کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.57K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ معلم و فعال صنفی #محمد_رضا_رمضان_زاده به ده سال زندان محکوم شد!

محمدرضا رمضان زاده، عضو هیات مدیره انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی فقط بدلیل شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در سال۹۷ به ۱۰ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

#نه_به_زندان_فعالین
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@behnima
#کارگر #میدانید؟

۴ میلیون و ۷۰۰ هزار کارگر ایرانی هیچ گونه قراردادی ندارند

نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس:
🔹۴ میلیون و ۷۰۰ هزار کارگر ایرانی هیچ گونه قراردادی ندارند، برخی از کارفرمایان برای فشار به کارگر، قرارداد سفید امضا می گیرند.
🔹متأسفانه در دوران کرونا کارگران کشورمان آسیب‌های زیادی دیده‌اند، ضمن اینکه بیمه بیکاری هم به برخی از کارگران تعلق نگرفت.
🔹برخی از کارفرمایان برای فشار به کارگر قرارداد سفیدامضا از او می‌گیرند این در حالی است که کارفرما هیچ تعهدی هم در قبال او امضا نمی‌کند که دلیل این کار شانه خالی کردن کارفرما از زیربار مسئولیت‌هایش است. /فارس

@behnima
Forwarded from اتچ بات
 صدور حکم ١٦ سال و هفت ماه حبس برای سە شهروند بە اتهام بە آتش کشیدن بنر قاسم سلیمانی

چهار شهروند اهل بانە بە اتهام بە آتش کشیدن بنر قاسم سلیمانی و عضویت در احزاب کردستانی اپوزسیون حکومت ایران بازداشت و بە حبس محکوم شدەاند.
اواسط دی ماه سال گذشتە چهار جوان اهل بانە بە بنام های #آرمان_حسین_زادە ٢٠ سالە، #بهمن_رحیمی ١٩ سالە، #میلاد_حسینی ١٩ سالە و #سینا_عبداللهی ١٧ ساله بە اتهام بە آتش کشیدن بنرهای قاسم سلیمانی در سطح شهر بازداشت شدەاند کە دو نفر از آنها هم اکنون در زندان هستند. این چهار شهروند اواخر فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب سقز بە اتهام بە آتش کشیدن بنرهای قاسم سلیمانی و عضویت در حزب کوملە کردستان ایران محاکمە شدەاند.
بر طبق حکم صادرە از سوی دادگاه انقلاب سقز، آرمان حسین زادە بە ٦ سال و ٧ ماه حبس، میلاد حسینی بە ٦ سال و ٦ ماه حبس، بهمن رحیمی بە ٣ سال و ٦ ماه حبس محکوم شدە و حکم سینا عبداللهی کە ١٧ سالە می باشد تاکنون ابلاغ نشدە است.
@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حنا بندان کولبر جان‌باخته به مراسم استقبال از پیکرش تبدیل شد

بنا به اطلاع حقوق بشر کردستان ایران ؛وقتی که پیکر بی‌جان شمزین احمدی کولبر به قتل رسیده توسط سپاه پاسداران به زادگاهش برگردانده می شود، نامزدش با سینی حنابندان عروسی شان به استقبال پیکرش می رود و حرکت خودجوشی در استقبال از پیکر این جوان ناکام شکل‌ می گیرد.
سپاه پاسداران طی 40 سال گذشته هزاران جوان دم بخت را در کردستان به قتل رساند.

@behnima
🔵🔴قرار است تا پس فردا #حسین_عثمانی زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه #اعدام شود. صدایش باشیم.

حسین عثمانی هم پروندە دیاکو رسول زادە و صابر شیخ عبداللە (که هفته پیش اعدام شدند ) به #اعدام تهدید شد.

امروز دوشنبە ٣٠ تیر ماموران اداره اطلاعات ارومیه حسین عثمانی زندانی سیاسی محکوم به ٣٠ سال حبس و هم پرونده صابر شیخ عبداللە و دیاکو رسول زادە که هفته گذشته اعدام شدند، را به اداره اطلاعات ارومیه برده و تهدید کرده اند که روز چهارشنبه او را اعدام خواهند کرد.

#اعدام_نکنید
#امیرحسین_مرادی
#سعید_تمجیدی
#هوشمند_علیپور
#ارسلان_خودکام
#محمد_رجبی

@behnima
Forwarded from اتچ بات
مهرنوش موسوی
مریم افراسیابپور

ما حکم زهرا محمدی را فاشیستی میدانیم!

