شکنجه شدید حسن رونقی در زندان
روز چهارشنبه 29 مرداد ماه پدر و مادر
#حسن_رونقی پس از مراجعه به دادستانی مراغه، موفق به ملاقات با فرزندشان شدند.
به گفته خانواده، حسن تحت شکنجههای سنگین قرار گرفته است؛ سر او شکسته، یکی از گوشهایش دچار خونریزی و پارگی شده، کتفش از جا دررفته و با ضربات انتهای تفنگ به قفسه سینه و ناحیه قلبش آسیب جدی وارد کردهاند. آثار این جراحات همچنان بر بدن او مشهود است.
خانواده همچنین اعلام کردهاند که او در زمان بازداشت نیز بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. مأموران بدون ارائه حکم قضایی وارد مغازه محل کار او شدند و وی را با خود بردند. پس از بازداشت نیز، نیروهای امنیتی بدون هیچگونه حکم قضایی از دیوار خانه پدرش، احمد رونقی که حسن در آن زندگی میکرد بالا رفته و در غیاب اعضای خانواده اقدام به تفتیش منزل کردهاند.
با وجود تودیع وثیقه، آزادی وی تاکنون صورت نگرفته است. خانواده علت اصلی ممانعت از آزادی را باقی ماندن آثار شکنجه بر بدن او عنوان میکنند. بنا بر گزارشها، اکبر سلمانپور، بازجوی پرونده و از عوامل شکنجه، از ملکان به تبریز و مراغه در رفت و آمد بوده تا شخصاً در شکنجه حسن نقش داشته باشد.
پیشینه خبر👇👇👇
https://t.me/behnima/66046
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
روز چهارشنبه 29 مرداد ماه پدر و مادر
#حسن_رونقی پس از مراجعه به دادستانی مراغه، موفق به ملاقات با فرزندشان شدند.
به گفته خانواده، حسن تحت شکنجههای سنگین قرار گرفته است؛ سر او شکسته، یکی از گوشهایش دچار خونریزی و پارگی شده، کتفش از جا دررفته و با ضربات انتهای تفنگ به قفسه سینه و ناحیه قلبش آسیب جدی وارد کردهاند. آثار این جراحات همچنان بر بدن او مشهود است.
خانواده همچنین اعلام کردهاند که او در زمان بازداشت نیز بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. مأموران بدون ارائه حکم قضایی وارد مغازه محل کار او شدند و وی را با خود بردند. پس از بازداشت نیز، نیروهای امنیتی بدون هیچگونه حکم قضایی از دیوار خانه پدرش، احمد رونقی که حسن در آن زندگی میکرد بالا رفته و در غیاب اعضای خانواده اقدام به تفتیش منزل کردهاند.
با وجود تودیع وثیقه، آزادی وی تاکنون صورت نگرفته است. خانواده علت اصلی ممانعت از آزادی را باقی ماندن آثار شکنجه بر بدن او عنوان میکنند. بنا بر گزارشها، اکبر سلمانپور، بازجوی پرونده و از عوامل شکنجه، از ملکان به تبریز و مراغه در رفت و آمد بوده تا شخصاً در شکنجه حسن نقش داشته باشد.
پیشینه خبر👇👇👇
https://t.me/behnima/66046
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران
#حسینـرونقی به زندان قزلحصار منتقل شد؛ گذر از سلول انفرادی به بند عمومی
#حسین-رونقی در تماسی تلفنی با مادرش اعلام کرده که به زندان قزلحصار منتقل شده است. او گفته شب گذشته را در سلول انفرادی و در شرایطی غیرانسانی گذرانده و پس از آن به بند عمومی منتقل شده…
#حسین-رونقی در تماسی تلفنی با مادرش اعلام کرده که به زندان قزلحصار منتقل شده است. او گفته شب گذشته را در سلول انفرادی و در شرایطی غیرانسانی گذرانده و پس از آن به بند عمومی منتقل شده…
بازداشت یک شهروند زن در سبزوار
گزارشها حاکی از آن است که #طاهره_کلاته_سیفری، شهروند ساکن #سبزوار، دو روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
از زمان بازداشت تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره وضعیت و محل نگهداری او در دسترس خانواده و نزدیکانش قرار نگرفته است.
این بیخبری، نگرانیهای جدی نسبت به سرنوشت و شرایط #طاهره_کلاته_سیفری در پی داشته است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66536
گزارشها حاکی از آن است که #طاهره_کلاته_سیفری، شهروند ساکن #سبزوار، دو روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
از زمان بازداشت تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره وضعیت و محل نگهداری او در دسترس خانواده و نزدیکانش قرار نگرفته است.
