گزارش تحلیلی ـ آماری نقض حقوق پیروان ادیان ـ مرداد ۱۴۰۴
در مردادماه ۱۴۰۴، پیروان آیین بهایی در ایران همچنان با فشارهای گسترده و سیستماتیک مواجه بودهاند. این فشارها شامل بازداشت، تفتیش منازل، توقیف اموال، بلاتکلیفی در بازداشتگاهها، صدور احکام سنگین زندان و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی بوده است.
بازداشت و تفتیش: شماری از بهاییان در شهرهای مختلف ازجمله شیراز، گرگان، قائمشهر، جویبار، کرمان و اصفهان بازداشت یا منازل و محل کسبشان تفتیش و اموالشان توقیف شد.
حبس و بلاتکلیفی: تعدادی از بازداشتشدگان برای مدتی طولانی بدون تفهیم اتهام مشخص یا دسترسی به حقوق اولیه در زندان نگهداری شدند. برخی پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.
احکام قضایی: دادگاهها در چند پرونده، بدون رعایت دادرسی عادلانه، اقدام به مصادره اموال بهاییان یا صدور احکام سنگین زندان کردند. در استان همدان، شش بهایی به حبس تعزیری بین ۶ تا ۷ سال و محرومیت از خروج از کشور محکوم شدند.
اجرای احکام: برخی از بهاییان برای اجرای احکام تبعید یا حبس به زندان اعزام شدند. در مواردی نیز محکومان با پابند الکترونیکی دوران محکومیت را آغاز کردند.
محدودیتهای اقتصادی: علاوه بر فشارهای قضایی و امنیتی، منازل و محلهای کسب بهاییان در اصفهان و دیگر شهرها پلمب یا مورد تفتیش قرار گرفت.
این روند نشان میدهد که سرکوب بهاییان در مرداد ۱۴۰۴ ابعاد گستردهتری یافته و همچنان بخش مهمی از سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد.
منبع حقوق بشر ایران
https://t.me/behnima/66549
در مردادماه ۱۴۰۴، پیروان آیین بهایی در ایران همچنان با فشارهای گسترده و سیستماتیک مواجه بودهاند. این فشارها شامل بازداشت، تفتیش منازل، توقیف اموال، بلاتکلیفی در بازداشتگاهها، صدور احکام سنگین زندان و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی بوده است.
بازداشت و تفتیش: شماری از بهاییان در شهرهای مختلف ازجمله شیراز، گرگان، قائمشهر، جویبار، کرمان و اصفهان بازداشت یا منازل و محل کسبشان تفتیش و اموالشان توقیف شد.
حبس و بلاتکلیفی: تعدادی از بازداشتشدگان برای مدتی طولانی بدون تفهیم اتهام مشخص یا دسترسی به حقوق اولیه در زندان نگهداری شدند. برخی پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.
احکام قضایی: دادگاهها در چند پرونده، بدون رعایت دادرسی عادلانه، اقدام به مصادره اموال بهاییان یا صدور احکام سنگین زندان کردند. در استان همدان، شش بهایی به حبس تعزیری بین ۶ تا ۷ سال و محرومیت از خروج از کشور محکوم شدند.
اجرای احکام: برخی از بهاییان برای اجرای احکام تبعید یا حبس به زندان اعزام شدند. در مواردی نیز محکومان با پابند الکترونیکی دوران محکومیت را آغاز کردند.
محدودیتهای اقتصادی: علاوه بر فشارهای قضایی و امنیتی، منازل و محلهای کسب بهاییان در اصفهان و دیگر شهرها پلمب یا مورد تفتیش قرار گرفت.
این روند نشان میدهد که سرکوب بهاییان در مرداد ۱۴۰۴ ابعاد گستردهتری یافته و همچنان بخش مهمی از سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد.
منبع حقوق بشر ایران
https://t.me/behnima/66549
💠#بیانیه
🔴 بیانیه کانون صنفی معلمان در محکومیت تأیید حکم اعدام #شریفه_محمدی
در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنبش ژینا/مهسا، صدور و اجرای احکام اعدام برای فعالان سیاسی و مدنی با شتابی فزاینده همراه بوده است؛ روندی که یادآور روزگار سیاه دههی شصت در حافظهی جمعی مردم ایران است. این موج سرکوب، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه اخیر، شدت بیشتری یافته و شاهد افزایش صدور فلهای احکام اعدام و اجرای آنها علیه زندانیان سیاسی و امنیتی بودهایم.
