درسگفتار (آفلاین)
بازخوانی ستارهی رستگاری
اثر فرانتس روزنتسوایگ
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
در میان متفکران و فیلسوفان دهههای نخست قرن بیستم، فرانتس روزنتسوایگ تا به امروز چندان نام سرشناسی نیست. اما تأثیرات مستقیم و عمدتا غیر مستقیم آرأ و نظراتش بر فلسفه، الهیات و تمدن مغربرمین و تحولی که در آنها ایجاد کرد، از بسیاری جهات بینظیر است. اندیشهی او نه تنها بر معاصران خود همچون مارتین بوبر تأثیری بهسزا داشت بلکه نفوذ آن را به خوبی میتوان در تحول فکری اخلاف او چون گرشوم شولِم، والتر بنیامین و تئودور آدورنو و دیگران مشاهده کرد.
روزنتسوایگ در چهلسالگی چشم از جهان فرو بست و از این رو آثار بسیاری از او به جا نمانده است. گذشته از مجموعهرسالههای فلسفیکلامی او تحت عنوان تفکر جدید و یکی دو کتاب دیگر که از او منتشر شده است، اصلیترین و مهمترین اثرش ستارهی رستگاری است. اگرچه این کتاب در ۱۹۲۲ و در سی و شش سالگی او به چاپ رسید، از هر جهت واجد ویژگیهای یک شاهکار نهایی است که پس از چندین دهه مطالعه، در پایان عمری کوتاه لیکن در پختگی فکری، نوشته شده است.
ساختار مفهومی ستارهی رستگاری به غایت انتزاعی است و خدا، انسان و جهان (عنوان یکی دیگر از کتابهای او) سه مقولهی اصلی آن را تشکیل میدهند. این کتاب حاوی انبوهی از ایدههای فلسفی، کلامی، هنری و انتقادی است که ردپای آنها را میتوان در تحول کلی نظریهی انتقادی مدرن مشاهده کرد. فقط با نگاهی کوتاه به فصلهای کتاب میتوان از حوزههای زیر به عنوان محورهای اصلی آن نام برد: تاریخ یونان، تراژدیهای باستانی و مدرن، نظامهای فلسفی از افلاطون و ارسطو گرفته تا هگل و نیچه، آثار ادبی نویسندگانی چون گوته و متون مربوط به کتاب مقدس، نقد تمدنها و ادیان گوناگون از هندوئیسم و بودیسم تا یهودیت و مسیحیت.
همانطور که باربارا گالی (مترجم کتاب به زبان انگلیسی) مینویسد، خواندن ستارهی رستگاری همانقدر مهم است که دشوار. خواندن این شاهکار فلسفی و کلامی غامضْ همانند گوش سپردن به یک سمفونی بزرگ برای نخستینبار است. تمها و موتیفهای اصلی آن- از تولد و حیات نفس گرفته تا تجربهی مرگ، از فلسفههای خاور دور تا عرفان یهودی- هربار که خواننده با آنها درگیر میشود طنینی نو و ژرفتر مییابد. این تمها اگر همراه با هم شنیده شوند چیزی را بازنمایی میکنند که او «تفکر جدید» مینامید.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
بازخوانی ستارهی رستگاری
اثر فرانتس روزنتسوایگ
بههدایت مراد فرهادپور
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
در میان متفکران و فیلسوفان دهههای نخست قرن بیستم، فرانتس روزنتسوایگ تا به امروز چندان نام سرشناسی نیست. اما تأثیرات مستقیم و عمدتا غیر مستقیم آرأ و نظراتش بر فلسفه، الهیات و تمدن مغربرمین و تحولی که در آنها ایجاد کرد، از بسیاری جهات بینظیر است. اندیشهی او نه تنها بر معاصران خود همچون مارتین بوبر تأثیری بهسزا داشت بلکه نفوذ آن را به خوبی میتوان در تحول فکری اخلاف او چون گرشوم شولِم، والتر بنیامین و تئودور آدورنو و دیگران مشاهده کرد.
روزنتسوایگ در چهلسالگی چشم از جهان فرو بست و از این رو آثار بسیاری از او به جا نمانده است. گذشته از مجموعهرسالههای فلسفیکلامی او تحت عنوان تفکر جدید و یکی دو کتاب دیگر که از او منتشر شده است، اصلیترین و مهمترین اثرش ستارهی رستگاری است. اگرچه این کتاب در ۱۹۲۲ و در سی و شش سالگی او به چاپ رسید، از هر جهت واجد ویژگیهای یک شاهکار نهایی است که پس از چندین دهه مطالعه، در پایان عمری کوتاه لیکن در پختگی فکری، نوشته شده است.
ساختار مفهومی ستارهی رستگاری به غایت انتزاعی است و خدا، انسان و جهان (عنوان یکی دیگر از کتابهای او) سه مقولهی اصلی آن را تشکیل میدهند. این کتاب حاوی انبوهی از ایدههای فلسفی، کلامی، هنری و انتقادی است که ردپای آنها را میتوان در تحول کلی نظریهی انتقادی مدرن مشاهده کرد. فقط با نگاهی کوتاه به فصلهای کتاب میتوان از حوزههای زیر به عنوان محورهای اصلی آن نام برد: تاریخ یونان، تراژدیهای باستانی و مدرن، نظامهای فلسفی از افلاطون و ارسطو گرفته تا هگل و نیچه، آثار ادبی نویسندگانی چون گوته و متون مربوط به کتاب مقدس، نقد تمدنها و ادیان گوناگون از هندوئیسم و بودیسم تا یهودیت و مسیحیت.
همانطور که باربارا گالی (مترجم کتاب به زبان انگلیسی) مینویسد، خواندن ستارهی رستگاری همانقدر مهم است که دشوار. خواندن این شاهکار فلسفی و کلامی غامضْ همانند گوش سپردن به یک سمفونی بزرگ برای نخستینبار است. تمها و موتیفهای اصلی آن- از تولد و حیات نفس گرفته تا تجربهی مرگ، از فلسفههای خاور دور تا عرفان یهودی- هربار که خواننده با آنها درگیر میشود طنینی نو و ژرفتر مییابد. این تمها اگر همراه با هم شنیده شوند چیزی را بازنمایی میکنند که او «تفکر جدید» مینامید.
مراد فرهادپور متولد تهران در ۱۳۳۷ متفکر، نویسنده و مترجم است. او از دههی شصت به اینسو متون گوناگونی را در حوزهی ادبیات و فلسفه، چه در قالب مقاله در نشریاتی چون راه نو، کیان، آدینه و ارغنون؛ و چه در قالب کتاب چون عقل افسرده، ۱۳۷۸، بادهای غربی، ۱۳۸۲ و پارههای فکر، ۱۳۸۸ به رشتهی تحریر در آورده است. او همچنین از دههی هفتاد به این سو توامان به ترجمه و تدریس متونِ فلسفی جریانهای انتقادی غرب، از آثار متفکرینِ مکتبِ فرانکفورت تا دیگر آثارِ فیلسوفانِ جریانساز چون بَدیو، آگامبن و ژیژک پرداخته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار
متنخوانی با آیدین کیخایی
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی
درسگفتارهای آدورنو،۲-۱۹۶۱
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
متنخوانی با آیدین کیخایی
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی
درسگفتارهای آدورنو،۲-۱۹۶۱
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار
متنخوانی با آیدین کیخایی
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی
درسگفتارهای آدورنو،۲-۱۹۶۱
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی مجموعهدرسگفتارهایی است که آدورنو در زمستان ۱۹۶۲-۱۹۶۱ در دانشگاه فرانکفورت ارائه داده است. ماهیت آموزشی درسگفتارها ــ که آدورنو بر حفظ آن در هنگام چاپ نیز تأکید داشته ــ مختصات ویژهای به متن بخشیده است. از یک سو، در مقایسه با نوشتههای آدورنو، متن سادهفهمتر و ملموستر است. اما از سوی دیگر، اگر به اهداف و رویکرد آموزشی آدورنو توجه نداشته باشیم و آن را به عنوان شرحی مقدماتی بر مواضع نظریِ او بخوانیم، سادگی جایاش را به سادهانگاری میدهد و به بیراهه میرویم. به عنوان مثال، چنان که آدورنو در ابتدای جلسهی اول میگوید، در بسیاری از موارد محتوای اصلی چگونگی رسیدن به «پرسشهای مشخص» است، و ایدههایی که در پاسخ به این پرسشها طرح میشوند، نه تزهایی نهایی، که بیشتر بیانگرِ امکانات و ظرفیتهای این شکل از پرسشگریاند.
به تعبیری میتوان گفت که اگر نوشتههای چاپشدهی آدورنو را «محصولات» صیقلخوردهی اندیشهی او بدانیم، درسگفتارها نظرگاهی فراهم میکند برای دیدنِ «شیوهی تولید» این محصولات: فرایندی که در آن فلسفه و جامعهشناسی و نقد هنری در هم میآمیزند. و شاید، با توجه به بستر تاریخی و جغرافیایی متفاوتی که دغدغههای امروزی ما را رقم زدهاند، مهمتر از بازگو کردن مواضعِ تاریخمند و معینِ آدورنو، کنکاش در ساز و کار همین شیوهی تولید و تلاش برای بازیابی ظرفیتها و رفعِ محدودیتهای آن باشد.
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی شامل دوازده درسگفتار است که ما در این دورهی به طور فشرده ــ با برجسته کردن مواردی و حذف بخشهایی ــ در هشت جلسه به آنها خواهیم پرداخت. تمرکز بر خوانش مستقیم متن خواهد بود، و مرجع اصلی ترجمهی فارسی تازهمنتشرشدهی آن (ترجمهی حسن خیاطی، نشر ققنوس)
آیدین کیخایی عضو هیأت علمی فلسفه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و استاد مدعو اندیشهی اجتماعی و سیاسی در دانشگاه یورک است. زمینهی کار و مطالعات او فلسفه و نظریهی انتقادی با تمرکز بر مارکس و آدورنو است و در حال حاضر مشغول به انجام پروژهای پژوهشی در حوزهی استتیک موسیقی ایرانی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
متنخوانی با آیدین کیخایی
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی
درسگفتارهای آدورنو،۲-۱۹۶۱
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی مجموعهدرسگفتارهایی است که آدورنو در زمستان ۱۹۶۲-۱۹۶۱ در دانشگاه فرانکفورت ارائه داده است. ماهیت آموزشی درسگفتارها ــ که آدورنو بر حفظ آن در هنگام چاپ نیز تأکید داشته ــ مختصات ویژهای به متن بخشیده است. از یک سو، در مقایسه با نوشتههای آدورنو، متن سادهفهمتر و ملموستر است. اما از سوی دیگر، اگر به اهداف و رویکرد آموزشی آدورنو توجه نداشته باشیم و آن را به عنوان شرحی مقدماتی بر مواضع نظریِ او بخوانیم، سادگی جایاش را به سادهانگاری میدهد و به بیراهه میرویم. به عنوان مثال، چنان که آدورنو در ابتدای جلسهی اول میگوید، در بسیاری از موارد محتوای اصلی چگونگی رسیدن به «پرسشهای مشخص» است، و ایدههایی که در پاسخ به این پرسشها طرح میشوند، نه تزهایی نهایی، که بیشتر بیانگرِ امکانات و ظرفیتهای این شکل از پرسشگریاند.
به تعبیری میتوان گفت که اگر نوشتههای چاپشدهی آدورنو را «محصولات» صیقلخوردهی اندیشهی او بدانیم، درسگفتارها نظرگاهی فراهم میکند برای دیدنِ «شیوهی تولید» این محصولات: فرایندی که در آن فلسفه و جامعهشناسی و نقد هنری در هم میآمیزند. و شاید، با توجه به بستر تاریخی و جغرافیایی متفاوتی که دغدغههای امروزی ما را رقم زدهاند، مهمتر از بازگو کردن مواضعِ تاریخمند و معینِ آدورنو، کنکاش در ساز و کار همین شیوهی تولید و تلاش برای بازیابی ظرفیتها و رفعِ محدودیتهای آن باشد.
