📹 #خودرو | احتکار بیش از ۴۰۰ خودروی صفر در غرب تهران
👆👆👆👆
👆👆👆👆
پرستوهای اطلاعاتی برای کمک به اسدبیگی ها به پرواز درآمدند!
یک سری افراد و عوامل وابسته به برخی دستگاه های امنیتی، اخیرا باز هم شروع به فعالیت کرده اند تا بین فعالین اختلاف بیندازند و یا برای برخی کارگران پاپوش سازی کنند. استاندار استان بابت رشوه خواری های ملیاردی بر سر زبان ها افتاده و دولت روحانی مستقیما شریک در اختلاس های اسدبیگی هاست و به همین خاطر برخی نهادهای اطلاعاتی دست به کار شده اند که هفت تپه را دچار بحران و اختلاف کنند.
در اعتصابات هفت تپه در سال های 97 و 98 کارفرما و نهادهای امنیتی از هیچ تلاشی برای ایجاد تفرقه بین کارگران فرو گذاری نکردند.
گاهی نمایندگان و فعالین را تهدید می کردند، تهدید به برخورد با خود و خانواده های آنها. تا بدین صورت مقاومت آنها را در هم بشکنند و گاهی نیز با تطمیع وارد می شدند و گاها مثل بعضی اعضای شورای جیرینگی در این کار موفق هم نی شدند اما در بیشتر موارد بدلیل پاکدستی نمایندگان و فعالین در این توطئه نیز ناموفق بودند.
گاها با استفاده از بعضی مزدوران شاغل در شرکت سعی در تخریب چهره فعالین و نمایندگان در بین کارگران می کردند و از انگ زدن های اخلاقی گرفته تا بحث اعتیاد را پیش می کشیدند، ولی خب بهرحال باز هم در این کار زیاد موفق نبودند،اما دریک شگرد قدیمی از مبارزات دوران قدیم به جای مانده است، در بعضی موارد سعی به نفوذ دادن بعضی پرستوهای خود در بین فعالین و نمایندگان کارگری کردند و اکثرا با نقاب به خاک هفت تپه وارد گود می شدند ولی وقتی نیت واقعی آنها آشکار شد، آنها پس زده شدند و به زباله دان تاریخ پیوستند.
اما چند روزی است که این پرستوهایی که حتی حاضرند از بدن و جسم خود برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند، نا امید از نفوذ، به صورت آشکارا در فضای مجازی اقدام به تخریب فعالین و نمایندگانی که به خاطر کارگران، خود و خانواده های آنها چندین ماه تحت شدیدترین شکنجه های روحی و فشارهای امنیتی ها بودند، می نمایند و آزادانه در فضای مجازی اقدام به فحاشی به فعالان و کارگران هفت تپه میکند تا فضا را به لحاظ روانی و تبلیغی مسموم کنند.
خانم پ... مدس زبان ف... ! توسط خیلی از کارگران و مردم منطقه شما کاملا شناسایی شدی و دستت رو شده، می دانیم در خانواده ای بزرگ شدی که ... ولی علت این همه را باید در... خودت و اتفاقاتی که در ... بر سرت گذشته است، دنبال کنی و تاوان آن را در کسانی ...که... سو استفاده ابزاری کرده اند بجویی نه در ایجاد اختلاف قومیتی بین کارگران و توهین به فعالین و نمایندگان کارگری!
این هشدار جدی است و آخرین هشدار است و در صورت تکرار، عکس و نام جنابعالی و سایر هم آخوری های شما توسط کارگران و کانال های کارگری به صورت وسیع منتشر خواهد شد تا ماهیت شما برای همه کارگران و مردم مشخص شود.
(توضیح : بخش هایی از این پیام بنا به ملاحظات اخلاقی حذف شده و به جای آن نقطه چین گذاشته شده است. اما متن اصلی و نام و مشخصات بیشتر، نزد کانال مستقل محفوظ و امانت است.)
پیام همکار- انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️ پرستوهای اطلاعاتی برای کمک به اسدبیگی ها به پرواز درآمدند!
یک سری افراد و عوامل وابسته به برخی دستگاه های امنیتی، اخیرا باز هم شروع به فعالیت کرده اند تا بین فعالین اختلاف بیندازند و یا برای برخی کارگران پاپوش سازی کنند. استاندار استان بابت رشوه خواری های ملیاردی بر سر زبان ها افتاده و دولت روحانی مستقیما شریک در اختلاس های اسدبیگی هاست و به همین خاطر برخی نهادهای اطلاعاتی دست به کار شده اند که هفت تپه را دچار بحران و اختلاف کنند.