بر اساس گزارش نهادهای مستقل حقوق بشری، هماکنون دستکم ۵۶ زندانی سیاسی و امنیتی در زندانهای ایران با احکام اعدام مواجهاند و در انتظار اجرای حکم بهسر میبرند. در تازهترین مورد، حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری، توسط دیوان عالی کشور تأیید شده است؛ حکمی که نه تنها با معیارهای عدالت و حقوق بشر مغایرت دارد، بلکه حتی بر پایهی قوانین جزایی خود جمهوری اسلامی نیز غیرقابل توجیه است. این در حالی است که پیشتر همین حکم به دلیل نقصهای متعدد از سوی دیوان عالی نقض شده بود.
همچنین دو زن زندانی سیاسی دیگر، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، با خطر جدی اجرای احکام ناعادلانهی اعدام روبهرو هستند.
روشن است که حاکمیت، در مواجهه با بحرانهای عمیق ناشی از ناکارآمدی و فساد ساختاری چهار دههی گذشته، میکوشد با توسل به خشونت و احکام ظالمانه، پاسخی سرکوبگرانه و نابخردانه به مطالبات جامعه بدهد. اما تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی نهتنها مانع خیزش آزادیخواهی و عدالتطلبی مردم ایران نشده، بلکه همواره به گسترش اعتراضات اجتماعی انجامیده است.
کانون صنفی معلمان بهعنوان یک نهاد صنفی و مدنی، بار دیگر بر این مطالبات اصولی و انسانی تأکید میکنیم :
۱. لغو مجازات اعدام در کلیت آن، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، ضرورتی فوری است؛ چراکه این مجازات غیرانسانی در هیچ تجربهای بازدارنده نبوده و برعکس بر چرخهی خشونت در جامعه افزوده است.
۲. آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، نخستین گام ضروری برای خروج کشور از بحرانهای موجود است.
۳ .کانون صنفی معلمان بهطور مشخص خواستار لغو احکام اعدام سه زن زندانی سیاسی شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و آزادی هرچه سریعتر آنان است.
ما بر این باوریم که صدای اعتراض فرهنگیان، پژواکی است از وجدان بیدار جامعه که در برابر ظلم و ناعدالتی سکوت نخواهد کرد.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_و_عقیدتی
#شریفه_محمدی
#پخشان_عزیزی
#وریشه_مرادی
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۱۴۰۴/۶/۱
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66550
🔴 بیانیه کانون صنفی معلمان در محکومیت تأیید حکم اعدام #شریفه_محمدی
در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنبش ژینا/مهسا، صدور و اجرای احکام اعدام برای فعالان سیاسی و مدنی با شتابی فزاینده همراه بوده است؛ روندی که یادآور روزگار سیاه دههی شصت در حافظهی جمعی مردم ایران است. این موج سرکوب، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه اخیر، شدت بیشتری یافته و شاهد افزایش صدور فلهای احکام اعدام و اجرای آنها علیه زندانیان سیاسی و امنیتی بودهایم.
بر اساس گزارش نهادهای مستقل حقوق بشری، هماکنون دستکم ۵۶ زندانی سیاسی و امنیتی در زندانهای ایران با احکام اعدام مواجهاند و در انتظار اجرای حکم بهسر میبرند. در تازهترین مورد، حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری، توسط دیوان عالی کشور تأیید شده است؛ حکمی که نه تنها با معیارهای عدالت و حقوق بشر مغایرت دارد، بلکه حتی بر پایهی قوانین جزایی خود جمهوری اسلامی نیز غیرقابل توجیه است. این در حالی است که پیشتر همین حکم به دلیل نقصهای متعدد از سوی دیوان عالی نقض شده بود.
همچنین دو زن زندانی سیاسی دیگر، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، با خطر جدی اجرای احکام ناعادلانهی اعدام روبهرو هستند.
روشن است که حاکمیت، در مواجهه با بحرانهای عمیق ناشی از ناکارآمدی و فساد ساختاری چهار دههی گذشته، میکوشد با توسل به خشونت و احکام ظالمانه، پاسخی سرکوبگرانه و نابخردانه به مطالبات جامعه بدهد. اما تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی نهتنها مانع خیزش آزادیخواهی و عدالتطلبی مردم ایران نشده، بلکه همواره به گسترش اعتراضات اجتماعی انجامیده است.
کانون صنفی معلمان بهعنوان یک نهاد صنفی و مدنی، بار دیگر بر این مطالبات اصولی و انسانی تأکید میکنیم :
۱. لغو مجازات اعدام در کلیت آن، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، ضرورتی فوری است؛ چراکه این مجازات غیرانسانی در هیچ تجربهای بازدارنده نبوده و برعکس بر چرخهی خشونت در جامعه افزوده است.
۲. آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، نخستین گام ضروری برای خروج کشور از بحرانهای موجود است.
۳ .کانون صنفی معلمان بهطور مشخص خواستار لغو احکام اعدام سه زن زندانی سیاسی شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و آزادی هرچه سریعتر آنان است.
