کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.57K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
🔴 نامه مهدی فراحی شاندیز ، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکری کرج ، در محکومیت صدور حکم اعدام برای سه نفر از بازداشت شدگان آبانماه ..

🔴 من مهدی فراحی شاندیز ، زندانی سیاسی محبوس در زندان کرج ، حکم ظالمانه اعدام برای سه جوان از بازداشت شدگان آبانماه به اسامی امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را به جرم شرکت در اعتراضات آبانماه شدیدا محکوم کرده و مسئول اصلی صدور چنین حکمی را شخص رهبر آقای سید علی خامنه ای میدانم .
حکم اعدام برای این سه جوان و ادامه بازداشت دیگر دستگیر شدگان آبانماه، حکم سرکوب همه ما مردم است که در آبانماه در اعتراض به فقر و فلاکت بی سابقه حاکم بر جامعه و علیه اینهمه تبعیض و نابرابری به خیابان آمدیم و صدای اعتراضمان را بلند کردیم . ما مردم وظیفه داریم که با تمام قدرت حمایت و همبستگی خود را با این عزیزان اعلام کنیم و با کارزاری جهانی به مقابله با آن بایستیم.
آقای خامنه ای ، رهبر خود خوانده جهان اسلام ، اینروزها اقتصادتان ورشکسته شده ولی بساط چپاول و دزدی هایتان برجاست. در این میان ما مردم داریم قربانی میشویم. خود شما میدانید که جامعه از خشم و اعتراض در حال انفجار است. حسن روحانی از خطر به خیابان ریختن 30 میلیون گرسنه هشدار داد. میدانید ادامه این وضعیت برای ما مردم ممکن نیست و طاقتی نمانده است. برای همین است که با احکام زندان و شلاق و اکنون اعدام ، مقابل ما ایستاده اید. اما بدانید که نه تهدید ، نه زندان ، نه اعدام ، نه سرکوب دیگر اثر ندارد. من بعنوان یک زندانی سیاسی این حکم وحشیانه را قاطعانه محکوم میکنم. صدور احکام اعدام برای این سه جوان ، اقدامی جنایتکارانه و به قصد مرعوب کردن ما مردم و پیشگیری از وقوع شورش های گرسنگان است که مدام دارند به یکدیگر هشدار میدهند. انتظارم از همگان اینست که همه با هم در اعتراض به این احکام جنایتکارانه بایستیم. احکام اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی باید لغو و این سه جوان عزیز و همه بازداشت شدگان آبانماه باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند.
دیگر بس است و به این بساط سرکوب و زندانی و شکنجه و شلاق و اعدام خاتمه دهید. ما انسانیم و معیشت ، منزلت و داشتن یک زندگی انسانی حق مسلم ماست.

🔴 نه به اعدام، نه به زندان، نه به شکنجه ..🔴

🔴 مهدی فراحی شاندیز ، بیست و دوم تیر ماه سال نود و نه ، زندان مرکزی کرج

@behnima
🔴اسماعیل محمدولی، خبرنگار حوزه‌ی کارگری در هفت‌تپه دستگیر شد

بر اساس خبری که به کانال مستقل کارگران هفت تپه ارسال شده، اسماعیل محمد ولی که خبرنگاری دارای مجوز است و در راستای مسائل خبرنگاری به هفت تپه آمده بود امروز دوشنبه - ۲۳ تیر ۱۳۹۹ توسط پلیس امنیت شوش و به دستور مرتضی بهمنی دستگیر شده است. گفته شده است که یک عکاس که نامش مشخص نیست به همراه محمد ولی بوده است که او نیز در بازداشت است. هنوز از سرنوشت این دو بازداشتی خبری در دست نیست.

https://t.me/behnima

@behnima
،دوستان وهمراهان عزیز،

جان سه تن از بازداشتی ها ابان در خطر اعدام قرار داره به هرشکل ممکن اعتراض کنیم با نوشتن چند خط نوشته به نهادهای حقوق بشری یا بایک کلیب دودقیقه ای یا هر شیوه ممکن دیگر اعتراضمان را نسبت به حکم اعدام این سه تن اعلام داریم یادمان باشد این عزیزان تنها به خاطر اعتراض به گرانی وفقر وفلاکت در جامعه به خیابان امدندصدای ما وهمه مردم به ستوه امده بودندجایز نیست بی تفاوت باشیم نگذاریم در پی بی توجهی وبی تفاوتی و سکوت ما حاکمیت از فرصت استفاده کند وجان این عزیزان را بگیرد.

