بهرامیتاش و صالحیاصفهانی همپای دگرگونیهای شتابان سدهی بیستم و متناظر با آن، به تحولات در ساحت اندیشه و تفکر انتقادی پرداختهاند و از خلال گفتوگو با رویکردهای جریان اصلی و نظریات مألوف، چارچوب نظری جایگزین خود را بسط دادهاند. کتاب از همان سطور آغازین با نقد بازنمایی نادرست و دور از واقع رسانههای غربی از زن ایرانی شروع میشود و با انتقاد از رویکردهای متعارف توسعه و به طور کلی ادبیات مربوط به زنان در جهان اسلام پیش میرود. نگارندگان چنانکه در ادامه تصریح کردهاند، به جریان فکری نظریات پسااستعماری گرایش دارند که در کنار نقد فمینیستی نولیبرالیسم یکی از پایههای تئوریک کتاب را شکل میدهد.
اتخاذ رویکرد فمینیستی پسااستعماری، به طور خاص در موضوع اشتغال زنان در ایران کمتر سابقه داشته است. بهرامیتاش و صالحیاصفهانی از نظریات کورجنسی که با تکیه بر عوامل اقتصادی امر جنسیت را به حاشیه میرانند و یا در نقطهی مقابل، تجربهی زنان ایرانی/مسلمان را صرفاً به جنبههای فرهنگی مرتبط با اسلامگرایی تقلیل میدهند، فاصله گرفته و تلاش کردهاند درکی جامع از روندها و سازوکارهای متقابل اثرگذار بر مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب به دست دهند. مطالعهی روندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اثرگذار بر اشتغال زنان در پیوند با جهانی شدن و شوکهای اقتصادی (همزمان با انتقال قدرت سیاسی در ایران)، نشان میدهد که چرخش ایدئولوژیک حکومت پس از انقلاب به تنهایی برای توضیح کاهش مشارکت زنان در نیروی کار کافی نیست. یافتههای کتاب حاکی از آن است که تأثیر اسلامیسازی بر کاهش اشتغال زنان، در مقایسه با انزوای ناشی از تحریم و اختلال در تجارت، از نظر کمی ناچیز بوده است.
کتاب به یک معنا از پاسخهای سرراست و تقلیلگرایانه به مسئلهی اشتغال زنان فراتر رفته و با وارد کردن متغیرهای گوناگون تصویر پیچیدهتری از وضعیت ترسیم میکند که جدا از دقت تحلیلی، برای خواننده حاوی ایدهها و بصیرتهای مهمی است. اقتصاد سیاسی اشتغال زنان بر همین مبنا در مجموعهی «بازخوانی مکتوبات» قرار گرفته است، با این ملاحظهی آشکار که نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان با گذشت بیش از ۱۵ سال از انجام این مطالعه، نه تنها بهبود نیافته بلکه نسبت به اواخر دورهی مورد بحث کاهش یافته است. بنابراین، یکی از پرسشهای ما در بازخوانی این کتاب میتواند این باشد که آیا چارچوب نظری مورد استناد در کتاب قادر به توضیح تحولات مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان در بیش از یک دههی بعد خواهد بود؟
درباره ی نویسندگان:
🔹رکسانا بهرامیتاش جامعهشناس ایرانیتبار تحصیلات خود را در رشتهی جامعهشناسی در ایران آغاز کرد و سپس دکتری خود را از دانشگاه مکگیل دریافت نمود. پژوهشهای او عمدتاً بر موضوع جنسیت و توسعه، اشتغال و اقتصاد غیررسمی زنان متمرکز بوده است. او با مؤسسهی سیمون دوبووار و دانشگاه کنکوردیا مونترال در تدریس و پژوهش همکاری داشته و رسالهی او در دورهی فوق دکتری یکی از سه پژوهش برجسته در کانادا معرفی شده است. او در ابتدای دههی هشتاد به دلیل فعالیت دربارهی مسالهی زنان و فقر در خاورمیانه جایزهی آیلین.دی روس را از آن خود کرد و از آن پس و به عنوان پژوهشگر مستقل با نهادهایی چون آژانس بینالمللی توسعهی کانادا و مرکز تحقیقات توسعهی بینالمللی و برنامهی عمران ملل متحد همکاری داشته است. از میان آثار او سه کتاب چالش با اقتصاد نولیبرالیسم: جنسیت و جهانیسازی در آسیای جنوب شرقی، اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) و زنان کارآفرین: کسب و کارهای خرد و بخش غیررسمی در ایران، به فارسی ترجمه شده است.
🔹هادی صالحی اصفهانی دکترای خود را در حوزهی اقتصاد از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت نموده است و پژوهشهای علمی او در رشتههای توسعه و اقتصاد سیاسی تا کنون به چاپ چند کتاب و بیش از ۵۰ مقاله در نشریات علمی اقتصاد انجامیده است. او استاد اقتصاد دانشگاه ایلی نوی در اوربانا، استاد تمام اقتصاد در دانشگاه ایلینویز، مشاور و محقق بانک جهانی، از بنیانگذاران و عضو هیأت امنای سازمان پژوهشهای اقتصادی خاورمیانه و مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ایلی نوی بوده است. کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) که در همکاری با رکسانا بهرامی تاش به تألیف در آمده از آثار اوست.
🔹درباره ی گرداننده
سمیه قدوسی پژوهشگر حوزهی زنان، دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی و دانشجوی دکتری سیاستگذاری اجتماعی در دانشگاه تهران است. او در سالهای اخیر عمدتاً بر موضوع اشتغال زنان، کار مزدی و بدون مزد آنان و سیاستگذاریهای مرتبط با آن متمرکز بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
@bidarschool
@bidarcourses
اتخاذ رویکرد فمینیستی پسااستعماری، به طور خاص در موضوع اشتغال زنان در ایران کمتر سابقه داشته است. بهرامیتاش و صالحیاصفهانی از نظریات کورجنسی که با تکیه بر عوامل اقتصادی امر جنسیت را به حاشیه میرانند و یا در نقطهی مقابل، تجربهی زنان ایرانی/مسلمان را صرفاً به جنبههای فرهنگی مرتبط با اسلامگرایی تقلیل میدهند، فاصله گرفته و تلاش کردهاند درکی جامع از روندها و سازوکارهای متقابل اثرگذار بر مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب به دست دهند. مطالعهی روندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اثرگذار بر اشتغال زنان در پیوند با جهانی شدن و شوکهای اقتصادی (همزمان با انتقال قدرت سیاسی در ایران)، نشان میدهد که چرخش ایدئولوژیک حکومت پس از انقلاب به تنهایی برای توضیح کاهش مشارکت زنان در نیروی کار کافی نیست. یافتههای کتاب حاکی از آن است که تأثیر اسلامیسازی بر کاهش اشتغال زنان، در مقایسه با انزوای ناشی از تحریم و اختلال در تجارت، از نظر کمی ناچیز بوده است.
کتاب به یک معنا از پاسخهای سرراست و تقلیلگرایانه به مسئلهی اشتغال زنان فراتر رفته و با وارد کردن متغیرهای گوناگون تصویر پیچیدهتری از وضعیت ترسیم میکند که جدا از دقت تحلیلی، برای خواننده حاوی ایدهها و بصیرتهای مهمی است. اقتصاد سیاسی اشتغال زنان بر همین مبنا در مجموعهی «بازخوانی مکتوبات» قرار گرفته است، با این ملاحظهی آشکار که نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان با گذشت بیش از ۱۵ سال از انجام این مطالعه، نه تنها بهبود نیافته بلکه نسبت به اواخر دورهی مورد بحث کاهش یافته است. بنابراین، یکی از پرسشهای ما در بازخوانی این کتاب میتواند این باشد که آیا چارچوب نظری مورد استناد در کتاب قادر به توضیح تحولات مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان در بیش از یک دههی بعد خواهد بود؟
درباره ی نویسندگان:
🔹رکسانا بهرامیتاش جامعهشناس ایرانیتبار تحصیلات خود را در رشتهی جامعهشناسی در ایران آغاز کرد و سپس دکتری خود را از دانشگاه مکگیل دریافت نمود. پژوهشهای او عمدتاً بر موضوع جنسیت و توسعه، اشتغال و اقتصاد غیررسمی زنان متمرکز بوده است. او با مؤسسهی سیمون دوبووار و دانشگاه کنکوردیا مونترال در تدریس و پژوهش همکاری داشته و رسالهی او در دورهی فوق دکتری یکی از سه پژوهش برجسته در کانادا معرفی شده است. او در ابتدای دههی هشتاد به دلیل فعالیت دربارهی مسالهی زنان و فقر در خاورمیانه جایزهی آیلین.دی روس را از آن خود کرد و از آن پس و به عنوان پژوهشگر مستقل با نهادهایی چون آژانس بینالمللی توسعهی کانادا و مرکز تحقیقات توسعهی بینالمللی و برنامهی عمران ملل متحد همکاری داشته است. از میان آثار او سه کتاب چالش با اقتصاد نولیبرالیسم: جنسیت و جهانیسازی در آسیای جنوب شرقی، اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) و زنان کارآفرین: کسب و کارهای خرد و بخش غیررسمی در ایران، به فارسی ترجمه شده است.
🔹هادی صالحی اصفهانی دکترای خود را در حوزهی اقتصاد از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت نموده است و پژوهشهای علمی او در رشتههای توسعه و اقتصاد سیاسی تا کنون به چاپ چند کتاب و بیش از ۵۰ مقاله در نشریات علمی اقتصاد انجامیده است. او استاد اقتصاد دانشگاه ایلی نوی در اوربانا، استاد تمام اقتصاد در دانشگاه ایلینویز، مشاور و محقق بانک جهانی، از بنیانگذاران و عضو هیأت امنای سازمان پژوهشهای اقتصادی خاورمیانه و مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ایلی نوی بوده است. کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) که در همکاری با رکسانا بهرامی تاش به تألیف در آمده از آثار اوست.
🔹درباره ی گرداننده
سمیه قدوسی پژوهشگر حوزهی زنان، دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی و دانشجوی دکتری سیاستگذاری اجتماعی در دانشگاه تهران است. او در سالهای اخیر عمدتاً بر موضوع اشتغال زنان، کار مزدی و بدون مزد آنان و سیاستگذاریهای مرتبط با آن متمرکز بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
"هایدگر بیش از هر متفکر قرن بیستمی دیگری سعی کرد تا راهی منسجم برای اندیشیدن به و سخن گفتن از هستیِ انسان، بدون تقلیل آن به یک پدیدهی طبیعی-علمی از یک سو، و یا ذهنی-روحمانند از سوی دیگر بهدست دهد." مارک رَتال
این جملهی رتال به بهترین وجه زاویهی نقد هایدگر بر دکارت را روشن میکند. از زمانی که افلاطون با جدا کردن سطح محسوس واقعیت از سطح متعالی و معقول ایدهها میان ذهن انسانی بهمثابه شناسا و جهانی بیرونی که ابژهی این شناخت است تفارق انداخت تا مفصلبندی ارسطو از موجودات بهمثابه جواهر مستقل خودبسنده و تیزتر شدن هر چه بیشتر و به اوج رسیدن این تفارق در دکارت، انسان و جهان چنان بخشی از طبیعتی خنثی فهمیده شدهاند که تنها ذهنی که خود جوهری مستقل از جهان است میتواند به آنها معنا و ارجاع ببخشد.
تقسیمبندی به درون و بیرون، جهان درونی و بیرونی، اذهان مستقل چون جواهر یا مونادهای مستقل خودبسنده در برابر جهان همچون ابژهای که سوژه به سمت آن از خود بیرون رفته، سبدش را از شناخت پر میکند و به درون باز میگردد، دوگانههایی هستند که هایدگر در نقد اندیشهی دکارتی به پرسش میگیرد. وی معتقد است که این دوگانهها حتی بر اندیشهی هگل و هوسرل نیز حاکم بوده و طی تاریخ دو هزارسالهی فلسفه چیزی را پوشانده است که بنیادینتر از هر نوع تئوری و اونتولوژی پیشاپیش فهم ما و به تعاقب آن تعابیر ما از جهان و انسان، که چیزی جز تئوریها یا تفاسیر بارشده بر مجموعهای از امور واقع نیست، را جهتدهی میکند.