این بیخبری، نگرانیهای جدی نسبت به سرنوشت و شرایط #طاهره_کلاته_سیفری در پی داشته است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66536
درگیری مسلحانه در ایرانشهر؛ پنج نیروی انتظامی کشته شدند
https://t.me/behnima/66537
در جریان یک درگیر مسلحانه در محورهای شهرستان ایرانشهر سیستان و بلوچستان پنج نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به نامهای غلامرضا وحدانی، محمدرضا رحیمی، هادی رویایی، محمد نوروزی و حسن تولی کشته شدند.
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66537
در جریان یک درگیر مسلحانه در محورهای شهرستان ایرانشهر سیستان و بلوچستان پنج نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به نامهای غلامرضا وحدانی، محمدرضا رحیمی، هادی رویایی، محمد نوروزی و حسن تولی کشته شدند.
#اعتصابات_سراسری
تصاویری دیگر از صحنه حمله به دو خودروی نیروهای نظامی در منطقه دامن شهرستان ایرانشهر
افراد مسلح به دو خودروی نیروهای نظامی در منطقه دامن شهرستان ایرانشهر حمله کردند و
سرنشینان خودروها کشته شدند.
به گفته شاهدان عینی؛« دوخودروی هایلوکس و سمند نیروهای نظامی که در حال تردد در محور دامن شهرستان ایرانشهر بودند مورد حمله افراد مسلح قرار گرفته و کشته شدند.»
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66540?single
افراد مسلح به دو خودروی نیروهای نظامی در منطقه دامن شهرستان ایرانشهر حمله کردند و
سرنشینان خودروها کشته شدند.
به گفته شاهدان عینی؛« دوخودروی هایلوکس و سمند نیروهای نظامی که در حال تردد در محور دامن شهرستان ایرانشهر بودند مورد حمله افراد مسلح قرار گرفته و کشته شدند.»
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66540?single
اخلاق و فساد اخلاقی در فرهنگ سیاسی؛ از میراث استبداد تا ضرورت بازسازی اعتماد
فرهنگ سیاسی هر جامعه حاصل تاریخ، قدرت و ارزشهای اخلاقی آن است. در جامعه ما اما، سایه استبداد فردی و حکومتی دههها بر زندگی اجتماعی سنگینی کرده است. نتیجه این تجربه، فرهنگی است که در آن بیاخلاقی، برچسبزنی، تخریب و کیش شخصیت جایگزین گفتوگوی سازنده و نقد مسئولانه شده است.
این مقاله با رجوع به میراث اندیشمندان و بزرگان، میکوشد ریشههای بحران اخلاقی در فرهنگ سیاسی ما را واکاوی کند، جلوههای امروزین آن را نشان دهد و راههایی برای عبور از این چرخه ویرانگر پیشنهاد دهد.
میراث استبداد و زوال اخلاق سیاسی
هیچ جامعهای بدون حافظه تاریخی فهم نمیشود. استبداد در ایران، چه در قالب حکومتهای فردی گذشته و چه در شکل کنونی جمهوری اسلامی، فرهنگی را به جامعه تحمیل کرده که بر پایه بیاعتمادی، خشونت زبانی و حذف مخالف بنا شده است.
افلاطون درباره فریبکاری سیاسی میگوید: «بدترین شکل بیعدالتی آن است که عادل به نظر آیی، بیآنکه عادل باشی.» این همان تصویری است که استبداد برای بقای خود ساخته است: ظاهری از عدالت و اخلاق، اما در باطن چیزی جز فساد و سرکوب.
در چنین شرایطی، اختلافنظر که باید مایه رشد باشد، به ابزاری برای دشمنسازی تبدیل میشود. به جای گفتوگو، تخریب؛ به جای نقد، توهین؛ و به جای تحلیل، غوغاسالاری حاکم میشود.
کیش شخصیت و خودخواهی فردی
یکی از بارزترین جلوههای فساد اخلاقی در سیاست ما، کیش شخصیت است. بارها دیدهایم که به جای تقویت آرمانهای جمعی، شخصیتها در مرکز قرار گرفته و نقد جای خود را به تقدیس یا تخریب داده است.
ابراهام لینکلن هشدار میدهد: «اگر میخواهی شخصیت واقعی مردی را بشناسی، به او قدرت بده.» قدرت در غیاب اخلاق، انسانها را به خودخواهی و تمامیتخواهی میکشاند.
مهاتما گاندی نیز گفته است: «قدرت، بدون اخلاق، دیوانهای خطرناک است.» این دیوانگی سیاسی همان چیزی است که همبستگی مدنی را نابود میکند و به انشعاب میکشاند.
