درسگفتار (آفلاین)
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
موسیقی اقوام ایرانی که به نامهای دیگری مانند موسیقی فولکلوریک، نواحی، مردمی، محلی نیز خوانده میشود، به موسیقی مناطق مختلف ایران اطلاق میشود؛ این موسیقی ارتباط تنگاتنگی با بسترهای فرهنگی، اعتقادی، آئینی و اقلیم سکونتِ هر قوم دارد و به همین دلیل از تنوع موسیقایی گستردهای برخوردار است. این گوناگونی از حیث سازبندی، فواصل موسیقایی، نحوهی مواجهه با وزن و ریتم، ساختار ملودی و بیان است.
در این دوره به بررسی تحلیلی-شنیداری موسیقی اقوام مختلف ایرانی از جمله مناطق کردستان، لرستان، کرمانشاهان، گیلان و مازندران، سیستان و بلوچستان ، خراسان، آذربایجان شرقی و غربی و فارس (قشقایی) میپردازیم و در این راستا سازشناسی مختص هر منطقه، مقامهای مهم اجرایی و گونههای رایج موسیقایی آن را معرفی و بررسی خواهیم کرد و تمامی نمونهها با شنیدار همراه خواهد شد. این دوره میتواند برای تمامی علاقهمندان موسیقی نواحی ایران مفید باشد
تارا الهوردی متولد سال ۱۳۶۵، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد رشتهی قومموسیقیشناسی از دانشگاه هنر تهران، نوازندهی تار و سهتار است. او از سال ۱۳۷۲ نوازندگی سهتار را نزد بهروز همتی آغاز کرد و نزد مسعود شعاری ادامه داد. در پی آن، تار را از اساتیدی چون داریوش طلائی، مجید کیانی و محمدرضا لطفی فرا گرفت و نزد آنها دورههای تکمیلی ردیف را گذراند. مطالعات او بیشتر در حوزهی موسیقی مناطق کرد و لک نشین بوده است و در اینباره مقالهی «مقایسهی سه شیوهی تنبورنوازی در مناطق صحنه، گوران و لکستان» در مجلهی هنرموسیقی و مقالهی «ویژگیهای قطعات رقص در رپرتوار موسیقی تنبور» نشریه فراهنگ، کتاب آموزش مقدماتی تنبور و موسیقی لرستان (تنبور لکی، امام قلی امامی) به چاپ رسیده است.
او همچنین در حوزهی موسیقی کلاسیک ایرانی مقالات و نوشتههایی دارد؛ از آن جمله گفتگو با حسین علیزاده و داریوش طلایی دربارهی حضور علی اکبر شهنازی در هنرستان موسیقی (فصلنامه ماهور ۸۲)، سرآمدان موسیقی کلاسیک ایرانی (فصلنامه نگاه نو۱۱۹)، یادداشتی به یاد حسین دهلوی، مدخل علی اکبر شهنازی و احمد عبادی در بنیاد دایره المعارف اسلامی، تاثیر نورعلی برومند در تدوین ردیف میرزا عبدالله در مقایسه با اجرای اسماعیل قهرمانی (انجمن مفاخر)، نگاهی تطبیقی به اجراهای اسماعیل قهرمانی و نورعلی برومند (دو فصلنامه ماهور ۱) را میتوان نام برد. وی همچنین در کنسرتهای پژوهشی، تکنوازی و گروهی شرکت داشته است.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
موسیقی اقوام ایرانی که به نامهای دیگری مانند موسیقی فولکلوریک، نواحی، مردمی، محلی نیز خوانده میشود، به موسیقی مناطق مختلف ایران اطلاق میشود؛ این موسیقی ارتباط تنگاتنگی با بسترهای فرهنگی، اعتقادی، آئینی و اقلیم سکونتِ هر قوم دارد و به همین دلیل از تنوع موسیقایی گستردهای برخوردار است. این گوناگونی از حیث سازبندی، فواصل موسیقایی، نحوهی مواجهه با وزن و ریتم، ساختار ملودی و بیان است.
در این دوره به بررسی تحلیلی-شنیداری موسیقی اقوام مختلف ایرانی از جمله مناطق کردستان، لرستان، کرمانشاهان، گیلان و مازندران، سیستان و بلوچستان ، خراسان، آذربایجان شرقی و غربی و فارس (قشقایی) میپردازیم و در این راستا سازشناسی مختص هر منطقه، مقامهای مهم اجرایی و گونههای رایج موسیقایی آن را معرفی و بررسی خواهیم کرد و تمامی نمونهها با شنیدار همراه خواهد شد. این دوره میتواند برای تمامی علاقهمندان موسیقی نواحی ایران مفید باشد
تارا الهوردی متولد سال ۱۳۶۵، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد رشتهی قومموسیقیشناسی از دانشگاه هنر تهران، نوازندهی تار و سهتار است. او از سال ۱۳۷۲ نوازندگی سهتار را نزد بهروز همتی آغاز کرد و نزد مسعود شعاری ادامه داد. در پی آن، تار را از اساتیدی چون داریوش طلائی، مجید کیانی و محمدرضا لطفی فرا گرفت و نزد آنها دورههای تکمیلی ردیف را گذراند. مطالعات او بیشتر در حوزهی موسیقی مناطق کرد و لک نشین بوده است و در اینباره مقالهی «مقایسهی سه شیوهی تنبورنوازی در مناطق صحنه، گوران و لکستان» در مجلهی هنرموسیقی و مقالهی «ویژگیهای قطعات رقص در رپرتوار موسیقی تنبور» نشریه فراهنگ، کتاب آموزش مقدماتی تنبور و موسیقی لرستان (تنبور لکی، امام قلی امامی) به چاپ رسیده است.
او همچنین در حوزهی موسیقی کلاسیک ایرانی مقالات و نوشتههایی دارد؛ از آن جمله گفتگو با حسین علیزاده و داریوش طلایی دربارهی حضور علی اکبر شهنازی در هنرستان موسیقی (فصلنامه ماهور ۸۲)، سرآمدان موسیقی کلاسیک ایرانی (فصلنامه نگاه نو۱۱۹)، یادداشتی به یاد حسین دهلوی، مدخل علی اکبر شهنازی و احمد عبادی در بنیاد دایره المعارف اسلامی، تاثیر نورعلی برومند در تدوین ردیف میرزا عبدالله در مقایسه با اجرای اسماعیل قهرمانی (انجمن مفاخر)، نگاهی تطبیقی به اجراهای اسماعیل قهرمانی و نورعلی برومند (دو فصلنامه ماهور ۱) را میتوان نام برد. وی همچنین در کنسرتهای پژوهشی، تکنوازی و گروهی شرکت داشته است.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
سنتی که هنرمندان رمانتیک و رئالیست قرن نوزده در نقد نتایج عینی و ضمنی فرهنگ سرمایهداری بر جا نهادند در قرن بیستم وارثان گوناگونی داشته است. از همان نخستین دهههای شکلگیری هنر هفتم، هر اندازه که سینمای ژنریک امریکا ـ به ویژه پس از سالهای رکود بزرگ و آغاز دخالتهای والاستریت در هالیوود ـ نمایندهی فرهنگ سرمایهداری بوده است به همان نسبت بخشهایی از سینمای مدرن اروپا، همسو و همگام با مکاتب مترقی هنری، کوشیده تا مسیر اسلاف قرن نوزدهمی خود را گسترش دهد. رئالیستهای خیابانی آلمانِ دههی ۲۰؛ رئالیستهای شاعرانهی جبههی مردمی فرانسه در دههی ۳۰؛ نئورئالیستهای برخاسته از ویرانههای جنگ دوم در ایتالیای دههی ۴۰؛ مستندسازان اگزیستانسیالیست فرانسوی دههی ۵۰ و شمار قابل توجهی از سینماگران بدعتگذار در موجهای نوین سینمایی دهههای ۶۰ و ۷۰، تنها چند نمونهی کلی برای ادعای یاد شدهاند. با اینحال همانقدر که رمانتیسیسم و رئالیسم در ادبیات، صرفا به عنوان رویکردهایی بالقوه میتوانستند ناقد دستآوردهای سرمایهداری شوند، در مورد بخش عمدهای از اَخلافِ سینمایی این سنت نیز چنین واقعیتی صدق میکند.