از آنجایی که نقد هایدگر بر خوانش دکارتیِ مکانْ بر بنیاد نقدِ بنیادین او از اونتولوژی دکارت بنا شده است، در این درسگفتار نخست به نقد هایدگر بر دکارت خواهیم پرداخت. در جلسهی نخست دو مدعای اصلی هایدگر مبتنی بر عدم امکان طبیعتگرایی و عدم امکان شناختگرایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت. تاکنون چنین بهنظر میآید که فارغ از امور واقع و یا واقعیت علمیِ خامِ فیزیکال باید چیزی مانند آگاهی، معنا و قصدیت ادراکی وجود داشته باشد تا بتوان این واقعیت خام را بهمثابه معنا، آگاهی و ارجاع مفصلبندی کرد و این مهم تنها توسط چیزی به اسم ذهن ممکن است که از خود برون رفته و تو گویی معنا و ارجاع را بر جهان مُهر میزند. اما پرسش این است که آیا میتوان معنا، ارجاع، آگاهی و قصدیت را به فکتهای علمی فرو کاست؟ آیا میتوان دوگانهانگار بود و گفت دو جوهر مستقل خودبسنده وجود دارند که یکی معنا را بر دیگری قالب میکند؟
در جلسهی دوم با پیگیری نقد هایدگر بر دکارت به تبلور تفکر دکارتی در هوش مصنوعی اولیه و فهم نخستین ما از آن خواهیم پرداخت. در این جلسه پروژهی دارپا، نخستین نسخهی هوش مصنوعی، که بر بنیاد فهمی کاملا دکارتی از جهان و انسان بنا شده بود و به شکست انجامید به بحث گذارده خواهد شد تا نشان داده شود که فهم دکارتی از انسان و جهان تا چه حد بر جهان و اندیشهی ما حاکم بوده و هست. پرسش بنیادین این است که آیا میتوانیم هوشی مصنوعیای خلق کنیم که همچون ما هم جهانمند باشد و هم هَمِ هستی خویش را داشته باشد؟ پاسخ این است که با مفصلبندی دکارتی از جهان و انسان این مهم غیرممکن خواهد بود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
@bidarcourses
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
"هایدگر بیش از هر متفکر قرن بیستمی دیگری سعی کرد تا راهی منسجم برای اندیشیدن به و سخن گفتن از هستیِ انسان، بدون تقلیل آن به یک پدیدهی طبیعی-علمی از یک سو، و یا ذهنی-روحمانند از سوی دیگر بهدست دهد." مارک رَتال
این جملهی رتال به بهترین وجه زاویهی نقد هایدگر بر دکارت را روشن میکند. از زمانی که افلاطون با جدا کردن سطح محسوس واقعیت از سطح متعالی و معقول ایدهها میان ذهن انسانی بهمثابه شناسا و جهانی بیرونی که ابژهی این شناخت است تفارق انداخت تا مفصلبندی ارسطو از موجودات بهمثابه جواهر مستقل خودبسنده و تیزتر شدن هر چه بیشتر و به اوج رسیدن این تفارق در دکارت، انسان و جهان چنان بخشی از طبیعتی خنثی فهمیده شدهاند که تنها ذهنی که خود جوهری مستقل از جهان است میتواند به آنها معنا و ارجاع ببخشد.
تقسیمبندی به درون و بیرون، جهان درونی و بیرونی، اذهان مستقل چون جواهر یا مونادهای مستقل خودبسنده در برابر جهان همچون ابژهای که سوژه به سمت آن از خود بیرون رفته، سبدش را از شناخت پر میکند و به درون باز میگردد، دوگانههایی هستند که هایدگر در نقد اندیشهی دکارتی به پرسش میگیرد. وی معتقد است که این دوگانهها حتی بر اندیشهی هگل و هوسرل نیز حاکم بوده و طی تاریخ دو هزارسالهی فلسفه چیزی را پوشانده است که بنیادینتر از هر نوع تئوری و اونتولوژی پیشاپیش فهم ما و به تعاقب آن تعابیر ما از جهان و انسان، که چیزی جز تئوریها یا تفاسیر بارشده بر مجموعهای از امور واقع نیست، را جهتدهی میکند.
از آنجایی که نقد هایدگر بر خوانش دکارتیِ مکانْ بر بنیاد نقدِ بنیادین او از اونتولوژی دکارت بنا شده است، در این درسگفتار نخست به نقد هایدگر بر دکارت خواهیم پرداخت. در جلسهی نخست دو مدعای اصلی هایدگر مبتنی بر عدم امکان طبیعتگرایی و عدم امکان شناختگرایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت. تاکنون چنین بهنظر میآید که فارغ از امور واقع و یا واقعیت علمیِ خامِ فیزیکال باید چیزی مانند آگاهی، معنا و قصدیت ادراکی وجود داشته باشد تا بتوان این واقعیت خام را بهمثابه معنا، آگاهی و ارجاع مفصلبندی کرد و این مهم تنها توسط چیزی به اسم ذهن ممکن است که از خود برون رفته و تو گویی معنا و ارجاع را بر جهان مُهر میزند. اما پرسش این است که آیا میتوان معنا، ارجاع، آگاهی و قصدیت را به فکتهای علمی فرو کاست؟ آیا میتوان دوگانهانگار بود و گفت دو جوهر مستقل خودبسنده وجود دارند که یکی معنا را بر دیگری قالب میکند؟
در جلسهی دوم با پیگیری نقد هایدگر بر دکارت به تبلور تفکر دکارتی در هوش مصنوعی اولیه و فهم نخستین ما از آن خواهیم پرداخت. در این جلسه پروژهی دارپا، نخستین نسخهی هوش مصنوعی، که بر بنیاد فهمی کاملا دکارتی از جهان و انسان بنا شده بود و به شکست انجامید به بحث گذارده خواهد شد تا نشان داده شود که فهم دکارتی از انسان و جهان تا چه حد بر جهان و اندیشهی ما حاکم بوده و هست. پرسش بنیادین این است که آیا میتوانیم هوشی مصنوعیای خلق کنیم که همچون ما هم جهانمند باشد و هم هَمِ هستی خویش را داشته باشد؟ پاسخ این است که با مفصلبندی دکارتی از جهان و انسان این مهم غیرممکن خواهد بود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
@bidarcourses
در جلسهی سوم و با پایان نقد هایدگر بر دکارت به پیشینهی بحث مکان بهطور کلی و در دکارت بهطور اخص خواهیم پرداخت. از ارسطو تا دکارت مفهوم مکان و چگونگی و چیستی مکانمندی انسان در همان هستیشناسیای فهم میشد که ارسطو پایه گذارده بود و بر مبنای آن مکان چیزی از جنس طبیعت و بخشی از آن بود. با ورود دکارت نه هستیشناسی جوهرین ارسطو و تلقی جوهرین او از مکان بلکه چیستی و چگونگی نسبت ما با مکان دستخوش تغییر شد. دکارت طبیعت را جازدایی کرد تا مکان همسطح فیزیکیـریاضیاتی خود را همچون امتداد آشکار کند. این مکان همسطح جهانی دیگر نه جزئی از طبیعت بلکه خود طبیعت بود بهمثابه جوهری مستقل و تکین که امتداد عرض ذاتی آن است.
از نظر هایدگر پرسش نه بر سر چیستی مکان فیزیکال، که به بهترین شیوه در حوزهی علم و توسط دکارت مفصلبندی شده بود، بلکه بر سر نوع مواجههی ما با مکان و چگونگی نسبت ما با آن در مواجههی بسیط هرروزینه بود.
پرسش هایدگر این بود که کدامیک بر مبنای دیگری قابلفهم است؟ ما در نخستین تلاقی و در هرروزینگی با کدام در تعامل پیوسته قرار داریم و با کدام تلاقی میکنیم؟ آیا مکان زیستهی اگزیستانسیال بر بنیاد مکان فیزیکال دکارتی قابلفهم است یا برعکس؟ نسبت ما بهمثابه موجودی درـجهانی با مکان و مکانمندی چیست؟ مکانمندی دازاین چیست و چگونه و بر چه بنیادی ممکن است؟ مکان اگزیستانسیال بهمثابه یکی از خصائل اگزیستانسیال دازاین چه نسبتی با درـجهانـبودن و چیستی اگزیستانسیال او دارد؟
در جلسهی چهارم به اشتقاق مکان دکارتی از مکان اگزیستانسیال خواهیم پرداخت. در این جلسه نزدیکی اگزیستانسیال در وجوه مختلف آن، نسبت مأنوسیت با مکان، آزادسازی پیشاـاونتولوژیکی مکان توسط دازاین، و نسبت مکانمندی و زمانمندی بنیادین دازاین را مورد بحث قرار خواهیم داد.
در تمامی بخشها منبع اصلی خود متن هستی و زمان است که در طی جلسه بخشهایی از آن در نسبت با مباحث مطرحشده خوانده خواهد شد؛ در تحلیلها و خوانش خود از مسئله رویکردی پراگماتیک خواهیم داشت که بیشتر از هر کس دیگر از دریفوس و ریچاردسون وامدار است هر چند نه کاملاً.
آریا سلیمانپور فارغالتحصیل کارشناسی ارشد فلسفهی غرب از دانشگاه تبریز است. کار پژوهشی او در حوزهی فلسفهی زبان با تمرکز بر نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون آغاز شد که حاصل آن رسالهی کارشناسی ارشد او تحت عنوان «نسبت میان زبان و واقعیت در کراتولوس افلاطون» بود و بهزودی به شکل کتاب منتشر خواهد شد. از مقالات او در این حوزه میتوان به «چهرهی دوگانهی ژانوس، محاورهی پارمنیدس: نقد یا اصلاح بدفهمی»(مجلهی حکمت و معرفت)، «نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون: خوانشی از کراتولوس افلاطون در پرتو تمثیلات رسالهی جهموری»(مجلهی تاریخ فلسفه)، «سیاهمشق: تزهای سیزدهگانهی تکنیک نویسندهی بنیامین»(مجلهی پروبلماتیکا)؛ و «اثبات گودل چگونه کار میکند؟» (مجلهی ایران آکادمیا)، اشاره کرد. او در حوزههای تاریخ فلسفه، فلسفهی هنر و فلسفهی یونان، و هستیشناسی پدیدهشناختی هایدگر دورههای گوناگونی برگزار کرده است و در حال حاضر رسالهی دکتری خود را دربارهی «هستیشناسی پدیدهشناختی زبان: معرفت و حقیقت در زبان اول» در دست کار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
از نظر هایدگر پرسش نه بر سر چیستی مکان فیزیکال، که به بهترین شیوه در حوزهی علم و توسط دکارت مفصلبندی شده بود، بلکه بر سر نوع مواجههی ما با مکان و چگونگی نسبت ما با آن در مواجههی بسیط هرروزینه بود.
پرسش هایدگر این بود که کدامیک بر مبنای دیگری قابلفهم است؟ ما در نخستین تلاقی و در هرروزینگی با کدام در تعامل پیوسته قرار داریم و با کدام تلاقی میکنیم؟ آیا مکان زیستهی اگزیستانسیال بر بنیاد مکان فیزیکال دکارتی قابلفهم است یا برعکس؟ نسبت ما بهمثابه موجودی درـجهانی با مکان و مکانمندی چیست؟ مکانمندی دازاین چیست و چگونه و بر چه بنیادی ممکن است؟ مکان اگزیستانسیال بهمثابه یکی از خصائل اگزیستانسیال دازاین چه نسبتی با درـجهانـبودن و چیستی اگزیستانسیال او دارد؟
در جلسهی چهارم به اشتقاق مکان دکارتی از مکان اگزیستانسیال خواهیم پرداخت. در این جلسه نزدیکی اگزیستانسیال در وجوه مختلف آن، نسبت مأنوسیت با مکان، آزادسازی پیشاـاونتولوژیکی مکان توسط دازاین، و نسبت مکانمندی و زمانمندی بنیادین دازاین را مورد بحث قرار خواهیم داد.