مقدمهای بر جامعهشناسی موسیقی شامل دوازده درسگفتار است که ما در این دورهی به طور فشرده ــ با برجسته کردن مواردی و حذف بخشهایی ــ در هشت جلسه به آنها خواهیم پرداخت. تمرکز بر خوانش مستقیم متن خواهد بود، و مرجع اصلی ترجمهی فارسی تازهمنتشرشدهی آن (ترجمهی حسن خیاطی، نشر ققنوس)
آیدین کیخایی عضو هیأت علمی فلسفه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و استاد مدعو اندیشهی اجتماعی و سیاسی در دانشگاه یورک است. زمینهی کار و مطالعات او فلسفه و نظریهی انتقادی با تمرکز بر مارکس و آدورنو است و در حال حاضر مشغول به انجام پروژهای پژوهشی در حوزهی استتیک موسیقی ایرانی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
قانون بخت
فورتونا و پادفلسفهی ماکیاولی
بههدایت نیما علوی
طول دوره: ۹ جلسهی ۲ ساعته
توضیح در پست پایین👇
@bidarschool
@bidarcourses
قانون بخت
فورتونا و پادفلسفهی ماکیاولی
بههدایت نیما علوی
طول دوره: ۹ جلسهی ۲ ساعته
توضیح در پست پایین👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
قانون بخت
فورتونا و پادفلسفهی ماکیاولی
بههدایت نیما علوی
طول دوره: ۹ جلسهی ۲ ساعته
تصویر ماکیاولی هم، مانند نیچه در تاریخ فلسفه، تصویر غریب و فریبندهای است. چهرهای که از طرفی او را معلم شیطان معرفی میکند، همانطور که نیچه فیلسوف فاشیست معرفی شده، و از طرف دیگر او را در قامت جمهوریخواهی تمامعیار مینشاند؛ باز هم مانند نیچه که از سوی متفکران رادیکال، فیلسوفی انفلابی قلمداد میشود. در این دوره میکوشیم از خلال بعضی از تصاویر متعددی که برای ماکیاولی ساختهاند، و البته از طریق دو کتاب گفتارها و شهریار او، که یکی به سنت تاریخنگاری تعلق دارد و دیگری در سنت به اصطلاح نصایحالملوک یا سیاستنامهنویسی قرار میگیرد، باری دیگر چهرهی او را ترسیم کنیم.
اما دو کتاب گفتارها و شهریار ماکیاولی، هرکدام سنتهای پیشینی که به آنها تعلق دارند را زیر و رو میکنند. این دو کتاب در حقیقت از گذشتهی خود منحرف میشوند و بدعت میگذارند. همین، مادهی اصلی ماتریالیسم تاریخی ماکیاولی را میسازد و نسب آن با پرسش خاستگاه را مشخص میکند. یکی از نقاط معرف این بدعت، اومانیسم است. نقطهای که البته یادآور رویارویی سقراط با اومانیستهای جهان باستان است. اما ماکیاولی، در مورد تربیت سیاسی، در مقابل سقراط میایستد. موضعگیری ماکیاولی را، با توجه به این که در آثارش تنها یک بار آن هم از ارسطو نام برده، باید در برابر سنت آموزشی و فلسفی پیشینیاناش دانست.
چهبسا عدهای به درستی بگویند او فیلسوف نیست و بنابراین میتوانیم اندیشهی او را شکلی از پادفلسفه به حساب آوریم. اندیشهای که نه تنها صاحب هیچ شکلی از هستیشناسی نیست، بلکه حتی پایههای نظامهای فلسفی پیش از خودش را به لرزه درآورده است. همین باعث شده تا او را ضد آموزههای فلسفی دربارهی فضیلت بدانند و در نهایت معلم شیطان خطابش کنند. این (نا)هستیشناسی ماکیاولی چگونه تکوین پیدا میکند؟ از پی این تصویر از ماکیاولی، از اختلاف در مفهوم اومانیسم آغاز میکنیم؛ اومانیسم از جهان باستان به رنسانس.
ماکیاولی در مقام دیپلمات:
- جلسهی اول: رنسانس و اومانیسم
تربیت سیاسی، آموزههای اخلاقی و تقلید از باستانیان
- جلسهی دوم: پرسش از فضیلت
سقراط در حد فاصل اومانیسم باستان و رنسانس
ماکیاولی در مقام تاریخنگار:
- جلسهی سوم: در جستجوی ضرورت
تاریخ لیویوس و تالار با شکوه گذشتگان
- جلسهی چهارم: مسئلهی جمهوری
خلق کثیر و شهریار منجی
ماکیاولی در مقام فیلسوف:
- جلسهی پنجم: پادفلسفه و سایهی حقیقت
سوفسطایی افلاطون و پرسش از لاوجود
- جلسهی ششم: پیشامد همچون بنیاد
باران اتمها و شهریارِ آریگو
ماتریالیسم مواجهه:
- جلسهی هفتم: ویرتو در برابر فضیلت
از اخلاقیات به اخلاق، تکوین به جای بازنمایی
- جلسهی هشتم: فورتونا، ضرورتِ پیشامد
بخت، قانون و عشق به تقدیر
- جلسهی نهم: بزنگاه
نیما علوی پژوهشگر در حوزهی فلسفه و علوم اجتماعی، کارشناسی خود را در رشته جامعهشناسی اخذ کرد و تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه در مرکز تحقیقات فلسفهی مدرن اروپایی در داشگاه کینگزتُن لندن ادامه داد. موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد او مفهوم صیرورت در فلسفه هگل با تمرکز بر آرای پارمنیدس و هراکلیتوس بوده است. او همزمان با فعالیت پژوهشی خود، همکاریهای متعددی با بخش اندیشهی روزنامههای کارگزاران و شرق داشته است. حوزهی مطالعاتی او فلسفههای افلاطون، اسپینوزا و نیچه با تکیه بر آرإ و تفاسیر ژیل دلوز، فیلسوف معاصر فرانسوی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
قانون بخت
فورتونا و پادفلسفهی ماکیاولی
بههدایت نیما علوی
طول دوره: ۹ جلسهی ۲ ساعته
تصویر ماکیاولی هم، مانند نیچه در تاریخ فلسفه، تصویر غریب و فریبندهای است. چهرهای که از طرفی او را معلم شیطان معرفی میکند، همانطور که نیچه فیلسوف فاشیست معرفی شده، و از طرف دیگر او را در قامت جمهوریخواهی تمامعیار مینشاند؛ باز هم مانند نیچه که از سوی متفکران رادیکال، فیلسوفی انفلابی قلمداد میشود. در این دوره میکوشیم از خلال بعضی از تصاویر متعددی که برای ماکیاولی ساختهاند، و البته از طریق دو کتاب گفتارها و شهریار او، که یکی به سنت تاریخنگاری تعلق دارد و دیگری در سنت به اصطلاح نصایحالملوک یا سیاستنامهنویسی قرار میگیرد، باری دیگر چهرهی او را ترسیم کنیم.
اما دو کتاب گفتارها و شهریار ماکیاولی، هرکدام سنتهای پیشینی که به آنها تعلق دارند را زیر و رو میکنند. این دو کتاب در حقیقت از گذشتهی خود منحرف میشوند و بدعت میگذارند. همین، مادهی اصلی ماتریالیسم تاریخی ماکیاولی را میسازد و نسب آن با پرسش خاستگاه را مشخص میکند. یکی از نقاط معرف این بدعت، اومانیسم است. نقطهای که البته یادآور رویارویی سقراط با اومانیستهای جهان باستان است. اما ماکیاولی، در مورد تربیت سیاسی، در مقابل سقراط میایستد. موضعگیری ماکیاولی را، با توجه به این که در آثارش تنها یک بار آن هم از ارسطو نام برده، باید در برابر سنت آموزشی و فلسفی پیشینیاناش دانست.
چهبسا عدهای به درستی بگویند او فیلسوف نیست و بنابراین میتوانیم اندیشهی او را شکلی از پادفلسفه به حساب آوریم. اندیشهای که نه تنها صاحب هیچ شکلی از هستیشناسی نیست، بلکه حتی پایههای نظامهای فلسفی پیش از خودش را به لرزه درآورده است. همین باعث شده تا او را ضد آموزههای فلسفی دربارهی فضیلت بدانند و در نهایت معلم شیطان خطابش کنند. این (نا)هستیشناسی ماکیاولی چگونه تکوین پیدا میکند؟ از پی این تصویر از ماکیاولی، از اختلاف در مفهوم اومانیسم آغاز میکنیم؛ اومانیسم از جهان باستان به رنسانس.
ماکیاولی در مقام دیپلمات:
- جلسهی اول: رنسانس و اومانیسم
تربیت سیاسی، آموزههای اخلاقی و تقلید از باستانیان
- جلسهی دوم: پرسش از فضیلت
سقراط در حد فاصل اومانیسم باستان و رنسانس
ماکیاولی در مقام تاریخنگار:
- جلسهی سوم: در جستجوی ضرورت
تاریخ لیویوس و تالار با شکوه گذشتگان
- جلسهی چهارم: مسئلهی جمهوری
خلق کثیر و شهریار منجی
ماکیاولی در مقام فیلسوف:
- جلسهی پنجم: پادفلسفه و سایهی حقیقت
سوفسطایی افلاطون و پرسش از لاوجود
- جلسهی ششم: پیشامد همچون بنیاد
باران اتمها و شهریارِ آریگو
ماتریالیسم مواجهه:
- جلسهی هفتم: ویرتو در برابر فضیلت
از اخلاقیات به اخلاق، تکوین به جای بازنمایی
- جلسهی هشتم: فورتونا، ضرورتِ پیشامد
بخت، قانون و عشق به تقدیر
- جلسهی نهم: بزنگاه
نیما علوی پژوهشگر در حوزهی فلسفه و علوم اجتماعی، کارشناسی خود را در رشته جامعهشناسی اخذ کرد و تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه در مرکز تحقیقات فلسفهی مدرن اروپایی در داشگاه کینگزتُن لندن ادامه داد. موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد او مفهوم صیرورت در فلسفه هگل با تمرکز بر آرای پارمنیدس و هراکلیتوس بوده است. او همزمان با فعالیت پژوهشی خود، همکاریهای متعددی با بخش اندیشهی روزنامههای کارگزاران و شرق داشته است. حوزهی مطالعاتی او فلسفههای افلاطون، اسپینوزا و نیچه با تکیه بر آرإ و تفاسیر ژیل دلوز، فیلسوف معاصر فرانسوی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
اثر هنری به مثابه نمود خودآئینی؛
دربارهی نسبت آدورنو و مدرنیسم هنری
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
اثر هنری به مثابه نمود خودآئینی؛
دربارهی نسبت آدورنو و مدرنیسم هنری
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
اثر هنری به مثابه نمود خودآئینی؛
دربارهی نسبت آدورنو و مدرنیسم هنری
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
«شعرنوشتن پس از آشویتس یعنی بربریت»؛ نویسندهی این جملهی مشهور همان فیلسوفی است که در جای دیگری گفتهاست: «در فراز و فرود مسیری که عقلانیت طی میکند، آدمی به واسطهی هنر از آن امری خبردار میشود که عقلانیتْ آن را از حافظه زدودهاست». هنر در کجای آن مسیر پرپیچوتابی ایستادهاست که وعدهی عقلانیت، فرهیختگی و سعادت را به بربریت محض، به آشویتس، میرساند؟ اگر هنر در بیرون چنان مسیری – در لبهی آن، یا چنانکه مصطلح است، در «حاشیه»ی آن – ایستاده و از چیز ازدسترفتهای حکایت میکند که «عقلانیتْ آن را از حافظه زدودهاست»، پس سخنگفتن از اینهمانی شعر و بربریت چه معنایی دارد؟ و اگر هنرْ خود بخشی از چنان مسیری – یا شاید، نقطهی اوج و تحقق آن – محسوب میشود، پس اشارهکردن به توان یادآورندهی هنر چه وجهی دارد؟
ایبسا که چنین پرسشهایی در نگاه نخست به پرسشهایی عام و فلسفی شباهت داشته باشند، اما حقیقت آن است که این پرسشها بهویژه در اثنای مواجههی آدورنو با یک جنبش هنریِ خاص مطرح میشوند، همان جنبش مدرنیستیای که خود چنان آکنده از ابهام و بیمعنایی است که تشخیص جایگاه دقیق آن در دوگانهی فرهنگ/بربریت ناممکن مینماید.