در اعتصابات هفت تپه در سال های 97 و 98 کارفرما و نهادهای امنیتی از هیچ تلاشی برای ایجاد تفرقه بین کارگران فرو گذاری نکردند.
گاهی نمایندگان و فعالین را تهدید می کردند، تهدید به برخورد با خود و خانواده های آنها. تا بدین صورت مقاومت آنها را در هم بشکنند و گاهی نیز با تطمیع وارد می شدند و گاها مثل بعضی اعضای شورای جیرینگی در این کار موفق هم نی شدند اما در بیشتر موارد بدلیل پاکدستی نمایندگان و فعالین در این توطئه نیز ناموفق بودند.
گاها با استفاده از بعضی مزدوران شاغل در شرکت سعی در تخریب چهره فعالین و نمایندگان در بین کارگران می کردند و از انگ زدن های اخلاقی گرفته تا بحث اعتیاد را پیش می کشیدند، ولی خب بهرحال باز هم در این کار زیاد موفق نبودند،اما دریک شگرد قدیمی از مبارزات دوران قدیم به جای مانده است، در بعضی موارد سعی به نفوذ دادن بعضی پرستوهای خود در بین فعالین و نمایندگان کارگری کردند و اکثرا با نقاب به خاک هفت تپه وارد گود می شدند ولی وقتی نیت واقعی آنها آشکار شد، آنها پس زده شدند و به زباله دان تاریخ پیوستند.
اما چند روزی است که این پرستوهایی که حتی حاضرند از بدن و جسم خود برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند، نا امید از نفوذ، به صورت آشکارا در فضای مجازی اقدام به تخریب فعالین و نمایندگانی که به خاطر کارگران، خود و خانواده های آنها چندین ماه تحت شدیدترین شکنجه های روحی و فشارهای امنیتی ها بودند، می نمایند و آزادانه در فضای مجازی اقدام به فحاشی به فعالان و کارگران هفت تپه میکند تا فضا را به لحاظ روانی و تبلیغی مسموم کنند.
خانم پ... مدس زبان ف... ! توسط خیلی از کارگران و مردم منطقه شما کاملا شناسایی شدی و دستت رو شده، می دانیم در خانواده ای بزرگ شدی که ... ولی علت این همه را باید در... خودت و اتفاقاتی که در ... بر سرت گذشته است، دنبال کنی و تاوان آن را در کسانی ...که... سو استفاده ابزاری کرده اند بجویی نه در ایجاد اختلاف قومیتی بین کارگران و توهین به فعالین و نمایندگان کارگری!
این هشدار جدی است و آخرین هشدار است و در صورت تکرار، عکس و نام جنابعالی و سایر هم آخوری های شما توسط کارگران و کانال های کارگری به صورت وسیع منتشر خواهد شد تا ماهیت شما برای همه کارگران و مردم مشخص شود.
(توضیح : بخش هایی از این پیام بنا به ملاحظات اخلاقی حذف شده و به جای آن نقطه چین گذاشته شده است. اما متن اصلی و نام و مشخصات بیشتر، نزد کانال مستقل محفوظ و امانت است.)
پیام همکار- انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️ پرستوهای اطلاعاتی برای کمک به اسدبیگی ها به پرواز درآمدند!
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
《در جلسه دادگاه 》
من دفاعیه ای از خود ندارم و نیز نمی خواهم که کسی از من دفاع کند. من با تمام وجودم به انقلاب اجتماعی تعلق دارم و در همین جا اعلام می دارم که مسئولیت تمامی اعمالم را بر عهده می گیرم. تمامی آنها را بدون کوچکترین کم و کاستی. شما مرا متهم به شرکت درقتل سران ارتش می کنید؟ در این مورد باید بگویم بلی. اگر آن روز من در مونت مارتار "Montmartre" جایی که آنها فرمان تیراندازی به سوی توده ها را صادر کردند، می بودم، یقین بدانید که لحظه ای در مورد مجازات و از پای درآورن افرادی که چنین فرمان هایی را صادر می کردند، درنگ نمی کردم.
جلسه دادگاه با فریاد «زنده باد کمون، زنده باد کمون» لوئیز میشل، بانوی سرخ کمون خاتمه یافت.
#کمون_پاریس
من دفاعیه ای از خود ندارم و نیز نمی خواهم که کسی از من دفاع کند. من با تمام وجودم به انقلاب اجتماعی تعلق دارم و در همین جا اعلام می دارم که مسئولیت تمامی اعمالم را بر عهده می گیرم. تمامی آنها را بدون کوچکترین کم و کاستی. شما مرا متهم به شرکت درقتل سران ارتش می کنید؟ در این مورد باید بگویم بلی. اگر آن روز من در مونت مارتار "Montmartre" جایی که آنها فرمان تیراندازی به سوی توده ها را صادر کردند، می بودم، یقین بدانید که لحظه ای در مورد مجازات و از پای درآورن افرادی که چنین فرمان هایی را صادر می کردند، درنگ نمی کردم.
