کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.57K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
احزابِ حاکمِ "اقلیم کردستان“، در جاده خیانت، از هم سبقت می گیرند!
احزاب کُردی حاکم بر سرنوشت مردم کُرد در "اقلیم کردستان"، تنها در دزدی و غارت اموال این مردم و سلب آزادی هایشان، با هم در رقابت نیستند؛ در خیانت کردن و مزدوری دولتهای فاشیست ایران و ترکیه نیز، از هم سبقت می گیرند.
دیروز "اتحادیه میهنی کردستان عراق" -حزب طالبانی ها- (مصطفی سلیمی) زندانی سیاسی فراری را، تحویل جمهوری اسلامی داد تا دارش بزنند؛ امروز هم "حزب دمکرات کردستان عراق" -حزب بارزانی ها- با تحویل دادن (دالیا محمود) خواهرزاده (صالح مُسلِم) از رهبران سیاسی روژئاوا به دولت ترکیه، از خجالتِ "اتحادیه میهنی…" درآمد!
شرمتان باد!
عطا خلقی.
@behnima
درباره سخنان آقای فواد پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!
کارگر هفت تپه میداند چه میخواهد و چه نمیخواهد!

در سایت‌ها دیدم که شخصی به نام آقای #فواد #پاشایی( که بر اساس جستجویی که در گوگل کردیم، مشاور سیاسی سلطنت طلبان و دبیر سابق حزب مشروطه است) رو به کارگر هفت تپه با زبان و لحنی تحقیر آمیز دقیقا مانند همان لحن تند و از بالا به پایین اسدبیگ های داعشی برخورد کرده است. آقای پاشایی، ساکن آمریکا، خودش و مخاطبش را "روشنفکر" می‌داند اما کارگر هفت تپه را کسی می‌داند که متوجه قضایا نیست و لابد بعد از همه و سر آخر ممکن است از مسایل سر دربیاورد!

ما کارگران با کسی دشمنی نداریم الا با کسانی که با کارگران دشمنی دارند. دشمنی هم با توجه به رنگ و لباس و نوع باور به این دستگاه سیاسی یا ان دستگاه و این حزب و آن حزب نیست یک دشمنی طبقاتی است. این دشمنی را هم ما آغاز نکرده ایم؛ بلکه تاریخا به ما تحمیل شده است وگرنه کارگران خواهان لغو هرگونه استثمار و دشمنی و دیگری و خواهان جهانی برابر و آزاد و بدون استثمار هستند.

یکی از مواردی که برای ما سم و دشمنی واضح است مساله خصوصی سازی است. فرقی نمیکند این خصوصی سازی و استثمار مضاعف توسط کسی که این لباس را بر تن دارد اجرایی شود و یا شخصی که لباس دیگری دارد؛ فرقی ندارد توسط این سیستم اجرایی شود یا آن سیستم؛ فرقی ندارد در امریکا اتفاق بیافتد یا افغانستان یا ایران یا اروپا. البته تنها مشکل ما خصوصی سازی نیست ولی فعلا در این مقطع، یکی از مهم ترین مسایل ما لغو خصوصی سازی است.

آقای پاشائی در سخنان خودش می‌گوید "روشنفکر جلوتر از همه مسائل را می بیند نه اینکه وقتی کارگر هفت تپه هم فهمید، تازه آنرا بگوید" !؟
عجب! یعنی چیزی که کارگر هفت تپه میگوید به اندازه کافی مترقی، پیشرو، روشنگرانه و روشنفکرانه نیست؟ پس منظور شما از روشنفکر و روشنفکری چیست؟ روشنگری و روشنفکری جلوتر از این چیزی که کارگر هفت تپه بیان میکند؟ اداره شورایی مبنی بر خرد جمعی و لغو یکی از وحشیانه ترین شکل های استثمار در جهان معاصر : خصوصی سازی!

این گفته ی آقای پاشائی جای شرم برای افرادی دارد که اینطور فکر میکنند. وای به حال جامعه ای که امثال جنابعالی روشنفکرش باشد. از همین فاصله دور از هفت تپه تا آمریکا از سخنان آقای پاشایی بوی همان لحن و خواسته ی کارفرمایان و استثمار کنندگان به مشام میرسد! آقای پاشایی شما روشنفکر کدام جامعه و کدام نوع از سیستم سیاسی-اقتصادی هستید؟ مدافع چه چیزی هستید؟ خوب است برای جامعه روشن کنید که آیا شما مدافع خصوصی سازی هستید؟ یا مانند نگاه مترقی طرح شده در هفت تپه مخالف خصوصی سازی و مدافع سپردن شرکت ها و منابع و ثروت های اجتماعی به خود اجتماعی و مشخصا کارگران هستید؟
بد نیست همگان با نظریات شما آشنا شوند.

آقای پاشایی! خیلی جالب خواهد شد که روشنگری کنید که منظور شما دقیقا چه بوده؟ اگر همینی است که ما برداشت کردیم بهتر است حرف خودت را پس بگیری و اگر هم به حرفت باور داری واضح تر توضیحش بده تا برای همه روشن شود شما در کدام صف قرار دارید.

کارگران هفت تپه از پس دهه ها تجربه تاریخی خوب میدانند چه میگویند و چه میخواهند و چه چیزی و چه کسانی را نمیخواهند! ما داریم درسی تاریخی را برای خودمان و همزمان برای جامعه بشری تکرار میکنیم. مطالبات ما اگر در کل دنیا اجرایی شود، جهان جای بهتری برای زندگی خواهد بود. باور کنید. کمی فروتنی کنید و گوش کنید و بیاموزید.
کارگران علاوه بر اینکه مشغول کارند و یا در برخی موارد بیکار شده اند اما همیشه مشغول کسب آگاهی و تقویت اتحاد هستند!

نوشته مشترک توسط " احد شواغیل هفت تپه" و " احد رفقائنا فی بلاد الاُخری"
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه

⬆️ درباره سخنان آقای #فواد_پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!