تریبونها؛ ابزار انسجام یا انشعاب؟
رسانهها و تریبونهای عمومی باید ابزار تقویت اعتماد اجتماعی باشند. اما در فرهنگ سیاسی آلوده به بیاخلاقی، اغلب به محل نزاع، تسویهحساب شخصی و برچسبزنی تبدیل میشوند.
وقتی رسانه به جای حقیقت، به میدان بازیهای فردی و گروهی بدل شود، دیگر ابزاری برای انسجام نیست بلکه تریبونی برای انشعاب خواهد بود. این همان چیزی است که استبداد برای بقای خود به جامعه تزریق میکند و متأسفانه گاه در میان مخالفان هم بازتولید میشود.
عقلانیت در برابر غوغاسالاری
در بسیاری از مواقع، هیاهو و جنجال جایگزین تحلیل عقلانی میشود. در چنین فضایی، صدای بلندتر مساوی با حقیقت تلقی میشود و عقلانیت به حاشیه رانده میشود.
سقراط به شاگردانش میآموخت: «گفتوگو نه برای پیروزی بر دیگری، بلکه برای رسیدن به حقیقت است.» و امروز جامعه ما بیش از هر زمان به چنین روحیهای نیاز دارد.
مارتین لوتر کینگ نیز هشدار داده است: «ما باید بیاموزیم که همچون برادران با هم زندگی کنیم، وگرنه همچون ابلهان با هم نابود خواهیم شد.» این سخن یادآور آن است که تفرقه و بیاخلاقی سیاسی در نهایت همه را متضرر خواهد کرد.
ضمن آنکه نباید فراموش کرد، فساد اخلاقی زمانی ریشهدارتر میشود که وابستگیهای جناحی یا ایدئولوژیک جای استقلال فکری را بگیرد. تاریخ ما پر است از نمونههایی که وابستگی به بیگانه یا تسلیم در برابر قدرت داخلی، سرانجام به شکست و فروپاشی انجامیده است.
مونتسکیو در این خصوص عقیده دارد قدرت میل به سوء استفاده را در انسان بیدار میکند و این میل تنها با محدودیتهای اخلاقی و قانونی مهار میشود. استقلال و پایبندی به اصول اخلاقی همان محدودیتی است که میتواند جلوی این سقوط را بگیرد.
راهکارها؛ بازسازی اخلاق در سیاست
برای عبور از این وضعیت، باید فرهنگ سیاسی را بر سه ستون بازسازی کنیم:
اخلاق و حرمت انسانی: همانگونه که کانت میگوید: «چنان رفتار کن که انسانیت، چه در وجود خود و چه در وجود دیگری، همواره هدف باشد نه وسیله.»
گفتوگوی مسئولانه: اختلافنظر باید در چارچوب احترام و صداقت بیان شود.
استقلال مدنی: جنبشهای اجتماعی باید مستقل از هر جریان حزبی یا بیگانه باقی بمانند تا اعتماد عمومی حفظ شود.
در پایان باید تاکید کنم فساد اخلاقی در فرهنگ سیاسی ما محصول میراث استبداد، کیش شخصیت و سوءاستفاده از تریبونهاست. این فساد زمانی تشدید میشود که به جای عقلانیت، غوغاسالاری حاکم شود و به جای اخلاق، منافع فردی بر ارزشهای جمعی غلبه کند.
فرهنگ سیاسی هر جامعه حاصل تاریخ، قدرت و ارزشهای اخلاقی آن است. در جامعه ما اما، سایه استبداد فردی و حکومتی دههها بر زندگی اجتماعی سنگینی کرده است. نتیجه این تجربه، فرهنگی است که در آن بیاخلاقی، برچسبزنی، تخریب و کیش شخصیت جایگزین گفتوگوی سازنده و نقد مسئولانه شده است.
این مقاله با رجوع به میراث اندیشمندان و بزرگان، میکوشد ریشههای بحران اخلاقی در فرهنگ سیاسی ما را واکاوی کند، جلوههای امروزین آن را نشان دهد و راههایی برای عبور از این چرخه ویرانگر پیشنهاد دهد.
میراث استبداد و زوال اخلاق سیاسی
هیچ جامعهای بدون حافظه تاریخی فهم نمیشود. استبداد در ایران، چه در قالب حکومتهای فردی گذشته و چه در شکل کنونی جمهوری اسلامی، فرهنگی را به جامعه تحمیل کرده که بر پایه بیاعتمادی، خشونت زبانی و حذف مخالف بنا شده است.
افلاطون درباره فریبکاری سیاسی میگوید: «بدترین شکل بیعدالتی آن است که عادل به نظر آیی، بیآنکه عادل باشی.» این همان تصویری است که استبداد برای بقای خود ساخته است: ظاهری از عدالت و اخلاق، اما در باطن چیزی جز فساد و سرکوب.