بحث جدی در موضوع «مارکسیسم و سینما» از نقطهای آغاز میشود که سینماگرانی از کشورهای گوناگون، با آگاهی درخور از مبانی این گرایش نظری/انتقادی، خلق آثاری پیشرو و رادیکال را در برنامه قرار میدهند؛ نهالی که به همیاری فرمالیستهای اولین جامعهی سوسیالیستی قرن بیستم، تحت عنوان مکتب مونتاژ کاشته میشود و پس از ظهور نخستین جوانههای قدرتمند در خاک روسیه، شاخ و برگهایی به وسعت کل قاره پیدا میکند. در مسیر رشد و نموّ این درخت تناور و گسترهی عظیم سایهاش، چند نکته، محرز و قابل توجه به نظر میرسد. اگر هدف هر مارکسیست معتقدی را ـ بنا بر تز یازدهم فوئرباخ در «ایدئولوژی آلمانیِ» مارکس ـ تغییر جهان بدانیم و در مسیر تحقق آن، بر رابطهی متقابل عمل و نظر تأکید بگذاریم آنگاه سخن گفتن از وفاداری مارکسیسمِ سینمایی به مهمترین ادعای ماتریالیسم تاریخی ـ یعنی اصل پراتیک ـ کار دشواری نیست. از نخستین آثار مکتب مونتاژ تا رادیکالترین فیلمهای ژان لوک گدار و ژان ماری اشتراوب، نظریهی فیلم برای اکثر این فیلمسازان همواره ارتباط آشکاری با کنش فیلمسازی داشته است.
تولید هر فیلم به قصد تغییر ذائقهی عمومی مخاطبان معتاد به فرهنگ سرمایهداری، همزمان آزمایشی نظری بوده در امکانات هنر هفتم برای برکشیدن فرمهایی از اساس متفاوت با زیباشناسی رسمی سینما. نکتهی بعدی به مقولهی همیشگیِ فرم و محتوا برمیگردد و (در صورت محدود کردن بحث به سنت مارکسیستی) سرچشمههای نظری آن به جدل معروف لوکاچ و برشت (و بعدها آدورنو، بنیامین و بلوخ) بر سر بنبستهای رئالیسم و مدرنیسم میرسد. آیا بر توانمندی سینما در بازنمایی بیچون و چرای واقعیت باید تأکید صرف گذاشت یا مداخله در نحوهی بازنمایی واقعیت مهمتر است؟ بازتاب واقعیت یا واقعیت بازتاب؟ از منظر انتقادی، اگر رویکرد نخست در توجه به طیف گستردهای از مخاطبان موفق مینماید همواره در سایهی این تهدید نیز به سر میبرد که مسیر را برای گرایشاتی تودهفریب مسطح کند. فرق چندانی نمیکند: رئالیسم سوسیالیستی مدّ نظر استالینیستها باشد یا رئالیسم نمادین استودیوهای هالیوودی؛ مادامی که پای فرمی آسانیاب و آشنا برای همه در میان است، بیم بدل شدن آن به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی مسلط نیز میرود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
سنتی که هنرمندان رمانتیک و رئالیست قرن نوزده در نقد نتایج عینی و ضمنی فرهنگ سرمایهداری بر جا نهادند در قرن بیستم وارثان گوناگونی داشته است. از همان نخستین دهههای شکلگیری هنر هفتم، هر اندازه که سینمای ژنریک امریکا ـ به ویژه پس از سالهای رکود بزرگ و آغاز دخالتهای والاستریت در هالیوود ـ نمایندهی فرهنگ سرمایهداری بوده است به همان نسبت بخشهایی از سینمای مدرن اروپا، همسو و همگام با مکاتب مترقی هنری، کوشیده تا مسیر اسلاف قرن نوزدهمی خود را گسترش دهد. رئالیستهای خیابانی آلمانِ دههی ۲۰؛ رئالیستهای شاعرانهی جبههی مردمی فرانسه در دههی ۳۰؛ نئورئالیستهای برخاسته از ویرانههای جنگ دوم در ایتالیای دههی ۴۰؛ مستندسازان اگزیستانسیالیست فرانسوی دههی ۵۰ و شمار قابل توجهی از سینماگران بدعتگذار در موجهای نوین سینمایی دهههای ۶۰ و ۷۰، تنها چند نمونهی کلی برای ادعای یاد شدهاند. با اینحال همانقدر که رمانتیسیسم و رئالیسم در ادبیات، صرفا به عنوان رویکردهایی بالقوه میتوانستند ناقد دستآوردهای سرمایهداری شوند، در مورد بخش عمدهای از اَخلافِ سینمایی این سنت نیز چنین واقعیتی صدق میکند.
بحث جدی در موضوع «مارکسیسم و سینما» از نقطهای آغاز میشود که سینماگرانی از کشورهای گوناگون، با آگاهی درخور از مبانی این گرایش نظری/انتقادی، خلق آثاری پیشرو و رادیکال را در برنامه قرار میدهند؛ نهالی که به همیاری فرمالیستهای اولین جامعهی سوسیالیستی قرن بیستم، تحت عنوان مکتب مونتاژ کاشته میشود و پس از ظهور نخستین جوانههای قدرتمند در خاک روسیه، شاخ و برگهایی به وسعت کل قاره پیدا میکند. در مسیر رشد و نموّ این درخت تناور و گسترهی عظیم سایهاش، چند نکته، محرز و قابل توجه به نظر میرسد. اگر هدف هر مارکسیست معتقدی را ـ بنا بر تز یازدهم فوئرباخ در «ایدئولوژی آلمانیِ» مارکس ـ تغییر جهان بدانیم و در مسیر تحقق آن، بر رابطهی متقابل عمل و نظر تأکید بگذاریم آنگاه سخن گفتن از وفاداری مارکسیسمِ سینمایی به مهمترین ادعای ماتریالیسم تاریخی ـ یعنی اصل پراتیک ـ کار دشواری نیست. از نخستین آثار مکتب مونتاژ تا رادیکالترین فیلمهای ژان لوک گدار و ژان ماری اشتراوب، نظریهی فیلم برای اکثر این فیلمسازان همواره ارتباط آشکاری با کنش فیلمسازی داشته است.