در میانهی آن استیلای جهانشمولی که آدورنو آن را به نام «صنعت فرهنگ» میشناسد، شکلی از هنر وجود دارد (یا وجود داشتهاست) که با کنارهگیری از هر محتوای بیرونی، سرگرم تنقیح مداوم فرم خویش میشود. و مدعای خودآیینیای که بدینسان در هنر مدرنیستی جلوهگر میشود، در حکم معمایی است حلنشدنی که چنانکه خواهیم دید، آدورنو هیچگاه از ارائهی صورتبندیهایی تازه برای بیان دوباره و دوبارهی آن خسته نمیشود: دعوی هنر مدرنیستی به خودآیینی، به یک معنا، نمایانگر واپسین امکان مقاومت در برابر دیگرآیینیِ فراگیری است که بر جهان بیرون حاکم شدهاست، و به معنایی دیگر (که شاید روی دیگر معنای نخست باشد) معادل توهم سادهلوحانهای است که گریز از تقدیری ناگزیر را نقش میزند.
در دورهی حاضر تلاش میکنیم تا با تمرکز بر نسبت آرای آدورنو با مدرنیسم هنری، از یک سو، درک دقیقتری از صفتهایی چون «رادیکال»، «غیرنظاممند» و «دیالکتیکی» به دست آوریم (صفتهایی که عموماً برای توصیف اندیشهی آدورنو به کار گرفته میشوند، اما خود بهآسانی میتوانند در ذیل آن ژارگون فلسفیای قرار گیرند که آدورنو از نقد و حتی تمسخر آن ابایی ندارد)، و از سوی دیگر در جهت فهم تنشهایی قدم برداریم که اثر هنری مدرنیستی از رهگذر مواجهه با آنها نهایتاً به یک «نمود خودآیینی» بدل میشود، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر.
جلسهی اول: منازعهی آدورنو با هواخواهان هنر متعهد یا هنر سیاسی / تمایز پروژهی زیباشناختی آدورنو از قرائتهای فرمالیستی از مدرنیسم
جلسهی دوم: اثر هنری به مثابهی همنهادهای غیرشناختی / میمسیس و روح به مثابهی قطبهای همنهادسازی هنری
جلسهی سوم: اثر هنری بر متن جهان کالایی / «کالای مطلقْ خود را از ایدئولوژیِ مستتر در فرمِ کالا رها میکند»
جلسهی چهارم: حقیقت هنر یا حقیقت اثر هنری (نقد ولمر بر آرای آدورنو) / شاهزاده یا قورباغه (نقد آگامبن بر آدورنو)
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. دو ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: گزیدهای از مقالات والتر بنیامین با عنوان «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (۱۳۹۵)، و کتابی از جی. ام. برنستین با عنوان «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (۱۴۰۱).
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
اثر هنری به مثابه نمود خودآئینی؛
دربارهی نسبت آدورنو و مدرنیسم هنری
بههدایت صابر دشتآرا
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
«شعرنوشتن پس از آشویتس یعنی بربریت»؛ نویسندهی این جملهی مشهور همان فیلسوفی است که در جای دیگری گفتهاست: «در فراز و فرود مسیری که عقلانیت طی میکند، آدمی به واسطهی هنر از آن امری خبردار میشود که عقلانیتْ آن را از حافظه زدودهاست». هنر در کجای آن مسیر پرپیچوتابی ایستادهاست که وعدهی عقلانیت، فرهیختگی و سعادت را به بربریت محض، به آشویتس، میرساند؟ اگر هنر در بیرون چنان مسیری – در لبهی آن، یا چنانکه مصطلح است، در «حاشیه»ی آن – ایستاده و از چیز ازدسترفتهای حکایت میکند که «عقلانیتْ آن را از حافظه زدودهاست»، پس سخنگفتن از اینهمانی شعر و بربریت چه معنایی دارد؟ و اگر هنرْ خود بخشی از چنان مسیری – یا شاید، نقطهی اوج و تحقق آن – محسوب میشود، پس اشارهکردن به توان یادآورندهی هنر چه وجهی دارد؟
ایبسا که چنین پرسشهایی در نگاه نخست به پرسشهایی عام و فلسفی شباهت داشته باشند، اما حقیقت آن است که این پرسشها بهویژه در اثنای مواجههی آدورنو با یک جنبش هنریِ خاص مطرح میشوند، همان جنبش مدرنیستیای که خود چنان آکنده از ابهام و بیمعنایی است که تشخیص جایگاه دقیق آن در دوگانهی فرهنگ/بربریت ناممکن مینماید.
در میانهی آن استیلای جهانشمولی که آدورنو آن را به نام «صنعت فرهنگ» میشناسد، شکلی از هنر وجود دارد (یا وجود داشتهاست) که با کنارهگیری از هر محتوای بیرونی، سرگرم تنقیح مداوم فرم خویش میشود. و مدعای خودآیینیای که بدینسان در هنر مدرنیستی جلوهگر میشود، در حکم معمایی است حلنشدنی که چنانکه خواهیم دید، آدورنو هیچگاه از ارائهی صورتبندیهایی تازه برای بیان دوباره و دوبارهی آن خسته نمیشود: دعوی هنر مدرنیستی به خودآیینی، به یک معنا، نمایانگر واپسین امکان مقاومت در برابر دیگرآیینیِ فراگیری است که بر جهان بیرون حاکم شدهاست، و به معنایی دیگر (که شاید روی دیگر معنای نخست باشد) معادل توهم سادهلوحانهای است که گریز از تقدیری ناگزیر را نقش میزند.
در دورهی حاضر تلاش میکنیم تا با تمرکز بر نسبت آرای آدورنو با مدرنیسم هنری، از یک سو، درک دقیقتری از صفتهایی چون «رادیکال»، «غیرنظاممند» و «دیالکتیکی» به دست آوریم (صفتهایی که عموماً برای توصیف اندیشهی آدورنو به کار گرفته میشوند، اما خود بهآسانی میتوانند در ذیل آن ژارگون فلسفیای قرار گیرند که آدورنو از نقد و حتی تمسخر آن ابایی ندارد)، و از سوی دیگر در جهت فهم تنشهایی قدم برداریم که اثر هنری مدرنیستی از رهگذر مواجهه با آنها نهایتاً به یک «نمود خودآیینی» بدل میشود، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر.
جلسهی اول: منازعهی آدورنو با هواخواهان هنر متعهد یا هنر سیاسی / تمایز پروژهی زیباشناختی آدورنو از قرائتهای فرمالیستی از مدرنیسم
جلسهی دوم: اثر هنری به مثابهی همنهادهای غیرشناختی / میمسیس و روح به مثابهی قطبهای همنهادسازی هنری
جلسهی سوم: اثر هنری بر متن جهان کالایی / «کالای مطلقْ خود را از ایدئولوژیِ مستتر در فرمِ کالا رها میکند»
جلسهی چهارم: حقیقت هنر یا حقیقت اثر هنری (نقد ولمر بر آرای آدورنو) / شاهزاده یا قورباغه (نقد آگامبن بر آدورنو)
صابر دشتآرا متولد ۱۳۶۵ و دانشآموختهی دکتری در رشتهی فلسفه از دانشگاه علامه طباطبایی است. عنوان پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری او، بهترتیب، «مواجههی زیباشناختی آدورنو و بنیامین» و «"هستهی منثور اثر هنری" به مثابهی ایده در آثار والتر بنیامین» بودهاست. دو ترجمهی فارسی به قلم او منتشر شدهاست: گزیدهای از مقالات والتر بنیامین با عنوان «دهلیزهای رستگاری: مقالات معرفتشناختی» (۱۳۹۵)، و کتابی از جی. ام. برنستین با عنوان «تقدیر هنر: بیگانگی زیباشناختی از کانت تا دریدا و آدورنو» (۱۴۰۱).
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
فرض ناظر سادهلوح و باورها و اوهام بیصاحب:
اصل لذت در قلمرو فرهنگ
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح👇
@bidarschool
@bidarcourses
فرض ناظر سادهلوح و باورها و اوهام بیصاحب:
اصل لذت در قلمرو فرهنگ
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار ( آفلاین)
فرض ناظر سادهلوح و باورها و اوهام بیصاحب:
اصل لذت در قلمرو فرهنگ
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در این دوره میکوشیم بحثها را حول محور دو موضوع اصلی سامان دهیم: ۱)مشارکت و تعامل اجتماعی، ۲) باورها و اوهام جمعی.
طبق یک سنت نظری پرطرفدار، جامعه بر پایه مشارکت فعالانه و تعامل انسانها با یکدیگر ساخته میشود و به تبع آن، مشکلات و معضلات جامعه نیز از طریق مشارکت و تعامل حل میشود. از این منظر، مشارکت و تعامل بی برو برگرد خوب و رهاییبخش است و انفعال بیهیچ تردیدی بد. فعالیت شرط آزادی است و انفعال علت بندگی. اما امروزه «فعالیت و کنشگری و تعامل» خود به اسطورهای سترگ بدل شده است. همهجا سخن از مشارکت است. از ناظران و تماشاگران در عرصهی سیاست و هنر و فرهنگ دعوت میشود که از جایگاه ناظر محض بیرون بیایند و در همه جا حضوری فعال داشته باشند. هرچه باشد، بهتر آن است فعال باشیم تا منفعل.
اما به راستی «سوژهی فعال» یا «ناظر منفعل» یعنی چه؟ وقتی در یک مناسک دینی، آئین ملی، جشن خانوادگی، مراسم تشریفاتی، رویدادی هنری، تجمعی اعتراضی و نظایر اینها شرکت میکنیم مشارکتهای ما از چه جنسی است و چه تفاوتهایی میان انواع این مشارکتها وجود دارد؟ یا وقتی در جایگاه یک ناظر و تماشاگر قرار میگیریم و مثلا به بازدید یک موزه و گالری میرویم، مسابقهای ورزشی تماشا میکنیم، به دیدن یک نمایش یا فیلم میرویم، برنامههای تلویزیونی میبینیم، در سایتهای اینترنتی گشت میزنیم عملا در حال انجام چه کاری هستیم و آیا در مواردی از این دست صرفا ناظرانی منفعل محسوب میشویم یا مشارکتکنندگانی فعال؟ تحلیل بسیاری از باورها، مناسک، اسطورهها و اوهام جمعی میتواند نقش انفعالهای متقابل و رفتارهای انفعالی را در شکلگیری و تثبیت فرمهای زندگی اجتماعی نشان دهد.
در این زمینه به انواع اوهام و باورهایی برمیخوریم که صاحب و مالکی ندارند و به واقع هیچکس آنها را گردن نمیگیرد، اما بیصاحب بودن این اوهام سبب نمیشود که تأثیرگذاری و نفوذشان را از دست بدهند. در نگاه اول ممکن است چنین به نظر رسد که هر وهمی لزوما باید دستکم یک صاحب داشته باشد که واقعا به آن وهم باور داشته باشد. ولی با استناد به مصادیق و مثالهای فراوان میتوان نشان داد که برخی باورها و اوهام هرگز به خود سوژه تعلق ندارند و همواره متعلق به دیگرانند.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
فرض ناظر سادهلوح و باورها و اوهام بیصاحب:
اصل لذت در قلمرو فرهنگ
بههدایت جواد گنجی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
در این دوره میکوشیم بحثها را حول محور دو موضوع اصلی سامان دهیم: ۱)مشارکت و تعامل اجتماعی، ۲) باورها و اوهام جمعی.
طبق یک سنت نظری پرطرفدار، جامعه بر پایه مشارکت فعالانه و تعامل انسانها با یکدیگر ساخته میشود و به تبع آن، مشکلات و معضلات جامعه نیز از طریق مشارکت و تعامل حل میشود. از این منظر، مشارکت و تعامل بی برو برگرد خوب و رهاییبخش است و انفعال بیهیچ تردیدی بد. فعالیت شرط آزادی است و انفعال علت بندگی. اما امروزه «فعالیت و کنشگری و تعامل» خود به اسطورهای سترگ بدل شده است. همهجا سخن از مشارکت است. از ناظران و تماشاگران در عرصهی سیاست و هنر و فرهنگ دعوت میشود که از جایگاه ناظر محض بیرون بیایند و در همه جا حضوری فعال داشته باشند. هرچه باشد، بهتر آن است فعال باشیم تا منفعل.