جلسه دادگاه با فریاد «زنده باد کمون، زنده باد کمون» لوئیز میشل، بانوی سرخ کمون خاتمه یافت.
#کمون_پاریس
بهمن خاوری به اتهام ربودن رومینا دستگیر شد
-----
خبرگزاری تسنیم: بهمن خاوری خواستگار رومینا اشرفی ساعاتی پیش به اتهام آدمربایی و برخی شواهد که حاکی از نقش داشتن در عصبانیت پدر رومینا اشرفی داشت، بازداشت و تحویل مقام قضائی شد.
پیش از این برخی ادعاها به نقل از بستگان رومینا حاکی از این بود که بهمن، پس از اینکه رومینا را به خانه خواهر خود برده و بدون حضور پدر رومینا او را به عقد خود درآورد، تصاویری از خودش و رومینا در فضای مجازی منتشر کرد و پیامهایی به پدر رومینا فرستاد و به او گفت که رومینا حالا همسر من است. همین موضوع هم باعث عصبانیت شدید پدر رومینا شد که به قتل منجر شد.
@behnima
-----
خبرگزاری تسنیم: بهمن خاوری خواستگار رومینا اشرفی ساعاتی پیش به اتهام آدمربایی و برخی شواهد که حاکی از نقش داشتن در عصبانیت پدر رومینا اشرفی داشت، بازداشت و تحویل مقام قضائی شد.
پیش از این برخی ادعاها به نقل از بستگان رومینا حاکی از این بود که بهمن، پس از اینکه رومینا را به خانه خواهر خود برده و بدون حضور پدر رومینا او را به عقد خود درآورد، تصاویری از خودش و رومینا در فضای مجازی منتشر کرد و پیامهایی به پدر رومینا فرستاد و به او گفت که رومینا حالا همسر من است. همین موضوع هم باعث عصبانیت شدید پدر رومینا شد که به قتل منجر شد.
@behnima
Forwarded from اتچ بات
✳ ۹خرداد سالگرد شورش کوی طلاب مشهد
✍امیرمسعود
در ابتدای دهه ۱۳۷۰ خورشیدی چندین شورش اجتماعی گسترده در نقاط مختلف کشور روی داد
دلیل عمده آن شورش ها سیاست های اقتصادی دولت سازندگی موسوم به طرح تعدیل اقتصادی بود .
طرح تعدیل اقتصادی ابتدا با شعارهایی نظیر برداشتن سوبسید های دولتی به ارزاق عمومی و انرژی با شعار اینکه چون این موارد در جمهوری اسلامی ارزان می باشند ، پس می بایست طی دوره ای گام به گام موارد حمایتی دولت را کم کرد و سپس به آزادسازی قیمت ها رسید ، البته شعارهایی نظیر اینکه ایران ۷۰ میلیون نفری به اندازه هندوستان حدود یک میلیارد نفری آن زمان انرژی مصرف می کرد بحث حدف سوبسیدها که بعدا به یارانه تعییر نام یافت مطرح گردید
ضمنا بحث تعدیل اقتصادی فقط در حوزه ارزاق عمومی و انرژی نبود و دولت سازندگی بنا داشت که در حوزه هایی مانند آموزش و پرورش هم سیاست فوق را اجرا کند و بخشی از هزینه های وزارت آموزش و پرورش را از طریق ایجاد مدارس غیرانتفاعی از گردن خود باز کند . به همین خاطر هاشمی در مصاحبه ای اعلام کرد که ۲۵ درصد کل بودجه کشور صرف وزارت آموزش و پرورش می گردد و ادامه آن منجر به افزایش سهم وزارت خانه فوق خواهد گردید و بدین سان مجوز برای ساخت مدارس غیر انتفاعی صادر گردید و البته سیاست کاهش میزان موالید که بعدها مورد انتقاد سران جمهوری اسلامی هم قرار گرفت در آن دولت کلید زده شد (البته به نظر نگارنده سیاست کاهش موالید سیاست با توجه به رشد حدود ۴ درصدی جمعیتی در دهه ۶۰ درستی بوده است )
اما اجرای آن طرح باعث پدیدار شدن تورم افسار گسیخته (حدود ۵۰ درصد ) در جامعه گردید که منجر به افزایش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ از جمله تهران و مشهد گشت .