در تمامی بخشها منبع اصلی خود متن هستی و زمان است که در طی جلسه بخشهایی از آن در نسبت با مباحث مطرحشده خوانده خواهد شد؛ در تحلیلها و خوانش خود از مسئله رویکردی پراگماتیک خواهیم داشت که بیشتر از هر کس دیگر از دریفوس و ریچاردسون وامدار است هر چند نه کاملاً.
آریا سلیمانپور فارغالتحصیل کارشناسی ارشد فلسفهی غرب از دانشگاه تبریز است. کار پژوهشی او در حوزهی فلسفهی زبان با تمرکز بر نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون آغاز شد که حاصل آن رسالهی کارشناسی ارشد او تحت عنوان «نسبت میان زبان و واقعیت در کراتولوس افلاطون» بود و بهزودی به شکل کتاب منتشر خواهد شد. از مقالات او در این حوزه میتوان به «چهرهی دوگانهی ژانوس، محاورهی پارمنیدس: نقد یا اصلاح بدفهمی»(مجلهی حکمت و معرفت)، «نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون: خوانشی از کراتولوس افلاطون در پرتو تمثیلات رسالهی جهموری»(مجلهی تاریخ فلسفه)، «سیاهمشق: تزهای سیزدهگانهی تکنیک نویسندهی بنیامین»(مجلهی پروبلماتیکا)؛ و «اثبات گودل چگونه کار میکند؟» (مجلهی ایران آکادمیا)، اشاره کرد. او در حوزههای تاریخ فلسفه، فلسفهی هنر و فلسفهی یونان، و هستیشناسی پدیدهشناختی هایدگر دورههای گوناگونی برگزار کرده است و در حال حاضر رسالهی دکتری خود را دربارهی «هستیشناسی پدیدهشناختی زبان: معرفت و حقیقت در زبان اول» در دست کار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
در تاریخ فلسفه همواره تمایز مهمی بین اخلاق (ethics) و اخلاقیات (morality) وجود داشته است. اما به تدریج این تمایز به سود اخلاقیات به محاق رفته است. اخلاق که شناخت توانهای متفاوت هر موجود و «ارزیابی» میزان تحقق آنهاست، جای خود را به «داوری» اخلاقیاتی بر مبنای ارزشهای ثابت میدهد. در این دورهها با تکیه بر چهار فیلسوف یعنی اسپینوزا، نیچه، فوکو و دلوز، میکوشیم سیر تحول مفهوم اخلاق را دنبال کنیم. از اخلاق اسپینوزا تا تبارشناسی اخلاقیات نیچه، از شیزوکاوی دلوزی تا مقاومت فوکویی، نقاط تلاقی، تماس، اختلاف، واگرایی و همگرایی متعددی وجود دارد که با ردیابی آنها تلاش میکنیم طرحی از اخلاق در برابر اخلاقیات به دست دهیم.
در این دوره به تقابل اخلاق و اخلاقیات از منظر فلسفهی نیچه نگاه خواهیم کرد. اخلاق و سیاست نیچهای که از دههی ۱۹۶۰ به بعد بسیار پررونق بود، امروز با نقدهای جدی مواجه شده است. در این دوره نخست با تکیه بر متونی همچون تبارشناسی اخلاقیات، چنین گفت زرتشت، فراسوی خیر و شر و خواست قدرت طرحی از اخلاق نیچهای ترسیم میکنیم و سپس بر خوانش کسانی چون فوکو، دلوز و هایدگر از اخلاق نیچهای تمرکز خواهیم کرد.
تلاش میکنیم این اخلاق را از سویی از منظری اسپینوزایی بفهمیم و از سوی دیگر به ابعاد مختلف مفهوم پیچیدهی نیهیلیسم نگاهی بکنیم که خوانشهای متفاوت و جذابی از آن در دهههای اخیر عرضه شده است. بیش از همه بر چهار متفکر و خوانش آنها از این مفهوم اشاره خواهیم کرد یعنی مارتین هایدگر، ژیل دلوز، ری برسیه و هیلان بنسوسان. در ادامه به خوانشهای شتابگرا از نیچه خواهیم پرداخت و نقدهای این فلاسفه بر هستیشناسی و اخلاق نیچهای را بررسی میکنیم. این دوره علاوه بر تداوم بحث اخلاق علیه اخلاقیات، درآمدی خواهد بود بر فلسفهی پساانسانی معاصر.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
در تاریخ فلسفه همواره تمایز مهمی بین اخلاق (ethics) و اخلاقیات (morality) وجود داشته است. اما به تدریج این تمایز به سود اخلاقیات به محاق رفته است. اخلاق که شناخت توانهای متفاوت هر موجود و «ارزیابی» میزان تحقق آنهاست، جای خود را به «داوری» اخلاقیاتی بر مبنای ارزشهای ثابت میدهد. در این دورهها با تکیه بر چهار فیلسوف یعنی اسپینوزا، نیچه، فوکو و دلوز، میکوشیم سیر تحول مفهوم اخلاق را دنبال کنیم. از اخلاق اسپینوزا تا تبارشناسی اخلاقیات نیچه، از شیزوکاوی دلوزی تا مقاومت فوکویی، نقاط تلاقی، تماس، اختلاف، واگرایی و همگرایی متعددی وجود دارد که با ردیابی آنها تلاش میکنیم طرحی از اخلاق در برابر اخلاقیات به دست دهیم.
در این دوره به تقابل اخلاق و اخلاقیات از منظر فلسفهی نیچه نگاه خواهیم کرد. اخلاق و سیاست نیچهای که از دههی ۱۹۶۰ به بعد بسیار پررونق بود، امروز با نقدهای جدی مواجه شده است. در این دوره نخست با تکیه بر متونی همچون تبارشناسی اخلاقیات، چنین گفت زرتشت، فراسوی خیر و شر و خواست قدرت طرحی از اخلاق نیچهای ترسیم میکنیم و سپس بر خوانش کسانی چون فوکو، دلوز و هایدگر از اخلاق نیچهای تمرکز خواهیم کرد.
تلاش میکنیم این اخلاق را از سویی از منظری اسپینوزایی بفهمیم و از سوی دیگر به ابعاد مختلف مفهوم پیچیدهی نیهیلیسم نگاهی بکنیم که خوانشهای متفاوت و جذابی از آن در دهههای اخیر عرضه شده است. بیش از همه بر چهار متفکر و خوانش آنها از این مفهوم اشاره خواهیم کرد یعنی مارتین هایدگر، ژیل دلوز، ری برسیه و هیلان بنسوسان. در ادامه به خوانشهای شتابگرا از نیچه خواهیم پرداخت و نقدهای این فلاسفه بر هستیشناسی و اخلاق نیچهای را بررسی میکنیم. این دوره علاوه بر تداوم بحث اخلاق علیه اخلاقیات، درآمدی خواهد بود بر فلسفهی پساانسانی معاصر.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
دربارهی پدید آمدن و ریشههای تاریخی گونهی کوارتت زهی روایتهای مختلفی توسط تاریخدانان مختلف نقل شده است. با اینکه این روایتها بر پایهی مجموعهای از رخدادها و آثار موسیقی شکل گرفتهاند، یک شخصیت از دههی هجدهم میلادی در همهی آنها نقش مهمی داشته است. نام هایدن چنان با این گونهی موسیقیسازی مجلسی گره خورده که فارغ از دقت تاریخی، به سادگی لقب بنیانگذار آن را از آن خود کرده است.
زندگی کاری هایدن در دورهای گنگ و همچون گرگومیش شکل گرفت. عهد باروک با مرگ ستیغها و سرآمدانش چون باخ رفته بود. عصر نو هنوز نیامده بود که هیچ، گوشهی رخ هم ننموده بود که شاکلهی کلیاش شناختنی باشد. نیروهای اجتماعی و اقتصادی نیز همچنین، در این دوره در حال تحول و جایگزینی بودند. نشانی نبود که کدام بختیار خواهد شد.
هایدن خود بازیگر این عصر شد و با کارش نوری بر آن گرگومیش تاباند و طلوع روشنایی سبکی را میسر کرد. او نسبت به متوسط آن دوران چنان عمر درازی یافت که دو دورهی دگرگونیهای سبکی (و همچنین اجتماعی-سیاسی) بزرگ در اروپا را به چشم ببیند. او نه تنها به ظهور و تثبیت گونهی کوارتت زهی یاری فراوان رساند بلکه این کار را در پیوند تنگاتنگ با زیستجهانش انجام داد. پس وارسی ژرف آن آثار به سان مطالعهی لایههای زمینشناختی که اثر دگرگونیها را بر چهره دارند، نشانهای از ابهام به در آمدن و آشکار شدن یک وضعیت جدید موسیقایی، و تحول مناسبات اجتماعی پیوندیافته با آن را فاش میکند.
آروین صداقتکیش (تهران ۱۳۵۳)، مؤلف، پژوهشگر و منتقد موسیقی، نویسندهی مقالات متعدد به زبان فارسی و انگلیسی است. او عضو شورای نویسندگان یا مشاور علمی چندین نشریهی تخصصی و پژوهشی درزمینهی هنر و موسیقی از جمله فرهنگ و آهنگ، گفتگوی هارمونیک، آیینهی خیال، کتاب سال شیدا، دوفصلنامهی پژوهشی مهرگانی و فصلنامهی تخصصی زنگار بوده است و همچنین با دیگر نشریههای تخصصی یا پژوهشی حوزهی موسیقی و موسیقیشناسی همچون هنر موسیقی، گزارش موسیقی و فصلنامهی ماهور همکاری مستمر دارد. از او تاکنون کتابی با عنوان «درسگفتارهای نقد موسیقی» منتشر شده است که درسنامهی یک ترم تدریس در «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در سال ۱۳۹۱-۱۳۹۲ است.
وی همچنین داور یا عضو کمیتهی علمی رویدادها یا رقابتهای متعددی مانند «جشنوارهی وبلاگها و وبسایتهای موسیقی ایران» (سه دوره)، «کتاب سال خانهی موسیقی» (دو دوره)، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، SIMF ۲۰۱۸، جشنوارهی بینالمللی موسیقی شیراز (اپوس ۲ بتهوون)، ۲۷امین جشنوارهی ملی کتاب سال دانشجویی، ۳۶امین جشنوارهی موسیقی فجر بوده است. عمده حوزههای مطالعاتی و کار فکری او را نقد موسیقی و فلسفهی نقد معاصر، نظریهی موسیقی، تجزیهوتحلیل موسیقی با گرایش به موسیقی کلاسیک ایرانی معاصر (سدهی ۱۴ خورشیدی) و موسیقی کلاسیک آوانگارد غربی (سدهی ۲۱-۲۰ میلادی) و مسائل فرهنگی-اجتماعی-تاریخی پیوسته با آنها تشکیل میدهد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
دربارهی پدید آمدن و ریشههای تاریخی گونهی کوارتت زهی روایتهای مختلفی توسط تاریخدانان مختلف نقل شده است. با اینکه این روایتها بر پایهی مجموعهای از رخدادها و آثار موسیقی شکل گرفتهاند، یک شخصیت از دههی هجدهم میلادی در همهی آنها نقش مهمی داشته است. نام هایدن چنان با این گونهی موسیقیسازی مجلسی گره خورده که فارغ از دقت تاریخی، به سادگی لقب بنیانگذار آن را از آن خود کرده است.
زندگی کاری هایدن در دورهای گنگ و همچون گرگومیش شکل گرفت. عهد باروک با مرگ ستیغها و سرآمدانش چون باخ رفته بود. عصر نو هنوز نیامده بود که هیچ، گوشهی رخ هم ننموده بود که شاکلهی کلیاش شناختنی باشد. نیروهای اجتماعی و اقتصادی نیز همچنین، در این دوره در حال تحول و جایگزینی بودند. نشانی نبود که کدام بختیار خواهد شد.
هایدن خود بازیگر این عصر شد و با کارش نوری بر آن گرگومیش تاباند و طلوع روشنایی سبکی را میسر کرد. او نسبت به متوسط آن دوران چنان عمر درازی یافت که دو دورهی دگرگونیهای سبکی (و همچنین اجتماعی-سیاسی) بزرگ در اروپا را به چشم ببیند. او نه تنها به ظهور و تثبیت گونهی کوارتت زهی یاری فراوان رساند بلکه این کار را در پیوند تنگاتنگ با زیستجهانش انجام داد. پس وارسی ژرف آن آثار به سان مطالعهی لایههای زمینشناختی که اثر دگرگونیها را بر چهره دارند، نشانهای از ابهام به در آمدن و آشکار شدن یک وضعیت جدید موسیقایی، و تحول مناسبات اجتماعی پیوندیافته با آن را فاش میکند.
