امروز سالگرد اعدام محسن امیراصلانی است.
در آغازین روزهای مهرماه ۱۳۹۳، محسن امیراصلانی که به جرم ارتداد و توهین به یونس نبی به اعدام محکوم شده بود و حکم او دو بار توسط دادگاههای تجدید نظر لغو گردیده بود با دستور مستقیم صادق آملی لاریجانی اعدام شد.
امیراصلانی در یکی از کتابهایش، داستانِ خوردهشدن یونس توسط نهنگ و زندگی او در شکم آن را غیر منطقی و دروغین دانسته بود. فرزند او در هنگام اعدامش، تنها دو سال داشت.
@behnima
در آغازین روزهای مهرماه ۱۳۹۳، محسن امیراصلانی که به جرم ارتداد و توهین به یونس نبی به اعدام محکوم شده بود و حکم او دو بار توسط دادگاههای تجدید نظر لغو گردیده بود با دستور مستقیم صادق آملی لاریجانی اعدام شد.
امیراصلانی در یکی از کتابهایش، داستانِ خوردهشدن یونس توسط نهنگ و زندگی او در شکم آن را غیر منطقی و دروغین دانسته بود. فرزند او در هنگام اعدامش، تنها دو سال داشت.
@behnima
امروز یکشنبه ۳۰ شهریور۱۳۹۹ اداره اطلاعات مشهد من صدیقه مالکی فردهمسر آقای سید هاشم خواستار نماینده معلمان ازاده ایران رابرای ساعت ۱۳ به دفتر احضاروارشاد اطلاعات مشهد احضارکردند.
ساعت ۱۳ درانجا حضورپیداکردم.
ابتدامرا به زیر زمین فرستادند. بعدازبازرسی دقیق بدنی مرابه اتاقی درطبقه اول بردندو۳نفر اقا برای بازجویی امدند.
مطالب انها حول ۳ محور بود
۱_روز۲۰ مرداد ۹۹چراعکس یکنفر داعشی راکنار عکس هایتان گذاشتیدگفتم روز۲۰مرداد۹۹سالگردزندانی شدن عزیزانمان بود تصمیم گرفتیم هرکسی عکس زندانی خودرابیاورد جلوی زندان وکیلاباد یک نفر دیگه هم که همسرشان زندانی بود به ماپیوست سپس عکس وپوستر عزیزان رادردست گرفتیم ویکی ازدوستان صحبت کردند عکس وفیلم گرفتیم متفرق شدیم هدف مارساندن این پیام به گوش مسؤلان وقاضی ناظربرزندان بودکه عزیزان مارابه ناحق.زندانی کرده اید لااقل از حقوق قانونی انهارادرزندان محروم نکنید.
۲_مورد دوم درباره کمک به خانواده زندانیان مستمند بود
گفتند چراکمک کردید؟ چه مبلغ؟ واز کجا؟ شما خانواده انهاراازکجا می شناسید گفتم همسرم زندان است زندانیان عقیدتی که باایشان هم بند هستندازمشکلات مادی خانواده هاشان پیش ایشان شکوه می کنندوایشان شماره همراه مرابهشون دادند وخانواده هاوقتی مشکل دارند.بامن تماس می گیرند ومن درحدوسعم مشکلشان راحل می کنم البته به کسانی که کمک کرده بودم و مبالغی که کمک کرده بودم را گفتم وانها هم تایید کردندگفتم شما ۴تا۵ساله مردان خانواده رابه زندان انداختیدوهمسران وبچه های بی گناهشان رابه امان خدارها کردید عوض اینکه ازمن تشکر کنید مرابازخواست می کنید که چراکمک می کنم گفتند کمیساریای عالی پناهندگان وسازمان ملل به انها کمک می کنندگرچه بااین گرانیها این کمکها دردی رادوانمی کند.گفتم اگر کمک هم می کنند چیزی بدست اینها نمی رسد.
وقتی خانم ازبیمارستان زنگ می زندکه مراازبیمارستان مرخص نمی کنندچـون پول ندارم یابچه اش مریضه توتب میسوزدازمن درخواست.پول می کندنمی توانم کمک نکنم......
۳_گفتندازمعاندین خارج کشور برايت بجویید وبارادیو تلویزیوپهای معاند مصاحبه نکنیدگفتم ازاینهمه شبکه رادیو تلویزیونی داخل کشوریک شبکه دراختیار ماقراردهید که مابتوانیم حرفمان رابزنیم اصلا دور رادیووتلویزیونهای خارج نمی رویم.گفتم ما مارگزیده ایم دهه ۶۰ که دانشگاهها راتعطیل کردیدو انهمه زندانی راقتل عام کردید انهمه افراد رافراری دادیدبخاطرنبود شبکه های مجازی ودردسترس نبودن رسانه ها بود
اگر الان شبکه های مجازی ورسانه های خارج از کشور نبودکه صدای ماباشندمسلما کشتارزندانیان از دهه شصت خیلی بیشتر بود.پس تا منبعی برای اعلام صدایمان نداشته باشیم این کورسوی امید(رسانه ها وفضای مجازی)راعاقلانه نیست که ازان برايت بجوییم وحذف کنیم موارد دیگری از قبیل قتل زنده یاداقای نوید افکاری صحبت شد که باتوجیهات زیادی انرابه نفع خودتعبیر وتفسیر می کردندگفتم این جریان رامردم چشم وگوش دارند ومی بینند گفتم شما ازاول انقلاب خونها به دل مردم کردیداز گورهای دسته جمعی وریختن جنازه ها باکمپرسی به داخل گورها
اکثرا شنیده ایدولی من موردی را می گویم که موبه تن ادم راست میشه
شماجوانان تحصیل کرده کم سن وسال رابه هردلیلی اعدام میکردید مقصر وبی تقصیردراینمورد قضاوت نمی کنم وجنازه هارامی اوردید تحویل پدرومادرمی دادیدوبه انها می گفتید حق عزاداری نداریدحق دفن کردن انهارادرقبرستان ندارید.پدرومادرباجنازه عزیزشان چکار می کردند.نمی توانستنندجنازه رانگهدارن چون فاسد می شددفن درقبرستان راشمااجازه نمی دادیدمجبور می شدندعزیزشان راحیاط خانه دفن کنند.....گفتند دروغ است.مصداق عینی را که خودم دیده پودم باادرس به انها دادم....صحبتها زیاد بود که دراین مقال نمی گنجد
صدیقه مالکی فرد
@behnima
ساعت ۱۳ درانجا حضورپیداکردم.
ابتدامرا به زیر زمین فرستادند. بعدازبازرسی دقیق بدنی مرابه اتاقی درطبقه اول بردندو۳نفر اقا برای بازجویی امدند.
مطالب انها حول ۳ محور بود
۱_روز۲۰ مرداد ۹۹چراعکس یکنفر داعشی راکنار عکس هایتان گذاشتیدگفتم روز۲۰مرداد۹۹سالگردزندانی شدن عزیزانمان بود تصمیم گرفتیم هرکسی عکس زندانی خودرابیاورد جلوی زندان وکیلاباد یک نفر دیگه هم که همسرشان زندانی بود به ماپیوست سپس عکس وپوستر عزیزان رادردست گرفتیم ویکی ازدوستان صحبت کردند عکس وفیلم گرفتیم متفرق شدیم هدف مارساندن این پیام به گوش مسؤلان وقاضی ناظربرزندان بودکه عزیزان مارابه ناحق.زندانی کرده اید لااقل از حقوق قانونی انهارادرزندان محروم نکنید.
۲_مورد دوم درباره کمک به خانواده زندانیان مستمند بود
گفتند چراکمک کردید؟ چه مبلغ؟ واز کجا؟ شما خانواده انهاراازکجا می شناسید گفتم همسرم زندان است زندانیان عقیدتی که باایشان هم بند هستندازمشکلات مادی خانواده هاشان پیش ایشان شکوه می کنندوایشان شماره همراه مرابهشون دادند وخانواده هاوقتی مشکل دارند.بامن تماس می گیرند ومن درحدوسعم مشکلشان راحل می کنم البته به کسانی که کمک کرده بودم و مبالغی که کمک کرده بودم را گفتم وانها هم تایید کردندگفتم شما ۴تا۵ساله مردان خانواده رابه زندان انداختیدوهمسران وبچه های بی گناهشان رابه امان خدارها کردید عوض اینکه ازمن تشکر کنید مرابازخواست می کنید که چراکمک می کنم گفتند کمیساریای عالی پناهندگان وسازمان ملل به انها کمک می کنندگرچه بااین گرانیها این کمکها دردی رادوانمی کند.گفتم اگر کمک هم می کنند چیزی بدست اینها نمی رسد.
وقتی خانم ازبیمارستان زنگ می زندکه مراازبیمارستان مرخص نمی کنندچـون پول ندارم یابچه اش مریضه توتب میسوزدازمن درخواست.پول می کندنمی توانم کمک نکنم......
۳_گفتندازمعاندین خارج کشور برايت بجویید وبارادیو تلویزیوپهای معاند مصاحبه نکنیدگفتم ازاینهمه شبکه رادیو تلویزیونی داخل کشوریک شبکه دراختیار ماقراردهید که مابتوانیم حرفمان رابزنیم اصلا دور رادیووتلویزیونهای خارج نمی رویم.گفتم ما مارگزیده ایم دهه ۶۰ که دانشگاهها راتعطیل کردیدو انهمه زندانی راقتل عام کردید انهمه افراد رافراری دادیدبخاطرنبود شبکه های مجازی ودردسترس نبودن رسانه ها بود
اگر الان شبکه های مجازی ورسانه های خارج از کشور نبودکه صدای ماباشندمسلما کشتارزندانیان از دهه شصت خیلی بیشتر بود.پس تا منبعی برای اعلام صدایمان نداشته باشیم این کورسوی امید(رسانه ها وفضای مجازی)راعاقلانه نیست که ازان برايت بجوییم وحذف کنیم موارد دیگری از قبیل قتل زنده یاداقای نوید افکاری صحبت شد که باتوجیهات زیادی انرابه نفع خودتعبیر وتفسیر می کردندگفتم این جریان رامردم چشم وگوش دارند ومی بینند گفتم شما ازاول انقلاب خونها به دل مردم کردیداز گورهای دسته جمعی وریختن جنازه ها باکمپرسی به داخل گورها
اکثرا شنیده ایدولی من موردی را می گویم که موبه تن ادم راست میشه
شماجوانان تحصیل کرده کم سن وسال رابه هردلیلی اعدام میکردید مقصر وبی تقصیردراینمورد قضاوت نمی کنم وجنازه هارامی اوردید تحویل پدرومادرمی دادیدوبه انها می گفتید حق عزاداری نداریدحق دفن کردن انهارادرقبرستان ندارید.پدرومادرباجنازه عزیزشان چکار می کردند.نمی توانستنندجنازه رانگهدارن چون فاسد می شددفن درقبرستان راشمااجازه نمی دادیدمجبور می شدندعزیزشان راحیاط خانه دفن کنند.....گفتند دروغ است.مصداق عینی را که خودم دیده پودم باادرس به انها دادم....صحبتها زیاد بود که دراین مقال نمی گنجد
صدیقه مالکی فرد
@behnima
اگر مرهم نئی زخم دلم را...