@behnima
«خلیل حسینی»فعالِ مدنی،ساکنِ شهرِ«کرماشان»،دوشنبه مورخه ی ۳۰ تیرماه ۱۳۹۹،پس از خروج از منزل توسط نیروهای امنیتیِ این استان بازداشت،و به مکانی نامعلوم انتقال داده شده است،و تا کنون نیز اطلاعی از او ‌در دست نیست.@behnima
🍂🍁
🔻بیانیه سندیکاهای فرانسوی درباره کولبران

کشتار کولبران در ایران را متوقف کنید
بین ۸ تا ۱۰ میلیون کرد، ساکنین مناطق کردنشین ایران، سیاست های تبعیضاتی و سرکوبگرانه ای را از سوی رژیم ایران متحمل می شوند. رژیم ایران هرگونه اعتراضات سیاسی و مطالبات خودمختاری-هویتی کردها را به شدت سرکوب می کند. برای نگهداشتن مردم این منطقه در وضعیت بی ثباتی و فلاکت، رژیم مانع از توسعه اقتصادی منطقه شده، تقریباً هیچ صنعتی در این منطقه راه اندازی نشده، و سمتگیری تولیدات و منابع عمدتا برای مناطق مرکزی کشور است. بیکاری بسیار گسترده است. با توجه به نبود کم ترین فرصت اشتغال در منطقه، جوانان بطور گسترده ای مجبورند به شهرهای بزرگ فارسی زبان مهاجرت کنند.
برای هزاران تن از ساکنان روژهلات (کردستان ایران)، مرز عراق و ایران تنها منبع تامین معاش می باشد: کولبری یعنی مبادلات مرزی کالا، حمل اجناس بر کول انسان و یا بر پشت قاطر با عبور از کوه ها. انتقال انواع کالاهای از کشورهای عراق و ترکیه به ایران، توام با مخاطرات بسیار. از پوشک بچه گرفته تا لوازم الکتریکی خانگی، از جمله پوشاک، پتو، لاستیک اتومبیل، چای، آنتن ماهواره، الکل، سیگار. این کالاها در بازارهای شهرهای بزرگ از جمله تهران عرضه می شوند. هر روزه هزاران کارگر زن و مرد، از جمله کودکان و افراد مسن، برای آن که نانی به کف آورند و معیشت روزانه خود و خانواده شان را به سختی تامین کنند به پیشواز خطر می روند و در طول این مرزها جان خود به مخاطره می اندازند. در صورت مرگ و یا زخمی شدن یک کولبر، خانواده اش دیگر هیچ منبع درآمدی نخواهند داشت. به لحاظ قانونی وضعیت کولبری مبهم است، گاه قانونی، گاه روا و گاه غیرقانونی، و منوط به حسن نیت مسئولان.
علاوه بر خطرات ناشی از کوه های صعب العبور و منطقه پر از مین های منفجر نشده، مرزبانان به سوی آن ها تیراندازی کنند و هرساله بر تعداد تلاف می افزایند. تنها در طی سال ۲۰۱۹ رقم تلفات جانی کولبران ۷۹ نفر بوده و تعاد زخمیان به ۱۶۵ نفر می رسد. بندرت دیده شده که مرزبانان به خاطر این کشتارها محاکمه شوند. حتی از کشتار قاطران باربر هم ابایی ندارند. هم چنین تعداد بسیاری از کولبران به مجازات زندان و یا جریمه های سنگین محکوم می شوند.
سرنوشت کولبرها پی آمد عوامل چندی است: متأثر از مقوله دولت - ملت و سیاست های ادغام گرایانه حکومت مرکزی در مورد کردها؛ و تأثیرات مخرب تحریم های آمریکا علیه ایران، که فقط باعث وخیم تر شدن وضعیت توده های بنقد زیر فشار رژیم شده اند.
ما سازمان های سندیکایی فرانسوی اف. اس. او و سولیدر، توجه زنان و مردان کارگ و جامعه بین المللی را به فاجعه انسانی و اجتماعی کولبران جلب می کنیم. ما از دولت ایران می خواهیم که سرکوب کولبران و عمدتا کشتار آن ها در مرزها را متوقف سازد، دولت باید آن ها را به عنوان کارگران قانونی به رسمیت بشناسد تا بتواند از حقوق مربوطه و امنینت برخوردار شوند.

پاریس ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰

فدراسیون سندیکائی متحد (اِف اِس او – فرهنگیان)
اتحادیه سندیکائی برای همبستگی (سولیدر)


باز انتشار، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
درباره سخنان آقای فواد پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!
کارگر هفت تپه میداند چه میخواهد و چه نمیخواهد!

در سایت‌ها دیدم که شخصی به نام آقای #فواد #پاشایی( که بر اساس جستجویی که در گوگل کردیم، مشاور سیاسی سلطنت طلبان و دبیر سابق حزب مشروطه است) رو به کارگر هفت تپه با زبان و لحنی تحقیر آمیز دقیقا مانند همان لحن تند و از بالا به پایین اسدبیگ های داعشی برخورد کرده است. آقای پاشایی، ساکن آمریکا، خودش و مخاطبش را "روشنفکر" می‌داند اما کارگر هفت تپه را کسی می‌داند که متوجه قضایا نیست و لابد بعد از همه و سر آخر ممکن است از مسایل سر دربیاورد!

ما کارگران با کسی دشمنی نداریم الا با کسانی که با کارگران دشمنی دارند. دشمنی هم با توجه به رنگ و لباس و نوع باور به این دستگاه سیاسی یا ان دستگاه و این حزب و آن حزب نیست یک دشمنی طبقاتی است. این دشمنی را هم ما آغاز نکرده ایم؛ بلکه تاریخا به ما تحمیل شده است وگرنه کارگران خواهان لغو هرگونه استثمار و دشمنی و دیگری و خواهان جهانی برابر و آزاد و بدون استثمار هستند.

یکی از مواردی که برای ما سم و دشمنی واضح است مساله خصوصی سازی است. فرقی نمیکند این خصوصی سازی و استثمار مضاعف توسط کسی که این لباس را بر تن دارد اجرایی شود و یا شخصی که لباس دیگری دارد؛ فرقی ندارد توسط این سیستم اجرایی شود یا آن سیستم؛ فرقی ندارد در امریکا اتفاق بیافتد یا افغانستان یا ایران یا اروپا. البته تنها مشکل ما خصوصی سازی نیست ولی فعلا در این مقطع، یکی از مهم ترین مسایل ما لغو خصوصی سازی است.

آقای پاشائی در سخنان خودش می‌گوید "روشنفکر جلوتر از همه مسائل را می بیند نه اینکه وقتی کارگر هفت تپه هم فهمید، تازه آنرا بگوید" !؟
عجب! یعنی چیزی که کارگر هفت تپه میگوید به اندازه کافی مترقی، پیشرو، روشنگرانه و روشنفکرانه نیست؟ پس منظور شما از روشنفکر و روشنفکری چیست؟ روشنگری و روشنفکری جلوتر از این چیزی که کارگر هفت تپه بیان میکند؟ اداره شورایی مبنی بر خرد جمعی و لغو یکی از وحشیانه ترین شکل های استثمار در جهان معاصر : خصوصی سازی!

این گفته ی آقای پاشائی جای شرم برای افرادی دارد که اینطور فکر میکنند. وای به حال جامعه ای که امثال جنابعالی روشنفکرش باشد. از همین فاصله دور از هفت تپه تا آمریکا از سخنان آقای پاشایی بوی همان لحن و خواسته ی کارفرمایان و استثمار کنندگان به مشام میرسد! آقای پاشایی شما روشنفکر کدام جامعه و کدام نوع از سیستم سیاسی-اقتصادی هستید؟ مدافع چه چیزی هستید؟ خوب است برای جامعه روشن کنید که آیا شما مدافع خصوصی سازی هستید؟ یا مانند نگاه مترقی طرح شده در هفت تپه مخالف خصوصی سازی و مدافع سپردن شرکت ها و منابع و ثروت های اجتماعی به خود اجتماعی و مشخصا کارگران هستید؟
بد نیست همگان با نظریات شما آشنا شوند.