شورش شهر مشهد نیز جرقه آن از منطقه حاشیه نشین موسوم به کوی طلاب آغاز گشت که مامورین شهرداری قصد تخریب تعدادی از منازل بدون مجوز ساخته شده را داشتند که منجر به درگیری مردم با مامورین شهرداری و سپس مامورین انتظامی و امنیتی گشت که منجر به تسخیر دو کلانتری در شهر مشهد و تخریب چندین اداره دولتی و بانک در مناطق مختلف شهر مشهد گردید و بنا به اطلاعاتی که بعدا منتشر گردید شش نفر نیز کشته شدند.
البته زنجیره ای از شورش هاس اجتماعی در ابتدای دهه ۱۳۷۰ در شهرهایی چون مشهد، اسلامشهر ، قزوین ، زنجان ، اراک و ... شکل گرفت که علت اصلی تمامی آنها فشار ناشی از طرح تعدیل اقتصادی در مناطق حاشیه ای شهرهای بزرگ بود .
البته باید اذعان نمود که تئوریسین های دولت سازندگی پیش بینی شورش های اجتماعی را کرده بودند و قبل از اجرای طرح تعدیل اقتصادی با ادغام سه نیروی شهربانی ، کمیته و ژاندارمری و تشکیل نیروی انتظامی امکان عکس العمل سریع و شدید را جهت برخورد با اعتراضات پیش بینی نشده را به وجود آوردند و در میانه دولت سازندگی نیز واحد یگان ویژه نیروی انتظامی که مسئول برخورد با شورش ها و اعتراضات عمومی بود به سازمان آن نیرو اضافه گشت و در پایان هم دولت سازندگی با همان ترکیب مردان اقتصادی ، اما با لفافه توسعه سیاسی به دولت اصلاحات تحویل داده شد !
@behnima
✍امیرمسعود
در ابتدای دهه ۱۳۷۰ خورشیدی چندین شورش اجتماعی گسترده در نقاط مختلف کشور روی داد
دلیل عمده آن شورش ها سیاست های اقتصادی دولت سازندگی موسوم به طرح تعدیل اقتصادی بود .
طرح تعدیل اقتصادی ابتدا با شعارهایی نظیر برداشتن سوبسید های دولتی به ارزاق عمومی و انرژی با شعار اینکه چون این موارد در جمهوری اسلامی ارزان می باشند ، پس می بایست طی دوره ای گام به گام موارد حمایتی دولت را کم کرد و سپس به آزادسازی قیمت ها رسید ، البته شعارهایی نظیر اینکه ایران ۷۰ میلیون نفری به اندازه هندوستان حدود یک میلیارد نفری آن زمان انرژی مصرف می کرد بحث حدف سوبسیدها که بعدا به یارانه تعییر نام یافت مطرح گردید
ضمنا بحث تعدیل اقتصادی فقط در حوزه ارزاق عمومی و انرژی نبود و دولت سازندگی بنا داشت که در حوزه هایی مانند آموزش و پرورش هم سیاست فوق را اجرا کند و بخشی از هزینه های وزارت آموزش و پرورش را از طریق ایجاد مدارس غیرانتفاعی از گردن خود باز کند . به همین خاطر هاشمی در مصاحبه ای اعلام کرد که ۲۵ درصد کل بودجه کشور صرف وزارت آموزش و پرورش می گردد و ادامه آن منجر به افزایش سهم وزارت خانه فوق خواهد گردید و بدین سان مجوز برای ساخت مدارس غیر انتفاعی صادر گردید و البته سیاست کاهش میزان موالید که بعدها مورد انتقاد سران جمهوری اسلامی هم قرار گرفت در آن دولت کلید زده شد (البته به نظر نگارنده سیاست کاهش موالید سیاست با توجه به رشد حدود ۴ درصدی جمعیتی در دهه ۶۰ درستی بوده است )
اما اجرای آن طرح باعث پدیدار شدن تورم افسار گسیخته (حدود ۵۰ درصد ) در جامعه گردید که منجر به افزایش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ از جمله تهران و مشهد گشت .
شورش شهر مشهد نیز جرقه آن از منطقه حاشیه نشین موسوم به کوی طلاب آغاز گشت که مامورین شهرداری قصد تخریب تعدادی از منازل بدون مجوز ساخته شده را داشتند که منجر به درگیری مردم با مامورین شهرداری و سپس مامورین انتظامی و امنیتی گشت که منجر به تسخیر دو کلانتری در شهر مشهد و تخریب چندین اداره دولتی و بانک در مناطق مختلف شهر مشهد گردید و بنا به اطلاعاتی که بعدا منتشر گردید شش نفر نیز کشته شدند.