ما بر این باوریم که صدای اعتراض فرهنگیان، پژواکی است از وجدان بیدار جامعه که در برابر ظلم و ناعدالتی سکوت نخواهد کرد.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_و_عقیدتی
#شریفه_محمدی
#پخشان_عزیزی
#وریشه_مرادی
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۱۴۰۴/۶/۱
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66550
بگذاريد انقلاب راه خود را برود !
هركسى گوشه چشمى به جامعه شناسى و تاريخ دارد، بخوبى مى داند كه جامعه يكدست نيست و از طيف ها و طبقات مختلف و متضاد از منظر منافع طبقاتى تشكيل شده و هر طبقه و طيفى بار منافع طبقاتى خويش را بدوش مى كشد.
جامعه ايران نيز از اين قاعده جامعه شناختى مستثنى نيست و طبعا جامعه اى طبقاتيست.
رژيم جمهورى اسلامى يك رژيم بورژوايى و مدافع منافع سرمايه است، و قابل پنهان كردن نيست كه انقلاب را بخاطر بورژوازى به خون كشيد ، و در فاصله اى كوتاه دست به چنان سركوب وحشيانه اى زد كه نسل كشى هاى قبل از او فقط يك خاطره شد.
اما شعارها در كف خيابان ماند تا دوباره جنبش جان بگيرد وپرچم خواسته ها در صف اعتراضات و اعتصابات جا بگيرد.
و اكنون جنبشى پا گرفته و ادامه دارد كه بخاطر حضور گرسنگان ، زحمتكشان و كارگران ، جنبش پا برهنگان نامگذارى شده است . شعارها ،توقعات و خواسته ها روز به روز با اعتراضات و اعتصابات سراسرى كارگران و ستمديدگان به شعارهاى ملموس نان و رفاه و آزادى و بعلاوه آب ، برق زندگی تبدیل شده است . شعارهايى كه بر بستر بحران اقتصادى و فلاكت و بدبختى و سركوب بى رحمانه مليونها كارگر زحمتكش ، بر بستر تحقير نصف جمعيت جامعه ، يعنى زنان، بر بستر زندان و شكنجه و تجاوز و اعدام شكل گرفته است.
شعارهايى كه تحقق آنها ، همه در گرو بیتخفیف سرنگونی جمهورى اسلامى كه ديريست به يك شعار و خواست عمومى تبديل شده مى باشد.
هر جريان و سازمان و حزب سياسى كه بخواهد در چنين شرايطى تاكتيك ديگرى را روى ميز بگذارد ، خواسته يا نا خواسته ، دلشوره رفتن رژيم سرمايه را دارد، به تصورات واهى دامن مى زند ، ذهن جنبش را نسبت به رفاه و رهايى آشفته مى كند، جلو برچيده شدن نظام را مى گيرد.
هیچ رفراندم و اصلاحاتی از بالای سر مردم که بهقول پیشنهاد دهندگان «جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار دارد» و «بلاتکلیفی و تعلیق در بسیاری از زمینهها یکهتازی میکند» پاسخ نیازهای عمیق و خواستههای بنیادی مردم نیست و نمیتواند باشد و این پیشنهادات بناچار روی کاغذ میماند . چرا که مردم دارند خیابان را از آنِ ِ خود میکنند
واگر تصور اين است كه به اصطلاح از خشونت و خون ريزى جلو گيرى شود.
اول اينكه خشم مردم حكايت از خشونت و سركوب و خون ريزى بى حد و بى شرم آنها دارد. تا مگر با سرنگونى آنها از اين جراحت و خون كاسته شود.
دوم اينكه : هيچ انسان شريفى طالب خشونت و خون ريزى نيست، اگر جمهورى اسلامى كه روزانه شعار سرنگونى خود را در فرياد مردم به جان آمده مى شنود، بگويد كه مى رود و اداره جامعه را به مردم مى سپارد. همه استقبال مى كنند و خونى نيز از دماغ كسى جارى نميشود.
اما اين واقعيت ندارد، اين يك آرزو و شبيه يك روياست.
رژيمى كه آنچنان كارنامه سياه و ننگينى دارد ، اينكاره نيست.وبا ريش گرو گذاشتن نمى رود و به رحم نمى آيد.
هيچ آلترناتيوى پس از اينهمه تجربه جهنمى و طولانى در سركوب و قساوت و كشتار و نسل كشى جز سرنگونى جمهورى اسلامى براى رسيدن به رفاه و عدالت اجتماعى وآزادى و برابرى، نان و صلح و آرامش، خنده و افتخار و آرامش ودر يك كلام انسانيت و سوسياليسم آينده اى ندارد مردم در موقعيت مناسبى براى برچيدن نظام قرار دارند . و همانطور که گفتیم رفراندم پاسخ نيازهاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه ايران در شرايط كنونى نيست. بورژوازى تاكتيكى سامان داده تا راه خروج از بحران را هموار كرده ، تاوقت خريده خود را منسجم كرده وجنبش را به عقب رانده و حتی به خاك و خون كشد .