آروین صداقتکیش (تهران ۱۳۵۳)، مؤلف، پژوهشگر و منتقد موسیقی، نویسندهی مقالات متعدد به زبان فارسی و انگلیسی است. او عضو شورای نویسندگان یا مشاور علمی چندین نشریهی تخصصی و پژوهشی درزمینهی هنر و موسیقی از جمله فرهنگ و آهنگ، گفتگوی هارمونیک، آیینهی خیال، کتاب سال شیدا، دوفصلنامهی پژوهشی مهرگانی و فصلنامهی تخصصی زنگار بوده است و همچنین با دیگر نشریههای تخصصی یا پژوهشی حوزهی موسیقی و موسیقیشناسی همچون هنر موسیقی، گزارش موسیقی و فصلنامهی ماهور همکاری مستمر دارد. از او تاکنون کتابی با عنوان «درسگفتارهای نقد موسیقی» منتشر شده است که درسنامهی یک ترم تدریس در «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در سال ۱۳۹۱-۱۳۹۲ است.
وی همچنین داور یا عضو کمیتهی علمی رویدادها یا رقابتهای متعددی مانند «جشنوارهی وبلاگها و وبسایتهای موسیقی ایران» (سه دوره)، «کتاب سال خانهی موسیقی» (دو دوره)، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، SIMF ۲۰۱۸، جشنوارهی بینالمللی موسیقی شیراز (اپوس ۲ بتهوون)، ۲۷امین جشنوارهی ملی کتاب سال دانشجویی، ۳۶امین جشنوارهی موسیقی فجر بوده است. عمده حوزههای مطالعاتی و کار فکری او را نقد موسیقی و فلسفهی نقد معاصر، نظریهی موسیقی، تجزیهوتحلیل موسیقی با گرایش به موسیقی کلاسیک ایرانی معاصر (سدهی ۱۴ خورشیدی) و موسیقی کلاسیک آوانگارد غربی (سدهی ۲۱-۲۰ میلادی) و مسائل فرهنگی-اجتماعی-تاریخی پیوسته با آنها تشکیل میدهد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در زمانهی غلبهی گفتمان نئوفاشیستی-نئولیبرالیستی معاصر، در زمانهی ظهور و قدرتنمایی راستافراطی در اروپا و ایالاتمتحده، و در زمانهای که در خاورمیانه، تضاد گفتمان آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی-یهودی با اسلام رادیکال، و نیز تفوق و استمرار استبداد دینی، بیثباتترین و موحشترین وضعیت سیاسی-اجتماعی چند دههی اخیر را رقم زده، وظیفه و نقش روشنفکران چه می تواند باشد؟ آیا اساساً همچنان میتوان به طبقهی روشنفکر به مثابه گروهی مرجع نگریست که میتواند در میانهی بحرانهای سیاسی و آشفتگیهای فکری جامعهی خود، راهنما و روشنگر باقی بماند؟ و یا عصر مرجعیت فکری «طبقهی روشنفکر» پایان یافته است؟
آیا میتوان از مفهوم «روشنفکر جهانی» یاد کرد که به شکلی توأمان ساختارهای سرکوبگر داخلی و خارجی را نقد میکند و برای خود وظیفه و تعهدی «جهانشمول» قائل است؟ آیا ظهور و فراگیرشدن گفتمان پستمدرنیستی در چند دههی گذشته به جهانشمولگرایی گفتمان روشنفکری و نیز عقلگرایی انتقادی آسیب زده است؟ و در نهایت اینکه وظیفهی روشنفکر خاورمیانهای در نقد همزمان و توأمان فاشیسم داخلی و خارجی چه میتواند باشد؟
در این سلسله درسگفتارها سعی خواهیم کرد به این پرسشهای دشوار از مجرای مروری بر اصلیترین وجوه مفهوم «مسؤولیت روشنفکری» نزد نوام چامسکی (۱۹۲۸) فیلسوف، زبانشناس، روشنفکر و فعال سیاسی برجستهی آمریکایی بپردازیم. قصد داریم نشان دهیم که اگر همچون او مهمترین وظیفهی روشنفکر در زمانهی حاضر را «گفتن حقیقت و افشای دروغ» بدانیم – چنانکه او خود به کرّات به آن اشاره کرده - آنگاه از روشنفکران نسبت به راهبری فکری جامعه چه انتظاراتی میتوان داشت؟
چامسکی در جای جای منظومهی بزرگ فکری و مبارزاتی خود در طی بیش از شش دههی گذشته، به نقش و جایگاه روشنفکران در مواجهه با بحرانهای مهم عصر حاضر پرداخته؛ از تغییرات اقلیمی و خطرات جنگ هستهای گرفته، تا سلطهی نئولیبرالیسم و و نیز معنا و اهمیت «همبستگی» و نیز پیشبرد «دموکراسی رادیکال» از مجرای جنبشهای اجتماعی آوانگارد؛ از جاسوسی دولتی گرفته، تا غلبهی پروپاگاندا و تأثیر و تهدیداتش برای دموکراسی و آزادیهای مدنی در قرن بیست و یکم، و نیز امکانات و معنای مبارزهی سیاسی در عصر حاضر. او در مقام یکی از مهمترین روشنفکران زندهی زمانهی ما به دنبال آن بوده تا نشان دهد در تمامی این چالشها، روشنگری فکری، و اعتماد و همبستگی فراگیر اجتماعی در بین مردم، میتواند بر سرکوبهای سیاسی- فکری جاری در جوامع فائق آید و چشمانداز نوینی برای مبارزه و مقاوت در جهانِ تاریکِ سلطهی نئوفاشیسم معاصر پیش چشمانمان قرار دهد.
فرهاد محرابی متولد ۱۳۶۲ دانشآموخته و پژوهشگر در حوزهی مدرنیسم ادبیست. وی پس از اتمام تحصیلاتش در مقطع لیسانس و فوقلیسانس در رشتهی انسانشناسی در دانشگاه تهران به انگلستان رفت. او در مدرسهی اقتصاد لندن (LSE) در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی شروع به پژوهش کرد، و در سال ۲۰۱۲ از آن دانشگاه در مقطع فوق لیسانس فارغالتحصیل شد. حوزهی مورد علاقهی وی در آن سالها ایدهی فاقد قدرمشترک بودن (incommensurability) در فلسفهی علم با تکیه بر نظریات دونالد دیویدسون و ریچارد رورتی بود.
او بعدها گرایش مطالعاتیاش را به ادبیات تطبیقی، فلسفه و ادبیات، و نظریهی سینما تغییر داد و به مدت دو سال در کالج دانشگاهی لندن (UCL) در مقطع فوقلیسانس مشغول به پژوهش و تدریس بود. رسالهی فوق لیسانس او در آن دانشگاه، مطالعهی تطبیقی در مورد جهان ادبی والاس استیونس و سینمای آنتونیونی بود. محرابی دورهی دکتری خود را در حوزهی مدرنیسم ادبی، ادبیات تطبیقی و مطالعات ساموئل بکت در دانشگاه ردینگ انگلستان و بنیاد بینالمللی ساموئل بکت در سال ۲۰۲۰ به پایان رساند. وی چندین مقاله در حوزهی مطالعات بکت و تاریخ مدرنیسم ادبی در کنفرانسهایی در انگلستان، کانادا و لهستان ارائه و منتشر کرده است. در کنار پژوهش و تحقیق در حوزهی نظریهی ادبی، وی به طور مشخص از سال ۲۰۱۵ مشغول پژوهش در حوزهی روشنفکری ایران و جهان و مطالعات پسااستعماری بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در زمانهی غلبهی گفتمان نئوفاشیستی-نئولیبرالیستی معاصر، در زمانهی ظهور و قدرتنمایی راستافراطی در اروپا و ایالاتمتحده، و در زمانهای که در خاورمیانه، تضاد گفتمان آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی-یهودی با اسلام رادیکال، و نیز تفوق و استمرار استبداد دینی، بیثباتترین و موحشترین وضعیت سیاسی-اجتماعی چند دههی اخیر را رقم زده، وظیفه و نقش روشنفکران چه می تواند باشد؟ آیا اساساً همچنان میتوان به طبقهی روشنفکر به مثابه گروهی مرجع نگریست که میتواند در میانهی بحرانهای سیاسی و آشفتگیهای فکری جامعهی خود، راهنما و روشنگر باقی بماند؟ و یا عصر مرجعیت فکری «طبقهی روشنفکر» پایان یافته است؟
آیا میتوان از مفهوم «روشنفکر جهانی» یاد کرد که به شکلی توأمان ساختارهای سرکوبگر داخلی و خارجی را نقد میکند و برای خود وظیفه و تعهدی «جهانشمول» قائل است؟ آیا ظهور و فراگیرشدن گفتمان پستمدرنیستی در چند دههی گذشته به جهانشمولگرایی گفتمان روشنفکری و نیز عقلگرایی انتقادی آسیب زده است؟ و در نهایت اینکه وظیفهی روشنفکر خاورمیانهای در نقد همزمان و توأمان فاشیسم داخلی و خارجی چه میتواند باشد؟
در این سلسله درسگفتارها سعی خواهیم کرد به این پرسشهای دشوار از مجرای مروری بر اصلیترین وجوه مفهوم «مسؤولیت روشنفکری» نزد نوام چامسکی (۱۹۲۸) فیلسوف، زبانشناس، روشنفکر و فعال سیاسی برجستهی آمریکایی بپردازیم. قصد داریم نشان دهیم که اگر همچون او مهمترین وظیفهی روشنفکر در زمانهی حاضر را «گفتن حقیقت و افشای دروغ» بدانیم – چنانکه او خود به کرّات به آن اشاره کرده - آنگاه از روشنفکران نسبت به راهبری فکری جامعه چه انتظاراتی میتوان داشت؟
چامسکی در جای جای منظومهی بزرگ فکری و مبارزاتی خود در طی بیش از شش دههی گذشته، به نقش و جایگاه روشنفکران در مواجهه با بحرانهای مهم عصر حاضر پرداخته؛ از تغییرات اقلیمی و خطرات جنگ هستهای گرفته، تا سلطهی نئولیبرالیسم و و نیز معنا و اهمیت «همبستگی» و نیز پیشبرد «دموکراسی رادیکال» از مجرای جنبشهای اجتماعی آوانگارد؛ از جاسوسی دولتی گرفته، تا غلبهی پروپاگاندا و تأثیر و تهدیداتش برای دموکراسی و آزادیهای مدنی در قرن بیست و یکم، و نیز امکانات و معنای مبارزهی سیاسی در عصر حاضر. او در مقام یکی از مهمترین روشنفکران زندهی زمانهی ما به دنبال آن بوده تا نشان دهد در تمامی این چالشها، روشنگری فکری، و اعتماد و همبستگی فراگیر اجتماعی در بین مردم، میتواند بر سرکوبهای سیاسی- فکری جاری در جوامع فائق آید و چشمانداز نوینی برای مبارزه و مقاوت در جهانِ تاریکِ سلطهی نئوفاشیسم معاصر پیش چشمانمان قرار دهد.
فرهاد محرابی متولد ۱۳۶۲ دانشآموخته و پژوهشگر در حوزهی مدرنیسم ادبیست. وی پس از اتمام تحصیلاتش در مقطع لیسانس و فوقلیسانس در رشتهی انسانشناسی در دانشگاه تهران به انگلستان رفت. او در مدرسهی اقتصاد لندن (LSE) در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی شروع به پژوهش کرد، و در سال ۲۰۱۲ از آن دانشگاه در مقطع فوق لیسانس فارغالتحصیل شد. حوزهی مورد علاقهی وی در آن سالها ایدهی فاقد قدرمشترک بودن (incommensurability) در فلسفهی علم با تکیه بر نظریات دونالد دیویدسون و ریچارد رورتی بود.
