Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
☝️ سخنان شکوهمند محمد نوری زاد
خطاب به رژیم تبهکار آخوندی
ابلاغیه برای محمد نوری زاد
جهت معرفی به دادگاه ایوانکی سمنان،
ارسال شده به زندان اوین..! ( ۹۹/۴/۸ )
خطاب به رژیم تبهکار آخوندی
ابلاغیه برای محمد نوری زاد
جهت معرفی به دادگاه ایوانکی سمنان،
ارسال شده به زندان اوین..! ( ۹۹/۴/۸ )
#شعار_نویسی در حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه
کرج_بلوار باغستان_اشتراکی شمالی
تیرماه ۹۹
#شعار_نویسی
#کارگران_هفت_تپه
@behnima
کرج_بلوار باغستان_اشتراکی شمالی
تیرماه ۹۹
#شعار_نویسی
#کارگران_هفت_تپه
@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ایران_تسلیت
#کردستان_تسلیت
در ادامە جانفشانیهای زاگرس، حافظان این سرزمین بار دیگر چشمان اشکبارشان برای جانباختگان پاوه میسوزد.
متاسفانه آقایان مختار خندانی ، بلال امینی، سوران محمودی و یاسین کریمی امروز در ٱتش سوزی پاوه جان خود را فدای حفاظت از بلوط زاگرس نمودند.
#زاگرس_در_آتش
#مختار_خندانی
#بلال_امینی
#سوران_محمودی
#یاسین_کریمی
یاد و نامشان سبز و سرافراز 🌹🌹🌹
@behnima
#کردستان_تسلیت
در ادامە جانفشانیهای زاگرس، حافظان این سرزمین بار دیگر چشمان اشکبارشان برای جانباختگان پاوه میسوزد.
متاسفانه آقایان مختار خندانی ، بلال امینی، سوران محمودی و یاسین کریمی امروز در ٱتش سوزی پاوه جان خود را فدای حفاظت از بلوط زاگرس نمودند.
#زاگرس_در_آتش
#مختار_خندانی
#بلال_امینی
#سوران_محمودی
#یاسین_کریمی
یاد و نامشان سبز و سرافراز 🌹🌹🌹
@behnima
حمزهءدرویش باگذشت یکماه ونیم از انتقال به زندان لاکان رشت،همچنان در سلول انفرادی دربازداشتگاه زندان محبوس وازحقوق مسلم خود محروم است.مسئولان زندان،چندروزپیش باخانواده حمزه درویش تماس گرفته واطلاع دادندکه میتوانند برای ملاقات فرزندشان به زندان بروند.ولی به آنهااجازه ملاقات ندادند.وضعیت جسمی وی بدلیل شرایط بسیاربدسلولهای انفرادی نامساعدوتحت فشارهای روحی وعصبی قراردارد.دلیل نگهداری اودرانفرادی ایناستکه میخواهنداوراتحت فشاربگذارندتااولادست ازفعالیتهای رسانه ای بردارد،وثانیاشکایت علیه رئیس زندان ورئیس بند زندان رجایی شهربرسر جعل نامه واثرانگشت اوکه خودش خواهان رفتن به زندان لاکان رشت بوده است را پس بگیرندوثالثادست ازمقاومت بردارد.ضمنا"درروز۲۲اردیبهشت۹۹اورااز بند۷زندان رجایی شهرکرج به بهانه تست کرونا خارج وبه زندان لاکان رشت فرستادند.حمزه درویش درملاقات کابینی کوتاه وکنترل شده،که روزچهارشنبه۳۱اردیبهشت باپدرش داشته، گفته است که اورادرسلول انفرادی حبس کرده وتهدیدکرده اند«قصدکشتن توراداریم»ایشان دراردیبهشت ماه۹۸دریک نامه سرگشاده درخصوص عدم تأمین جانی خودوخانواده،اطلاع رسانی واز نهادهای بین المللی،درخواست کمک کرده بود.
دیشب ساعت 21:00 بە وقت اروپای مرکزی، كوردهاى سرتاسر جهان همصدا با دوستانشان با هشتگى كه گروه آنونيموس نيز از آن حمايت كرد از اشغال كوردستان توسط تركيه نوشتند. هشتگ مذكور در مدت زمانى كم در كشورهاى عراق و اوكراين و آلمان و سوئد به ترند اول و در تركيه به ترند سوم تبديل شد. گزارشها رسيده از تركيه حاكى از واكنش عصبى ميدياى اردوغانى بدليل ترند شدن اين هشتگ و احتمال دستگيرى كاربران تويترى مقيم تركيه بدليل مشاركت در اين طوفان تويترى ميباشد.
@behnima
@behnima
سهمیه اختصاصی تبعیض است!