در چنین شرایطی، اختلافنظر که باید مایه رشد باشد، به ابزاری برای دشمنسازی تبدیل میشود. به جای گفتوگو، تخریب؛ به جای نقد، توهین؛ و به جای تحلیل، غوغاسالاری حاکم میشود.
کیش شخصیت و خودخواهی فردی
یکی از بارزترین جلوههای فساد اخلاقی در سیاست ما، کیش شخصیت است. بارها دیدهایم که به جای تقویت آرمانهای جمعی، شخصیتها در مرکز قرار گرفته و نقد جای خود را به تقدیس یا تخریب داده است.
ابراهام لینکلن هشدار میدهد: «اگر میخواهی شخصیت واقعی مردی را بشناسی، به او قدرت بده.» قدرت در غیاب اخلاق، انسانها را به خودخواهی و تمامیتخواهی میکشاند.
مهاتما گاندی نیز گفته است: «قدرت، بدون اخلاق، دیوانهای خطرناک است.» این دیوانگی سیاسی همان چیزی است که همبستگی مدنی را نابود میکند و به انشعاب میکشاند.
تریبونها؛ ابزار انسجام یا انشعاب؟
رسانهها و تریبونهای عمومی باید ابزار تقویت اعتماد اجتماعی باشند. اما در فرهنگ سیاسی آلوده به بیاخلاقی، اغلب به محل نزاع، تسویهحساب شخصی و برچسبزنی تبدیل میشوند.
وقتی رسانه به جای حقیقت، به میدان بازیهای فردی و گروهی بدل شود، دیگر ابزاری برای انسجام نیست بلکه تریبونی برای انشعاب خواهد بود. این همان چیزی است که استبداد برای بقای خود به جامعه تزریق میکند و متأسفانه گاه در میان مخالفان هم بازتولید میشود.
عقلانیت در برابر غوغاسالاری
در بسیاری از مواقع، هیاهو و جنجال جایگزین تحلیل عقلانی میشود. در چنین فضایی، صدای بلندتر مساوی با حقیقت تلقی میشود و عقلانیت به حاشیه رانده میشود.
سقراط به شاگردانش میآموخت: «گفتوگو نه برای پیروزی بر دیگری، بلکه برای رسیدن به حقیقت است.» و امروز جامعه ما بیش از هر زمان به چنین روحیهای نیاز دارد.
مارتین لوتر کینگ نیز هشدار داده است: «ما باید بیاموزیم که همچون برادران با هم زندگی کنیم، وگرنه همچون ابلهان با هم نابود خواهیم شد.» این سخن یادآور آن است که تفرقه و بیاخلاقی سیاسی در نهایت همه را متضرر خواهد کرد.
ضمن آنکه نباید فراموش کرد، فساد اخلاقی زمانی ریشهدارتر میشود که وابستگیهای جناحی یا ایدئولوژیک جای استقلال فکری را بگیرد. تاریخ ما پر است از نمونههایی که وابستگی به بیگانه یا تسلیم در برابر قدرت داخلی، سرانجام به شکست و فروپاشی انجامیده است.
مونتسکیو در این خصوص عقیده دارد قدرت میل به سوء استفاده را در انسان بیدار میکند و این میل تنها با محدودیتهای اخلاقی و قانونی مهار میشود. استقلال و پایبندی به اصول اخلاقی همان محدودیتی است که میتواند جلوی این سقوط را بگیرد.
راهکارها؛ بازسازی اخلاق در سیاست
برای عبور از این وضعیت، باید فرهنگ سیاسی را بر سه ستون بازسازی کنیم:
اخلاق و حرمت انسانی: همانگونه که کانت میگوید: «چنان رفتار کن که انسانیت، چه در وجود خود و چه در وجود دیگری، همواره هدف باشد نه وسیله.»
گفتوگوی مسئولانه: اختلافنظر باید در چارچوب احترام و صداقت بیان شود.
استقلال مدنی: جنبشهای اجتماعی باید مستقل از هر جریان حزبی یا بیگانه باقی بمانند تا اعتماد عمومی حفظ شود.
در پایان باید تاکید کنم فساد اخلاقی در فرهنگ سیاسی ما محصول میراث استبداد، کیش شخصیت و سوءاستفاده از تریبونهاست. این فساد زمانی تشدید میشود که به جای عقلانیت، غوغاسالاری حاکم شود و به جای اخلاق، منافع فردی بر ارزشهای جمعی غلبه کند.
❤1
اگر خرد و اخلاق پشتوانه گفتار و رفتار ما نباشد، هر حرکت سیاسی دیر یا زود به فساد و تفرقه کشیده خواهد شد.
