کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.58K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
30 تیر 1399
مدیریت محترم عامل، جناب مهندس محمود ترفع
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
با سلام و درود
با احترام، اینجانب نرگس منصوری کارشناس علوم اجتماعی، شاخه پژوهشگری، به شماره پرسنلی 47526، فرزند جانبازشهید جنگ تحمیلی، که در سال 1375 درشرکت واحد اتوبوسرانی تهران استخدام شدم، به استحضارمیرسانم که طی 24 سال خدمت صادقانه خود که ماحصل آن رزومه موفق شغلی ام بوده است، شاهد بی عدالتی اداری و حاکم بودن روابط بر ضوابط درسیستم دوگانه تبعیض آمیز پرداخت حقوق ومزایای احکام کارمندی و کارگری بوده ام؛ که این امر موجبات فراهم آمدن تفاوت فاحش درحقوق ومزایای این دو رده پرسنلی شده بود. حقوق و مزایای کارگران که قشر زحمتکش جامعه هستند بسیار پایین تر ازکارمندان قرارگرفته و این تبعیض ناروا تاثیر به سزایی در زندگی فرودستان، با درنظرگرفتن حقوق های زیر خط فقر که پاسخگوی معیشت آنان نبود، گذارد. همچنین بی عدالتی اداری مضاعف و همچنین حاکم بودن روابط برضوابط در احکام سلیقه ای برای کارگران به لحاظ تبعیض ناشایست درمیان کارگران بسیار ملموس بوده است.
در این سالها، درمقابل این بی عدالتی و نابرابری ها و تبعیض ها علیه کارگران شرکت واحد مبارزه نمودم و پاسخ مبارزاتم را شرکت واحد اتوبوسرانی همیشه با فشارهای اقتصادی به روی من، ازجمله مخالفت با تغییر وضعیت شغلیم ازکارگری به کارمندی، با توجه به اینکه می بایست تعریف شغلی با حکم وظایف مغایرت نداشته باشد. در سالهایی که پست های "مدیر پروژه سنجش رضایت مشتری و رضایت کارکنان" و "آموزش و امور بانوان" را داشتم، مخالفت شدیدی نسبت به صدور احکامی مبنی بر دریافت حقوق و مزایای متناسب با شرح وظایف پُست و حتی ارتقاء گروهی نیز را هم تجربه کردم، بطوریکه حقوق و مزایایم درطول خدمت حتی از کارکنان کم سابقه هم پایین تر نگاه داشته میشد. این تبعیض ها همچنین با جابجایی های مکرر محل خدمت من بعنوان تبعید همراه میشد.
از سال 1389، طی مذاکراتی با مسئولان امر تلاش نمودم تا آنان متقاعد بشوند که بانوان توانمند و شایسته باید بتوانند وارد شورای کار شوند. خوشبختانه این تلاش موفقیت آمیز بود و تعدادی از بانوان وارد شورا شدند. ولی در این سالها اداره کار استان تهران پیروهمکاری مستمر با کارفرما، من و دیگرهمکارانی را که هدفشان حمایت از حقوق کارگران بود رد صلاحیت و از ورودمان به شورای کار ممانعت نمودند. پس از هر دوره انتخابات مهندسی شده شورای کار، شورای کارفرمایی جایگزین شورای کارگری میشد که پایمال نمودن حقوق کارگران و توهین به شعور آنان را به همراه داشت. البته من نمی توانستم نظاره گر این ظلم و ستم به طبقه کارگر باشم وسکوت نمایم. بنابراین هر بار در اسرع وقت شکواییه ای مبنی بر اعتراض به تخلفات درانتخابات فرمایشی تنظیم و در اداره کار استان تهران به ثبت میرساندم. پس از پیگیری های مکرر که بی نتیجه بود، متوجه میشدم که به بانویی که درجهت اهداف کارفرما انتخابات فرمایشی را برگزار و همینطور برخورد پرخاشگرانه با معترضان انتخابات مینمود ترفیع داده شد و مدیر کل اداره کار استان تهران گردید.
درتیرماه سال 1397، هنگامی که نماینده کارگران درمجلس جناب محجوب و عضوی از شورای شهر از شرکت اتوبوسرانی بازدید مینمودند من اتوبوس را وادار به توقف و در آنجا از آقای محجوب انتقاد نمودم که چرا باید اداره کار استان تهران با کارفرما تبانی نماید و مانع ورود نمایندگان دلسوز و مدافع کارگران به شورا گردد وشما بعنوان نماینده کارگران سکوت نمایید و همچنین درخانه ملت چه فریاد عدالتخواهی در خصوص حقوق تضییع شده کارگران زده اید؟
با گذشت چهار دوره انتخابات فرمایشی (به مدت 8 سال) که ورود ما را به شورای کارگری ممنوع نمودند، تصمیم گرفتم در تشکل مستقل سندیکا که در همه دنیا مرسوم است و میتواند آزادانه مطالبات صنفی کارگران را، بدون اینکه جُرم بشمار آید، ازمسئولان امر درخواست نماید فعالیت کنم و شیوه کاریم را از فعالیت فردی کارگری به فعالیت گروهی و منسجم تغییر دهم. در این راستا، با همکاران سندیکایی تمام تلاشمان را قانونمند و پیرو مذاکرات با شورای شهر و شهرداری و وزارت کار برای اجرایی شدن نظام هماهنگ سازی حقوق و مزایا و ترمیم حقوق همچنین درخواست اهم مطالبات دیگر کارگران، از جمله مسکن آنان که سالها تعاونی مسکن شرکت واحد بلاتکلیفشان گذاشته بود و مدیریت عامل هم پاسخگو نبود را نمودیم. لیکن شوربختانه همیشه با مخالفت این نهادهای دولتی و مدیریت عامل مواجه می شدیم، درحالیکه مدیرعامل حقوق و مزایای بسیاربالا برای خود و معاونان و مدیران ارشد شرکت در نظرمیگرفت. همچنین از محل پروژه املاک اهدایی شهرداری، معروف به املاک نجومی، برای خود آپارتمان هایی تهیه کرد. و نیز با دریافت مبالغ هنگفتی ازمحل قراردادهای داخلی و شرکتهای خصوصی اتوبوسرانی و دیگر مبالغی که بعنوان بودجه برای بهبود