وزیر علوم:
"اختیاری در تغییر سهمیهها نداریم. اعمال سهمیههای پذیرش در دانشگاهها یک قانون است و تا زمانی که این قانون عوض نشود، ما اختیاری در تغییر آن نداریم. وزارت علوم مصمم به اصلاح سهمیه پذیرش در دانشگاهها است ما این موضوع را از طریق مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دولت پیگیری کردیم، ولی متاسفانه به مصوبهای که تغییری در زمینه سهمیهها ایجاد کند، نرسیدیم".
بیش از چهاردهه ست که علم و دانش و تخصص با معیارهای ایدئولوژیک و مرامی وبیش از همه با وابستگی و تعهد به قدرت سیاسی، قربانی میشود. تشکیلات عریض و طویل با صرف وقت و فرصت ها و هزینه های میلیاردی به امر گزینش وفیلترینگ اختصاص داشته است.
سهمیه بندی دانشگاهها و اختصاص افرادی برای برخورداری از شرایط سهل و آسان برای راهیابی به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضمن اینکه ظلم آشکاری به حقوق سایرشهروندان متقاضی و محروم کردم آنان از فرصت های برابر ست، آسیب آشکاری به کیفیت آموزشی ومیزان کارائی و راندمان خروجی تحصیلات عالی ست.
در جامعه ای که مراکز تحصیل ، آموزش و تحقیقات محدود و با بودجه اندک است و فرصت برابر برای همه دانشجویان و دانش پژوهان خواهان ادامه تحصیل وجود ندارد، تعیین سهمیه خاص برای عده ای معین پدیده ناگواری ست که چند دهه گریبان فضای تحصیل و آموزش و استخدام را رها نکرده و هزاران انسان را علیرغم قابلیتهای مناسب، محروم از همین امکانات اندک کرده است.
این رویکرد با هر دلیل و بهانه ای یک تبعیض آشکار و نقض حقوق شهروندی ست. لطمات و صدمات ناشی از این رویکرد هم غیر قابل پیش بینی ست.
وزیرعلوم حکومت هم آشکارا میگوید: " اختیاری در تغییر سهمیهها نداریم".
ایجاد فرصت و امکانات برابر برای تحصیل یا رشد و شکوفائی استعدادهای متنوع انسانها، بدون هیچ قید و شرطی از حقوق اولیه مردم هر جامعه ای ست. محدود کردن و اختصاصی کردن تمام یا بخشی از این امکانات بهر دلیلی نقض حقوق اولیه شهروندان جامعه است و باید متوقف گردد.
شورای بازنشستگان ایران
9 تیرماه 99
#نه_به_تبعیض
#فرصت_برابر_برای_همه
@behnima
وزیر علوم:
"اختیاری در تغییر سهمیهها نداریم. اعمال سهمیههای پذیرش در دانشگاهها یک قانون است و تا زمانی که این قانون عوض نشود، ما اختیاری در تغییر آن نداریم. وزارت علوم مصمم به اصلاح سهمیه پذیرش در دانشگاهها است ما این موضوع را از طریق مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دولت پیگیری کردیم، ولی متاسفانه به مصوبهای که تغییری در زمینه سهمیهها ایجاد کند، نرسیدیم".
بیش از چهاردهه ست که علم و دانش و تخصص با معیارهای ایدئولوژیک و مرامی وبیش از همه با وابستگی و تعهد به قدرت سیاسی، قربانی میشود. تشکیلات عریض و طویل با صرف وقت و فرصت ها و هزینه های میلیاردی به امر گزینش وفیلترینگ اختصاص داشته است.
سهمیه بندی دانشگاهها و اختصاص افرادی برای برخورداری از شرایط سهل و آسان برای راهیابی به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضمن اینکه ظلم آشکاری به حقوق سایرشهروندان متقاضی و محروم کردم آنان از فرصت های برابر ست، آسیب آشکاری به کیفیت آموزشی ومیزان کارائی و راندمان خروجی تحصیلات عالی ست.
در جامعه ای که مراکز تحصیل ، آموزش و تحقیقات محدود و با بودجه اندک است و فرصت برابر برای همه دانشجویان و دانش پژوهان خواهان ادامه تحصیل وجود ندارد، تعیین سهمیه خاص برای عده ای معین پدیده ناگواری ست که چند دهه گریبان فضای تحصیل و آموزش و استخدام را رها نکرده و هزاران انسان را علیرغم قابلیتهای مناسب، محروم از همین امکانات اندک کرده است.
این رویکرد با هر دلیل و بهانه ای یک تبعیض آشکار و نقض حقوق شهروندی ست. لطمات و صدمات ناشی از این رویکرد هم غیر قابل پیش بینی ست.
وزیرعلوم حکومت هم آشکارا میگوید: " اختیاری در تغییر سهمیهها نداریم".
ایجاد فرصت و امکانات برابر برای تحصیل یا رشد و شکوفائی استعدادهای متنوع انسانها، بدون هیچ قید و شرطی از حقوق اولیه مردم هر جامعه ای ست. محدود کردن و اختصاصی کردن تمام یا بخشی از این امکانات بهر دلیلی نقض حقوق اولیه شهروندان جامعه است و باید متوقف گردد.