مردم نه جنگ و نه جمهوری اسلامی را میخواهد.
بگذاريد انقلاب راه خود را برود.
(هاشم فاضلى )
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66551
هركسى گوشه چشمى به جامعه شناسى و تاريخ دارد، بخوبى مى داند كه جامعه يكدست نيست و از طيف ها و طبقات مختلف و متضاد از منظر منافع طبقاتى تشكيل شده و هر طبقه و طيفى بار منافع طبقاتى خويش را بدوش مى كشد.
جامعه ايران نيز از اين قاعده جامعه شناختى مستثنى نيست و طبعا جامعه اى طبقاتيست.
رژيم جمهورى اسلامى يك رژيم بورژوايى و مدافع منافع سرمايه است، و قابل پنهان كردن نيست كه انقلاب را بخاطر بورژوازى به خون كشيد ، و در فاصله اى كوتاه دست به چنان سركوب وحشيانه اى زد كه نسل كشى هاى قبل از او فقط يك خاطره شد.
اما شعارها در كف خيابان ماند تا دوباره جنبش جان بگيرد وپرچم خواسته ها در صف اعتراضات و اعتصابات جا بگيرد.
و اكنون جنبشى پا گرفته و ادامه دارد كه بخاطر حضور گرسنگان ، زحمتكشان و كارگران ، جنبش پا برهنگان نامگذارى شده است . شعارها ،توقعات و خواسته ها روز به روز با اعتراضات و اعتصابات سراسرى كارگران و ستمديدگان به شعارهاى ملموس نان و رفاه و آزادى و بعلاوه آب ، برق زندگی تبدیل شده است . شعارهايى كه بر بستر بحران اقتصادى و فلاكت و بدبختى و سركوب بى رحمانه مليونها كارگر زحمتكش ، بر بستر تحقير نصف جمعيت جامعه ، يعنى زنان، بر بستر زندان و شكنجه و تجاوز و اعدام شكل گرفته است.
شعارهايى كه تحقق آنها ، همه در گرو بیتخفیف سرنگونی جمهورى اسلامى كه ديريست به يك شعار و خواست عمومى تبديل شده مى باشد.
هر جريان و سازمان و حزب سياسى كه بخواهد در چنين شرايطى تاكتيك ديگرى را روى ميز بگذارد ، خواسته يا نا خواسته ، دلشوره رفتن رژيم سرمايه را دارد، به تصورات واهى دامن مى زند ، ذهن جنبش را نسبت به رفاه و رهايى آشفته مى كند، جلو برچيده شدن نظام را مى گيرد.
هیچ رفراندم و اصلاحاتی از بالای سر مردم که بهقول پیشنهاد دهندگان «جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار دارد» و «بلاتکلیفی و تعلیق در بسیاری از زمینهها یکهتازی میکند» پاسخ نیازهای عمیق و خواستههای بنیادی مردم نیست و نمیتواند باشد و این پیشنهادات بناچار روی کاغذ میماند . چرا که مردم دارند خیابان را از آنِ ِ خود میکنند
واگر تصور اين است كه به اصطلاح از خشونت و خون ريزى جلو گيرى شود.
اول اينكه خشم مردم حكايت از خشونت و سركوب و خون ريزى بى حد و بى شرم آنها دارد. تا مگر با سرنگونى آنها از اين جراحت و خون كاسته شود.
دوم اينكه : هيچ انسان شريفى طالب خشونت و خون ريزى نيست، اگر جمهورى اسلامى كه روزانه شعار سرنگونى خود را در فرياد مردم به جان آمده مى شنود، بگويد كه مى رود و اداره جامعه را به مردم مى سپارد. همه استقبال مى كنند و خونى نيز از دماغ كسى جارى نميشود.
اما اين واقعيت ندارد، اين يك آرزو و شبيه يك روياست.
رژيمى كه آنچنان كارنامه سياه و ننگينى دارد ، اينكاره نيست.وبا ريش گرو گذاشتن نمى رود و به رحم نمى آيد.
هيچ آلترناتيوى پس از اينهمه تجربه جهنمى و طولانى در سركوب و قساوت و كشتار و نسل كشى جز سرنگونى جمهورى اسلامى براى رسيدن به رفاه و عدالت اجتماعى وآزادى و برابرى، نان و صلح و آرامش، خنده و افتخار و آرامش ودر يك كلام انسانيت و سوسياليسم آينده اى ندارد مردم در موقعيت مناسبى براى برچيدن نظام قرار دارند . و همانطور که گفتیم رفراندم پاسخ نيازهاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه ايران در شرايط كنونى نيست. بورژوازى تاكتيكى سامان داده تا راه خروج از بحران را هموار كرده ، تاوقت خريده خود را منسجم كرده وجنبش را به عقب رانده و حتی به خاك و خون كشد .