تولید هر فیلم به قصد تغییر ذائقهی عمومی مخاطبان معتاد به فرهنگ سرمایهداری، همزمان آزمایشی نظری بوده در امکانات هنر هفتم برای برکشیدن فرمهایی از اساس متفاوت با زیباشناسی رسمی سینما. نکتهی بعدی به مقولهی همیشگیِ فرم و محتوا برمیگردد و (در صورت محدود کردن بحث به سنت مارکسیستی) سرچشمههای نظری آن به جدل معروف لوکاچ و برشت (و بعدها آدورنو، بنیامین و بلوخ) بر سر بنبستهای رئالیسم و مدرنیسم میرسد. آیا بر توانمندی سینما در بازنمایی بیچون و چرای واقعیت باید تأکید صرف گذاشت یا مداخله در نحوهی بازنمایی واقعیت مهمتر است؟ بازتاب واقعیت یا واقعیت بازتاب؟ از منظر انتقادی، اگر رویکرد نخست در توجه به طیف گستردهای از مخاطبان موفق مینماید همواره در سایهی این تهدید نیز به سر میبرد که مسیر را برای گرایشاتی تودهفریب مسطح کند. فرق چندانی نمیکند: رئالیسم سوسیالیستی مدّ نظر استالینیستها باشد یا رئالیسم نمادین استودیوهای هالیوودی؛ مادامی که پای فرمی آسانیاب و آشنا برای همه در میان است، بیم بدل شدن آن به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی مسلط نیز میرود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
در طیف مقابل، این پرسش نیز همیشه حساسیتهایی برانگیخته است: سرحدات آشنازدایی از فرمهای تثبیتشده به قصد آگاهی بخشیدن به مخاطب دقیقا تا کجاست؟ آنهم در ارتباط با هنری ـ که به رغم رشتههای هنریِ پیشین ـ گره تنگاتنگی با سرمایه خورده است و هر فیلم همانقدر که اثری هنریست کالایی برای فروش نیز محسوب میشود. تحلیلی که آدورنو در مواجهه با چنین تناقضی ( در «تصریح نکاتی در باب سینما») به دست داده همچنان سودمند به نظر میرسد. نکتهی سوم مرتبط است با تحولات جهان پس از جنگ دوم و واکنش مارکسیسم به رویکردهای نوین استثمارگران. به راستی اگر فاشیسم در اَشکال نو خود را احیا نمیکرد چپ نو (نیو لفت) نیز هیچگاه متولد نمیشد. بخش عمدهی تولیدات سینمای مارکسیستی دههی ۶۰ به بعد را با هر کم و کیف میباید در ارتباط با فرهنگ گستردهی این گرایش بازخوانی کنیم. کلگراییِ لوکاچی و دیگر مارکسیستهای هگلیِ نیمهی اول قرن بیست، که به هر نحو سایهاش بر مارکسیسم سینماییِ این سالها غیر قابل انکار است، از منظر سینماگران متعلق به چپ نو، زیر سوال میرود. در گرایش نخست، دیالکتیک کل و جزء میتوانست به کلیت بینجامد اما در گرایش اخیر، منفی بودن این دیالکتیک برجستهتر است.
و عجیب اینکه چنین پیامدی فراتر از فیلمهای سینماگران مارکسیست بلوک غرب، در کار همتایان بلوک شرقیشان، به صورت انضمامیتری قابل ردگیری است. نفی کلیت به اقتضای برجسته کردن حقوق لگدمالشدهی اجزای آن، محتوای مارکسیستیِ مشترکیست که آثار بسیاری از موج نوئیهای بلوک شرق را به هم پیوند میزند. بیسبب نیست که در شورشهای دانشجویی ۶۸ تا ۷۰ ، معترضان جوان، در هر دو بلوک، درگیر دیده میشوند و از آن فراتر ـ همانند رخدادهای ۱۸۴۸ ـ دامنهای به وسعت کل جهان پیدا میکند. عاملی که بیدرنگ ما را به نکتهی چهارم و نهایی این مقدمه رهنمون میشود. پیروِ مطالبات چپ نو و فرهنگ اعتراضی ۶۸، سینمای مارکسیستی دیگر گرایشی جهانی است و در هر قاره، به اقتضای مناسباتش با سرمایهداری، میتواند نمایندگانی را بسیج کند. غنای نظری و عملی «سینمای سوم» در امریکای لاتین، یا آنچه به مرور «فیلمسازی چریکی» نام گرفت، با طیف مختلفی از فیلمسازان در نقاط مختلف این قارهی همواره آشنا با استعمار و امپریالیسم، تنها یکی از مشخصههای جهانی شدن مارکسیسمِ سینمایی در دهههای ۶۰ و ۷۰ است. میتوان به این سیاهه چپگرایانی از موج نو سینمای ژاپن، سینمای هند، سینمای افریقا و دیگر نقاط آسیا را نیز اضافه کرد.
در دورهی ۸ جلسهای «مارکسیسم و سینما» قرار است به این فصل پربار از تاریخ سینما و مارکسیسم بپردازیم؛ از نخستین روزهای شکلگیری این گرایش تا ایام اوج آن در دهههای ۶۰ و ۷۰ . سپس به علل افول آن در دههی ۸۰ خواهیم رسید؛ اگرچه حضور بعضی میراثداران آن در کنار و گوشهی جهان معاصر، گواهی است بر ریشههای کماکان پابرجای این درخت تناور. در هرجلسه، به اقتضای موضوع بحث، یک یا چند فیلم برجسته، مورد تحلیل قرار میگیرند و به میانجی چنین روشی، به مصادیقی از زیباشناسیِ سینمای مارکسیستی در دهههای گوناگون دست پیدا میکنیم.