زهرا محمدی از دهگلان سنندج، دهسال حکم گرفته است. یک دهه از عمر یک زن جوان ۲۸ ساله قرار است پشت میله ها بگذرد. میدانید چرا؟ فقط به خاطر تدریس زبان مادری اش که کردی است. دهسال زندانی شده چون به کودکان خواندن و نوشتن زبانی را یاد میداده که با آن حرف میزنند.
اجازه بدهید بگوئیم این فقط به خاطر زبان نیست. این اسمش فاشیسم و راسیسم است. این به خاطر ستم به مردمی است که تنها جرمشان این است، یک جور دیگر حرف میزنند، یک جور دیگر می رقصند، یک جور دیگری لباس میپوشند. فاشیسم یعنی همین! یعنی حذف مردم به سلیقه کسی که بالای جامعه دشنه دستش گرفته است! جمهوری اسلامی به زور میخواهد کردستان را از بقیه جدا کند، محروم کند، تحقیر کند، خشونت کند، ستم کند. جمهوری اسلامی با قلدری فاشیستی، چهل سال تلاش کرده کردستان را هر جور میتواند بکوبد، از کردستان انتقام بگیرد چون به خمینی لبیک نگفتند، علیهش ایستادند!
تدریس زبان مادری جرم نیست. زهرا محمدی هیچ جرمی مرتکب نشده است. دستگیری او یک اقدام فاشیستی است. مردم کردستان حق دارند به زبان خودشان حرف بزنند، بنویسند، یاد بگیرند. جرم این است که یک فاشیسم سازمانیافته، یک برتری طلبی راسیستی و دینی و جنسیتی بر ایران حاکم است!
ما از آزادی زهرا محمدی دفاع میکنیم و فعالین حقوق زن، فعالین کارگری و فعالین مدنی را به تلاش برای آزادی زهرا محمدی دعوت میکنیم! وضعیت جسمی زهرا محمدی خوب نیست و علیرغم فشار و شکنجه بازجوهایش حاضر به اعتراف علیه خودش نشده است. کمک کنید تا برای آزادی زهرا محمدی همه با هم تلاش کنیم!

@behnima
سی و هفتمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه
امروز سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹

اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه وارد سی و هفتمین روز شد وتا کنون هیچ مسئولی!!!؟؟؟ از خواب بیدار نشده تا صدای کارگران را بشنود.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه حمایت خود را از خواست به حق کارگران اعلام داشته وخواهان رسیدیگی هرچه سریعتر به مطالبات کارگران نیشکر هفت تپه می‌باشد
‌.
سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

@komitepaygiri
🔴 #فوری
از اعدام حسین عثمانی جلوگیری کنیم

با هشتگ نە بە #اعدام #حسین_عثمانی #اعدام_نکنید

مانع اعدام این زندانی سیاسی کورد شویم.

هموطن برای نجات جان یک انسان مبارز گستردە منتشر کن.
https://t.me/behnima

@behnima
1b5db69f-77d1-4ea7-91ea-9efc019def43
2.1 MB
@behnimaصدای زندانی سیاسی محمد نوریزاد از زندان
احزابِ حاکمِ "اقلیم کردستان“، در جاده خیانت، از هم سبقت می گیرند!
احزاب کُردی حاکم بر سرنوشت مردم کُرد در "اقلیم کردستان"، تنها در دزدی و غارت اموال این مردم و سلب آزادی هایشان، با هم در رقابت نیستند؛ در خیانت کردن و مزدوری دولتهای فاشیست ایران و ترکیه نیز، از هم سبقت می گیرند.
دیروز "اتحادیه میهنی کردستان عراق" -حزب طالبانی ها- (مصطفی سلیمی) زندانی سیاسی فراری را، تحویل جمهوری اسلامی داد تا دارش بزنند؛ امروز هم "حزب دمکرات کردستان عراق" -حزب بارزانی ها- با تحویل دادن (دالیا محمود) خواهرزاده (صالح مُسلِم) از رهبران سیاسی روژئاوا به دولت ترکیه، از خجالتِ "اتحادیه میهنی…" درآمد!
شرمتان باد!
عطا خلقی.
@behnima
درباره سخنان آقای فواد پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!
کارگر هفت تپه میداند چه میخواهد و چه نمیخواهد!

در سایت‌ها دیدم که شخصی به نام آقای #فواد #پاشایی( که بر اساس جستجویی که در گوگل کردیم، مشاور سیاسی سلطنت طلبان و دبیر سابق حزب مشروطه است) رو به کارگر هفت تپه با زبان و لحنی تحقیر آمیز دقیقا مانند همان لحن تند و از بالا به پایین اسدبیگ های داعشی برخورد کرده است. آقای پاشایی، ساکن آمریکا، خودش و مخاطبش را "روشنفکر" می‌داند اما کارگر هفت تپه را کسی می‌داند که متوجه قضایا نیست و لابد بعد از همه و سر آخر ممکن است از مسایل سر دربیاورد!

ما کارگران با کسی دشمنی نداریم الا با کسانی که با کارگران دشمنی دارند. دشمنی هم با توجه به رنگ و لباس و نوع باور به این دستگاه سیاسی یا ان دستگاه و این حزب و آن حزب نیست یک دشمنی طبقاتی است. این دشمنی را هم ما آغاز نکرده ایم؛ بلکه تاریخا به ما تحمیل شده است وگرنه کارگران خواهان لغو هرگونه استثمار و دشمنی و دیگری و خواهان جهانی برابر و آزاد و بدون استثمار هستند.

یکی از مواردی که برای ما سم و دشمنی واضح است مساله خصوصی سازی است. فرقی نمیکند این خصوصی سازی و استثمار مضاعف توسط کسی که این لباس را بر تن دارد اجرایی شود و یا شخصی که لباس دیگری دارد؛ فرقی ندارد توسط این سیستم اجرایی شود یا آن سیستم؛ فرقی ندارد در امریکا اتفاق بیافتد یا افغانستان یا ایران یا اروپا. البته تنها مشکل ما خصوصی سازی نیست ولی فعلا در این مقطع، یکی از مهم ترین مسایل ما لغو خصوصی سازی است.

