهگذر عرضهی بعضی شباهتهای بنیادین میان انقلاب مشروطهی ایران و بعضی انقلابهای جهانی، پندار تکینگی انقلاب مشروطهی ایران را با جدیت به پرسش میکشد. نتیجهی این خوانشِ پرسشانگیز، جای دادن رخداد انقلاب مشروطه در مقیاسی جهانی است که بی ملاحظهی آن فهم رخداد ناتمام خواهد بود.
کوشش ما در این دوره این است که ضمن بازخوانی کتاب روستاییان و مشروطیت ایران، مبانی تحلیلی و نتایج برآمده از رویکرد مؤلف را آشکار کنیم. از این رو، در صدد خواهیم بود که بعضی موضعگیریهای طرحشده در کتاب را در تضادی که با رویکردهای بدیل دارند به بحث بگذاریم تا سرانجام به دریافتی روشنتر از افقگشاییها و محدودیتهای رویکرد پیشگفته دست یابیم.
دربارهی نویسنده:
سهراب یزدانی، تاریخنگار و استاد بازنشستهی تاریخ در دانشگاه تربیتمعلم، متولد سال ۱۳۲۸ در بندرانزلی است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1350 در رشتهی علوم سیاسی در دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) آغاز کرد و دکتری جامعهشناسی سیاسی خود را در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه کیل انگلستان دریافت نمود. حوزهی تمرکز یزدانی جنبشهای سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران و بهویژه انقلاب مشروطه و مقدمات آن است. شیوهی تاریخنگاری یزدانی، که خود را متأثر از اریک هابزبام میداند، مسئلهمحور، از پایین به بالا و متمرکز بر زندگی تودههاست. از اینرو در آثار او نمیتوان اثری از زندگینامهنویسی و دودماننگاری و صرف انتشار مدارک تاریخی سراغ گرفت.
دربارهی گرداننده:
فاطمه مهدویان، متولد ۱۳۷۰، دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی از دانشگاه تهران و دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی در دانشگاه تربیتمدرس است. پژوهشهای او بر دو حوزه متمرکز بوده است: مسئلهی نابرابری و نمودیابی آن در تقسیم فضاهای شهری و نیز جنبش مشروطه و نقش تشکلها و گروههای رسمی و غیررسمی در شکلگیری اولیه و تحولات بعدی آن.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
کانت و معمای آزادی
آیا در جهان زیر سلطهی ضرورت میتوان آزاد بود؟
بههدایت پوریا گلشناس
۶ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
کانت و معمای آزادی
آیا در جهان زیر سلطهی ضرورت میتوان آزاد بود؟
بههدایت پوریا گلشناس
۶ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
کانت و معمای آزادی
آیا در جهان زیر سلطهی ضرورت میتوان آزاد بود؟
بههدایت پوریا گلشناس
۶ جلسه
هنری آلیسون گفته است: «فلسفهی انتقادی کانت فلسفهی آزادی است.» اما آزادی به چه معنایی است؟ آزادی معانی گوناگونی دارد و همچنین با حوزههای گوناگونی مانند اخلاق، حقوق مدنی، سیاست و دیگرها در پیوند است، اما در این کارگاه به مسئلهی آزادی از نگرگاهی شناختشناسانه و بر پایهی سنجش نخست کانت میپردازیم. پرسش کانونیمان این است: آیا در جهانی که اصل موجبیت علّی بر آن حاکم است همچنان میتوان از ارادهی آزاد سخن به میان آورد؟ به نگر میرسد کانت در فصل مشهوری از سنجش نخست با نام «تمثیل دوم» میکوشد اصل موجبیت علّی در جهان (آنگونه که ما آن را میشناسیم) را اثبات کند و سپس در «دوسوپادگذاری سوم» میکوشد دلیل بیاورد که خرد نگرورز را توان پاسخ به پرسش آزادی نیست و در فرجام ادعا میکند که از نگر خرد عملی آدمی آزاد است.
کانت چندین دلیلورزی برای آزادی پیش نهاده است، اما در اینجا ما بر پیوند آزادی و ضرورت تمرکز میکنیم. بنابر اصل دلیل کافی هر آنچه در جهان رخ میدهد بهضرورت رخ میدهد، زیرا هر رویدادی بهضرورت علتی دارد و این اصل قوامبخش جهانِ سامانمندی است که ما میشناسیم و معیاری برای جداشناختن وهم و رؤیا از واقعیت معتبر است. از دیگر سو ما به یاری عقل سلیم احساس میکنیم که دارای ارادهایم (تجربهی ژرفسنجی) و گویی آغازگر سلسلهای از علتها هستیم؛ مثلاً چنانکه کانت نمونه میآورد، میتوانیم به ارادهی خودمان از صندلیمان برخیزیم.
با اینهمه زمانی که به جهان بهسان یک کل مینگریم، شبکهی بههمپیوستهای از علتها را میبینیم که بهضرورت معمولهای آیندهشان را از پی خواهند آورد و تصویر کلنگرانه از جهان تحت سلطهی ضرورت علّی، هر گونه تصادف یا ارادهی آزاد را به پنداری موهوم بدل میکند. اما آیا بهراستی تصور ما از آزادیمان پنداری واهی است؟ افزون بر این، بر پایهی اصل علّیت است که فردی را مسئول کنشی میدانیم و میگوییم او مقصر و عهدهدار یا علت آن رویداد بود، در حالی که با به دیدهآوردن اصل موجبیت علّیْ خود طبیعت را باید مسئول همهی رویدادها بدانیم.
به نظر میرسد معمای آزادی و ضرورت ما را در تنگنایی حلناشدنی و گنگ قرار میدهد. آیا این صرفاً یکی از حیلههای خرد ناب است یا در شمار مفهومهای عاطلماندهی بیکاربردی است که «باید دربارهشان سکوت کرد»؟ آیا میتوان همچون کانت هم از آزادی آدمی دفاع کرد و هم وجود موجبیت علّی (اصل فلسفی مقوم جهان تجربی) را پذیرفت؟ این سازگارسازی همان مقصودی بود که کانت در راستای دستیازی به آن همت گمارد. در این کارگاه گامبهگام به شرح دلیلورزیهای او برای رسیدن به این مقصود خواهیم پرداخت.
جلسهی نخست: فلسفهی انتقادی چیست؟
انقلاب کوپرنیکی کانت چیست؟ او چگونه میان جهان پدیداری و ذات معقولی تمایز میگذارد و چگونه خاستگاه پیشینی شناخت را تبیین میکند؟
جلسهی دوم: آزادی و ضرورت؛ طرح سادهای از معما
علیت طبیعت و علیت آزادی را چگونه میتوان از هم جداشناخت؟
جلسهی سوم: آزادی در اندیشهی کانت به چه معنایی است؟
بنپارهای آزادی در اندیشهی کانت: آزادی سلبی (خودانگیختگی) و آزادی ایجابی (خودآیینی)/ پیشینهی پرسش آزادی در اندیشهی لایبنیتس و وولف و معنای آزادی در اندیشهی سازگارگرایان کلاسیک و دیگرسانی آن با اندیشهی کانت.
جلسهی چهارم: درکناپذیری آزادی؛ تأثیر کروسیوس بر کانت و گذار از سنت لایبنیتس-وولف
تأثیر آگوست کروسیوس بر اندیشهی کانت دربارهی آزادی/ پیوند فلسفهی انتقادی با نظریهی آزادی و پیوند جداشناخت میان پدیدار و ذات معقول با پرسش آزادی.