جلسهی اول: ۱۷ اکتبر و ظهور سینمای مارکسیستی؛ بررسی مکتب مونتاژ و تحلیل فیلمهای «رزمناو پوتمکین» (سرگئی آیزنشتاین، ۱۹۲۵) و «بابل جدید» (گریگوری کوزینتسف و لئونید تراوبرگ، ۱۹۲۹)
جلسه دوم: دههی پرآشوب ۳۰؛ بحران جهانی سرمایه؛ تقابل سوسیالیسم و فاشیسم؛ سینمای جبههی مردمی فرانسه و تحلیل فیلم «جنایت آقای لانژ» (ژان رنوار، ۱۹۳۶)
جلسهی سوم: شکست فاشیسم نظامی در دههی ۴۰؛ سالهای امید و خیانت؛ نئورئالیسم ایتالیا و شاخهی مارکسیستی آن. تحلیل فیلمهای «رُم، ساعت یازده» (جیوزوپه د سانتیس، ۱۹۵۲) و «ارگانیزر» (ماریو مونیچلی، ۱۹۶۳)
جلسهی چهارم: نقش اگزیستانسیالیسم در مستندنگاری فرانسوی دههی ۵۰ و حضور وارثان سینمای جبههی مردمی در سینمای پس از جنگ فرانسه. تحلیل فیلمهای «اسکله» (کریس مارکر، ۱۹۶۲) و «حفره» (ژاک بکر، ۱۹۶۰)
جلسهی پنجم: انقلاب زیباشناختی ژان لوگ گدار و نقش چپ نو در موجهای نوین سینماییِ فرانسه، ایتالیا و آلمان. تحلیل فیلمهای «تعطیلات آخر هفته» (ژان لوک گدار، ۱۹۶۷)، «طبقه کارگر به بهشت میرود» (الیو پتری، ۱۹۷۲) و «روابط طبقاتی» (ژان ماری اشتراوب و دنیل اویه، ۱۹۸۴)
جلسهی ششم: الهیات مارکسیستی در سینما؛ تحلیل فیلمهای «انجیل به روایت متی» (پیر پائولو پازولینی، ۱۹۶۴) و «نبرد الجزیره» (جیلو پونته کوروو، ۱۹۶۶)
جلسهی هفتم: مواجههی استتیک با استعمار؛ سینمای مارکسیستی در جهان سوم. تحلیل فیلم «ساعات آتشافروزی» (فرناندو سولاناس و اکتاویو گتینو، ۱۹۶۸)
جلسهی هشتم: شورش علیه کل؛ سینمای مارکسیستی در بلوک شرق؛ تحلیل فیلمهای «مهمانی و مهمانان» (یان نِهمک، ۱۹۶۶) و «دبلیو. آر: اسرار ارگانیسم» (دوشان ماکاوییف، ۱۹۷۱)
درباره مدرس👇
و عجیب اینکه چنین پیامدی فراتر از فیلمهای سینماگران مارکسیست بلوک غرب، در کار همتایان بلوک شرقیشان، به صورت انضمامیتری قابل ردگیری است. نفی کلیت به اقتضای برجسته کردن حقوق لگدمالشدهی اجزای آن، محتوای مارکسیستیِ مشترکیست که آثار بسیاری از موج نوئیهای بلوک شرق را به هم پیوند میزند. بیسبب نیست که در شورشهای دانشجویی ۶۸ تا ۷۰ ، معترضان جوان، در هر دو بلوک، درگیر دیده میشوند و از آن فراتر ـ همانند رخدادهای ۱۸۴۸ ـ دامنهای به وسعت کل جهان پیدا میکند. عاملی که بیدرنگ ما را به نکتهی چهارم و نهایی این مقدمه رهنمون میشود. پیروِ مطالبات چپ نو و فرهنگ اعتراضی ۶۸، سینمای مارکسیستی دیگر گرایشی جهانی است و در هر قاره، به اقتضای مناسباتش با سرمایهداری، میتواند نمایندگانی را بسیج کند. غنای نظری و عملی «سینمای سوم» در امریکای لاتین، یا آنچه به مرور «فیلمسازی چریکی» نام گرفت، با طیف مختلفی از فیلمسازان در نقاط مختلف این قارهی همواره آشنا با استعمار و امپریالیسم، تنها یکی از مشخصههای جهانی شدن مارکسیسمِ سینمایی در دهههای ۶۰ و ۷۰ است. میتوان به این سیاهه چپگرایانی از موج نو سینمای ژاپن، سینمای هند، سینمای افریقا و دیگر نقاط آسیا را نیز اضافه کرد.
در دورهی ۸ جلسهای «مارکسیسم و سینما» قرار است به این فصل پربار از تاریخ سینما و مارکسیسم بپردازیم؛ از نخستین روزهای شکلگیری این گرایش تا ایام اوج آن در دهههای ۶۰ و ۷۰ . سپس به علل افول آن در دههی ۸۰ خواهیم رسید؛ اگرچه حضور بعضی میراثداران آن در کنار و گوشهی جهان معاصر، گواهی است بر ریشههای کماکان پابرجای این درخت تناور. در هرجلسه، به اقتضای موضوع بحث، یک یا چند فیلم برجسته، مورد تحلیل قرار میگیرند و به میانجی چنین روشی، به مصادیقی از زیباشناسیِ سینمای مارکسیستی در دهههای گوناگون دست پیدا میکنیم.
جلسهی اول: ۱۷ اکتبر و ظهور سینمای مارکسیستی؛ بررسی مکتب مونتاژ و تحلیل فیلمهای «رزمناو پوتمکین» (سرگئی آیزنشتاین، ۱۹۲۵) و «بابل جدید» (گریگوری کوزینتسف و لئونید تراوبرگ، ۱۹۲۹)
جلسه دوم: دههی پرآشوب ۳۰؛ بحران جهانی سرمایه؛ تقابل سوسیالیسم و فاشیسم؛ سینمای جبههی مردمی فرانسه و تحلیل فیلم «جنایت آقای لانژ» (ژان رنوار، ۱۹۳۶)
جلسهی سوم: شکست فاشیسم نظامی در دههی ۴۰؛ سالهای امید و خیانت؛ نئورئالیسم ایتالیا و شاخهی مارکسیستی آن. تحلیل فیلمهای «رُم، ساعت یازده» (جیوزوپه د سانتیس، ۱۹۵۲) و «ارگانیزر» (ماریو مونیچلی، ۱۹۶۳)
جلسهی چهارم: نقش اگزیستانسیالیسم در مستندنگاری فرانسوی دههی ۵۰ و حضور وارثان سینمای جبههی مردمی در سینمای پس از جنگ فرانسه. تحلیل فیلمهای «اسکله» (کریس مارکر، ۱۹۶۲) و «حفره» (ژاک بکر، ۱۹۶۰)
جلسهی پنجم: انقلاب زیباشناختی ژان لوگ گدار و نقش چپ نو در موجهای نوین سینماییِ فرانسه، ایتالیا و آلمان. تحلیل فیلمهای «تعطیلات آخر هفته» (ژان لوک گدار، ۱۹۶۷)، «طبقه کارگر به بهشت میرود» (الیو پتری، ۱۹۷۲) و «روابط طبقاتی» (ژان ماری اشتراوب و دنیل اویه، ۱۹۸۴)
جلسهی ششم: الهیات مارکسیستی در سینما؛ تحلیل فیلمهای «انجیل به روایت متی» (پیر پائولو پازولینی، ۱۹۶۴) و «نبرد الجزیره» (جیلو پونته کوروو، ۱۹۶۶)
جلسهی هفتم: مواجههی استتیک با استعمار؛ سینمای مارکسیستی در جهان سوم. تحلیل فیلم «ساعات آتشافروزی» (فرناندو سولاناس و اکتاویو گتینو، ۱۹۶۸)
جلسهی هشتم: شورش علیه کل؛ سینمای مارکسیستی در بلوک شرق؛ تحلیل فیلمهای «مهمانی و مهمانان» (یان نِهمک، ۱۹۶۶) و «دبلیو. آر: اسرار ارگانیسم» (دوشان ماکاوییف، ۱۹۷۱)
درباره مدرس👇
رضا غیاث. منتقد و مدرس سینما از ۱۳۸۷ با مطبوعات فرهنگی و سینمایی گوناگونی از قبیل فصلنامهی سینما و ادبیات، ماهنامهی ۲۴، روزنامهی شرق و لوموند دیپلماتیک همکاری داشته است. او همچنین کارگاههای متعددی در تحلیل فیلم در دانشگاههای دولتی و خصوصی و مراکز سینمای جوان برگزار کرده است. او از ۱۳۹۹ موسس و مدرس «کارگاه مجازی تحلیل فیلم» بوده است که برای بررسی و بازخوانی مقاطع مختلف تاریخ سینما دورههای گوناگونی را تحت عناوین زیر برگزار کرده است: «مدرنیسم سینمایی؛ مکاتب، موجها و مؤلفان» (زمستان ۱۴۰۰) ؛ «سینمای مدرن ایتالیا» (بهار ۱۴۰۱) ؛ «موج نو سینمای امریکا» (تابستان ۱۴۰۱)؛ «سینمای سیاسی، سیاست سینمایی» (زمستان ۱۴۰۱) ؛ «سینمای فرانسه؛ از رئالیسم شاعرانه تا موج نو» ، (تابستان ۱۴۰۲) ؛ «رئالیسم و سینمای نوین ایران» (پاییز ۱۴۰۱)؛ «سینمای نوین آلمان» (زمستان ۱۴۰۲) ؛ «درام تاریخی در سینمای ژاپن» (بهار ۱۴۰۳). کتاب «سینمای ناصر تقوایی» که در همکاری مشترک با سعید عقیقی به نگارش درآمده از تألیفات اوست.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
درسگفتار «سرآغاز نفت در ایران: بازخوانی یک وضعیت استعماری» اولین دوره از درسگفتارهاییست دربارهی استعمار کهن و نو استعمار که در قالب سرفصلهایی بههمپیوسته ارائه خواهد شد. هدف این درسگفتارها بازخوانی انتقادی شکلهای کلاسیک و نو استعماری با تأکید بر سرکوب و تاریخ محذوفان در جریان تحولات قرون نوزدهم و بیستم است.