آقای پاشائی در سخنان خودش می‌گوید "روشنفکر جلوتر از همه مسائل را می بیند نه اینکه وقتی کارگر هفت تپه هم فهمید، تازه آنرا بگوید" !؟
عجب! یعنی چیزی که کارگر هفت تپه میگوید به اندازه کافی مترقی، پیشرو، روشنگرانه و روشنفکرانه نیست؟ پس منظور شما از روشنفکر و روشنفکری چیست؟ روشنگری و روشنفکری جلوتر از این چیزی که کارگر هفت تپه بیان میکند؟ اداره شورایی مبنی بر خرد جمعی و لغو یکی از وحشیانه ترین شکل های استثمار در جهان معاصر : خصوصی سازی!

این گفته ی آقای پاشائی جای شرم برای افرادی دارد که اینطور فکر میکنند. وای به حال جامعه ای که امثال جنابعالی روشنفکرش باشد. از همین فاصله دور از هفت تپه تا آمریکا از سخنان آقای پاشایی بوی همان لحن و خواسته ی کارفرمایان و استثمار کنندگان به مشام میرسد! آقای پاشایی شما روشنفکر کدام جامعه و کدام نوع از سیستم سیاسی-اقتصادی هستید؟ مدافع چه چیزی هستید؟ خوب است برای جامعه روشن کنید که آیا شما مدافع خصوصی سازی هستید؟ یا مانند نگاه مترقی طرح شده در هفت تپه مخالف خصوصی سازی و مدافع سپردن شرکت ها و منابع و ثروت های اجتماعی به خود اجتماعی و مشخصا کارگران هستید؟
بد نیست همگان با نظریات شما آشنا شوند.

آقای پاشایی! خیلی جالب خواهد شد که روشنگری کنید که منظور شما دقیقا چه بوده؟ اگر همینی است که ما برداشت کردیم بهتر است حرف خودت را پس بگیری و اگر هم به حرفت باور داری واضح تر توضیحش بده تا برای همه روشن شود شما در کدام صف قرار دارید.

کارگران هفت تپه از پس دهه ها تجربه تاریخی خوب میدانند چه میگویند و چه میخواهند و چه چیزی و چه کسانی را نمیخواهند! ما داریم درسی تاریخی را برای خودمان و همزمان برای جامعه بشری تکرار میکنیم. مطالبات ما اگر در کل دنیا اجرایی شود، جهان جای بهتری برای زندگی خواهد بود. باور کنید. کمی فروتنی کنید و گوش کنید و بیاموزید.
کارگران علاوه بر اینکه مشغول کارند و یا در برخی موارد بیکار شده اند اما همیشه مشغول کسب آگاهی و تقویت اتحاد هستند!

نوشته مشترک توسط " احد شواغیل هفت تپه" و " احد رفقائنا فی بلاد الاُخری"
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه

⬆️ درباره سخنان آقای #فواد_پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!

@behnima
«خلیل حسینی»فعالِ مدنی،ساکنِ شهرِ«کرماشان»،دوشنبه مورخه ی ۳۰ تیرماه ۱۳۹۹،پس از خروج از منزل توسط نیروهای امنیتیِ این استان بازداشت،و به مکانی نامعلوم انتقال داده شده است،و تا کنون نیز اطلاعی از او ‌در دست نیست.@behnima
🍂🍁
🔻بیانیه سندیکاهای فرانسوی درباره کولبران