شورای بازنشستگان ایران
9 تیرماه 99
#نه_به_تبعیض
#فرصت_برابر_برای_همه
@behnima
گلرخ ابراهیمی ایرایی،درزندان قرچک وآرش صادقی فعال مدنی محبوس درزندان رجایی شهرازآبان۹۸تاکنون ازحق ملاقات وتماس تلفنی بایکدیگرمحروم هستند.گلرخ ایرایی درتاریخ۱۸آبانماه۹۸درمنزل خود بازداشت وجهت تحمل حبس بزندان قرچک ورامین منتقل شد.خانم ایرایی پیشتر درحالیکه دوران محکومیت پیشین خودرادراوین سپری میکرد،به همراه آتنادائمی باگشایش پرونده دیگری وتوسط شعبه۲۶«دادگاه»انقلاب تهران به۳سال و۷ماه حبس تعزیری محکوم و این دوشهروندرابه۲سال محرومیت ازعضویت درگروههاواحزاب محکوم کرد.همچنین آرش صادقی که ازتاریخ۱۸خرداد۹۵درزندان رجایی شهر بسرمیبرد،بنوع بدخیم سرطان استخوان بنام کندروسارکوما دچاروتحت عمل جراحی قرارگرفته است.بااینحال محرومیت آقای صادقی ازادامه رونددرمان باعث بروز مشکلات جسمی بسیاری برایش شده.وی درآبانماه۱۳۹۵دراعتراض بمحکومیت وبازداشت همسرش بمدت۷۰روزدست به اعتصاب غذازدومهرماه۹۶نیزاززندان اوین به زندان رجایی شهرتبعید شد.آرش صادقی پیشترتوسط«دادگاه»انقلاب بتحمل۱۵سال حبس محکوم شده که پس ازجمع شدن باحبس تعلیقی۴ساله پیشینش به۱۹سال حبس افزایش یافت. درصورت اعمال ماده۱۳۴اینمدت به۱۱سال و۶ماه خواهدرسید.
🔴بیانیه کانون نویسندگان ایران در محکومیت احکام صادر شده علیه بازداشتشدگان آبان ماه
رژهی حکمها
در خبرها آمده است :
حکم اعدام سه جوان، امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، به سبب شرکت در اعتراضات آبانماه ۹۸ در دیوان عالی کشور تأیید شد.
رئیس کل دادگستری استان اصفهان روز جمعه، ششم تیرماه، از انتساب اتهام «فساد فیالارض» به هشت نفر از شرکتکنندگان در اعتراضات گذشته در این استان خبر داد.
اگرچه درباره تایید حکم سه جوان معترض تکذیبیهای نیز منتشر شده؛ مسلم است که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران حکم اعدام این جوانان ۲۵ و ۲۷ ساله را صادر کرده است. همچنین اتهام «فساد فیالارض» در مورد هشت معترض میتواند مقدمهی صدور حکم اعدام آنها باشد. چه تیراندازی به سوی معترضان آبان و کشتن صدها تن از آنها (در آماری بیش از هزار تن) و چه انشای حکم اعدام در باره برخی معترضان بازداشت شده، هر دو از یک نیاز حکومتی نشات میگیرد: سرکوب اعتراضات بالفعل و پیشگیری از اعتراضات بالقوه. اگر مشاهده میکنیم که دادگاهها فعالتر از پیش به صدور حکمهای سنگین پرداختهاند از آن رو است که با توجه به شرایط حاکم بر جامعه حتی برخی مقامات حکومتی نیز بروز اعتراضات مردمی را پیشبینی، و اینجا و آنجا، مستقیم و به اشاره، بیان کردهاند. حال قرار است این رژهی حکمها و این مارش قضایی با پراکندن آهنگ هراس در جامعه جلوی بروز آن پیشبینی را بگیرد. نکتهی مورد نظر این نوشته اما درست وغلطِ آن پیشبینی نیست بلکه تاکید بر حق آزادی بیان است. اعتراض شکلی از آزادی بیان و حق همگان است. هر کنش و واکنشی، "سخت" یا "نرم"، که منجر به سرکوب یا بازداشتن مردم از بهرهمندی از این حق شود ضدیت تام با آزادی بیان است. حکمهای اعدام که به منظور ایجاد رعب و وحشت در جامعه برای پرهیز مردم از اعتراض انشا و اجرا میشود فقط تباهی مهمترین حق؛ یعنی حق حیات انسان نیست بلکه حق آزادی بیان او را نیز سرکوب میکند. بنابر این مخالفت با حکم اعدام اگر در هر جای جهان نگرش و رفتاری انسانی است در ایران آزادیخواهانه نیز هست. مردم ایران دلایل بیشتری برای مخالفت با حکم اعدام دارند به ویژه نویسندگان و هنرمندانی که آزادی بیان را، همچون هوا برای موجود زنده، لازمهی کار خلاقهی خود میدانند. برداشته شدن سایهی شوم حکم اعدام از سر جامعه گامی مهم در دفاع از آزادی بیان است.