جلسهی پنجم: سطوح آزادی در اندیشهی کانت
ترافرازنده بودن خاستگاه آزادی به چه معنا است؟ کانت چگونه از انگارهی عقلگرایی دکارتی و سنت وولفی فاصله میگیرد؟
جلسهی ششم: آزادی، موجبیت و تضاد آنتینومیال: منحلسازی ویتگنشتاین
پرسش از امکان حل معمای آزادی/ آیا میتوان دلیلورزی تمثیل دوم را با ادعای آزادیِ آدمی در اندیشه کانت سازگار ساخت؟
دربارهی مدرس👇
کانت و معمای آزادی
آیا در جهان زیر سلطهی ضرورت میتوان آزاد بود؟
بههدایت پوریا گلشناس
۶ جلسه
هنری آلیسون گفته است: «فلسفهی انتقادی کانت فلسفهی آزادی است.» اما آزادی به چه معنایی است؟ آزادی معانی گوناگونی دارد و همچنین با حوزههای گوناگونی مانند اخلاق، حقوق مدنی، سیاست و دیگرها در پیوند است، اما در این کارگاه به مسئلهی آزادی از نگرگاهی شناختشناسانه و بر پایهی سنجش نخست کانت میپردازیم. پرسش کانونیمان این است: آیا در جهانی که اصل موجبیت علّی بر آن حاکم است همچنان میتوان از ارادهی آزاد سخن به میان آورد؟ به نگر میرسد کانت در فصل مشهوری از سنجش نخست با نام «تمثیل دوم» میکوشد اصل موجبیت علّی در جهان (آنگونه که ما آن را میشناسیم) را اثبات کند و سپس در «دوسوپادگذاری سوم» میکوشد دلیل بیاورد که خرد نگرورز را توان پاسخ به پرسش آزادی نیست و در فرجام ادعا میکند که از نگر خرد عملی آدمی آزاد است.
کانت چندین دلیلورزی برای آزادی پیش نهاده است، اما در اینجا ما بر پیوند آزادی و ضرورت تمرکز میکنیم. بنابر اصل دلیل کافی هر آنچه در جهان رخ میدهد بهضرورت رخ میدهد، زیرا هر رویدادی بهضرورت علتی دارد و این اصل قوامبخش جهانِ سامانمندی است که ما میشناسیم و معیاری برای جداشناختن وهم و رؤیا از واقعیت معتبر است. از دیگر سو ما به یاری عقل سلیم احساس میکنیم که دارای ارادهایم (تجربهی ژرفسنجی) و گویی آغازگر سلسلهای از علتها هستیم؛ مثلاً چنانکه کانت نمونه میآورد، میتوانیم به ارادهی خودمان از صندلیمان برخیزیم.
با اینهمه زمانی که به جهان بهسان یک کل مینگریم، شبکهی بههمپیوستهای از علتها را میبینیم که بهضرورت معمولهای آیندهشان را از پی خواهند آورد و تصویر کلنگرانه از جهان تحت سلطهی ضرورت علّی، هر گونه تصادف یا ارادهی آزاد را به پنداری موهوم بدل میکند. اما آیا بهراستی تصور ما از آزادیمان پنداری واهی است؟ افزون بر این، بر پایهی اصل علّیت است که فردی را مسئول کنشی میدانیم و میگوییم او مقصر و عهدهدار یا علت آن رویداد بود، در حالی که با به دیدهآوردن اصل موجبیت علّیْ خود طبیعت را باید مسئول همهی رویدادها بدانیم.
به نظر میرسد معمای آزادی و ضرورت ما را در تنگنایی حلناشدنی و گنگ قرار میدهد. آیا این صرفاً یکی از حیلههای خرد ناب است یا در شمار مفهومهای عاطلماندهی بیکاربردی است که «باید دربارهشان سکوت کرد»؟ آیا میتوان همچون کانت هم از آزادی آدمی دفاع کرد و هم وجود موجبیت علّی (اصل فلسفی مقوم جهان تجربی) را پذیرفت؟ این سازگارسازی همان مقصودی بود که کانت در راستای دستیازی به آن همت گمارد. در این کارگاه گامبهگام به شرح دلیلورزیهای او برای رسیدن به این مقصود خواهیم پرداخت.
جلسهی نخست: فلسفهی انتقادی چیست؟
انقلاب کوپرنیکی کانت چیست؟ او چگونه میان جهان پدیداری و ذات معقولی تمایز میگذارد و چگونه خاستگاه پیشینی شناخت را تبیین میکند؟
جلسهی دوم: آزادی و ضرورت؛ طرح سادهای از معما
علیت طبیعت و علیت آزادی را چگونه میتوان از هم جداشناخت؟
جلسهی سوم: آزادی در اندیشهی کانت به چه معنایی است؟
بنپارهای آزادی در اندیشهی کانت: آزادی سلبی (خودانگیختگی) و آزادی ایجابی (خودآیینی)/ پیشینهی پرسش آزادی در اندیشهی لایبنیتس و وولف و معنای آزادی در اندیشهی سازگارگرایان کلاسیک و دیگرسانی آن با اندیشهی کانت.
جلسهی چهارم: درکناپذیری آزادی؛ تأثیر کروسیوس بر کانت و گذار از سنت لایبنیتس-وولف
تأثیر آگوست کروسیوس بر اندیشهی کانت دربارهی آزادی/ پیوند فلسفهی انتقادی با نظریهی آزادی و پیوند جداشناخت میان پدیدار و ذات معقول با پرسش آزادی.
جلسهی پنجم: سطوح آزادی در اندیشهی کانت
ترافرازنده بودن خاستگاه آزادی به چه معنا است؟ کانت چگونه از انگارهی عقلگرایی دکارتی و سنت وولفی فاصله میگیرد؟
جلسهی ششم: آزادی، موجبیت و تضاد آنتینومیال: منحلسازی ویتگنشتاین
پرسش از امکان حل معمای آزادی/ آیا میتوان دلیلورزی تمثیل دوم را با ادعای آزادیِ آدمی در اندیشه کانت سازگار ساخت؟
دربارهی مدرس👇
پوریا گلشناس زادهی ۱۳۷۱، دانشآموختهی کارشناسی ارشد «منطق» از دانشگاه علامه طباطبائی و دانشجوی دکتری «فلسفهی معاصر غرب» در همان دانشگاه است. عنوان پایاننامهی ارشد او «صدق در فلسفهی ترافزازندهی کانت» و عنوان رسالهی دکتری او «ارزیابی انتقادی خوانش تحقیقگروانهی استراوسون از کانت» است.