https://t.me/behnima

@behnima
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist pinned «،دوستان وهمراهان عزیز، جان سه تن از بازداشتی ها ابان در خطر اعدام قرار داره به هرشکل ممکن اعتراض کنیم با نوشتن چند خط نوشته به نهادهای حقوق بشری یا بایک کلیب دودقیقه ای یا هر شیوه ممکن دیگر اعتراضمان را نسبت به حکم اعدام این سه تن اعلام داریم یادمان باشد…»
🔴خبر فوری؛ دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام به محوطه اجرا حکم منتقل شدند...

دقایقی پیش #صابر_شیخ_عبدالله و #دیاکو_رسول‌زاده، دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام توسط گارد ویژه از سلول انفرادی زندان مرکزی ارومیه به محوطه اجرای حکم اعدام در حیاط اصلی زندان منتقل شدند.

#نه_به_اعدام
#آری_به_زندگی
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است.
@behnima
‍ اعدام #صابر_شیخ‌_عبدالله و #دیاکو_رسول‌زاده را متوقف کنید...!

اجرای حکم آنها انکار محض عدالت خواهد بود...!

مقامات ایرانی باید بی‌درنگ برنامه اجرای حکم اعدام صابر شیخ‌ عبدالله و دیاکو رسول‌زاده، دو زندانی کرد را متوقف کنند.

این دو مرد جوان صبح روز دوشنبه به سلول‌های انفرادی زندان ارومیه منتقل شدند و بیم ‍آن می‌رود که مقامات قصد دارند آنها را روز سه شنبه اعدام کنند.

حکم اعدام‌ این دو جوان پس از یک روند قضایی به شدت ناعادلانه و بر اساس اعترافات گرفته شده تحت شکنجه و بدرفتاری صادر شده است و آن‌ها همواره اتهامات مبنی بر همکاری با حزب کومله و دست داشتن در یک عملیات بمبگذاری در مهاباد در شهریور سال ۱۳۸۹ را قویا‍ً رد کرده‌اند. ‌مقامات قضایی تا به امروز به شکایات صابر شیخ‌ عبدالله و دیاکو رسول‌زاده درباره عدم دسترسی به وکیل و تحمل شکنجه در دوران بازداشت توجهی نکرده‌اند.

اجرای حکم اعدام این دو جوان انکار محض عدالت و نقض فاجعه‌بار و غیرقابل جبران حق حیات خواهد بود.

عفو بین‌الملل از مقامات ایران می‌خواهد که حکم محکومیت و مجازات اعدام صابر شیخ‌ عبدالله و دیاکو رسول‌زاده را بی‌درنگ لغو کنند و زمینه محاکمه منصفانه ‌آن‌ها را، بدون توسل به اعترافات اجباری و مجازات اعدام، فراهم آورند.

#نه_به_اعدام
#آری_به_زندگی
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است.
@behnima
جنبش کارگری ایران، چالش ها و آینده پیش روی ـ گفتگوی رادیو پیام کانادا با مهدی کوهستانی نژاد و مازیار رازی در مورد اعتراضات و اعتصابات کارگران نیشکر #هفت_تپه؛ چالش ها؛ ضرورت تشکلهای کارگری.
http://radiopayam.ca/Maziar_Kouhestani_7Tape
-------------------------------------------
کانال تلگرام #رادیو_پیام_کانادا
@radiopayam_Canada
سابر شیخ عبدالله و دیاکو رسولزاده اعدام شدند.

بەداخەوە: سابر شێخ عەبدوڵا و دیاكۆ ڕه‌سووڵزاده‌، دوو به‌ندكراوی سیاسیی کورد لە زیندانی ورمێ ئێعدام کران

ئەم دو چالاکە کوردە بەتۆمه‌تی «موحاربه ‌(شه‌ڕ له‌گه‌ڵ خودا) له ‌ڕێگه‌ی ئه‌ندامێتییەوە له‌ كۆمه‌ڵەدا‌ و به‌شداریكردن له ‌دانانی بۆمبدا»، له‌لایه‌ن لقی یه‌كی دادگای ئینقلابی ئیسلامیی مهاباده‌وه‌ به‌ سه‌رۆكایه‌تیی دادوه‌ر “ئه‌حمه‌د جه‌وادی كیا ” بە لەسێدارەدان مەحکووم کرابوون.