کشف و استخراج نفت در ایران بیشتر با رویکردی توصیفی در تاریخنگاری قرن بیستم دیده شده است. حال آنکه سرآغاز داستان نفت در ایران با تحولات گستردهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران همزمانی و همآیندی دارد. در این درسگفتار به دنبال آنیم تا نفت و نخستین قراردادهای نفتی را در بستر تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم بررسیم. تمرکز اصلی دوره بر واکاوی نقش نفت در شکلگیری دولت-ملت و تغییر شیوهی حکمرانی خواهد بود. برای نیل به این هدف رویکردی خردنگر و همزمانی، و رویکردی بلندمدتی و در زمانی را پیش خواهیم گرفت. درسگفتار از دو بخش توصیفی (ارائهی مقدمات تاریخی) و تحلیلی (کاربست مفاهیم و ابزارهای نظری برای خوانش انتقادی از وضعیت) تشکیل شده است. این درسگفتار برای دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی رشتههای تاریخ، باستانشناسی، علوم اجتماعی و علاقهمندان به پژوهشهای تاریخی و باستانشناختی، جامعهشناسی تاریخی و مطالعات نفت سودمند است.
دکتر مریم دژمخوی دانشآموختهی باستانشناسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی باستانشناسی معاصر است. جنسیت، استعمار، کشمکش و خشونت، و فرودستان زبالهگرد از حوزههای مطالعاتی اوست. رسالهی دکترایش با عنوان «فرایند هویتیابی جنسیتی در مردان خاندان شاهی ساسانی» اولین رساله در زمینهی باستانشناسی جنسیت در ایران به شمار میرود و از آن پس، ساخت جنسیت در ایران عصر قاجار، تغییرات در نظم جنسیتی پس از مدرنیزاسیون و جنبشهای زنان به مهمتریم حوزههای پژوهشی او تبدیل شدهاند. دژمخوی دورهی پسادکتری خود با موضوع «نفت و استعمار در ایران عصر پهلوی اول» را در دانشگاه هایدلبرگ گذرانده، مدتی پژوهشگر دانشگاه فرایبرلین بوده، و اکنون پژوهشگر دائم در بنیاد تحقیقاتی الکساندر فون هومبولت، و مدرس و پژوهشگر دانشگاه هایدلبرگ است. او همچنین عضو گروه مطالعاتی AGE (Archaeology and Gender in Europe) است و از او چندین مقاله در مجموعه مقالات، مجلات معتبر بین المللی، علمی و پژوهشی در زمینههای یاد شده منتشر شده است. کتاب باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در عصر قاجار و پهلوی اول که با همکاری دکتر لیلا پاپلی یزدی منتشر شده، جدیدترین پژوهش منتشر شدهی او به زبان فارسی است. کتاب اخیر او به نام Women and the Politics of Resistance توسط نشر اسپرینگر به تازگی منتشر شده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
درسگفتار «سرآغاز نفت در ایران: بازخوانی یک وضعیت استعماری» اولین دوره از درسگفتارهاییست دربارهی استعمار کهن و نو استعمار که در قالب سرفصلهایی بههمپیوسته ارائه خواهد شد. هدف این درسگفتارها بازخوانی انتقادی شکلهای کلاسیک و نو استعماری با تأکید بر سرکوب و تاریخ محذوفان در جریان تحولات قرون نوزدهم و بیستم است.
کشف و استخراج نفت در ایران بیشتر با رویکردی توصیفی در تاریخنگاری قرن بیستم دیده شده است. حال آنکه سرآغاز داستان نفت در ایران با تحولات گستردهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران همزمانی و همآیندی دارد. در این درسگفتار به دنبال آنیم تا نفت و نخستین قراردادهای نفتی را در بستر تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم بررسیم. تمرکز اصلی دوره بر واکاوی نقش نفت در شکلگیری دولت-ملت و تغییر شیوهی حکمرانی خواهد بود. برای نیل به این هدف رویکردی خردنگر و همزمانی، و رویکردی بلندمدتی و در زمانی را پیش خواهیم گرفت. درسگفتار از دو بخش توصیفی (ارائهی مقدمات تاریخی) و تحلیلی (کاربست مفاهیم و ابزارهای نظری برای خوانش انتقادی از وضعیت) تشکیل شده است. این درسگفتار برای دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی رشتههای تاریخ، باستانشناسی، علوم اجتماعی و علاقهمندان به پژوهشهای تاریخی و باستانشناختی، جامعهشناسی تاریخی و مطالعات نفت سودمند است.
دکتر مریم دژمخوی دانشآموختهی باستانشناسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی باستانشناسی معاصر است. جنسیت، استعمار، کشمکش و خشونت، و فرودستان زبالهگرد از حوزههای مطالعاتی اوست. رسالهی دکترایش با عنوان «فرایند هویتیابی جنسیتی در مردان خاندان شاهی ساسانی» اولین رساله در زمینهی باستانشناسی جنسیت در ایران به شمار میرود و از آن پس، ساخت جنسیت در ایران عصر قاجار، تغییرات در نظم جنسیتی پس از مدرنیزاسیون و جنبشهای زنان به مهمتریم حوزههای پژوهشی او تبدیل شدهاند. دژمخوی دورهی پسادکتری خود با موضوع «نفت و استعمار در ایران عصر پهلوی اول» را در دانشگاه هایدلبرگ گذرانده، مدتی پژوهشگر دانشگاه فرایبرلین بوده، و اکنون پژوهشگر دائم در بنیاد تحقیقاتی الکساندر فون هومبولت، و مدرس و پژوهشگر دانشگاه هایدلبرگ است. او همچنین عضو گروه مطالعاتی AGE (Archaeology and Gender in Europe) است و از او چندین مقاله در مجموعه مقالات، مجلات معتبر بین المللی، علمی و پژوهشی در زمینههای یاد شده منتشر شده است. کتاب باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در عصر قاجار و پهلوی اول که با همکاری دکتر لیلا پاپلی یزدی منتشر شده، جدیدترین پژوهش منتشر شدهی او به زبان فارسی است. کتاب اخیر او به نام Women and the Politics of Resistance توسط نشر اسپرینگر به تازگی منتشر شده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
فیلسوف در فارسی درسگفتاریست نه برای بازگویی دوبارهی آرای فیلسوفان غرب، و نه با هدف تحلیل انتقادی ترجمههای فارسی آنها؛ بلکه تلاشی تاریخنگارانه است برای تحلیل، ضبط و خواندن سرگذشت اندیشههای بعضی از مهمترین فیلسوفان و متفکران نظریهی انتقادی در ایران.