آقای پاشایی! خیلی جالب خواهد شد که روشنگری کنید که منظور شما دقیقا چه بوده؟ اگر همینی است که ما برداشت کردیم بهتر است حرف خودت را پس بگیری و اگر هم به حرفت باور داری واضح تر توضیحش بده تا برای همه روشن شود شما در کدام صف قرار دارید.

کارگران هفت تپه از پس دهه ها تجربه تاریخی خوب میدانند چه میگویند و چه میخواهند و چه چیزی و چه کسانی را نمیخواهند! ما داریم درسی تاریخی را برای خودمان و همزمان برای جامعه بشری تکرار میکنیم. مطالبات ما اگر در کل دنیا اجرایی شود، جهان جای بهتری برای زندگی خواهد بود. باور کنید. کمی فروتنی کنید و گوش کنید و بیاموزید.
کارگران علاوه بر اینکه مشغول کارند و یا در برخی موارد بیکار شده اند اما همیشه مشغول کسب آگاهی و تقویت اتحاد هستند!

نوشته مشترک توسط " احد شواغیل هفت تپه" و " احد رفقائنا فی بلاد الاُخری"
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه

⬆️ درباره سخنان آقای #فواد_پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!

@behnima
🔴فراخوان جمعی از معلمان و کنشگران مدنی علیه اعدام و سرکوب آزادی و معیشت کارگران و معلمان


در شرایطی به‌سرمی‌بریم که اکثریت مردم از یک‌ سو در تنگناهای معیشتی قرار دارند و از سوی دیگر نبود حداقل آزادی را تحمل می‌کنند.

در این روزها جامعه در التهاب اعدام سه تن از معترضان به گرانی بنزین در آبان ماه سال ۹۸ است؛ که این افزایش قیمت تاثیر بزرگی بر معیشت و فقیرسازی مردم داشته و دارد.
همچنین کارگران نیشکر هفت تپه به مدت ۳۶روز است که در اعتصاب به‌سرمی‌برند. آنها ۳ الی ۴ ماه است که دستمزد خود را نگرفته اند. آنان به عدم پرداخت دستمزد ، نداشتن امنیت شغلی اعتراض دارند و خواهان بازگشت همکاران اخراجی‌شان به کار و برچیدن بساط خصوصی‌سازی هستند.

همچنین شاهد ادامه حبس ظالمانه معلمان دربند در شرایط کرونا هستیم از سویی ۷ تن از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی،‌ که از اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی هستند، با پرونده سازی کذایی مجموعا به ۴۱ سال زندان، تبعید، شلاق، جریمه‌ی نقدی و اخراج محکوم شده‌اند.

ما امضا کنندگان اولیه این فراخوان به عنوان جمعی از معلمان بازنشسته و شاغل ایران، همانگونه که با تمام اشکال خشونت در مدرسه و خارج از مدرسه مخالفیم اعدام سه جوان معترض آبان را نمونه بارز خشونت عریان دولتی و سیستماتیک می‌دانیم. از نظر ما به جای محاکمه و اعدام جوانان معترض باید عاملان فقر و فلاکت و کسانی که شرایط امروز را رقم زده‌اند مجازات گردند باید کسانی که دستور کشتار مردم معترض را دادند پاسخگو باشند و حساب پس دهند. ما نیز همسو با بیش از ۱۱ میلیون ایرانی فریاد می‌زنیم #اعدام_نکنید.

از نظر ما بین مطالبات کارگران به خصوص کارگران اعتصابی هفت تپه و مطالبات معلمان و بازنشستگان تفاوتی وجود ندارد ما همه خواهان یک معیشت و زندگی شرافتمندانه هستیم همان منطقی که معلمان خراسان شمالی را محکوم می‌کند همان‌ها برای بازداشت شدگان آبان ماه حکم اعدام صادر می‌کنند و کارگران هفت تپه را به بند می‌کشند.
ما خواهان توقف سرکوب آزادی و معیشت همگان هستیم و باور داریم تنها در سایه اتحاد و یکی شدن مطالبات فرهنگیان و عموم مردم محقق خواهد شد از این منظر نسبت به بی‌عملی تشکل‌های صنفی در شرایط موجود اعتراض داریم و انتظار داریم کسانی که در این تشکل‌ها در جایگاه تصمیم‌گیری نشسته‌اند نسبت به تضییع حقوق واقعی فرهنگیان با نمایش‌های مفتضح نوبخت سکوت نکنند و در مساله افزایش حقوق منافع کلان و همه فرهنگیان از شاغل تا بازنشسته و از خریدخدمتی تا خدمتگزار و غیررسمی و حق‌التدریسی را لحاظ نمایند. از سویی از این تشکل‌ها که کارنامه مثبتی در مطالبه‌گری صنفی دارند می‌خواهیم با درک عمیق از شرایط این روزها ، در کنار مردم ، خانواده‌های داغدار آبان، کارگران زحمتکش قرار گیرند مگر به جز این است که ما معلمان ، معلمان همه فرزندان ایران هستیم و مشکل کارگران ، مشکل کودکان و دانش‌آموزان ماست. پس یک صدا و متحد می‌خوانیم :
این درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی‌شود

📣 فرهنگیان و کنشگران مدنی در صورت تمایل وارد فرم نگار شده و با ثبت نام و نام خانوادگی این بیانیه را امضا نمایید.

🔹لینک فرم‌نگار :

https://docs.google.com/forms/d/18puB2VCpmKTiLfOFzsEybBAEFEQEuJzaSmfGPPFvXpU/viewform?chromeless=1&edit
_requested=true

@behnima


🆔 @kasenfi
👇👇👇
https://t.me/kasenfi
🍂🍁
🔻در بیستمین سالگرد درگذشت احمدشاملو، بزرگ شاعر آزادی یادش را گرامی می داریم

قطره قطره‌ی هر خون اين انساني كه در برابر من ايستاده است/سيلي ست/كه پلي را از پس شتابندگان تاريخ/خراب مي كند/و سوراخ هر گلوله بر هر پيكر/دروازه یی ست كه سه نفر صد نفر هزار نفر/كه سيصد هزار نفر/از آن مي گذرند/رو به برج زمرد فردا.