اینجا و آنجا وقتی صحبت از کودکان کار میشود هنوزعدهای هستند که اکثریت کودکان کار را وابسته به باندهایی میدانند که توسط اربابان وحشتناک اداره میشوند و نسبت به اظهار نظر افراد مجرب و مسلط به این مساله بیتفاوت هستند. به این صورت که نظرات افراد آگاه از جمله فعالان و مسوولان سازمانهای مردمنهاد مربوط به کار کودکان و حتی مصاحبههای انجام شده با خود کودکان کار را که تاکید بر وجود حداقلی پدیده باندی بودن، در عرصه کودکان کار دارد از نظر آنان غیرقابلباور بوده و به طور عجیبی تاکید بر نظر خود دارند.
احتمالا اصرار این افراد بر این فرضیات که با احتمال زیاد غیرعامدانه است،شاید اطمینان خاطری است که این نظریه به صاحبان آن میدهد.
یعنی وقتی به شرایط بسیار دشوار کودکان کار میاندیشند و یا آن را نظاره میکنند، به نظرشان چنین میآید که همهی این کودکان، عضو باندی خطرناک هستند و نه تنها به این خاطر عذاب وجدانی حس نمیکنند، بلکه با ندیده گرفتن آنان چنین میپندارند که چون شهروندی مسوول، هوشمندانه مشغول انجام وظیفه اجتماعی خود در محو پدیدهی کودکان کار هستند.
بدین ترتیب در یک آسیب بزرگ اجتماعی با کمک گرفتن از تفکر وارونه به ذهن و روانشان تسلی خاطر میدهند.
باید دانست نوع رفتار با کودکان کار به اندازه مساله خرید یا عدم خرید از آنان و گاهی حتی بیشتر از آن اهمیت دارد.
قاعده نوع خرید ایناست: اگر احتیاج به وسیله مورد فروش دارید، آن را می خرید و اگر نه نخواهید خرید و هیچکس کسی را به زور مجبور به خرید نمیکند و نخواهد کرد.
مساله بسیار بزرگتر از اینهاست؛
اولا کودکان کار فقط به کودکان سرچهارراهها محدود نیستند و طیف عظیمی را دربرمیگیرند: از کودکان چهارراهها، مترو اتوبوس، زباله گردها تا انواع پنهانتر و کمتر در معرض دید مثل کار در گودها و گاراژهای تفکیک زباله، کورههای آجرپزی و کارگاههای بلوکزنی و ... در بر میگیرد.
پس اول باید بزرگی عرصه را درک کنیم و بدانیم با چه موضوعی طرف هستیم و شاید بهتر باشد قبل از اظهارنظر براساس شنیدهها ، مثلا سری به یک گود زباله گردی بزنیم تا واقعیت را به طور ملموس درک کنیم.
مساله بعدی اینکه اکثریت قریب به اتفاق این کودکان دارای خانواده مشخص هستند، هر چند ممکن است این خانواده ها کیلومترها دورتر از کودک کار باشند. آنها تامینکنندهی قسمت مهمی از معیشت خانه هستند و مساله کودکان کار، با جمعکردن آنها یا عدم خرید از آنها به عنوان یک وظیفه اجتماعی! حل نمیشود. راه حل توانمندسازی خانواده و از بین بردن فقر و افزایش ضریب رفاه اجتماعی حل میشود تا کودکان کار هم فقط کودکی کنند.
مساله مهم دیگر چنانکه قبلا هم اشاره شد،نوع برخورد با کودکان کار به طور کلی و وقتی چیزی برای عرضه پیش میآورند است؛ در این مورد قبل از هر چیز باید باکودک کار به طور انسانی و با احترام برخورد شود و حضور او انکار نشده یا نادیده گرفته نشود.کودک کار کودکی ناگزیر از کارکردن بوده و هرگز موجود مزاحمی نیست، پس باید با این دید به کودکان کار بنگریم و کرامت انسانی آنان را با آرامش و رعایت ادب پاس داریم. همین حفظ شان و برخورد انسانی -حتی اگر نخواهیم هیچ خریدی کنیم-بسیار ارزشمند بوده و از نظر روانی به حال و آینده آنان کمک میکند.
همه ما میتوانیم با پرهیز از دستآویز کردن مساله بسیار نادر باندی بودن -برای فرار غیر عمدی از حقیقت- با برخورد احترام آمیز با کودکان کار و کمک به سازمانهای مردم نهاد حمایت از آنان، به اندازه وسع و توان خودکاری بکنیم و قدمی برداریم.
حداقل این است که مسائل غیر مستند و شنیدههای غیرمستند ترویج نشود.
این یادداشت صمیمانه ترین درودها را نثار فعالان بی ادعای کودکان کار و کودکان ناگزیر از کار می نماید.
بابک خطی
طبیب کودکان
http://aftabeyazd.ir/?newsid=170451
@behnima
اینجا و آنجا وقتی صحبت از کودکان کار میشود هنوزعدهای هستند که اکثریت کودکان کار را وابسته به باندهایی میدانند که توسط اربابان وحشتناک اداره میشوند و نسبت به اظهار نظر افراد مجرب و مسلط به این مساله بیتفاوت هستند. به این صورت که نظرات افراد آگاه از جمله فعالان و مسوولان سازمانهای مردمنهاد مربوط به کار کودکان و حتی مصاحبههای انجام شده با خود کودکان کار را که تاکید بر وجود حداقلی پدیده باندی بودن، در عرصه کودکان کار دارد از نظر آنان غیرقابلباور بوده و به طور عجیبی تاکید بر نظر خود دارند.
احتمالا اصرار این افراد بر این فرضیات که با احتمال زیاد غیرعامدانه است،شاید اطمینان خاطری است که این نظریه به صاحبان آن میدهد.
یعنی وقتی به شرایط بسیار دشوار کودکان کار میاندیشند و یا آن را نظاره میکنند، به نظرشان چنین میآید که همهی این کودکان، عضو باندی خطرناک هستند و نه تنها به این خاطر عذاب وجدانی حس نمیکنند، بلکه با ندیده گرفتن آنان چنین میپندارند که چون شهروندی مسوول، هوشمندانه مشغول انجام وظیفه اجتماعی خود در محو پدیدهی کودکان کار هستند.
بدین ترتیب در یک آسیب بزرگ اجتماعی با کمک گرفتن از تفکر وارونه به ذهن و روانشان تسلی خاطر میدهند.
باید دانست نوع رفتار با کودکان کار به اندازه مساله خرید یا عدم خرید از آنان و گاهی حتی بیشتر از آن اهمیت دارد.
قاعده نوع خرید ایناست: اگر احتیاج به وسیله مورد فروش دارید، آن را می خرید و اگر نه نخواهید خرید و هیچکس کسی را به زور مجبور به خرید نمیکند و نخواهد کرد.
مساله بسیار بزرگتر از اینهاست؛
اولا کودکان کار فقط به کودکان سرچهارراهها محدود نیستند و طیف عظیمی را دربرمیگیرند: از کودکان چهارراهها، مترو اتوبوس، زباله گردها تا انواع پنهانتر و کمتر در معرض دید مثل کار در گودها و گاراژهای تفکیک زباله، کورههای آجرپزی و کارگاههای بلوکزنی و ... در بر میگیرد.
پس اول باید بزرگی عرصه را درک کنیم و بدانیم با چه موضوعی طرف هستیم و شاید بهتر باشد قبل از اظهارنظر براساس شنیدهها ، مثلا سری به یک گود زباله گردی بزنیم تا واقعیت را به طور ملموس درک کنیم.
مساله بعدی اینکه اکثریت قریب به اتفاق این کودکان دارای خانواده مشخص هستند، هر چند ممکن است این خانواده ها کیلومترها دورتر از کودک کار باشند. آنها تامینکنندهی قسمت مهمی از معیشت خانه هستند و مساله کودکان کار، با جمعکردن آنها یا عدم خرید از آنها به عنوان یک وظیفه اجتماعی! حل نمیشود. راه حل توانمندسازی خانواده و از بین بردن فقر و افزایش ضریب رفاه اجتماعی حل میشود تا کودکان کار هم فقط کودکی کنند.
مساله مهم دیگر چنانکه قبلا هم اشاره شد،نوع برخورد با کودکان کار به طور کلی و وقتی چیزی برای عرضه پیش میآورند است؛ در این مورد قبل از هر چیز باید باکودک کار به طور انسانی و با احترام برخورد شود و حضور او انکار نشده یا نادیده گرفته نشود.کودک کار کودکی ناگزیر از کارکردن بوده و هرگز موجود مزاحمی نیست، پس باید با این دید به کودکان کار بنگریم و کرامت انسانی آنان را با آرامش و رعایت ادب پاس داریم. همین حفظ شان و برخورد انسانی -حتی اگر نخواهیم هیچ خریدی کنیم-بسیار ارزشمند بوده و از نظر روانی به حال و آینده آنان کمک میکند.
همه ما میتوانیم با پرهیز از دستآویز کردن مساله بسیار نادر باندی بودن -برای فرار غیر عمدی از حقیقت- با برخورد احترام آمیز با کودکان کار و کمک به سازمانهای مردم نهاد حمایت از آنان، به اندازه وسع و توان خودکاری بکنیم و قدمی برداریم.
