Sweet Dreams.pdf
1018.9 KB
࿙⃛࿚۪۪۪۪۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪⃛࿙⃛࿚⃛ ‹ ⚝ › ࿙⃛࿚۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚⃛
Sweet Dreams,,
کانگ تهیون هر چیزی که میخواست داشت، یه خواننده موفق با هزاران رکورد، کلی طرفدار و یه زندگی رویایی که همه آرزوشو داشتن. تهیون برای اینکه به این زندگی برسه از خیلی از خوشحالیا گذشت و چی میشه اگه با چوی بومگیویی رو به رو بشه که رویاهای ساده اما پر از معنی تهیون رو زنده کنه؟
Couple: #taegyu
Genre: drama, romance, smut
Sweet Dreams,,
کانگ تهیون هر چیزی که میخواست داشت، یه خواننده موفق با هزاران رکورد، کلی طرفدار و یه زندگی رویایی که همه آرزوشو داشتن. تهیون برای اینکه به این زندگی برسه از خیلی از خوشحالیا گذشت و چی میشه اگه با چوی بومگیویی رو به رو بشه که رویاهای ساده اما پر از معنی تهیون رو زنده کنه؟
Couple: #taegyu
Genre: drama, romance, smut
🍓31
Forwarded from ᝰ𝑇𝑎𝑒𝐺𝑦𝑢 𝑅𝑒𝑔𝑖𝑜𝑛𝄒 (ᴡɪꜱᴛᴇʀɪᴀ)
⭒#Imagine
─────────
────────────────
─────────
•توی شهری عجیب، آدمها وقتی به کسی دروغ میگفتن، یک تکه از خاطراتشون دربارهی اون شخص از ذهنشون محو میشد؛ انگار از اول هیچ خاطرهای وجود نداشته.
تهیون داشت خاطراتش رو از دست میداد؛ مثل درختی که تو پاییز برگهاشو از دست میده.
خاطراتش با بومگیو،
روزایی که با هم از مدرسه در میرفتن،
صدای باد روی پشتبوم وقتی زیر ستارهها دراز کشیده بودن،
حتی سکوتهای طولانی بعد از دلخوریهاشون…
همهشون داشتن یکییکی از بین میرفتن.
همه فقط به خاطر سوالی بود که بومگیو همیشه ازش میپرسید، و تهیون در جوابش دروغ میگفت…
و هر بار، یه تیکهی دیگه از خاطرات ارزشمندش نابود میشد.
تا جایی که بالاخره، تمام خاطرات بومگیو از ذهنش پاک شد.
فقط گاهی وقتی باد میوزید، یه درد بیدلیل ته دلش میپیچید؛
انگار قلبش داشت برای کسی عزاداری میکرد که حتی دیگه اسمش رو هم نمیدونست.
و تو خوابهاش، همیشه چهرهی محوی رو میدید که مدام یه سوال رو تکرار میکرد…
سوالی که نمیفهمید چرا انقدر براش دردناکه،
و نمیدونست کسی که اون سوالو میپرسه کیه.
“Taehyun-ah, we’re like brothers, aren’t we?”
────────────────
اشکالی نداره…
اگه تو منو فراموش کردی، من یادم میمونه که تو بهترین دوستی بودی که تو عمرم داشتم.
من برای جفتمون یادم میمونه که ما با هم بزرگ شدیم، با هم خندیدیم، با هم گریه کردیم، با هم از مدرسه در رفتیم، با هم زیر همین ستارهها خوابیدیم…
من بخاطر جفتمون یادم میمونه که ما مثل برادر بودیم.تو لازم نیست چیزی رو به یاد بیاری، تهیونا.
من به جای تو هم یادم میمونه.
کاش میشد تا آخر عمرم، هر وقت باد بوزه، من به جات دردشو بکشم.
کاش میشد بهت بگم هر وقت خواب اون چهرهی محو رو ببینی، بدون که اون منم…
و تو هیچوقت بهم جواب واقعیتو ندادی...
ما مثل برادر بودیم؟
چون همیشه اینطوری به نظر میومد.
حتی اگه تو دیگه هیچوقت نتونی اینو به یاد بیاری…
من هیچوقت بهت دروغ نمیگم.
چون نمیخوام حتی یه لحظه از خاطرات تو رو از دست بدم.
من هیچوقت نمیخواستم بهم بگی شبیه برادرتم.
اگه تو منو فراموش کردی، من یادم میمونه که تو بهترین دوستی بودی که تو عمرم داشتم.
من برای جفتمون یادم میمونه که ما با هم بزرگ شدیم، با هم خندیدیم، با هم گریه کردیم، با هم از مدرسه در رفتیم، با هم زیر همین ستارهها خوابیدیم…
من بخاطر جفتمون یادم میمونه که ما مثل برادر بودیم.تو لازم نیست چیزی رو به یاد بیاری، تهیونا.
من به جای تو هم یادم میمونه.
کاش میشد تا آخر عمرم، هر وقت باد بوزه، من به جات دردشو بکشم.
کاش میشد بهت بگم هر وقت خواب اون چهرهی محو رو ببینی، بدون که اون منم…
و تو هیچوقت بهم جواب واقعیتو ندادی...
ما مثل برادر بودیم؟
چون همیشه اینطوری به نظر میومد.
حتی اگه تو دیگه هیچوقت نتونی اینو به یاد بیاری…
من هیچوقت بهت دروغ نمیگم.
چون نمیخوام حتی یه لحظه از خاطرات تو رو از دست بدم.
🕊10🍓3