تأملات موسوم به پسااستعماری، هشدار میدهند که نظریهها در جوامع بیگانه در ساختاری متفاوت ادراک میشوند که با بستری که این آرای فرهنگی و فلسفی در آن تولید شدهاند فاصلهی بسیار دارند و مسیری که در بازخوانی دوباره طی میکنند ممکن است بعضا مضر یا بیهوده باشد. با اینهمه نمیتوان منکر ورود این نظریهها و دامن زدنشان به فضای پرآشوبی شد که برای چند دهه بهشکل ساختاری، هم عرصهی تولید و هم نقادی آثار ادبی و هنری را از خود انباشته کردند.
در این دوره تلاش میکنیم پرسشهایی به ظاهر ساده اما اضطراری را کانون توجه قرار دهیم. فیلسوفان مورد بحث را به اعتبار تقریب مضامین و تأملات آنها به چند گروه تقسیم کردهایم. ورود آنها به فضای فرهنگی ایران، تأثیرات گسترده یا گذرایی که بر این فضا گذاشتند، تأثیر آنها در زمینهی خلق و تولید آثار ادبی و هنری، و نیز جدالهای نظری در عرصهی نقد آثار از محورهای مورد بررسی ما خواهد بود.
جلسهی اول: مقدمات
جلسهی دوم: مارکسيسم ساختارگرای غربی از لوکاچ تا آلتوسر
جلسهی سوم: مکتب فرانکفورت
جلسهی چهارم: فلسفهی انتقادی فرانسوی (فوکو، دلوز، دریدا، بلانشو)
جلسهی پنجم: چپ نو معاصر، از آلن بدیو تا میشل لووی
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
فیلسوف در فارسی درسگفتاریست نه برای بازگویی دوبارهی آرای فیلسوفان غرب، و نه با هدف تحلیل انتقادی ترجمههای فارسی آنها؛ بلکه تلاشی تاریخنگارانه است برای تحلیل، ضبط و خواندن سرگذشت اندیشههای بعضی از مهمترین فیلسوفان و متفکران نظریهی انتقادی در ایران.
تأملات موسوم به پسااستعماری، هشدار میدهند که نظریهها در جوامع بیگانه در ساختاری متفاوت ادراک میشوند که با بستری که این آرای فرهنگی و فلسفی در آن تولید شدهاند فاصلهی بسیار دارند و مسیری که در بازخوانی دوباره طی میکنند ممکن است بعضا مضر یا بیهوده باشد. با اینهمه نمیتوان منکر ورود این نظریهها و دامن زدنشان به فضای پرآشوبی شد که برای چند دهه بهشکل ساختاری، هم عرصهی تولید و هم نقادی آثار ادبی و هنری را از خود انباشته کردند.
در این دوره تلاش میکنیم پرسشهایی به ظاهر ساده اما اضطراری را کانون توجه قرار دهیم. فیلسوفان مورد بحث را به اعتبار تقریب مضامین و تأملات آنها به چند گروه تقسیم کردهایم. ورود آنها به فضای فرهنگی ایران، تأثیرات گسترده یا گذرایی که بر این فضا گذاشتند، تأثیر آنها در زمینهی خلق و تولید آثار ادبی و هنری، و نیز جدالهای نظری در عرصهی نقد آثار از محورهای مورد بررسی ما خواهد بود.
جلسهی اول: مقدمات
جلسهی دوم: مارکسيسم ساختارگرای غربی از لوکاچ تا آلتوسر
جلسهی سوم: مکتب فرانکفورت
جلسهی چهارم: فلسفهی انتقادی فرانسوی (فوکو، دلوز، دریدا، بلانشو)
جلسهی پنجم: چپ نو معاصر، از آلن بدیو تا میشل لووی
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
در این دوره قصد داریم تجربهی ایران در گذار به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم را بازخوانی کنیم. هدف کلی از این بازخوانی، نشان دادن اهمیت نفوذِ مناسبات سرمایهداری در قالب روندهایی نظیر تجاریشدن کشاورزی در ایران و همچنین نشان دادن این موضوع است که این تحولات به چه ترتیب پویههای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتیای را در ایران قاجاری به راه انداخت که پیامدهای آن برای جامعهی آتی ایرانی چشمپوشیناپذیرند. تصویر کلیای که از رهگذر این بررسی به دست میآید، نشان میدهد که زوال نظام پیشاسرمایهداری قاجاری در پرتو نفوذ فزایندهی مناسبات سرمایهداری به چه ترتیب باعث پدید آمدن توازن طبقاتی تازهای در جامعهی ایرانی شد که در شکل دادن به تحولات دوران مشروطه و پس از آن نقش مهمی ایفا کردند. علاوهبراین، با اتخاذ چارچوبی فراگیرتر و بینالمللی، نشان میدهیم که سرمایهداری در قامت یک نظام جهانی نوظهور، به چه ترتیب در ساختن و برساختن پویههای ناموزون و مرکب در سرتاسر جهان فعال بود و در نتیجهی مواجههی این مناسبات نوظهور با جوامع بومی، چه شکلهای تازهای از تبعیت ترکیبی از سرمایه در این جوامع بومی پدید آمد.
جلسهی اول: مقدمات نظری
در این جلسه به مناقشات نظری پیرامون گذار از شیوههای تولید پیشاسرمایهداری به شیوهی تولید سرمایهداری میپردازیم. نخست بحث را با مقدماتی روششناختی و نظری در رابطه با «ماتریالیسم تاریخی» و اهمیت آن در مطالعات تاریخی-جامعهشناختی آغاز میکنیم و سپس شمهای از بحثها و مناقشات موسوم به بحث «گذار به سرمایهداری» را توضیح میدهیم که در مجادلات نظری مؤلفانی نظیر موریس داب، پل سوئیزی و رابرت برنر برجسته شده است. هدف از این مباحث، روشن کردن چارچوب نظری و روششناختی لازم برای مطالعهی تجربهی گذار به سرمایهداری در ایران است.
جلسهی دوم: دولت قاجار بهمثابهی شیوهی تولید خراجستان
در این جلسه، به معرفی شیوهی تولید پیشاسرمایهداری قاجاری در قالب الگوی موسوم به نظامهای خراجستان میپردازیم و شکل ویژهی این شیوهی تولید را در ایران قاجاری با دیگر نمونههای تاریخی آن (عثمانی، هند و ایران صفوی) مقایسه میکنیم. هدف از این بحث، درک شیوهی تولید پیشاسرمایهداری ایران در چارچوب ماتریالیسم تاریخی و فرا رفتن از نظرگاههای رایج و متداولی است که در قالبهای گوناگونی نظیر «استبداد ایرانی» صورتبندی شدهاند.