کشتار کولبران در ایران را متوقف کنید
بین ۸ تا ۱۰ میلیون کرد، ساکنین مناطق کردنشین ایران، سیاست های تبعیضاتی و سرکوبگرانه ای را از سوی رژیم ایران متحمل می شوند. رژیم ایران هرگونه اعتراضات سیاسی و مطالبات خودمختاری-هویتی کردها را به شدت سرکوب می کند. برای نگهداشتن مردم این منطقه در وضعیت بی ثباتی و فلاکت، رژیم مانع از توسعه اقتصادی منطقه شده، تقریباً هیچ صنعتی در این منطقه راه اندازی نشده، و سمتگیری تولیدات و منابع عمدتا برای مناطق مرکزی کشور است. بیکاری بسیار گسترده است. با توجه به نبود کم ترین فرصت اشتغال در منطقه، جوانان بطور گسترده ای مجبورند به شهرهای بزرگ فارسی زبان مهاجرت کنند.
برای هزاران تن از ساکنان روژهلات (کردستان ایران)، مرز عراق و ایران تنها منبع تامین معاش می باشد: کولبری یعنی مبادلات مرزی کالا، حمل اجناس بر کول انسان و یا بر پشت قاطر با عبور از کوه ها. انتقال انواع کالاهای از کشورهای عراق و ترکیه به ایران، توام با مخاطرات بسیار. از پوشک بچه گرفته تا لوازم الکتریکی خانگی، از جمله پوشاک، پتو، لاستیک اتومبیل، چای، آنتن ماهواره، الکل، سیگار. این کالاها در بازارهای شهرهای بزرگ از جمله تهران عرضه می شوند. هر روزه هزاران کارگر زن و مرد، از جمله کودکان و افراد مسن، برای آن که نانی به کف آورند و معیشت روزانه خود و خانواده شان را به سختی تامین کنند به پیشواز خطر می روند و در طول این مرزها جان خود به مخاطره می اندازند. در صورت مرگ و یا زخمی شدن یک کولبر، خانواده اش دیگر هیچ منبع درآمدی نخواهند داشت. به لحاظ قانونی وضعیت کولبری مبهم است، گاه قانونی، گاه روا و گاه غیرقانونی، و منوط به حسن نیت مسئولان.
علاوه بر خطرات ناشی از کوه های صعب العبور و منطقه پر از مین های منفجر نشده، مرزبانان به سوی آن ها تیراندازی کنند و هرساله بر تعداد تلاف می افزایند. تنها در طی سال ۲۰۱۹ رقم تلفات جانی کولبران ۷۹ نفر بوده و تعاد زخمیان به ۱۶۵ نفر می رسد. بندرت دیده شده که مرزبانان به خاطر این کشتارها محاکمه شوند. حتی از کشتار قاطران باربر هم ابایی ندارند. هم چنین تعداد بسیاری از کولبران به مجازات زندان و یا جریمه های سنگین محکوم می شوند.
سرنوشت کولبرها پی آمد عوامل چندی است: متأثر از مقوله دولت - ملت و سیاست های ادغام گرایانه حکومت مرکزی در مورد کردها؛ و تأثیرات مخرب تحریم های آمریکا علیه ایران، که فقط باعث وخیم تر شدن وضعیت توده های بنقد زیر فشار رژیم شده اند.
ما سازمان های سندیکایی فرانسوی اف. اس. او و سولیدر، توجه زنان و مردان کارگ و جامعه بین المللی را به فاجعه انسانی و اجتماعی کولبران جلب می کنیم. ما از دولت ایران می خواهیم که سرکوب کولبران و عمدتا کشتار آن ها در مرزها را متوقف سازد، دولت باید آن ها را به عنوان کارگران قانونی به رسمیت بشناسد تا بتواند از حقوق مربوطه و امنینت برخوردار شوند.

پاریس ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰

فدراسیون سندیکائی متحد (اِف اِس او – فرهنگیان)
اتحادیه سندیکائی برای همبستگی (سولیدر)


باز انتشار، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
درباره سخنان آقای فواد پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!
کارگر هفت تپه میداند چه میخواهد و چه نمیخواهد!

در سایت‌ها دیدم که شخصی به نام آقای #فواد #پاشایی( که بر اساس جستجویی که در گوگل کردیم، مشاور سیاسی سلطنت طلبان و دبیر سابق حزب مشروطه است) رو به کارگر هفت تپه با زبان و لحنی تحقیر آمیز دقیقا مانند همان لحن تند و از بالا به پایین اسدبیگ های داعشی برخورد کرده است. آقای پاشایی، ساکن آمریکا، خودش و مخاطبش را "روشنفکر" می‌داند اما کارگر هفت تپه را کسی می‌داند که متوجه قضایا نیست و لابد بعد از همه و سر آخر ممکن است از مسایل سر دربیاورد!

ما کارگران با کسی دشمنی نداریم الا با کسانی که با کارگران دشمنی دارند. دشمنی هم با توجه به رنگ و لباس و نوع باور به این دستگاه سیاسی یا ان دستگاه و این حزب و آن حزب نیست یک دشمنی طبقاتی است. این دشمنی را هم ما آغاز نکرده ایم؛ بلکه تاریخا به ما تحمیل شده است وگرنه کارگران خواهان لغو هرگونه استثمار و دشمنی و دیگری و خواهان جهانی برابر و آزاد و بدون استثمار هستند.

یکی از مواردی که برای ما سم و دشمنی واضح است مساله خصوصی سازی است. فرقی نمیکند این خصوصی سازی و استثمار مضاعف توسط کسی که این لباس را بر تن دارد اجرایی شود و یا شخصی که لباس دیگری دارد؛ فرقی ندارد توسط این سیستم اجرایی شود یا آن سیستم؛ فرقی ندارد در امریکا اتفاق بیافتد یا افغانستان یا ایران یا اروپا. البته تنها مشکل ما خصوصی سازی نیست ولی فعلا در این مقطع، یکی از مهم ترین مسایل ما لغو خصوصی سازی است.

آقای پاشائی در سخنان خودش می‌گوید "روشنفکر جلوتر از همه مسائل را می بیند نه اینکه وقتی کارگر هفت تپه هم فهمید، تازه آنرا بگوید" !؟
عجب! یعنی چیزی که کارگر هفت تپه میگوید به اندازه کافی مترقی، پیشرو، روشنگرانه و روشنفکرانه نیست؟ پس منظور شما از روشنفکر و روشنفکری چیست؟ روشنگری و روشنفکری جلوتر از این چیزی که کارگر هفت تپه بیان میکند؟ اداره شورایی مبنی بر خرد جمعی و لغو یکی از وحشیانه ترین شکل های استثمار در جهان معاصر : خصوصی سازی!