مردم نه جنگ و نه جمهوری اسلامی را میخواهد.
بگذاريد انقلاب راه خود را برود.
(هاشم فاضلى )
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66551
👍1
بازنشستگان و جنبش ژینا
✍ اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)
شهریور ماه آمد؛ ماهی که بر تارک آن مُهر جنبش ژینا خورده است و در تاریخ کشور ما همواره شهریور ماه تداعی بخش این جنبش خواهد بود!
مهسا (ژینا) امینی دختر۲۱ ساله در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، پس از دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران، در اثر ضربات مأموران گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی دچار شکستگی جمجمه و مرگ مغزی شد. مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بر اثر شدت جراحات ناشی از ضربات وارده، در بیمارستان درگذشت. درگذشت او، موجب بروز واکنشها و اعتراضات گستردهای در نقاط مختلف ایران شد.
مرگ مهسا جرقه ای شد که تمامی زحمتکشان در سراسر کشور به خیابانها آمدند؛ از پُر رنگترین خطوط قرمز رد شدند و نفرت خود را از حکومت نشان دادند. تنها عامل نجات دهنده حکومت؛ فقدان یک خط مشی سیاسی برانداز بود که این توده گرسنه به آن اعتماد کرده و حول آن جمع شوند. همین فقدان؛ زمینه سرکوب جنبش را فراهم کرد. در کنار تمامی شعارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که نشان دهنده فقر و فلاکت مردم زحمتکش بود، این جنبش از همان ابتدا با یک دهن کجیِ گنده به حکومت یعنی نفرت معترضین از "حجاب اجباری" شکل گرفت. چه بسیار از زنان و دخترانی که با چادر و روسری و حفظ حجاب خود همپای دیگر دختران و زنانِ بدون چادر و روسری در کوچه و خیابان علیه "حجاب اجباری" فریاد زدند و نشان دادند که حجاب امری نسبی و شخصی میباشد.
هر چند جنبش ژینا مانند آتشی زیر خاکستر سرکوب شد ولی زنان و دختران و جوانان، پیروزی خود در بدست آوردن لغو "حجاب اجباری" را هر روز شجاعانه به نمایش گذاشته و میگذارند. حکومت که بارها و بارها با طرح های مختلف تلاش نموده این سنگرِ از دست داده را مجددا تسخیر نماید؛ حال بدنبال یک راه حل آبرومندانه برای پذیرش این شکست میباشد؛ هر چند هنوزم که هنوز است بعضی از مسئولین قشری حکومت از ته چاه ارتجاع این حجاب اجباری را زوزه میکشند. رقص دختران جسور در خیابانها آخرین میخی بود که بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیده شد. اگر این دختران جسور با رقص خود آخرین میخ را بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیدند، دختران جسور دیگری بدون "حجاب اجباری" در صف عزاداری؛ زنجیر زنان، ظلم مضاعف و اجحافی که چندین سال بر آنها روا داشته شده بود را بر روی این تابوت استفراغ کردند.
همسویی جنبش بازنشستگان با جنبش مهسا علاوه بر تمامی نارضایتی ها آنجا بیشتر خود را نشان میدهد که هر دو جنبش بطور مشخص در مبارزه علیه تبعیض و ظلم مردسالارانه همصدا بوده اند. اگر چه این تبعیض و ظلمِ حکومت در آیتم های پرداختی در فیش حقوقی زنانِ بازنشسته کاملا مشهود است؛ اما این زنان خواهان آزادی های اجتماعی و سیاسی نیز میباشند؛ از همین جهت؛ لغو این تبعیض ها همیشه در دستور کار مطالبه گران بازنشسته بوده است که مسلماً شیوه مطالبه گری برای این خواسته ها نه گفتار درمانی بلکه همچون دیگر خواسته ها در کف خیابان میباشد.
اما در بین ما هستند افرادی که بر این اعتقادند که لغو "حجاب اجباری" از خواسته های ما بازنشستگان نیست و ما بازنشستگان فقط خواسته های "اقتصادی" داریم! این علفهای هرز همان کسانی هستند که در زمان اشتغال وقتی ما برای افزایش حقوقهایِ پایین خود (در حقیقت همان اقتصاد) معترض میشدیم؛ آنها با ذهنیت قشری و ارتجاعی خود در مقابل اعتراضات ما میایستادند و به ما میگفتند "اقتصاد مال خره".