حداقل این است که مسائل غیر مستند و شنیدههای غیرمستند ترویج نشود.
این یادداشت صمیمانه ترین درودها را نثار فعالان بی ادعای کودکان کار و کودکان ناگزیر از کار می نماید.
بابک خطی
طبیب کودکان
http://aftabeyazd.ir/?newsid=170451
@behnima
روزنامه آفتاب یزد
اگر مرهم نهای زخم دلم را...
بابک خطی - اینجا و آنجا وقتی صحبت از کودکان کار میشود هنوزعدهای هستند که اکثریت کودکان کار را وابسته به باندهایی میدانند که توسط اربابان وحشتناک اداره میشوند و نسبت به اظهار نظر افراد مجرب و
ترجمه نامه سرگشاده تشکلها و گروهای کارگری، بازنشستگان، دانشجویان و فعالین کارگری و لغو کار کودکان به سازمان عفو بین الملل
Organizations and groups of
labor , retirees, students and labor activists and the abolition of child labor groups to Amnesty International
Mr. Chairman, as you know, and in the report of your respective organization published to the date Sept/02/2020 is described in detail, the Iranian government during the bloody suppression of the popular uprising in November 2019 which in protest of the overnight tripling cost of petrol According to Amnesty International, 304 people were killed and more than 7,000 were arrested in just three days.
Certainly the number of killed and detained is much higher. Because under the current rule of Iran, access to real statistics is not possible and the government itself has never announced real statistics in any regard.
According to the report of Reuters news agency the number of people killed during the three bloody days of November 2019 is more than 1500 people. But since then, dozens and perhaps hundreds of November detainees have been tortured to death and their bodies dumped in rivers, deserts, and alleys.
Ten months after the mass killings and arrests, the government has not released statistics on casualties or the number of detainees. Many families are still unaware of the fate of their loved ones and are living in worry and anxiety. These families continue to fear that the fate of their loved ones will be decided by the fate of detainees who were killed under torture and thrown somewhere.
The Iranian government does not give citizens the slightest right and confronts any protest with batons, bullets, imprisonment, torture and execution.
We, the people of Iran, consider part of the government's arrogance towards the people of the society as the result of international appeasement, which is still accepted in international circles, forums and organizations despite the killing and execution of its citizens, and its political relations with the outside world are established. Therefore, the international community is also responsible.
We urge you to pressure the international community to put pressure on the Iranian government to stop killing, torturing and executing and to recognize the basic rights of the Iranian people. Issuing statements condemning human rights abuses is not enough for push the government to recognize the rights of the Iranian people. Serious and practical political restrictions must be imposed on the Iranian government at the global level until the political, social, economic and cultural rights of the people are respected.
The most urgent demands of the Iranian people and the families of those killed and detained in November 2019 are as follows and must be met unconditionally:
1- Announcing the real statistics of the killed
2- Announcing the real statistics of the detainees and clarifying their fate
3- Immediate and unconditional release of all detainees in November 2019 and all political prisoners
4- The right to hold commemoration ceremonies for those killed on the anniversary of their murder in November 2020 in any way that families and people with their families want to hold ceremonies.
Thanks
Sept/22/2020
1- Kermanshah Electricity and Metal Workers Association 2. Alber Painters Syndicate 3- Iranian Pensioners Council 4- Independent organization of leading students of Isfahan University 5- Students of Najafabad Azad University of Isfahan 6- A group of students and activists of Tehran Art Universities 7- A group of Saqez labor activists 8. A group of child labor abolition activists
@behnima
Organizations and groups of
labor , retirees, students and labor activists and the abolition of child labor groups to Amnesty International
Mr. Chairman, as you know, and in the report of your respective organization published to the date Sept/02/2020 is described in detail, the Iranian government during the bloody suppression of the popular uprising in November 2019 which in protest of the overnight tripling cost of petrol According to Amnesty International, 304 people were killed and more than 7,000 were arrested in just three days.
Certainly the number of killed and detained is much higher. Because under the current rule of Iran, access to real statistics is not possible and the government itself has never announced real statistics in any regard.
According to the report of Reuters news agency the number of people killed during the three bloody days of November 2019 is more than 1500 people. But since then, dozens and perhaps hundreds of November detainees have been tortured to death and their bodies dumped in rivers, deserts, and alleys.
Ten months after the mass killings and arrests, the government has not released statistics on casualties or the number of detainees. Many families are still unaware of the fate of their loved ones and are living in worry and anxiety. These families continue to fear that the fate of their loved ones will be decided by the fate of detainees who were killed under torture and thrown somewhere.
The Iranian government does not give citizens the slightest right and confronts any protest with batons, bullets, imprisonment, torture and execution.
We, the people of Iran, consider part of the government's arrogance towards the people of the society as the result of international appeasement, which is still accepted in international circles, forums and organizations despite the killing and execution of its citizens, and its political relations with the outside world are established. Therefore, the international community is also responsible.
We urge you to pressure the international community to put pressure on the Iranian government to stop killing, torturing and executing and to recognize the basic rights of the Iranian people. Issuing statements condemning human rights abuses is not enough for push the government to recognize the rights of the Iranian people. Serious and practical political restrictions must be imposed on the Iranian government at the global level until the political, social, economic and cultural rights of the people are respected.
The most urgent demands of the Iranian people and the families of those killed and detained in November 2019 are as follows and must be met unconditionally:
1- Announcing the real statistics of the killed
2- Announcing the real statistics of the detainees and clarifying their fate
3- Immediate and unconditional release of all detainees in November 2019 and all political prisoners
4- The right to hold commemoration ceremonies for those killed on the anniversary of their murder in November 2020 in any way that families and people with their families want to hold ceremonies.
Thanks
Sept/22/2020
1- Kermanshah Electricity and Metal Workers Association 2. Alber Painters Syndicate 3- Iranian Pensioners Council 4- Independent organization of leading students of Isfahan University 5- Students of Najafabad Azad University of Isfahan 6- A group of students and activists of Tehran Art Universities 7- A group of Saqez labor activists 8. A group of child labor abolition activists
@behnima
📌حکم سه عضو کانون نویسندگان ایران رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان پاژن شنبه پنجم مهرماه اجرا میشود
📍شنبه پنجم مهر روز اجرای حکمهای سه نویسنده است.رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین، دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، هر یک به شش۶ سال زندان و کیوان باژن عضو پیشین هیئت دبیران به سه سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند.
📍پیشتر در تاریخ یکم تیر ماه سال جاری آنها به شعبهی یک اجرای احکام احضار شدند؛ اما اجرای حکم تا تاریخ پنجم مهر به تعویق افتاد. در گفتوگویی که با این سه نویسنده داشتیم، گفتند که صبح روز شنبه در دایره اجرای احکام حاضر میشوند. به پیشبینی متخصصان و کارشناسان در پاییز و زمستان پیش رو بیماری کووید ۱۹ شدت بیشتری میگیرد.
📍رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن اردیبهشت ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه و هر یک به شش سال زندان محکوم شدند. اتهام آنها «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» است. مصادیق و "مستندات" این اتهامها انتشار نشریهی داخلی کانون نویسندگان ایران، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچهی کانون، بیانیههای کانون و حضور در مراسم سالگرد جعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو است. در گفتوگو با این نویسندگان آنها اعلام کردند که این "مصادیق" و "مستندات" صرفا بهانهای برای اتهامتراشی و محاکمه است و دلیل اصلی محکومیت ایشان مخالفت با سانسور و دفاع از آزادی بیان است.
📍چند ماه بعد دادگاه تجدید نظر حکم بدوی رضا خندان(مهابادی) و بکتاش آبتین را تایید کرد و حکم کیوان باژن را یک سال و شش ماه کاهش داد. آنها مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند.@behnima
📍شنبه پنجم مهر روز اجرای حکمهای سه نویسنده است.رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین، دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، هر یک به شش۶ سال زندان و کیوان باژن عضو پیشین هیئت دبیران به سه سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند.
📍پیشتر در تاریخ یکم تیر ماه سال جاری آنها به شعبهی یک اجرای احکام احضار شدند؛ اما اجرای حکم تا تاریخ پنجم مهر به تعویق افتاد. در گفتوگویی که با این سه نویسنده داشتیم، گفتند که صبح روز شنبه در دایره اجرای احکام حاضر میشوند. به پیشبینی متخصصان و کارشناسان در پاییز و زمستان پیش رو بیماری کووید ۱۹ شدت بیشتری میگیرد.
📍رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن اردیبهشت ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه و هر یک به شش سال زندان محکوم شدند. اتهام آنها «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» است. مصادیق و "مستندات" این اتهامها انتشار نشریهی داخلی کانون نویسندگان ایران، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچهی کانون، بیانیههای کانون و حضور در مراسم سالگرد جعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو است. در گفتوگو با این نویسندگان آنها اعلام کردند که این "مصادیق" و "مستندات" صرفا بهانهای برای اتهامتراشی و محاکمه است و دلیل اصلی محکومیت ایشان مخالفت با سانسور و دفاع از آزادی بیان است.
📍چند ماه بعد دادگاه تجدید نظر حکم بدوی رضا خندان(مهابادی) و بکتاش آبتین را تایید کرد و حکم کیوان باژن را یک سال و شش ماه کاهش داد. آنها مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند.@behnima
دوستان توجه دارید از زمانیکه جمهوری اسلامی بی پول شد نه تنها منطقه بلکه جهان به آرامش رسید؟
در عراق دیگر بمب گذاری نمیشود مردم عراق در کمال آرامش دارند زندگی میکنند
حشد الشعبی سرحای خودش میخکوب شد و همین روزها منحل و به بدنه ارتش عراق میپیوندند و دیگر نمیتوانند برای جمهوری اسلامی در عراق آشوب ایجاد کنند.
طالبان بخاطر اینکه پولی از طریق جمهوری اسلامی دریافت نمیکنند با دولت افغانستان وارد مذاکره شدند و تقریبا آرامش نسبی به افغانستان برگشت.