@behnima
رژهی حکمها
در خبرها آمده است :
حکم اعدام سه جوان، امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، به سبب شرکت در اعتراضات آبانماه ۹۸ در دیوان عالی کشور تأیید شد.
رئیس کل دادگستری استان اصفهان روز جمعه، ششم تیرماه، از انتساب اتهام «فساد فیالارض» به هشت نفر از شرکتکنندگان در اعتراضات گذشته در این استان خبر داد.
اگرچه درباره تایید حکم سه جوان معترض تکذیبیهای نیز منتشر شده؛ مسلم است که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران حکم اعدام این جوانان ۲۵ و ۲۷ ساله را صادر کرده است. همچنین اتهام «فساد فیالارض» در مورد هشت معترض میتواند مقدمهی صدور حکم اعدام آنها باشد. چه تیراندازی به سوی معترضان آبان و کشتن صدها تن از آنها (در آماری بیش از هزار تن) و چه انشای حکم اعدام در باره برخی معترضان بازداشت شده، هر دو از یک نیاز حکومتی نشات میگیرد: سرکوب اعتراضات بالفعل و پیشگیری از اعتراضات بالقوه. اگر مشاهده میکنیم که دادگاهها فعالتر از پیش به صدور حکمهای سنگین پرداختهاند از آن رو است که با توجه به شرایط حاکم بر جامعه حتی برخی مقامات حکومتی نیز بروز اعتراضات مردمی را پیشبینی، و اینجا و آنجا، مستقیم و به اشاره، بیان کردهاند. حال قرار است این رژهی حکمها و این مارش قضایی با پراکندن آهنگ هراس در جامعه جلوی بروز آن پیشبینی را بگیرد. نکتهی مورد نظر این نوشته اما درست وغلطِ آن پیشبینی نیست بلکه تاکید بر حق آزادی بیان است. اعتراض شکلی از آزادی بیان و حق همگان است. هر کنش و واکنشی، "سخت" یا "نرم"، که منجر به سرکوب یا بازداشتن مردم از بهرهمندی از این حق شود ضدیت تام با آزادی بیان است. حکمهای اعدام که به منظور ایجاد رعب و وحشت در جامعه برای پرهیز مردم از اعتراض انشا و اجرا میشود فقط تباهی مهمترین حق؛ یعنی حق حیات انسان نیست بلکه حق آزادی بیان او را نیز سرکوب میکند. بنابر این مخالفت با حکم اعدام اگر در هر جای جهان نگرش و رفتاری انسانی است در ایران آزادیخواهانه نیز هست. مردم ایران دلایل بیشتری برای مخالفت با حکم اعدام دارند به ویژه نویسندگان و هنرمندانی که آزادی بیان را، همچون هوا برای موجود زنده، لازمهی کار خلاقهی خود میدانند. برداشته شدن سایهی شوم حکم اعدام از سر جامعه گامی مهم در دفاع از آزادی بیان است.
@behnima
Forwarded from کودکان کار و خیابان
«کودکان عشایری اگر بخت یارشان باشد و معلمی به چشم ببینند، نهایت سواد خواندن و نوشتن بیاموزند و پس از آن همه چیز تمام میشود، دانشآموزان عشایری از هرگونه امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی محروم هستند، معمولا عاقبت دخترشان هیزمکشی و آب کشی است و پسرانشان هم چوپانی... زندگی آنها پر از درد و غصه است».
🔹این سخن یک معلم عشایریست که نزدیک به ۲۰ سال است در مناطق عشایری غرب کشور به کودکان عشایر آموزش میدهد و میگوید دلخوشیاش این است که ببیند یک کودک عشایری سواد خواندن و نوشتن آموخته است؛ «عزیز محمدیمنش». او البته که محرومیت را عنصر پررنگ در آموزش به کودکان عشایری میبیند و این محرومیت را دوسویه می بیند که هم گریبان معلمان را میگیرد و هم کودکان را درگیر مشکلات ناخواسته میکند.