جلسهی سوم: روند تجاریشدن کشاورزی قاجاری در بستر خاورمیانه
در این جلسه بهطور عام، به بررسی روند نفوذ مناسبات سرمایهداری در خاورمیانه و بهطور خاص، در ایران قاجار میپردازیم. خواهیم دید که افزایش تقاضا برای کالاهای تجاری زراعی به چه ترتیب باعث زوال تولید سنتی شیوههای تولید پیشاسرمایهداری در خاورمیانه شد و هر کشور و منطقه بنا به امکانات اجتماعی ـ اقتصادی و جایگاه ژئوپولتیک خود به چه نحو به این تحولات پاسخ داد.
جلسهی چهارم: قواعد بازتولید زمینداران در عصر قاجار
در این جلسه به بررسی تحولات طبقهی زمیندار ایرانی در خلال فراز و فرود دولت قاجاری میپردازیم. از همینرو، تحولات شکلهای زمینداری متکی به نیروی قهر ایلیاتی را بررسی میکنیم و نشان خواهیم داد که این شکل خاص از زمینداری به چه ترتیب در تعامل با پروژهی دولتسازی قاجارها متحول شد و به تدریج شکل تازهای از زمینداری متکی به نیروی قهر دولتی از دل این تعاملات سر برآورد. سپس، تحولات این شکل اخیر را در رهگذر تجاریشدن کشاورزی در عصر ناصری بررسی میکنیم و نشان میدهیم که در پرتو زوال دولت مرکزی قاجار، به چه ترتیب شکلهای تازهای از زمینداری پدید آمد که بیش از هرچیز متکی به نیروی قهر شهری بود.
جلسهی پنجم: قواعد بازتولید دهقانان و عشایر
در این جلسه به بررسی تحولات تولیدکنندگان مستقیم (اعم از دهقانان و بدنهی ایلات) میپردازیم و نشان میدهیم که این گروه در پرتو تحولات عمدهی ساختاری این دوران (ظهور و افول دولت قاجاری و روند تجاریشدن کشاورزی) چه راهبردها و راهکارهایی برای بازتولید خود و حفاظت از حقوق سنتیشان در اختیار داشتند. از این رهگذر، بیش از هرچیز بر اهمیت تجربهی انجمنهای ایالتی و ولایتی در دوران پسامشروطه تمرکز خواهیم کرد و نشان میدهیم که این تجربیات از چه منظر، نوعی گسست تمامعیار از تجربههای پیشین و سنتیِ تولیدکنندگان مستقیم در عصر قاجار محسوب میشد.
ادامه👇
@bidarschool
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
در این دوره قصد داریم تجربهی ایران در گذار به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم را بازخوانی کنیم. هدف کلی از این بازخوانی، نشان دادن اهمیت نفوذِ مناسبات سرمایهداری در قالب روندهایی نظیر تجاریشدن کشاورزی در ایران و همچنین نشان دادن این موضوع است که این تحولات به چه ترتیب پویههای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتیای را در ایران قاجاری به راه انداخت که پیامدهای آن برای جامعهی آتی ایرانی چشمپوشیناپذیرند. تصویر کلیای که از رهگذر این بررسی به دست میآید، نشان میدهد که زوال نظام پیشاسرمایهداری قاجاری در پرتو نفوذ فزایندهی مناسبات سرمایهداری به چه ترتیب باعث پدید آمدن توازن طبقاتی تازهای در جامعهی ایرانی شد که در شکل دادن به تحولات دوران مشروطه و پس از آن نقش مهمی ایفا کردند. علاوهبراین، با اتخاذ چارچوبی فراگیرتر و بینالمللی، نشان میدهیم که سرمایهداری در قامت یک نظام جهانی نوظهور، به چه ترتیب در ساختن و برساختن پویههای ناموزون و مرکب در سرتاسر جهان فعال بود و در نتیجهی مواجههی این مناسبات نوظهور با جوامع بومی، چه شکلهای تازهای از تبعیت ترکیبی از سرمایه در این جوامع بومی پدید آمد.
جلسهی اول: مقدمات نظری
در این جلسه به مناقشات نظری پیرامون گذار از شیوههای تولید پیشاسرمایهداری به شیوهی تولید سرمایهداری میپردازیم. نخست بحث را با مقدماتی روششناختی و نظری در رابطه با «ماتریالیسم تاریخی» و اهمیت آن در مطالعات تاریخی-جامعهشناختی آغاز میکنیم و سپس شمهای از بحثها و مناقشات موسوم به بحث «گذار به سرمایهداری» را توضیح میدهیم که در مجادلات نظری مؤلفانی نظیر موریس داب، پل سوئیزی و رابرت برنر برجسته شده است. هدف از این مباحث، روشن کردن چارچوب نظری و روششناختی لازم برای مطالعهی تجربهی گذار به سرمایهداری در ایران است.
جلسهی دوم: دولت قاجار بهمثابهی شیوهی تولید خراجستان
در این جلسه، به معرفی شیوهی تولید پیشاسرمایهداری قاجاری در قالب الگوی موسوم به نظامهای خراجستان میپردازیم و شکل ویژهی این شیوهی تولید را در ایران قاجاری با دیگر نمونههای تاریخی آن (عثمانی، هند و ایران صفوی) مقایسه میکنیم. هدف از این بحث، درک شیوهی تولید پیشاسرمایهداری ایران در چارچوب ماتریالیسم تاریخی و فرا رفتن از نظرگاههای رایج و متداولی است که در قالبهای گوناگونی نظیر «استبداد ایرانی» صورتبندی شدهاند.
جلسهی سوم: روند تجاریشدن کشاورزی قاجاری در بستر خاورمیانه
در این جلسه بهطور عام، به بررسی روند نفوذ مناسبات سرمایهداری در خاورمیانه و بهطور خاص، در ایران قاجار میپردازیم. خواهیم دید که افزایش تقاضا برای کالاهای تجاری زراعی به چه ترتیب باعث زوال تولید سنتی شیوههای تولید پیشاسرمایهداری در خاورمیانه شد و هر کشور و منطقه بنا به امکانات اجتماعی ـ اقتصادی و جایگاه ژئوپولتیک خود به چه نحو به این تحولات پاسخ داد.
جلسهی چهارم: قواعد بازتولید زمینداران در عصر قاجار
در این جلسه به بررسی تحولات طبقهی زمیندار ایرانی در خلال فراز و فرود دولت قاجاری میپردازیم. از همینرو، تحولات شکلهای زمینداری متکی به نیروی قهر ایلیاتی را بررسی میکنیم و نشان خواهیم داد که این شکل خاص از زمینداری به چه ترتیب در تعامل با پروژهی دولتسازی قاجارها متحول شد و به تدریج شکل تازهای از زمینداری متکی به نیروی قهر دولتی از دل این تعاملات سر برآورد. سپس، تحولات این شکل اخیر را در رهگذر تجاریشدن کشاورزی در عصر ناصری بررسی میکنیم و نشان میدهیم که در پرتو زوال دولت مرکزی قاجار، به چه ترتیب شکلهای تازهای از زمینداری پدید آمد که بیش از هرچیز متکی به نیروی قهر شهری بود.