صابر شیخ عبدالله و دیاکو رسول‌زاده" دو زندانی سیاسی کُرد در زندان ارومیه اعدام شدند.

حکم اعدام‌ این دو جوان پس از یک روند قضایی به شدت ناعادلانه و بر اساس اعترافات گرفته شده تحت شکنجه و بدرفتاری صادر شده بود، این دو زندانی سیاسی کُرد به اتهام همکاری با کومله و دست داشتن در یک عملیات بمبگذاری در مهاباد در شهریور سال ۱۳۸۹ محکوم شده بودند.

هر چند این دو زندانی سیاسی دست داشتن در بمبگذاری مهاباد را قویا‍ً رد کرده‌ بودند.

اجرای حکم اعدام این دو جوان انکار محض عدالت و نقض فاجعه‌بار و غیرقابل جبران حق حیات است.


@behnima
#پیام تسلیت

جامعە بزرگ کوهنوردی کوردستان

متاسفانە باخبر شدیم مورخە ٢٤ تیر ١٣٩٩ حاج #احمد_اوراز پدر بزرگوار قهرمان ملیمان زندە یاد #محمد_اوراز دار فانی را وداع گفتند.
پیکر ایشان امروز در مزار اوراز دامنە کوە سلطان یعقوب #نقدە در حال تشیع می باشد.

ما این ضایعە بزرگ را خدمت جامعە کوهنوردی و مخصوصا خانوادە محترم اوراز تسلیت می گویم.

یادش گرامی

https://t.me/behnima

@behnima
Forwarded from کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران (behnaz)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 سی امین روز اعتصاب کارگران هفت تپه

🔴 صبح امروز 24 تیر 99 تجمع و راهپیمایی با حضور تعدادی از کارگران در مقابل فرمانداری و در ادامه از فلکه هفت تیر و فلکه ساعت در شهر شوش برگزار شد

@komitepaygiri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقوقش چقدر است? ...چندبرابر کمتر ازحقوق ودرامد نمایندگان ناکارامد درمجلس?
@behnima
‍ ‍ ‍ #زهرا_محمدی، مدرس زبان کردی از سوی دستگاه قضایی حکومت در سنندج بە تحمل ١٠ سال حبس محکوم گردید.

زهرا محمدی، مدرس زبان کردی و مسئول انجمن فرهنگی اجتماعی نوژین، هفت ماه پس از آزادی موقت از بازداشتگاه از سوی دستگاه قضایی ایران بە تحمل ١٠ سال حبس محکوم شدە است.

این حکم از سوی شعبە یکم دادگاه انقلاب سنندج بە ریاست قاضی سعیدی و بە اتهام تشکیل گروه علیە امنیت کشور صادر شدە است. این منبع در ادامە اعلام کرد، کە امروز سەشنبە ٢٤ تیرماه حکم صادرە بە د.عبداللهی وکیل زهرا محمدی ابلاغ شدە است. صدور حکم ١٠ سال حبس بە اتهام تشکیل گروه در حالی است کە زهرا محمدی تنها عضو انجمن نوژین بودە و این انجمن نیز از تمامی اتهامات واردە تبرئە شدە است.

زهرا محمدی، روز پنج شنبە ٢ خرداد ٩٨ (٢٣ می ٢٠١٩)، پس از هجوم نیروهای ادارە اطلاعات سنندج بە منزلش هم زمان با دو عضو دیگر انجمن نوژین بازداشت شد و روز دوشنبە ١١ آذر همان سال با وثیقە ٧٠٠ میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شد.

وی ٢٨ سالە و دارای مدرک کارشناسی ارشد ژئوپولوتیک از دانشگاه بیرجند میباشد.
#نه_به_زندان_فعالین
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد.
@behnima
دقایقی پیش #پیمان_فرهنگیان شاعر و فعال کارگری با وثیقه 400 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
#نه_به_زندان_فعالین
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد.
@behnima
جلسه «دادگاه» رسیدگی به اتهامات یاسمین حنیفه طباطبایی برگزار شد

روز یکشنبه ۲۲ تیرماه، جلسه «دادگاه» رسیدگی به اتهامات یاسمین حنیفه طباطبایی، فعال مدنی ساکن تهران و از اعضای جبهه دموکراتیک ایران در شعبه ۲۶ «دادگاه» انقلاب برگزار شد.