ما بازنشستگان علاوه بر خواسته های اقتصادی؛ دارای خواسته های اجتماعی و سیاسی نیز هستیم. مگر میشود نسبت به نابودی محیط زیست کشور خود و یا کمبود آب و برق بی تفاوت باشیم؟ مگر میشود کولبری با شلیک یکی از مرزبانان کشته شود و ما مو سفید شدگان بگوییم ربطی به ما ندارد و ما فقط باید بفکر افزایش حقوق خود باشیم؟
این روزها که یادی میکنیم از جنبش ژینا (که مسلماً نباید آنرا فقط به لغو حجاب اجباری محدود کرد)، بخاطر بسپاریم که پیروزی جنبش ژینا بر "حجاب اجباری" دگر بار به ما بازنشستگان نشان داد که مطالبه گری در کف خیابان چه قدرت بالایی دارد!
۳۱ مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/behnima
✍ اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)
شهریور ماه آمد؛ ماهی که بر تارک آن مُهر جنبش ژینا خورده است و در تاریخ کشور ما همواره شهریور ماه تداعی بخش این جنبش خواهد بود!
مهسا (ژینا) امینی دختر۲۱ ساله در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، پس از دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران، در اثر ضربات مأموران گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی دچار شکستگی جمجمه و مرگ مغزی شد. مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بر اثر شدت جراحات ناشی از ضربات وارده، در بیمارستان درگذشت. درگذشت او، موجب بروز واکنشها و اعتراضات گستردهای در نقاط مختلف ایران شد.
مرگ مهسا جرقه ای شد که تمامی زحمتکشان در سراسر کشور به خیابانها آمدند؛ از پُر رنگترین خطوط قرمز رد شدند و نفرت خود را از حکومت نشان دادند. تنها عامل نجات دهنده حکومت؛ فقدان یک خط مشی سیاسی برانداز بود که این توده گرسنه به آن اعتماد کرده و حول آن جمع شوند. همین فقدان؛ زمینه سرکوب جنبش را فراهم کرد. در کنار تمامی شعارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که نشان دهنده فقر و فلاکت مردم زحمتکش بود، این جنبش از همان ابتدا با یک دهن کجیِ گنده به حکومت یعنی نفرت معترضین از "حجاب اجباری" شکل گرفت. چه بسیار از زنان و دخترانی که با چادر و روسری و حفظ حجاب خود همپای دیگر دختران و زنانِ بدون چادر و روسری در کوچه و خیابان علیه "حجاب اجباری" فریاد زدند و نشان دادند که حجاب امری نسبی و شخصی میباشد.
هر چند جنبش ژینا مانند آتشی زیر خاکستر سرکوب شد ولی زنان و دختران و جوانان، پیروزی خود در بدست آوردن لغو "حجاب اجباری" را هر روز شجاعانه به نمایش گذاشته و میگذارند. حکومت که بارها و بارها با طرح های مختلف تلاش نموده این سنگرِ از دست داده را مجددا تسخیر نماید؛ حال بدنبال یک راه حل آبرومندانه برای پذیرش این شکست میباشد؛ هر چند هنوزم که هنوز است بعضی از مسئولین قشری حکومت از ته چاه ارتجاع این حجاب اجباری را زوزه میکشند. رقص دختران جسور در خیابانها آخرین میخی بود که بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیده شد. اگر این دختران جسور با رقص خود آخرین میخ را بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیدند، دختران جسور دیگری بدون "حجاب اجباری" در صف عزاداری؛ زنجیر زنان، ظلم مضاعف و اجحافی که چندین سال بر آنها روا داشته شده بود را بر روی این تابوت استفراغ کردند.
همسویی جنبش بازنشستگان با جنبش مهسا علاوه بر تمامی نارضایتی ها آنجا بیشتر خود را نشان میدهد که هر دو جنبش بطور مشخص در مبارزه علیه تبعیض و ظلم مردسالارانه همصدا بوده اند. اگر چه این تبعیض و ظلمِ حکومت در آیتم های پرداختی در فیش حقوقی زنانِ بازنشسته کاملا مشهود است؛ اما این زنان خواهان آزادی های اجتماعی و سیاسی نیز میباشند؛ از همین جهت؛ لغو این تبعیض ها همیشه در دستور کار مطالبه گران بازنشسته بوده است که مسلماً شیوه مطالبه گری برای این خواسته ها نه گفتار درمانی بلکه همچون دیگر خواسته ها در کف خیابان میباشد.
اما در بین ما هستند افرادی که بر این اعتقادند که لغو "حجاب اجباری" از خواسته های ما بازنشستگان نیست و ما بازنشستگان فقط خواسته های "اقتصادی" داریم! این علفهای هرز همان کسانی هستند که در زمان اشتغال وقتی ما برای افزایش حقوقهایِ پایین خود (در حقیقت همان اقتصاد) معترض میشدیم؛ آنها با ذهنیت قشری و ارتجاعی خود در مقابل اعتراضات ما میایستادند و به ما میگفتند "اقتصاد مال خره".