عبور از این چرخه ویرانگر ممکن است، به شرط آنکه اخلاق، استقلال و همبستگی را به اصول غیرقابل معامله بدل کنیم. تنها در این صورت است که تریبونها به ابزار انسجام، نه انشعاب؛ و سیاست به عرصه حقیقت، نه تحقیر، تبدیل خواهد شد.
بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
آگوست ۲۰۲۵
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم کریمی :اگر امروز سکوت کنیم ،فردا هر کدام از ما "شریفه "خخواهیم بود. https://t.me/behnima/66540?single
👍1👌1
حمایت وریا غفوری از سه زن محکوم به اعدام
#وریاغفوری، فوتبالیست سرشناس و مردمی، بار دیگر با انتشار پیامی از سه زن زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شدهاند، حمایت کرد.
پخشان عزیزی، شریفه محمدی و وریشه مرادی از جمله زنانی هستند که در روندی ناعادلانه در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با حکم اعدام روبهرو شدهاند.
حمایت چهرههای شناختهشدهای همچون وریا غفوری میتواند در افزایش حساسیت عمومی، تقویت صدای دادخواهی و همبستگی اجتماعی نقش مهمی ایفا کند.
وریا غفوری در سالهای گذشته همواره کنار خانوادههای دادخواه بوده، از انقلاب مهسا و مطالبات مردم پشتیبانی کرده و صدای بیصدایان جامعه شده است.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/66545
#وریاغفوری، فوتبالیست سرشناس و مردمی، بار دیگر با انتشار پیامی از سه زن زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شدهاند، حمایت کرد.
پخشان عزیزی، شریفه محمدی و وریشه مرادی از جمله زنانی هستند که در روندی ناعادلانه در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با حکم اعدام روبهرو شدهاند.
حمایت چهرههای شناختهشدهای همچون وریا غفوری میتواند در افزایش حساسیت عمومی، تقویت صدای دادخواهی و همبستگی اجتماعی نقش مهمی ایفا کند.
وریا غفوری در سالهای گذشته همواره کنار خانوادههای دادخواه بوده، از انقلاب مهسا و مطالبات مردم پشتیبانی کرده و صدای بیصدایان جامعه شده است.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/66545
👏4
ادامه بازداشت و بلاتکلیفی «ابراهیم پارسامهر» وکیل دادگستری در اهواز
دکتر #ابراهیم_پارسامهر، وکیل دادگستری و ساکن باغملک، بامداد ۲۴ خرداد با یورش شبانه نیروهای امنیتی و اطلاعات سپاه بازداشت شد. او پس از چند روز نگهداری در مکان نامعلوم، به زندان شیبان_اهواز منتقل گردید و همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد. اتهامات وی تاکنون اعلام نشده است.
پارسامهر پیشتر وکالت نوکیشان مسیحی و فعالان مدنی و سیاسی را بر عهده داشته و در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» وکیل شمار زیادی از بازداشتشدگان در ایذه، باغملک و دیگر شهرهای خوزستان بوده است. بسیاری از این پروندهها را بهطور رایگان پیگیری کرده است.
وی همچنین در سال ۱۴۰۲ هنگام تلاش برای پذیرش وکالت خانوادههای محمود احمدی و حسین سعیدی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.
خانواده و نزدیکان او تاکنون موفق به کسب اطلاعات روشنی از وضعیت و اتهامات وی نشدهاند.
کنشگران حقوق بشر ایران این بازداشت خودسرانه و تداوم بلاتکلیفی آقای پارسامهر را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی فوری او هستند.
پیشینه خبر👇
https://t.me/behnima/64900
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/66546
دکتر #ابراهیم_پارسامهر، وکیل دادگستری و ساکن باغملک، بامداد ۲۴ خرداد با یورش شبانه نیروهای امنیتی و اطلاعات سپاه بازداشت شد. او پس از چند روز نگهداری در مکان نامعلوم، به زندان شیبان_اهواز منتقل گردید و همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد. اتهامات وی تاکنون اعلام نشده است.
پارسامهر پیشتر وکالت نوکیشان مسیحی و فعالان مدنی و سیاسی را بر عهده داشته و در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» وکیل شمار زیادی از بازداشتشدگان در ایذه، باغملک و دیگر شهرهای خوزستان بوده است. بسیاری از این پروندهها را بهطور رایگان پیگیری کرده است.
وی همچنین در سال ۱۴۰۲ هنگام تلاش برای پذیرش وکالت خانوادههای محمود احمدی و حسین سعیدی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.
خانواده و نزدیکان او تاکنون موفق به کسب اطلاعات روشنی از وضعیت و اتهامات وی نشدهاند.
