کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.57K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
فریاد حق‌خواهی نسیم سیمیاری در اوین؛ صدایی برای عدالت و انسانیت

پس از چهار ماه انفرادی و بازجویی‌های طاقت‌فرسا، #نسیم_سیمیاری به بند زنان زندان اوین بازگشته است. بیش از دو سال است که هم‌بندیانش شاهد رنج‌ها، استقامت و صبوری او هستند.
اکنون نسیم در اعتراض به رفتار ناعادلانه با #فریبا_کمال_آبادی – شهروند بهایی که پس از تحمل حدود ۱۴ سال زندان، در لحظه آزادی‌اش از رهایی بازماند – دست به اعتصاب غذا زده است.

او با به خطر انداختن جان خود، صدای بی‌عدالتی را به گوش جامعه رسانده است. هم‌بندیانش با نگرانی از وضعیت جسمی او می‌گویند:
«نسیم عزیز، صدای حق‌طلبی‌ات شنیده شد، اعتصابت را پایان بده. ما کنار تو ایستاده‌ایم.»

۲۸ مهر ۱۴۰۴ – بند زنان زندان اوین

از صفحه گلرخ ایرایی


#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

https://t.me/behnima/68458
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشر:
به مناسبت ۲۵ خرداد سالروز تولد نیما ابراهیم زاده فرزند بهنام ابراهیم زاده


چشن تولد نیما در تهران با حضور جمعی از فعالین سیاسی از جمله زندانی سیاسی محمد نوریزاد

#نیماابراهیم زاده
#محمدنوریزاد
2🔥1💔1
در ششمین سالمرگ نیما ابراهیم زاده فرزندبهنام ابراهیم زاده

آخرین توییت #نیماابراهیم_زاده

‏من از زندگی چیز زیادی نمی‌ خواستم، در واقع من سال ‌ها بود به این نتیجه رسیده بودم که اگر از زندگی چیز زیادی بخواهم زندگی هم از من چیزهایی خواهد خواست که خیلی خوب می ‌دانستم نمی‌ توانم از عهده‌شان بربیایم. با زندگی‌ام رفتار مسالمت ‌آمیزی داشتم، به او فشار نمی ‌آوردم.
#نیماابراهیم_زاده

یادوخاطره نیمای عزیز گرامی
3❤‍🔥1💔1
درگیری در روستای اندیرگان ورزقان

شماری از اهالی روستای اندیرگان در شهرستان ورزقان (استان آذربایجان شرقی) پس از اعتراض به بسته شدن جاده روستا با نیروهای یگان ویژه درگیر شدند.

اهالی روستای اندیرگان در شهرستان ورزقان از توابع استان آذربایجان شرقی پس از اعتراض به بسته شدن جاده روستا از سوی نیروهای یگان ویژه مورد هجوم واقع شده اند و در درگیری میان اهالی روستا و نیروهای یگان ویژه تعدادی از اهالی مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفته اند. نیروهای یگان ویژه با استفاده از باتوم وشلیک گلوله ساچمه ای به طرز وحشتناکی اهالی را مورد ضرب و جرح قرار داده اند. حداقل چهار تن از روستاییان مجروح شده‌اند،  که پس از ضرب و جرح توسط نیروهای یگان ویژه به بیمارستان امام رضا در شهر تبریز منتقل شده اند و از سرنوشت دیگر مجروحان تا لحظه تنظیم خبر اطلاع دقیقی در دست نمی باشد.
#زن زندگی آزادی
https://t.me/behnima/68457
اکسیون حمایتی از زندانیان محکوم به اعدام در قزل‌حصار در شهر هانوفر آلمان
امروز در شهر هانوفر آلمان، جمعی از ایرانیان آزادی‌خواه در قالب یک اکسیون اعتراضی، حمایت خود را از اعتصاب و اعتراض زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزل‌حصار اعلام کردند.
شرکت‌کنندگان با در دست داشتن عکس‌ها و پلاکاردهایی در محکومیت موج اعدام‌ها در ایران، خواستار توقف فوری اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی شدند.
این تجمع با هدف جلب توجه افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری بین‌المللی به وضعیت بحرانی زندانیان در ایران برگزار شد و شرکت‌کنندگان بر ادامه‌ی مبارزه برای لغو مجازات اعدام و دفاع از حقوق انسانی تمامی زندانیان تأکید کردند.

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
👍3
بازیگر معروف در پرونده اتهام سنگین بازداشت شد

یک بازیگر سرشناس سینما به‌دلیل شکایت یک هنرجوی ۲۰ ساله مورد بازجویی قرار گرفت. شاکی مدعی شده که این بازیگر پس از دعوت او برای تمرین بازیگری، رفتار ناپسندی داشته است.

بر اساس گزارش منابع نزدیک به پرونده، برای متهم قرار بازداشت موقت صادر شده تا نتیجه بررسی‌های بیشتر مشخص شود. مقامات قضایی تأکید کرده‌اند که هنوز اتهام در مرحله‌ی بررسی است و هیچ حکمی صادر نشده است.