البته زنجیره ای از شورش هاس اجتماعی در ابتدای دهه ۱۳۷۰ در شهرهایی چون مشهد، اسلامشهر ، قزوین ، زنجان ، اراک و ... شکل گرفت که علت اصلی تمامی آنها فشار ناشی از طرح تعدیل اقتصادی در مناطق حاشیه ای شهرهای بزرگ بود .
البته باید اذعان نمود که تئوریسین های دولت سازندگی پیش بینی شورش های اجتماعی را کرده بودند و قبل از اجرای طرح تعدیل اقتصادی با ادغام سه نیروی شهربانی ، کمیته و ژاندارمری و تشکیل نیروی انتظامی امکان عکس العمل سریع و شدید را جهت برخورد با اعتراضات پیش بینی نشده را به وجود آوردند و در میانه دولت سازندگی نیز واحد یگان ویژه نیروی انتظامی که مسئول برخورد با شورش ها و اعتراضات عمومی بود به سازمان آن نیرو اضافه گشت و در پایان هم دولت سازندگی با همان ترکیب مردان اقتصادی ، اما با لفافه توسعه سیاسی به دولت اصلاحات تحویل داده شد !
@behnima
مدتی پس از کشته شدن #ندا_آقاسلطان وقتی به عکس روی سنگ قبرش هم شلیک کردند
مادرش گفت: استخوانهای ندا را هم ببرند سنگ را عوض نمیکنم تا همه ببینند به قبرش هم رحم نکردند اما با یاد دخترم چه میکنند؟
دیروز سنگ قبر #پویا_بختیاری هم تخریب کردند.
حکومتی که حتی از مزار پویاها وحشت دارد.
#جمهوری_اشغالگر_اسلامی_باید_برود
@behnima
مادرش گفت: استخوانهای ندا را هم ببرند سنگ را عوض نمیکنم تا همه ببینند به قبرش هم رحم نکردند اما با یاد دخترم چه میکنند؟
دیروز سنگ قبر #پویا_بختیاری هم تخریب کردند.
حکومتی که حتی از مزار پویاها وحشت دارد.
#جمهوری_اشغالگر_اسلامی_باید_برود
@behnima
دوستان عزیز،
از شما تقاضا میکنیم که لطفا چند دقیقه از وقتتان را به این امر مهم حمایت از زندانیان سیاسی اختصاص دهید: 🛑
بیستم ژوئن روزجهانی درحمایت از زندانیان سیاسی در راه است. شما میتوانید با تلفن خود یک ویدیو کلیپ یک دقیقه ای در حمایت از زندانیان سیاسی ضبط و برای ما ارسال دارید.
این کار تنهاچند دقیقه از وقت شما را میگیرد و کمک مهمی به جلب توجه و حمایت از زندانیان سیاسی میکند .
با تشکر
@cfppi2018
از شما تقاضا میکنیم که لطفا چند دقیقه از وقتتان را به این امر مهم حمایت از زندانیان سیاسی اختصاص دهید: 🛑
بیستم ژوئن روزجهانی درحمایت از زندانیان سیاسی در راه است. شما میتوانید با تلفن خود یک ویدیو کلیپ یک دقیقه ای در حمایت از زندانیان سیاسی ضبط و برای ما ارسال دارید.
این کار تنهاچند دقیقه از وقت شما را میگیرد و کمک مهمی به جلب توجه و حمایت از زندانیان سیاسی میکند .
با تشکر
@cfppi2018
Forwarded from اتچ بات
با سلام به همه عزیزانم
از کلیه دوستان، اقوام، آزادیخواهان و دلسوختگان تقاضا دارم برای زنده نگهداشتن یاد ونام علیرضای عزیزم روز جمعه ٢٣خرداد از ساعت ١٨ الي١٩:٣٠ به بهشت زهرا تشریف بیاورند. قدمهايتان به روي چشمهايم. خاك پايتان را سرمه چشم هایم و تربت سجاده ام کنید. بهشت زهرا، قطعه ٣٢٤، رديف ٦٧، شماره ٩٩
مهناز کدخدایی سراب مادر زنده یاد علیرضا شیر محمد علی
@behnima
از کلیه دوستان، اقوام، آزادیخواهان و دلسوختگان تقاضا دارم برای زنده نگهداشتن یاد ونام علیرضای عزیزم روز جمعه ٢٣خرداد از ساعت ١٨ الي١٩:٣٠ به بهشت زهرا تشریف بیاورند. قدمهايتان به روي چشمهايم. خاك پايتان را سرمه چشم هایم و تربت سجاده ام کنید. بهشت زهرا، قطعه ٣٢٤، رديف ٦٧، شماره ٩٩
مهناز کدخدایی سراب مادر زنده یاد علیرضا شیر محمد علی
@behnima
Forwarded from اتچ بات
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شلیک نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی به سمت کولبران، در گردنە ژالانە مریوان در حضور چشم صدھا نفر از مردمان.