حسن نصرالله زبان به کام کشید و حزبالله توان آشوب در منطقه ندارد و مردم لبنان به آرامش رسیدند
کشورهای منطقه یکی پس از دیگری دارند با اسرائیل صلح میکنند و پیمانهای دوستانه مببندند
بوکو حرام در نیجریه و کشورهای آفریقای به جهت عدم ترزیق پول نفت ایران (چون ایران نفت نمیفروشند) هیچ عملیات خرابکارانه انجام نمیدهند
در سوریه همه چیز تحت کنترل است و سران سوریه برای بلندیهای جولان دارند با اسرائیل به توافق میرسند و اگر تحریمهای ایران ادامه داشته باشد با همدیگر توافق نامه صلح امضاء میکنند
دریا و زمین در جهان از بمب گذاری و عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی به آرامش رسید
و آخرین گام نجات مردم ایران است فقط کافی است ایران دو سال دیگر نفت نفروشد
در عراق دیگر بمب گذاری نمیشود مردم عراق در کمال آرامش دارند زندگی میکنند
حشد الشعبی سرحای خودش میخکوب شد و همین روزها منحل و به بدنه ارتش عراق میپیوندند و دیگر نمیتوانند برای جمهوری اسلامی در عراق آشوب ایجاد کنند.
طالبان بخاطر اینکه پولی از طریق جمهوری اسلامی دریافت نمیکنند با دولت افغانستان وارد مذاکره شدند و تقریبا آرامش نسبی به افغانستان برگشت.
حسن نصرالله زبان به کام کشید و حزبالله توان آشوب در منطقه ندارد و مردم لبنان به آرامش رسیدند
کشورهای منطقه یکی پس از دیگری دارند با اسرائیل صلح میکنند و پیمانهای دوستانه مببندند
بوکو حرام در نیجریه و کشورهای آفریقای به جهت عدم ترزیق پول نفت ایران (چون ایران نفت نمیفروشند) هیچ عملیات خرابکارانه انجام نمیدهند
در سوریه همه چیز تحت کنترل است و سران سوریه برای بلندیهای جولان دارند با اسرائیل به توافق میرسند و اگر تحریمهای ایران ادامه داشته باشد با همدیگر توافق نامه صلح امضاء میکنند
دریا و زمین در جهان از بمب گذاری و عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی به آرامش رسید
و آخرین گام نجات مردم ایران است فقط کافی است ایران دو سال دیگر نفت نفروشد
Forwarded from اتچ بات
عفو بین الملل؛ اجرای احکام قطع انگشتان دست چهار زندانی در زندان مرکزی ارومیه را متوقف کنید...!
سازمان عفو بین الملل با اشاره به اینکه #هادی_رستمی، #مهدی_شریفیان، #مهدی_شاهیوند و #کسری_کرمی در محاکمه های ناعادلانه و با اتکا به «اعترافات اجباری» به این حکم غیر انسانی محکوم شدهاند، از جانوران وحشی اسلامی و آدم کشان جمهوری اسلامی خواست که بی درنگ و بدون قید و شرط اجرای این احکام را متوقف کنند.
عفو بین الملل همچنین نوشت: "مقامات دادستانی و قضایی که آمران و عاملان چنین شکنجههایی هستند باید بدانند که میتوان آنها را طبق حقوق کیفری بینالمللی تحت پیگرد و محاکمه جنایی قرار داد".
ناقص سازی افراد نقض حقوق بشر و کرامت انسانی است، صدور و اجرای چنین احکام غیرانسانی باید لغو گردد. درحالیکه انتشار خبر احکام قطع انگشتان ۴ زندانی، موج انزجار و اعتراض شهروندان را در پی داشت، روابط عمومی دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی با تکذیبی مبهم، آن را به «فضا سازی رسانه های غربی» نسبت داده و با توجیه مسخره ای می گوید این متهمان هماکنون بالای ۲۰ سال سن دارند.
هادی رستمی، مهدی شرفیان هفت چشمه و مهدی شاهیوند، آبان ۹۸ توسط بیدادگاه کیفری ویژه اطفال و نوجوانان آذربایجان غربی به اتهام سرقت به «قطع ۴ انگشت دست راست از انتهای آن به نحوی که انگشت شست و کف دست باقی بماند» محکوم شدهاند.
صدور این احکام غیرانسانی در حالی است که یکی از متهمان در دفاعیاتش اعلام کرده اعترافات اجباری او تحت فشار و شکنجه بوده و در زمان وقوع بعضی از سرقتها در زندان تهران بزرگ در حال تحمل محکومیت قبلی خود بوده است.
#زندان #شکنجه #اعدام #تیرباران #اعتراف_اجباری #نه_به_قطع_عضو #تجاوز_جنسی_به_زنان_در_زندان
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست #فقر_و_فلاکت #بیکاری #تورم #گورخواب
سازمان عفو بین الملل با اشاره به اینکه #هادی_رستمی، #مهدی_شریفیان، #مهدی_شاهیوند و #کسری_کرمی در محاکمه های ناعادلانه و با اتکا به «اعترافات اجباری» به این حکم غیر انسانی محکوم شدهاند، از جانوران وحشی اسلامی و آدم کشان جمهوری اسلامی خواست که بی درنگ و بدون قید و شرط اجرای این احکام را متوقف کنند.
عفو بین الملل همچنین نوشت: "مقامات دادستانی و قضایی که آمران و عاملان چنین شکنجههایی هستند باید بدانند که میتوان آنها را طبق حقوق کیفری بینالمللی تحت پیگرد و محاکمه جنایی قرار داد".
ناقص سازی افراد نقض حقوق بشر و کرامت انسانی است، صدور و اجرای چنین احکام غیرانسانی باید لغو گردد. درحالیکه انتشار خبر احکام قطع انگشتان ۴ زندانی، موج انزجار و اعتراض شهروندان را در پی داشت، روابط عمومی دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی با تکذیبی مبهم، آن را به «فضا سازی رسانه های غربی» نسبت داده و با توجیه مسخره ای می گوید این متهمان هماکنون بالای ۲۰ سال سن دارند.
هادی رستمی، مهدی شرفیان هفت چشمه و مهدی شاهیوند، آبان ۹۸ توسط بیدادگاه کیفری ویژه اطفال و نوجوانان آذربایجان غربی به اتهام سرقت به «قطع ۴ انگشت دست راست از انتهای آن به نحوی که انگشت شست و کف دست باقی بماند» محکوم شدهاند.
صدور این احکام غیرانسانی در حالی است که یکی از متهمان در دفاعیاتش اعلام کرده اعترافات اجباری او تحت فشار و شکنجه بوده و در زمان وقوع بعضی از سرقتها در زندان تهران بزرگ در حال تحمل محکومیت قبلی خود بوده است.
#زندان #شکنجه #اعدام #تیرباران #اعتراف_اجباری #نه_به_قطع_عضو #تجاوز_جنسی_به_زنان_در_زندان
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست #فقر_و_فلاکت #بیکاری #تورم #گورخواب
Forwarded from اتچ بات
ویدئویی از نادر مختاری در بیمارستان و پیش از انتقال به شکنجه گاه کهریزک...
روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، #نادر_مختاری، از باداشت شدگان اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸، در شکنجه گاه و قتل گاه کهریزک، زیر شکنجه مزدوران وحشی جمهوری اسلامی جان عزیزش را از دست داد.
نادر مختاری، ۳۵ ساله، که همزمان با اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸ در کرج مفقود شده بود، پس از یک ماه در حالی که در کما بود در بیمارستان شهدای شهر ری توسط خانوادهاش شناسائی و پیدا میشود.
نادر مختاری که در اثر ضربات باتوم به کما رفته بود، پیش از نوروز ۱۳۹۹ و پس از به هوش آمدن، علیرغم توصیه پزشکان مبنی بر نیاز به ادامه درمان، توسط مزدوران امنیتی رژیم هار اسلامی بازداشت و به قتلگاه کهریزک منتقل شده و در بهداری این زندان بستری و زندانی می شود.
نگهداری نادر مختاری با وضعیت وخیم جسمی در بازداشتگاه کهریزک منجر به وخیم تر شدن حال وی شده و در نهایت روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹ در کهریزک، بدنام ترین شکنجه گاه جمهوری اسلامی، جان باخت.
گفتنی است خانواده نادر مختاری از زمان بازداشت، تاکنون تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار داشتهاند تا اعلام کنند فرزندشان به جرم دزدی در زندان بوده و بر اثر بیماری تنفسی جان باخته است.
" ننگ و نفرت بر جمهوری اسلامی "
🌹 نام و یاد عزیزش همیشه گرامی باد 🌹
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است
" ننگ و نفرت بر جمهوری اسلامی "
#زندان #شکنجه #اعدام #تجاوز #دادخواهی #تجاوز_جنسی_به_زنان_در_زندان #ناپدیدشدگان_قهری #قتل_های_زنجیره_ای #جنبش_دادخواهی #مادران_دادخواه
#نه_می_بخشیم_و_نه_فراموش_می_کنیم #جمهوری_اسلامی_ننگ_بشریت
#جمهوری_اسلامی_سرنگون_سرنگون #سرنگون_باد_حکومت_ضدانسانی_جمهوری_اسلامی
روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، #نادر_مختاری، از باداشت شدگان اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸، در شکنجه گاه و قتل گاه کهریزک، زیر شکنجه مزدوران وحشی جمهوری اسلامی جان عزیزش را از دست داد.
نادر مختاری، ۳۵ ساله، که همزمان با اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸ در کرج مفقود شده بود، پس از یک ماه در حالی که در کما بود در بیمارستان شهدای شهر ری توسط خانوادهاش شناسائی و پیدا میشود.
نادر مختاری که در اثر ضربات باتوم به کما رفته بود، پیش از نوروز ۱۳۹۹ و پس از به هوش آمدن، علیرغم توصیه پزشکان مبنی بر نیاز به ادامه درمان، توسط مزدوران امنیتی رژیم هار اسلامی بازداشت و به قتلگاه کهریزک منتقل شده و در بهداری این زندان بستری و زندانی می شود.
نگهداری نادر مختاری با وضعیت وخیم جسمی در بازداشتگاه کهریزک منجر به وخیم تر شدن حال وی شده و در نهایت روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹ در کهریزک، بدنام ترین شکنجه گاه جمهوری اسلامی، جان باخت.