اما به راستی «سوژهی فعال» یا «ناظر منفعل» یعنی چه؟ وقتی در یک مناسک دینی، آئین ملی، جشن خانوادگی، مراسم تشریفاتی، رویدادی هنری، تجمعی اعتراضی و نظایر اینها شرکت میکنیم مشارکتهای ما از چه جنسی است و چه تفاوتهایی میان انواع این مشارکتها وجود دارد؟ یا وقتی در جایگاه یک ناظر و تماشاگر قرار میگیریم و مثلا به بازدید یک موزه و گالری میرویم، مسابقهای ورزشی تماشا میکنیم، به دیدن یک نمایش یا فیلم میرویم، برنامههای تلویزیونی میبینیم، در سایتهای اینترنتی گشت میزنیم عملا در حال انجام چه کاری هستیم و آیا در مواردی از این دست صرفا ناظرانی منفعل محسوب میشویم یا مشارکتکنندگانی فعال؟ تحلیل بسیاری از باورها، مناسک، اسطورهها و اوهام جمعی میتواند نقش انفعالهای متقابل و رفتارهای انفعالی را در شکلگیری و تثبیت فرمهای زندگی اجتماعی نشان دهد.
در این زمینه به انواع اوهام و باورهایی برمیخوریم که صاحب و مالکی ندارند و به واقع هیچکس آنها را گردن نمیگیرد، اما بیصاحب بودن این اوهام سبب نمیشود که تأثیرگذاری و نفوذشان را از دست بدهند. در نگاه اول ممکن است چنین به نظر رسد که هر وهمی لزوما باید دستکم یک صاحب داشته باشد که واقعا به آن وهم باور داشته باشد. ولی با استناد به مصادیق و مثالهای فراوان میتوان نشان داد که برخی باورها و اوهام هرگز به خود سوژه تعلق ندارند و همواره متعلق به دیگرانند.
جواد گنجی متولد سال ۱۳۵۶ و فارغالتحصیلِ جامعهشناسی است. عمدهی فعالیتهای او بر پژوهش و ترجمه در حوزهی روانکاوی و فلسفه به ویژه بر روانکاوی فرویدی-لاکانی متمرکز است. از آثار و ترجمههای او میتوان به همکاری با فصلنامه ارغنون و مجموعه کتابهای رخداد، کتاب «گئورگ زیمل» اثر دیوید فریزبی، کتاب «جامعهشناسی معرفت و آگاهیاش؛ نقد مکتب فرانکفورت از جامعهشناسی معرفت»، کتاب «کینتوزی» اثر ماکس شلر، کتاب «بازگشت امر سیاسی» اثر شانتال موف و کتاب «فلسفهی پول» اثر گئورگ زیمل اشاره کرد. او در دههی گذشته و در زمینهی تدریس، درسگفتارهای بسیاری را در مؤسسهی پرسش ارائه کرده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها
بههدایت مهدی بهبودی
طول دوره: ۱۲ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها
بههدایت مهدی بهبودی
طول دوره: ۱۲ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها ۱
بههدایت مهدی بهبودی
طول دوره: ۱۲ جلسهی ۲ ساعته
هنرِ صدا هر کارِ هنری است که از ایده صدا، تجربه یا ادراک صدا، اثر فیزیکیِ صدا، یا آثارِ باقیمانده از یک کنشِ صوتی به عنوانِ ماده اولیه خود استفاده کند؛ این هنر بهراحتی در محدوده تعریف و سنتِ ژانرهای هنریِ موجود نمیگنجد. اگر صد سال پیش میخواستید تعریفی از «هنرِ صدا» ارائه دهید، به احتمالِ زیاد با تعریفِ امروزِ ما از این هنر فرقی نداشت. هرچند اصطلاح «هنرِ صدا» از دهه ۸۰ میلادی فراگیر شده است، اما رساندنِ مفهوماش همچنان دشوار است. در حالی که نقاشی نقاشی است، صدا صدا است، و مجسمه مجسمه است، هنرِ صدا ممکن است ترکیبی از هر یک و یا همه اینها به علاوه رسانههای دیگر باشد.
هدف دوره نخست «هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها» این است که در پایان، مخاطبین به شناخت نسبتا جامعی از هنر صدا برسند و آماده شوند تا در این زمینه به کار و خلاقیت بپردازند. در این دورهها از یک طرف، با بازخوانی متون نظری و تاریخی، به بررسی برخی از مفهومهای هنر صدا خواهیم پرداخت و از طرف دیگر، با معرفی هنرمندان و بررسی آثار گوناگون از اقصا نقاط جهان، با کاربستهای این مفهومها در بستر هنر معاصر آشنا میشویم. در این دو دوره علاوه بر کنکاش در مفهومهای اساسی صدا، به ۱۷۰ اثرِ هنریِ شنیداری که نیمی از آنها در بیست سال اخیر تولید شدهاند، میپردازیم و درباره رویکردهای فنی و روشهایی خواهیم آموخت که هنرمندان در تولید این آثار بهکار بسته اند. در چهار جلسه نخست، ضمنِ ارائه تعریفها و اصطلاحهای کلیدی که در شناخت هنر صدا برایمان واجد اهمیت اند، به مقدمات مطالعه صدا و کارکرد آن خواهیم پرداخت.
از جلسه پنجم به بعد بر موضوعاتی چون نوفه، محیط، آوا و زبان، صداهای بدن، صدای ضبطشده و موارد دیگر تمرکز میکنیم تا در افقی وسیعتر با روشهای گوناگونِ هنرِ ساختن با صدا آشنا شویم. در این بخش از دوره، به هر مبحث در دو جلسه پرداخته میشود:
۱) مفهومها: در این جلسه تلاش داریم هر موضوع را هم از نظر تاریخی توضیح دهیم و هم به نظریات جاری مربوط به آن موضوع که بر گرایشهای متفاوت هنرمندانِ صدا تأثیر گذاشته بپردازیم.
۲) کاربستها: این جلسه شامل بررسی نمونههایی است که رویکردهای عملیِ گوناگون را در بستر آثارِ هنرمندان نشان میدهد و آنها را به میانجی مفهومهای مطرح شده در جلسه قبل بازخوانی میکند.
جلسههای اول و دوم: مطالعات نخستین دربارهی هنر صدا
ارائه تعاریف بنیادین و تاریخچه مختصر/ بررسی رویکردها و نمونههای تاریخی/ ریشهشناسی اصطلاحات «هنر صدا»/ خواستگاه استفاده از صدا در هنر/ نسبت موسیقی با هنر صدا/ پنج سوال که میتوان در موردِ هنرِ صدا پرسید: ۱) قصدِ هنرمند چیست؟ ۲) فضا چه تاثیری بر کارِ با صدا دارد؟ ۳) چه سازمایهها و تکنیکهایی برای تولیدِ صدا به کار رفته اند؟ ۴) موضوع یا ایده اصلیِ کار چیست؟ ۵) فرمِ کلیِ کار چگونه است؟
جلسههای سوم و چهارم: صدا چگونه کار میکند؟
معرفی ویژگیهای اساسی صدا در مقام یک رسانه هنری: صدا چگونه ساخته میشود؟ چگونه رفتار میکند، شنیده میشود و به ادراک در میآید؟/ تشریح علمی عملکرد صدا و زیرساختهای پدیده صوتی/ بررسی موضوعاتی چون لرزش، پارامترهای سازنده صدا/ آکوستیک: رفتارِ موجهای صوتی، شکست، جذب، اتاقهای بیصدا/ ادراکِ شنیداری، اندامِ کورتی، و حلزونیِ گوش/ مکانیابی با صدا
جلسه پنجم: صداها و طبیعت - مفهومها
بررسی هنرهای محیطی صدا و ارتباط متقابل با محیط/ بررسی تأثیر فضا بر کار با صدا و نقش محیط
جلسه ششم: صداها و طبیعت -کاربستها
هنر صدای محیطی/ پیادهروی شنیداری/ صداهای طبیعت: درونی و بیرونی
جلسه هفتم: آوا و زبان - مفهومها
تعریف آوا به مثابه رابط میان زبان و بدن/ نگاهی به سنتهای غنایی صدای آواز، صدای دراماتیک، اجرای شعر/ رابطه آنها با هنر صدا و تمایزشان با موسیقی، تئاتر و هنرهای وابسته به آنها/ بررسی امکانات انتقال زبان در هنر صدا از جمله ضبط، فنآوری تلفن و هنر دیجیتال
جلسه هشتم: آوا و زبان - کاربستها
ترکیب متن و صدا/ آواهای ضبطشده دستکاریشده یا نشده به روش الکترونیکی/ آواها در فرایند دگرگونی مبتنی بر زمان
جلسه نهم: صداهای بدن - مفهومها
نگاهی به گفتگوی مغز و بدن به مثابه بستر جستجو برای هنر صدا/ بررسی تأثیر فناوریهای پزشکی صدا بر هنر صدا/ معرفی نمونههای تاریخی و رویکردهای تنانه هنر صدا
جلسه دهم: صداهای بدن - کاربستها
به صدا در آوردن بدن/ گوش دادن به بدن / گوش دادن با بدن
جلسه یازدهم: صدای ضبطشده - مفهومها
آشنایی با فناوریهای ضبط، دستکاری و پخش صدا/ ابزار و کارکردهای جدید پخش در هنر صدا
ادامه👇
هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها ۱
بههدایت مهدی بهبودی
طول دوره: ۱۲ جلسهی ۲ ساعته
هنرِ صدا هر کارِ هنری است که از ایده صدا، تجربه یا ادراک صدا، اثر فیزیکیِ صدا، یا آثارِ باقیمانده از یک کنشِ صوتی به عنوانِ ماده اولیه خود استفاده کند؛ این هنر بهراحتی در محدوده تعریف و سنتِ ژانرهای هنریِ موجود نمیگنجد. اگر صد سال پیش میخواستید تعریفی از «هنرِ صدا» ارائه دهید، به احتمالِ زیاد با تعریفِ امروزِ ما از این هنر فرقی نداشت. هرچند اصطلاح «هنرِ صدا» از دهه ۸۰ میلادی فراگیر شده است، اما رساندنِ مفهوماش همچنان دشوار است. در حالی که نقاشی نقاشی است، صدا صدا است، و مجسمه مجسمه است، هنرِ صدا ممکن است ترکیبی از هر یک و یا همه اینها به علاوه رسانههای دیگر باشد.
هدف دوره نخست «هنر صدا؛ مفهومها و کاربستها» این است که در پایان، مخاطبین به شناخت نسبتا جامعی از هنر صدا برسند و آماده شوند تا در این زمینه به کار و خلاقیت بپردازند. در این دورهها از یک طرف، با بازخوانی متون نظری و تاریخی، به بررسی برخی از مفهومهای هنر صدا خواهیم پرداخت و از طرف دیگر، با معرفی هنرمندان و بررسی آثار گوناگون از اقصا نقاط جهان، با کاربستهای این مفهومها در بستر هنر معاصر آشنا میشویم. در این دو دوره علاوه بر کنکاش در مفهومهای اساسی صدا، به ۱۷۰ اثرِ هنریِ شنیداری که نیمی از آنها در بیست سال اخیر تولید شدهاند، میپردازیم و درباره رویکردهای فنی و روشهایی خواهیم آموخت که هنرمندان در تولید این آثار بهکار بسته اند. در چهار جلسه نخست، ضمنِ ارائه تعریفها و اصطلاحهای کلیدی که در شناخت هنر صدا برایمان واجد اهمیت اند، به مقدمات مطالعه صدا و کارکرد آن خواهیم پرداخت.
از جلسه پنجم به بعد بر موضوعاتی چون نوفه، محیط، آوا و زبان، صداهای بدن، صدای ضبطشده و موارد دیگر تمرکز میکنیم تا در افقی وسیعتر با روشهای گوناگونِ هنرِ ساختن با صدا آشنا شویم. در این بخش از دوره، به هر مبحث در دو جلسه پرداخته میشود:
۱) مفهومها: در این جلسه تلاش داریم هر موضوع را هم از نظر تاریخی توضیح دهیم و هم به نظریات جاری مربوط به آن موضوع که بر گرایشهای متفاوت هنرمندانِ صدا تأثیر گذاشته بپردازیم.
۲) کاربستها: این جلسه شامل بررسی نمونههایی است که رویکردهای عملیِ گوناگون را در بستر آثارِ هنرمندان نشان میدهد و آنها را به میانجی مفهومهای مطرح شده در جلسه قبل بازخوانی میکند.