او بعدها گرایش مطالعاتیاش را به ادبیات تطبیقی، فلسفه و ادبیات، و نظریهی سینما تغییر داد و به مدت دو سال در کالج دانشگاهی لندن (UCL) در مقطع فوقلیسانس مشغول به پژوهش و تدریس بود. رسالهی فوق لیسانس او در آن دانشگاه، مطالعهی تطبیقی در مورد جهان ادبی والاس استیونس و سینمای آنتونیونی بود. محرابی دورهی دکتری خود را در حوزهی مدرنیسم ادبی، ادبیات تطبیقی و مطالعات ساموئل بکت در دانشگاه ردینگ انگلستان و بنیاد بینالمللی ساموئل بکت در سال ۲۰۲۰ به پایان رساند. وی چندین مقاله در حوزهی مطالعات بکت و تاریخ مدرنیسم ادبی در کنفرانسهایی در انگلستان، کانادا و لهستان ارائه و منتشر کرده است. در کنار پژوهش و تحقیق در حوزهی نظریهی ادبی، وی به طور مشخص از سال ۲۰۱۵ مشغول پژوهش در حوزهی روشنفکری ایران و جهان و مطالعات پسااستعماری بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
بحثهای مارکس در باب هندوستان طیفی از انتقادات تا ستایش را در بر گرفته: از ادوراد سعید که آنها را مصداق «شرقشناسی» دانست تا کوین اندرسون که آنها را نشانهی بلوغ تحلیل دیالکتیکی مارکس در رابطه با «جنبش طبقاتی در انگلستان» و «جنبش ملی در هند» تلقی کرد. این موضوع بهویژه در مرکز تفکر مارکسیستها قرار گرفت که آیا باید مدافع «رشد و گسترش سرمایهداری» در یک کشور عقبافتاده بود یا که باید از هر فرصتی برای «گذر از سرمایهداری» دفاع کرد؟
بعدترها همین مسائل هنگامی که پیشنویس نامههای مارکس به نارودنیک برجستهی روس، ورا زاسولیچ منتشر شد موضوع بحث و بررسیهای بسیاری قرار گرفت: وظیفهی کمونیستها در یک جامعهی توسعهنیافته از لحاظ سرمایهداری چیست؟
در جریان جنگ داخلی آمریکا هم مسائل حساسی مورد توجه مارکس قرار گرفت. او به بررسی این مسأله پرداخت كه بردهداری جنوبْ نهادی اقتصادی است و كسب قلمروهای جدید برایش ضرورت دارد. در واقع، هدف جنوب نه تجزیهی شمال بلكه بازسازماندهی آن بر مبنای بردهداری و تحت كنترل رسمی الیگارشی بردهداری بود. در نتیجه شكلی از سرمایهداری ایجاد میشد كه با ساختاربندی بر مبنای اصول نژادی و قومی، كارگران سفید مهاجر به سیاهان در پایهی جامعه ملحق میشدند. از تضاد میان کارگر ایرانی و افغانستانی در ایران تا تضاد میان کارگر ترک و آلمانی در آلمان و تا تضاد میان کارگر آمریکایی با کارگران مکزیکی در ایالات متحدهی آمریکا، همه و همه بحثهایی است که چپها را به این فکر فرو برده است که چگونه روحیهی انترناسیونالیستی را باید به میان کارگران برد؟
دست آخر در ارتباط با «ایرلند» و «لهستان» این موضوع محل مناقشه میان مارکسیستها شد که چگونه باید با یک «مبارزهی ملیگرایانه» علیه استعمار مواجه شد؟ آیا زمانی که از ستمدیدگان در بلوچستان یا کردستان دفاع میکنیم، به تفاوتهای بورژوازی بلوچ و مرکز هم نظر داریم یا باید داشته باشیم؟
از سوی دیگر در دفاتر قومشناسی رگههای جدیدی از یک بینش فمنیستی دیده میشود که بعدها موضوع بحثهای فراوانی در میان فمنیستهای مارکسیست شد. در حالی که نظر مسلط تا هنگام انتشار این دفترچهها این بود که اثر بنیانگذار مارکسیستی «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» (۱۸۸۴) انگلس است، و اساس درک آن «ستایش از کمون اولیه» و جا افتادن این درک از «کمونیسم آینده» که آن عبارت خواهد بود از «کمون اولیه + تکنولوژی»، فرازهایی از دفاتر نشان داد که مارکس نطفهی تضاد طبقاتی را در رتبههای درون همان جوامع بدوی اشتراکی و پیش از ایجاد مالکیت خصوصی تشخیص داده بود.
هتر براون در بررسی موشکافانهی خود از نظرگاه مارکس در این رابطه، بر آن است که مارکس برخلاف انگلس ظهور مالکیت خصوصی و ازدواج تکهمسری و خانواده پدرسالاری را برابر با «شکست تاریخی-جهانی جنس مؤنث» نمیدانست و «زنان را در هر مرحله از تاریخ به مثابهی سوژههای بالقوه میپنداشت.» با همهی این حرفها، نسبت «طبقه» و «جنسیت» همچنان نسبت مسألهداری است. اهمیت مطالعهی صورتبندی مارکس دربارهی جنسیت در جهان پیشاسرمایهداری این است که نشان دادن مشکل سلسلهمراتب در همان «کمون اولیه» رُخ داد. مبتنی بر این آيا این احتمال وجود دارد در شرایطی که مالکیت خصوصی دیگر وجود نداشته باشد و سرمایهداری هم ازبین رفته باشد، ستم جنسیتی همچنان پابرجا بماند؟ بر بستر دریافت مارکس از تغییر و تحول در کمون اولیه به ضرر زنان، رایا دونایفسکایا استدلال میکند که شکلگیری طبقات به طور کلی و ستم مشخصی که زنان با آن مواجهاند، مبتنی بر «تقسیم کار ذهنی و یدی» بود.
بر بستر این یافتهها روشن است که مارکس جز «طبقه» توانسته بود با جزئيات بسیارْ مسائل مربوط به «ستم ملی» و «ستم جنسیتی» را مورد بررسی قرار دهد. با این همه آیا میتوان مارکس را یک «اینترسکشنال»، یعنی فردی مدافع ایدهی «گرهگاههای ستم» و نه فردی ایستاده بر «تضاد بنیادی کار و سرمایه» قلمداد کرد؟ او هرگز اهمیت کار سترگش، یعنی «سرمایه» را نفی نکرد. چگونه باید یافتههای او در دفاتر قومشناختی را با «سرمایه» برای امروز بازخوانی کرد؟ چگونه میتوان آموزههای این مارکس ناشناخته را برای «طبقهی کارگر»، برای «بلوچستان» و «کردستان» و «اهواز» و … بهکار گرفت؟
دربارهی مدرس و شرح جلسات👇
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
بحثهای مارکس در باب هندوستان طیفی از انتقادات تا ستایش را در بر گرفته: از ادوراد سعید که آنها را مصداق «شرقشناسی» دانست تا کوین اندرسون که آنها را نشانهی بلوغ تحلیل دیالکتیکی مارکس در رابطه با «جنبش طبقاتی در انگلستان» و «جنبش ملی در هند» تلقی کرد. این موضوع بهویژه در مرکز تفکر مارکسیستها قرار گرفت که آیا باید مدافع «رشد و گسترش سرمایهداری» در یک کشور عقبافتاده بود یا که باید از هر فرصتی برای «گذر از سرمایهداری» دفاع کرد؟
بعدترها همین مسائل هنگامی که پیشنویس نامههای مارکس به نارودنیک برجستهی روس، ورا زاسولیچ منتشر شد موضوع بحث و بررسیهای بسیاری قرار گرفت: وظیفهی کمونیستها در یک جامعهی توسعهنیافته از لحاظ سرمایهداری چیست؟
در جریان جنگ داخلی آمریکا هم مسائل حساسی مورد توجه مارکس قرار گرفت. او به بررسی این مسأله پرداخت كه بردهداری جنوبْ نهادی اقتصادی است و كسب قلمروهای جدید برایش ضرورت دارد. در واقع، هدف جنوب نه تجزیهی شمال بلكه بازسازماندهی آن بر مبنای بردهداری و تحت كنترل رسمی الیگارشی بردهداری بود. در نتیجه شكلی از سرمایهداری ایجاد میشد كه با ساختاربندی بر مبنای اصول نژادی و قومی، كارگران سفید مهاجر به سیاهان در پایهی جامعه ملحق میشدند. از تضاد میان کارگر ایرانی و افغانستانی در ایران تا تضاد میان کارگر ترک و آلمانی در آلمان و تا تضاد میان کارگر آمریکایی با کارگران مکزیکی در ایالات متحدهی آمریکا، همه و همه بحثهایی است که چپها را به این فکر فرو برده است که چگونه روحیهی انترناسیونالیستی را باید به میان کارگران برد؟
دست آخر در ارتباط با «ایرلند» و «لهستان» این موضوع محل مناقشه میان مارکسیستها شد که چگونه باید با یک «مبارزهی ملیگرایانه» علیه استعمار مواجه شد؟ آیا زمانی که از ستمدیدگان در بلوچستان یا کردستان دفاع میکنیم، به تفاوتهای بورژوازی بلوچ و مرکز هم نظر داریم یا باید داشته باشیم؟
از سوی دیگر در دفاتر قومشناسی رگههای جدیدی از یک بینش فمنیستی دیده میشود که بعدها موضوع بحثهای فراوانی در میان فمنیستهای مارکسیست شد. در حالی که نظر مسلط تا هنگام انتشار این دفترچهها این بود که اثر بنیانگذار مارکسیستی «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» (۱۸۸۴) انگلس است، و اساس درک آن «ستایش از کمون اولیه» و جا افتادن این درک از «کمونیسم آینده» که آن عبارت خواهد بود از «کمون اولیه + تکنولوژی»، فرازهایی از دفاتر نشان داد که مارکس نطفهی تضاد طبقاتی را در رتبههای درون همان جوامع بدوی اشتراکی و پیش از ایجاد مالکیت خصوصی تشخیص داده بود.
هتر براون در بررسی موشکافانهی خود از نظرگاه مارکس در این رابطه، بر آن است که مارکس برخلاف انگلس ظهور مالکیت خصوصی و ازدواج تکهمسری و خانواده پدرسالاری را برابر با «شکست تاریخی-جهانی جنس مؤنث» نمیدانست و «زنان را در هر مرحله از تاریخ به مثابهی سوژههای بالقوه میپنداشت.» با همهی این حرفها، نسبت «طبقه» و «جنسیت» همچنان نسبت مسألهداری است. اهمیت مطالعهی صورتبندی مارکس دربارهی جنسیت در جهان پیشاسرمایهداری این است که نشان دادن مشکل سلسلهمراتب در همان «کمون اولیه» رُخ داد. مبتنی بر این آيا این احتمال وجود دارد در شرایطی که مالکیت خصوصی دیگر وجود نداشته باشد و سرمایهداری هم ازبین رفته باشد، ستم جنسیتی همچنان پابرجا بماند؟ بر بستر دریافت مارکس از تغییر و تحول در کمون اولیه به ضرر زنان، رایا دونایفسکایا استدلال میکند که شکلگیری طبقات به طور کلی و ستم مشخصی که زنان با آن مواجهاند، مبتنی بر «تقسیم کار ذهنی و یدی» بود.
بر بستر این یافتهها روشن است که مارکس جز «طبقه» توانسته بود با جزئيات بسیارْ مسائل مربوط به «ستم ملی» و «ستم جنسیتی» را مورد بررسی قرار دهد. با این همه آیا میتوان مارکس را یک «اینترسکشنال»، یعنی فردی مدافع ایدهی «گرهگاههای ستم» و نه فردی ایستاده بر «تضاد بنیادی کار و سرمایه» قلمداد کرد؟ او هرگز اهمیت کار سترگش، یعنی «سرمایه» را نفی نکرد. چگونه باید یافتههای او در دفاتر قومشناختی را با «سرمایه» برای امروز بازخوانی کرد؟ چگونه میتوان آموزههای این مارکس ناشناخته را برای «طبقهی کارگر»، برای «بلوچستان» و «کردستان» و «اهواز» و … بهکار گرفت؟
دربارهی مدرس و شرح جلسات👇
جلسهی اول) ملیت، جنسیت، طبقه: سرمایهداری و پیشاسرمایهداری در بینش مارکس
در این جلسه میکوشیم تا اهمیت سهگونهی ستم را از نظر مارکس در مطالعهی جوامع پیشاسرمایهداری و سرمایهداری به شکلی مسألهگون در رابطه با تاریخ معاصر جامعهی ایران (پس از مشروطه) مطرح کنیم.