بیست سال از درگذشت احمدشاملو، شاعر بزرگ ایران می‌گذرد. الف - بامداد، روشنفکری آزادی خواه و مستقل و از اعضای برجسته ی کانون نویسندگان ایران بود. او همواره به وظیفه‌ی دشوار مبارزه با سانسور پایبند ماند و در این راه با آثار و مواضع آزادمنشانه و انسانی، میراث و بارویی استوار پی ‌افکند.
احمد شاملو روزنامه‌نگاری جریان ساز، مترجمی نامی و در حوزه ی فرهنگ و زبان کوچه پژوهشگری کم نظیر و شهره به «شاعر آزادی» بود؛ عنوانی که نه با بوق و کرنای حاکمان و بودجه‌ی رسانه‌های رانتی، که از داوری خودآگاه و حافظه‌ی مردم به دست آورد.
شاعری که حاکمان هرجا توانستندحضور و آثارش را سانسور کردند اما محبوب‌تر شد، جوایز آزادی بیان جهانی به او تعلق گرفت و با آن که حتی پاره‌ای از شعرهایش در کتاب‌های درسی کودکان و جوانان نیامد، آثارش در خانه‌ها حضوری کم‌نظیر یافت.
با وجود این همه و پس از بیست سال که از رفتن احمد شاملو می‌گذرد، هنوز حکومت برگزاری مراسم یادبودی ساده‌ را برای او بر نمی‌تابد و حضور سالانه ی دوستداران بر مزارش، محاصره‌ی قبرستان، بازداشت و احکام سنگین زندان و وثیقه را در پی دارد.
همچنان که در بیستمین سال درگذشت این شاعر بزرگ آزادی شاهدیم، صدور احکام زندان و اعدام به امری روزمره مبدل شده است‌ و با اینکه حاکمیت به قصد افزایش هراس و سرکوب‌ها به شکلی وسیع و کم‌سابقه‌ دست به احضار و بازداشت‌ نویسندگان و کنشگران می‌زند، اما خواست‌های سانسورستیزانه و آزادی خواهانه ی شاملو همچنان که در منشور کانون نویسندگان آمده است، به مطالبه‌ی عموم مردم با اندیشه‌ و باورهای گوناگون تبدیل شده و در همین فضای به شدت امنیتی نیز بر زبان همگان جاری است.
کانون نویسندگان ایران، به رغم ممانعت‌ها و تهدیدها در سال‌های گذشته همواره کوشیده است، در سالگرد درگذشت این روشنفکر و دبیر پیشین خود بر سر مزارش حاضر شود، اما امسال به دلیل شیوع کرونا و برای حفظ سلامت مردم، بر مزار وی مراسمی نخواهد داشت‌.
آرمان‌های آزادی خواهانه‌اش گرامی و ستاره‌ی یادش تابان باد‌.
کانون نویسندگان ایران
۳1 تیر 1399

@behnima
اعتصاب تا رسیدن به مطالبات ادامه خواهد داشت.


#زنده_باد_اعتصاب
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی


زنده باد اعتصاب، زنده باد همبستگی کارگران.

‌چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
جلسه پرتنش تفهیم اتهام محمد نوری‌زاد، قاضی: «تو مزدور اجنبی هستی»

۳۱ تیر ۹۹ – جلسه تفهیم اتهام محمدنوری‌زاد امروز در شعبه دادسرای ۱۱۰۱ نیابت مدنی به تشنج کشیده شده است. نوری‌زاد در جریان دفاعیات خود انتقادات تندی نسبت به خامنه‌ای و قوه قضائیه و دیگر بخشهای نظام مطرح کرده است و قاضی در پاسخ او را «مزدور بیگانه» و «لجن» خطاب کرده است.
به گزارش اطلس زندانهای ایران، در این جلسه که با حضور محمد نوری‌زاد و وکیلش محمدحسین آقاسی برگزار شده است. آقای نوری زاد به شدت به بخشهای مختلف نظام جمهوری اسلامی و سیاستهای کنونی و پیشین آن انتقاد کرده است. آقای آقاسی در حساب توییتری خود ضمن ابراز نگرانی در مورد آقای نوری‌زاد نوشته‌است:‌ «امروز محاکمه دکتر نوری زاد برگزارشد. او اجازه نداده بود با دستبند و پابند به دادگاه انتقال یابد. اما به جدنگران اوهستم چون بشدت عصبانی بود ودردادگاه مطالبی را برزبان راندکه دیگران جرأت بیان آن ها را در خلوت هم ندارند. تنها کاری که نکرد دفاع از خود بود که البته اینجانب به آن پرداختم.»

روایت نوری‌زاد از این جلسه پرتنش
آقای محمد نوری‌زاد روند دادگاه را این چنین روایت کرده است: «پنج روز پیش احضاریه‌ای به من دادند که امروز یعنی ۳۱تیرماه باید به دادگاه مراجعه کنم. من ابلاغیه را جلوی چشم مأمور پاره کردم و در سطل آشغال ریختم و گفتم من به دادگاه نمی‌روم اما اگر هم بروم با لباس شخصی و بدون دست بند و پابند می‌روم.»
آقای نوری‌زاد ادامه داده که: «امروز آمدند و اصرار کردند که شما باید به دادگاه بروید. گفتم من تنها با لباس خودم و بدون دست‌بند و پابند می‌روم. گفتند حالا با لباس خودت بیا. وقتی که به ماشین رسیدیم اصرار کردند که شما باید دست‌بند بزنید اما من نپذیرفتم.» « مقام مافوقشان دستور می‌داد که به دست نوری‌زاد دست بند بزنید اما من نمی‌پذیرفتم. دو ساعت کشمکش بر سر دست بند زدن طول کشید. اول به زبان خوش که این قانون است و برای همه اجراء می‌شود. در خواستشان را مطرح کردند. اما من نپذیرفتم و گفتم که یا من را به زندان خودم برگردانید و من می‌نویسم کتباً که غیاباً قاضی هر حکمی که خواست علیه من صادر کند، یا اینکه من بدون دست‌بند خواهم رفت. سپس شروع به تهدید و سر و صدا کردند و تعداد آنها هم هفت، هشت نفر شد و سمت من حمله کردند و من با کله به سمت شیشه اتومبیل ون رفتم که جلوی من را گرفتند و گفتند بکش عقب. ما نمی‌خواهیم خون راه بیفتند. من گفتم یا باید من را خونین و مالین به دادگاه ببرید یا اینکه من بدون دستبند و با لباس شخصی خودم می‌روم. بعد از دو ساعت نهایتاً پذیرفتند که من را بدون دستبند به دادگاه ببرند و التماس و خواهش کردند که در مسیر به کسی خود را معرفی نکن، فریاد نکش، فرار نکن. من در پاسخ گفتم من را حتی با دگنک (چوب با سر بزرگ در ادبیات روستایی) نمی‌توانید از زندان و یا از کشور بیرون کنید. من به زندان و به بودن در کشور نیاز دارم. اطمینان دادم که در کمال آرامش به دادگاه آمده و برمی‌گردم.» آقای نوری زاد در ادامه توضیح داده است که او را نزد قاضی شعبه دادسرای ۱۱۰۱ نیابت مدنی در حسن آباد برده‌اند، تا به نیابت از دادگاه مشهد تفهیم اتهام کند.« از مشهد شکایت کرده بودند که نوری‌زاد گفته است که سپاه خود دانشمندان هسته‌ای را کشته است. و تجمعی چهار نفره در حمایت از دکتر جعفری ترتیب داده است. و تقاضای استعفای رهبر را مطرح کرده است.»