این گفته ی آقای پاشائی جای شرم برای افرادی دارد که اینطور فکر میکنند. وای به حال جامعه ای که امثال جنابعالی روشنفکرش باشد. از همین فاصله دور از هفت تپه تا آمریکا از سخنان آقای پاشایی بوی همان لحن و خواسته ی کارفرمایان و استثمار کنندگان به مشام میرسد! آقای پاشایی شما روشنفکر کدام جامعه و کدام نوع از سیستم سیاسی-اقتصادی هستید؟ مدافع چه چیزی هستید؟ خوب است برای جامعه روشن کنید که آیا شما مدافع خصوصی سازی هستید؟ یا مانند نگاه مترقی طرح شده در هفت تپه مخالف خصوصی سازی و مدافع سپردن شرکت ها و منابع و ثروت های اجتماعی به خود اجتماعی و مشخصا کارگران هستید؟
بد نیست همگان با نظریات شما آشنا شوند.

آقای پاشایی! خیلی جالب خواهد شد که روشنگری کنید که منظور شما دقیقا چه بوده؟ اگر همینی است که ما برداشت کردیم بهتر است حرف خودت را پس بگیری و اگر هم به حرفت باور داری واضح تر توضیحش بده تا برای همه روشن شود شما در کدام صف قرار دارید.

کارگران هفت تپه از پس دهه ها تجربه تاریخی خوب میدانند چه میگویند و چه میخواهند و چه چیزی و چه کسانی را نمیخواهند! ما داریم درسی تاریخی را برای خودمان و همزمان برای جامعه بشری تکرار میکنیم. مطالبات ما اگر در کل دنیا اجرایی شود، جهان جای بهتری برای زندگی خواهد بود. باور کنید. کمی فروتنی کنید و گوش کنید و بیاموزید.
کارگران علاوه بر اینکه مشغول کارند و یا در برخی موارد بیکار شده اند اما همیشه مشغول کسب آگاهی و تقویت اتحاد هستند!

نوشته مشترک توسط " احد شواغیل هفت تپه" و " احد رفقائنا فی بلاد الاُخری"
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه

⬆️ درباره سخنان آقای #فواد_پاشایی و حرف هایش درباره هفت تپه!

@behnima
🔴فراخوان جمعی از معلمان و کنشگران مدنی علیه اعدام و سرکوب آزادی و معیشت کارگران و معلمان


در شرایطی به‌سرمی‌بریم که اکثریت مردم از یک‌ سو در تنگناهای معیشتی قرار دارند و از سوی دیگر نبود حداقل آزادی را تحمل می‌کنند.

در این روزها جامعه در التهاب اعدام سه تن از معترضان به گرانی بنزین در آبان ماه سال ۹۸ است؛ که این افزایش قیمت تاثیر بزرگی بر معیشت و فقیرسازی مردم داشته و دارد.
همچنین کارگران نیشکر هفت تپه به مدت ۳۶روز است که در اعتصاب به‌سرمی‌برند. آنها ۳ الی ۴ ماه است که دستمزد خود را نگرفته اند. آنان به عدم پرداخت دستمزد ، نداشتن امنیت شغلی اعتراض دارند و خواهان بازگشت همکاران اخراجی‌شان به کار و برچیدن بساط خصوصی‌سازی هستند.

همچنین شاهد ادامه حبس ظالمانه معلمان دربند در شرایط کرونا هستیم از سویی ۷ تن از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی،‌ که از اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی هستند، با پرونده سازی کذایی مجموعا به ۴۱ سال زندان، تبعید، شلاق، جریمه‌ی نقدی و اخراج محکوم شده‌اند.

ما امضا کنندگان اولیه این فراخوان به عنوان جمعی از معلمان بازنشسته و شاغل ایران، همانگونه که با تمام اشکال خشونت در مدرسه و خارج از مدرسه مخالفیم اعدام سه جوان معترض آبان را نمونه بارز خشونت عریان دولتی و سیستماتیک می‌دانیم. از نظر ما به جای محاکمه و اعدام جوانان معترض باید عاملان فقر و فلاکت و کسانی که شرایط امروز را رقم زده‌اند مجازات گردند باید کسانی که دستور کشتار مردم معترض را دادند پاسخگو باشند و حساب پس دهند. ما نیز همسو با بیش از ۱۱ میلیون ایرانی فریاد می‌زنیم #اعدام_نکنید.