🔹درواقع مسئله فقر خانوادهها و تاثیر بلاواسطه آن بر روی کودکان منحصر به شهرها نیست و در محیطهای روستایی هم این مسئله به صورت - شاید - پررنگتری دیده میشود. چنانکه تحصیل کودکان را نیز به شدت تحتتاثیر خود قرار داده است چنانکه یکی از معلمان حوزه عشایری میگوید: «به والله ما پول کیف، دفتر و مداد بچهها را میدهیم. یا از حقوق خودمان یا با خیرین که در اهواز و تهران و... هستند، صحبت میکنیم تا لباسی، کیفی، وسیلهای برای این بچهها بفرستند. این بچهها را هر روز با ماشین خودمان از خانهشان به مدرسه میآوریم...چرا این سختیها را درک نمیکنید؟ چرا باید این بچهها بهخاطر گرانی و فقر، درس خواندن را رها کنند؟»
🔹این سخن یک معلم عشایریست که نزدیک به ۲۰ سال است در مناطق عشایری غرب کشور به کودکان عشایر آموزش میدهد و میگوید دلخوشیاش این است که ببیند یک کودک عشایری سواد خواندن و نوشتن آموخته است؛ «عزیز محمدیمنش». او البته که محرومیت را عنصر پررنگ در آموزش به کودکان عشایری میبیند و این محرومیت را دوسویه می بیند که هم گریبان معلمان را میگیرد و هم کودکان را درگیر مشکلات ناخواسته میکند.
🔹درواقع مسئله فقر خانوادهها و تاثیر بلاواسطه آن بر روی کودکان منحصر به شهرها نیست و در محیطهای روستایی هم این مسئله به صورت - شاید - پررنگتری دیده میشود. چنانکه تحصیل کودکان را نیز به شدت تحتتاثیر خود قرار داده است چنانکه یکی از معلمان حوزه عشایری میگوید: «به والله ما پول کیف، دفتر و مداد بچهها را میدهیم. یا از حقوق خودمان یا با خیرین که در اهواز و تهران و... هستند، صحبت میکنیم تا لباسی، کیفی، وسیلهای برای این بچهها بفرستند. این بچهها را هر روز با ماشین خودمان از خانهشان به مدرسه میآوریم...چرا این سختیها را درک نمیکنید؟ چرا باید این بچهها بهخاطر گرانی و فقر، درس خواندن را رها کنند؟»
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
«کودکان عشایری اگر بخت یارشان باشد و معلمی به چشم ببینند، نهایت سواد خواندن و نوشتن بیاموزند و پس از آن همه چیز تمام میشود، دانشآموزان عشایری از هرگونه امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی محروم هستند، معمولا عاقبت دخترشان هیزمکشی و آب کشی است و پسرانشان…
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
بی خبری از آقای مرتضی قاسمی
آقای قاسمی از امضا کنندگان بیانیه چهارده امضا می باشند که از سوی شعبه ۱۴۹ دادگستری شهر مشهد ابلاغیه ای مبنی بر حضور در دادگاه در تاریخ ۵ ام تیر ماه دریافت کردند و ایشان در تاریخ مذکور به دادگستری مشهد مراجعه کردند ولی متاسفانه تا این لحظه به منزل باز نگشته اند. خانواده و دوستان ایشان نگران از بی خبری وی هستند و دستگاه قضایی و امنیتی را مسئول جان ایشان میدانند....
#نه_به_تعقیب_فعالین_مدنی_و_سیاسی
#مرتضی_قاسمی_کجاست
@behnima
آقای قاسمی از امضا کنندگان بیانیه چهارده امضا می باشند که از سوی شعبه ۱۴۹ دادگستری شهر مشهد ابلاغیه ای مبنی بر حضور در دادگاه در تاریخ ۵ ام تیر ماه دریافت کردند و ایشان در تاریخ مذکور به دادگستری مشهد مراجعه کردند ولی متاسفانه تا این لحظه به منزل باز نگشته اند. خانواده و دوستان ایشان نگران از بی خبری وی هستند و دستگاه قضایی و امنیتی را مسئول جان ایشان میدانند....
#نه_به_تعقیب_فعالین_مدنی_و_سیاسی
#مرتضی_قاسمی_کجاست
@behnima
Forwarded from مهتاب قربانی
https://t.me/MAHTABghorbani/992
فراخوان ۱۰۴ تن از روشنفکران، هنرمندان، فعالان مدنی همچون:شیرین عبادی،شهلا شفیق،یدالله رویایی،مهدی موسوی،آذر نفیسی،ناصر کاخساز،خواهران برومند،پرستو فروهر،بهرام مرادی،مهتاب قربانی،حمیدرضا جاودان،نعمت آزرم ، نیلوفر بیضایی،محمد جلالی،مهناز شیرالی و...
