کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.59K subscribers
25.2K photos
23K videos
1.49K files
24.6K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوری
براساس گزارشات دریافتی هم اکنون معابر روستای نرزیوە دچار آبگرفتگی شدە و هر لحظه بر شدت آب افزوده می شود.

در جریان سیل به این روستا فرماندار و اداره راه شهرداری اشنویه مقصر هستند دوسال پیش سیل بزرگی امد وپل پوش اباد را با خود برد و تمام اب رودخانه بزرگ اشنویه که به گادر معروف است از یک دهنه رد می شد که تمام این اب از کنار اب بند زمینهای کشاورزی روستای نرزیوه رد میشد اما هنوز بعد از دوسال نتوانستند یک پل را احداث کنند به خاطر دزدی و چپاول و از طرفی هم شهرداری اشنویه مقصر است. در ‌کجای جهان دیده اید که فاضلاب یک شهر ۲۰۰۰۰۰ هزار نفری از داخل منازل مسکونی ان هم بصورت فضای روباز رد بشود؟
Forwarded from ادبیات ما
به یاد کمون پاریس-بخش اول.pdf
494.8 KB
به یاد کمون پاریس
محسن ابراهیمی
بخش اول
Forwarded from ادبیات ما
به یاد کمون پاریس-بخش دوم.pdf
1.2 MB
به یاد کمون پاریس
محسن ابراهیمی
بخش دوم
Forwarded from ادبیات ما
به یاد کمون پاریس-بخش سوم.pdf
480.5 KB
به یاد کمون پاریس
محسن ابراهیمی
بخش سوم
«این عکس یک شاهکار است. انگار کارگردانی شده. چهار نفر جلوی تصویر، چهار مرد از قشری متفاوت، چهار مسئول که تا زانو در آب اند و می‌خندند. به چه چیز می‌خندند؟ نمی‌شود فهمید. ‌همه‌چیز برای این چهار نفر تفریح است. استخرِ توپ است. پارکِ آبی است.
.
کمی عقبتر، به پشت تصویر نگاه کنید. چهار نفر ایستاده‌اند. چهار زن و مردِ جوان و البته پیر. آن‌ها خانواده‌اند. مردم‌اند. چهره‌ها مشخص نیست و این به ما کمک می‌کند آنها را فراتر از چهار شخص خاص ببینیم. می‌شود تعمیمشان داد به تمام مردم ایران. از نحوه ایستادنشان می‌شود فهمید که غمگین و مأیوس‌اند. به دست‌هایشان نگاه کنید. خیلی مأیوس‌اند. گویا از پشت یک شیشه، به شهربازی خیره شده‌اند اما پول ندارند بلیت بخرند و تفریح کنند. در جایی بیرون از آب، کودکانه به تماشا ایستاده‌اند.
.
دوربین روی چهار مسئول فوکوس کرده و آن خانواده را محو می‌بینیم. در علم عکاسی می‌گویند: «محو». عجب کلمه‌ی خوبی است. اعضای آن خانواده، در ابعادی کوچک‌تر، چند قدم عقبتر از جایی که «مرکز توجه» است، ایستاده‌اند و جان می‌کَنَند. محو می‌شوند». .
.
این متن از اینستاگرام آقای «‌معین دهاز» برداشته شده است.
خدایا تا به کی ساکت نشینم
من این جمله ها از چشم تو بینم

همه ذرّات عالم مَنترِ توست
تمام حُقه ها زیر سرِ توست

تو این آخوند و مُلّا آفریدی
تو تویِ چرت ما مردم دویدی

بیا از گردن ما زنگ واکن
زِ زیرِ بارِ خر مُلّا رها کن

در ایران تا بُوَد مُلّا و مفتی
به روزِ بدتر از این هم بیفتی

#ایرج_میرزا

https://t.me/behnima
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

دزدی مرتبا به دهكده اي ميزد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ،

ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.

ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ،
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ،ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
سيمين_بهبهانی

https://t.me/behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناله های یک زن سیل زده که چیزی از زندگی اش باقی نمانده است. سیل زندگی مردم زحمتکش و فقیر را نابود می کند و آیت الله های میلیارد و حکومتشان که با بی توجهی به زندگی مردم مسئول مصائب این سیل هستند، در کاخها و قصرهای خود از گزند این سیل در امان هستند.

روستای خرسدرعلیا پلدختر
«سیزده دربه‌در» امسال ایرانیان!