ما بازنشستگان علاوه بر خواسته های اقتصادی؛ دارای خواسته های اجتماعی و سیاسی نیز هستیم. مگر میشود نسبت به نابودی محیط زیست کشور خود و یا کمبود آب و برق بی تفاوت باشیم؟ مگر میشود کولبری با شلیک یکی از مرزبانان کشته شود و ما مو سفید شدگان بگوییم ربطی به ما ندارد و ما فقط باید بفکر افزایش حقوق خود باشیم؟
این روزها که یادی میکنیم از جنبش ژینا (که مسلماً نباید آنرا فقط به لغو حجاب اجباری محدود کرد)، بخاطر بسپاریم که پیروزی جنبش ژینا بر "حجاب اجباری" دگر بار به ما بازنشستگان نشان داد که مطالبه گری در کف خیابان چه قدرت بالایی دارد!
۳۱ مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/behnima
Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Contact Admin: @Koneshgaran12
ارومیه؛ انتقال غیرقانونی سه زندانی سیاسی به بند عمومی
سه زندانی سیاسی به نامهای #پژمان_سلطانی، #سوران_قاسمی، #رزگار_بیگ زاده که با احکام سنگین از جمله اعدام و حبسهای طولانیمدت مواجهاند، برخلاف موازین قانونی از بند سیاسی زندان در اورمیه خارج و به بند عمومی منتقل شدهاند.
کنشگران حقوق بشر این اقدام را تهدیدی آشکار علیه امنیت جانی آنان توصیف میکنند. و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانیان میباشد
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
سه زندانی سیاسی به نامهای #پژمان_سلطانی، #سوران_قاسمی، #رزگار_بیگ زاده که با احکام سنگین از جمله اعدام و حبسهای طولانیمدت مواجهاند، برخلاف موازین قانونی از بند سیاسی زندان در اورمیه خارج و به بند عمومی منتقل شدهاند.
کنشگران حقوق بشر این اقدام را تهدیدی آشکار علیه امنیت جانی آنان توصیف میکنند. و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانیان میباشد
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
آزادی موقت هنرمند کورد از زندان ارومیه
پس از ۵۱ روز بازداشت، #امین_کریمی هنرمند و بازیگر تئاتر کورد اهل ارومیه با تودیع وثیقه به صورت موقت تا پایان روند دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
این آزادی موقت، فرصتی دوباره برای ادامه فعالیتهای هنری و فرهنگی او فراهم کرده است، هرچند پرونده قضایی وی همچنان باز است و مراحل دادرسی ادامه خواهد داشت.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66555
پس از ۵۱ روز بازداشت، #امین_کریمی هنرمند و بازیگر تئاتر کورد اهل ارومیه با تودیع وثیقه به صورت موقت تا پایان روند دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
این آزادی موقت، فرصتی دوباره برای ادامه فعالیتهای هنری و فرهنگی او فراهم کرده است، هرچند پرونده قضایی وی همچنان باز است و مراحل دادرسی ادامه خواهد داشت.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66555
امروز شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۲۳ آگوست ۲۰۲۵، در ادامهی کارزار جهانی «شنبههای نه به اعدام – نه به جمهوری اسلامی»، جمعی از آزادیخواهان و ایرانیان مقیم هامبورگ ـ آلمان گرد هم آمدند.
هدف این اکسیون، حمایت از مردم ایران، اعتراض به موج اعدامها، و همبستگی با زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام در زندانهای جمهوری اسلامی بود.
شرکتکنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی علیه اعدام و نقض حقوق بشر، صدای اعتراض مردم ایران را به جهانیان رساندند.
این حرکت اعتراضی، بخشی از جنبش مستمر و هماهنگ ایرانیان در خارج از کشور است که هر شنبه در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار میشود.
صدای شما، صدای ایران بیصدای درون زندانهاست. ✊
نه به اعدام — نه به جمهوری اسلامی.
https://t.me/behnima/66560?single
هدف این اکسیون، حمایت از مردم ایران، اعتراض به موج اعدامها، و همبستگی با زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام در زندانهای جمهوری اسلامی بود.
شرکتکنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی علیه اعدام و نقض حقوق بشر، صدای اعتراض مردم ایران را به جهانیان رساندند.
این حرکت اعتراضی، بخشی از جنبش مستمر و هماهنگ ایرانیان در خارج از کشور است که هر شنبه در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار میشود.