او ادامه داده است:«قاضی از من خواست که در اتاقی دیگر دفاعیات خود در مورد اتهامات را بنویسم.
من نوشتم ای قاضیان زبون و ذلیل و و اخورده و ترسیده پرونده من، که از اطلاعات و سپاه وحشت دارید. ای قاضیان واداده و نامستقل!
به قرآنی که حضرت آیت‌الله ولادیمیر پوتین از ام‌القرای مسکو برای سیدعلی رهبر مسلمین جهان هدیه آورد سوگند یاد می‌کنم و پیمان بر راستگویی می‌بندم که تمامی کشتار خلخالی به دستور من بوده، تمامی کشتار و شکنجه‌های لاجوردی به دستور من محمد نوری زاد بوده. من بودم آقای خمینی را وادار کردم در سه خط دستور اعدام هزاران جوان و مرد و زن در سال ۶۸ را صادر کند. این من بودم که پولهای ایران را فرسادم گنبد و گلدسته بشه و یا به بشار اسد و سوریه و یمن دادم. من بودم که دختران ایرانی را از فقر به تن فروشی فرستادم. من بودم که مجتبی خامنه ای را وقتی بچه‌دار نمی‌شد با ۱۵۰ میلیون یورو فرستادم لندن و بچه‌دارش کردم و برگرداندم. این من بودم که ستاد اجرایی فرمان امام خمینی را با یک امپراطوری پر از پول دادم توی بغل خامنه‌ای، این من بودم که به قالیباف گفتم دزدی بکن و یاشار سلطانی که دزدی‌های او را افشاء کردم زندانی کنند.»
نوری‌زاد در ادامه گفته‌ است که پس از اینکه دفاعیات او را برای قاضی برده‌اند وکیل او آقای محمدحسین آقاسی هم به دادگاه آمده است: «به آقای آقاسی گفتم که شما دیر آمدید و من از خودم دفاع کردم. اما با هم رفتیم پیش قاضی
. قاضی نوشته من را خواند و گفت این از نظر من همه‌اش توهین است آقای نوری‌زاد. من در پاسخ گفتم: شما توهین من را به دزدان و آدمکشان این مملکت، به کسانی که قتلهای زنجیره‌ای را مرتکب شده‌اند را می‌بینید، اما توهین آنها را در غارتگری و دزدی نسبت به یک ملت نمی‌بینی؟ او برگشت و گفت که به من چه ربطی دارد که درمملکت چه اتفاقی می‌افتد. یک پرونده نیابتی برای من آمده، شما باید به آنها جواب می‌دادی. گفتم من در برابر چیزهایی که شما جرأت ندارید، خودم را مسئول می‌دانم. من خودم را مسئول می‌دانم چرا یک بلوچ یا کرد به ایرانی بودنش افتخار نمی‌کند؟ زیرا چیزی از ایرانیت آنجا نیست. من خودم را در قبال دختران تن فروش ایرانی که از شدت فقر به این را می‌افتند مسئول می‌دانم. اما شما به خاطر ترفیع و حقوق ماهیانه سکوت می‌کنید. از سفارت انگلستان بالا می‌روند شما نطق نمی‌کشید. سفارت عربستان را آتش می‌کشند شما نطق نمی‌کشی. شما که هستید که قوه قضائیه را به گند کشیدید.
در اینجا قاضی به من گفت که تو مزدور اجنبی هستی. من گفتم من مزدور اجنبی نیستم. اگر باشم مزدور مردم هستم که صدای درگلو مانده مردم را فریاد می‌کشم. ولی تو که هستی؟ تو مزدور سپاهی، تو مزدور اطلاعات و بیت رهبری هستی. تو مزدور سعید طوسی هستی که پرونده اعتراف کرده او را در کشو میز گم می‌کنی. تو مزدور دزدانی هستی که برای انها سپر امن ایجاد می‌کنی. تا در امنیت کامل باشند. در اینجا قاضی دوباره گفت که شما یک مشت لجن هستید. گفتم اگر من لجن هستم در فردیت خودم لجنم. ولی تو چه؟ بدبخت شما یک مجموعه لجن هستید و دستگاه را به گند کشیده‌اید. از گند دستگاه قضایی بوی لجنتان بلند است. کدام عدالت، کدام انصاف؟ آقای خامنه‌ای رسماً می‌گوید دوره آقای لاریجانی عالی بوده یعنی او را از دزدی‌های طبری‌پور مبرا می‌کند. چرا که فردا پس از رهبر شدن مجتبی خامنه‌ای همین لاریجانی دزد که لواسان را بلعیدند خمیر دست او شود.»

@behnima
💥انتقال توام با ضرب و جرح خالد پیرزاده، زندانی سیاسی به زندان تهران بزرگ

چهارشنبه ۱ مرداد ۹۹، در پی یورش گارد به اندرزگاه ۴ سالن ۴ زندان اوین #خالد_پیرزاده، زندانی سیاسی با ضرب و جرح به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

انتقال این زندانی سیاسی خشونت آمیز بوده و در حین این انتقال اعتراض گسترده ای در اندرزگاه ۴ زندان اوین بر علیه مسئولان بوجود آمد. وی در حال تحمل حبس تعزیری ۵ ساله خود به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” است.

دلیل این انتقال امضای بیانیه حمایتی از طرف این وی و حمایتش از سهیلا حجاب و در دسترس قرار دادن کارت تلفن خود برای استفاده سایر زندانیان و تماس با فعالان سیاسی خارج از زندان عنوان شده و در حال حاضر کارت تلفن این زندانی سیاسی ضبط شده و از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده خود محروم شده است


#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
#نه_به_اعدام
#جان_زندانیان_در_خطر_است
@behnima
پیام به کارگران و همکاران عزیز

بر اساس اخبار موثق
حجم زیادی از یک میلیارد و نیم دلار ارزهایی که اسدبیگی ها که بخش زیادی از مبلغ دریافتی به نام هفت تپه از بانک مرکزی دریافت کرده اند، بوسیله صرافی ها به خارج از کشور انتقال داده اند.
اسدبیگی ها نه تنها با ندادن حقوق کارگران را به گروگان گرفته اند بلکه قوه قضاییه را نیز با انتقال ارزها به خارج از کشور خلع سلاح کرده اند .