جلسههای اول و دوم: مطالعات نخستین دربارهی هنر صدا
ارائه تعاریف بنیادین و تاریخچه مختصر/ بررسی رویکردها و نمونههای تاریخی/ ریشهشناسی اصطلاحات «هنر صدا»/ خواستگاه استفاده از صدا در هنر/ نسبت موسیقی با هنر صدا/ پنج سوال که میتوان در موردِ هنرِ صدا پرسید: ۱) قصدِ هنرمند چیست؟ ۲) فضا چه تاثیری بر کارِ با صدا دارد؟ ۳) چه سازمایهها و تکنیکهایی برای تولیدِ صدا به کار رفته اند؟ ۴) موضوع یا ایده اصلیِ کار چیست؟ ۵) فرمِ کلیِ کار چگونه است؟
جلسههای سوم و چهارم: صدا چگونه کار میکند؟
معرفی ویژگیهای اساسی صدا در مقام یک رسانه هنری: صدا چگونه ساخته میشود؟ چگونه رفتار میکند، شنیده میشود و به ادراک در میآید؟/ تشریح علمی عملکرد صدا و زیرساختهای پدیده صوتی/ بررسی موضوعاتی چون لرزش، پارامترهای سازنده صدا/ آکوستیک: رفتارِ موجهای صوتی، شکست، جذب، اتاقهای بیصدا/ ادراکِ شنیداری، اندامِ کورتی، و حلزونیِ گوش/ مکانیابی با صدا
جلسه پنجم: صداها و طبیعت - مفهومها
بررسی هنرهای محیطی صدا و ارتباط متقابل با محیط/ بررسی تأثیر فضا بر کار با صدا و نقش محیط
جلسه ششم: صداها و طبیعت -کاربستها
هنر صدای محیطی/ پیادهروی شنیداری/ صداهای طبیعت: درونی و بیرونی
جلسه هفتم: آوا و زبان - مفهومها
تعریف آوا به مثابه رابط میان زبان و بدن/ نگاهی به سنتهای غنایی صدای آواز، صدای دراماتیک، اجرای شعر/ رابطه آنها با هنر صدا و تمایزشان با موسیقی، تئاتر و هنرهای وابسته به آنها/ بررسی امکانات انتقال زبان در هنر صدا از جمله ضبط، فنآوری تلفن و هنر دیجیتال
جلسه هشتم: آوا و زبان - کاربستها
ترکیب متن و صدا/ آواهای ضبطشده دستکاریشده یا نشده به روش الکترونیکی/ آواها در فرایند دگرگونی مبتنی بر زمان
جلسه نهم: صداهای بدن - مفهومها
نگاهی به گفتگوی مغز و بدن به مثابه بستر جستجو برای هنر صدا/ بررسی تأثیر فناوریهای پزشکی صدا بر هنر صدا/ معرفی نمونههای تاریخی و رویکردهای تنانه هنر صدا
جلسه دهم: صداهای بدن - کاربستها
به صدا در آوردن بدن/ گوش دادن به بدن / گوش دادن با بدن
جلسه یازدهم: صدای ضبطشده - مفهومها
آشنایی با فناوریهای ضبط، دستکاری و پخش صدا/ ابزار و کارکردهای جدید پخش در هنر صدا
ادامه👇
جلسه دوازدهم: صدای ضبطشده - کاربستها
نگاهی به ویژگیهای صدای ضبطشده در هنر/ بررسی ضبط و پخش صدا و عواملی چون تقویت، تکرار، دستکاری/ جغرافیای فضا: حرکت صدا در فضا/ صداهای نمونهبرداری شده
ادامه👇
نگاهی به ویژگیهای صدای ضبطشده در هنر/ بررسی ضبط و پخش صدا و عواملی چون تقویت، تکرار، دستکاری/ جغرافیای فضا: حرکت صدا در فضا/ صداهای نمونهبرداری شده
ادامه👇
مهدی بهبودی هنرمند صدا و اجراگر ساکن تهران است. او از سال ۱۳۷۸ کار روی موسیقی کامپیوتری را آغاز کرد و از سال ۱۳۸۶ بیشتر تمرکزش را روی اجراهای زنده در فضاهای مختلف باز و بسته گذاشت. در کنسرواتوار تهران در رشته آهنگسازی تحصیل کرد و به صورت خودآموخته ریاضی، فیزیک و الکترونیک آموخت. او علاوه بر ساخت پرفورمنسها و اینستالیشنها، بر اجرای آثار آهنگسازانی چون الوین لوسیه، جیمز تنی، جان کیج، نادر مشایخی، پتر آبلینگر و گئورگ نوسباومر کار کرده است. در ده سال گذشته او در بیش از صد پروژه و اجرای شنیداری در شهرهای مختلف ایران، آلمان، اتریش، ایتالیا، یونان و آمریکا به عنوان آهنگساز، هنرمند صدا و اجراگر حضور داشته است. او در سال ۱۳۹۱ مجموعه رویدادهای رادیکال تهران را پایهگذاری کرد و از سال ۱۳۹۸ به عنوان مِنتور برای پروژهی جستجوگران شنیداری (sonic explorers) مربوط به بنیاد بتهوون در شهر بن آلمان کار میکند. در کارهای او صدا تنها یک کارماده شنیداری با حالتهای گوناگون فیزیکی نیست، بلکه همواره پدیدهای اجتماعی و اخلاقی نیز هست.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
معرفتشناسی جنبشهای اجتماعی
بههدایت ساجد طیبی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
معرفتشناسی جنبشهای اجتماعی
بههدایت ساجد طیبی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
معرفتشناسی جنبشهای اجتماعی
بههدایت ساجد طیبی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
جنبشهای اجتماعی عموماً در اعتراض به شکلی از اَشکالِ بیعدالتی و تبعیضِ فراگیر و ساختاری نسبت به گروههای اقلیت و بهحاشیهراندهشده در جامعه شکل میگیرد. هدف از این جنبشها مقاومت در مقابل سازوکارهای سرکوبگر مقوّمِ آن تبعیضها و تغییرِ ساختارهای تقویتکنندهی آنهاست. هدف ما در این دوره آشنایی با برخی مباحث و مناقشات معرفتشناختیِ ناظر بر این جنبشهاست. در این دوره به اَشکال مختلفِ تبعیضهای معرفتی در جامعه، چالشهای معرفتی پیشِروی جنبشهای مقاومتی و اعتراضی علیه این تبعیضها، وظایفِ معرفتی شهروندان در قبال این جنبشها، و کارکردهای معرفتی آنها در جامعه میپردازیم؛ مشخصاً تمرکز خواهیم کرد بر آرایِ خوزه مدینا (José Medina) در دو کتابِ معرفتشناسی مقاومت (۲۰۱۳) و معرفتشناسی اعتراض (۲۰۲۳).
آنچه در این دوره بیش از همه موردِ توجه ما خواهد بود تحلیل مدینا از کارکردِ جنبشهای اجتماعی بهمثابهی سازوکارهایی برای دگردیسی معرفتی در جامعه است؛ توضیح آنکه گروههای اقلیتِ معترض در جنبشهای اجتماعی عدالتطلبانه (مانند جنبشهای لغو بردهداری، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای جنسی، #میتو، یا #زندگیـسیاهانـمهمـاست)، علاوه بر سرکوب سیاسی از سوی قدرتِ حاکم، اغلب شکل دیگری از سرکوب را نیز تجربه میکنند که از سوی جامعه اعمال میشود و ماهیتی معرفتی دارد. بسیاری از فعالان در جنبشی از این جنس، خصوصاً در مراحل اولیهی آن، با انتقاداتی از این دست مواجه میشوند:
- معلوم نیست که معترضان کیستند و دقیقاً چه خواستهای دارند؛
- مشخص نیست تبعیضی که آنها بدان معترضند دقیقاً چیست؛
- مشخص نیست گزارشهای آنها از تبعیضهایی که تجربه کردهاند تا چهاندازه قابلاعتماد است؛
- شکلی از تبعیض که آنها بدان معترضند مسئلهی مهم و اساسیای نیست و اولویتی ندارد؛
- مشخص نیست اعتراض آنها دقیقاً خطاب به چه کس یا چه گروهی است.
مدینا تلاش میکند نشان دهد که این اعتراضها عمدتاً ناشی از تصوری ابزارگرایانه به اعتراض و کارکرد آن در جامعه است که مطابق آن، در جنبشهای اعتراضی، گروهی ازپیشمنسجم و شکلگرفته اعتراضی ازپیشصورتبندیشده و با محتوایی آماده را برای مخاطبانی که ازپیش انتخاب کرده است، با ابزار جنبش اعتراضی، بیان میکند. در این تصویر، موجهبودن یا نبودن این محتوای اعتراضی بر اساس معیارهای معرفتی و ارزشگذاریهای ازپیشموجود در جامعه سنجیده میشود و دربارهی اعتبار یا اضظرار آن قضاوت میشود.
مدینا، از جمله با بررسیهای تاریخی گسترده، نشان میدهد که این تصویر ابزارگرایانه بهکلّی نقش و کارکرد دگردیسانهی جنبشهای اعتراضی را نادیده میگیرد. در تحلیل او، این جنبشها فرایندهایی اجتماعیاند که اولاً گروههای معترض از خلال آنها، و نه پیش از آنها، شکل میگیرند؛ و ثانیاً کنش آنها از اعتراض اولیه به تبعیض به مطالبهای با محتوایی مشخص تغییر میکند و تکامل مییابد؛ و ثالثاً این جنبشها مخاطب خود را در خود این فرایند پیدا میکنند یا میسازند. در فرایند این جنبشهای اعتراضی، معیارهای معرفتی و ارزشگذاری جامعه نیز دچار دگردیسی میشود. علاوهبر این سویههای توصیفی، تحلیل مدینا دربردارندهی سویههایی هنجاری نیز هست. او، براساس این تصویر دگردیسانه از کارکرد جنبشهای اعترضی، وظایف معرفتی اکثریت در قبال این جنبشها را بررسی میکند.
در این دوره ضمن آشنایی با اهمّ استدلالهای مدینا و اشاره به دیدگاههای دیگر در این باب، دربارهی موضوعاتی نظیر ماهیت جامعهی عادلانه و دموکراتیک، حقوق شهروندان، و تکالیف آنها در چنین جامعهای بحث و گفتوگو خواهیم کرد.
ساجد طیبی فارغالتحصیل کارشناسی ارشد از گروه فلسفهی علم دانشگاه صنعتی شریف و دکتری از پژوهشکدهی فلسفهی تحلیلیِ پژوهشگاه دانشهای بنیادی است. حوزهی پژوهشی اصلی او فلسفهی زبان است و پایاننامه کارشناسی ارشد و رسالهی دکتری خود را در حوزهی معناشناسی الفاظ ارجاعی در زبان به انجام رسانده است. عنوان رسالهی دکتری او «مفردانگاری رويکردی تاريخی-شکّاکانه» است. طیبی در سالهای بعد از فارغالتحصیلی بهعنوان محقق پسادکتری و سپس عضو هیأت علمی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی مشغول به کار بوده است و در کنار فعالیتهای پژوهشی، دروس گوناگونی در حوزهی فلسفهی زبان و فلسفهی تحلیلی در دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، و صنتعی امیرکبیر تدریس کرده است. برخی از علائق پژوهشی او عبارتاند از: معناشناسی و کاربردشناسی زبان طبیعی، نظریهی کنشهای گفتاری، نظریاتِ ارجاع در زبان و اندیشه، ابعادِ اجتماعی و سیاسی زبان، و تاریخِ اولیهی فلسفهی تحلیلی.