از نظر ما بین مطالبات کارگران به خصوص کارگران اعتصابی هفت تپه و مطالبات معلمان و بازنشستگان تفاوتی وجود ندارد ما همه خواهان یک معیشت و زندگی شرافتمندانه هستیم همان منطقی که معلمان خراسان شمالی را محکوم می‌کند همان‌ها برای بازداشت شدگان آبان ماه حکم اعدام صادر می‌کنند و کارگران هفت تپه را به بند می‌کشند.
ما خواهان توقف سرکوب آزادی و معیشت همگان هستیم و باور داریم تنها در سایه اتحاد و یکی شدن مطالبات فرهنگیان و عموم مردم محقق خواهد شد از این منظر نسبت به بی‌عملی تشکل‌های صنفی در شرایط موجود اعتراض داریم و انتظار داریم کسانی که در این تشکل‌ها در جایگاه تصمیم‌گیری نشسته‌اند نسبت به تضییع حقوق واقعی فرهنگیان با نمایش‌های مفتضح نوبخت سکوت نکنند و در مساله افزایش حقوق منافع کلان و همه فرهنگیان از شاغل تا بازنشسته و از خریدخدمتی تا خدمتگزار و غیررسمی و حق‌التدریسی را لحاظ نمایند. از سویی از این تشکل‌ها که کارنامه مثبتی در مطالبه‌گری صنفی دارند می‌خواهیم با درک عمیق از شرایط این روزها ، در کنار مردم ، خانواده‌های داغدار آبان، کارگران زحمتکش قرار گیرند مگر به جز این است که ما معلمان ، معلمان همه فرزندان ایران هستیم و مشکل کارگران ، مشکل کودکان و دانش‌آموزان ماست. پس یک صدا و متحد می‌خوانیم :
این درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی‌شود

📣 فرهنگیان و کنشگران مدنی در صورت تمایل وارد فرم نگار شده و با ثبت نام و نام خانوادگی این بیانیه را امضا نمایید.

🔹لینک فرم‌نگار :

https://docs.google.com/forms/d/18puB2VCpmKTiLfOFzsEybBAEFEQEuJzaSmfGPPFvXpU/viewform?chromeless=1&edit
_requested=true

@behnima


🆔 @kasenfi
👇👇👇
https://t.me/kasenfi
🍂🍁
🔻در بیستمین سالگرد درگذشت احمدشاملو، بزرگ شاعر آزادی یادش را گرامی می داریم

قطره قطره‌ی هر خون اين انساني كه در برابر من ايستاده است/سيلي ست/كه پلي را از پس شتابندگان تاريخ/خراب مي كند/و سوراخ هر گلوله بر هر پيكر/دروازه یی ست كه سه نفر صد نفر هزار نفر/كه سيصد هزار نفر/از آن مي گذرند/رو به برج زمرد فردا.

بیست سال از درگذشت احمدشاملو، شاعر بزرگ ایران می‌گذرد. الف - بامداد، روشنفکری آزادی خواه و مستقل و از اعضای برجسته ی کانون نویسندگان ایران بود. او همواره به وظیفه‌ی دشوار مبارزه با سانسور پایبند ماند و در این راه با آثار و مواضع آزادمنشانه و انسانی، میراث و بارویی استوار پی ‌افکند.
احمد شاملو روزنامه‌نگاری جریان ساز، مترجمی نامی و در حوزه ی فرهنگ و زبان کوچه پژوهشگری کم نظیر و شهره به «شاعر آزادی» بود؛ عنوانی که نه با بوق و کرنای حاکمان و بودجه‌ی رسانه‌های رانتی، که از داوری خودآگاه و حافظه‌ی مردم به دست آورد.
شاعری که حاکمان هرجا توانستندحضور و آثارش را سانسور کردند اما محبوب‌تر شد، جوایز آزادی بیان جهانی به او تعلق گرفت و با آن که حتی پاره‌ای از شعرهایش در کتاب‌های درسی کودکان و جوانان نیامد، آثارش در خانه‌ها حضوری کم‌نظیر یافت.
با وجود این همه و پس از بیست سال که از رفتن احمد شاملو می‌گذرد، هنوز حکومت برگزاری مراسم یادبودی ساده‌ را برای او بر نمی‌تابد و حضور سالانه ی دوستداران بر مزارش، محاصره‌ی قبرستان، بازداشت و احکام سنگین زندان و وثیقه را در پی دارد.
همچنان که در بیستمین سال درگذشت این شاعر بزرگ آزادی شاهدیم، صدور احکام زندان و اعدام به امری روزمره مبدل شده است‌ و با اینکه حاکمیت به قصد افزایش هراس و سرکوب‌ها به شکلی وسیع و کم‌سابقه‌ دست به احضار و بازداشت‌ نویسندگان و کنشگران می‌زند، اما خواست‌های سانسورستیزانه و آزادی خواهانه ی شاملو همچنان که در منشور کانون نویسندگان آمده است، به مطالبه‌ی عموم مردم با اندیشه‌ و باورهای گوناگون تبدیل شده و در همین فضای به شدت امنیتی نیز بر زبان همگان جاری است.
کانون نویسندگان ایران، به رغم ممانعت‌ها و تهدیدها در سال‌های گذشته همواره کوشیده است، در سالگرد درگذشت این روشنفکر و دبیر پیشین خود بر سر مزارش حاضر شود، اما امسال به دلیل شیوع کرونا و برای حفظ سلامت مردم، بر مزار وی مراسمی نخواهد داشت‌.
آرمان‌های آزادی خواهانه‌اش گرامی و ستاره‌ی یادش تابان باد‌.
کانون نویسندگان ایران
۳1 تیر 1399

@behnima
اعتصاب تا رسیدن به مطالبات ادامه خواهد داشت.