نرگس منصوری
ادامه مطلب👇
@behnima
‍ وضعیت معیشت کارکنان به شرکت واحد تخصص داده می شد، برای خود و اقوامش که در پست های مدیریتی ارشد شرکت واحد گمارده بود زندگی اشرافی در اسپانیا و کانادا فراهم نمود. رسیدگی به رفاه و زندگی تجملی خود و خویشانش بیشتر حائزاهمیت بود تا رسیدگی به معیشت ومسکن و حقوق کارگرانش که زیرخط فقربودند وهستند.
هنگامیکه 24 سال خدمت خود را مرورمینمایم خداوند را شاکرهستم که همیشه درجهت عدالتخواهی و دفاع ازحقوق کارگران شرکت واحد گام برداشته ام و با ایجاد تعاملات شایسته با شهرداری ها و وزارت کار و دیگر سازمان ها، برای کارگران و خانواده های آنان و بانوان شاغل در راستای ایجاد امکانات رفاهی، تفریحی و آموزشی تلاش و موجبات رضایت و خشنودی آنان را فراهم نمودم.
در نهایت، با شرایط موجود جامعه، به این نتیجه رسیده ام که مطالبات ما اکنون فراتر از صنفی و به مطالبات ملی و حقوق انسانی تبدیل شده است. بهمین دلیل برآن شدم که بیانیه 14 تن بانوان کُنشگر مدنی ایران برای کناره گیری رهبر و گذار از جمهوری اسلامی و تشکیل یک حکومت سکولار دموکرات را که بر اساس حقوق شهروندی که درهمه دنیا به رسمیت شناخته شده امضاء کنم. هر شهروند میتواند از هر مقام کشور درخواست داشته باشد. من هم از این حق استفاده نموده و با در نظر گرفتن آرمانم که نجات میهن عزیزمان ایران از نابودی و داشتن ایرانی آزاد و آباد وسربلندی مردم عزیزمان است امضاء نمایم. پس ازانتشار بیانه و کلیپ و مصاحبه هایمان در 20 مرداد 98، اداره اطلاعات سپاه در همکاری با حراست و مدیریت عامل شرکت واحد، هنگام بازگشت از محل کار با یورش ماموران امنیتی سپاه با لباس و وسیله نقلیه شخصی و رفتاری فراقانونی بدون حکم قضایی مرا ربودند و زندانی کردند. جرم من امضای بیانیه 14 تن بانوان کُنشگرمدنی ایران بود که آن را عبور از خط قرمزشان، که منظور علی خامنه ای و نظام جمهوری اسلامی بود اعلام کردند.
مدیریت عامل و ریاست حراست شرکت واحد با رفتار ناپسندی دستور غیرانسانی اطلاعات سپاه را جامه عمل پوشاندند و در این شرایط اسفبار جامعه که بحران اقتصادی و گرانی و تورم بیداد میکند با قطع حقوق و مزایا و بیمه های درمانم در این یکسال که بنوعی اخراج غیر رسمی محسوب میشود فشارهای اقتصادی فراوان برایم بوجود آوردندو با توجه به اینکه بواسطه شکنجه های اطلاعات سپاه در بازجویی های فشرده و اعتصاب غذای 20 روزه من در زمان بازداشت و تشدید عوارض قلبی و گوارشی من که می بایست پیوسته تحت نظرپزشک می بودم، و همچنین سه عمل جراحی بسیار مهم که بایستی انجام میدادم که اکنون مجبورم آنها را با هزینه آزاد انجام دهم. یک عمل را انجام داده ام ولی عمل های دیگر را به دلیل هزینه های بسیار بالا با نرخ آزاد بدون داشتن بیمه تکمیلی و حتی تامین اجتماعی و نداشتن درآمد نمی توانم انجام دهم و ناچار به تعویق افتاده است.
درخاتمه اسناد پزشکی من و ضرورت انجام جراحی های تجویز شده نشان میدهد که اگر در شرایط کنونی بی اعتنایی زندانها به ضرورت های پزشکی و احتمال واگیر مضاعف بیماری کرونا برای بیماران که سیستم دفاعی بدنشان پایین است، اگر من در همین شرایط بیماری به زندان برگردم، عاقبت این کار به گردن شرکت واحد اتوبوسرانی تهران خواهد بود. بنابراین، از شما درخواست دارم که دستور فرمایید حقوق و مزایا و بیمه های درمانی ام را که بطور غیرقانونی توقیف شده آزاد کنند. من قصد دارم که پس ازانجام جراحی های تجویز شده که در پیش دارم، با وجودیکه بجز تلاش برای آزادسازی میهنم از ظلم و فساد جرمی انجام نداده ام به زندان اوین بازخواهم گشت.
با احترام،
نرگس منصوری
@behnima
🔴#بیانیە_انجمن_صنفی_معلمان کردستان_مریوان در محکومیت احکام قضایی علیه فعالین آموزش به زبان مادری و حکم صادره علیه زهرا محمدی