کنشگران حقوق بشر ایران این بازداشت خودسرانه و تداوم بلاتکلیفی آقای پارسامهر را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی فوری او هستند.
پیشینه خبر👇
https://t.me/behnima/64900
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/66546
اخباروگزارش های کارگری 31 مرداد ماه 1404
ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید
جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور
ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی
گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران
- ادامه جمعه اعتراضی کارگران شرکت نفت فلات قاره نسبت به عدم پاسخگویی مطالبات با گسترش برپایی دستکم 6 تجمع درمناطق خارک و سیری
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی مشهد نسبت به طرح مخرب محیط زیستی ساختن بزرگراه در تفرجگاه کوهپارک
- تجمع اعتراضی تعدادی از اهالی شهر ریگ ملک نسبت به طرح تانکر سوخت سران طوایف توسط سپاه
- فراخوان شورای هماهنگی برای شرکت در کارزار حمایت از زندانیان
- بیانیه ی شورای هماهنگی در محکومیت احکام ناعادلانه علیه معلمان کردستان و سراسر ایران
- بیانیه انجمن صنفی معلمان کوردستان در محکومیت احکام ظالمانه علیە همکاران دلسوز و توانمند استان
- بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه در حمایت از معلمان بازداشتشده و آسیبدیده از احکام غیرعادلانه
- بیانیه انجمن صنفی معلمان کوردستان (سقز و زیویه)
آیا بر این سَیر بی خردی پایانی متصور است !؟
ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید
جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور
ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی
گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران
- ادامه جمعه اعتراضی کارگران شرکت نفت فلات قاره نسبت به عدم پاسخگویی مطالبات با گسترش برپایی دستکم 6 تجمع درمناطق خارک و سیری
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی مشهد نسبت به طرح مخرب محیط زیستی ساختن بزرگراه در تفرجگاه کوهپارک
- تجمع اعتراضی تعدادی از اهالی شهر ریگ ملک نسبت به طرح تانکر سوخت سران طوایف توسط سپاه
- فراخوان شورای هماهنگی برای شرکت در کارزار حمایت از زندانیان
- بیانیه ی شورای هماهنگی در محکومیت احکام ناعادلانه علیه معلمان کردستان و سراسر ایران
- بیانیه انجمن صنفی معلمان کوردستان در محکومیت احکام ظالمانه علیە همکاران دلسوز و توانمند استان
- بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه در حمایت از معلمان بازداشتشده و آسیبدیده از احکام غیرعادلانه
- بیانیه انجمن صنفی معلمان کوردستان (سقز و زیویه)
آیا بر این سَیر بی خردی پایانی متصور است !؟
گزارش تحلیلی ـ آماری نقض حقوق پیروان ادیان ـ مرداد ۱۴۰۴
در مردادماه ۱۴۰۴، پیروان آیین بهایی در ایران همچنان با فشارهای گسترده و سیستماتیک مواجه بودهاند. این فشارها شامل بازداشت، تفتیش منازل، توقیف اموال، بلاتکلیفی در بازداشتگاهها، صدور احکام سنگین زندان و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی بوده است.
بازداشت و تفتیش: شماری از بهاییان در شهرهای مختلف ازجمله شیراز، گرگان، قائمشهر، جویبار، کرمان و اصفهان بازداشت یا منازل و محل کسبشان تفتیش و اموالشان توقیف شد.
حبس و بلاتکلیفی: تعدادی از بازداشتشدگان برای مدتی طولانی بدون تفهیم اتهام مشخص یا دسترسی به حقوق اولیه در زندان نگهداری شدند. برخی پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.
احکام قضایی: دادگاهها در چند پرونده، بدون رعایت دادرسی عادلانه، اقدام به مصادره اموال بهاییان یا صدور احکام سنگین زندان کردند. در استان همدان، شش بهایی به حبس تعزیری بین ۶ تا ۷ سال و محرومیت از خروج از کشور محکوم شدند.
اجرای احکام: برخی از بهاییان برای اجرای احکام تبعید یا حبس به زندان اعزام شدند. در مواردی نیز محکومان با پابند الکترونیکی دوران محکومیت را آغاز کردند.
محدودیتهای اقتصادی: علاوه بر فشارهای قضایی و امنیتی، منازل و محلهای کسب بهاییان در اصفهان و دیگر شهرها پلمب یا مورد تفتیش قرار گرفت.
این روند نشان میدهد که سرکوب بهاییان در مرداد ۱۴۰۴ ابعاد گستردهتری یافته و همچنان بخش مهمی از سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد.