یک منبع مطلع گفت: « خانم حنیفه طباطبایی صبح روز یکشنبه و بدون حضور وکیل مدافع، جهت رسیدگی به اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی» در شعبه ۲۶ «دادگاه» انقلاب حاضر شد.

بر اساس این گزارش درجلسه «دادگاه»، خانم حنیفه طباطبایی در دفاع از اتهامات مطرح شده به «قاضی» شعبه عنوان کرده است که در کجای قانون، سفر به پاسارگاد از مصادیق «تجمع به قصد تبانی علیه امنیت ملی» ذکر شده است و همچنین این عضو شورای جبهه دموکراتیک ایران عنوان کرده است که بازجوها به اجبار از او خواسته اند تا به دستگاه امنیتی همکاری کند و به دلیل عدم تمکین ایشان به این خواسته ماموران، توسط دستگاه امنیتی عملا پرونده سازی در خصوص ایشان انجام شده و در ادامه این رفتارها مورد آزار و اذیت های ضد انسانی قرار گرفته است.

لازم به یادآوری است که خانم طباطبایی در تاریخ ۷ آبان ۹۸، به همراه حشمت طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک و برخی دیگر از اعضای این تشکل توسط نیروهای امنیتی در ایست بازرسی ایجاد شده توسط مأموران امنیتی در مسیر راه پاسارگاد پس از شهرستان آباده بازداشت شده بود.

خانم حنیفه طباطبایی در روز ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۸، پس از گذشت ۱۶ روز با تأمین وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به‌صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین آزاد شد.@behnima
https://t.me/samadbehrangychanel/