#زنده_باد_اعتصاب
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی


زنده باد اعتصاب، زنده باد همبستگی کارگران.

‌چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
جلسه پرتنش تفهیم اتهام محمد نوری‌زاد، قاضی: «تو مزدور اجنبی هستی»

۳۱ تیر ۹۹ – جلسه تفهیم اتهام محمدنوری‌زاد امروز در شعبه دادسرای ۱۱۰۱ نیابت مدنی به تشنج کشیده شده است. نوری‌زاد در جریان دفاعیات خود انتقادات تندی نسبت به خامنه‌ای و قوه قضائیه و دیگر بخشهای نظام مطرح کرده است و قاضی در پاسخ او را «مزدور بیگانه» و «لجن» خطاب کرده است.
به گزارش اطلس زندانهای ایران، در این جلسه که با حضور محمد نوری‌زاد و وکیلش محمدحسین آقاسی برگزار شده است. آقای نوری زاد به شدت به بخشهای مختلف نظام جمهوری اسلامی و سیاستهای کنونی و پیشین آن انتقاد کرده است. آقای آقاسی در حساب توییتری خود ضمن ابراز نگرانی در مورد آقای نوری‌زاد نوشته‌است:‌ «امروز محاکمه دکتر نوری زاد برگزارشد. او اجازه نداده بود با دستبند و پابند به دادگاه انتقال یابد. اما به جدنگران اوهستم چون بشدت عصبانی بود ودردادگاه مطالبی را برزبان راندکه دیگران جرأت بیان آن ها را در خلوت هم ندارند. تنها کاری که نکرد دفاع از خود بود که البته اینجانب به آن پرداختم.»

روایت نوری‌زاد از این جلسه پرتنش
آقای محمد نوری‌زاد روند دادگاه را این چنین روایت کرده است: «پنج روز پیش احضاریه‌ای به من دادند که امروز یعنی ۳۱تیرماه باید به دادگاه مراجعه کنم. من ابلاغیه را جلوی چشم مأمور پاره کردم و در سطل آشغال ریختم و گفتم من به دادگاه نمی‌روم اما اگر هم بروم با لباس شخصی و بدون دست بند و پابند می‌روم.»
آقای نوری‌زاد ادامه داده که: «امروز آمدند و اصرار کردند که شما باید به دادگاه بروید. گفتم من تنها با لباس خودم و بدون دست‌بند و پابند می‌روم. گفتند حالا با لباس خودت بیا. وقتی که به ماشین رسیدیم اصرار کردند که شما باید دست‌بند بزنید اما من نپذیرفتم.» « مقام مافوقشان دستور می‌داد که به دست نوری‌زاد دست بند بزنید اما من نمی‌پذیرفتم. دو ساعت کشمکش بر سر دست بند زدن طول کشید. اول به زبان خوش که این قانون است و برای همه اجراء می‌شود. در خواستشان را مطرح کردند. اما من نپذیرفتم و گفتم که یا من را به زندان خودم برگردانید و من می‌نویسم کتباً که غیاباً قاضی هر حکمی که خواست علیه من صادر کند، یا اینکه من بدون دست‌بند خواهم رفت. سپس شروع به تهدید و سر و صدا کردند و تعداد آنها هم هفت، هشت نفر شد و سمت من حمله کردند و من با کله به سمت شیشه اتومبیل ون رفتم که جلوی من را گرفتند و گفتند بکش عقب. ما نمی‌خواهیم خون راه بیفتند. من گفتم یا باید من را خونین و مالین به دادگاه ببرید یا اینکه من بدون دستبند و با لباس شخصی خودم می‌روم. بعد از دو ساعت نهایتاً پذیرفتند که من را بدون دستبند به دادگاه ببرند و التماس و خواهش کردند که در مسیر به کسی خود را معرفی نکن، فریاد نکش، فرار نکن. من در پاسخ گفتم من را حتی با دگنک (چوب با سر بزرگ در ادبیات روستایی) نمی‌توانید از زندان و یا از کشور بیرون کنید. من به زندان و به بودن در کشور نیاز دارم. اطمینان دادم که در کمال آرامش به دادگاه آمده و برمی‌گردم.» آقای نوری زاد در ادامه توضیح داده است که او را نزد قاضی شعبه دادسرای ۱۱۰۱ نیابت مدنی در حسن آباد برده‌اند، تا به نیابت از دادگاه مشهد تفهیم اتهام کند.« از مشهد شکایت کرده بودند که نوری‌زاد گفته است که سپاه خود دانشمندان هسته‌ای را کشته است. و تجمعی چهار نفره در حمایت از دکتر جعفری ترتیب داده است. و تقاضای استعفای رهبر را مطرح کرده است.»