زبان‌‌‌ها روح بشریت هستند. زبان‌ها میراث معنوی بشریت هستند.....باید تمامی سعی خود را برای مراقبت از زبان‌ها بکار گیریم و این در سایە سیستم آموزشی چند زبانە محقق خواهد‌ شد.(مدیرکل یونسکو )

🔺 زبان یکی از بنیادی‌ترین شاخصە‌های یک ملت است کە بر اساس آن فرهنگ و اندیشە هر ملت بە منصە ظهور و بروز می‌رسد. هرجا ملتی توانستەاست زبان خود را آزادانە بیاموزد و گسترش دهد بر غنای فرهنگی و علمی خود و جامعە بشری هم افزودە است. بایکوت کردن هر زبانی تیشەزدن بە ریشە فرهنگی بخشی از جامعە بشری است و ستمی‌است در حق گویشوران آن زبان.

در برخی از کشورها درسایە قوانین مترقی و انسانی،سیستم‌های حکومتی آزاد و دموکراتیک، توانستە‌اند شرایطی فراهم کنند کە اقوام و ملل ساکن در آن چهارچوب جغرافیایی در شرایطی برابر بە توسعە زبان و فرهنگ خود بپردازند و برغنای فرهنگی و زبانی جامعە خود و جهان بیفزایند.
در کشوری چون هندوستان حدود ٨٠ زبان بصورت رسمی در مدارس آموزش دادە می‌شود و دولت امکانات لازم را برای یادگیری متعلمین در اختیار آنها قرار دادە است.
قبل از تشکیل دولت-ملت‌ها در خاورمیانە اندک مجالی کە درسایە حکومت‌های محلی و توجە حاکمان آن زمان بوجود آمد زبان کردی شروع بە رشد و بالندگی کرد و بە سرعت خود را در ردیف زبان‌های دیگری قرار داد کە قرن‌ها زبان دیوانی و حکومتی بودند.