منبع حقوق بشر ایران
https://t.me/behnima/66549
در مردادماه ۱۴۰۴، پیروان آیین بهایی در ایران همچنان با فشارهای گسترده و سیستماتیک مواجه بودهاند. این فشارها شامل بازداشت، تفتیش منازل، توقیف اموال، بلاتکلیفی در بازداشتگاهها، صدور احکام سنگین زندان و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی بوده است.
بازداشت و تفتیش: شماری از بهاییان در شهرهای مختلف ازجمله شیراز، گرگان، قائمشهر، جویبار، کرمان و اصفهان بازداشت یا منازل و محل کسبشان تفتیش و اموالشان توقیف شد.
حبس و بلاتکلیفی: تعدادی از بازداشتشدگان برای مدتی طولانی بدون تفهیم اتهام مشخص یا دسترسی به حقوق اولیه در زندان نگهداری شدند. برخی پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.
احکام قضایی: دادگاهها در چند پرونده، بدون رعایت دادرسی عادلانه، اقدام به مصادره اموال بهاییان یا صدور احکام سنگین زندان کردند. در استان همدان، شش بهایی به حبس تعزیری بین ۶ تا ۷ سال و محرومیت از خروج از کشور محکوم شدند.
اجرای احکام: برخی از بهاییان برای اجرای احکام تبعید یا حبس به زندان اعزام شدند. در مواردی نیز محکومان با پابند الکترونیکی دوران محکومیت را آغاز کردند.
محدودیتهای اقتصادی: علاوه بر فشارهای قضایی و امنیتی، منازل و محلهای کسب بهاییان در اصفهان و دیگر شهرها پلمب یا مورد تفتیش قرار گرفت.
این روند نشان میدهد که سرکوب بهاییان در مرداد ۱۴۰۴ ابعاد گستردهتری یافته و همچنان بخش مهمی از سیاستهای تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد.
منبع حقوق بشر ایران
https://t.me/behnima/66549
💠#بیانیه
🔴 بیانیه کانون صنفی معلمان در محکومیت تأیید حکم اعدام #شریفه_محمدی
در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنبش ژینا/مهسا، صدور و اجرای احکام اعدام برای فعالان سیاسی و مدنی با شتابی فزاینده همراه بوده است؛ روندی که یادآور روزگار سیاه دههی شصت در حافظهی جمعی مردم ایران است. این موج سرکوب، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه اخیر، شدت بیشتری یافته و شاهد افزایش صدور فلهای احکام اعدام و اجرای آنها علیه زندانیان سیاسی و امنیتی بودهایم.
بر اساس گزارش نهادهای مستقل حقوق بشری، هماکنون دستکم ۵۶ زندانی سیاسی و امنیتی در زندانهای ایران با احکام اعدام مواجهاند و در انتظار اجرای حکم بهسر میبرند. در تازهترین مورد، حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری، توسط دیوان عالی کشور تأیید شده است؛ حکمی که نه تنها با معیارهای عدالت و حقوق بشر مغایرت دارد، بلکه حتی بر پایهی قوانین جزایی خود جمهوری اسلامی نیز غیرقابل توجیه است. این در حالی است که پیشتر همین حکم به دلیل نقصهای متعدد از سوی دیوان عالی نقض شده بود.
همچنین دو زن زندانی سیاسی دیگر، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، با خطر جدی اجرای احکام ناعادلانهی اعدام روبهرو هستند.
روشن است که حاکمیت، در مواجهه با بحرانهای عمیق ناشی از ناکارآمدی و فساد ساختاری چهار دههی گذشته، میکوشد با توسل به خشونت و احکام ظالمانه، پاسخی سرکوبگرانه و نابخردانه به مطالبات جامعه بدهد. اما تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی نهتنها مانع خیزش آزادیخواهی و عدالتطلبی مردم ایران نشده، بلکه همواره به گسترش اعتراضات اجتماعی انجامیده است.
کانون صنفی معلمان بهعنوان یک نهاد صنفی و مدنی، بار دیگر بر این مطالبات اصولی و انسانی تأکید میکنیم :
۱. لغو مجازات اعدام در کلیت آن، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، ضرورتی فوری است؛ چراکه این مجازات غیرانسانی در هیچ تجربهای بازدارنده نبوده و برعکس بر چرخهی خشونت در جامعه افزوده است.
۲. آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، نخستین گام ضروری برای خروج کشور از بحرانهای موجود است.
۳ .کانون صنفی معلمان بهطور مشخص خواستار لغو احکام اعدام سه زن زندانی سیاسی شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و آزادی هرچه سریعتر آنان است.