به همدلی وجدانهای بيدار: دادخواهی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
در تابستان سال شصت و هفت، جمهوری اسلامی هزاران زندانی سياسی را به مسلخ برد و به سرکوب مخالفان که از همان فردای استقرارش بر اريکه قدرت آغاز کرده بود اوجی خونبار بخشيد، بی آنکه فرياد اعتراضی در داخل و خارج کشور برخيزد. شکوههای خانوادههای قربانيان در گلوهاشان محبوس ماند. بيرون از مرزها نيز، اخبار اين کشتار، همچون حبس و اعدامهای پيش از آن، تنها در چهارچوب نشريات گروههای حقوق بشری و درعرصه فعاليتهای تبعيديان انعکاس يافت، که در شرايط آنزمانی فقدان شبکههای مجازی بسی محدود بود. صاحبان قدرت در ايران گمان میبردند که اين سکوت سنگين حقيقت را مدفون خواهد کرد. اما با گذشت سالها، خاطره جمعی، هر روز بيش و بيشتر به شناخت حقيقت راغب گشت. زندانيان سياسی از بند رستهای که قلم به دست گرفتند واقعيت گسترده حبس و شکنجه و اعدام در دهه شصت را تصوير کردند و هرروز برگی بر اسناد اين جنايات افزودند و میافزايند. بيرون از کشور، فعالان حقوق بشر، مبارزان سیاسی، برابری خواهان، مدافعان حقوق زندانيان سياسی، کنشگران ضد شکنجه و اعدام و کوشندگان آزادانديش فرهنگ و هنر به روشنگری و حقيقتجویی همت گماشته وهرگز دست از تلاش برنداشته اند. با گسترش رسانههای برونمرزی و ياری شبکههای مجازی صدای اينان امروز انعکاسی کمابيش درخور يافته است.
اينک، درهمان حال که حبس و شکنجه و اعدام و بیحقوقی زندانيان در جمهوری اسلامی ادامه دارد، بيش از پيش روشن شده که سکوت درباره جنايات سياسی دهه شصت تنها و تنها در خدمت تداوم سرکوب سياسی و اجتماعی و فرهنگی است. آشکار گشته که تا زمانی که حاکمان پاسخگوی اين جنايات نشده اند نمیتوان به پايان گرفتن حبس و شکنجه و قتل مخالفان و لغو مجازات اعدام در ايران اميد بست. اهميت اين امر زمانی روشنتر میشود که به تغيير استراتژی جمهوری اسلامی در اين باره توجه کنيم. اينان مدتی است سکوت خود را شکسته اند و به ساخت و پرداخت سناريوهای دروغين برآمده اند تا به سرکوب خونين دهه شصت و کشتار جمعی محبوسان سياسی در تابستان شصت و هفت مشروعيت بخشند. بودجههای هنگفتی صرف اين استراتژی تبليغاتی، و از آنجمله روايت سازی و توليد فيلمهای سينمایی و سريالهای تلويزيونی شده و میشود و حاکميت سانسور فضا را برای اثرگذاری جعليات حکومتی آماده تر میکند. در چنين فضایی، پيشبرد امر دادخواهی نياز به تقابل جدیتر وهمه جانبه تر با دروغ پراکنی و افزونی تلاشها برای روشن ماندن چراغ حقيقت دارد.
توجه به اين نکات، اهميت پرونده محاکمه حميد نوری، يکی از مسئولان هيئت مرگ در زندان گوهردشت ( زندان رجائی شهر) کرج را، که هم اکنون در کشور سوئد جريان دارد، روشنتر میکند: به همت کوشندگان، خاصه ايرج مصداقی، که خود در زمره شاهدان کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت است، و نيز همياری شماری ديگر از اين شاهدان، برای نخستين بار، يک سيستم قضایی بیطرف و دمکراتيک به پرونده يکی از عاملان و دست اندرکاران اين جنايت بزرگ رسيدگی میکند. در مقابل، جمهوری اسلامی تمام تلاشش را به کار گرفته تا اين پرونده را که باز شدنش خود يک پيروزی غيرقابل انکار برای جنبش دادخواهی است، بی اعتبار کند. اين تلاشها از جانب حاکمان مسئول اين جنايات البته دور از انتظار نيست. دريغ اما که کارشکنیها در باره اين پرونده فقط به ترفندهای تباه حکومت ختم نمیشود و از همان ابتدا شاهد سنگ اندازیهای ناشی از مخالفتهای ايدئولوژيک و سياسی با کوشندگان اين پرونده هستيم که با هر انگيزهای صورت گيرد، حاصلی جز خدمت به اهداف جمهوری اسلامی در پنهان کردن حقيقت و انکار جنايت ندارد و نخواهد داشت.
در چنين شرايطی، به ثمر رسيدن محاکمه حميد نوری برای پيشبرد امر دادخواهی کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت، همدلی فعال کوشندگان حقوق بشر، مدافعان آزادی و برابری، مخالفان حبس و شکنجه و اعدام و نيز همراهی روشنفکران و هنرمندان آزاديخواه را میطلبد تا هريک بر پايه امکانات و توان خويش در حمايت از اين اقدام قدم بردارند.
ما با درک اين موقعيت خطير، همه وجدانهای بيدار را به چنين همدلی و همياری فرامیخوانيم.
برای مشاهدهی لیست کامل امضاها و برای همراهی با این فراخوان به لینک زیر بروید
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-101819.html
فراخوان ۱۰۴ تن از روشنفکران، هنرمندان، فعالان مدنی همچون:شیرین عبادی،شهلا شفیق،یدالله رویایی،مهدی موسوی،آذر نفیسی،ناصر کاخساز،خواهران برومند،پرستو فروهر،بهرام مرادی،مهتاب قربانی،حمیدرضا جاودان،نعمت آزرم ، نیلوفر بیضایی،محمد جلالی،مهناز شیرالی و...