حوزههای کاری او فلسفهی تحلیلی، فلسفهی کانت و تجربهگروی انگلیسی است و از میان آثاری که به فارسی ترجمه کرده است میتوان به «نظریهی همخوانی صدق در فلسفهی کانت» اثر لوری جی آندروود (۱۴۰۰)، «مارکس و اخلاق» اثر آلن وود و دیگران (۱۳۹۸)، «یادداشتهایی دربارهی سوسیالیسم» اثر جان استوارت میل (۱۴۰۲)، «پرسشهایی دربارهی قانون طبیعت» اثر جان لاک (۱۴۰۲)، «هنر، شناخت و ارزش» اثر پیتر لامارک و دیگران (۱۴۰۳)، «تحلیل و متافیزیک» اثر پی. اف. استراوسون (۱۴۰۳) اشاره کرد. او همچنین در دانشگاه آزاد تهران غرب به عنوان استاد مهمانْ فلسفه و زیباشناسی درس میدهد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
حوزههای کاری او فلسفهی تحلیلی، فلسفهی کانت و تجربهگروی انگلیسی است و از میان آثاری که به فارسی ترجمه کرده است میتوان به «نظریهی همخوانی صدق در فلسفهی کانت» اثر لوری جی آندروود (۱۴۰۰)، «مارکس و اخلاق» اثر آلن وود و دیگران (۱۳۹۸)، «یادداشتهایی دربارهی سوسیالیسم» اثر جان استوارت میل (۱۴۰۲)، «پرسشهایی دربارهی قانون طبیعت» اثر جان لاک (۱۴۰۲)، «هنر، شناخت و ارزش» اثر پیتر لامارک و دیگران (۱۴۰۳)، «تحلیل و متافیزیک» اثر پی. اف. استراوسون (۱۴۰۳) اشاره کرد. او همچنین در دانشگاه آزاد تهران غرب به عنوان استاد مهمانْ فلسفه و زیباشناسی درس میدهد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
تاریخ اجتماعی سیاسی حکومتداری در خاورمیانه
۲-از صفویان تا عصر پهلوی
بههدایت سیکا سعدالدین
۷ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ اجتماعی سیاسی حکومتداری در خاورمیانه
۲-از صفویان تا عصر پهلوی
بههدایت سیکا سعدالدین
۷ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
تاریخ اجتماعی سیاسی حکومتداری در خاورمیانه
۲-از صفویان تا عصر پهلوی
بههدایت سیکا سعدالدین
۷ جلسه
در دورهی پیش شیوهی حکومتداری در خاورمیانه را در مقطع زمانی گستردهای از دوران امپراتوریهای باستان، شامل سومر و بابل و هخامنشیان و مهمترین آن ساسانیان، تا پایان دورهی مغولها بررسی کردیم و تلاش کردیم با نگاهی چندوجهی از نقش قدر قدرتی پادشاه که غالبا در تاریخنگاریهای معمول بر آن تأکید میشود ابهامزدایی کنیم. در تمام این دورههای تاریخی، سعی بر این بود تا نحوهی ادارهی امپراتوری و کارکرد دیوانها یا وزارتخانههای مختلف و محدودیتهای نقش پادشاه در این ساختار، مشخص شود. بخش عمدهای از دورهی نخست، به دلیل اهمیت آن، به بررسی امپراتوری اعراب (امویان و عباسیان) و امپراتوری ترکان (غزنویان و سلجوقیان) و مقایسهی شیوهی حکومتداری آنان اختصاص داده شد و نشان دادیم که تمام این امپراتوریها در شیوهی ادارهی مملکت، از امپراتوری ساسانیان الهام گرفتند.
در دورهی دوم، به بررسی امپراتوری صفویه و دستگاه دیوانی آن و توضیح مختصری دربارهی حکومتهای پس از آن، از جمله زندیه و افشاریه میپردازیم. سپس، ساز و کار ادارهی مملکت در امپراتوری عثمانی، امپراتوری که حدود ۹ قرن دوام آورد و ۵ قرن آن در اوج قدرت بود، به گونهای مقایسهای با امپراتوری صفویه، توضیح داده میشود. پس از آن نیز، دستگاه دیوانی در دورهی قاجاریه و نهایتاً پهلوی و روند افزایش قدرت و عدم پاسخگویی پادشاه در این دو دورهی اخیر و معاصر، بررسی میشود و با بررسی دوران پهلوی به پایان میرسد.
- صفویان: ۲ جلسه
- قاجارها: ۲ جلسه
- امپراتوری عثمانی (از قرن ۱۳ تا قرن ۲۰ میلادی): ۲ جلسه
- فروپاشی عثمانی و تشکیل دولتهای ملی عربی و ترکیه: ۱ جلسه
دکتر سیکا سعدالدین دانش آموختهی مطالعات منطقهای با گرایش مطالعات خاورمیانه از دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی تاریخ، فرهنگ، و سیاست در خاورمیانه است. تاریخ حکومتداری و تحولات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه، تحلیل منازعات کنونی این منطقه با رویکرد تاریخی، و بررسی نظریات روانشناسی سیاسی در راستای ریشهیابی علل تمامیتخواهی رهبران خاورمیانه، از حوزههای مطالعاتی او است. رسالهی دکترایش با عنوان «مطالعهی مقایسهای عوامل مهم تأثیرگذار بر سیاست خاورمیانهای ایران در دو دورهی خاتمی و احمدینژاد، با تأکید بر گفتمانهای غالب» از معدود پژوهشهای موجود در زمینهی سیاست خارجی ایران بود که در آن بر ویژگیهای شخصیتی دو فرد به عنوان رئیسجمهور، رابطهی آنها با سایر ارکان قدرت در داخل، و رمزگشایی از واژگان کلیدی در گفتمان هریک از این دو رئیسجمهور، با بهره گیری از روش تحلیل محتوا و نظریات روانشناسی سیاسی، تأکید شد.
سعدالدین پس از پایان دورهی دکترا، در مدارس تابستانی و کارگاههای آموزشی و پژوهشی متعددی بویژه در بلژیک، سوئیس، و ایالات متحده شرکت کرده است. وی همچنین به عنوان استاد مهمان در تدریس دروس متنوعی، از جمله «تاریخ روابط خارجی کشورهای خاورمیانه با قدرتهای بزرگ» و «سیاست و حکومت در خاورمیانه» با دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، و مفید قم، همکاری داشته است. وی همچنین سال گذشته به مدت شش ماه به عنوان پژوهشگر مهمان در دانشگاه ایالتی پورتلند در ایالت اورگان آمریکا، بر جنبش زنان در ایران در دو دورهی قاجار و پهلوی تمرکز کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
تاریخ اجتماعی سیاسی حکومتداری در خاورمیانه
۲-از صفویان تا عصر پهلوی
بههدایت سیکا سعدالدین
۷ جلسه
در دورهی پیش شیوهی حکومتداری در خاورمیانه را در مقطع زمانی گستردهای از دوران امپراتوریهای باستان، شامل سومر و بابل و هخامنشیان و مهمترین آن ساسانیان، تا پایان دورهی مغولها بررسی کردیم و تلاش کردیم با نگاهی چندوجهی از نقش قدر قدرتی پادشاه که غالبا در تاریخنگاریهای معمول بر آن تأکید میشود ابهامزدایی کنیم. در تمام این دورههای تاریخی، سعی بر این بود تا نحوهی ادارهی امپراتوری و کارکرد دیوانها یا وزارتخانههای مختلف و محدودیتهای نقش پادشاه در این ساختار، مشخص شود. بخش عمدهای از دورهی نخست، به دلیل اهمیت آن، به بررسی امپراتوری اعراب (امویان و عباسیان) و امپراتوری ترکان (غزنویان و سلجوقیان) و مقایسهی شیوهی حکومتداری آنان اختصاص داده شد و نشان دادیم که تمام این امپراتوریها در شیوهی ادارهی مملکت، از امپراتوری ساسانیان الهام گرفتند.
در دورهی دوم، به بررسی امپراتوری صفویه و دستگاه دیوانی آن و توضیح مختصری دربارهی حکومتهای پس از آن، از جمله زندیه و افشاریه میپردازیم. سپس، ساز و کار ادارهی مملکت در امپراتوری عثمانی، امپراتوری که حدود ۹ قرن دوام آورد و ۵ قرن آن در اوج قدرت بود، به گونهای مقایسهای با امپراتوری صفویه، توضیح داده میشود. پس از آن نیز، دستگاه دیوانی در دورهی قاجاریه و نهایتاً پهلوی و روند افزایش قدرت و عدم پاسخگویی پادشاه در این دو دورهی اخیر و معاصر، بررسی میشود و با بررسی دوران پهلوی به پایان میرسد.
