‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𐔌 、Benbify,,
430 subscribers
371 photos
112 videos
4 files
134 links
‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌┌─࣭──࣭──ֹ    ࣭  ౨   ࣭  ─࣭──ֹ─࣭─┐
‌ ‌ ‌│ ‌ ‌ 𓈒 ׅ  ‌. @Benbiukbot ‌ ‌  ֺ  ˖
‌ ‌ ‌ ‌│ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌─‌──‌──‌──‌──‌─
‌ ‌ ‌ ‌│
‌ ‌ ‌‌ │ ‌ ‌
‌ ‌‌ ‌│ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   /\___/\ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌│ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ benbi is here🍀
Download Telegram
┏━━━━°⌜ Sweet Dreams ⌟°━━━━┓
       The journey;
           Falling in love again
🕊28
┏━━━━°⌜ Sweet Dreams ⌟°━━━━┓
       Epilogue;
           You are my sweet dream
🍓29
ممنونم که این فیکشنو حمایت کردین و توی این مدت داستان های تهیون با بن و گیو رو دوست داشتین.
امیدوارم که واقعا تونسته باشم همه سناریوها رو با کلی جزئیات که قشنگ تصور کنین، توصیف کرده باشم و جاهایی که ابهام داشته باشه خیلی کم باشه.
درسته که فیکشن طولانی ای نبود اما برام بامزه و عزیز بود و حقیقتا این قراره تنها فیکشن تهگیو اینجا باشه که خاص و عزیز بودنش برام بمونه.
نوشتن این داستان برام چالش‌های زیادی مخصوصا سر توصیف فضا داشت و امیدوارم واقعا تونسته باشم اون چیزایی که لازم باشه رو بهتون درست نشون داده باشم.
تنها نکته اضافه ای که میتونم به داستان اضافه کنم اینه که درسته مستقیما به بک استوری تهیون نپرداختم ولی آخرین سناریویی که داشتیم (fall in the basement) اشاره به زندگی عاشقانه تهیون قبل از آیدل شدنش داشت.
بازم تشکر میکنم که این فیکشنو دوست داشتین و از همه اونرهایی که پروموت کردن متشکرم.
عاشقتونم و امیدوارم کارهای بعدیمو هم دوست داشته باشین.

Xoxo,
Benbi,,
🍓22🕊4
Sweet Dreams.pdf
1018.9 KB
࿙⃛࿚۪۪۪۪۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪⃛࿙⃛࿚⃛ ‹ ‌ ‌⚝‌ › ࿙⃛࿚۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚۪۪۪۪۪۪۪۪⃛࿙⃛࿚⃛


Sweet Dreams,,

کانگ تهیون هر چیزی که میخواست داشت، یه خواننده موفق با هزاران رکورد، کلی طرفدار و یه زندگی رویایی که همه آرزوشو داشتن. تهیون برای اینکه به این زندگی برسه از خیلی از خوشحالیا گذشت و چی میشه اگه با چوی بومگیویی رو به رو بشه که رویاهای ساده اما پر از معنی تهیون رو زنده کنه؟

Couple: #taegyu
Genre: drama, romance, smut
🍓31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

🎸       |   A slap echoed once, now their kisses compose the night.
🕊54🍓2
Forwarded from ᝰ𝑇𝑎𝑒𝐺𝑦𝑢 𝑅𝑒𝑔𝑖𝑜𝑛𝄒 (ᴡɪꜱᴛᴇʀɪᴀ)
#Imagine
─────────
•توی شهری عجیب، آدم‌ها وقتی به کسی دروغ می‌گفتن، یک تکه از خاطراتشون درباره‌ی اون شخص از ذهنشون محو می‌شد؛ انگار از اول هیچ خاطره‌ای وجود نداشته.
تهیون داشت خاطراتش رو از دست می‌داد؛ مثل درختی که تو پاییز برگ‌هاشو از دست می‌ده.

خاطراتش با بومگیو،
روزایی که با هم از مدرسه در می‌رفتن،
صدای باد روی پشت‌بوم وقتی زیر ستاره‌ها دراز کشیده بودن،
حتی سکوت‌های طولانی بعد از دلخوری‌هاشون…

همه‌شون داشتن یکی‌یکی از بین می‌رفتن.

همه‌ فقط به خاطر سوالی بود که بومگیو همیشه ازش می‌پرسید، و تهیون در جوابش دروغ می‌گفت…
و هر بار، یه تیکه‌ی دیگه از خاطرات ارزشمندش نابود می‌شد.

تا جایی که بالاخره، تمام خاطرات بومگیو از ذهنش پاک شد.

فقط گاهی وقتی باد می‌وزید، یه درد بی‌دلیل ته دلش می‌پیچید؛
انگار قلبش داشت برای کسی عزاداری می‌کرد که حتی دیگه اسمش رو هم نمی‌دونست.

و تو خواب‌هاش، همیشه چهره‌ی محوی رو می‌دید که مدام یه سوال رو تکرار می‌کرد…
سوالی که نمی‌فهمید چرا انقدر براش دردناکه،
و نمی‌دونست کسی که اون سوالو می‌پرسه کیه.
“Taehyun-ah, we’re like brothers, aren’t we?”

────────────────
اشکالی نداره…
اگه تو منو فراموش کردی، من یادم می‌مونه که تو بهترین دوستی بودی که تو عمرم داشتم.
من برای جفتمون یادم می‌مونه که ما با هم بزرگ شدیم، با هم خندیدیم، با هم گریه کردیم، با هم از مدرسه در رفتیم، با هم زیر همین ستاره‌ها خوابیدیم…
من بخاطر جفتمون یادم می‌مونه که ما مثل برادر بودیم.تو لازم نیست چیزی رو به یاد بیاری، تهیونا.
من به جای تو هم یادم می‌مونه.
کاش میشد تا آخر عمرم، هر وقت باد بوزه، من به جات دردشو بکشم.
کاش میشد بهت بگم هر وقت خواب اون چهره‌ی محو رو ببینی، بدون که اون منم…
و تو هیچوقت بهم جواب واقعیتو ندادی...
ما مثل برادر بودیم؟
چون همیشه اینطوری به نظر میومد.
حتی اگه تو دیگه هیچ‌وقت نتونی اینو به یاد بیاری…
من هیچ‌وقت بهت دروغ نمی‌گم.
چون نمی‌خوام حتی یه لحظه از خاطرات تو رو از دست بدم.


من هیچوقت نمیخواستم بهم بگی شبیه برادرتم.
🕊10🍓3

🌑       |   You were my hell of a good time, even when it hurt like hell.
🍓35🍾2