طرح از بهنام محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ روز: سری دوم
ابعاد وحشتناک سیل در ایران . مردم سراسر ایران به یاری سیلزدگان بشتابند
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
۱۳ فروردین ۱۳۹۸- ۲ آوریل ۲۰۱۹
تماس با ادمین: @kanaljadid
🔴 تجمع اعتراضی کارگران شهرداری اشنویه به دلیل معوقات مزدیشان

🔸 سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۹۸
🔸 کارگران خدمات شهری و فضای سبز شهرداری اشنویه از معوقات مزدی چهار ماهه خود خبر دادند.
بر پایه این گزارش، شهرداری اشنویه از چهار ماه پیش، حقوق و دستمزد کارگران خدمات شهری و فضای سبز را پرداخت نکرده است. این در حالی است که اخیرا شهرداری و شورای شهر اشنویه اعلام کردند که حقوق و دستمزدهای سال ۹۷ تسویه شده‌اند. اما تاکنون حقوق چهار ماه آخر بیش از نصفی از کارگران پرداخت نشده است.

https://t.me/behnima
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زن و شوهر کارگر
کاری از کیوان کریمی (بر اساس داستانی از ایتالو کالوینو)

https://t.me/behnima
نیکوس کازانتزاکیس

... دنیای گندی‌ست،
انسان‌های شریف از گرسنگی می‌میرند
و آدم های بد بیش از نیاز می‌خورند،
می‌نوشند و حکومت می‌کنند
بی‌آن‌که ایمان داشته باشند
و به مردم عشق بورزند،
اما این‌همه بی‌داد پایدار نخواهد ماند ...

🔹نه به زندان،نه به شکنجه!

https://t.me/behnima
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکم‌پرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگ‌ها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟

#برتولت_برشت

https://t.me/behnima
شاید مردمان دنیا
یک جور نمیرند،
اما باور دارم
تمام دیکتاتورها ؛
یک جور به زیر کشیده می‌شوند.

#تیسا_کایر

https://t.me/behnima
🔹سیل، زلزله، گرانی، فقر، بیکاری همیشه مردم آسیب پذیر و محروم را هدف قرار می دهد. آیا تاکنون آخوندی را سیل برده ؟ یا در زلزله دیواری روی او آوار گشته ؟ از فقر ، گرانی و پریشانی مردمان خبر دارد ؟ من که نشنیدم ، شما شنیدید ؟ ...

🔹این مشگلات چهل ساله که مثل جنگ و زلزله و سیل به سر مردم آمده اثرات غارتگری های آخوند ها است . آخوند در روستا چه کار دارد در بهترین نقاط تهران و شهر ها زندگی میکنند .. ننگشان باد!

🔹برگرفته از اینستاگرام زرتشت احمدی راغب
https://t.me/behnima
Forwarded from Attach Master
‍ ‍ 💠نامه امیر چمنی به همسرش

📍امیر چمنی فعال کارگری که اوایل نوروز برای کمک به مردم سیل زده گلستان در شهر آق قلا بسر می برد.

نزدیک صبح است. صدای خروس‌ها در تاریک روشنای «انبار آلوم» را می‌شنوم. کمی بعد از شام که گزارش عملکرد امروز را نوشتم، رفتم انبار دپو به کمک بچه‌ها تا اقلام موجود را پک‌بندی کنیم. تا ساعت ۵ صبح کارمان طول کشید. به سیل‌زدگان کل‌آبادِ آق‌گلا قول داده بودیم که امروز صبح ۵۰۰ پک کامل به دست‌شان برسانیم. خودت که می‌دانی اوضاع اینجا اصلا خوب نیست. گزارش کار را قبل از انتشار برایت فرستادم. آدم از این همه فاجعه همه‌ی وجودش دچار درد می‌شود. همین دیروز عصر پشت تلفن برایت گفتم «شاه اگر عادل نباشد ملک ویران می‌شود». ببین اوضاع مملکت را‌. غارت و فساد و چپاول و سرکوب و گرسنگی و فقر و بیماری و بیکاری و مصیبت بس نبود، سیل دست‌سازِ بشر هم به آن اضافه شد. همان بیست سال پیش گلشیری در عزای رفیق تکه پاره شده‌اش گفته بود «آنقدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم».
وسط کار بودیم که آیدین گفت فاطمه نگرانت است. فکر کردم حتما زنگ زده‌ای و متوجه تماس‌ات نشده‌ام و نگرانم شده‌ای. آخر این بی‌شرف‌ها کاری کرده‌اند که تا نیم ساعت بی‌خبر می‌شوی، مثل مادرم از نگرانی سکته می‌کنی که مبادا اتفاقی برایم افتاده باشد؟ چقدر شرمنده‌ی شما و کسانی که دوست‌شان دارم هستند. راستی همین الان یادم آمد دیشب فراموش کرده‌ام به مادرم زنگ بزنم. وای بر من!
از آیدین پرسیدم چه نگرانی؟ پیامت را نشانم داد که نوشته بودی سرماخوردگی‌های من شدید و ناجور می‌شود و خواسته بودی هوایم را داشته باشد. شب که از حالم پرسیدی گفته بودم که احساس می‌کنم سرما خورده‌ام. و تو از بس من را بلدی، می‌دانستی اهمیتی به این چیزها نمی‌دهم، به آیدین پیام داده بودی. لبانم خندید، این همه عشقی که به من داری مسرور و مغرورم می‌کند و احساس دوست‌داشتم را صدچندان.
کار که تمام شد همه‌اش به تو فکر کردم. دلتنگ‌تر شدم. بی‌تابی و دلتنگی تو هم بار این اندوه را افزون‌تر می‌کند. خواستی زود برگردم. به اینجا که رسیدم هوا کاملا روشن شده است. وقتی حواسم نیست تغییرات پیرامونم را احساس نمی‌کنم. اگر اجازه دهی چند روز دیگر حواسم پرتِ اینجا باشد. خیلی زود پیشت خواهم آمد. ما برای آغوش و بوسه، وقت بسیار داریم. ولی اینجا دیگر تکرار نخواهد شد. بگذار راضی برگردم و کوتاهی نکرده باشم. این مردمان حق‌شان تنهایی و فراموشی نیست. قبل از سیل هم به حد کافی فراموش شده بودند.
چشمانم دارند بسته می‌شوند. بخوابم. شاید در این فرصت اندک، خوابت را دیدم.
تصدق‌ات.