جلسهی دوم) هندوستان و روسیه: از کمونتههای بدوی تا ناگزیری سرمایهداری
در این جلسه با تکیه بر بحثهای مارکس دربارهی روسیه و هندوستان، پرسش از چند و چون گذار به سوسیالیسم، اهمیت سنتهای اشتراکی در جوامع پیشاسرمایهداری برای این گذار، و نیز دستور کار سیاست انترناسیونالیستی در مواجهه با ستم ملی و طبقاتی را بررسی خواهیم کرد.
جلسهی سوم) جنگ داخلی آمریکا: مارکس، لینکلن و نژادپرستی
در این جلسه با محوریت جنگ داخلی آمریکا، میکوشیم با مسألهی رواج نژادپرستی در میان طبقهی کارگر دست و پنجه نرم کنیم و ببینیم که بینش مارکس چگونه میتواند به درک موضوع و طرحریزی یک سیاست رهاییبخش کمک کند؟
جلسهی چهارم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: بینشهای روششناختی
در این جلسه با بررسی آرای مارکس در خصوص جایگاه ستم جنسیتی در زمانهاش، به سراغ تفاوت شیوهی رجوع او به این موضوع با فمنیسمهای مسلط در جامعهی ایران میرویم و با نگاهی به جنبش ژینا، نتایج سیاسی این تفاوت روشی را به بحث مینشینیم.
جلسهی پنجم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: مارکس به مثابهی منتقد انگلس
در این جلسه با روشن کردن تفاوتهای مارکس و انگلس در موضوع جنسیت و خانواده، از چشمانداز سوسیالیستی رهایی زنان میپرسیم و میکوشیم تا نسبت «طبقه» و «جنسیت» را از منظری مارکسی بازبینی کنیم.
جلسهی ششم) میراث مارکس ناشناخته برای ایرانِ امروز
دست آخر خواهیم کوشید تا بر بستر مبارزات مردمی تاریخ معاصر ایران، شیوهی مارکسی مواجهه با درهمآمیزی سه ستم طبقاتی، ملی و جنسی/ جنسیتی را روشن کرده و دربارهی نتایج آن گفتگو کنیم.
یاشار دارالشفاء دانشجوی دکتری رشتهی «رفاه و سلامت اجتماعی» در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است و رسالهی دکتریاش بر «تأثیر اعتراضات کارگری بر رفاه کارگران در ایران پس از انقلاب» متمرکز است. او مقالههای گوناگونی در سایتهای «نقد» و «نقد اقتصاد سیاسی» در زمینههای مارکسشناسی و نیز تاریخ مبارزات کارگری منتشر کرده است. همچنین «کتابشناسی تحلیلی و انتقادی عدالت اجتماعی» از سوی مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی و نیز «پداگوژی رهاییبخش» (با همکاری دیگران) از انتشارات خرد سرخ، از دیگر کارهای این پژوهشگر حوزهی «مطالعات کار و کارگری» است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در این جلسه میکوشیم تا اهمیت سهگونهی ستم را از نظر مارکس در مطالعهی جوامع پیشاسرمایهداری و سرمایهداری به شکلی مسألهگون در رابطه با تاریخ معاصر جامعهی ایران (پس از مشروطه) مطرح کنیم.
جلسهی دوم) هندوستان و روسیه: از کمونتههای بدوی تا ناگزیری سرمایهداری
در این جلسه با تکیه بر بحثهای مارکس دربارهی روسیه و هندوستان، پرسش از چند و چون گذار به سوسیالیسم، اهمیت سنتهای اشتراکی در جوامع پیشاسرمایهداری برای این گذار، و نیز دستور کار سیاست انترناسیونالیستی در مواجهه با ستم ملی و طبقاتی را بررسی خواهیم کرد.
جلسهی سوم) جنگ داخلی آمریکا: مارکس، لینکلن و نژادپرستی
در این جلسه با محوریت جنگ داخلی آمریکا، میکوشیم با مسألهی رواج نژادپرستی در میان طبقهی کارگر دست و پنجه نرم کنیم و ببینیم که بینش مارکس چگونه میتواند به درک موضوع و طرحریزی یک سیاست رهاییبخش کمک کند؟
جلسهی چهارم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: بینشهای روششناختی
در این جلسه با بررسی آرای مارکس در خصوص جایگاه ستم جنسیتی در زمانهاش، به سراغ تفاوت شیوهی رجوع او به این موضوع با فمنیسمهای مسلط در جامعهی ایران میرویم و با نگاهی به جنبش ژینا، نتایج سیاسی این تفاوت روشی را به بحث مینشینیم.
جلسهی پنجم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: مارکس به مثابهی منتقد انگلس
در این جلسه با روشن کردن تفاوتهای مارکس و انگلس در موضوع جنسیت و خانواده، از چشمانداز سوسیالیستی رهایی زنان میپرسیم و میکوشیم تا نسبت «طبقه» و «جنسیت» را از منظری مارکسی بازبینی کنیم.
جلسهی ششم) میراث مارکس ناشناخته برای ایرانِ امروز
دست آخر خواهیم کوشید تا بر بستر مبارزات مردمی تاریخ معاصر ایران، شیوهی مارکسی مواجهه با درهمآمیزی سه ستم طبقاتی، ملی و جنسی/ جنسیتی را روشن کرده و دربارهی نتایج آن گفتگو کنیم.
یاشار دارالشفاء دانشجوی دکتری رشتهی «رفاه و سلامت اجتماعی» در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است و رسالهی دکتریاش بر «تأثیر اعتراضات کارگری بر رفاه کارگران در ایران پس از انقلاب» متمرکز است. او مقالههای گوناگونی در سایتهای «نقد» و «نقد اقتصاد سیاسی» در زمینههای مارکسشناسی و نیز تاریخ مبارزات کارگری منتشر کرده است. همچنین «کتابشناسی تحلیلی و انتقادی عدالت اجتماعی» از سوی مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی و نیز «پداگوژی رهاییبخش» (با همکاری دیگران) از انتشارات خرد سرخ، از دیگر کارهای این پژوهشگر حوزهی «مطالعات کار و کارگری» است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
دربارهی سیاست استتیک؛
۳- فمینیستها آدورنو میخوانند
بههدایت مهسا اسدالهنژاد
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
دربارهی سیاست استتیک؛
۳- فمینیستها آدورنو میخوانند
بههدایت مهسا اسدالهنژاد
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
دربارهی سیاست استتیک؛
۳- فمینیستها آدورنو میخوانند
بههدایت مهسا اسدالهنژاد
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
اینکه فمینیستها سراغِ متفکری بروند که فمینیست شناخته نمیشود، اما در اندیشهاش ظرفیتها و امکاناتی دارد که به فمینیسم کمک میکند تا بسط یابد و از محدودههای متنی و سنتِ فکری خود بیرون بزند، جذاب به نظر میرسد. درست است که از لحاظ زمانی تقدم و تأخری وجود دارد و درواقع این فمینیستها هستند که سراغِ کسی چون تئودور آدورنو، فیلسوف و جامعهشناسِ آلمانی، رفتهاند، اما خود آدورنو نیز از خلال چنین کشفوشهودی بسط پیدا میکند. درواقع توانِ سویههایی از اندیشهاش در مختصاتِ اندیشیدنِ دیگری بالفعل میشود. بنابراین این مواجهه یک مواجههیِ دو سر بُرد است.
دورهی «فمینیستها آدورنو میخوانند»، در ادامهی پروژهیِ سیاستِ استتیک و بهعنوان یک میان-پرده در مسیر تعریف شدهاست. این دوره به شکلِ متنخوانی چند مقاله پیش میرود، مقالاتی از چند فمینیست که آدورنو را تفسیری فمینیستی کردهاند. رنه هِربلِ فمینیست از «بازگشت به آدورنو» میگوید. به نظر او بینِ دغدغههایِ آدورنو و دغدغههای فمینیستها قرابت وجود دارد. و همین قرابت امکانِ چنین بازگشتی را فراهم میآورد. دستکم به چهار دلیل در اندیشهی آدورنو این بازگشت موجه است: ۱) واسازیِ تفکرِ اینهمانی، ۲) برقراری ارتباط میانِ فرایندهایِ روانی، اجتماعی و فرهنگی و کردارها، ۳) تقاطع فلسفه، سیاست و استتیک و ۴) آشکارساختن طبیعتِ متناقض سرکوب اجتماعی و جنسی.
در این دورهی میان-پرده تلاش میکنیم تا نشان دهیم کدام مفاهیم آدورنو هستند که محلِ بحث فمینیستها قرار میگیرند و تحلیل آنها را قویتر میگردانند و دربرابر، چگونه خودِ مفاهیم آدورنو نیز از این طریق از شیوارگی و فراموشی میرهند و جان و مسیرِ تازهای مییابند.
جلسهی اول: دیالکتیک فمینیستیِ روشنگری؟ بازبینیِ هورکهایمر و آدورنو
جلسهی دوم: حسپذیری تقاطعی و به خود لرزیدن
جلسهی سوم: زیستن با دیالکتیک منفی: فمینیسم و سیاستِ رنج
جلسهی چهارم: ناآزادی، رنج و صنعت فرهنگ: آدورنو میتواند چه مشارکتی در اخلاق فمینیستی داشته باشد؟
جلسهی پنجم: نظریهی انتقادی بهمثابهی نقدِ جامعه: اهمیت تئودور آدورنو برای یک جامعهشناسیِ فمینیستی
مهسا اسدالهنژاد، متولد ۱۳۶۹، دانشآموختهی دکتریِ جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. عنوان پایاننامهی ارشد او «تخیل و امکان نقد واقعیت عینی؛ مطالعهی موردی هانری کربن و استلزامات سیاسی و اجتماعی عالم مثال» نام داشت. او در این پایاننامه به دنبال آن بود تا نشان دهد که چگونه تخیل فعال در سنتِ فلسفهی اسلامی (عالم مثال) به واقعیتگریزی اجتماعی و سیاسی منتهی میشود و در ازایِ این واقعیتگریزی چه جهان سیاسی-اجتماعیِِ باطنیگرایی خلق میکند. او در پایاننامهی دکتری به مطالعهی تاریخ شکلگیری دولت جمهوری اسلامی، از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، پرداخته است. در دورهی کلیای که در موسسهی بیدار قرار است برگزار شود، بازگشتی به بحث تخیل صورت میگیرد. این بار اما مسئله این است که تخیل فعالِ انتقادی چگونه میتواند به سیاستی انتقادی، و نه سیاستی باطنیگرا، منجر شود. در واقع تخیل که نقش بسیار مهمی در ساختِ استتیکی جامعه ایفا میکند، چطور میتواند سیاستی انتقادی پیش بکشد. حوزهی مطالعاتی و نوشتاری او اندیشهی سیاسی، اندیشهی انتقادی و تاریخ معاصر ایران است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
دربارهی سیاست استتیک؛
۳- فمینیستها آدورنو میخوانند
بههدایت مهسا اسدالهنژاد
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
اینکه فمینیستها سراغِ متفکری بروند که فمینیست شناخته نمیشود، اما در اندیشهاش ظرفیتها و امکاناتی دارد که به فمینیسم کمک میکند تا بسط یابد و از محدودههای متنی و سنتِ فکری خود بیرون بزند، جذاب به نظر میرسد. درست است که از لحاظ زمانی تقدم و تأخری وجود دارد و درواقع این فمینیستها هستند که سراغِ کسی چون تئودور آدورنو، فیلسوف و جامعهشناسِ آلمانی، رفتهاند، اما خود آدورنو نیز از خلال چنین کشفوشهودی بسط پیدا میکند. درواقع توانِ سویههایی از اندیشهاش در مختصاتِ اندیشیدنِ دیگری بالفعل میشود. بنابراین این مواجهه یک مواجههیِ دو سر بُرد است.