به همدلی وجدانهای بيدار: دادخواهی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
در تابستان سال شصت و هفت، جمهوری اسلامی هزاران زندانی سياسی را به مسلخ برد و به سرکوب مخالفان که از همان فردای استقرارش بر اريکه قدرت آغاز کرده بود اوجی خونبار بخشيد، بی آنکه فرياد اعتراضی در داخل و خارج کشور برخيزد. شکوههای خانوادههای قربانيان در گلوهاشان محبوس ماند. بيرون از مرزها نيز، اخبار اين کشتار، همچون حبس و اعدامهای پيش از آن، تنها در چهارچوب نشريات گروههای حقوق بشری و درعرصه فعاليتهای تبعيديان انعکاس يافت، که در شرايط آنزمانی فقدان شبکههای مجازی بسی محدود بود. صاحبان قدرت در ايران گمان میبردند که اين سکوت سنگين حقيقت را مدفون خواهد کرد. اما با گذشت سالها، خاطره جمعی، هر روز بيش و بيشتر به شناخت حقيقت راغب گشت. زندانيان سياسی از بند رستهای که قلم به دست گرفتند واقعيت گسترده حبس و شکنجه و اعدام در دهه شصت را تصوير کردند و هرروز برگی بر اسناد اين جنايات افزودند و میافزايند. بيرون از کشور، فعالان حقوق بشر، مبارزان سیاسی، برابری خواهان، مدافعان حقوق زندانيان سياسی، کنشگران ضد شکنجه و اعدام و کوشندگان آزادانديش فرهنگ و هنر به روشنگری و حقيقتجویی همت گماشته وهرگز دست از تلاش برنداشته اند. با گسترش رسانههای برونمرزی و ياری شبکههای مجازی صدای اينان امروز انعکاسی کمابيش درخور يافته است.
اينک، درهمان حال که حبس و شکنجه و اعدام و بیحقوقی زندانيان در جمهوری اسلامی ادامه دارد، بيش از پيش روشن شده که سکوت درباره جنايات سياسی دهه شصت تنها و تنها در خدمت تداوم سرکوب سياسی و اجتماعی و فرهنگی است. آشکار گشته که تا زمانی که حاکمان پاسخگوی اين جنايات نشده اند نمیتوان به پايان گرفتن حبس و شکنجه و قتل مخالفان و لغو مجازات اعدام در ايران اميد بست. اهميت اين امر زمانی روشنتر میشود که به تغيير استراتژی جمهوری اسلامی در اين باره توجه کنيم. اينان مدتی است سکوت خود را شکسته اند و به ساخت و پرداخت سناريوهای دروغين برآمده اند تا به سرکوب خونين دهه شصت و کشتار جمعی محبوسان سياسی در تابستان شصت و هفت مشروعيت بخشند. بودجههای هنگفتی صرف اين استراتژی تبليغاتی، و از آنجمله روايت سازی و توليد فيلمهای سينمایی و سريالهای تلويزيونی شده و میشود و حاکميت سانسور فضا را برای اثرگذاری جعليات حکومتی آماده تر میکند. در چنين فضایی، پيشبرد امر دادخواهی نياز به تقابل جدیتر وهمه جانبه تر با دروغ پراکنی و افزونی تلاشها برای روشن ماندن چراغ حقيقت دارد.
توجه به اين نکات، اهميت پرونده محاکمه حميد نوری، يکی از مسئولان هيئت مرگ در زندان گوهردشت ( زندان رجائی شهر) کرج را، که هم اکنون در کشور سوئد جريان دارد، روشنتر میکند: به همت کوشندگان، خاصه ايرج مصداقی، که خود در زمره شاهدان کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت است، و نيز همياری شماری ديگر از اين شاهدان، برای نخستين بار، يک سيستم قضایی بیطرف و دمکراتيک به پرونده يکی از عاملان و دست اندرکاران اين جنايت بزرگ رسيدگی میکند. در مقابل، جمهوری اسلامی تمام تلاشش را به کار گرفته تا اين پرونده را که باز شدنش خود يک پيروزی غيرقابل انکار برای جنبش دادخواهی است، بی اعتبار کند. اين تلاشها از جانب حاکمان مسئول اين جنايات البته دور از انتظار نيست. دريغ اما که کارشکنیها در باره اين پرونده فقط به ترفندهای تباه حکومت ختم نمیشود و از همان ابتدا شاهد سنگ اندازیهای ناشی از مخالفتهای ايدئولوژيک و سياسی با کوشندگان اين پرونده هستيم که با هر انگيزهای صورت گيرد، حاصلی جز خدمت به اهداف جمهوری اسلامی در پنهان کردن حقيقت و انکار جنايت ندارد و نخواهد داشت.