@bidarschool
معرفتشناسی جنبشهای اجتماعی
بههدایت ساجد طیبی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
جنبشهای اجتماعی عموماً در اعتراض به شکلی از اَشکالِ بیعدالتی و تبعیضِ فراگیر و ساختاری نسبت به گروههای اقلیت و بهحاشیهراندهشده در جامعه شکل میگیرد. هدف از این جنبشها مقاومت در مقابل سازوکارهای سرکوبگر مقوّمِ آن تبعیضها و تغییرِ ساختارهای تقویتکنندهی آنهاست. هدف ما در این دوره آشنایی با برخی مباحث و مناقشات معرفتشناختیِ ناظر بر این جنبشهاست. در این دوره به اَشکال مختلفِ تبعیضهای معرفتی در جامعه، چالشهای معرفتی پیشِروی جنبشهای مقاومتی و اعتراضی علیه این تبعیضها، وظایفِ معرفتی شهروندان در قبال این جنبشها، و کارکردهای معرفتی آنها در جامعه میپردازیم؛ مشخصاً تمرکز خواهیم کرد بر آرایِ خوزه مدینا (José Medina) در دو کتابِ معرفتشناسی مقاومت (۲۰۱۳) و معرفتشناسی اعتراض (۲۰۲۳).
آنچه در این دوره بیش از همه موردِ توجه ما خواهد بود تحلیل مدینا از کارکردِ جنبشهای اجتماعی بهمثابهی سازوکارهایی برای دگردیسی معرفتی در جامعه است؛ توضیح آنکه گروههای اقلیتِ معترض در جنبشهای اجتماعی عدالتطلبانه (مانند جنبشهای لغو بردهداری، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای جنسی، #میتو، یا #زندگیـسیاهانـمهمـاست)، علاوه بر سرکوب سیاسی از سوی قدرتِ حاکم، اغلب شکل دیگری از سرکوب را نیز تجربه میکنند که از سوی جامعه اعمال میشود و ماهیتی معرفتی دارد. بسیاری از فعالان در جنبشی از این جنس، خصوصاً در مراحل اولیهی آن، با انتقاداتی از این دست مواجه میشوند:
- معلوم نیست که معترضان کیستند و دقیقاً چه خواستهای دارند؛
- مشخص نیست تبعیضی که آنها بدان معترضند دقیقاً چیست؛
- مشخص نیست گزارشهای آنها از تبعیضهایی که تجربه کردهاند تا چهاندازه قابلاعتماد است؛
- شکلی از تبعیض که آنها بدان معترضند مسئلهی مهم و اساسیای نیست و اولویتی ندارد؛
- مشخص نیست اعتراض آنها دقیقاً خطاب به چه کس یا چه گروهی است.
مدینا تلاش میکند نشان دهد که این اعتراضها عمدتاً ناشی از تصوری ابزارگرایانه به اعتراض و کارکرد آن در جامعه است که مطابق آن، در جنبشهای اعتراضی، گروهی ازپیشمنسجم و شکلگرفته اعتراضی ازپیشصورتبندیشده و با محتوایی آماده را برای مخاطبانی که ازپیش انتخاب کرده است، با ابزار جنبش اعتراضی، بیان میکند. در این تصویر، موجهبودن یا نبودن این محتوای اعتراضی بر اساس معیارهای معرفتی و ارزشگذاریهای ازپیشموجود در جامعه سنجیده میشود و دربارهی اعتبار یا اضظرار آن قضاوت میشود.
مدینا، از جمله با بررسیهای تاریخی گسترده، نشان میدهد که این تصویر ابزارگرایانه بهکلّی نقش و کارکرد دگردیسانهی جنبشهای اعتراضی را نادیده میگیرد. در تحلیل او، این جنبشها فرایندهایی اجتماعیاند که اولاً گروههای معترض از خلال آنها، و نه پیش از آنها، شکل میگیرند؛ و ثانیاً کنش آنها از اعتراض اولیه به تبعیض به مطالبهای با محتوایی مشخص تغییر میکند و تکامل مییابد؛ و ثالثاً این جنبشها مخاطب خود را در خود این فرایند پیدا میکنند یا میسازند. در فرایند این جنبشهای اعتراضی، معیارهای معرفتی و ارزشگذاری جامعه نیز دچار دگردیسی میشود. علاوهبر این سویههای توصیفی، تحلیل مدینا دربردارندهی سویههایی هنجاری نیز هست. او، براساس این تصویر دگردیسانه از کارکرد جنبشهای اعترضی، وظایف معرفتی اکثریت در قبال این جنبشها را بررسی میکند.
در این دوره ضمن آشنایی با اهمّ استدلالهای مدینا و اشاره به دیدگاههای دیگر در این باب، دربارهی موضوعاتی نظیر ماهیت جامعهی عادلانه و دموکراتیک، حقوق شهروندان، و تکالیف آنها در چنین جامعهای بحث و گفتوگو خواهیم کرد.
ساجد طیبی فارغالتحصیل کارشناسی ارشد از گروه فلسفهی علم دانشگاه صنعتی شریف و دکتری از پژوهشکدهی فلسفهی تحلیلیِ پژوهشگاه دانشهای بنیادی است. حوزهی پژوهشی اصلی او فلسفهی زبان است و پایاننامه کارشناسی ارشد و رسالهی دکتری خود را در حوزهی معناشناسی الفاظ ارجاعی در زبان به انجام رسانده است. عنوان رسالهی دکتری او «مفردانگاری رويکردی تاريخی-شکّاکانه» است. طیبی در سالهای بعد از فارغالتحصیلی بهعنوان محقق پسادکتری و سپس عضو هیأت علمی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی مشغول به کار بوده است و در کنار فعالیتهای پژوهشی، دروس گوناگونی در حوزهی فلسفهی زبان و فلسفهی تحلیلی در دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، و صنتعی امیرکبیر تدریس کرده است. برخی از علائق پژوهشی او عبارتاند از: معناشناسی و کاربردشناسی زبان طبیعی، نظریهی کنشهای گفتاری، نظریاتِ ارجاع در زبان و اندیشه، ابعادِ اجتماعی و سیاسی زبان، و تاریخِ اولیهی فلسفهی تحلیلی.
@bidarschool
درسگفتار (آفلاین)
از اولیس به دُن کیشوت
میلان کوندرا و نسبت رمان و مدرنیته
بههدایت عارف دانیالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
از اولیس به دُن کیشوت
میلان کوندرا و نسبت رمان و مدرنیته
بههدایت عارف دانیالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
از اولیس به دُن کیشوت
میلان کوندرا و نسبت رمان و مدرنیته
بههدایت عارف دانیالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
در خواندن رمانهای کوندرا و با کشف بُنمایههای مکرر و مشترکِ آنها در مییابیم که رمان و حماسه نه صرفا ژانری ادبی، بلکه نوعی هستیشناسی و شکلی از اندیشیدناند. از طرفی با نگرش هستیشناختی به مفهوم رمان معلوم میشود که اساسا شرایطِ امکانِ ظهورِ رمان در جهانِ پیشامدرن منتفی است و محتوای زندگی مدرن تنها در فرم رمان قابل بازنمایی است نه در فرم حماسه. به بیان دیگر پرسش از «چیستی رمان» همان پرسش از «چیستیِ مدرنیته» است؛ چرا که به تعبیر کوندرا، رمان اختراعِ بزرگ دوران مدرن است. لوکاچ در نظریهی رمان میگوید: قهرمانِ رمان فردی است که خانهی خویش را از دست داده است. برخلاف رمان، قهرمانِ حماسه همیشه در خانهی خویش است، حتی آن زمان که همچون اولیسِ هومر بیست سال از ایتاکا/خانه دور باشد؛ اولیس در سالهای سرگردانی همچنان مسحورِ موسیقیِ بازگشت به خانه است. کوندرا اما در رمان بیخبری دست به واسازیِ مفهوم «خانه» میزند؛ او میپرسد: «آیا امروزه اودیسه حتی قابل تصور است؟ آیا حماسهی بازگشت هنوز متناسب با زمان ماست؟»
یکی از بُنمایههای مشترک رمانهای کوندرا «واسازیِ مفهوم خانه» است؛ این واسازی، دلالتهای هستیشناختی/ انسانشناختی/معرفتشناختی/اخلاقی دارد که فردِ رمان را از انسانِ حماسی دور میکند. تعلقِ خاطر نداشتن به خانه همان چیزی است که سیلی از انتقادات را متوجه کوندرا کرده است. بهرغم این حملاتِ متعدد، چرا کوندرا بر اسطورهزدایی از مفهوم خانه پافشاری میکند؟ مسأله این است: تاکنون همیشه مفهومِ خانه رمانتیزه شده، اکنون با واسازی آن میتوان به اخلاق و زیباییشناسیِ تازهای دست یافت. در این دوره به همراه کوندرا و در مرز میان رمان و فلسفه، به پیامدهای این واسازی میاندیشیم.
جلسهی اول:
خانه همچون کیچ (میشل فوکو رمان بارِ هستی را میخواند!)
جلسهی دوم:
نسبت حافظه و پیرنگ (نیچه از ارسطو فاصله میگیرد)
جلسهی سوم:
سرعت: سوژهی بیبدن/بیمحیط (با خوانش مارشال برمن از تجربهی مدرنیته)
جلسهی چهارم:
تاریخ تو را بلعیده است (هانا آرنت، شخصیت پنهانِ رمانهای کوندرا است)
جلسهی پنجم:
مسألهمند شدنِ کُنش در جهان رمان (جهان همچون اداره)
عارف دانیالی متولد ۱۳۶۰، دانشآموختهی دکترای فلسفهی معاصر از دانشگاه شهید بهشتی است. رسالهی دکتری او با عنوان میشل فوکو؛ زهد زیباییشناسانه بهمثابه گفتمان ضد دیداری از سوی انتشارات تیسا به چاپ رسیده است (این کتاب به زبان کُردی ترجمه شده و در سلیمانیه عراق توسط انتشارات غزلنوس منتشر شده است). حوزهی علائق او، فلسفهی اگزیستانسیالیسم و پستمدرنیسم با تمرکز بر نسبت رمان و فلسفه است. او در همین راستا، در سال ۱۴۰۲ کتابی با عنوان میلان کوندرا؛ اولیسِ مدرن از سوی نشر هرمس منتشر کرده که در آن، از طریق خوانش رمانهای کوندرا کوشیده به هستیشناسیِ رمان نزدیک شود. او در چند سال اخیر، مقالات متعددی با محوریت رابطهی رمان و فلسفه در مجلات علمی پژوهشیِ دانشگاهی به چاپ رسانده است و هماکنون، در ادامهی پروژهی آمیزش مدرنیته و رمان، در حال تألیف کتابی با عنوان تعیّنناپذیری کافکایی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
از اولیس به دُن کیشوت
میلان کوندرا و نسبت رمان و مدرنیته
بههدایت عارف دانیالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
در خواندن رمانهای کوندرا و با کشف بُنمایههای مکرر و مشترکِ آنها در مییابیم که رمان و حماسه نه صرفا ژانری ادبی، بلکه نوعی هستیشناسی و شکلی از اندیشیدناند. از طرفی با نگرش هستیشناختی به مفهوم رمان معلوم میشود که اساسا شرایطِ امکانِ ظهورِ رمان در جهانِ پیشامدرن منتفی است و محتوای زندگی مدرن تنها در فرم رمان قابل بازنمایی است نه در فرم حماسه. به بیان دیگر پرسش از «چیستی رمان» همان پرسش از «چیستیِ مدرنیته» است؛ چرا که به تعبیر کوندرا، رمان اختراعِ بزرگ دوران مدرن است. لوکاچ در نظریهی رمان میگوید: قهرمانِ رمان فردی است که خانهی خویش را از دست داده است. برخلاف رمان، قهرمانِ حماسه همیشه در خانهی خویش است، حتی آن زمان که همچون اولیسِ هومر بیست سال از ایتاکا/خانه دور باشد؛ اولیس در سالهای سرگردانی همچنان مسحورِ موسیقیِ بازگشت به خانه است. کوندرا اما در رمان بیخبری دست به واسازیِ مفهوم «خانه» میزند؛ او میپرسد: «آیا امروزه اودیسه حتی قابل تصور است؟ آیا حماسهی بازگشت هنوز متناسب با زمان ماست؟»
یکی از بُنمایههای مشترک رمانهای کوندرا «واسازیِ مفهوم خانه» است؛ این واسازی، دلالتهای هستیشناختی/ انسانشناختی/معرفتشناختی/اخلاقی دارد که فردِ رمان را از انسانِ حماسی دور میکند. تعلقِ خاطر نداشتن به خانه همان چیزی است که سیلی از انتقادات را متوجه کوندرا کرده است. بهرغم این حملاتِ متعدد، چرا کوندرا بر اسطورهزدایی از مفهوم خانه پافشاری میکند؟ مسأله این است: تاکنون همیشه مفهومِ خانه رمانتیزه شده، اکنون با واسازی آن میتوان به اخلاق و زیباییشناسیِ تازهای دست یافت. در این دوره به همراه کوندرا و در مرز میان رمان و فلسفه، به پیامدهای این واسازی میاندیشیم.