دورهی «فمینیستها آدورنو میخوانند»، در ادامهی پروژهیِ سیاستِ استتیک و بهعنوان یک میان-پرده در مسیر تعریف شدهاست. این دوره به شکلِ متنخوانی چند مقاله پیش میرود، مقالاتی از چند فمینیست که آدورنو را تفسیری فمینیستی کردهاند. رنه هِربلِ فمینیست از «بازگشت به آدورنو» میگوید. به نظر او بینِ دغدغههایِ آدورنو و دغدغههای فمینیستها قرابت وجود دارد. و همین قرابت امکانِ چنین بازگشتی را فراهم میآورد. دستکم به چهار دلیل در اندیشهی آدورنو این بازگشت موجه است: ۱) واسازیِ تفکرِ اینهمانی، ۲) برقراری ارتباط میانِ فرایندهایِ روانی، اجتماعی و فرهنگی و کردارها، ۳) تقاطع فلسفه، سیاست و استتیک و ۴) آشکارساختن طبیعتِ متناقض سرکوب اجتماعی و جنسی.
در این دورهی میان-پرده تلاش میکنیم تا نشان دهیم کدام مفاهیم آدورنو هستند که محلِ بحث فمینیستها قرار میگیرند و تحلیل آنها را قویتر میگردانند و دربرابر، چگونه خودِ مفاهیم آدورنو نیز از این طریق از شیوارگی و فراموشی میرهند و جان و مسیرِ تازهای مییابند.
جلسهی اول: دیالکتیک فمینیستیِ روشنگری؟ بازبینیِ هورکهایمر و آدورنو
جلسهی دوم: حسپذیری تقاطعی و به خود لرزیدن
جلسهی سوم: زیستن با دیالکتیک منفی: فمینیسم و سیاستِ رنج
جلسهی چهارم: ناآزادی، رنج و صنعت فرهنگ: آدورنو میتواند چه مشارکتی در اخلاق فمینیستی داشته باشد؟
جلسهی پنجم: نظریهی انتقادی بهمثابهی نقدِ جامعه: اهمیت تئودور آدورنو برای یک جامعهشناسیِ فمینیستی
مهسا اسدالهنژاد، متولد ۱۳۶۹، دانشآموختهی دکتریِ جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. عنوان پایاننامهی ارشد او «تخیل و امکان نقد واقعیت عینی؛ مطالعهی موردی هانری کربن و استلزامات سیاسی و اجتماعی عالم مثال» نام داشت. او در این پایاننامه به دنبال آن بود تا نشان دهد که چگونه تخیل فعال در سنتِ فلسفهی اسلامی (عالم مثال) به واقعیتگریزی اجتماعی و سیاسی منتهی میشود و در ازایِ این واقعیتگریزی چه جهان سیاسی-اجتماعیِِ باطنیگرایی خلق میکند. او در پایاننامهی دکتری به مطالعهی تاریخ شکلگیری دولت جمهوری اسلامی، از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، پرداخته است. در دورهی کلیای که در موسسهی بیدار قرار است برگزار شود، بازگشتی به بحث تخیل صورت میگیرد. این بار اما مسئله این است که تخیل فعالِ انتقادی چگونه میتواند به سیاستی انتقادی، و نه سیاستی باطنیگرا، منجر شود. در واقع تخیل که نقش بسیار مهمی در ساختِ استتیکی جامعه ایفا میکند، چطور میتواند سیاستی انتقادی پیش بکشد. حوزهی مطالعاتی و نوشتاری او اندیشهی سیاسی، اندیشهی انتقادی و تاریخ معاصر ایران است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
چهرهی ژانوسی تکنیک در آثار والتر بنیامین
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
چهرهی ژانوسی تکنیک در آثار والتر بنیامین
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
چهرهی ژانوسی تکنیک در آثار والتر بنیامین
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در حد فاصل دو جنگ جهانی، اروپا صحنهی ظهور معمایی است که دیرزمانی در کار تدارک خویش بودهاست. استفادهی گسترده از تسلیحات جنگی نوظهور، در کنار شیوع بیسابقهی رسانههای تودهای، «تکنیک» را به مسئلهای اساسی برای آگاهی غربی بدل کردهاست. فرانکنشتاین از دروازهی شهرها گذر کردهاست، و این پرسش هرروز عاجل و عاجلتر میشود که این هیولای دستساز، یا به تعبیر فروید، این «خداوند مصنوع» چه رهاوردی برای بشر به همراه آوردهاست.
والتر بنیامین در آثار خود همواره در پی آن است که از پاسخهای متداول به معمای تکنیک فراتر رود؛ او نه به سیاق محافظهکاران فرهنگی به گلایه از تجاوزهای تکنیک به نظمونظام طبیعی بسنده میکند، و نه به رؤیاهای اتوپیایی دربارهی امکانات تکنیکیِ جهان نو امید میبندد. نزد بنیامین، تکنیک همچون ژانوس، ایزد اساطیری روم، همواره رویی به پیش و رویی به پس دارد، و تأمل بر آن بدون درنظرداشتن همزمانِ این وجوه دوگانه ممکن نمیشود. بر این روال است که بنیامین، در جایی، به محدودیتهایی اشاره میکند که تکنولوژیهای جدید بر تجربهی بشری تحمیل کردهاند («چالاکی دائم و همیشگیِ حافظهی ارادی واستدلالی – که به واسطهی تکنیکِ بازتولیدِ مکانیکی تقویت میشود – مجال را بر بازیهای خیال تنگ میکند»)، و در جایی دیگر بر امکانات این تکنولوژیها برای توسیع تجربهی بشری انگشت میگذارد («نخست از طریق دوربین است که ناخودآگاهِ بصری را درمییابیم، همانگونه که از طریق روانکاوی با ناخودآگاه غریزی آشنا میشویم»).
اما این وجوه دوگانه چگونه در پیکرهی ژانوسیِ تکنیک در کنار یکدیگر مینشینند، و چرا صورت کمالیافتهی این همنشینی فقط در مدرنیته محقق میشود؟ در دورهی حاضر، تلاش میکنیم تا با بررسی آرای بنیامین دربارهی تکنیک و مفاهیمِ همبستهی آن در جهت پاسخگویی به این پرسشها قدم برداریم.
جلسهی اول (ترسیم صحنهی نزاع): تلقی ارنست یونگر از «بسیج سراسریِ» تکنولوژیک، واکنش بنیامین به یونگر در «نظریههای فاشیسم آلمانی».
جلسهی دوم (از نیمهی تاریک تکنیک): رنگباختن فردیت، زوال هالهی گرداگرد اشیا، و شکلگیریِ «تجربهای ... که دریافت شوک قاعده و هنجار آن شده است».
جلسهی سوم (از نیمهی روشن تکنیک): بازگشت به کودکی، ظهور امکانات ادراکی تازه، و بدلشدن «واقعیت بیمیانجی به ارکیدهای در سرزمین تکنیک».
جلسهی چهارم (تکثیر نامتناهی ژانوسها): دو تلقی از میمسیس در تناظر با دو تلقی از تکنولوژی در رسالهی «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، مدرنیته به مثابه صحنهای برای «قرائت آنچه هرگز مکتوب نگشتهاست».
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. دو ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: گزیدهای از مقالات والتر بنیامین با عنوان «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (۱۳۹۵)، و کتابی از جی. ام. برنستین با عنوان «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (۱۴۰۱).
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
چهرهی ژانوسی تکنیک در آثار والتر بنیامین
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در حد فاصل دو جنگ جهانی، اروپا صحنهی ظهور معمایی است که دیرزمانی در کار تدارک خویش بودهاست. استفادهی گسترده از تسلیحات جنگی نوظهور، در کنار شیوع بیسابقهی رسانههای تودهای، «تکنیک» را به مسئلهای اساسی برای آگاهی غربی بدل کردهاست. فرانکنشتاین از دروازهی شهرها گذر کردهاست، و این پرسش هرروز عاجل و عاجلتر میشود که این هیولای دستساز، یا به تعبیر فروید، این «خداوند مصنوع» چه رهاوردی برای بشر به همراه آوردهاست.
والتر بنیامین در آثار خود همواره در پی آن است که از پاسخهای متداول به معمای تکنیک فراتر رود؛ او نه به سیاق محافظهکاران فرهنگی به گلایه از تجاوزهای تکنیک به نظمونظام طبیعی بسنده میکند، و نه به رؤیاهای اتوپیایی دربارهی امکانات تکنیکیِ جهان نو امید میبندد. نزد بنیامین، تکنیک همچون ژانوس، ایزد اساطیری روم، همواره رویی به پیش و رویی به پس دارد، و تأمل بر آن بدون درنظرداشتن همزمانِ این وجوه دوگانه ممکن نمیشود. بر این روال است که بنیامین، در جایی، به محدودیتهایی اشاره میکند که تکنولوژیهای جدید بر تجربهی بشری تحمیل کردهاند («چالاکی دائم و همیشگیِ حافظهی ارادی واستدلالی – که به واسطهی تکنیکِ بازتولیدِ مکانیکی تقویت میشود – مجال را بر بازیهای خیال تنگ میکند»)، و در جایی دیگر بر امکانات این تکنولوژیها برای توسیع تجربهی بشری انگشت میگذارد («نخست از طریق دوربین است که ناخودآگاهِ بصری را درمییابیم، همانگونه که از طریق روانکاوی با ناخودآگاه غریزی آشنا میشویم»).
اما این وجوه دوگانه چگونه در پیکرهی ژانوسیِ تکنیک در کنار یکدیگر مینشینند، و چرا صورت کمالیافتهی این همنشینی فقط در مدرنیته محقق میشود؟ در دورهی حاضر، تلاش میکنیم تا با بررسی آرای بنیامین دربارهی تکنیک و مفاهیمِ همبستهی آن در جهت پاسخگویی به این پرسشها قدم برداریم.
جلسهی اول (ترسیم صحنهی نزاع): تلقی ارنست یونگر از «بسیج سراسریِ» تکنولوژیک، واکنش بنیامین به یونگر در «نظریههای فاشیسم آلمانی».
جلسهی دوم (از نیمهی تاریک تکنیک): رنگباختن فردیت، زوال هالهی گرداگرد اشیا، و شکلگیریِ «تجربهای ... که دریافت شوک قاعده و هنجار آن شده است».
جلسهی سوم (از نیمهی روشن تکنیک): بازگشت به کودکی، ظهور امکانات ادراکی تازه، و بدلشدن «واقعیت بیمیانجی به ارکیدهای در سرزمین تکنیک».
جلسهی چهارم (تکثیر نامتناهی ژانوسها): دو تلقی از میمسیس در تناظر با دو تلقی از تکنولوژی در رسالهی «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، مدرنیته به مثابه صحنهای برای «قرائت آنچه هرگز مکتوب نگشتهاست».
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. دو ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: گزیدهای از مقالات والتر بنیامین با عنوان «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (۱۳۹۵)، و کتابی از جی. ام. برنستین با عنوان «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (۱۴۰۱).
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
درباره زیبایی والا وچیزهای زیبا
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درباره زیبایی والا وچیزهای زیبا
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
درباره زیبایی والا وچیزهای زیبا
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در بررسی موضوع «زیبایی» لازم است از ابتدا به چالشها و مشکلات جدیای که سر راه نظریهی زیباشناسی قرار دارد اذعان کنیم. زیگموند فروید در اظهار نظری تلخ میگوید بااینکه کار علم زیباشناسی بررسی شرایطی است که ما در آن چیزهایی را «زیبا» حس میکنیم، اما این علم نتوانسته هیچ تبیینی از ماهیت و منشاء زیبایی به دست دهد و، طبق معمول، ما این عدم موفقیت را زیر خروارها کلمهی پرطمطراق و توخالی پنهان میکنیم. و در نهایت اعتراف میکند که روانکاوی نیز در مورد زیبایی حرف چندانی برای گفتن ندارد.
به رغم این اظهارنظر نومیدکننده باید گفت فروید با پروراندن مفهوم «والایش» راه جدیدی برای تفکر درباره «زیبایی» گشود و سهم بهسزایی در پیشبرد نظریهی زیباشناسی و تبیین موضوع ذوق و داوری زیباشناختی ادا کرد. ژاک لاکان نیز با بسط این مفهوم تا حد زیادی از نظریهی فرویدی گرهگشایی کرد و امکانهای تازهای برای اندیشیدن به زیبایی خلق کرد.