https://t.me/behnima
Forwarded from اتچ بات
یک سوال از اصغر کریمی
خرداد ١٣٨٩
عامل اتحاد یک ملت که از اقوام و گرایشات مختلف دینی و سیاسی تشکیل شده اند در درون مرزهای مشخص یک کشور چه چیزی میتونه باشه؟ اگر میهن پرستی و یا میهن دوستی وجود نداشته باشه، در مواقع حیاتی مثل تجاوز یک کشور بیگانه چه عاملی محرک و انگیزانندۀ افراد برای از خودگذشتگی برای دفاع هست؟ لطفا کسانی که مخالف ناسیونالیسم هستند پاسخ سوال من را بدهند.
اصغر کریمی:
از اینکه مردم را با هویت قومی و دینی تعریف میکند میگذرم و به نکته دیگر ایشان میرسم. ایشان عامل دیگری بجز ناسیونالیسم برای دفاع از کشور درمقابل حمله یک دولت دیگر نمیشناسد و حق هم دارد! ایشان مدافع آزادی و رفاه و برابری مردم نیست یعنی سیستمی که مردم با جان و دل آماده دفاع از آن باشند. ایشان مدافع نظم سرمایه داری و نابرابری و استثمار و بیحقوقی اکثریت مردم است و در نتیجه میداند که مردم انگیزه ای در دفاع از دولت به اصطلاح خودی و کشته شدن در راه حفظ آن دولت و آن نظام ندارند. حس وطن پرستی را دامن میزند تا انگیزه از خودگذشتگی برای دفاع از کشور و سیستم و دولت مربوطه ایجاد کند. اما واقعیت این است که مردمی که دولتی را از خود ندانند مطلقا حاضر نیستند با تبلیغات میهن پرستانه و وطن در خطر است کنار ارتش و سپاه سرکوبگرش قرار گیرند و به جنگ بروند. حاضر نیستند پشت تبلیغات جنگی رسانه های دولت به خط شوند. اینرا هر بچه شش ساله ای میفهمد اما ناسیونالیست ها مایل به فهم این مساله ساده نیستند. از قدیم و ندیم در این مملکت سربازگیری اجباری بوده و هیچ دولتی در طول تاریخ این کشور آنرا داوطلبانه نکرده است. آیا این خود دلیل محکمی بر پوچی انگیزه هائی که ناسیونالیست ها برای مردم تعریف میکنند نیست؟ یکی تحت نام اسلام برای مردم هویت میتراشد و آنها را امت واحد تعریف میکند و یکی تحت نام ملت اینکار را میکند. هر دو یک کارکرد دارد. هر دو ارتجاعی است. هر دو عمیقترین شکاف ها را ایجاد میکند و هر دو چماقی است برای سرکوب علیه آنهائی که به این خرافات و سیاست های ضدانسانی تن نداده اند تحت نام تجزیه طلب و ملحد. آیا حقانیت سیاست کمونیست های کارگری برای ایجاد پیوندهای محکم میان مردم به حد کافی روشن نیست؟
بورژوازی همیشه به شکاف های ملی نیاز دارد تا "ملت" را حول منافع طبقاتی خود به کمک ناسیونالیسم به میدان آورد و متمردین را تحت عنوان خیانت به وطن و وطن فروش و تجریه طلب و امثالهم سرکوب کند. این کل داستان است. حال اگر در درون مرزها موفقیتی نصیبش نشد٬ یک بحران برون مرزی می آفریند یا بر اسب بحران مرزی ساخته شده توسط دولت همسایه سوار میشود و حتی جنگ را هم برکتی میداند که به کمک آن روند مبارزه طبقاتی علیه خود را به سمت و سوی دیگری سوق دهد و خود را از خطر برهاند. جنگ ها همیشه برای بورژوازی خاصیت داشته است.
میبینیم که ناسیونالیسم تا چه اندازه از ریشه و بنیاد غیر انسانی است. کسی که واقعا آزادی میخواهد و میخواهد آزاداندیش و انساندوست باشد باید دست از ناسیونالیسم بردارد و این خرافه را از سر بدر کند. اگر دنیا دست سوسیالیست ها و کمونیست ها بود همه مردم دنیا در صلح و صفا با هم زندگی میکردند و این مرزهای لعنتی که طوقی بر گردن بشریت است برای همیشه از میان میرفت. نه سرکوبی در کار بود٬ نه تجزیه ای و نه تجزیه طلبی.