متاسفانه در ادوار بعدی با تنگ‌نظری و نگاە صرف سیاسی بە مسئلە زبان و فرهنگ، جهت تحقق یک ملت-یک دولت، قومی بر اقوام دیگر سلطە و سیطرە یافت و سعی شد با سیاست تک زبانی و تک‌فرهنگی عرصە بر دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها تنگ شود شاید در سایە ایجاد یک جامعە همگون کشور بە اتحاد و انسجامی غیرقابل گسست برسد،غافل از اینکە تحمیل چنین سیاستی بر اقوام و ملل دیگر نەتنها سبب اتحاد بیشتر نخواهد بود بلکە سبب شکاف،از هم گسیختگی و واگرایی خواهد‌ شد.
بعد از انقلاب ٥٧ این امید وجود داشت کە بستر لازم برای آموزش زبان مادری با توجە بە اصول ١٥ و١٩ قانون اساسی فراهم شود اما گویا همان تفکر انکار و امحا زبان‌ها و فرهنگ‌های دیگر درچهارچوب مرزهای جغرافیایی ایران بە قوت خود باقی‌ ماند و هنوز عدەای بر همان طبل بدصدای یک ملت-یک زبان می کوبند و چەبد صدایی است!!
🔺علیرغم تحقیر قانون اساسی بەجهت معطل گذاشتن اصول ١٥ و ١٩ کە در راستای تدریس زبان اقوام ایرانی‌است و دولت‌ها بر مبنای آن موظف بودەاند امکانات لازم را برای آموزش این زبان‌ها فراهم نمایند،علاقمندان بە زبان و فرهنگ کوردی جهت اعتلای زبان مادری اقدام بە تشکیل انجمن‌ها و کلاس‌های زبان کردی در سراسر مناطق کردستان نمودند و دە‌ها مربی داوطلبانه بە تدریس زبان کردی پرداختند و هزاران نوآموز را زبان مادری آموختند.
تلاشگران و فعالین عرصە فرهنگ و زبان (مادری) در کردستان همیشە با نگاههای امنیتی مواجە، و تنگ نظران و میراث‌داران سیاست سرکوب،انکار و امحا هر‌ از چندگاهی بە بهانەهای مختلف اقدام بە بازداشت فعالین این عرصە نمودە اند که مصداق بارز آن تحمیل حکم دە سال زندان به زهرا محمدی از فعالین آموزش زبان مادری است
انجمن صنفی معلمان کردستان شاخە مریوان حمایت قاطع خود را از زهرا محمدی اعلام داشتە و بیان می‌دارد: سیاست تک زبانی و تک فرهنگی، سیاستی شکست خوردە و بە تاریخ پیوستە است کە نە‌‌تنها خیری نصیب جامعە نخواهد کرد بلکە دود این سیاست بە چشم همە خواهد رفت. لذا انتظار داریم با قبول نگاهی هم عرض و هم سطح زمینە آموزش زبان مادری در این کشور کە تنوعی از اقوام و زبان‌های مختلف است در سریع‌ترین زمان ممکن فراهم گردد و جلو قانون شکنان کە عرصە عمومی را با نیت خوانی، حدس زنی و ظن و گمان محل تاخت و تاز خود قرار دادەاند گرفتە شود.
ما بر این باوریم کە #زهرا_محمدی بیگناە است و چنانچە خود بیان کردە،گناهی جز تدریس زبان مادری ندارد و
اگر فعالیتهای انساندوستانە و تلاش جهت اعتلای زبان مادری و فرهنگ قومی جرم محسوب می‌شود با افتخار همە مجرمیم.

انجمن صنفی معلمان


کردستان-مریوان-تیرماە ١٣٩٩

@behnima
جوان ۲۶ ساله ای در محل پل شهید اسدی نزدیک میدان مجاهد برازجانی صبح روز جمعه خود را به دار آویخت...

@behnima
Forwarded from اتچ بات
‍ زن کشی در ترکیه؛ مردسالاری و مشروعیت بخشی دولتی

قتل پینار گولتکین، دختر دانشجوی ۲۷ ساله اهل موغلای ترکیه به دست دوست پسرش، جامعه ترکیه را تکان داد و به اعتراضات خیابانی و واکنش‌ در شبکه‌های اجتماعی انجامید. معترضان می‌گویند قتل‌های پرشمار زنان در سال‌های اخیر در ترکیه، نتیجه روندهایی است که از سوی نهادهای مذهبی و دولتی پیش برده می‌شود.

قتل پینار گلتکین معترضان را به خیابان‌های ترکیه کشاند
پینار گلتکین از روز ۱۶ ژوئیه/ ۲۶ تیرماه ناپدید شده بود و خبر پیدا شدن جسد او در روز ۲۱ ژوئیه/ ۳۱ تیرماه تیتر یک رسانه‌های ترکیه شد. هم‌زمان با انتشار این خبر جمعی از فعالان زنان در اعتراض به این زن کشی در چند شهر با شعار «ساکت نخواهیم ماند» به خیابان آمدند که با دخالت پلیس، تجمعات آنها به خشونت کشیده شد.

منابع خبری در ترکیه از بازداشت ده‌ها تن از معترضان در ازمیر و استانبول خبر داده‌اند.