گفتنی است خانواده نادر مختاری از زمان بازداشت، تاکنون تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار داشتهاند تا اعلام کنند فرزندشان به جرم دزدی در زندان بوده و بر اثر بیماری تنفسی جان باخته است.
" ننگ و نفرت بر جمهوری اسلامی "
🌹 نام و یاد عزیزش همیشه گرامی باد 🌹
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است
" ننگ و نفرت بر جمهوری اسلامی "
#زندان #شکنجه #اعدام #تجاوز #دادخواهی #تجاوز_جنسی_به_زنان_در_زندان #ناپدیدشدگان_قهری #قتل_های_زنجیره_ای #جنبش_دادخواهی #مادران_دادخواه
#نه_می_بخشیم_و_نه_فراموش_می_کنیم #جمهوری_اسلامی_ننگ_بشریت
#جمهوری_اسلامی_سرنگون_سرنگون #سرنگون_باد_حکومت_ضدانسانی_جمهوری_اسلامی
رحمان تابش شهروند اهل اشنویه با تودیع قرار وثیقه آزاد شد
خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۳ مهرماه، رحمان تابش شهروند اهل اشنویه با تودیع قرار وثیقه، از یکی بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه آزاد شد. این شهروند روز یکشنبه ۱۵ تیرماه، توسط نیروهای امنیتی بدون ارائهی مجوز قضایی و به همراه ضرب و شتم در اشنویه بازداشت و پس از مدتی جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه منتقل شد.
@behnima
خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۳ مهرماه، رحمان تابش شهروند اهل اشنویه با تودیع قرار وثیقه، از یکی بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه آزاد شد. این شهروند روز یکشنبه ۱۵ تیرماه، توسط نیروهای امنیتی بدون ارائهی مجوز قضایی و به همراه ضرب و شتم در اشنویه بازداشت و پس از مدتی جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه منتقل شد.
@behnima
۴۷ کشور حاضر در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل ضمن محکومیت اعدام ناگهانی نوید افکاری، خواستار آزادی نسرین ستوده و نرگس محمدی و پایان دادن به نقض مکرر حقوق بشر در ایران شدند.
در این بیانیه که توسط نماینده آلمان در شورای حقوق بشر سازمان ملل خوانده شد، با اشاره به نقض مکرر حقوق بشر در ایران از مواردی چون «بازداشتهای خودسرانه، دادرسی ناعادلانه، اعترافات اجباری» و «اعمال شکنجه» علیه زندانیانی که در اعتراضهای اخیر در ایران بازداشت شدهاند به شدت ابراز نگرانی شده است.
کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین با اشاره به پرونده برزان نصراللهزاده، زندانی سنیمذهب که به محاربه و اعدام محکوم شده و هنگام بازداشت کمتر از ۱۸ سال داشته است، از اجرای حکم اعدام نوجوانان در ایران به عنوان یکی دیگر از مصادیق نقض حقوق بشر نام میبرند.
در بخش دیگری از این بیانیه به اعدام نوید افکاری اشاره شده و اعدام ناگهانی او در شرایطی که گزارشهایی درباره اعترافات اجباری و شکنجه او در زمان بازداشت منتشر شده بود، محکوم شده است.
مقامهای قضایی ایران نوید افکاری را به خاطر شرکت در اعتراضهای مرداد ۹۷ شیراز و به اتهام قتل یک نیروی امنیتی به دو بار اعدام محکوم کردند و علیرغم ابهامات فراوان این پرونده و اینکه نوید افکاری از «اعتراف زیر شکنجه» خبر داده بود، ۲۲ شهریورماه او را بدون اطلاع خانواده او و حتی خانواده مقتول اعدام کردند.
کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین با اشاره به ارعاب و فشار علیه مدافعان حقوق زنان، فعالان محیط زیست و وکلا در ایران، خواستار آزادی فوری زندانیان عقیدتی و سیاسی مانند نسرین ستوده و نرگس محمدی شدهاند.
منبع رادیو فردا
@behnima
در این بیانیه که توسط نماینده آلمان در شورای حقوق بشر سازمان ملل خوانده شد، با اشاره به نقض مکرر حقوق بشر در ایران از مواردی چون «بازداشتهای خودسرانه، دادرسی ناعادلانه، اعترافات اجباری» و «اعمال شکنجه» علیه زندانیانی که در اعتراضهای اخیر در ایران بازداشت شدهاند به شدت ابراز نگرانی شده است.
کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین با اشاره به پرونده برزان نصراللهزاده، زندانی سنیمذهب که به محاربه و اعدام محکوم شده و هنگام بازداشت کمتر از ۱۸ سال داشته است، از اجرای حکم اعدام نوجوانان در ایران به عنوان یکی دیگر از مصادیق نقض حقوق بشر نام میبرند.
در بخش دیگری از این بیانیه به اعدام نوید افکاری اشاره شده و اعدام ناگهانی او در شرایطی که گزارشهایی درباره اعترافات اجباری و شکنجه او در زمان بازداشت منتشر شده بود، محکوم شده است.
مقامهای قضایی ایران نوید افکاری را به خاطر شرکت در اعتراضهای مرداد ۹۷ شیراز و به اتهام قتل یک نیروی امنیتی به دو بار اعدام محکوم کردند و علیرغم ابهامات فراوان این پرونده و اینکه نوید افکاری از «اعتراف زیر شکنجه» خبر داده بود، ۲۲ شهریورماه او را بدون اطلاع خانواده او و حتی خانواده مقتول اعدام کردند.
کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین با اشاره به ارعاب و فشار علیه مدافعان حقوق زنان، فعالان محیط زیست و وکلا در ایران، خواستار آزادی فوری زندانیان عقیدتی و سیاسی مانند نسرین ستوده و نرگس محمدی شدهاند.
منبع رادیو فردا
@behnima
Forwarded from اتچ بات
خطر اعدام جان زندانیان سیاسی را بشدت تهدید می کند، نگذاریم صدایشان خاموش گردد...
همگان را برای شرکت در تظاهرات فراد، شنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰ در شهر اشتوتگارت آلمان فرا می خوانیم. جامعه جهانی را باید برای توقف اجرای احکام هولناک اعدام در ایران فرا بخوانیم و نگذاریم جمهوری اسلامی با اعدام زندانیان سیاسی فضای جامعه را مرعوب نماید.
خود جنایتکاران جمهوری اسلامی نیز به خوبی می دانند که زندانیان سیاسی جرمی مرتکب نشده اند و احکام ضدبشری اعدام آنها، با استناد به اعترافات اجباری زیر فشار و شکنجه صادر شده است. امروز وظیفه انسانی همه ماست که صدای زندانیان سیاسی و خانواده هایشان باشیم و نگذاریم جمهوری اسلامی با ریختن خون مردم به جنایت های ضدانسانی خود ادامه دهد.
مردم آزاده ایران، وجدان های بیدار و آگاه؛ از همه ی شما عزیزان درخواست می کنیم با شرکت در تظاهرات روز شنبه در شهر #اشتوتگارت #آلمان، صدای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام باشید.
Adresse: Stuttgart, Marstallstraße Ecke Königstraße
Samstag, 26.09.2020, 17:30 - 19:30
شرکت در تظاهرات برای همگان آزاد می باشد
Abbas Mohammadpoor: 017620576747 - 015213302597
گروه آزادی و برابری
#stuttgart #Deutschland #DoNotExecute #DeathPenalty #EndToExecutions
#امیرحسین_مرادی #سعید_تمجیدی #محمد_رجبی #مهدی_صالحی #محمد_بسطامی #مجید_نظری #هادی_کیانی #عباس_محمدی #اعدام_نکنید #محمد_کشوری #حیدر_قربانی #شاکر_بهروزی #ارسلان_خودکام #لغو_فوری_اعدام #محی_الدین_ابراهیمی #نه_به_اعدام #آری_به_زندگی #اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
همگان را برای شرکت در تظاهرات فراد، شنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰ در شهر اشتوتگارت آلمان فرا می خوانیم. جامعه جهانی را باید برای توقف اجرای احکام هولناک اعدام در ایران فرا بخوانیم و نگذاریم جمهوری اسلامی با اعدام زندانیان سیاسی فضای جامعه را مرعوب نماید.
خود جنایتکاران جمهوری اسلامی نیز به خوبی می دانند که زندانیان سیاسی جرمی مرتکب نشده اند و احکام ضدبشری اعدام آنها، با استناد به اعترافات اجباری زیر فشار و شکنجه صادر شده است. امروز وظیفه انسانی همه ماست که صدای زندانیان سیاسی و خانواده هایشان باشیم و نگذاریم جمهوری اسلامی با ریختن خون مردم به جنایت های ضدانسانی خود ادامه دهد.
مردم آزاده ایران، وجدان های بیدار و آگاه؛ از همه ی شما عزیزان درخواست می کنیم با شرکت در تظاهرات روز شنبه در شهر #اشتوتگارت #آلمان، صدای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام باشید.
Adresse: Stuttgart, Marstallstraße Ecke Königstraße
Samstag, 26.09.2020, 17:30 - 19:30
شرکت در تظاهرات برای همگان آزاد می باشد
Abbas Mohammadpoor: 017620576747 - 015213302597
گروه آزادی و برابری
#stuttgart #Deutschland #DoNotExecute #DeathPenalty #EndToExecutions
#امیرحسین_مرادی #سعید_تمجیدی #محمد_رجبی #مهدی_صالحی #محمد_بسطامی #مجید_نظری #هادی_کیانی #عباس_محمدی #اعدام_نکنید #محمد_کشوری #حیدر_قربانی #شاکر_بهروزی #ارسلان_خودکام #لغو_فوری_اعدام #محی_الدین_ابراهیمی #نه_به_اعدام #آری_به_زندگی #اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
حمایت انسانی از آزادی نسرین ستوده!