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

https://t.me/behnima/68479
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نیمای_قهرمان

شش سال از روزی می‌گذرد که در بیمارستان شریعتی، برای همیشه چشمانت را بستی و رفتی.
شش سال است که دلم ایستاده، نفس‌هایم نصفه‌اند و زندگی بی‌تو دیگر همان زندگی نیست.

تو با سرطان جنگیدی، دردی که برای خیلی‌ها فقط یک اسم است، اما برای ما، زخمی ماندگار در قلب خانه شد.
سال‌ها با این بیماری جنگیدی، اما نه فقط به عنوان یک بیمار — تو در کنار درد جسم، همراهِ دردهای اجتماعی بودی.
در روزهایی که من، بهنام ابراهیم‌زاده، در زندان بودم، تو صدای من بودی.
هر بار که از سلول، خبری برایت می‌فرستادم، تو مثل یک فعالِ واقعی، مثل یک انسانِ متعهد، آن را می‌فرستادی برای رسانه‌ها، برای سازمان‌های حقوق بشری.
کودکی بودی که مثل یک بزرگ‌مرد عمل می‌کرد.

یادت هست نامه‌ای نوشتی از بیمارستان محک، در آن سال‌های سخت؟
نوشتی که:
"من نیما ابراهیم‌زاده هستم، پسر یک کارگر زندانی. پدرم به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان است، من هم در بیمارستان محک با بیماری سختی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنم…"

آن نامه، دنیا را تکان داد.
همان زمان‌هایی که بسیاری ترجیح می‌دادند سکوت کنند، تو با صدای کودکانه‌ات فریاد زدی

لینک کامل 👇👇

https://t.me/behnima/68481
2❤‍🔥1💔1
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
#نیمای_قهرمان شش سال از روزی می‌گذرد که در بیمارستان شریعتی، برای همیشه چشمانت را بستی و رفتی. شش سال است که دلم ایستاده، نفس‌هایم نصفه‌اند و زندگی بی‌تو دیگر همان زندگی نیست. تو با سرطان جنگیدی، دردی که برای خیلی‌ها فقط یک اسم است، اما برای ما، زخمی ماندگار…
#نیمای_قهرمان

شش سال از روزی می‌گذرد که در بیمارستان شریعتی، برای همیشه چشمانت را بستی و رفتی.
شش سال است که دلم ایستاده، نفس‌هایم نصفه‌اند و زندگی بی‌تو دیگر همان زندگی نیست.

تو با سرطان جنگیدی، دردی که برای خیلی‌ها فقط یک اسم است، اما برای ما، زخمی ماندگار در قلب خانه شد.
سال‌ها با این بیماری جنگیدی، اما نه فقط به عنوان یک بیمار — تو در کنار درد جسم، همراهِ دردهای اجتماعی بودی.
در روزهایی که من، بهنام ابراهیم‌زاده، در زندان بودم، تو صدای من بودی.
هر بار که از سلول، خبری برایت می‌فرستادم، تو مثل یک فعالِ واقعی، مثل یک انسانِ متعهد، آن را می‌فرستادی برای رسانه‌ها، برای سازمان‌های حقوق بشری.
کودکی بودی که مثل یک بزرگ‌مرد عمل می‌کرد.

یادت هست نامه‌ای نوشتی از بیمارستان محک، در آن سال‌های سخت؟
نوشتی که:
"من نیما ابراهیم‌زاده هستم، پسر یک کارگر زندانی. پدرم به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان است، من هم در بیمارستان محک با بیماری سختی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنم…"

آن نامه، دنیا را تکان داد.
همان زمان‌هایی که بسیاری ترجیح می‌دادند سکوت کنند، تو با صدای کودکانه‌ات فریاد زدی.

نیما جان…
من در کنار زلزله‌زدگان کرمانشاه، در میان آوارهای سرپل‌ذهاب، کنار کودکان سوخته‌ی حادثه‌ی شین‌آباد، در قلب درد و بی‌پناهی، ایستادم.
اما این حضورها همیشه با غصه‌ی تو همراه بود.
با این فکر که پسرم روی تخت بیمارستان است و من باید برایش پدر باشم — اما نمی‌توانم، چون پدر بودن در این نظام، جرم است.

نیما...
تو همیشه بیشتر از یک فرزند بودی. تو رفیقِ راه من بودی، همراه روزهای سخت، صدای خاموشِ هزاران کودک و پدر.

امروز شش سال است که نیستی.
اما یادت، بودنت، صدایت، خنده‌هایت… هنوز در خانه می‌چرخند.
و من، هنوز به نیابت از تو، فریاد می‌زنم.
برای همه‌ی کودکانی که مثل تو لبخندشان زیر سایه‌ی این نظام پرپر شد.
برای همه‌ی پدرانی که نمی‌توانند پدر باشند، چون بهای انسان بودن، در این سرزمین، زندان است.

یادت گرامی
نامت تا همیشه در کنارِ «آزادی» خواهد ماند.

بهنام ابراهیم‌زاده

لینک ویدیو👇👇

https://t.me/behnima/68480


۲۹ مهر ۱۴۰۴ https://t.me/behnima/68481
2🔥1💔1