- صفویان: ۲ جلسه
- قاجارها: ۲ جلسه
- امپراتوری عثمانی (از قرن ۱۳ تا قرن ۲۰ میلادی): ۲ جلسه
- فروپاشی عثمانی و تشکیل دولتهای ملی عربی و ترکیه: ۱ جلسه
دکتر سیکا سعدالدین دانش آموختهی مطالعات منطقهای با گرایش مطالعات خاورمیانه از دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی تاریخ، فرهنگ، و سیاست در خاورمیانه است. تاریخ حکومتداری و تحولات سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه، تحلیل منازعات کنونی این منطقه با رویکرد تاریخی، و بررسی نظریات روانشناسی سیاسی در راستای ریشهیابی علل تمامیتخواهی رهبران خاورمیانه، از حوزههای مطالعاتی او است. رسالهی دکترایش با عنوان «مطالعهی مقایسهای عوامل مهم تأثیرگذار بر سیاست خاورمیانهای ایران در دو دورهی خاتمی و احمدینژاد، با تأکید بر گفتمانهای غالب» از معدود پژوهشهای موجود در زمینهی سیاست خارجی ایران بود که در آن بر ویژگیهای شخصیتی دو فرد به عنوان رئیسجمهور، رابطهی آنها با سایر ارکان قدرت در داخل، و رمزگشایی از واژگان کلیدی در گفتمان هریک از این دو رئیسجمهور، با بهره گیری از روش تحلیل محتوا و نظریات روانشناسی سیاسی، تأکید شد.
سعدالدین پس از پایان دورهی دکترا، در مدارس تابستانی و کارگاههای آموزشی و پژوهشی متعددی بویژه در بلژیک، سوئیس، و ایالات متحده شرکت کرده است. وی همچنین به عنوان استاد مهمان در تدریس دروس متنوعی، از جمله «تاریخ روابط خارجی کشورهای خاورمیانه با قدرتهای بزرگ» و «سیاست و حکومت در خاورمیانه» با دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، و مفید قم، همکاری داشته است. وی همچنین سال گذشته به مدت شش ماه به عنوان پژوهشگر مهمان در دانشگاه ایالتی پورتلند در ایالت اورگان آمریکا، بر جنبش زنان در ایران در دو دورهی قاجار و پهلوی تمرکز کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین )
فلسفه و الهیات
بههدایت مراد فرهادپور
۸ جلسه
درک درست بسیاری از مفاهیم و ایدههای فلسفی مستلزم بررسی الهیات به ویژه الهیات مسیحیست. در این میان دو مفهوم حقیقت و تاریخْ جایگاه و اهمیت ویژهای مییابند. در این دوره قصد داریم برای بررسی شکلگیری و تحول این دو مفهوم، با تکیه بر دو کتابِ پاننبرگ: الهیات تاریخی اثر آلن گالووی، و بنیاد کلیگرایی؛ پل قدیس و منطق حقیقت اثر آلن بدیو، پیش برویم. کتاب نخست بیشتر به تاریخ و پیششرطهای شکلگیری آن میپردازد و کتاب دوم نیز منطق حقیقت را موضوع خود قرار میدهد.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فلسفه و الهیات
بههدایت مراد فرهادپور
۸ جلسه
درک درست بسیاری از مفاهیم و ایدههای فلسفی مستلزم بررسی الهیات به ویژه الهیات مسیحیست. در این میان دو مفهوم حقیقت و تاریخْ جایگاه و اهمیت ویژهای مییابند. در این دوره قصد داریم برای بررسی شکلگیری و تحول این دو مفهوم، با تکیه بر دو کتابِ پاننبرگ: الهیات تاریخی اثر آلن گالووی، و بنیاد کلیگرایی؛ پل قدیس و منطق حقیقت اثر آلن بدیو، پیش برویم. کتاب نخست بیشتر به تاریخ و پیششرطهای شکلگیری آن میپردازد و کتاب دوم نیز منطق حقیقت را موضوع خود قرار میدهد.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
(آنتی)مدرنیستم یا جادو به مثابه فرم؛
بوطیقای سینمای آندری تارکوفسکی
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
(آنتی)مدرنیستم یا جادو به مثابه فرم؛
بوطیقای سینمای آندری تارکوفسکی
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
(آنتی)مدرنیستم یا جادو به مثابه فرم؛
بوطیقای سینمای آندری تارکوفسکی
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه
در فیلمهای تارکُفسکی جادو هست. کمتر کسی در این زمینه تردید دارد. اما این جادو از کجا سرچشمه میگیرد؟ از تصویرهای زندهی جاندار و بهیادماندنی تکتکِ فیلمهایش؟ از جنبههای مرموز و سرّی آنها؟ از افاضات فلسفیِ شخصیتهایش؟ از مضمونهای متافیزیکی فیلمهایش؟ در فیلمهای تارکفسکی باید به دنبال چه گشت؟ در فیلمهای بزرگترین فیلمساز تاریخ سینمای شوروی در نیمهی دوم قرن بیستم چه چیز هست که این منتقد سرسخت دنیای پولزده و تکنولوژیزدهی مدرن را هنرمندِ مدرنیستی رادیکال ساخته است؟
شاید بتوان گفت «دیدنِ» فیلمهای تارکفسکی و نه فقط نگاه کردن و تفسیر و کشفِ معانی «پنهان» آنها هنوز چنانکه باید و شاید آغاز نشده است. از این منظر یکی از مهمترین اتفاقها در دنیای انگلیسیزبان و قلمرو فیلمپژوهی انتشار کتاب عالی و کمهمتای تامس رِدوود در سال 2010 بوده است: بوطیقای سینمای آندری تارکُفسکی. ردوود معتقد است هیچ یک از عنصرهای نامبرده و حتی جمع این عنصرها نیست که سینمای او را پدیدهای چنین شگفتانگیز در تاریخ سینمای مدرن کرده است. نه. آنچه مهم است نحوهی ارتباط این عنصرها با هم است: راز گیراییِ پایانناپذیرِ فیلمهای تارکفسکی را باید در «فُرمِ» آنها بازجُست.
سینمای تارکفسکی بوطیقای بینظیری دارد که بر مبنای شکل فعالانهای از تماشای کارهایش قوام یافته است. به اعتقاد ردوود، این بوطیقا در چهار فیلم آخر او به حد کمال میرسند. به فیلمهای قبلی او باید به چشم تمرینهایی برای رسیدن به این بوطیقا نگریست. پروژهی مدرنیستی آندری به معنای واقعی با فیلم آینه کلید میخورد، فیلمی با زیباشناسی رادیکالی مدرنیستی که از کنار هم نهادن جمیع تصویرهای قابل تصور در سینما شکل گرفته است: رؤیاها و کابوسها و خاطرهها و خواهشها و شاید از همه مهمتر آرشیوها. این غریبترین و زیباترین کلاژ سینمایی مدرن به هزارتویی میماند که هر بار میتوان در آن از نو راه خود را گم کرد، به رؤیایی میمانَد که بارها میتوانش دید و هر بار از منظری نو تعبیرش کرد ...