پس دلخوش به این دادگاه نباشید!
دادگاه نهایتا چند سال زندان برای این مفسدان حکم می دهد و نهایتا همچون متهمین ارزی ویا متهمین مالی که همگی از وابستگان به دایره خودی ها هستن از یک در وارد و از در دیگر زندان خروج میزند!
مدتی استعلاجی و در ادامه عفو مشروط به خاطر پدر شدن خارج از زندان خواهند بود !
پس منتظر معجزه دادگاه نباشید!
اتکای ما فقط و فقط باید به خودمان باشد وبس! اتحاد.اتحاد.اتحاد. پس از همه همکاران انتظار میرود برای آینده خود وفرزندانمان در اعتصاب فردا صبح. و روزهای آینده مشارکت هرچه بیشتر داشته باشیم ، چون حضور گسترده کارگران مسئولین را وادار میکند که نسبت به سرنوشت ما کارگران نیشکر هفت‌تپه اقدامی جدی ودر اسرع وقت بگیرند.
فقط کافیه چند روزی جمعیت چند هزاران نفری ما، شوش را زیر پای خود بگذارد ،مطمئن باشید این مسئولین مجبور میشن فکری به حال شرکت و کارکنان بکنند.
فقط در سایه اتحاد است که پیروزی به دست می آید.
فردا منتظر جمعیت هزاران نفری همکاران عزیز درب فرمانداری و راهپیمایی در بازار جهت تعیین تکلیف خود هستیم.
پیام ارسالی کارگران نیشکر هفت‌ تپه به کانال تلگرامی سندیکای

۱ مرداد ماه ۱۳۹۹

سندیکای کارگران.نیشکر هفت‌تپه

@behnima
💥انتقال توام با ضرب و جرح خالد پیرزاده، زندانی سیاسی به زندان تهران بزرگ

چهارشنبه ۱ مرداد ۹۹، در پی یورش گارد به اندرزگاه ۴ سالن ۴ زندان اوین #خالد_پیرزاده، زندانی سیاسی با ضرب و جرح به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

انتقال این زندانی سیاسی خشونت آمیز بوده و در حین این انتقال اعتراض گسترده ای در اندرزگاه ۴ زندان اوین بر علیه مسئولان بوجود آمد. وی در حال تحمل حبس تعزیری ۵ ساله خود به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” است.

دلیل این انتقال امضای بیانیه حمایتی از طرف این وی و حمایتش از سهیلا حجاب و در دسترس قرار دادن کارت تلفن خود برای استفاده سایر زندانیان و تماس با فعالان سیاسی خارج از زندان عنوان شده و در حال حاضر کارت تلفن این زندانی سیاسی ضبط شده و از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده خود محروم شده است


#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
#نه_به_اعدام
#جان_زندانیان_در_خطر_است
@behnima
بازهم فشار رسانه بر جمهوری اسلامی جواب داد. ،اواخر وقت اداری امروز چهارشنبه از شعبه۹ اجرای احکام دادگستری ارومیه با #حسین_عثمانی تماس گرفته شده و به وی اعلام کرده‌اند که"کیفر" وی سی سال حبس بوده و هیچ قصد و مجوز قانونی برای اعدام‌اش وجود ندارد و باخاطیان برخورد خواهدشد.

@behnima
🔻یورش محمد نوری‌زاد به درهای شیشه‌ای بند در زندان اوین

🔹محمد نوری‌زاد، فعال مدنی محبوس در زندان اوین، چهارشنبه شب در اعتراض به عدم توجه به حقوق اولیه‌ خود با فریاد «مرگ بر جمهوری اسلامی»، به در‌های شیشه‌ای بندی که در آن زندانیست، یورش برده است.

🔹فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد، در گفت‌وگو با ایران اینترنشنال این خبر را تایید کرد.

🔹به گفته او، نوری زاد پس از این اقدام، دچار شکستگی سر و صورت شده و وضعیت مناسبی ندارد.

🔹جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام‌های نوری‌زاد برای رسیدگی به بخش دوم پرونده او در ۳۱ تیرماه در دادگاه کیفری تهران دو تهران برگزار شد.
اتهام او در این جلسه دادگاه «اخلال در نظم و آسایش عمومی» و «نشر اکاذیب» عنوان شده است.

🔹محمد نوری‌زاد پیشتر در بخش نخست این پرونده به ۱۵ سال حبس، ۲ سال تبعید به ایذه و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.@behnima
🔴 ۲ اَمرداد - ۳۹مین روز اعتصاب و تجمع کارگران «شریف و غیور» هفت تپه در مقابل فرمانداری

در این تجمع کارگران معترض بار دیگر بر ضرورت اتحاد و ادامه اعتصاب تا رسیدن به مطالبات، تاکید کردند

مهم ترین مطالبات کارگران در این اعتصاب به قرار زیر است:

▪️ پرداخت فوری حقوق های معوقه و تمدید دفترچه بیمه
▪️ بازگشت به کار فوری برای همکاران اخراج شده
▪️ بازداشت فوری اسد بیگی و مجازات حبس ابد برای اسدبیگی- رستمی
▪️ خلع ید فوری کارفرمای اختلاسگر و بخش خصوصی از هفت تپه
▪️ بازگرداندن فوری ثروت های اختلاس شده به کارگران
▪️ پایان کار مدیران بازنشسته
@behnima
 
 نامه جمعی از زندانیان سیاسی از وضعیت زندان‌ زندان تهران بزرگ(فشافویه)