صدای شما، صدای ایران بیصدای درون زندانهاست. ✊
نه به اعدام — نه به جمهوری اسلامی.
https://t.me/behnima/66560?single
🙏2
پژواک فریاد زنان زندانی سیاسی در قرچک ورامین
هفت تن از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، در نامهای خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه ایران، نسبت به وضعیت بلاتکلیف و شرایط «غیرانسانی» نگهداری خود اعتراض کردند.
این زندانیان سیاسی نوشتهاند:
«ما در زندان قرچک نیستیم؛ ما در کنج ستم، در گوشهای طراحیشده برای محو کردنمان محبوس شدهایم. ما نه رحم میخواهیم و نه چشمانتظار وعدههای بیسرانجام شما هستیم، محکومیت این ستم را فریاد میزنیم و پایان فوری اسارت در این سیاهچال ظلم را مطالبه میکنیم.»
اسامی امضاکنندگان این نامه:
#زهره_سرو، #گلاره_عباسی، #پریوش_مسلمی، #محبوبه_رضایی، #مهناز_طراح، #مرجان_دیبا، #فرزانه_محمدی_پارسا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66561
هفت تن از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، در نامهای خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه ایران، نسبت به وضعیت بلاتکلیف و شرایط «غیرانسانی» نگهداری خود اعتراض کردند.
این زندانیان سیاسی نوشتهاند:
«ما در زندان قرچک نیستیم؛ ما در کنج ستم، در گوشهای طراحیشده برای محو کردنمان محبوس شدهایم. ما نه رحم میخواهیم و نه چشمانتظار وعدههای بیسرانجام شما هستیم، محکومیت این ستم را فریاد میزنیم و پایان فوری اسارت در این سیاهچال ظلم را مطالبه میکنیم.»
اسامی امضاکنندگان این نامه:
#زهره_سرو، #گلاره_عباسی، #پریوش_مسلمی، #محبوبه_رضایی، #مهناز_طراح، #مرجان_دیبا، #فرزانه_محمدی_پارسا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66561
❤1
آغاز «شنبههای اعتراضی» در کلن
به فراخوان کنشگران حقوق بشر ایران و کمپین برای آزادی کارگران زندانی، امروز در شهر کلن آلمان نخستین برنامه از سلسلهاکسیونهای «شنبههای اعتراضی» برگزار شد.
این گردهمایی با حمایت و همراهی چند نهاد حقوق بشری از جمله سازمان حقوق بشر هانا، هانای روژهلات، کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، انجمن زن، زندگی، آزادی و کارزار علیه اعدام شکل گرفت. همچنین نمایندگانی از احزاب و گروههای سیاسی مختلف و جمعی از شخصیتهای سیاسی در این مراسم حضور یافتند.
در جریان این اکسیون، زندانیان سیاسی سابق و اعضای خانوادههای دادخواه نمایندگان نهادها واحزاب سخنرانیهایی ایراد کردند. برنامه با خوشامدگویی مجریان آغاز شد و اهداف برپایی «شنبههای اعتراضی» به دو زبان فارسی و آلمانی برای حاضران تشریح گردید.
این ابتکار با هدف استمرار صدا و مطالبه آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب، و اعدام پاسداشت مبارزات دادخواهان و جنبشهای اجتماعی کلید خورده است.
در ادامه توجه شما را به تصاویر و مجموعه سخنرانیهای این گردهمایی جلب میکنیم.
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
#شریفه_محمدی
https://t.me/behnima/66573?single
به فراخوان کنشگران حقوق بشر ایران و کمپین برای آزادی کارگران زندانی، امروز در شهر کلن آلمان نخستین برنامه از سلسلهاکسیونهای «شنبههای اعتراضی» برگزار شد.
این گردهمایی با حمایت و همراهی چند نهاد حقوق بشری از جمله سازمان حقوق بشر هانا، هانای روژهلات، کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، انجمن زن، زندگی، آزادی و کارزار علیه اعدام شکل گرفت. همچنین نمایندگانی از احزاب و گروههای سیاسی مختلف و جمعی از شخصیتهای سیاسی در این مراسم حضور یافتند.
در جریان این اکسیون، زندانیان سیاسی سابق و اعضای خانوادههای دادخواه نمایندگان نهادها واحزاب سخنرانیهایی ایراد کردند. برنامه با خوشامدگویی مجریان آغاز شد و اهداف برپایی «شنبههای اعتراضی» به دو زبان فارسی و آلمانی برای حاضران تشریح گردید.
این ابتکار با هدف استمرار صدا و مطالبه آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب، و اعدام پاسداشت مبارزات دادخواهان و جنبشهای اجتماعی کلید خورده است.
در ادامه توجه شما را به تصاویر و مجموعه سخنرانیهای این گردهمایی جلب میکنیم.
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
#شریفه_محمدی
https://t.me/behnima/66573?single
❤2