فروید و لاکان، هر دو، معتقدند ما در مواجهه با زیبایی نوعی کاتارسیس و روانپالایی را تجربه میکنیم. اما گره اصلی مسأله دقیقا همینجاست. کاتارسیس ما را از چه چیز یا چیزهایی میپالاید؟ پالایش روانی چطور میتواند در آن واحد هم آرامبخش باشد و هم وحشتزا؟
در واقع، میتوان چنین گفت که پالایش روانی ما را به چیزی چون ذات طبیعیمان برنمیگرداند و توازنی به وجود ما نمیبخشد، بلکه ما را به میل نابمان بازمیگرداند که ماهیتا غیرطبیعی و ازجادررفته است و از هویت مفروضی که داریم مرکززدایی میکند. در واقع، مسأله همانا مواجههی ما با یک هیچ، خلأ یا تهیبودگی خاص است.
هنر، در مقام نوعی از والایش، شیوهی خاصی از سازماندهی پیرامون این تهی بودگی و خلأ است. بر این اساس، زیبایی دیگر به فرمی موزون و هماهنگ اشاره ندارد بلکه تابش و تلألو خیرهکنندهی ابژههایی خاص است، ابژههایی که اگر فقط فرمشان را در نظر گیریم میتوانند بسیار زشت و بیریخت باشند.
در این دوره، دربارهی حس و تجربه و کارکرد «زیبایی» و نسبت آن با «والایش» سخن خواهیم گفت. توضیح خواهیم داد چرا تمایزی که کانت میان «امر زیبا» و «امر والا» میگذارد مسألهدار است و این دو در پدیدهی «زیبایی والا» به هم میرسند. نسبت زیبایی و هنر با امر کلی را ارزیابی خواهیم کرد و به این پرسشها پاسخ خواهیم داد که آیا اساسأ توسل به مفاهیمی چون امر جزئی و امر کلی میتواند در ارزشیابی هنر و آثار هنری راهگشا باشد؛ لذت و درد و ارضا چه ربطی به تجربهی زیبایی مییابند؛ چگونه راه زیبایی از راه خیر جدا میشود و زیبایی از مرز خیر عبور میکند و فراتر میرود؛ زیبایی چگونه بهسان یک حجاب و حائل و مانع عمل میکند؛ و چطور زیبایی با مرگ و وحشت قرین میشود.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درباره زیبایی والا وچیزهای زیبا
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در بررسی موضوع «زیبایی» لازم است از ابتدا به چالشها و مشکلات جدیای که سر راه نظریهی زیباشناسی قرار دارد اذعان کنیم. زیگموند فروید در اظهار نظری تلخ میگوید بااینکه کار علم زیباشناسی بررسی شرایطی است که ما در آن چیزهایی را «زیبا» حس میکنیم، اما این علم نتوانسته هیچ تبیینی از ماهیت و منشاء زیبایی به دست دهد و، طبق معمول، ما این عدم موفقیت را زیر خروارها کلمهی پرطمطراق و توخالی پنهان میکنیم. و در نهایت اعتراف میکند که روانکاوی نیز در مورد زیبایی حرف چندانی برای گفتن ندارد.
به رغم این اظهارنظر نومیدکننده باید گفت فروید با پروراندن مفهوم «والایش» راه جدیدی برای تفکر درباره «زیبایی» گشود و سهم بهسزایی در پیشبرد نظریهی زیباشناسی و تبیین موضوع ذوق و داوری زیباشناختی ادا کرد. ژاک لاکان نیز با بسط این مفهوم تا حد زیادی از نظریهی فرویدی گرهگشایی کرد و امکانهای تازهای برای اندیشیدن به زیبایی خلق کرد.
فروید و لاکان، هر دو، معتقدند ما در مواجهه با زیبایی نوعی کاتارسیس و روانپالایی را تجربه میکنیم. اما گره اصلی مسأله دقیقا همینجاست. کاتارسیس ما را از چه چیز یا چیزهایی میپالاید؟ پالایش روانی چطور میتواند در آن واحد هم آرامبخش باشد و هم وحشتزا؟
در واقع، میتوان چنین گفت که پالایش روانی ما را به چیزی چون ذات طبیعیمان برنمیگرداند و توازنی به وجود ما نمیبخشد، بلکه ما را به میل نابمان بازمیگرداند که ماهیتا غیرطبیعی و ازجادررفته است و از هویت مفروضی که داریم مرکززدایی میکند. در واقع، مسأله همانا مواجههی ما با یک هیچ، خلأ یا تهیبودگی خاص است.
هنر، در مقام نوعی از والایش، شیوهی خاصی از سازماندهی پیرامون این تهی بودگی و خلأ است. بر این اساس، زیبایی دیگر به فرمی موزون و هماهنگ اشاره ندارد بلکه تابش و تلألو خیرهکنندهی ابژههایی خاص است، ابژههایی که اگر فقط فرمشان را در نظر گیریم میتوانند بسیار زشت و بیریخت باشند.
در این دوره، دربارهی حس و تجربه و کارکرد «زیبایی» و نسبت آن با «والایش» سخن خواهیم گفت. توضیح خواهیم داد چرا تمایزی که کانت میان «امر زیبا» و «امر والا» میگذارد مسألهدار است و این دو در پدیدهی «زیبایی والا» به هم میرسند. نسبت زیبایی و هنر با امر کلی را ارزیابی خواهیم کرد و به این پرسشها پاسخ خواهیم داد که آیا اساسأ توسل به مفاهیمی چون امر جزئی و امر کلی میتواند در ارزشیابی هنر و آثار هنری راهگشا باشد؛ لذت و درد و ارضا چه ربطی به تجربهی زیبایی مییابند؛ چگونه راه زیبایی از راه خیر جدا میشود و زیبایی از مرز خیر عبور میکند و فراتر میرود؛ زیبایی چگونه بهسان یک حجاب و حائل و مانع عمل میکند؛ و چطور زیبایی با مرگ و وحشت قرین میشود.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
سایههای فلسفه؛
دربارهی نسبیگرایی در عصر جدید
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
سایههای فلسفه؛
دربارهی نسبیگرایی در عصر جدید
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
سایههای فلسفه؛
دربارهی نسبیگرایی در عصر جدید
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
فلسفه در طول عمر دوسههزار سالهاش از جهات مختلف مورد حمله قرار گرفته و به ستیز فرا خوانده شده است. گاه این ستیز مبتنی بر جدال با تعصب دین و خرافات بوده، در حالی که در برخی مواقع آبشخور آن چیزی جز تفکر عقلانی نبوده است. در این طیف گسترده و مبهم بارها شاهد آن بودهایم که ستیز با فلسفه علاوه بر روشنساختن زوایای تاریک بسیاری از سنتهای دینی و فرهنگی، برای خود فلسفه نیز روشنگر راه بوده است و چه بسا به تحولات و ماجراجوییهای فلسفی جدیدی دامن زده است.
اما در این میان، شکل خاصی از ستیز با فلسفه وجود داشته است که در عین تقابل با اصلیترین دعاوی و حقایق فلسفه، نزدیکترین قرابت را با خود این شکل از تفکر داشته است؛ تا به حدی که میتوان این نوع ستیز را همزاد یا سایهی خود فلسفه نامید. این نوع ستیز که نام کلی و انتزاعیاش «نسبیگرایی»ست همیشه از بطن خود فلسفه برمیخیزد. در واقع چنانکه تشبیه «سایه» نمایانگر آن است، نقطهی شروع یا خاستگاه این نوع ستیز با خود فلسفه یکیست، درست همانطور که سایه نیز از همانجایی شروع میشود که خود جسم. اگر این تشبیه را کمی بیشتر ادامه دهیم حتی میتوان گفت همانطور که سایهها در طلوع و غروب بلندتر و تاریکترند، نسبیگرایی نیز در «شروع و پایان» تفکر فلسفی سنگینی و ابهت بیشتری دارد. تاریخ خود تفکر فلسفی نیز موید همین امر است: از سوفسطاییان باستان که همزمان با سقراط و افلاطون قد علم کردند تا به امروز که سوفسطاییان و نسبیگرایان پستمدرن با شعار پایان فلسفه پا به میدان گذاشتهاند.
بر اساس همین نزدیکی و ظهور نسبیگرایی در مقاطع بحرانیست که میتوان مدعی شد این شکل خاص از ستیز ما را بیش از سایر موارد با هستهی درونی فلسفه و قدرتها و ضعفهای اساسی آن روبرو میسازد. ازینروست که در این سلسلهدرسگفتارها، به ویژه با تکیه بر افتوخیزهای فلسفه در عصر جدید، میکوشیم از طریق بازخوانی افکار و آراء چهرههایی چون کیرکگور و نیچه، و لاکان و ویتگنشتاین پا به درون هزارتوی فلسفه و پادفلسفه نهیم. طی این تلاش، گذشته از تمرکز بر زمینههای تاریخی و الهیاتی، با تأکید بیشتر بر چالشهای معرفتشناختی به چهرههای قدیمیتر نیز خواهیم پرداخت و البته در این مسیر از تقاسیر مفصلتر مربوط به پادفلسفههای جدید به ویژه به قلم آلن بدیو بهره خواهیم برد.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
سایههای فلسفه؛
دربارهی نسبیگرایی در عصر جدید
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
فلسفه در طول عمر دوسههزار سالهاش از جهات مختلف مورد حمله قرار گرفته و به ستیز فرا خوانده شده است. گاه این ستیز مبتنی بر جدال با تعصب دین و خرافات بوده، در حالی که در برخی مواقع آبشخور آن چیزی جز تفکر عقلانی نبوده است. در این طیف گسترده و مبهم بارها شاهد آن بودهایم که ستیز با فلسفه علاوه بر روشنساختن زوایای تاریک بسیاری از سنتهای دینی و فرهنگی، برای خود فلسفه نیز روشنگر راه بوده است و چه بسا به تحولات و ماجراجوییهای فلسفی جدیدی دامن زده است.
اما در این میان، شکل خاصی از ستیز با فلسفه وجود داشته است که در عین تقابل با اصلیترین دعاوی و حقایق فلسفه، نزدیکترین قرابت را با خود این شکل از تفکر داشته است؛ تا به حدی که میتوان این نوع ستیز را همزاد یا سایهی خود فلسفه نامید. این نوع ستیز که نام کلی و انتزاعیاش «نسبیگرایی»ست همیشه از بطن خود فلسفه برمیخیزد. در واقع چنانکه تشبیه «سایه» نمایانگر آن است، نقطهی شروع یا خاستگاه این نوع ستیز با خود فلسفه یکیست، درست همانطور که سایه نیز از همانجایی شروع میشود که خود جسم. اگر این تشبیه را کمی بیشتر ادامه دهیم حتی میتوان گفت همانطور که سایهها در طلوع و غروب بلندتر و تاریکترند، نسبیگرایی نیز در «شروع و پایان» تفکر فلسفی سنگینی و ابهت بیشتری دارد. تاریخ خود تفکر فلسفی نیز موید همین امر است: از سوفسطاییان باستان که همزمان با سقراط و افلاطون قد علم کردند تا به امروز که سوفسطاییان و نسبیگرایان پستمدرن با شعار پایان فلسفه پا به میدان گذاشتهاند.
بر اساس همین نزدیکی و ظهور نسبیگرایی در مقاطع بحرانیست که میتوان مدعی شد این شکل خاص از ستیز ما را بیش از سایر موارد با هستهی درونی فلسفه و قدرتها و ضعفهای اساسی آن روبرو میسازد. ازینروست که در این سلسلهدرسگفتارها، به ویژه با تکیه بر افتوخیزهای فلسفه در عصر جدید، میکوشیم از طریق بازخوانی افکار و آراء چهرههایی چون کیرکگور و نیچه، و لاکان و ویتگنشتاین پا به درون هزارتوی فلسفه و پادفلسفه نهیم. طی این تلاش، گذشته از تمرکز بر زمینههای تاریخی و الهیاتی، با تأکید بیشتر بر چالشهای معرفتشناختی به چهرههای قدیمیتر نیز خواهیم پرداخت و البته در این مسیر از تقاسیر مفصلتر مربوط به پادفلسفههای جدید به ویژه به قلم آلن بدیو بهره خواهیم برد.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school