پلیس ترکیه فردی را به نام «جمال متین آوجی» که گفته می‌شود پینار گولتکین را به قتل رسانده، بازداشت کرده است. این متهم در اعترافات خود به قتل این دختر جوان اعتراف کرده و در تشریح جنایت خود گفته:

«ابتدا مقتول را خفه کردم سپس جنازه او را به آتش کشیدم و در نهایت او را در بشکه‌ای قرار داده و روی آن بتن ریختم.»

مقامات دولتی، سازمان‌های مدافع حقوق زنان و هزاران شهروند ترک در شبکه‌های اجتماعی به این قتل واکنش نشان دادند.

هشتگ «#PınarGültekin» در فاصله دو روز متوالی در صدر هشتگ‌ها در ترکیه و جهان بود.
Forwarded from ۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام دکتر کمال جعفری یزدی از امضاکننده گان استعفای رهبری از زندان وکیل آباد مشهد
اعتصاب غذای مجید اسدی دراعتراض به پرونده‌سازی دردوران حبس
مجیداسدی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهرکرج دراعتراض به پرونده سازی علیه خودودوزندانی سیاسی دیگر دست به اعتصاب زد.
طبق گزارش دریافتی وبه نقل ازمنابع فعال حقوق بشر در ایران،زندانی سیاسی،مجیداسدی دراعتراض به پرونده سازی علیه خود ودوزندانی سیاسی دیگر دست به اعتصاب زد.
روز چهارشنبه۱مردادماه۹۹سه زندانی سیاسی به نام های مجید اسدی،محمد بنازاده امیرخیزی وپیام شکیبا برای بازجویی ازپرونده جدیدی که درایام دوران محکومیتشان برای آنها بازشده بود،به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند۲۰۹زندان اوین منتقل شدند.این زندانیان سیاسی روز دوشنبه۳۰تیرماه۹۹به دادسرای اوین منتقل وپس از تفهیم به اتهام«تبلیغ علیه نظام»و صدور قرار وثیقه به زندان بازگردانده شده بودند.گزارش شده که مجیداسدی از زمان انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند۲۰۹زندان اوین اعتصاب غذا کرده است.اعتصاب غذای آقای اسدی موجب نگرانی نزدیکان وفعالان حقوق بشر شده است،آقای اسدی ازمشکلات معده وروده و اثنا عشر و مشکلات روماتیسم رنج می برد وبیش ازیکسال ونیم بدلایل مختلف ازدرمان محروم مانده است.
🔴اعتراض کارگران شهرداری لوداب نسبت به عدم پرداخت چندماه حقوق،عیدی ومطالبات دیگر

کارگران شهرداری لوداب (گراب سفلی)  از توابع شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد دست به اعتراض نسبت به عدم پرداخت چندماه حقوق،عیدی ومطالبات دیگر زدند.

براساس گزارش رسانه ای شده،در شهرداری لوداب 18 کارگر(یک نفر رسمی، پنج نفر پیمانی و دوازده نفر شرکتی)مشغول بکارهستند.
https://t.me/behnima