می خواستم از صمد بنویسم، فکر کردم از او چه می دانم، صمد را از بچگی می شناختم، از لحظاتی که کتابهای قدیمی را با احتیاط ورق می زدم و در دنیایش غرق می شدم. من می دانستم صمد معلمی در روستاهای آذربایجان بوده، همین. بعدها فهمیدم در رود ارس غرق شده و بعد برای سالها او را فراموش کرده بودم. در سفری به تبریز بود که ناگهان به یادش افتادم و خواستم بدانم او که بود و چه کرد. گورستان امامیه تبریز جای عجیبی است، پر از سنگ های قدیمی، تاریخ های مرگی که خیلی از آنها گذشته، یک جورهایی من را یاد ظهیرالدوله انداخت. فقط اینکه تقریبا درختی نداشت و پر از گیاهان خودرو بود که به دست و پایم می پیچیدند و راه را برای پیدا کردن آنچه دنبالش بودم دشوار کردند.
از قبل می دانستم باید به دنبال گور سفیدی بگردم که حفاظ و نرده دارد و عکسی هم بالایش است. ولی با این نشانی به سنگ قبر سوخته ای رسیدم، هاج و واج ماندم و با ناباوری نوشته های قبر را که یک نفر با رنگ سفید مشخص کرده بود خواندم. درست آمده بودم. به مزار کاملا سوخته ای که خبری از تصویر و ماهی سیاه کوچولویش نیست.
صمد بهرنگی در دوم تیرماه 1318 در تبریز از عزت و سارا زاده شد. پدرش مرد تنگدستی بود و آرزو می کرد که فرزندانش کار دولتی داشته باشند. صمد فارغ التحصیل سال 1341 دانشسرای ادبیات تبریز در زبان انگلیسی بود. از هجده سالگی در روستاهای آذربایجان معلمی کرد. در ابتدا بخاطر انتشار کتاب پاره پاره به زبان ترکی توسط ساواک دستگیر و شش ماه از کار معلق شد. داستان هایی از او مانند پسرک لبو فروش حاصل رویارویی او با کودکان روستاهای آذربایجان است. رابطه ی صمیمی با بچه ها داشت و او را صمد عمی یا عمو صمد صدا می زدند. تلاش می کرد تا پدر و مادر بچه ها را راضی کند تا آنها را به جای کار در مزارع به مدرسه بفرستند.
صمد به زبان مادری اش علاقه ی بسیاری داشت و زبان ترکی استانبولی را هم آموخت. حاصل تلاش های او در زنده کردن فولکلور و داستان های کوچه بازار آذربایجان، گردآوری مجموعه ای با همکاری بهروز دهقانی است. نوشته های صمد در مجله توفیق و روزنامه های فکاهی با نام های مستعاری چون صاد، صاد. ب، قارانقوش، چنگیز مرآتی، بابک بهرامی، بهرنگ، بابک، آدی بانقیش، داریوش نواب مرغی، ص. آدام، داص، سولماز، افشین پرویزی و غیره به چاپ می رشید.
معروفترین داستانهای صمد بهرنگی اولدوز و عروسک سخنگو، اولدوز و کلاغ ها، بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری و ماهی سیاه کوچولو هستند. این داستان ها در عین قهرمان پروری و ماهیت اعتراضی، سعی در پرورش فکری و اخلاقی کودکان دارند، همانطور که در ابتدای اولدوز و کلاغ ها آمده است:
اولش اینکه قصه ی مرا فقط برای بچه ها بنویسد، چون آدم های بزرگ حواسشان آنقدر پرت است که قصه ی مرا نمی فهمند و لذت نمی برند. دومش این که قصه ی مرا برای بچه های بنویسد که یا فقیر باشند و یا خیلی هم نازپرورده نباشند، پس این بچه ها حق ندارند قصه های مرا بخوانند: 1) بچه هایی که همراه نوکر به مدرسه می آیند. 2) بچه هایی که با ماشین سواری گرانقیمت به مدرسه می آیند. آقای بهرنگ می گفت که در شهرهای بزرگ بچه های ثروتمند اینجوری می کنند و خیلی هم به خودشان می نازند. (این رویکرد بهرنگی که در اکثر داستان هایش بارز است مرا به یاد مقدمه ی دوم کتاب کلاس پرنده اثر اریش کستنر نویسنده ی آلمانی انداخت که در آن تاکیدی بر یادآوری اشک های کودکان دارد، این که همه ی بچه ها ثروتمند نیستند و کودکی فقط سرشار از خنده و شادی نیست). در بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری، تاکید بر اختلاف طبقاتی و انتقاد از ثروتمندان بسیار مشخص است چرا که لطیف می گوید دوست داشتم مغز هر سه اعیان زاده را داغون کنم. آیا تقصیر آنهاست که من زندگی این جوری داشتم؟
در یک هلو و هزار هلو که یکی از غمگین ترین داستان های اوست، صاحبعلی و پولاد که هر سال یواشکی از باغ ارباب ده هلو می خوردند، مجبور می شوند یک هلو را شریکی بخورند و بعد دانه اش را می کارند. خود هلو می خوشحال است که به دست صاحبعلی و پولاد می افتد چون دختر نازپرورده ارباب یک گاز از گونه اش می گرفت و او را دور می انداخت. در پسرک لبو فروش، تاری وردی مرد خانواده است، پدرش را کشته اند و مادرش بیمار است و او بخاطر خواهرش با مرد ثروتمندی درگیر می شود. این داستان از منظر کودکان کار اهمیت دارد. ویژگی این داستان ها این است که در عین مطرح کردن مسائل عمیق و ریشه ای اجتماعی و فرهنگی با زبانی ساده و روان برای کودکان نوشته شده اند تا همذات پنداری آن ها را به ساده ترین وجه ممکن برانگیزد و به درک این موارد وادارد.
در دو داستانی که از اولدوز نوشته شده است، عروسک سخنگو و کلاغ ها، دختری کوچک که با زن بابا زندگی می کند و مدام از طرف او در حال تحقیر است سعی در زیباترکردن دنیایش با دوستی اش با یاشار و عروسکش و آشنایی با کلاغ ها دارد. د
ر داستان ها مدام به دل پاک و سادگی و مهربانی تاکید می شود.
و در نهایت ماهی سیاه کوچولو که داستانی قهرمان محور است. ماهی سیاه کوچولویی که از زندگی در جویبار خسته شده و با تمام مخالفت ها راه دریا را در پیش می گیرد، او در راه با ترس ها و موانع زیادی برخورد می کند و حتی پیروانی دارد. در دریا به گروه ماهی هایی برمی خورد که ماهیگیر را به تنگ آورده اند. داستان اشارات زیادی به ادبیات مقاومت دارد. در نهایت ماهی سیاه کوچولو سر از شکم مرغ ماهیخوار در می آورد و تا آخرین لحظه با تیغی به بزرگترین دشمن خود ضربه می زند. داستان در قالبی کودکانه بر ارزش های مقاومت و فداکاری تاکید می کند.
اولین باری که من این داستان ها را خواندم، در پشته ی قدیمی ساختمانی بود که بچگی ام را در آن گذراندم، داخل یک کابینت بزرگ سبز رنگ، پر بود از داستان هایی که در کتابهای کوچک با برگ های زرد شده و قدیمی. آنجا که بودم زمان را فراموش می کردم. آنجا بود که ماجراهای اولدوز و یاشار را خواندم. با آنها سوار تور کلاغها شدم و رقص عروسک ها را دیدم. همراه لطیف سوار شتر سفید شدم و دلم از ناتوانی اش مچاله شد. با ماهی سیاه کوچولو از جویبار به دریا رسیدم.
صمد بهرنگی در اوج جوانی، روز نهم شهریور ماه 1347 در ارس غرق شد و جان زیبایش به آسمان پر کشید. در مورد مرگ او هنوز هم شایعات و گمانه زنی هایی وجود دارد، زیرا که پیکر او سه روز بعد در نزدیکی پاسگاه شتربان پیدا شد. ادبیات ایران یکی و آذربایجان یکی از خلاق ترین و متعهدترین ذهن هایش را از دست داد. بازدید مزار صمد بهرنگی از پیش از انقلاب اسلامی با حساسیت هایی همراه بوده است. ساواک به دلیل اینکه سازمان چریک های فدایی خلق ایران از داستان ماهی سیاه کوچولو به عنوان بیانه ی غیررسمی استفاده می کرد (که حتی در برخی موارد نام داستان چریک سیاه کوچولو ذکر شده) روی خوش به دوستداران صمد نشان نمی داد. به تازگی هم افراد ناشناسی گور او در قبرستان امامیه را سوزانده و عکس و تصویرش را برداشته و یا نابود کرده اند.
مادرش می گفت کاش نام او را صمد نمی گذاشتیم، هر بار که نماز می خوانم، دلم می لرزد و یاد او می افتم، نمی دانم نمازم را چطور تمام کنم.
ماندانا گرشاسبی
دوم تیرماه 1399@behnima
بی خبری از منوچهر بختیاری.