جلسهی اول:
خانه همچون کیچ (میشل فوکو رمان بارِ هستی را میخواند!)
جلسهی دوم:
نسبت حافظه و پیرنگ (نیچه از ارسطو فاصله میگیرد)
جلسهی سوم:
سرعت: سوژهی بیبدن/بیمحیط (با خوانش مارشال برمن از تجربهی مدرنیته)
جلسهی چهارم:
تاریخ تو را بلعیده است (هانا آرنت، شخصیت پنهانِ رمانهای کوندرا است)
جلسهی پنجم:
مسألهمند شدنِ کُنش در جهان رمان (جهان همچون اداره)
عارف دانیالی متولد ۱۳۶۰، دانشآموختهی دکترای فلسفهی معاصر از دانشگاه شهید بهشتی است. رسالهی دکتری او با عنوان میشل فوکو؛ زهد زیباییشناسانه بهمثابه گفتمان ضد دیداری از سوی انتشارات تیسا به چاپ رسیده است (این کتاب به زبان کُردی ترجمه شده و در سلیمانیه عراق توسط انتشارات غزلنوس منتشر شده است). حوزهی علائق او، فلسفهی اگزیستانسیالیسم و پستمدرنیسم با تمرکز بر نسبت رمان و فلسفه است. او در همین راستا، در سال ۱۴۰۲ کتابی با عنوان میلان کوندرا؛ اولیسِ مدرن از سوی نشر هرمس منتشر کرده که در آن، از طریق خوانش رمانهای کوندرا کوشیده به هستیشناسیِ رمان نزدیک شود. او در چند سال اخیر، مقالات متعددی با محوریت رابطهی رمان و فلسفه در مجلات علمی پژوهشیِ دانشگاهی به چاپ رسانده است و هماکنون، در ادامهی پروژهی آمیزش مدرنیته و رمان، در حال تألیف کتابی با عنوان تعیّنناپذیری کافکایی است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school
درسگفتار (آفلاین)
ملایمت در موسیقی ردیف؛
تحلیل ساختاری دستگاهها و محاسبهی فواصل ملایم آنها
بههدایت سیاوش سحابی
طول دوره: ۳ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
ملایمت در موسیقی ردیف؛
تحلیل ساختاری دستگاهها و محاسبهی فواصل ملایم آنها
بههدایت سیاوش سحابی
طول دوره: ۳ جلسهی ۲ ساعته
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
ملایمت در موسیقی ردیف؛
تحلیل ساختاری دستگاهها و محاسبهی فواصل ملایم آنها
بههدایت سیاوش سحابی
طول دوره: ۳ جلسهی ۲ ساعته
وجود ابهامات و سؤالاتِ پیرامون موسیقی ردیف را میتوان متناسب با عدم پرداختن به مباحث مهمی چون «ملایمت» دانست. محتوای این درسگفتار نیز با هدفِ مواجهه و سپس پاسخگویی به برخی از این ابهامات با بهرهگیری از مبحث یادشده طرح گردیده است. مواردی از این ابهامات تا کنون در برخی از منابع بهطور واضح مطرح شدهاند، حال آنکه در مواردی نیز در اثر عدم بیان شفافِ جنبههای مختلف موضوعِ مورد بحث، مخاطبین را با سوالاتی در تفسیر منطقیِ این موسیقی مواجه ساخته است. در این زمینه، سوالاتی بهطور نمونه قابل اشارهاند:
– نسبت و رابطهی ساختار دستگاهها از لحاظ بنیانهای نظری با مبانی موجود در موسیقیهای پیشین ایرانزمین چیست؟
– ریشهی ظهور «نتهای متغیرِ» دستگاهها را در کجا باید جُست و چه کارکردی را میتوان برای این نتها در روند هر دستگاه قائل بود؟
– مبحث «اسباب تنافر» و مفهوم «ملایمت» شامل چه مواردی بوده و بهلحاظ اهمیت در موسیقی قدیم، چه جایگاهی داشتهاند؟ بهعلاوه، کاربرد نظری و عملی آنها چه بوده است؟
– چگونه میتوان از مفهوم «اسباب تنافر» در تحلیل دستگاهها استفاده کرد؟
– روابط درونساختاری دستگاهها شامل چه موارد و اهدافی هستند؟
– چگونه میتوان فواصل ملایم دستگاهها را به دست آورد و چه معیارهایی برای تعیین آنها قابل طرح است؟
در راستای پاسخگویی به موارد بالا، چند مفهوم اساسی محور مباحثِ دوره خواهند بود. در وهلهی اول، چیستی و کلیّت «دستگاه» است که جهت تحلیلهای بعدی، موضوع بحث قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، از آنجایی که تحلیلها براساس مفهوم «ملایمت» صورت میگیرد، به تشریح این مفهوم نیز خواهیم پرداخت. شایان ذکرست «ملایمت»، از مفاهیم اساسی در منابع کهن موسیقی ایرانزمین بوده است و باید گفت این مبحث بهلحاظ اولویتِ حضور، گستردگی و کاربرد در مسائل مختلف نظری و عملیِ موجود در رسالات، از مهمترین مباحث موسیقی قدیم بهشمار میآید. متأسفانه بهعلت ضعف در استمرارِ مباحث نظری در دورهی قاجار، از جمله در مورد مفهوم ملایمت، اغلبِ محققین معاصر با سردرگمیهایی در برقراری ارتباط با پیشینهی موسیقایی حوزهی فرهنگی ایران مواجه شده و به تبعِ آن درک بسیاری از روابط پنهان در ردیفها نیز با دشواریهایی برای ایشان همراه شده است. در دورهی حاضر، دستگاهها از ردیف میرزاعبدالله، موضوع تحلیلها واقع شدهاند.
در رابطه با محاسبهی فواصلِ ملایم دستگاهها نیز علاوه بر مفهوم ملایمت، از تعاریف و قوانین علم آکوستیک، تحلیل محتوای گوشههای دستگاهها، بررسی ساختارِ ساز تار و سهتار، و نهایتاً محاسبات عددی بهره میبریم. در این راه، معیارهایی کاربردیْ جهت اِعمالِ موارد یادشده پیشنهاد و نهایتاً به معرفی اپلیکیشنی جهت پیادهسازی فواصل ملایمِ دستگاهها بهنام «دستان تیونر» خواهیم پرداخت.
جلسهی اول:
طرح برخی از ابهامات پیرامون ردیف، مباحث مقدماتیِ مورد نیاز و مبحث «ملایمت» (دیدگاه کلی پیرامون تحلیل ردیف و مفهوم دستگاه، تاریخچهی مبحث ملایمت، تعریف و محاسبهی فواصل، علم عدد، اسباب تنافر، ملایمت در عمل موسیقی)
جلسات دوم و سوم:
روش پیشنهادی برای تحلیل ساختاری دستگاه، تحلیل دستگاهها، محاسبهی فواصل آنها، معرفی اپلیکیشن «دستان تیونر» (تعریف اُوِن رایت از نت مجرد، روش پیشنهادی نگارنده برای تحلیل، مشابهتیابی میان دستگاهها و مقامات قدیم، تحلیل نمونهوار دستگاهها و نکات آنها، بررسی معیارها و عوامل تأثیرگذار در تعیین فواصل دستگاهها)
سیاوش سحابی، نوازندهی ساز کمانچه و محقق در زمینهی موسیقی ایرانی، فارغالتحصیل رشتهی نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر در مقطع کارشناسی ارشد است. او در رسالهاش به بازشناخت و بازتعریف کارکردهای ساختاری «دستگاه» در موسیقی ردیف پرداخته است که «ریشهیابی نتهای متغیر»، «روابط درونساختاری دستگاه» و «تفکیک فضاهای مُدال» در دستگاه همایون را شامل میشود. او در ادامه با تمرکز بر مفهوم «ملایمت» پژوهشهایی بر روی هفت دستگاهِ ردیف میرزاعبدالله انجام داد که منجر به انتشار کتابی با عنوان «هفت دستگاه، تحلیل ساختاری و محاسبهی فواصل براساس ردیف میرزاعبدالله» گشت. از دیگر دستاوردهای این پژوهش ساخت اپلیکیشن «دستان تیونر» است که برای کوکِ سازها براساس فواصل ملایم استفاده میشود. او همچنین در زمینهی آکوستیکِ برخی از سازها و بهکارگیری مفاهیمی چون اینهارمونیسیتی و تأثیر آن بر ساختار خرک سازهای کمانچه و سهتار مقالاتی منتشر کرده است. سحابی همچنین در رشتهی مهندسی متالورژی نیز به تحصیل پرداخته است.
@bidarschool
@bidarcourses
ملایمت در موسیقی ردیف؛
تحلیل ساختاری دستگاهها و محاسبهی فواصل ملایم آنها
بههدایت سیاوش سحابی
طول دوره: ۳ جلسهی ۲ ساعته
وجود ابهامات و سؤالاتِ پیرامون موسیقی ردیف را میتوان متناسب با عدم پرداختن به مباحث مهمی چون «ملایمت» دانست. محتوای این درسگفتار نیز با هدفِ مواجهه و سپس پاسخگویی به برخی از این ابهامات با بهرهگیری از مبحث یادشده طرح گردیده است. مواردی از این ابهامات تا کنون در برخی از منابع بهطور واضح مطرح شدهاند، حال آنکه در مواردی نیز در اثر عدم بیان شفافِ جنبههای مختلف موضوعِ مورد بحث، مخاطبین را با سوالاتی در تفسیر منطقیِ این موسیقی مواجه ساخته است. در این زمینه، سوالاتی بهطور نمونه قابل اشارهاند:
– نسبت و رابطهی ساختار دستگاهها از لحاظ بنیانهای نظری با مبانی موجود در موسیقیهای پیشین ایرانزمین چیست؟
– ریشهی ظهور «نتهای متغیرِ» دستگاهها را در کجا باید جُست و چه کارکردی را میتوان برای این نتها در روند هر دستگاه قائل بود؟
– مبحث «اسباب تنافر» و مفهوم «ملایمت» شامل چه مواردی بوده و بهلحاظ اهمیت در موسیقی قدیم، چه جایگاهی داشتهاند؟ بهعلاوه، کاربرد نظری و عملی آنها چه بوده است؟
– چگونه میتوان از مفهوم «اسباب تنافر» در تحلیل دستگاهها استفاده کرد؟
– روابط درونساختاری دستگاهها شامل چه موارد و اهدافی هستند؟
– چگونه میتوان فواصل ملایم دستگاهها را به دست آورد و چه معیارهایی برای تعیین آنها قابل طرح است؟
در راستای پاسخگویی به موارد بالا، چند مفهوم اساسی محور مباحثِ دوره خواهند بود. در وهلهی اول، چیستی و کلیّت «دستگاه» است که جهت تحلیلهای بعدی، موضوع بحث قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، از آنجایی که تحلیلها براساس مفهوم «ملایمت» صورت میگیرد، به تشریح این مفهوم نیز خواهیم پرداخت. شایان ذکرست «ملایمت»، از مفاهیم اساسی در منابع کهن موسیقی ایرانزمین بوده است و باید گفت این مبحث بهلحاظ اولویتِ حضور، گستردگی و کاربرد در مسائل مختلف نظری و عملیِ موجود در رسالات، از مهمترین مباحث موسیقی قدیم بهشمار میآید. متأسفانه بهعلت ضعف در استمرارِ مباحث نظری در دورهی قاجار، از جمله در مورد مفهوم ملایمت، اغلبِ محققین معاصر با سردرگمیهایی در برقراری ارتباط با پیشینهی موسیقایی حوزهی فرهنگی ایران مواجه شده و به تبعِ آن درک بسیاری از روابط پنهان در ردیفها نیز با دشواریهایی برای ایشان همراه شده است. در دورهی حاضر، دستگاهها از ردیف میرزاعبدالله، موضوع تحلیلها واقع شدهاند.