دنیای استاکر بر حسب ظاهر زمین تا آسمان با دنیای آینه فرق میکند. گسترهی زمانی تصویرهایی که در آینه میبینیم دورهای چهلساله را دربرمیگیرد و مکانهایی که در فیلم میبینیم چنان متنوعاند که گویی حرکت در دنیای فیلم از منطق رؤیا دیدن پیروی میکند — زمان رویدادهای استاکر بیاندازه کوتاهتر و فشردهتر و شمار شخصیتها بس محدودتر و مکانهایی که میبینیم بس معدود ... اما مؤلفههای سبکی-بوطیقایی در دو فیلم همسان است. کشف این همسانی در گروِ «خواندنِ» دو فیلم است.
تامس ردوود روی ناهمخوانیها و ناپیوستگیها و جابجاییهای ظریفی در چهار فیلم آخر تارکُفسکی انگشت میگذارد که پیش از او کمتر نقدنویس و فیلمپژوهی به آنها نظر کرده بود. تارکفسکیبازها معمولاً در کارهای او به دنبال رگههای معنوی و روحانی و عرفانی میگردند و هر فیلم او را بیانیهای در مذمت و محکومیت دنیای هبوطکردهی مدرن میخوانند و جستجوی مدام مضمونها و غوطهخوردن در بحر محتوای فیلمها باعث شده است از دیدن بازیهای مدرنیستی یکی از خلاقترین و بازیگوشترین فیلمسازان تاریخ سینمای مدرن ناتوان بمانند. ردوود میگوید فیلمهای تارکفسکی یکی پس از دیگری پیچیدهتر و نامفهومتر میشدند. اعتراف میکند که توان فهم دو فیلم آخر استاد روسی را ندارد.
تارکفسکی تماشاگر را دعوت میکند به مشارکت در بازیهای ظریفی که برای قوام بخشیدن به فُرم کارهایش ترتیب میدهد. او میگفت، «در حرفهی ما همهچیز بسته به این است که روایت خود را تا چه حد جالب توجه گردانیم». تارکفسکی یکی از خلاقترین قصهگویان تاریخ سینما است و این نکته راه به هستهی فلسفی-سیاسیِ فیلمهای او میبرد: اگر با مصطلحات کانتی سخن بگوییم، هر یک از فیلمهای او کوششی است برای وا-ساختنِ «فرمهای محضِ ادراک»، یعنی زمان و مکان — این واسازی در قاموس تارکفسکی «پیکرتراشی در زمان» نامیده میشود: فضا در کارهای او از طریق حرکتهای پیچیده در مکان به هوای تراشیدنِ پیکرههای زمانی ساخته میشود.
در این دوره میکوشیم به یاری کتاب عالی تامس ردوود چهار فیلم آخر تارکُفسکی را وابینیم و بازخوانیم — ردوود معتقد است فرمان مطلقِ فیلمهای تارکُفسکی این است: «بیدار بمان»
۱-آینه- میتوانم حرف بزنم!
۲.استاکر- منطقه منطقه است و بس
۳.نُستالگیا- میان سود و زیان
۴.قربانی- همهچیز فرو میپاشد
درباره مدرس👇
(آنتی)مدرنیستم یا جادو به مثابه فرم؛
بوطیقای سینمای آندری تارکوفسکی
بههدایت صالح نجفی
۴ جلسه
در فیلمهای تارکُفسکی جادو هست. کمتر کسی در این زمینه تردید دارد. اما این جادو از کجا سرچشمه میگیرد؟ از تصویرهای زندهی جاندار و بهیادماندنی تکتکِ فیلمهایش؟ از جنبههای مرموز و سرّی آنها؟ از افاضات فلسفیِ شخصیتهایش؟ از مضمونهای متافیزیکی فیلمهایش؟ در فیلمهای تارکفسکی باید به دنبال چه گشت؟ در فیلمهای بزرگترین فیلمساز تاریخ سینمای شوروی در نیمهی دوم قرن بیستم چه چیز هست که این منتقد سرسخت دنیای پولزده و تکنولوژیزدهی مدرن را هنرمندِ مدرنیستی رادیکال ساخته است؟
شاید بتوان گفت «دیدنِ» فیلمهای تارکفسکی و نه فقط نگاه کردن و تفسیر و کشفِ معانی «پنهان» آنها هنوز چنانکه باید و شاید آغاز نشده است. از این منظر یکی از مهمترین اتفاقها در دنیای انگلیسیزبان و قلمرو فیلمپژوهی انتشار کتاب عالی و کمهمتای تامس رِدوود در سال 2010 بوده است: بوطیقای سینمای آندری تارکُفسکی. ردوود معتقد است هیچ یک از عنصرهای نامبرده و حتی جمع این عنصرها نیست که سینمای او را پدیدهای چنین شگفتانگیز در تاریخ سینمای مدرن کرده است. نه. آنچه مهم است نحوهی ارتباط این عنصرها با هم است: راز گیراییِ پایانناپذیرِ فیلمهای تارکفسکی را باید در «فُرمِ» آنها بازجُست.
سینمای تارکفسکی بوطیقای بینظیری دارد که بر مبنای شکل فعالانهای از تماشای کارهایش قوام یافته است. به اعتقاد ردوود، این بوطیقا در چهار فیلم آخر او به حد کمال میرسند. به فیلمهای قبلی او باید به چشم تمرینهایی برای رسیدن به این بوطیقا نگریست. پروژهی مدرنیستی آندری به معنای واقعی با فیلم آینه کلید میخورد، فیلمی با زیباشناسی رادیکالی مدرنیستی که از کنار هم نهادن جمیع تصویرهای قابل تصور در سینما شکل گرفته است: رؤیاها و کابوسها و خاطرهها و خواهشها و شاید از همه مهمتر آرشیوها. این غریبترین و زیباترین کلاژ سینمایی مدرن به هزارتویی میماند که هر بار میتوان در آن از نو راه خود را گم کرد، به رؤیایی میمانَد که بارها میتوانش دید و هر بار از منظری نو تعبیرش کرد ...
دنیای استاکر بر حسب ظاهر زمین تا آسمان با دنیای آینه فرق میکند. گسترهی زمانی تصویرهایی که در آینه میبینیم دورهای چهلساله را دربرمیگیرد و مکانهایی که در فیلم میبینیم چنان متنوعاند که گویی حرکت در دنیای فیلم از منطق رؤیا دیدن پیروی میکند — زمان رویدادهای استاکر بیاندازه کوتاهتر و فشردهتر و شمار شخصیتها بس محدودتر و مکانهایی که میبینیم بس معدود ... اما مؤلفههای سبکی-بوطیقایی در دو فیلم همسان است. کشف این همسانی در گروِ «خواندنِ» دو فیلم است.
تامس ردوود روی ناهمخوانیها و ناپیوستگیها و جابجاییهای ظریفی در چهار فیلم آخر تارکُفسکی انگشت میگذارد که پیش از او کمتر نقدنویس و فیلمپژوهی به آنها نظر کرده بود. تارکفسکیبازها معمولاً در کارهای او به دنبال رگههای معنوی و روحانی و عرفانی میگردند و هر فیلم او را بیانیهای در مذمت و محکومیت دنیای هبوطکردهی مدرن میخوانند و جستجوی مدام مضمونها و غوطهخوردن در بحر محتوای فیلمها باعث شده است از دیدن بازیهای مدرنیستی یکی از خلاقترین و بازیگوشترین فیلمسازان تاریخ سینمای مدرن ناتوان بمانند. ردوود میگوید فیلمهای تارکفسکی یکی پس از دیگری پیچیدهتر و نامفهومتر میشدند. اعتراف میکند که توان فهم دو فیلم آخر استاد روسی را ندارد.