حبس و حد، شکنجه ضربدر شکنجه
درود بر مردم آزادیخواه، درود بر تمام آنانکه با شکنجه، خشنونت و بی عدالتی مخالفند
نویسندگان این نامه تعدادی از همنوعان شما هستند که به دلیل اعتراض به افزایش بنزین در آبانماه و گروه دیگر افرادی که به دلیل اعتراض به فاجعه کشتار هوایی در دی ماه سال ۹۸ دستگیر شدند. از سه شنبه ۳۱ تیر ماه تاکنون تحمل حبس برای تمام ما ۱۳۱ انسان که در این بند محبوس هستیم،چه سیاسی، چه مالی دشوار شده است. زیرا که قرار است که ما را در بندهای مختلف پخش کنند. برای عزیزانی که تاکنون تجربه تحمل حبس را نداشتند شاید عجیب باشد که چرا انسانها باید از جابجایی در زندان هراس داشته باشند. شاید شما هم بگویید زندان با زندان فرقی ندارد و هر جا که آزاد نباشیم ، قفس است و عامل شکنجه. اما واقعیت این است که جابجایی و انتقال در زندان به همان اندازه لحظه دستگیری به دلیل عدالتخواهی، دردناک است.
انسانها خیلی زود به محل زندگی وهمسایه های خود عادت میکنند. همبندی گاهی ازهمسایه و همخون هم به بشر نزدیکتر است. ما ساعتها و روزها و ماهها، تخت به تخت، نفس به نفس کنار یکدیگرغم خوارهم ناجی هم.
در زندگی حرفهایی است که فقط همبندیت میفهمد. دردهایی در سینه دارد که فقط به هم زبانان خود میتوان گفت. حالا قرار است که ما را از هم جدا کنند و در بندهای دیگر پخش کنند. ما کارگران و دانشجویانی هستیم از جنوب شهر. اگر برای اعتراض به خیابان آمدیم بدلیل فقری بود که یکی از عوامل مهمش همین اختلاسها بود که متصلین به حاکمیت انجام دادند.
حالا کنار هم هستیم  مختلفیم، محبوسیم و باز هم باید فخر فروشی های این یک شب ثروتمند شدگان علاوه بر تمام دشواریهای زندان تحمل کنیم.
ما کارگر و دانشجوهستیم از جنوب شهر، فرسنگها زیر خط فقر،
به دشواری توانستیم یخچال، تلویزیون ، فرش و چند بشقاب و لیوان در زندان تهیه کنیم. انان میگویند این یخچال و تلویزیون و فرش و لوازم را باید به زندان اهدا و وقف کنید در غیر اینصورت آنها را به ما نمی دهند. حین جابجای حق نداریم که این وسایل را با خود ببریم و در بند جدید با اوضاع مالی نامناسبی که داریمدگر بار نمیتوانیم که این لوازم را تهیه کنیم.
سقف راهروی زندان تهران بزرگ پر از فضله است. شبها میبینیم که موشها با سرعت روی سطح سقفها میدوند. همین یک ماه پیش سعید تمجیدی، محمد رحبی، محمد آدم وعلی بیکس و چند تن از همبندیهای ما زحمت کشیدند و یک سقف کاذب برای بند درست کردند. تا وقتیکه در راهرو قدم میزنیم و ظرف غذا را از چراغ خانه به اتاق جابجا میکنیم ،فضله موش بر روی سرمان و توی غذایمان نریزد. بند را به سختی ساخیتم و با پول کارگری و زحمت برای تخت ها پرده نصب کردیمجا کفشی درست کردیم. از این مهمتر اینکه ما به هم عادت کردیم، همدرد یکدیگر هستیم.
حالا میخواهند ما را به بندهای دیگر، کنار فروشندگان مواد مخدر منتقل کنند.
این دستور آزوجی و سیاح منصوری است. ما باید کنار افرادی محبوس باشیم که سالها حقوق مردم را تضعیف کردند. و از این دردناکتر آنها به عنوان وکیل بند و انتظامات انتخاب میشوند و با خرید مامورین بهترین امکانات را از آن خود میکنند، در زندان هم به ما زورگویی میکنند. در زندان به این میگویند حد و حبس یعنی شکنجه مضاعف ، شکنجه در شکنجه. ما اصلا مرتکب جرمی نشده ایم، فقط به سوء مدیریت و فجایعی که توسط دست اندرکاران دولت حاکمیت اسلامی رخ داد، معترض شدیم.
جای ما در دانشگاه و محل کار است و نه در زندان.
حال که در زندان هستیم، دست کم ما را بیش از این ما را شکنجه نکنید و بگذارند که کنار هم  زبان هایمان باشیم.

جمعی از زندانیان سیاسی بند ۱۰ تیپ ۵ که مسئولان زندان آن را اندرزگاه ۲ مینامند اما منظورشان از اندرز پخش مواد مخدر و قرصهای روانگردان است و گر نه که حتی از روزنامه و مجله و کتاب هم خبری نیست.