@behnima
حبس در حبس
شکنجه ضربدر شکنجه
درود بر مردم آزادی خواه
درود بر تمام آنانی که با شکنجه، خشونت و بی عدالتی مخالفند.
@sohei_arabi_ir
نویسندگان این رنجنامه تعدادی از هم نوعان شما هستند که به دلیل اعتراض به افزایش بنزین در آبان و گروه دیگر افرادی که به دلیل اعتراض به فاجعه کشتار هوایی در دی ماه سال ۹۸ دستگیر شدند. از دیروز تا کنون تحمل حبس برای تمام ما ۱۳۱ انسان که در این بند محبوسیم، چه سیاسی چه مالی دشوار شده. زیرا قرار است ما را در بندهای مختلف پخش کنند.
برای عزیزانی که تا کنون تجربه تحمل حبس را نداشتند، شاید عجیب باشد که چرا انسان ها باید از جابجایی در زندان هراس داشته باشند. شاید شما هم بگویید زندان با زندان فرقی ندارد و هرجا که آزاد نباشیم قفس است و عامل شکنجه است. اما واقعیت این است که جابجایی و انتقال در زندان به همان اندازه لحظه دستگیری به دلیل عدالتخواهی دردناک است. انسان ها خیلی زود به محل زندگی و همسایگان خود عادت می کنند. همبندی گاهی از همسایه و هم خون هم به بشر نزدیک تر است. ما ساعت ها، روزها و ماه ها تخت به تخت، نفس به نفس کنار یکدیگریم و غم خوار و ناجی هم. در زندگی حرف هایی هست که فقط هم بندیت می فهمد. دردهایی در سینه داریم که فقط به هم قفس می توان گفت. الان قرار است که ما را از هم جدا کنند و در بندهای دیگر پخش کنند . ما کارگر و دانشجویانی هستیم از جنوب شهر. اگر برای اعتراض به خیابان آمدیم به دلیل فقری بود که یکی از عوامل مهم ایجادش یکی از همین اختلاس ها بود که متصلین به حاکمیت انجام دادند. حالا کنار همین مختلسین محبوسیم و باز هم باید فخر فروشی های این یک شبه ثروتمند شدگان را در کنار سختی های زندان تحمل کنیم. ما کارگر و دانشجوییم از جنوب شهر و فرسنگ ها زیر خط فقر. به دشواری توانستیم یخچال، تلویزیون، فرش و چند بشقاب و لیوان در زندان تهیه کنیم. آن ها می گویند باید حین خرید یخچال، تلویزیون و فرش، این لوازم‌را به زندان اهدا و وقف کنیم، در غیر این صورت آن ها را به ما نمی دهند. حین جابجایی حق نداریم آن ها را با خود ببریم و در بند جدید با اوضاع مالی نا مناسبی که داریم، دگر بار نمی توانیم این لوازم را تهیه کنیم . سقف راهروی زندان تهران بزرگ از فنس است. شب ها میبینیم که موش ها با سرعت روی فنس سقف ها می دوند. همین یک ماه پیش سعید تمجیدی، محمد رجبی، محمد ادم، علی بی کس و چند تن از هم بندی هایمان زحمت کشیدند و یک سقف کاذب برای بند درست کردند. تا وقتی در راهرو قدم میزنیم و ظرف غذا را به اتاق جابجا میکنیم، فضله موش بر روی سرمان و داخل غذا نریزد. آن را به سختی ساختیم و با پول کارگری و با زحمت برای تخت ها پرده نصب کردیم. جا کفشی درست کردیم. از این مهم تر این که ما به هم عادت کردیم. هم درد یکدیگریم. حالا می خواهند ما را به بندهای دیگر کنار فروشندگان مواد مخدر منتقل کنند. این دستور عساجی و سیامنصوریست. ما باید کنار افرادی محبوس باشیم که سال ها حقوق مردم را تضییع کردند. و از این دردناک تر آن ها به عنوان وکیل بند و انتظامات انتخاب می شوند و با خرید مامورین بهترین امکانات را از آن خود می کنند و در زندان هم به ما زورگویی می کنند. در زندان به این می گویند حبس در حبس. یعنی شکنجه مضاعف . شکنجه ضربدر شکنجه .
ما اصلا مرتکب جرمی نشدیم، فقط به سو مدیریت و فجایعی که توسط دست اندر کاران دولت حاکمیت اسلامی رخ داد معترض شدیم. جای ما در دانشگاه و محل کار است و نه در زندان . حال که در زندانیم دست کم ما را بیشتر شکنجه نکنید و بگذارید کنار هم زبان هایمان باشیم.
جمعی از زندانیان سیاسی تیپ پنج زندان تهران بزرگ، بند ۱۰ که مسئولان آن را اندرزگاه ۲ می نامند اما منظورشان از اندرز پخش مواد روانگردان و قرص های مواد مخدر است وگرنه که حتی از روزنامه و مجله و کتاب هم خبری نیست.
@behnima
Audio
پیام محمد نوری زاد از زندان اوین
شایعات مرگ او در زندان را رد میکند.
(چهارم مرداد 1399)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیرم که می‌کشید
گیرم که‌ می‌بُرید
گيرم که‌ می‌زنید
با رويش ناگزير جوانه‌ها چه‌ می‌‌کنید؟
دوشنبه سی تیرماه، خلیل حسینی فعالِ مدنی، پس از خروج از منزل، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به مکانی نامعلوم انتقال داده شد و تاکنون اطلاعی از او ‌در دست نیست.

@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی یوسف بهمنی در چهل و یکمین روز اعتصاب! اعتصاب تا خلع ید بخش خصوصی ادامه دارد.
شنبه - ۴ مرداد ۱۳۹۹

سخنرانی یوسف بهمنی در چهل و یکمین روز اعتصاب! اعتصاب تا خلع ید بخش خصوصی ادامه دارد.
شنبه - ۴ مرداد —۹۹

@behnima
تهدید هواپیمای مسافربری حرکتی تروریستی است ولی ساقط کردن هواپیمای مسافربری ( آنهم با دوتا موشک ) حرکتی تروریستی نیست ؟! فعلاً و همچنان اسکار پر روترین و بی حیاترین دولت روی زمین به حکومت آخوندی تعلق میگیرد . . .
#سعید_محمدی_فر اهل کرمانشاه و #مرتضی_پیر_خضری اهل سنندج هر دو در زندان مرکزی سنندح به جرم قتل عمد به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام منتقل شده اند.
#اعدام_نکنید
#نه_به_اعدام


@behnima
بیانیه کانون نویسندگان در رابطه با بازداشت میلاد جنت


میلاد جنت را آزاد کنید!