تارکفسکی تماشاگر را دعوت میکند به مشارکت در بازیهای ظریفی که برای قوام بخشیدن به فُرم کارهایش ترتیب میدهد. او میگفت، «در حرفهی ما همهچیز بسته به این است که روایت خود را تا چه حد جالب توجه گردانیم». تارکفسکی یکی از خلاقترین قصهگویان تاریخ سینما است و این نکته راه به هستهی فلسفی-سیاسیِ فیلمهای او میبرد: اگر با مصطلحات کانتی سخن بگوییم، هر یک از فیلمهای او کوششی است برای وا-ساختنِ «فرمهای محضِ ادراک»، یعنی زمان و مکان — این واسازی در قاموس تارکفسکی «پیکرتراشی در زمان» نامیده میشود: فضا در کارهای او از طریق حرکتهای پیچیده در مکان به هوای تراشیدنِ پیکرههای زمانی ساخته میشود.
در این دوره میکوشیم به یاری کتاب عالی تامس ردوود چهار فیلم آخر تارکُفسکی را وابینیم و بازخوانیم — ردوود معتقد است فرمان مطلقِ فیلمهای تارکُفسکی این است: «بیدار بمان»
۱-آینه- میتوانم حرف بزنم!
۲.استاکر- منطقه منطقه است و بس
۳.نُستالگیا- میان سود و زیان
۴.قربانی- همهچیز فرو میپاشد
درباره مدرس👇
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم به مثابهی فلسفه ، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
آرمان ارتباط کامل در عصر اطلاعات:
وسوسهی ذوب شدن در دیگری
بههدایت جواد گنجی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
آرمان ارتباط کامل در عصر اطلاعات:
وسوسهی ذوب شدن در دیگری
بههدایت جواد گنجی
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
آرمان ارتباط کامل در عصر اطلاعات:
وسوسهی ذوب شدن در دیگری
بههدایت جواد گنجی
۴ جلسه
ژاک لاکان میگوید «وقتی کسی محض خاطر حرفزدن حرف میزند عالیترین و بدیع ترین حقیقتها را بر زبان میآورد. اما اگر او بخواهد درباره چیزی مشخص سخن بگوید زبان بوالهوس مجبورش میکند مسخرهترین و مغشوشترین حرفها را بزند. این همچنین علت نفرتی است که بسیاری از افراد جدی نسبت به زبان حس میکنند. آنها متوجه آزارنده بودن زبان میشوند اما متوجه نمیشوند آن وراجیهای بیهودهای که به سخرهاش میگیرند جنبه به غایت جدی زبان است.»
واقعاً چگونه ممکن است محض خاطر حرفزدن و بی هیچ فایدهای حرف زد و با اینحال تأثیری عملی ایجاد کرد. تأکید جملاتی از این دست که در آثار لاکان فراوان یافت میشود آن جنبهای از زبان است که معطوف به توصیف و تبیین پدیدهها، اطلاعات، خطاب قراردادن دیگران و سخنگفتن دربارهی اشیاء و امور نیست. تمرکز بر این جنبه از زبان، که غالباً بیاهمیت و حاشیهای شمرده میشود، کمک میکند به فهم این واقعیت که ما عامل و صاحب کلام نیستیم و نمیتوانیم نیتها و خواستههای خود را به دیگران انتقال دهیم و حقیقت میل خویش را به تمامی بر زبان آوریم. حقیقت از اساس نیمگفته است و نصفهنیمه بیان میشود. گویندهی کلام نمیتواند ارباب سخن شود و افسار آن را در دست گیرد. او هرگز نمیتواند علت و منشأ کلام باشد و دایرهی معنا را ببندد. معنا همواره ناکامل و بیثبات میماند. از این لحاظ، آنچه «ارتباط» مینامیم همواره یک شکست است و در واقع باید هم چنین باشد. سویهی خلاق کلام وابسته به همین شکست است.
محور بحثهای ما در این دوره موضوع «ارتباط» و «معنا» است که از منظر روانکاوی فروید و لاکان، و با نیمنگاهی به برخی نظریات فلسفی و جامعهشناختی مرتبط به موضوع بحث، بررسی میشوند. میکوشیم به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهیم: چرا اصلاً حرف میزنیم؟ وقتی حرف میزنیم عملاً چه اتفاقی میافتد؟ زبان چطور مثل یک خوره به جان ما میافتد و لذت و درد میآفریند؟ کلام چگونه بر چیزهای غیرکلامی اثر میگذارد و چگونه با واقعیت مرتبط میشود؟ معنا چگونه شکل میگیرد و بیمعنایی چه نسبتی با معنا دارد؟ انتقال معنا چگونه میسر میشود و زمینههای اجتماعی و سیاسی ارتباط چیست؟ مسألهی ارتباط در عصر اطلاعات چه صورتی به خود گرفته است؟
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
آرمان ارتباط کامل در عصر اطلاعات:
وسوسهی ذوب شدن در دیگری
بههدایت جواد گنجی
۴ جلسه
ژاک لاکان میگوید «وقتی کسی محض خاطر حرفزدن حرف میزند عالیترین و بدیع ترین حقیقتها را بر زبان میآورد. اما اگر او بخواهد درباره چیزی مشخص سخن بگوید زبان بوالهوس مجبورش میکند مسخرهترین و مغشوشترین حرفها را بزند. این همچنین علت نفرتی است که بسیاری از افراد جدی نسبت به زبان حس میکنند. آنها متوجه آزارنده بودن زبان میشوند اما متوجه نمیشوند آن وراجیهای بیهودهای که به سخرهاش میگیرند جنبه به غایت جدی زبان است.»
واقعاً چگونه ممکن است محض خاطر حرفزدن و بی هیچ فایدهای حرف زد و با اینحال تأثیری عملی ایجاد کرد. تأکید جملاتی از این دست که در آثار لاکان فراوان یافت میشود آن جنبهای از زبان است که معطوف به توصیف و تبیین پدیدهها، اطلاعات، خطاب قراردادن دیگران و سخنگفتن دربارهی اشیاء و امور نیست. تمرکز بر این جنبه از زبان، که غالباً بیاهمیت و حاشیهای شمرده میشود، کمک میکند به فهم این واقعیت که ما عامل و صاحب کلام نیستیم و نمیتوانیم نیتها و خواستههای خود را به دیگران انتقال دهیم و حقیقت میل خویش را به تمامی بر زبان آوریم. حقیقت از اساس نیمگفته است و نصفهنیمه بیان میشود. گویندهی کلام نمیتواند ارباب سخن شود و افسار آن را در دست گیرد. او هرگز نمیتواند علت و منشأ کلام باشد و دایرهی معنا را ببندد. معنا همواره ناکامل و بیثبات میماند. از این لحاظ، آنچه «ارتباط» مینامیم همواره یک شکست است و در واقع باید هم چنین باشد. سویهی خلاق کلام وابسته به همین شکست است.