منوچهر بختیاری پدرجانباخته راه ازادی پویا بختیاری دیشب در حالی که قرار بود ساعت هشت شب از فرودگاه کیش به سمت تهران پرواز کند مفقود شده و هیچ اثری از ایشان نیست.
متاسفانه گوشیهای همراه برادرانشان عاصف و مهرداد نیز پاسخگو نیستند.
@behnima
فعالین کارگری، یوسف بهمنی، ابراهیم عباسی، محمد خنیفر و مسلم چشم خاور، بعد از انتقال ازپلیس آگاهی شوش به دادگستری شهرستان شوش،علی رغم ارائه فیش حقوقی و سند جهت آزادی آنها، با مخالفت دادستان شوش و نظری و جعفری چگنی رئیس دادگستری شوش مواجه شده و به زندان فجر دزفول منتقل شدند.
کارفرمای ( اسدبیگی ومرتبطین ) مفسد که از عوامل اصلی فساد یک و نیم میلیاردی و بزرگترین اختلال ارزی تاریخ کشور هستند ،باز هم مثل این ۵ سال با همکاری مسئولین قضایی شوس وارد میدان شدند تا با دستگیری کارگران و ایجاد رعب و وحشت، اسدبیگی و رستمی را نجات دهند.
روی سخن ما با آقای رئیسی رئیس قوه قضاییه است:
مگر شما نگفتید دست اختلاسگران و مفسدان را قطع می کنید؟!!
اختلاسگر و مفسد بزرگ اسدبیگی آزاد داره می چرخه و امروز کارگری که از گرسنگی شکمش به کمرش چسبیده رو قوه قضاییه شما بازداشت کرده است!!!
...؟!!
کارگران زحمتکش هفت تپه، تنها راه نجات ازین فساد سیستماتیک فقط و فقط اتحاد و اتحاد واتحاد است و دلخوش به کمک هیچ مسئولی نباشید و فقط خودمان به داد خودمان می رسیم و بس!
ارسالی از طرف کارگران نیشکرهفت تپه

/۲۴/تیر /۹۹

سندیکای کارگران نیشکر هفت‌ تپه

@behnima