روز سه‌شنبه ۲۴ تیر ماه، میلاد جنت، شاعر، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران در منزلش بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. کانون نویسندگان ایران تا این لحظه اطلاعی از نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری او ندارد.

با گسترش دامنه‌ی اعتراض‌ها، حاکمان به سرکوب مردم معترض وسعت و شتابی افزونتر داده‌اند. بازداشت میلاد جنت در ادامه‌ی همین سرکوب‌هاست. گذشته از این جنت عضو کانون نویسندگان ایران است؛ نهادی مستقل که در طول حیات پنجاه ساله‌اش همواره بر آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا، پای فشرده و در مقابل، از سوی صاحبان قدرت، با تهدید و زندان و حتی قتل برخی از اعضایش مواجه بوده است.

اکنون که موج بیماری کرونا سهمگینانه کشور را درنوردیده و امکان برگزاری تجمع اعتراضی با محدودیتی مضاعف مواجه شده است، حکومت نیز فرصت را غنیمت شمرده و در کمال بی‌اعتنایی به جان و زندگی مردم به سرکوب و بازداشت بیشتر معترضان و نمایش اقتدار خود پرداخته است. با توجه به اینکه دستگاه‌های امنیتی و قضایی سابقه‌ای طولانی در نقض حقوق انسانی و شهروندی بازداشت‌شدگان دارند، در شرایط کنونی بیش از پیش بر سلامت و جان زندانیان بیمناکیم. بازداشت میلاد جنت، تندرستی او را در معرض خطر قرار داده است. هشدار می‌دهیم که مسئولیت جان او بر عهده‌ی حکومت و نهاد بازداشت‌کننده است.

کانون نویسندگان ایران بازداشت میلاد جنت را محکوم می‌کند و خواستار آزادی بی قید و شرط او و همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