تعدادی از دوستان این روزها اصرار دارند که درست وقتی که نسرین ستوده در بیمارستان بوده و امروز دوباره با حال وخیم او را به زندان برگردانده اند، به جای حمایت از آزادی وی، او را به خاطر کارنامه اعمال سیاسی اش در دفاع از روحانی و اصلاح طلبان افشا کنند. برخی حتی اعتراض پاره ایی از سران دول غربی را به زندانی بودن وی، تعبیر به پروژه شخصیت سازی از بالای سر مردم میکنند. لذا معتقدند بایست از الان افشا کرد. من هر دو این رویه ها را قبول ندارم چرا؟ّ
۱. هر طرز تفکر سیاسی، هر پلتفرمی، فرق نمیکند چپ باشد یا راست، فقط به خاطر « طلایی بودن عقیده» در نزد مردم دست بالا پیدا نمیکند. طلایی ترین عقاید ناب سیاسی را بدهید دست آدمهایی که قادر به فهم جامعه و ارائه رفتاری سیاسی، وزین، فهیم و با کلاس بالای شعور اجتماعی نیستند، باد هوا میشود. به نظر من کسی که به تاثیر رفتار و کردار خود روی ذهن و احساس مردم دقت نمیکند، جای عمیقی در سیاست پیدا نمیکند. الان که یک آدمی زندانی شده، روی تخت بیمارستان افتاده، بچه هایش برایش نگرانند، کمپین راه انداختن علیه وی تنها اثری که بجا میگذارد این است که جامعه میگوید این برخورد غیر انسانی است. که هست! مردم نمیگویند اوه عجب پلتفرم رادیکالی. یک جایی مفهوم رادیکالیسم در نزد جامعه انسانگرایی عمیق است.
همینکه جامعه برداشت کرد که این برخورد غیر انسانی است، یعنی نقد شما هیچ است، پوچ است. دیگر پلتفرمتان یک دلار هم نمی ارزد. در این لحظه معین جامعه شما را با درجه انسانیت عمیقتان می سنجد. و اگر پلتفرمی سیاسی، برایش مهم نبود که یک ایمیج عمیق انسانی از خودش بدهد، حتی وقتی پای مخالف سیاسی اش در میان باشد، برایش مهم نبود که در برخورد به نسرین ستوده جامعه رفتارش را از جنبه تعهدش به انسانیت ورانداز میکند، باید در ان پلتفرم را گل گرفت چون هم انسانیت عمیق در سبد سیاسی اش نیست، هم هوش و درایت کافی ندارد کجا چگونه برخورد کند. ما در مقابل سبوعیت جمهوری اسلامی باید از حق ازادی این زن دفاع کنیم. وقتی بیرون زندان بود، فرصت به اندازه کافی برای یک دیالوگ سالم شهروندی و ابراز مخالفت با تاریخ زندگی او در حمایت از اصلاح طلبان وجود دارد. تازه ما الان نمیدانیم خود نسرین ستوده واقعن هنوز با اینهمه رنج و مرارت اصلاح طلب مانده است یا نه؟
۲. ترس مشاور خوبی برای اتخاذ یک روش عمل سیاسی و اخلاقی نیست. اینکه دوستان میترسند مبادا فلان و بهمدان بشود، خود به نوعی نداشتن اعتماد به نفس و اطمینان قوی به جنبش است. چقدر مردم بگویند که اصلاحات مرد. هر دو جناح حکومت باید بروند.
الان سال پنجاه و هفت نیست. چهل سال تجربه داریم. چهل سال جنگیده ایم. ما از دشمن آگاهتر و زیرک تریم. هیچ کس نمیتواند نقشه برای مردم پیاده کند. در ثانی اینها خود حدس و گمانه هایی هست که نظام هم به آن دامن میزند. الان نمیشود به خاطر حدسهای الکی و تیوریهای توطئه در باره جان و زندگی یک انسان اهمال کرد.
به نظر من نسرین ستوده وضع بسیار بدی دارد. اصلاح طلبها او را ول کرده اند چون گلیم خودشان را از آب کشیده اند. این جبهه هیچوقت برای حق و حقوق کسی از خودش هزینه نمیکند. انها که هنوز در حاشیه قدرتند، حرفش را نمیزنند مبادا نان و آبشان به خطر بیفتد. اینها هم که در خارجند وقت ندارند چون مشغول ماله کشی حکومتند. برای اکبر گنجی که پونز چسبانده بود بیشتر خودشان را جر دادند. چپها هم از نسرین ستوده دفاع نمیکنند چون اصلاح طلب بوده. همین نقطه ضعف را نظام میگیرد و هر بلایی خواست سر او می آورد. به نظر من موقعیت خطرناکی است برای او. به اعتقاد من باید بدون شک و تردید رفت پای دفاع از آزادی اش. باید بدون شک و تردید علیه خشونت جمهوری اسلامی در حق او وارد عمل متحد گسترده شد. این تنها موضع سیاسی درست، اجتماعی و انسانی است. مواضع دیگر از نظر من رد و غیر انسانی و تقویت برخورد نظام با اوست.
پ.ن: سیاست حساب پس انداز نیست. شما نمیتوانید موضع سیاسی را ذخیره کنید. سیاست یعنی اتخاذ بهترین روش برای امروز. اگر نسرین ستوده آزاد شد و کمپین برای انتخابات راه انداخت، در روز خودش ما هم بهترین موضع سیاسی را همان روز اتخاذ میکنیم. اما همین امروز این موضع ما را قوی میکند. چون باز گذاشتن دست حکومت برای اعمال هر نوع خشونتی به ضرر کل جامعه است. پلتفرمی کارش میگیرد که از موضع صاحب دلسوز و با درایت جامعه در نزد مردم ظاهر بشود. من طرفدار چنین نگرشی ام.
@behnima
تعدادی از دوستان این روزها اصرار دارند که درست وقتی که نسرین ستوده در بیمارستان بوده و امروز دوباره با حال وخیم او را به زندان برگردانده اند، به جای حمایت از آزادی وی، او را به خاطر کارنامه اعمال سیاسی اش در دفاع از روحانی و اصلاح طلبان افشا کنند. برخی حتی اعتراض پاره ایی از سران دول غربی را به زندانی بودن وی، تعبیر به پروژه شخصیت سازی از بالای سر مردم میکنند. لذا معتقدند بایست از الان افشا کرد. من هر دو این رویه ها را قبول ندارم چرا؟ّ
۱. هر طرز تفکر سیاسی، هر پلتفرمی، فرق نمیکند چپ باشد یا راست، فقط به خاطر « طلایی بودن عقیده» در نزد مردم دست بالا پیدا نمیکند. طلایی ترین عقاید ناب سیاسی را بدهید دست آدمهایی که قادر به فهم جامعه و ارائه رفتاری سیاسی، وزین، فهیم و با کلاس بالای شعور اجتماعی نیستند، باد هوا میشود. به نظر من کسی که به تاثیر رفتار و کردار خود روی ذهن و احساس مردم دقت نمیکند، جای عمیقی در سیاست پیدا نمیکند. الان که یک آدمی زندانی شده، روی تخت بیمارستان افتاده، بچه هایش برایش نگرانند، کمپین راه انداختن علیه وی تنها اثری که بجا میگذارد این است که جامعه میگوید این برخورد غیر انسانی است. که هست! مردم نمیگویند اوه عجب پلتفرم رادیکالی. یک جایی مفهوم رادیکالیسم در نزد جامعه انسانگرایی عمیق است.
همینکه جامعه برداشت کرد که این برخورد غیر انسانی است، یعنی نقد شما هیچ است، پوچ است. دیگر پلتفرمتان یک دلار هم نمی ارزد. در این لحظه معین جامعه شما را با درجه انسانیت عمیقتان می سنجد. و اگر پلتفرمی سیاسی، برایش مهم نبود که یک ایمیج عمیق انسانی از خودش بدهد، حتی وقتی پای مخالف سیاسی اش در میان باشد، برایش مهم نبود که در برخورد به نسرین ستوده جامعه رفتارش را از جنبه تعهدش به انسانیت ورانداز میکند، باید در ان پلتفرم را گل گرفت چون هم انسانیت عمیق در سبد سیاسی اش نیست، هم هوش و درایت کافی ندارد کجا چگونه برخورد کند. ما در مقابل سبوعیت جمهوری اسلامی باید از حق ازادی این زن دفاع کنیم. وقتی بیرون زندان بود، فرصت به اندازه کافی برای یک دیالوگ سالم شهروندی و ابراز مخالفت با تاریخ زندگی او در حمایت از اصلاح طلبان وجود دارد. تازه ما الان نمیدانیم خود نسرین ستوده واقعن هنوز با اینهمه رنج و مرارت اصلاح طلب مانده است یا نه؟
۲. ترس مشاور خوبی برای اتخاذ یک روش عمل سیاسی و اخلاقی نیست. اینکه دوستان میترسند مبادا فلان و بهمدان بشود، خود به نوعی نداشتن اعتماد به نفس و اطمینان قوی به جنبش است. چقدر مردم بگویند که اصلاحات مرد. هر دو جناح حکومت باید بروند.
الان سال پنجاه و هفت نیست. چهل سال تجربه داریم. چهل سال جنگیده ایم. ما از دشمن آگاهتر و زیرک تریم. هیچ کس نمیتواند نقشه برای مردم پیاده کند. در ثانی اینها خود حدس و گمانه هایی هست که نظام هم به آن دامن میزند. الان نمیشود به خاطر حدسهای الکی و تیوریهای توطئه در باره جان و زندگی یک انسان اهمال کرد.
به نظر من نسرین ستوده وضع بسیار بدی دارد. اصلاح طلبها او را ول کرده اند چون گلیم خودشان را از آب کشیده اند. این جبهه هیچوقت برای حق و حقوق کسی از خودش هزینه نمیکند. انها که هنوز در حاشیه قدرتند، حرفش را نمیزنند مبادا نان و آبشان به خطر بیفتد. اینها هم که در خارجند وقت ندارند چون مشغول ماله کشی حکومتند. برای اکبر گنجی که پونز چسبانده بود بیشتر خودشان را جر دادند. چپها هم از نسرین ستوده دفاع نمیکنند چون اصلاح طلب بوده. همین نقطه ضعف را نظام میگیرد و هر بلایی خواست سر او می آورد. به نظر من موقعیت خطرناکی است برای او. به اعتقاد من باید بدون شک و تردید رفت پای دفاع از آزادی اش. باید بدون شک و تردید علیه خشونت جمهوری اسلامی در حق او وارد عمل متحد گسترده شد. این تنها موضع سیاسی درست، اجتماعی و انسانی است. مواضع دیگر از نظر من رد و غیر انسانی و تقویت برخورد نظام با اوست.