کولبرانی که برای تامین معاش، ناچار به انجام دادن کاری که سلامتی و جانشان را به خطر میاندازد، شدهاند.
🔴🔴پیش بسوی اعتراضات سراسری!
@behnima
کولبرانی که برای تامین معاش، ناچار به انجام دادن کاری که سلامتی و جانشان را به خطر میاندازد، شدهاند.
🔴🔴پیش بسوی اعتراضات سراسری!
@behnima
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
«وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تاسف از کشتهشدن جرج فلوید،مرد سیاهپوست غیرمسلح به دست پلیس ایالت مینهسوتا، از مقامات آمریکا خواست عدالت را در اینگونه قتلها اجرا کنند و افزود:صدای معترضان باید شنیده شود.سرکوب آمریکاییهای رنجدیده و محدودیت رسانهها باید سریعا متوقف شود»
.
شاید بهترین پاسخ به مقامات جمهوری اسلامی، استفاده از طنز است که سینا ولیالله به خوبی در توییتش استفاده کرده است.
#وقاحت #جمهوری_اسلامی #آبان۹۸ #اعتراضات_سراسری
@behnima
.
شاید بهترین پاسخ به مقامات جمهوری اسلامی، استفاده از طنز است که سینا ولیالله به خوبی در توییتش استفاده کرده است.
#وقاحت #جمهوری_اسلامی #آبان۹۸ #اعتراضات_سراسری
@behnima
🔴یک معلم بازنشسته بدلیل فقر خود را حلق آویز کرد
این معلم به ستوه آمده که نامش حسین گوهر شناس است در بلوار برج واقع در بوشهر خود را حلقه آویز کرد و جان سپرد
وضعیت فرهنگیان بازنشسته بسیار اسفبار است
@behnima
این معلم به ستوه آمده که نامش حسین گوهر شناس است در بلوار برج واقع در بوشهر خود را حلقه آویز کرد و جان سپرد
وضعیت فرهنگیان بازنشسته بسیار اسفبار است
@behnima
تفهیم اتهام نادر فتوره چی در دادسرای اوین و آزادی با تودیع قرار
روز شنبه ۱۰ خردادماه ۱۳۹۹ نادر فتوره چی نویسنده مترجم و روزنامهنگار با حضور در دادسرای اوین در خصوص پرونده ای که اخیر برای وی گشوده شده است پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد.
اتهام نادر فتوره چی در این جلسه بازپرسی تشویش اذهان عمومی عنوان شده است. نادر فتوره چی در جریان این جلسه اتهام مطروحه علیه خود را رد کرد. پس از پایان این جلسه پرونده برای تعیین شعبه و زمان رسیدگی به دادگاه ارجاع شد. نادر فتوره چی پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت به دلیل فعالیتهای رسانهای را دارد.
#کرونا_زندان
#شورش_زندان
#جان_زندانیان_در_خطر_است
#حمایت_سراسری_از_زندانیان
#تعطیلی_اداره_کارخانه_سربازخانه_زندان
#اعتراضات_سراسری
روز شنبه ۱۰ خردادماه ۱۳۹۹ نادر فتوره چی نویسنده مترجم و روزنامهنگار با حضور در دادسرای اوین در خصوص پرونده ای که اخیر برای وی گشوده شده است پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد.
اتهام نادر فتوره چی در این جلسه بازپرسی تشویش اذهان عمومی عنوان شده است. نادر فتوره چی در جریان این جلسه اتهام مطروحه علیه خود را رد کرد. پس از پایان این جلسه پرونده برای تعیین شعبه و زمان رسیدگی به دادگاه ارجاع شد. نادر فتوره چی پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت به دلیل فعالیتهای رسانهای را دارد.
#کرونا_زندان
#شورش_زندان
#جان_زندانیان_در_خطر_است
#حمایت_سراسری_از_زندانیان
#تعطیلی_اداره_کارخانه_سربازخانه_زندان
#اعتراضات_سراسری
Forwarded from اتچ بات
یه زمانی، بخش کارکن جامعه، برده نام داشت؛ نامی با بار حقوقی و عرفیِ معنیدار.
جان برده، قانونا، مال بردهدار بود.
بردهدار، به غیر از وسایل کار و محصولات کار، نیروی کار، یعنی خود بردگان را هم، تحت مالکیت گرفته بود و عرف آن زمان، این را پذیرفته بود چون این، یک امرِ بدیهی پنداشته میشد.