#کارزار_صدای_معترضین_آبانماه
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعدام_نکنید
#آبان_ادامه_دارد
#آزادشان_کنید@behnima
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
30 تیر 1399
مدیریت محترم عامل، جناب مهندس محمود ترفع
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
با سلام و درود
با احترام، اینجانب نرگس منصوری کارشناس علوم اجتماعی، شاخه پژوهشگری، به شماره پرسنلی 47526، فرزند جانبازشهید جنگ تحمیلی، که در سال 1375 درشرکت واحد اتوبوسرانی تهران استخدام شدم، به استحضارمیرسانم که طی 24 سال خدمت صادقانه خود که ماحصل آن رزومه موفق شغلی ام بوده است، شاهد بی عدالتی اداری و حاکم بودن روابط بر ضوابط درسیستم دوگانه تبعیض آمیز پرداخت حقوق ومزایای احکام کارمندی و کارگری بوده ام؛ که این امر موجبات فراهم آمدن تفاوت فاحش درحقوق ومزایای این دو رده پرسنلی شده بود. حقوق و مزایای کارگران که قشر زحمتکش جامعه هستند بسیار پایین تر ازکارمندان قرارگرفته و این تبعیض ناروا تاثیر به سزایی در زندگی فرودستان، با درنظرگرفتن حقوق های زیر خط فقر که پاسخگوی معیشت آنان نبود، گذارد. همچنین بی عدالتی اداری مضاعف و همچنین حاکم بودن روابط برضوابط در احکام سلیقه ای برای کارگران به لحاظ تبعیض ناشایست درمیان کارگران بسیار ملموس بوده است.
در این سالها، درمقابل این بی عدالتی و نابرابری ها و تبعیض ها علیه کارگران شرکت واحد مبارزه نمودم و پاسخ مبارزاتم را شرکت واحد اتوبوسرانی همیشه با فشارهای اقتصادی به روی من، ازجمله مخالفت با تغییر وضعیت شغلیم ازکارگری به کارمندی، با توجه به اینکه می بایست تعریف شغلی با حکم وظایف مغایرت نداشته باشد. در سالهایی که پست های "مدیر پروژه سنجش رضایت مشتری و رضایت کارکنان" و "آموزش و امور بانوان" را داشتم، مخالفت شدیدی نسبت به صدور احکامی مبنی بر دریافت حقوق و مزایای متناسب با شرح وظایف پُست و حتی ارتقاء گروهی نیز را هم تجربه کردم، بطوریکه حقوق و مزایایم درطول خدمت حتی از کارکنان کم سابقه هم پایین تر نگاه داشته میشد. این تبعیض ها همچنین با جابجایی های مکرر محل خدمت من بعنوان تبعید همراه میشد.
از سال 1389، طی مذاکراتی با مسئولان امر تلاش نمودم تا آنان متقاعد بشوند که بانوان توانمند و شایسته باید بتوانند وارد شورای کار شوند. خوشبختانه این تلاش موفقیت آمیز بود و تعدادی از بانوان وارد شورا شدند. ولی در این سالها اداره کار استان تهران پیروهمکاری مستمر با کارفرما، من و دیگرهمکارانی را که هدفشان حمایت از حقوق کارگران بود رد صلاحیت و از ورودمان به شورای کار ممانعت نمودند. پس از هر دوره انتخابات مهندسی شده شورای کار، شورای کارفرمایی جایگزین شورای کارگری میشد که پایمال نمودن حقوق کارگران و توهین به شعور آنان را به همراه داشت. البته من نمی توانستم نظاره گر این ظلم و ستم به طبقه کارگر باشم وسکوت نمایم. بنابراین هر بار در اسرع وقت شکواییه ای مبنی بر اعتراض به تخلفات درانتخابات فرمایشی تنظیم و در اداره کار استان تهران به ثبت میرساندم. پس از پیگیری های مکرر که بی نتیجه بود، متوجه میشدم که به بانویی که درجهت اهداف کارفرما انتخابات فرمایشی را برگزار و همینطور برخورد پرخاشگرانه با معترضان انتخابات مینمود ترفیع داده شد و مدیر کل اداره کار استان تهران گردید.
درتیرماه سال 1397، هنگامی که نماینده کارگران درمجلس جناب محجوب و عضوی از شورای شهر از شرکت اتوبوسرانی بازدید مینمودند من اتوبوس را وادار به توقف و در آنجا از آقای محجوب انتقاد نمودم که چرا باید اداره کار استان تهران با کارفرما تبانی نماید و مانع ورود نمایندگان دلسوز و مدافع کارگران به شورا گردد وشما بعنوان نماینده کارگران سکوت نمایید و همچنین درخانه ملت چه فریاد عدالتخواهی در خصوص حقوق تضییع شده کارگران زده اید؟
با گذشت چهار دوره انتخابات فرمایشی (به مدت 8 سال) که ورود ما را به شورای کارگری ممنوع نمودند، تصمیم گرفتم در تشکل مستقل سندیکا که در همه دنیا مرسوم است و میتواند آزادانه مطالبات صنفی کارگران را، بدون اینکه جُرم بشمار آید، ازمسئولان امر درخواست نماید فعالیت کنم و شیوه کاریم را از فعالیت فردی کارگری به فعالیت گروهی و منسجم تغییر دهم. در این راستا، با همکاران سندیکایی تمام تلاشمان را قانونمند و پیرو مذاکرات با شورای شهر و شهرداری و وزارت کار برای اجرایی شدن نظام هماهنگ سازی حقوق و مزایا و ترمیم حقوق همچنین درخواست اهم مطالبات دیگر کارگران، از جمله مسکن آنان که سالها تعاونی مسکن شرکت واحد بلاتکلیفشان گذاشته بود و مدیریت عامل هم پاسخگو نبود را نمودیم. لیکن شوربختانه همیشه با مخالفت این نهادهای دولتی و مدیریت عامل مواجه می شدیم، درحالیکه مدیرعامل حقوق و مزایای بسیاربالا برای خود و معاونان و مدیران ارشد شرکت در نظرمیگرفت. همچنین از محل پروژه املاک اهدایی شهرداری، معروف به املاک نجومی، برای خود آپارتمان هایی تهیه کرد. و نیز با دریافت مبالغ هنگفتی ازمحل قراردادهای داخلی و شرکتهای خصوصی اتوبوسرانی و دیگر مبالغی که بعنوان بودجه برای بهبود
نرگس منصوری
ادامه مطلب👇
@behnima
‍ وضعیت معیشت کارکنان به شرکت واحد تخصص داده می شد، برای خود و اقوامش که در پست های مدیریتی ارشد شرکت واحد گمارده بود زندگی اشرافی در اسپانیا و کانادا فراهم نمود. رسیدگی به رفاه و زندگی تجملی خود و خویشانش بیشتر حائزاهمیت بود تا رسیدگی به معیشت ومسکن و حقوق کارگرانش که زیرخط فقربودند وهستند.
هنگامیکه 24 سال خدمت خود را مرورمینمایم خداوند را شاکرهستم که همیشه درجهت عدالتخواهی و دفاع ازحقوق کارگران شرکت واحد گام برداشته ام و با ایجاد تعاملات شایسته با شهرداری ها و وزارت کار و دیگر سازمان ها، برای کارگران و خانواده های آنان و بانوان شاغل در راستای ایجاد امکانات رفاهی، تفریحی و آموزشی تلاش و موجبات رضایت و خشنودی آنان را فراهم نمودم.
در نهایت، با شرایط موجود جامعه، به این نتیجه رسیده ام که مطالبات ما اکنون فراتر از صنفی و به مطالبات ملی و حقوق انسانی تبدیل شده است. بهمین دلیل برآن شدم که بیانیه 14 تن بانوان کُنشگر مدنی ایران برای کناره گیری رهبر و گذار از جمهوری اسلامی و تشکیل یک حکومت سکولار دموکرات را که بر اساس حقوق شهروندی که درهمه دنیا به رسمیت شناخته شده امضاء کنم. هر شهروند میتواند از هر مقام کشور درخواست داشته باشد. من هم از این حق استفاده نموده و با در نظر گرفتن آرمانم که نجات میهن عزیزمان ایران از نابودی و داشتن ایرانی آزاد و آباد وسربلندی مردم عزیزمان است امضاء نمایم. پس ازانتشار بیانه و کلیپ و مصاحبه هایمان در 20 مرداد 98، اداره اطلاعات سپاه در همکاری با حراست و مدیریت عامل شرکت واحد، هنگام بازگشت از محل کار با یورش ماموران امنیتی سپاه با لباس و وسیله نقلیه شخصی و رفتاری فراقانونی بدون حکم قضایی مرا ربودند و زندانی کردند. جرم من امضای بیانیه 14 تن بانوان کُنشگرمدنی ایران بود که آن را عبور از خط قرمزشان، که منظور علی خامنه ای و نظام جمهوری اسلامی بود اعلام کردند.
مدیریت عامل و ریاست حراست شرکت واحد با رفتار ناپسندی دستور غیرانسانی اطلاعات سپاه را جامه عمل پوشاندند و در این شرایط اسفبار جامعه که بحران اقتصادی و گرانی و تورم بیداد میکند با قطع حقوق و مزایا و بیمه های درمانم در این یکسال که بنوعی اخراج غیر رسمی محسوب میشود فشارهای اقتصادی فراوان برایم بوجود آوردندو با توجه به اینکه بواسطه شکنجه های اطلاعات سپاه در بازجویی های فشرده و اعتصاب غذای 20 روزه من در زمان بازداشت و تشدید عوارض قلبی و گوارشی من که می بایست پیوسته تحت نظرپزشک می بودم، و همچنین سه عمل جراحی بسیار مهم که بایستی انجام میدادم که اکنون مجبورم آنها را با هزینه آزاد انجام دهم. یک عمل را انجام داده ام ولی عمل های دیگر را به دلیل هزینه های بسیار بالا با نرخ آزاد بدون داشتن بیمه تکمیلی و حتی تامین اجتماعی و نداشتن درآمد نمی توانم انجام دهم و ناچار به تعویق افتاده است.
درخاتمه اسناد پزشکی من و ضرورت انجام جراحی های تجویز شده نشان میدهد که اگر در شرایط کنونی بی اعتنایی زندانها به ضرورت های پزشکی و احتمال واگیر مضاعف بیماری کرونا برای بیماران که سیستم دفاعی بدنشان پایین است، اگر من در همین شرایط بیماری به زندان برگردم، عاقبت این کار به گردن شرکت واحد اتوبوسرانی تهران خواهد بود. بنابراین، از شما درخواست دارم که دستور فرمایید حقوق و مزایا و بیمه های درمانی ام را که بطور غیرقانونی توقیف شده آزاد کنند. من قصد دارم که پس ازانجام جراحی های تجویز شده که در پیش دارم، با وجودیکه بجز تلاش برای آزادسازی میهنم از ظلم و فساد جرمی انجام نداده ام به زندان اوین بازخواهم گشت.
با احترام،
نرگس منصوری
@behnima