در رابطه با محاسبهی فواصلِ ملایم دستگاهها نیز علاوه بر مفهوم ملایمت، از تعاریف و قوانین علم آکوستیک، تحلیل محتوای گوشههای دستگاهها، بررسی ساختارِ ساز تار و سهتار، و نهایتاً محاسبات عددی بهره میبریم. در این راه، معیارهایی کاربردیْ جهت اِعمالِ موارد یادشده پیشنهاد و نهایتاً به معرفی اپلیکیشنی جهت پیادهسازی فواصل ملایمِ دستگاهها بهنام «دستان تیونر» خواهیم پرداخت.
جلسهی اول:
طرح برخی از ابهامات پیرامون ردیف، مباحث مقدماتیِ مورد نیاز و مبحث «ملایمت» (دیدگاه کلی پیرامون تحلیل ردیف و مفهوم دستگاه، تاریخچهی مبحث ملایمت، تعریف و محاسبهی فواصل، علم عدد، اسباب تنافر، ملایمت در عمل موسیقی)
جلسات دوم و سوم:
روش پیشنهادی برای تحلیل ساختاری دستگاه، تحلیل دستگاهها، محاسبهی فواصل آنها، معرفی اپلیکیشن «دستان تیونر» (تعریف اُوِن رایت از نت مجرد، روش پیشنهادی نگارنده برای تحلیل، مشابهتیابی میان دستگاهها و مقامات قدیم، تحلیل نمونهوار دستگاهها و نکات آنها، بررسی معیارها و عوامل تأثیرگذار در تعیین فواصل دستگاهها)
سیاوش سحابی، نوازندهی ساز کمانچه و محقق در زمینهی موسیقی ایرانی، فارغالتحصیل رشتهی نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر در مقطع کارشناسی ارشد است. او در رسالهاش به بازشناخت و بازتعریف کارکردهای ساختاری «دستگاه» در موسیقی ردیف پرداخته است که «ریشهیابی نتهای متغیر»، «روابط درونساختاری دستگاه» و «تفکیک فضاهای مُدال» در دستگاه همایون را شامل میشود. او در ادامه با تمرکز بر مفهوم «ملایمت» پژوهشهایی بر روی هفت دستگاهِ ردیف میرزاعبدالله انجام داد که منجر به انتشار کتابی با عنوان «هفت دستگاه، تحلیل ساختاری و محاسبهی فواصل براساس ردیف میرزاعبدالله» گشت. از دیگر دستاوردهای این پژوهش ساخت اپلیکیشن «دستان تیونر» است که برای کوکِ سازها براساس فواصل ملایم استفاده میشود. او همچنین در زمینهی آکوستیکِ برخی از سازها و بهکارگیری مفاهیمی چون اینهارمونیسیتی و تأثیر آن بر ساختار خرک سازهای کمانچه و سهتار مقالاتی منتشر کرده است. سحابی همچنین در رشتهی مهندسی متالورژی نیز به تحصیل پرداخته است.
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تانگوی شیطان در آخِر-زمان مدرن؛
گشتی در کیهان سینمایی بلا تار
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر در پست پایین👇
@bidarschool
@bidarcourses
تانگوی شیطان در آخِر-زمان مدرن؛
گشتی در کیهان سینمایی بلا تار
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
توضیح بیشتر در پست پایین👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آفلاین)
تانگوی شیطان در آخِر-زمان مدرن؛
گشتی در کیهان سینمایی بلا تار
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسه
سینمای بلا تار نیز چون سینمای مدرنیستی موج دوم و سوم نظیر آنگلوپولس و گَرِل بر پایهی برداشتهای بسیار بلند شکل گرفته است. برداشتهای بلند به شکل تناقضآمیزی، توأمان احساس همراهی و جدایی از فضای فیلم را رقم میزنند. از یک سو بیننده احساس میکند که دوربین نگاه انسان را تقلید میکند و او را به مشارکت میطلبد تا چه با نگاهی درونی از نوع سیر انفُسی همراه شود و چه با نگاهی معطوف به جهان بیرون در محیطهای واقعی. از سوی دیگر به تعبیر دیوید بوردوِل، همین برداشتهای بلند باعث فاصلهگذاری میشوند: غرق شدن در آنچه میبینیم و فاصله گرفتن از آنچه مشاهده میکنیم: ابهام و تناقضی راستین که تماشاگر را پیوسته درون و بیرون جهانی نگه میدارد که میبیند و «این پیامد مستقیم نگاه اخلاقی تار به شخصیتهای فیلمهایش است.»
از سالنمای خزان (۱۹۸۴) تا اسب تورین (۲۰۱۱)، فیلمهای بلا تار ورشکستگی وعدهی کمونیسم را پی میگیرند. رانسیر در بلا تار: زمان بعد نشان میدهد که این «زمان بعد از شکست» یکسره به بیباوری نینجامیده است. بلکه در این زمان بیش از آنکه مجذوب کامیابی و شکست داستانها شویم، با بافت محسوس زمانی سر و کار داریم که آنها را تراشیده است. عظمت برداشتها بلند در تانگوی شیطان (۱۹۹۴) یا هارمونیهای ورکمایستر (۲۰۰۰)، نه حاصل یک فرمالیسم محض بلکه حاصل مراقبت پرشوری است از راه و رسمی که در آن «باور به یک زندگی بهتر» در زمان تکرارشونده رخنه میکند، حاصل مراقبت از سماجتی است که انسانها را در پیگیری رویاها و تحمل ملالتهایش همچنان استوار نگه میدارد. «در دنیای بلا تار جایی برای بازی نیست: آنچه هست لختی چیزهاست و بس، و تلاشهایی برای نقض این قانون که ممکن است سماجت لازم را برای دنبال کردن یک فکر، یک رویا یا یک سایه در آدم پدید آورد. شخص ممکن است جرئت کند به حرکت در آید و ممکن است جرئت نکند.»
بلا تار در دورهی دوم/پایانبخش فیلمسازیش، از نوآر نفرین تا فیلم غریب هارمونیهای ورکمایستر (اقتباس تار از رمان ماخولیای مقاومت کراسناهورکایی)٬ نظام زیباشناختی منسجمی میسازد. به نظر رانسیر، تار در این فاصله روالهایی فرمال به کار میبندد که به معنای مورد نظر فلوبر بهراستی به یک «سبک» شکل میبخشند: یعنی یک «شیوه مطلق برای دیدن» جهان، نگاهی به جهان که بدل میشود به خلق جهان محسوسی خودآیین. به گفتهی رماننویس بزرگ، هیچ موضوعی برای نوشتن نداریم. و به گفتهی فیلمساز ما، هیچ داستانی برای گفتن نداریم. داستانها همه در عهد عتیق گفته شده، داستان توقعهایی که دروغ از کار درمیآیند. چشم به راه کسی هستیم که هرگز نخواهد آمد و به جایش همه جور مسیح و منجی کذاب خواهد رسید… ازین رو رانسیر مینویسد: «زمان بعد» نه زمانِ عقلِ شفایافته است و نه زمان نگونبختی است که انتظارش را داشتیم. بلکه زمانی است بعد از تمام داستانها، زمانی که هر کس به چیزی محسوس دل میبندد که در آن، این داستانها میان اهداف چشمداشته و تحققیافته راهی باز کرده اند.
در این دوره تلاش میکنیم با بازخوانی برخی مقالات و بر محور مفاهیم زیر به سینمای بلا تار بپردازیم:
– چشم به راه روشنی های تاریک/ ایمان و ماخولیای مقاومت
– ضرباهنگ گذار از وعدههای نقض شده به فصلهای بیامید
– خدا-دولت-سرمایه: تثلیث یأس در غیاب ایمان و ریتم بقا
– مادهی سرکش واقعیت تاریخ و خلق فرمهای نو برای دوام آوردن در حیاتی که حیاتی نیست.
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم به مثابهی فلسفه، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
تانگوی شیطان در آخِر-زمان مدرن؛
گشتی در کیهان سینمایی بلا تار
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسه
سینمای بلا تار نیز چون سینمای مدرنیستی موج دوم و سوم نظیر آنگلوپولس و گَرِل بر پایهی برداشتهای بسیار بلند شکل گرفته است. برداشتهای بلند به شکل تناقضآمیزی، توأمان احساس همراهی و جدایی از فضای فیلم را رقم میزنند. از یک سو بیننده احساس میکند که دوربین نگاه انسان را تقلید میکند و او را به مشارکت میطلبد تا چه با نگاهی درونی از نوع سیر انفُسی همراه شود و چه با نگاهی معطوف به جهان بیرون در محیطهای واقعی. از سوی دیگر به تعبیر دیوید بوردوِل، همین برداشتهای بلند باعث فاصلهگذاری میشوند: غرق شدن در آنچه میبینیم و فاصله گرفتن از آنچه مشاهده میکنیم: ابهام و تناقضی راستین که تماشاگر را پیوسته درون و بیرون جهانی نگه میدارد که میبیند و «این پیامد مستقیم نگاه اخلاقی تار به شخصیتهای فیلمهایش است.»
از سالنمای خزان (۱۹۸۴) تا اسب تورین (۲۰۱۱)، فیلمهای بلا تار ورشکستگی وعدهی کمونیسم را پی میگیرند. رانسیر در بلا تار: زمان بعد نشان میدهد که این «زمان بعد از شکست» یکسره به بیباوری نینجامیده است. بلکه در این زمان بیش از آنکه مجذوب کامیابی و شکست داستانها شویم، با بافت محسوس زمانی سر و کار داریم که آنها را تراشیده است. عظمت برداشتها بلند در تانگوی شیطان (۱۹۹۴) یا هارمونیهای ورکمایستر (۲۰۰۰)، نه حاصل یک فرمالیسم محض بلکه حاصل مراقبت پرشوری است از راه و رسمی که در آن «باور به یک زندگی بهتر» در زمان تکرارشونده رخنه میکند، حاصل مراقبت از سماجتی است که انسانها را در پیگیری رویاها و تحمل ملالتهایش همچنان استوار نگه میدارد. «در دنیای بلا تار جایی برای بازی نیست: آنچه هست لختی چیزهاست و بس، و تلاشهایی برای نقض این قانون که ممکن است سماجت لازم را برای دنبال کردن یک فکر، یک رویا یا یک سایه در آدم پدید آورد. شخص ممکن است جرئت کند به حرکت در آید و ممکن است جرئت نکند.»
بلا تار در دورهی دوم/پایانبخش فیلمسازیش، از نوآر نفرین تا فیلم غریب هارمونیهای ورکمایستر (اقتباس تار از رمان ماخولیای مقاومت کراسناهورکایی)٬ نظام زیباشناختی منسجمی میسازد. به نظر رانسیر، تار در این فاصله روالهایی فرمال به کار میبندد که به معنای مورد نظر فلوبر بهراستی به یک «سبک» شکل میبخشند: یعنی یک «شیوه مطلق برای دیدن» جهان، نگاهی به جهان که بدل میشود به خلق جهان محسوسی خودآیین. به گفتهی رماننویس بزرگ، هیچ موضوعی برای نوشتن نداریم. و به گفتهی فیلمساز ما، هیچ داستانی برای گفتن نداریم. داستانها همه در عهد عتیق گفته شده، داستان توقعهایی که دروغ از کار درمیآیند. چشم به راه کسی هستیم که هرگز نخواهد آمد و به جایش همه جور مسیح و منجی کذاب خواهد رسید… ازین رو رانسیر مینویسد: «زمان بعد» نه زمانِ عقلِ شفایافته است و نه زمان نگونبختی است که انتظارش را داشتیم. بلکه زمانی است بعد از تمام داستانها، زمانی که هر کس به چیزی محسوس دل میبندد که در آن، این داستانها میان اهداف چشمداشته و تحققیافته راهی باز کرده اند.
در این دوره تلاش میکنیم با بازخوانی برخی مقالات و بر محور مفاهیم زیر به سینمای بلا تار بپردازیم:
– چشم به راه روشنی های تاریک/ ایمان و ماخولیای مقاومت
– ضرباهنگ گذار از وعدههای نقض شده به فصلهای بیامید
– خدا-دولت-سرمایه: تثلیث یأس در غیاب ایمان و ریتم بقا
– مادهی سرکش واقعیت تاریخ و خلق فرمهای نو برای دوام آوردن در حیاتی که حیاتی نیست.
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم به مثابهی فلسفه، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
Telegram
Bidar
School for art and literature
www.bidar.school
www.bidar.school