خود برده قبول داشت که اختیار جانش قاعدتا باید مال صاحب باشد؛ اما استثناهایی هم بودند که این قانون و عرف را شکستند.
سرانجام، جان برده آزاد شد و بنابراین، نامش به رعیت تغییر یافت.
جان رعایا مال خودشان بود؛ به این معنی که فئودال نمیتوانست آنان را بدون دلیلِ "موجه" بکشد! اما نیروی کارشان، همچنان مال خودشان نبود.
رعایا نمیتوانستند اعتصاب کنند و اون موقع اصلا مفهوم اعتصاب نمیتونسته به ذهن کسی خطور کنه.
مفهوم اعتصاب نمیتونست تو مخیله کسی بگنجه چون نیروی کار، آزاد نبود.
حالا بخش کارکن جامعه – کارگر، کارمند، تکنسین، متخصص – هم نیروی کارش آزاده هم جانش؛ اما هنوز وسایل کار، منابع طبیعی، تکنولوژی تولید و امکانات اقتصادی، تحت مالکیت بخش کارکشِ جامعه قرار داره.
حداقل دستمزد و حقوق، ماهی یک میلیون و هشتصده، ولی ارزشی که کار به سرمایه اضافه میکنه، چند برابرِ این مقداره.
این یعنی استثمارِ انسان توسط انسان.
استثمار انسانِ ندار توسط انسانِ دارا.
این، شالودهی ساختار اقتصادیِ سیستم موجود و فرهنگ حاکم است.
وقتی نان و آب ما، در چارچوب این روابط، تولید، توزیع، مصرف و استفاده میشود؛ در نتیجه، قابل پیشبینی است که کسی خود را برتر از دیگران بداند.
مسلما توانایی و استعداد آدمها و سختی و راحتی کارها، مشابه و مساوی نیست؛ ولی حقوق انسانی ما، برابر است.
مالک وسایل کار، بر مبنای سود و انباشت، نه نیاز و فایده، تصمیم میگیرد چه چیز تولید شود، چقدر، چطور، کی، کجا و توسط چه کسانی.
وقتی اکثریت انسانها کار میکنند ولی حق دخالت در پروسهی تولید ندارند؛ آنوقت هر کسی که ذهن دگرآزار دارد، قاعدتا، همین الگو را تسری میدهد به سایر روابط، مثل خانواده.
مثل پدری که این امتیاز را برای خودش قائل است که بتواند دخترش را بکشد.
پدر، امتیاز یا حق ویژه دارد چون احساس میکند مالک دخترش است و دخترش "ناموس" اوست؛ همانطور که کارکش احساس میکند حق دارد در مورد کل پروسهی کار، یکطرفه، تصمیم بگیرد چون مالک وسایل کار است و کارکنان، استخدام شدگان او هستند.
فرهنگ و اقتصاد دو روی یک سکهاند و به نظر من، هر دو با هم باید تغییر کنند.
طبق آمار رسمی ۲۰ درصد قتلها، ناموسی است.
هیچکس "ناموس" کسی نیست و اقتصاد درست، منجر به تقسیم رفاه میگردد نه تعمیق فقر.
برسلانی
@behnima
جان برده، قانونا، مال بردهدار بود.
بردهدار، به غیر از وسایل کار و محصولات کار، نیروی کار، یعنی خود بردگان را هم، تحت مالکیت گرفته بود و عرف آن زمان، این را پذیرفته بود چون این، یک امرِ بدیهی پنداشته میشد.
خود برده قبول داشت که اختیار جانش قاعدتا باید مال صاحب باشد؛ اما استثناهایی هم بودند که این قانون و عرف را شکستند.
سرانجام، جان برده آزاد شد و بنابراین، نامش به رعیت تغییر یافت.
جان رعایا مال خودشان بود؛ به این معنی که فئودال نمیتوانست آنان را بدون دلیلِ "موجه" بکشد! اما نیروی کارشان، همچنان مال خودشان نبود.
رعایا نمیتوانستند اعتصاب کنند و اون موقع اصلا مفهوم اعتصاب نمیتونسته به ذهن کسی خطور کنه.
مفهوم اعتصاب نمیتونست تو مخیله کسی بگنجه چون نیروی کار، آزاد نبود.
حالا بخش کارکن جامعه – کارگر، کارمند، تکنسین، متخصص – هم نیروی کارش آزاده هم جانش؛ اما هنوز وسایل کار، منابع طبیعی، تکنولوژی تولید و امکانات اقتصادی، تحت مالکیت بخش کارکشِ جامعه قرار داره.
حداقل دستمزد و حقوق، ماهی یک میلیون و هشتصده، ولی ارزشی که کار به سرمایه اضافه میکنه، چند برابرِ این مقداره.