کانون نویسندگان ایران
۲ مرداد ۱۳۹۹


@behnima
Forwarded from اتچ بات
‍ جوانان شرافتمند دیارم
#امیر_سنندجی، متولد سال ۱۳۶۳
جوانی شرافتمند با مدرک تحصیلی فوق دیپلم کامپیوترکه فاقد شغل و کارمناسب است. چندین سال می باشد که با وجود محدویت حرکتی و جسمی تلاش وهمتی مثال زدنی برای کسب روزی و امرار معاش با سرمایه ای اندک از طریق فروش جوراب دارد.
شماره تماس ایشان جهت خرید و سفارش انواع جوراب
09181733452
#نه_به_فقر
#شرم_بر_مسئولین_بی_لیاقت
@behnima
Forwarded from اتچ بات
‍ نرگس محمدی:ای عزیزترین هایم .... با صدای رسا عدالت خواهی کنیم.
از ٣ دي پارسال كه با ضرب و شتم بي رحمانه شبانه به زندان زنجان فرستاده شدم يقين داشتم كه شرايط تحمل حبس دشوارتر خواهد شد.مطالباتم را ازطريق مكاتبات با نيروهاي امنيتي و قضايي زنجان و تهران شروع كردم. اولين آن شرايط تلفن با فرزندانم بود كه هيچگاه پاسخي به من داده نشد. از تاريخ ٩٨/١١/١٦ مقامات قضايي و امنيتي بازديدي از زندان داشتند، ازمديركل دادگستري تقاضاي صحبت با علي و كيانا را نمودم گفتند علي براي تو كليپي بيرون داده كه در رسانه ها است به خانواده ات بگو هرچه موضوع تو رسانه اي كنند وضعيت تو بدتر خواهد شد و دست ما هم بسته ميشود در ملاقات روز ١٥ اسفند با دادستان و مدير كل زندان در خواست هايم از جمله كتاب،ملاقات با وكلايم و تلفن به كيانا و علي و شكايت عليه ماموران متعرض را كردم كه با برخورد تند و قهرآميز دادستان مواجه شدم. وقتي استدلال هايم را گفتم دادستان به ماموران امنيتي دستور داد تا من را از اتاق بيرون كنند.
١٢ ارديبهشت امسال داديار و منشي حفاظت و اطلاعات زندان به بند آمدند. داديار توضيح داد كه كليه پيگيري هايش منجر به اين شده كه دادستان اجازه فقط يكبار نوبت تلفن با فرزندانت داده است ولي زمان تماس بعدي مشخص نيست مثلا شايد ٢ماه ديگر شايد هم دیگر تماسی نداشته باشی دادستان گفته بستگي به رفتار تو دارد،متوجه شدم كه تلفن علي و كيانا دست مايه اعمال فشار بر من و بچه هايم شده است پاسخ دادم كه من درخواستي مطابق قانون و حقوق شهروندي و انساني دارم هفته اي يك نوبت در ساعت مشخص. توضيح دادم كه در شرايطي كه من ٥ سال فرزندانم را نديده ام و از تلفن نيز محروم هستم بچه هايم نگران و دلتنگند ولي با شرايط طراحي شده علاوه بر دلتنگي انتظار و اضطراب هم به آنها تحميل ميشود. كودكان من بيش از ١٣سال سن ندارند و در غربت اند سزاوار نيست اين چنين فشار رواني متحمل شوند. داديار گفت دوباره با دادستان صحبت ميكنم .همان روز مديركل سازمان زندان ها را در بازديد از بند ملاقات كردم و درخواست تلفنم را مطرح نمودم كه هرگز مورد قبول مقامات قضايي و امنيتي نشد و ٢٤ ارديبهشت به صراحت اعلام شد كه دادستان با تلفن هفتگي شما با فرزندانتان موافقت نكرده است .
يادآوري ميكنم ار تاريخ ٩٤/٤/٢٦ تا ٩٥/٤/٢٦ پس از يك سال محروميت تلفن فرزندانم بالاخره دست به اعتصاب غذا زدم ١٥روز بعد از اعتصاب رئيس اجراي احكام اوين با حضور وكيل محترمم نامه دادستان را به من ابلاغ كردند آقاي جعفري دولت آبادي دستور داده بودند دو هفته يكبار يك تلفن در سلول هاي انفرادي ٢٠٩ و در حضور نيروهاي امنيتي با بچه هاي ٩ساله ام داشته باشم قاطعانه نپذيرفتم بالاخره بعد از ٤روز تلفن هفته اي يكبار در بند موافقت گرديد.
در شرايط بسيار دشوار و هولناك ابتلا به كرونا در تبعيدگاه پر جفاي زندان زنجان مطلع شدم پس از تظلم خواهي فرزندان بيگناهم و موج حمايت افکار عمومی يكي از مقامات قضايي زندان زنجان اظهار كرده كه من از تلفن با بچه هايم امتناع كردم.
اين جمله همانند نمايش دروغ و توطئه آميز و به دور از هر معيار اخلاقي برنامه تلویزيونی ٢٠:٣٠ حکومت است كه استبداد خود را برملا كرد.
من را به ياد واقع ديگري افتادم آبان ماه ٩٦- ارديبهشت و مهر ماه ٩٨ داديار و ماموران اطلاعات در اوين به ديدارم آمدند و هر سه بار تعهد هاي عجيب و غريب در رابطه با مرخصی قانونی ام از من ميخواستند كه به شدت توهين و تحقير آميز و توطئه آلود بود هر سه بار با درخواست هاي غير قانوني و غير انساني شان مخالفت كردم آيا قوه قضاييه و وزارت اطلاعات ميتواند بگويد ما ميخواستيم به نرگس محمدي مرخصي بدهيم خودش قبول نكرد؟؟؟ به راستي اعمال فشار هاي طاقت فرسا و بعد دروغ و نيرنگ براي چيست؟براي شكستن يك زن زنداني محروم از تمام حقوق اوليه انساني اش.
بدين ترتيب اعلام ميكنم بي اعتنا به نيرنگ و خدعه ى عوام فريبي نهاد هاي بي مرام و بي اخلاق، قانون گريز امنيتي و قضايي به هيچ دستور نا مشروع و استبدادي و مرد سالار وقعي نمی نهم و سر تسليم فرود نمي اورم و براي تحقق حقوق انسانی تلاش خواهم كرد حتی اگر دل و جانم را در آتش استبداد بسوزاند در پايان دختر و پسرم كه حسرت لحظه به لحظه زندگي من هستند و براي درد هجرانشان واژه اي براي توصيفش نميابم طلب ببخشش ميكنم و با يقين و اعتماد و به حق ميگويم:اي عزيزترين هايم ايمان داشته باشيد و با صدای رسا عدالت خواهی کنیم. نرگس محمدی

@behnima