او ادامه داده است:«قاضی از من خواست که در اتاقی دیگر دفاعیات خود در مورد اتهامات را بنویسم.
من نوشتم ای قاضیان زبون و ذلیل و و اخورده و ترسیده پرونده من، که از اطلاعات و سپاه وحشت دارید. ای قاضیان واداده و نامستقل!
به قرآنی که حضرت آیت‌الله ولادیمیر پوتین از ام‌القرای مسکو برای سیدعلی رهبر مسلمین جهان هدیه آورد سوگند یاد می‌کنم و پیمان بر راستگویی می‌بندم که تمامی کشتار خلخالی به دستور من بوده، تمامی کشتار و شکنجه‌های لاجوردی به دستور من محمد نوری زاد بوده. من بودم آقای خمینی را وادار کردم در سه خط دستور اعدام هزاران جوان و مرد و زن در سال ۶۸ را صادر کند. این من بودم که پولهای ایران را فرسادم گنبد و گلدسته بشه و یا به بشار اسد و سوریه و یمن دادم. من بودم که دختران ایرانی را از فقر به تن فروشی فرستادم. من بودم که مجتبی خامنه ای را وقتی بچه‌دار نمی‌شد با ۱۵۰ میلیون یورو فرستادم لندن و بچه‌دارش کردم و برگرداندم. این من بودم که ستاد اجرایی فرمان امام خمینی را با یک امپراطوری پر از پول دادم توی بغل خامنه‌ای، این من بودم که به قالیباف گفتم دزدی بکن و یاشار سلطانی که دزدی‌های او را افشاء کردم زندانی کنند.»
نوری‌زاد در ادامه گفته‌ است که پس از اینکه دفاعیات او را برای قاضی برده‌اند وکیل او آقای محمدحسین آقاسی هم به دادگاه آمده است: «به آقای آقاسی گفتم که شما دیر آمدید و من از خودم دفاع کردم. اما با هم رفتیم پیش قاضی
. قاضی نوشته من را خواند و گفت این از نظر من همه‌اش توهین است آقای نوری‌زاد. من در پاسخ گفتم: شما توهین من را به دزدان و آدمکشان این مملکت، به کسانی که قتلهای زنجیره‌ای را مرتکب شده‌اند را می‌بینید، اما توهین آنها را در غارتگری و دزدی نسبت به یک ملت نمی‌بینی؟ او برگشت و گفت که به من چه ربطی دارد که درمملکت چه اتفاقی می‌افتد. یک پرونده نیابتی برای من آمده، شما باید به آنها جواب می‌دادی. گفتم من در برابر چیزهایی که شما جرأت ندارید، خودم را مسئول می‌دانم. من خودم را مسئول می‌دانم چرا یک بلوچ یا کرد به ایرانی بودنش افتخار نمی‌کند؟ زیرا چیزی از ایرانیت آنجا نیست. من خودم را در قبال دختران تن فروش ایرانی که از شدت فقر به این را می‌افتند مسئول می‌دانم. اما شما به خاطر ترفیع و حقوق ماهیانه سکوت می‌کنید. از سفارت انگلستان بالا می‌روند شما نطق نمی‌کشید. سفارت عربستان را آتش می‌کشند شما نطق نمی‌کشی. شما که هستید که قوه قضائیه را به گند کشیدید.
در اینجا قاضی به من گفت که تو مزدور اجنبی هستی. من گفتم من مزدور اجنبی نیستم. اگر باشم مزدور مردم هستم که صدای درگلو مانده مردم را فریاد می‌کشم. ولی تو که هستی؟ تو مزدور سپاهی، تو مزدور اطلاعات و بیت رهبری هستی. تو مزدور سعید طوسی هستی که پرونده اعتراف کرده او را در کشو میز گم می‌کنی. تو مزدور دزدانی هستی که برای انها سپر امن ایجاد می‌کنی. تا در امنیت کامل باشند. در اینجا قاضی دوباره گفت که شما یک مشت لجن هستید. گفتم اگر من لجن هستم در فردیت خودم لجنم. ولی تو چه؟ بدبخت شما یک مجموعه لجن هستید و دستگاه را به گند کشیده‌اید. از گند دستگاه قضایی بوی لجنتان بلند است. کدام عدالت، کدام انصاف؟ آقای خامنه‌ای رسماً می‌گوید دوره آقای لاریجانی عالی بوده یعنی او را از دزدی‌های طبری‌پور مبرا می‌کند. چرا که فردا پس از رهبر شدن مجتبی خامنه‌ای همین لاریجانی دزد که لواسان را بلعیدند خمیر دست او شود.»

@behnima
💥انتقال توام با ضرب و جرح خالد پیرزاده، زندانی سیاسی به زندان تهران بزرگ

چهارشنبه ۱ مرداد ۹۹، در پی یورش گارد به اندرزگاه ۴ سالن ۴ زندان اوین #خالد_پیرزاده، زندانی سیاسی با ضرب و جرح به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

انتقال این زندانی سیاسی خشونت آمیز بوده و در حین این انتقال اعتراض گسترده ای در اندرزگاه ۴ زندان اوین بر علیه مسئولان بوجود آمد. وی در حال تحمل حبس تعزیری ۵ ساله خود به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” است.

دلیل این انتقال امضای بیانیه حمایتی از طرف این وی و حمایتش از سهیلا حجاب و در دسترس قرار دادن کارت تلفن خود برای استفاده سایر زندانیان و تماس با فعالان سیاسی خارج از زندان عنوان شده و در حال حاضر کارت تلفن این زندانی سیاسی ضبط شده و از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده خود محروم شده است


#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
#نه_به_اعدام
#جان_زندانیان_در_خطر_است
@behnima