در چنين شرايطی، به ثمر رسيدن محاکمه حميد نوری برای پيشبرد امر دادخواهی کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت، همدلی فعال کوشندگان حقوق بشر، مدافعان آزادی و برابری، مخالفان حبس و شکنجه و اعدام و نيز همراهی روشنفکران و هنرمندان آزاديخواه را میطلبد تا هريک بر پايه امکانات و توان خويش در حمايت از اين اقدام قدم بردارند.
ما با درک اين موقعيت خطير، همه وجدانهای بيدار را به چنين همدلی و همياری فرامیخوانيم.
برای مشاهدهی لیست کامل امضاها و برای همراهی با این فراخوان به لینک زیر بروید
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-101819.html
Telegram
مهتاب قربانی
با وجود تلاشهای مردم و فعالین اجتماعی در سنندج متاسفانه
صبح امروز سه شنبه ۱۰ ام تیرماه #محمد_عزیز_محمودی در زندان سنندج اعدام شد. وی سه سال پیش #دیاکو_کریمی اهل روستای دزلی مریوان را به قتل رسانده بود.
#نه_به_اعدام
@behnima
صبح امروز سه شنبه ۱۰ ام تیرماه #محمد_عزیز_محمودی در زندان سنندج اعدام شد. وی سه سال پیش #دیاکو_کریمی اهل روستای دزلی مریوان را به قتل رسانده بود.
#نه_به_اعدام
@behnima
🔴 وحید خزایی بازداشت شد
🔺 برخی منابع از بازداشت وحید خزایی خبر دادند.
🔺 خزایی که از سال ۱۳۹۷ تحت پیگرد قرار داشته است، ساعتی پیش، توسط ضابطان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در فرودگاه بینالمللی امام خمینی بازداشت شد.
@behnima
🔺 برخی منابع از بازداشت وحید خزایی خبر دادند.
🔺 خزایی که از سال ۱۳۹۷ تحت پیگرد قرار داشته است، ساعتی پیش، توسط ضابطان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در فرودگاه بینالمللی امام خمینی بازداشت شد.
@behnima
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
جان علی ال اسحاق در خطر است .قریب به ۴ماه از بازداشت علی ال اسحاق کارگر خیاط ،شاعر وفعال کارگری میگذرد .او در اواخر نیمه شب توسط:عوامل اطلاعاتی ولباس شخصی دستگیر وپس از دو هفته بیخبری طی تماسی به خانواده اطلاع میدهد در بازداشتگاه اوین وتحت بازجویی است که پس از بازجویی هابرای ایشان وثیقه ۲۰۰ میلیونی صادر میشود که به علت عدم استطاعت مالی در تودیع وثیقه همچنان در بازداشتگاه موقت بسر میبرد وپس از ۵۰روز بازداشت در اوین اکنون در بند سیاسی زندان گوهر دشت محبوس است
@behnima
@behnima
✅🔵🔴جان روح الله زم درخطر است با پیوستن ب این پتی شین وامضا میتونید مانع اعدام زم بشید لطفا این پتی شین روامضا کنید 🔴https://www.gopetition.com/petitions/stop-killing-jornalist.html
@behnima
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@behnima
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Forwarded from کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران (فابیو)
اعتراض کارگران کارخانه دیارخودرو گلپایگان
کارگران کارخانه دیارخودرو گلپایگان روز دوشنبه 9 تیرماه در اعتراض به عدم پرداخت چندین ماه دستمزد و عیدی و همچنین بلاتکلیفی شعلی خود در محوطه کارخانه تجمع کردند.
کارگران معترض با سردادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون"شعار حمایت از کارگر فقط در انتخابات بود؟ قرار بود در سطح کلان کشوری وضعیت نابسامان این شرکت بررسی شود اما سه ماه از سال رفت" نسبت به بی توجهی مقامات به خواست کارگران اعتراض کردند.
کارگران کارخانه دیارخودرو گلپایگان روز دوشنبه 9 تیرماه در اعتراض به عدم پرداخت چندین ماه دستمزد و عیدی و همچنین بلاتکلیفی شعلی خود در محوطه کارخانه تجمع کردند.
کارگران معترض با سردادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون"شعار حمایت از کارگر فقط در انتخابات بود؟ قرار بود در سطح کلان کشوری وضعیت نابسامان این شرکت بررسی شود اما سه ماه از سال رفت" نسبت به بی توجهی مقامات به خواست کارگران اعتراض کردند.
آمار کشته شدگان آتش سوزی در کلینیک سینا اطهر
🔸تاکنون ۱۷ کشته و دهها مجروح
۶ نفر از کشتهشدگان در اتاق عمل بودند
🔸تاکنون ۱۷ کشته و دهها مجروح
۶ نفر از کشتهشدگان در اتاق عمل بودند