پ.ن: سیاست حساب پس انداز نیست. شما نمیتوانید موضع سیاسی را ذخیره کنید. سیاست یعنی اتخاذ بهترین روش برای امروز. اگر نسرین ستوده آزاد شد و کمپین برای انتخابات راه انداخت، در روز خودش ما هم بهترین موضع سیاسی را همان روز اتخاذ میکنیم. اما همین امروز این موضع ما را قوی میکند. چون باز گذاشتن دست حکومت برای اعمال هر نوع خشونتی به ضرر کل جامعه است. پلتفرمی کارش میگیرد که از موضع صاحب دلسوز و با درایت جامعه در نزد مردم ظاهر بشود. من طرفدار چنین نگرشی ام.
@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺تصادف شدید دو خودروی سوخت (گاز) و یک تریلی کشنده در جاده امیدیه به بندردیلم
🔹شاهدان میگویند در جریان این تصادف، خودروهای سوخترسان دچار آتشسوزی شدید شده اند، جاده بسته شده و چند تن کشته و مجروح شده اند.
@behnima
🔹شاهدان میگویند در جریان این تصادف، خودروهای سوخترسان دچار آتشسوزی شدید شده اند، جاده بسته شده و چند تن کشته و مجروح شده اند.
@behnima
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه, [۲۰۲۰/۹/۲۵، ۲۲:۵۱]
✔️ اعدام نوید افکاری برای ارعاب و فرونشاندن خشم کارگران و معترضان!
"نوید افکاری،
روزهایی که هنوز هفت ساله نشده بود، میرفت پارک آزادی آدامس و بادبادک میفروخت. تا هیجده سالگی با تمام توان چسبید به کشتی، همیشه تو استان اول بود و تو مسابقات کشوری مدال میگرفت. چون در نوجوانی مجبور شد ترک تحصیل کند برای مسابقات برون مرزی به بن بست خورد و بعدا ناچار شد به سربازی برود. سال ١٣٩٢ خدمت سربازییاش تمام شد و این بار مشکلات مالی کشتی را که ورزش مورد علاقه اش بود، از او گرفت. با سه سال کارگری پول ناچیزی جمع کرد. حالا دیگر ٢٣ ساله شده بود و ادامه دادن حرفه ای ورزش کشتی ریسک بزرگی بود. رسیدن او به تیم ملی تقریبا به رویایی محال تبدیل شده بود. . . . در سن ٢٥ سالگی ناچار شد برای کمک به خانواده باز هم به کارگری بپردازد و بعدا در شهریور ٩٧ دستگیر شد و…. "
این شرح مختصر و گوشه هایی از زندگی ِ نوید افکاری، به نقل از خود اوست که با جسمی درهم شکسته از فشار و شکنجه ماموران امنیتی، در سحرگاه روز شنبه، بیست و دوم شهریور ماه، بی آن که حتی اجازه دیدار با خانواده و مادر خود را داشته باشد، با دستپاچگی هرچه تمام تر به طناب دار آویخته شد(یا در زیر شکنجه به قتل رسید)، تا به زعم مقامات و ارگان های حامی سرمایه، درس عبرتی باشد برای کارگران و مردم معترضی که زندگی در زیر بار ستم طبقاتی و بی حقوقی را بر نمی تابند و به انحاء مختلف، اعتراض خود را نسبت به مناسبات استثماری و اختناق حاکم بر جامعه نشان می دهند.
نویدافکاری، خود، یکی از همین مردم معترض بود. او یکی از هزاران جوان کارگر و محرومی بود که از کودکی با کارگری و دستفروشی، طعم تلخ فقر و نابرابری را چشیده و با ترک تحصیل اجباری و دست شستن از علایق و آرزوهایش، از جمله "عضویت در تیم ملی کشتی"، به عنوان کارگری گچکار مشغول به کار شد، تا بخشی از مخارج خانواده را برعهده بگیرد و کمک خرج خانواده باشد.
همین وضعیت البته به نوبه خود، نوید را با واقعیت های تلخ زندگی و نابرابری های موجود در جامعه آشنا کرد و از او فردی معترض، رشید و با شهامت ساخت. تا آن جا که در اعتراضات خیابانی مردم که علیه فقر،گرانی، تورم و استبداد لجام گسیخته، در جامعه صورت می گیرد، شرکت کرد و به سهم خود نقش فعال و پُررنگی در آن اعتراضات و تظاهرات ها داشت.
گماشتگان سرمایه، برای نوید که فردی شناخته شده و از جنس خود مردم بود به خاطر شرکت در اعتراضات خیابانی سال ۹۷ پرونده سازی کرده و او را به دنبال اعترافی ساختگی که تحت فشار وشکنجه انجام شده بود،به اعدام محکوم کردند، تا به تصور خود، کارگران و مردم معترض را بترسانند و از اعتراضات آنان در آینده جلوگیری کنند.
غافل از آن که، آن چه که کارگران و توده های محروم و زحمتکش جامعه را به حرکت وا می دارد و به اعتراض و مبارزه می کشاند همانا شرایط و اوضاع و احوالی اسفبار است که زندگی را برای بیش از ۹۰ درصد آحاد جامعه سخت و غیرقابل تحمل کرده و آنان را به فقر و خانه خرابی کشانده است. نوید و نویدها در واقع محصول این شرایط هستند و از دل شرایط نامناسب اجتماعی و اعتراضات و مبارزات مردم برمی خیزند.
ناگفته پیداست نهادهایی که با صحنه سازی و گرفتن اعتراف در زیر فشار و شکنجه حکم صادر می نمایند، تا جان یک کارگر زحمتکش و بی گناه را بگیرند و از این طریق به اصطلاح قدرت نمایی کنند، به راستی ترسیده اند و سخت نگران وضعیت آتی خود در روزها و ماه های پیش رومی باشند.
اما برخلاف تصور ِ مدافعان سرمایه، اعدام نوید نه تنها ترس و وحشت در دل مردم ایجاد نکرد، بلکه واکنش شدید و گسترده کارگران و توده های مردم را همراه با خشم و انزجار آنان نسبت به این اقدام سرکوب گرایانه و ضدانسانی برانگیخت و آن را به عنوان قتل عمد دولتی و پدیده ای مذموم و ضدبشری در معرض نگاه و قضاوت کارگران آگاه و وجدان های بیدار جامعه قرار داد. اعدام نوید بار دیگر حساسیت جامعه را نسبت به این مسئله جلب نمود وبه کارگران و توده های مردم یادآور شد که باید پرقدرت، متشکل و گسترده علیه اعدام و سلب آزادی به مبارزه برخاست. به طور قطع این، آن نتیجه مطلوب ِ دولتمردان و عوامل سرمایه نبوده است.
ما به عنوان بخشی از جامعه کارگری ایران، ضمن عرض تسلیت به مردم زحمتکش و خانواده داغدیده از جور ستم پیشگان ، هرگونه تهدید، شکنجه و اعدام را نشانه وحشت و استیصال کارگزاران وعوامل سرمایه دانسته و حق شرکت دراعتراضات و اعتصابات کارگری را جزیی از حقوق حقه و مسلم کارگران و توده های محروم می دانیم .
ادامه در صفحه بعد👇
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه, [۲۰۲۰/۹/۲۵، ۲۲:۵۱]
ادامه مطلب👇
اعتقاد ما بر این است که هیچ کس را نباید به خاطر اعتراض به مصائبی که دامن گیر کارگران و زحمتکشان است تهدید و ارعاب نمود و مهمتر و فجیح تر از آن، دستگیر، زندانی ، شکنجه
✔️ اعدام نوید افکاری برای ارعاب و فرونشاندن خشم کارگران و معترضان!
"نوید افکاری،
روزهایی که هنوز هفت ساله نشده بود، میرفت پارک آزادی آدامس و بادبادک میفروخت. تا هیجده سالگی با تمام توان چسبید به کشتی، همیشه تو استان اول بود و تو مسابقات کشوری مدال میگرفت. چون در نوجوانی مجبور شد ترک تحصیل کند برای مسابقات برون مرزی به بن بست خورد و بعدا ناچار شد به سربازی برود. سال ١٣٩٢ خدمت سربازییاش تمام شد و این بار مشکلات مالی کشتی را که ورزش مورد علاقه اش بود، از او گرفت. با سه سال کارگری پول ناچیزی جمع کرد. حالا دیگر ٢٣ ساله شده بود و ادامه دادن حرفه ای ورزش کشتی ریسک بزرگی بود. رسیدن او به تیم ملی تقریبا به رویایی محال تبدیل شده بود. . . . در سن ٢٥ سالگی ناچار شد برای کمک به خانواده باز هم به کارگری بپردازد و بعدا در شهریور ٩٧ دستگیر شد و…. "
این شرح مختصر و گوشه هایی از زندگی ِ نوید افکاری، به نقل از خود اوست که با جسمی درهم شکسته از فشار و شکنجه ماموران امنیتی، در سحرگاه روز شنبه، بیست و دوم شهریور ماه، بی آن که حتی اجازه دیدار با خانواده و مادر خود را داشته باشد، با دستپاچگی هرچه تمام تر به طناب دار آویخته شد(یا در زیر شکنجه به قتل رسید)، تا به زعم مقامات و ارگان های حامی سرمایه، درس عبرتی باشد برای کارگران و مردم معترضی که زندگی در زیر بار ستم طبقاتی و بی حقوقی را بر نمی تابند و به انحاء مختلف، اعتراض خود را نسبت به مناسبات استثماری و اختناق حاکم بر جامعه نشان می دهند.
نویدافکاری، خود، یکی از همین مردم معترض بود. او یکی از هزاران جوان کارگر و محرومی بود که از کودکی با کارگری و دستفروشی، طعم تلخ فقر و نابرابری را چشیده و با ترک تحصیل اجباری و دست شستن از علایق و آرزوهایش، از جمله "عضویت در تیم ملی کشتی"، به عنوان کارگری گچکار مشغول به کار شد، تا بخشی از مخارج خانواده را برعهده بگیرد و کمک خرج خانواده باشد.