این یعنی استثمارِ انسان توسط انسان.
استثمار انسانِ ندار توسط انسانِ دارا.
این، شالودهی ساختار اقتصادیِ سیستم موجود و فرهنگ حاکم است.
وقتی نان و آب ما، در چارچوب این روابط، تولید، توزیع، مصرف و استفاده میشود؛ در نتیجه، قابل پیشبینی است که کسی خود را برتر از دیگران بداند.
مسلما توانایی و استعداد آدمها و سختی و راحتی کارها، مشابه و مساوی نیست؛ ولی حقوق انسانی ما، برابر است.
مالک وسایل کار، بر مبنای سود و انباشت، نه نیاز و فایده، تصمیم میگیرد چه چیز تولید شود، چقدر، چطور، کی، کجا و توسط چه کسانی.
وقتی اکثریت انسانها کار میکنند ولی حق دخالت در پروسهی تولید ندارند؛ آنوقت هر کسی که ذهن دگرآزار دارد، قاعدتا، همین الگو را تسری میدهد به سایر روابط، مثل خانواده.
مثل پدری که این امتیاز را برای خودش قائل است که بتواند دخترش را بکشد.
پدر، امتیاز یا حق ویژه دارد چون احساس میکند مالک دخترش است و دخترش "ناموس" اوست؛ همانطور که کارکش احساس میکند حق دارد در مورد کل پروسهی کار، یکطرفه، تصمیم بگیرد چون مالک وسایل کار است و کارکنان، استخدام شدگان او هستند.
فرهنگ و اقتصاد دو روی یک سکهاند و به نظر من، هر دو با هم باید تغییر کنند.
طبق آمار رسمی ۲۰ درصد قتلها، ناموسی است.
هیچکس "ناموس" کسی نیست و اقتصاد درست، منجر به تقسیم رفاه میگردد نه تعمیق فقر.
برسلانی
@behnima
Forwarded from اتچ بات
فعال مدنی #سعید_اقبالی، جهت اجرای حکم حبس بازداشت شد...
امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۹، "سعید اقبالی" فعال مدنی، پس از مراجعه به دادسرای امنیت تهران جهت اجرای حکم ۵ سال حبس تعزیری خود بازداشت و به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد.
فعال مدنی، سعید اقبالی، پس از دریافت ابلاغیه ای که چندی پیش از سوی شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت و توسط "محمد مهدی براعه" برای او ارسال شده بود، امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ۹۹ پس از مراجعه به دادسرا برای اجرای حکم ۵ سال زندان، بازداشت به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد.
۲۴ اسفند ماه ۹۸ سعید اقبالی، در شعبه ۳۶ بیدادگاه تجدید نظر تهران از بابت اتهامات "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و فعالیت تبلیغی علیه رژیم"، به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام اجتماع و تبانی به اتهام "قصد اقدام علیه امنیت کشور" برای این فعال مدنی اجرائی خواهد بود.
@behnima
امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۹، "سعید اقبالی" فعال مدنی، پس از مراجعه به دادسرای امنیت تهران جهت اجرای حکم ۵ سال حبس تعزیری خود بازداشت و به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد.
فعال مدنی، سعید اقبالی، پس از دریافت ابلاغیه ای که چندی پیش از سوی شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت و توسط "محمد مهدی براعه" برای او ارسال شده بود، امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ۹۹ پس از مراجعه به دادسرا برای اجرای حکم ۵ سال زندان، بازداشت به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد.
۲۴ اسفند ماه ۹۸ سعید اقبالی، در شعبه ۳۶ بیدادگاه تجدید نظر تهران از بابت اتهامات "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور" و فعالیت تبلیغی علیه رژیم"، به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام اجتماع و تبانی به اتهام "قصد اقدام علیه امنیت کشور" برای این فعال مدنی اجرائی خواهد بود.
@behnima
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
آتشسوزی در جنگلها، مراتع و مناطق حفاظتشده زاگرس در جنوب و غرب ایران ادامه دارد و فعالان محیط زیست و شماری از مقامهای محلی نسبت به نابودی گسترده این مناطق هشدار دادهاند.
بنابر گزارشها، با وجود حریقهای پراکنده در مناطق متعدد سه استان، اصلیترین آتشسوزیها در «خائیز» استان کهگیلویه و بویراحمد و «کوه سیاه» در استان بوشهر است.
@behnima
بنابر گزارشها، با وجود حریقهای پراکنده در مناطق متعدد سه استان، اصلیترین آتشسوزیها در «خائیز» استان کهگیلویه و بویراحمد و «کوه سیاه» در استان بوشهر است.
@behnima