محور بحثهای ما در این دوره موضوع «ارتباط» و «معنا» است که از منظر روانکاوی فروید و لاکان، و با نیمنگاهی به برخی نظریات فلسفی و جامعهشناختی مرتبط به موضوع بحث، بررسی میشوند. میکوشیم به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهیم: چرا اصلاً حرف میزنیم؟ وقتی حرف میزنیم عملاً چه اتفاقی میافتد؟ زبان چطور مثل یک خوره به جان ما میافتد و لذت و درد میآفریند؟ کلام چگونه بر چیزهای غیرکلامی اثر میگذارد و چگونه با واقعیت مرتبط میشود؟ معنا چگونه شکل میگیرد و بیمعنایی چه نسبتی با معنا دارد؟ انتقال معنا چگونه میسر میشود و زمینههای اجتماعی و سیاسی ارتباط چیست؟ مسألهی ارتباط در عصر اطلاعات چه صورتی به خود گرفته است؟
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
*کتابخوانی در ۳ جلسه حضوری و آنلاین
شنبههای ۱۹، ۲۶ آبان و ۳ آذر
ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰
گرداننده: شهره شفیعی
دربارهی کتاب:
کتاب کارگران بیطبقه به بررسی توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب میپردازد. برای نیل به این مقصود از نظریهی مصالحه و منازعهی طبقاتی اریکاولینرایت، جامعهشناس آمریکایی، و برداشت بورلی سیلور از آن استفاده شده است. علیرضا خیراللهی، نویسندهی کتاب کوشیده است عوامل کاهش توان چانهزنی طبقهی کارگر در ایران را استخراج کرده و هر کدام را به تفصیل، به کمک تاریخچهی حقوقی و دادههای آماری در زمینهای تاریخی، توضیح دهد تا نقش تجربی این عوامل در کاهش توان چانهزنی کارگران مشخص شود.
* کارگران بیطبقه (توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب )
نویسنده: علیرضا خیراللهی
ناشر :آگاه
اطلاعات بیشتر 👇
شنبههای ۱۹، ۲۶ آبان و ۳ آذر
ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰
گرداننده: شهره شفیعی
دربارهی کتاب:
کتاب کارگران بیطبقه به بررسی توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب میپردازد. برای نیل به این مقصود از نظریهی مصالحه و منازعهی طبقاتی اریکاولینرایت، جامعهشناس آمریکایی، و برداشت بورلی سیلور از آن استفاده شده است. علیرضا خیراللهی، نویسندهی کتاب کوشیده است عوامل کاهش توان چانهزنی طبقهی کارگر در ایران را استخراج کرده و هر کدام را به تفصیل، به کمک تاریخچهی حقوقی و دادههای آماری در زمینهای تاریخی، توضیح دهد تا نقش تجربی این عوامل در کاهش توان چانهزنی کارگران مشخص شود.
* کارگران بیطبقه (توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب )
نویسنده: علیرضا خیراللهی
ناشر :آگاه
اطلاعات بیشتر 👇
تشکلزدایی از نیرویکار، موقتیسازی روابط کاری، مستثنیسازی کارگران از شمول قانون کار، ظهور شرکتهای پیمانکاری تأمین نیروی انسانی بازار کار و پایینبودن سطح دستمزدها از جمله عواملی هستند که به بیثباتسازی نیروی کار و کاهش قدرت ساختاری و سازمانی کارگران ایرانی منجر شدهاست. انتخاب مفهوم «بیطبقه» برای توصیف وضعیت کارگران ایرانی در عنوان کتاب که ناظر بر وجه سیاسی آن بوده، نقطهی عطف تحولات حوزهی کار در ایران امروز را نشانه میگیرد و میان عوامل موثر در شکلگیری آن پیوند برقرار میسازد.
دربارهی نویسنده:
علیرضا خیراللهی، نویسندهی کتاب، آن را از رساله دکتری خود با عنوان «تحول توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب» استخراج کرده است. این رساله در دانشگاه علامهطباطبایی دفاع شده است.
دربارهی گرداننده:
شهره شفیعی دانشجوی دکتری رشتهی جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. او پیشتر و در دوره کارشناسی ارشد با مطالعهی موردی اسنپ به بررسی بیثباتکاری و انباشت انعطافپذیر سرمایه در ایران پرداخته و به حوزهی تحولات کار در ایران علاقهمند است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
دربارهی نویسنده:
علیرضا خیراللهی، نویسندهی کتاب، آن را از رساله دکتری خود با عنوان «تحول توان چانهزنی کارگران در ایران پس از انقلاب» استخراج کرده است. این رساله در دانشگاه علامهطباطبایی دفاع شده است.
دربارهی گرداننده:
شهره شفیعی دانشجوی دکتری رشتهی جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. او پیشتر و در دوره کارشناسی ارشد با مطالعهی موردی اسنپ به بررسی بیثباتکاری و انباشت انعطافپذیر سرمایه در ایران پرداخته و به حوزهی تحولات کار در ایران علاقهمند است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
اندیشیدن به امر معمولی؛
رمانها چگونه فکر میکنند؟
بههدایت کاوان محمدپور
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
اندیشیدن به امر معمولی؛
رمانها چگونه فکر میکنند؟
بههدایت کاوان محمدپور
۴ جلسه
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین )
اندیشیدن به امر معمولی؛
رمانها چگونه فکر میکنند؟
بههدایت کاوان محمدپور
۴ جلسه
تفاوت بین ژانرهای ادبی را میتوان در نسبتشان با «واقعیت» سنجید. اینکه ژانرها چگونه واقعیت را به تصویر میکشند و برای ارائه جزئیات آن از چه عناصر و تمهیداتی سود میگیرند، به میزان قابل توجهی اختلاف بین ژانرها را روشن میکند. این نسبت چنان اثر ادبی را به خود مشغول میدارد که علاوه بر تفاوت مابین ژانرها، میتواند هر ژانر مشخصی را هم دست خوش تغییر قرار دهد. وجود سبکهای متعدد ادبی، تغییرات فرمال در تاریخ ادبیات، ظهور و افول مکاتب ادبی و در نهایت تغییر نگرش ما نسبت به ادبیات، صورتبندی جدیدی از واقعیت ارائه میدهد.
گونهی «رمان» از همان سپیدهدمان ظهور خود، همیشه واقعیت را به انحاء مختلف در پس اندیشهی خود داشته است. رئالیسم صوریِ رمان مدعی است نه تنها میتواند «واقعیت معاصر» را بهتر از «نظریههای انتزاعی» بازنمایی کند، بلکه به دلیل صیرورت و عدم ثباتی که در ذات خود دارد بهتر از هر ژانر دیگری میتواند درکی چندجانبه از واقعیت ارائه دهد؛ امکانِ بازنمایی واقعیت در ادبیات تنها محدود به «واقعیت موجود، تجربه شده و عینیت یافته» نیست. رمان، واقعیت را در کلیت خود -آنچه هست و آنچه میتواند باشد- معنا میکند، بنابراین همیشه «مازادی از واقعیت موجود» را در خود دارد.
سیر تحول درک واقعیت را بهتر است از یونان باستان و با تکیه بر فروپاشی گونههای برتر ادبی-حماسه و تراژدی- و همچنین شرایط ظهور «رمان مدرن» در اوایل سدهی هفدهم بررسی کرد. اکثر نظریهپردازان معتقدند متون منثوری که بعد از افول گونههای حماسه و تراژدی در یونان ظهور کرد نوعی «رمان باستان» را بهوجود آورد که بیشتر از گونههای دیگر به واقعیت ملموس، تجربه شده و قابل تجربه نزدیک بود. این گونههای جدید با عناوین مختلفی چون سلحشورنامهها و ماجراجوییها در تاریخ ادبیات شناخته میشوند.