همین وضعیت البته به نوبه خود، نوید را با واقعیت های تلخ زندگی و نابرابری های موجود در جامعه آشنا کرد و از او فردی معترض، رشید و با شهامت ساخت. تا آن جا که در اعتراضات خیابانی مردم که علیه فقر،گرانی، تورم و استبداد لجام گسیخته، در جامعه صورت می گیرد، شرکت کرد و به سهم خود نقش فعال و پُررنگی در آن اعتراضات و تظاهرات ها داشت.
گماشتگان سرمایه، برای نوید که فردی شناخته شده و از جنس خود مردم بود به خاطر شرکت در اعتراضات خیابانی سال ۹۷ پرونده سازی کرده و او را به دنبال اعترافی ساختگی که تحت فشار وشکنجه انجام شده بود،به اعدام محکوم کردند، تا به تصور خود، کارگران و مردم معترض را بترسانند و از اعتراضات آنان در آینده جلوگیری کنند.
غافل از آن که، آن چه که کارگران و توده های محروم و زحمتکش جامعه را به حرکت وا می دارد و به اعتراض و مبارزه می کشاند همانا شرایط و اوضاع و احوالی اسفبار است که زندگی را برای بیش از ۹۰ درصد آحاد جامعه سخت و غیرقابل تحمل کرده و آنان را به فقر و خانه خرابی کشانده است. نوید و نویدها در واقع محصول این شرایط هستند و از دل شرایط نامناسب اجتماعی و اعتراضات و مبارزات مردم برمی خیزند.
ناگفته پیداست نهادهایی که با صحنه سازی و گرفتن اعتراف در زیر فشار و شکنجه حکم صادر می نمایند، تا جان یک کارگر زحمتکش و بی گناه را بگیرند و از این طریق به اصطلاح قدرت نمایی کنند، به راستی ترسیده اند و سخت نگران وضعیت آتی خود در روزها و ماه های پیش رومی باشند.
اما برخلاف تصور ِ مدافعان سرمایه، اعدام نوید نه تنها ترس و وحشت در دل مردم ایجاد نکرد، بلکه واکنش شدید و گسترده کارگران و توده های مردم را همراه با خشم و انزجار آنان نسبت به این اقدام سرکوب گرایانه و ضدانسانی برانگیخت و آن را به عنوان قتل عمد دولتی و پدیده ای مذموم و ضدبشری در معرض نگاه و قضاوت کارگران آگاه و وجدان های بیدار جامعه قرار داد. اعدام نوید بار دیگر حساسیت جامعه را نسبت به این مسئله جلب نمود وبه کارگران و توده های مردم یادآور شد که باید پرقدرت، متشکل و گسترده علیه اعدام و سلب آزادی به مبارزه برخاست. به طور قطع این، آن نتیجه مطلوب ِ دولتمردان و عوامل سرمایه نبوده است.
ما به عنوان بخشی از جامعه کارگری ایران، ضمن عرض تسلیت به مردم زحمتکش و خانواده داغدیده از جور ستم پیشگان ، هرگونه تهدید، شکنجه و اعدام را نشانه وحشت و استیصال کارگزاران وعوامل سرمایه دانسته و حق شرکت دراعتراضات و اعتصابات کارگری را جزیی از حقوق حقه و مسلم کارگران و توده های محروم می دانیم .
ادامه در صفحه بعد👇
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه, [۲۰۲۰/۹/۲۵، ۲۲:۵۱]
ادامه مطلب👇
اعتقاد ما بر این است که هیچ کس را نباید به خاطر اعتراض به مصائبی که دامن گیر کارگران و زحمتکشان است تهدید و ارعاب نمود و مهمتر و فجیح تر از آن، دستگیر، زندانی ، شکنجه
و اعدام کرد.
لغو اعدام دفاع از حق حیات است
سندیکای کارگران کشت و صنعت نی شکر هفت تپه
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانون صنفی معلمان اسلام شهر
کمیته هماهنگی کمک به ایجاد تشکل های کارگری
شورای بازنشستگان ایران
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری
اتحاد بازنشستگان ایران
گروه اتحاد بازنشستگان
جمعه /۴/مهر/۱۳۹۹
@behnima
لغو اعدام دفاع از حق حیات است
سندیکای کارگران کشت و صنعت نی شکر هفت تپه
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانون صنفی معلمان اسلام شهر
کمیته هماهنگی کمک به ایجاد تشکل های کارگری
شورای بازنشستگان ایران
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری
اتحاد بازنشستگان ایران
گروه اتحاد بازنشستگان
جمعه /۴/مهر/۱۳۹۹
@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزین رضایی.
چندی پیش، با وجودبیماری اش زندانی اش،کردندوبه بندکشیدنش..
حالا خبرها حاکی اینکه حال عمومی اش، خوب نیست به داروورسیدگی پزشکی نیاز داره. اما مسولان زندان مثل همیشه از تحویل گرفتن حتی داروهای که خودبا هزینه شخصی از بیرون تهییه کرده است اجازه ورود دارو به داخل زندان نمیدهند..
#بازداشت_های_خودسرانه
#نه به زندان_شکنجه
@behnima
چندی پیش، با وجودبیماری اش زندانی اش،کردندوبه بندکشیدنش..
حالا خبرها حاکی اینکه حال عمومی اش، خوب نیست به داروورسیدگی پزشکی نیاز داره. اما مسولان زندان مثل همیشه از تحویل گرفتن حتی داروهای که خودبا هزینه شخصی از بیرون تهییه کرده است اجازه ورود دارو به داخل زندان نمیدهند..
#بازداشت_های_خودسرانه
#نه به زندان_شکنجه
@behnima
Forwarded from اتچ بات
#نسرین_ستوده به اعتصاب غذای خود پایان داد.
نسرین ستوده به «دلیل وخامت حالش» به اعتصاب غذای خود که در حدود ۴۵ روز طول کشید؛ پایان داد.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در توییتی که روز شنبه منتشر شد نوشت که خانم ستوده روز جمعه ۴ مهر اعتصاب غذای خود را شکسته ولی به دلیل «نبود تلفن» خبر پایان اعتصاب غذا را امروز دریافت کرده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_زندان_فعالین
@behnima
نسرین ستوده به «دلیل وخامت حالش» به اعتصاب غذای خود که در حدود ۴۵ روز طول کشید؛ پایان داد.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در توییتی که روز شنبه منتشر شد نوشت که خانم ستوده روز جمعه ۴ مهر اعتصاب غذای خود را شکسته ولی به دلیل «نبود تلفن» خبر پایان اعتصاب غذا را امروز دریافت کرده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_زندان_فعالین
@behnima
خــبــــر
حکم زندان سه عضو کانون نویسندگان ایران اجرا شد.
امروز پنجم مهر ماه رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین، دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و کیوان باژن عضو پیشین هیئت دبیران جهت اجرای حکم به زندان اوین منتقل شدند. رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین هر یک به شش سال و کیوان باژن به سه سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند. این سه نویسنده پیشتر در تاریخ یکم تیر ماه سال جاری به شعبهی یک اجرای احکام احضار شده بودند؛ اما به علت شیوع بیماری کرونا، اجرای حکم آنها تا تاریخ پنجم مهر به تعویق افتاد. امروز صبح این سه نویسنده در دایره اجرای احکام حضور یافتند و در نهایت حوالی ساعت سه بعد از ظهر به زندان اوین منتقل شدند. رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن اردیبهشت ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه و هر یک به شش سال زندان محکوم شدند. چندی بعد دادگاه تجدید نظر حکم بدوی رضا خندان (مهابادی ) و بکتاش آبتین را تأیید کرد و حکم کیوان باژن به سه سال شش ماه تبدیل شد .این سه نویسنده مجموعا به پانزده سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند .اتهام آنها «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» است. مصادیق و "مستندات" این اتهامها انتشار نشریهی داخلی کانون نویسندگان ایران، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچهی کانون، بیانیههای کانون و حضور در مراسم سالگرد محمدجعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو است.
گفتنی است که جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران و تعدادی از شاعران و نویسندگان مستقل از ساعت نُه و نیم صبح امروز در اعتراض به اجرای حکم سه نویسنده در مقابل زندان اوین جمع شدند و تا لحظهی بدرقهی آنان در آنجا حضور داشتند.
@behnima
حکم زندان سه عضو کانون نویسندگان ایران اجرا شد.
امروز پنجم مهر ماه رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین، دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و کیوان باژن عضو پیشین هیئت دبیران جهت اجرای حکم به زندان اوین منتقل شدند. رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین هر یک به شش سال و کیوان باژن به سه سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند. این سه نویسنده پیشتر در تاریخ یکم تیر ماه سال جاری به شعبهی یک اجرای احکام احضار شده بودند؛ اما به علت شیوع بیماری کرونا، اجرای حکم آنها تا تاریخ پنجم مهر به تعویق افتاد. امروز صبح این سه نویسنده در دایره اجرای احکام حضور یافتند و در نهایت حوالی ساعت سه بعد از ظهر به زندان اوین منتقل شدند. رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن اردیبهشت ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه و هر یک به شش سال زندان محکوم شدند. چندی بعد دادگاه تجدید نظر حکم بدوی رضا خندان (مهابادی ) و بکتاش آبتین را تأیید کرد و حکم کیوان باژن به سه سال شش ماه تبدیل شد .این سه نویسنده مجموعا به پانزده سال و شش ماه زندان محکوم شدهاند .اتهام آنها «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» است. مصادیق و "مستندات" این اتهامها انتشار نشریهی داخلی کانون نویسندگان ایران، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچهی کانون، بیانیههای کانون و حضور در مراسم سالگرد محمدجعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو است.
گفتنی است که جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران و تعدادی از شاعران و نویسندگان مستقل از ساعت نُه و نیم صبح امروز در اعتراض به اجرای حکم سه نویسنده در مقابل زندان اوین جمع شدند و تا لحظهی بدرقهی آنان در آنجا حضور داشتند.
@behnima