جلسهی پنجم: قواعد بازتولید دهقانان و عشایر
در این جلسه به بررسی تحولات تولیدکنندگان مستقیم (اعم از دهقانان و بدنهی ایلات) میپردازیم و نشان میدهیم که این گروه در پرتو تحولات عمدهی ساختاری این دوران (ظهور و افول دولت قاجاری و روند تجاریشدن کشاورزی) چه راهبردها و راهکارهایی برای بازتولید خود و حفاظت از حقوق سنتیشان در اختیار داشتند. از این رهگذر، بیش از هرچیز بر اهمیت تجربهی انجمنهای ایالتی و ولایتی در دوران پسامشروطه تمرکز خواهیم کرد و نشان میدهیم که این تجربیات از چه منظر، نوعی گسست تمامعیار از تجربههای پیشین و سنتیِ تولیدکنندگان مستقیم در عصر قاجار محسوب میشد.
ادامه👇
@bidarschool
جلسهی ششم: تحولات تجار در عصر قاجار
در این جلسه به بررسی ظهور پدیدهی تجار بزرگ در نتیجهی استقرار دولت قاجار و افزایش سطح مبادلات بینالمللی در میانههای سدهی نوزدهم میپردازیم و در ادامه نشان میدهیم که روندهای گوناگونی نظیر عهدنامههای تجاری بینالمللی، چرخش به سمت محصولات زراعی تجاری، افزایش استقبال از برخی کالاهای سنتی و در نهایت اعطای امتیازهای انحصاری به تجار و دولتهای خارجی به چه ترتیب در جهتگیریهای سیاسی تجار مسلمان ایرانی اثرگذار بود و باعث نزدیکی هرچه بیشتر آنان به گروههایی نظیر علما شد. همچنین، در پایان این بحث، جمعبندیای کلی از تحولات ایران در قرن طولانی نوزدهم و در پرتو مسیر طولانیتر گذار به سرمایهداری ارائه خواهیم کرد که علیالقاعده تا میانههای سدهی بیستم ادامه داشت.
علیرضا خزائی فارغالتحصیل جامعهشناسی فرهنگی از دانشگاه علامه طباطبائی است و رسالهی دکتری خود را به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران قاجاری اختصاص داده است. این رساله که مبنای دورهی آموزشی فعلی قرار گرفته است به زودی در قالب کتاب نیز منتشر خواهد شد و قرار است نخستین مجلد از مجموعهای باشد که به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران (از دوران قاجار تا پهلوی) میپردازد. خزائی همچنین به ترجمهی آثاری در زمینهی تحولات سنت ماتریالیسم تاریخی و مطالعات موسوم به بحث گذار به سرمایهداری نیز پرداخته است. ملاحظاتی دربارهی مارکسیسم غربی از پری اندرسون، نقدی بر مارکسیسم نواسمیتی از رابرت برنر (ترجمه به همراه محمدصادق فلاحپور)، غرب چگونه حاکم شد: خاستگاههای ژئوپولتیک سرمایهداری از الکساندر آنیهواس و کرم نیشانجیاوغلو، در مسیر ماتریالیسم تاریخی از پری اندرسون، سپیدهدمان همهچیز: تاریخ جدید نوع بشر از دیوید گریبر و دیوید ونگرو (ترجمه به همراه حسن مرتضوی و مهدی صابری) از آن جملهاند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در این جلسه به بررسی ظهور پدیدهی تجار بزرگ در نتیجهی استقرار دولت قاجار و افزایش سطح مبادلات بینالمللی در میانههای سدهی نوزدهم میپردازیم و در ادامه نشان میدهیم که روندهای گوناگونی نظیر عهدنامههای تجاری بینالمللی، چرخش به سمت محصولات زراعی تجاری، افزایش استقبال از برخی کالاهای سنتی و در نهایت اعطای امتیازهای انحصاری به تجار و دولتهای خارجی به چه ترتیب در جهتگیریهای سیاسی تجار مسلمان ایرانی اثرگذار بود و باعث نزدیکی هرچه بیشتر آنان به گروههایی نظیر علما شد. همچنین، در پایان این بحث، جمعبندیای کلی از تحولات ایران در قرن طولانی نوزدهم و در پرتو مسیر طولانیتر گذار به سرمایهداری ارائه خواهیم کرد که علیالقاعده تا میانههای سدهی بیستم ادامه داشت.
علیرضا خزائی فارغالتحصیل جامعهشناسی فرهنگی از دانشگاه علامه طباطبائی است و رسالهی دکتری خود را به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران قاجاری اختصاص داده است. این رساله که مبنای دورهی آموزشی فعلی قرار گرفته است به زودی در قالب کتاب نیز منتشر خواهد شد و قرار است نخستین مجلد از مجموعهای باشد که به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران (از دوران قاجار تا پهلوی) میپردازد. خزائی همچنین به ترجمهی آثاری در زمینهی تحولات سنت ماتریالیسم تاریخی و مطالعات موسوم به بحث گذار به سرمایهداری نیز پرداخته است. ملاحظاتی دربارهی مارکسیسم غربی از پری اندرسون، نقدی بر مارکسیسم نواسمیتی از رابرت برنر (ترجمه به همراه محمدصادق فلاحپور)، غرب چگونه حاکم شد: خاستگاههای ژئوپولتیک سرمایهداری از الکساندر آنیهواس و کرم نیشانجیاوغلو، در مسیر ماتریالیسم تاریخی از پری اندرسون، سپیدهدمان همهچیز: تاریخ جدید نوع بشر از دیوید گریبر و دیوید ونگرو (ترجمه به همراه حسن مرتضوی و مهدی صابری) از آن جملهاند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درباره ی کتاب:
کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان ایران ۸۷-۱۳۵۷، نوشتهی رکسانا بهرامیتاش و هادی صالحیاصفهانی، تحولات اشتغال زنان را در برههای حساس از انقلاب ۱۳۵۷ تا افول جریان اصلاحات در سالهای منتهی به ۱۳۸۷ در برمیگیرد. کتاب چنانکه از عنوانش پیداست، مسئلهی اشتغال زنان را در زمینهی کلانتری از تحولات داخلی و جهانی (توسعه و مدرنیزاسیون، جهانی شدن، اسلامگرایی، انقلاب و برآمدن نظام جدید، وقوع جنگ و ...) واکاوی میکند و به مدد تصویر نسبتاً جامعی که از صحنهی تنازعات داخلی و بینالمللی و پیچیدگیهای آن ترسیم میکند، راه را بر برخی سادهسازیها در توضیح چرایی کاهش مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب میبندد.
ادامه توضیحات👇
@bidarschool
@bidarcourses
کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان ایران ۸۷-۱۳۵۷، نوشتهی رکسانا بهرامیتاش و هادی صالحیاصفهانی، تحولات اشتغال زنان را در برههای حساس از انقلاب ۱۳۵۷ تا افول جریان اصلاحات در سالهای منتهی به ۱۳۸۷ در برمیگیرد. کتاب چنانکه از عنوانش پیداست، مسئلهی اشتغال زنان را در زمینهی کلانتری از تحولات داخلی و جهانی (توسعه و مدرنیزاسیون، جهانی شدن، اسلامگرایی، انقلاب و برآمدن نظام جدید، وقوع جنگ و ...) واکاوی میکند و به مدد تصویر نسبتاً جامعی که از صحنهی تنازعات داخلی و بینالمللی و پیچیدگیهای آن ترسیم میکند، راه را بر برخی سادهسازیها در توضیح چرایی کاهش مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب میبندد.
ادامه توضیحات👇
@bidarschool
@bidarcourses