رمان «دُنکیشوت» که عموماً عنوان اولین رمان تاریخ را با خود یدک میکشد، بهزعم نظریهپردازانی چون میخاییل باختین تنها جامعترین شکل از گونهی ادبی رمان تا آن دوران است نه اولین آن. این پیشگامی را حتی در واژه انگلیسی Novel (رمان) نیز میتوان شاهد بود. این واژه در اوایل قرن شانزدهم، یعنی قبل از نوشتههای دانیل دفو، ریچاردسون و فیلدینگ -اولین نویسندگان رمان بریتانیایی- از زبانهای لاتین به زبان انگلیسی راه یافت، و تنها در اواخر قرن هجدهم بود که به اصطلاحی رایج در زبان انگلیسی بدل شد؛ اصطلاحی که تقریباً همزمان با رایج شدن «رئالیسم» در نقد هنر بود.
از آنجایی که ژانرهای روایی دوران باستان و نیز گونههای پارودی که بعد از فروپاشی آنها در یونان و روم به منصه ظهور رسیدند، مصادیقی به عنوان ادبیات برتر در تاریخ خاورمیانه ندارند، مقایسه و کشف تفاوتهای رمان با انواع روایی گذشته برای ما دشوار است. شاید به همین دلیل است که هنوز نزد ما تحلیل رمان، محدود به روایتشناسی، مضمونشناسی و سبکشناسی سنتی از سروانتس به بعد است، یعنی کمتر به تفاوتهای رمانِ سروانتس با دیگر انواع متون روایی قبل از آن میپردازیم. این درحالی ست که گونهی رمان در تقابل و تفاوت با ژانرهای روایی باستان معنا پیدا میکند و تنها از طریق شناخت و سنجش با همان ژانرهاست که میتوان درک بهتری از آن حاصل کرد.
همین محدودانگاری پژوهشی موجب شده بعضاً هر «متن مثنور طولانی» به عنوان «رمان» در فضای عمومی مطرح شود، درحالیکه ساختار پیرنگ، شخصیت، پیوستار زمانی- مکانی، زبان و شیوهی نگرش آن به واقعیت معاصر، فرسنگها با رمان در تعریف غربی تفاوت دارد. آسیب دیگری که از این مساله حاصل میآید عدم کارکرد رمان در خوانش وضعیت اجتماعی است، بهطوریکه بیشتر نوشتههایی که به این نام منتشر میشوند نه تنها نمیتوانند «مازادی بر واقعیت معاصر» را جهت درک چند جانبهتری از آن بنمایاند، بلکه در بهترین حالت به وقایعنگاری و گزارشنویسی حوادث رخ داده میپردازند.
ادامه👇
اندیشیدن به امر معمولی؛
رمانها چگونه فکر میکنند؟
بههدایت کاوان محمدپور
۴ جلسه
تفاوت بین ژانرهای ادبی را میتوان در نسبتشان با «واقعیت» سنجید. اینکه ژانرها چگونه واقعیت را به تصویر میکشند و برای ارائه جزئیات آن از چه عناصر و تمهیداتی سود میگیرند، به میزان قابل توجهی اختلاف بین ژانرها را روشن میکند. این نسبت چنان اثر ادبی را به خود مشغول میدارد که علاوه بر تفاوت مابین ژانرها، میتواند هر ژانر مشخصی را هم دست خوش تغییر قرار دهد. وجود سبکهای متعدد ادبی، تغییرات فرمال در تاریخ ادبیات، ظهور و افول مکاتب ادبی و در نهایت تغییر نگرش ما نسبت به ادبیات، صورتبندی جدیدی از واقعیت ارائه میدهد.
گونهی «رمان» از همان سپیدهدمان ظهور خود، همیشه واقعیت را به انحاء مختلف در پس اندیشهی خود داشته است. رئالیسم صوریِ رمان مدعی است نه تنها میتواند «واقعیت معاصر» را بهتر از «نظریههای انتزاعی» بازنمایی کند، بلکه به دلیل صیرورت و عدم ثباتی که در ذات خود دارد بهتر از هر ژانر دیگری میتواند درکی چندجانبه از واقعیت ارائه دهد؛ امکانِ بازنمایی واقعیت در ادبیات تنها محدود به «واقعیت موجود، تجربه شده و عینیت یافته» نیست. رمان، واقعیت را در کلیت خود -آنچه هست و آنچه میتواند باشد- معنا میکند، بنابراین همیشه «مازادی از واقعیت موجود» را در خود دارد.
سیر تحول درک واقعیت را بهتر است از یونان باستان و با تکیه بر فروپاشی گونههای برتر ادبی-حماسه و تراژدی- و همچنین شرایط ظهور «رمان مدرن» در اوایل سدهی هفدهم بررسی کرد. اکثر نظریهپردازان معتقدند متون منثوری که بعد از افول گونههای حماسه و تراژدی در یونان ظهور کرد نوعی «رمان باستان» را بهوجود آورد که بیشتر از گونههای دیگر به واقعیت ملموس، تجربه شده و قابل تجربه نزدیک بود. این گونههای جدید با عناوین مختلفی چون سلحشورنامهها و ماجراجوییها در تاریخ ادبیات شناخته میشوند.
رمان «دُنکیشوت» که عموماً عنوان اولین رمان تاریخ را با خود یدک میکشد، بهزعم نظریهپردازانی چون میخاییل باختین تنها جامعترین شکل از گونهی ادبی رمان تا آن دوران است نه اولین آن. این پیشگامی را حتی در واژه انگلیسی Novel (رمان) نیز میتوان شاهد بود. این واژه در اوایل قرن شانزدهم، یعنی قبل از نوشتههای دانیل دفو، ریچاردسون و فیلدینگ -اولین نویسندگان رمان بریتانیایی- از زبانهای لاتین به زبان انگلیسی راه یافت، و تنها در اواخر قرن هجدهم بود که به اصطلاحی رایج در زبان انگلیسی بدل شد؛ اصطلاحی که تقریباً همزمان با رایج شدن «رئالیسم» در نقد هنر بود.
از آنجایی که ژانرهای روایی دوران باستان و نیز گونههای پارودی که بعد از فروپاشی آنها در یونان و روم به منصه ظهور رسیدند، مصادیقی به عنوان ادبیات برتر در تاریخ خاورمیانه ندارند، مقایسه و کشف تفاوتهای رمان با انواع روایی گذشته برای ما دشوار است. شاید به همین دلیل است که هنوز نزد ما تحلیل رمان، محدود به روایتشناسی، مضمونشناسی و سبکشناسی سنتی از سروانتس به بعد است، یعنی کمتر به تفاوتهای رمانِ سروانتس با دیگر انواع متون روایی قبل از آن میپردازیم. این درحالی ست که گونهی رمان در تقابل و تفاوت با ژانرهای روایی باستان معنا پیدا میکند و تنها از طریق شناخت و سنجش با همان ژانرهاست که میتوان درک بهتری از آن حاصل کرد.
همین محدودانگاری پژوهشی موجب شده بعضاً هر «متن مثنور طولانی» به عنوان «رمان» در فضای عمومی مطرح شود، درحالیکه ساختار پیرنگ، شخصیت، پیوستار زمانی- مکانی، زبان و شیوهی نگرش آن به واقعیت معاصر، فرسنگها با رمان در تعریف غربی تفاوت دارد. آسیب دیگری که از این مساله حاصل میآید عدم کارکرد رمان در خوانش وضعیت اجتماعی است، بهطوریکه بیشتر نوشتههایی که به این نام منتشر میشوند نه تنها نمیتوانند «مازادی بر واقعیت معاصر» را جهت درک چند جانبهتری از آن بنمایاند، بلکه در بهترین حالت به وقایعنگاری و گزارشنویسی حوادث رخ داده میپردازند.
ادامه👇