ما بر این باوریم که صدای اعتراض فرهنگیان، پژواکی است از وجدان بیدار جامعه که در برابر ظلم و ناعدالتی سکوت نخواهد کرد.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_و_عقیدتی
#شریفه_محمدی
#پخشان_عزیزی
#وریشه_مرادی
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۱۴۰۴/۶/۱
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66550
🔴 بیانیه کانون صنفی معلمان در محکومیت تأیید حکم اعدام #شریفه_محمدی
در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنبش ژینا/مهسا، صدور و اجرای احکام اعدام برای فعالان سیاسی و مدنی با شتابی فزاینده همراه بوده است؛ روندی که یادآور روزگار سیاه دههی شصت در حافظهی جمعی مردم ایران است. این موج سرکوب، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه اخیر، شدت بیشتری یافته و شاهد افزایش صدور فلهای احکام اعدام و اجرای آنها علیه زندانیان سیاسی و امنیتی بودهایم.
بر اساس گزارش نهادهای مستقل حقوق بشری، هماکنون دستکم ۵۶ زندانی سیاسی و امنیتی در زندانهای ایران با احکام اعدام مواجهاند و در انتظار اجرای حکم بهسر میبرند. در تازهترین مورد، حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری، توسط دیوان عالی کشور تأیید شده است؛ حکمی که نه تنها با معیارهای عدالت و حقوق بشر مغایرت دارد، بلکه حتی بر پایهی قوانین جزایی خود جمهوری اسلامی نیز غیرقابل توجیه است. این در حالی است که پیشتر همین حکم به دلیل نقصهای متعدد از سوی دیوان عالی نقض شده بود.
همچنین دو زن زندانی سیاسی دیگر، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، با خطر جدی اجرای احکام ناعادلانهی اعدام روبهرو هستند.
روشن است که حاکمیت، در مواجهه با بحرانهای عمیق ناشی از ناکارآمدی و فساد ساختاری چهار دههی گذشته، میکوشد با توسل به خشونت و احکام ظالمانه، پاسخی سرکوبگرانه و نابخردانه به مطالبات جامعه بدهد. اما تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی نهتنها مانع خیزش آزادیخواهی و عدالتطلبی مردم ایران نشده، بلکه همواره به گسترش اعتراضات اجتماعی انجامیده است.
کانون صنفی معلمان بهعنوان یک نهاد صنفی و مدنی، بار دیگر بر این مطالبات اصولی و انسانی تأکید میکنیم :
۱. لغو مجازات اعدام در کلیت آن، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، ضرورتی فوری است؛ چراکه این مجازات غیرانسانی در هیچ تجربهای بازدارنده نبوده و برعکس بر چرخهی خشونت در جامعه افزوده است.
۲. آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، نخستین گام ضروری برای خروج کشور از بحرانهای موجود است.
۳ .کانون صنفی معلمان بهطور مشخص خواستار لغو احکام اعدام سه زن زندانی سیاسی شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و آزادی هرچه سریعتر آنان است.
ما بر این باوریم که صدای اعتراض فرهنگیان، پژواکی است از وجدان بیدار جامعه که در برابر ظلم و ناعدالتی سکوت نخواهد کرد.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_و_عقیدتی
#شریفه_محمدی
#پخشان_عزیزی
#وریشه_مرادی
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۱۴۰۴/۶/۱
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/66550
بگذاريد انقلاب راه خود را برود !
هركسى گوشه چشمى به جامعه شناسى و تاريخ دارد، بخوبى مى داند كه جامعه يكدست نيست و از طيف ها و طبقات مختلف و متضاد از منظر منافع طبقاتى تشكيل شده و هر طبقه و طيفى بار منافع طبقاتى خويش را بدوش مى كشد.
جامعه ايران نيز از اين قاعده جامعه شناختى مستثنى نيست و طبعا جامعه اى طبقاتيست.
رژيم جمهورى اسلامى يك رژيم بورژوايى و مدافع منافع سرمايه است، و قابل پنهان كردن نيست كه انقلاب را بخاطر بورژوازى به خون كشيد ، و در فاصله اى كوتاه دست به چنان سركوب وحشيانه اى زد كه نسل كشى هاى قبل از او فقط يك خاطره شد.
اما شعارها در كف خيابان ماند تا دوباره جنبش جان بگيرد وپرچم خواسته ها در صف اعتراضات و اعتصابات جا بگيرد.
و اكنون جنبشى پا گرفته و ادامه دارد كه بخاطر حضور گرسنگان ، زحمتكشان و كارگران ، جنبش پا برهنگان نامگذارى شده است . شعارها ،توقعات و خواسته ها روز به روز با اعتراضات و اعتصابات سراسرى كارگران و ستمديدگان به شعارهاى ملموس نان و رفاه و آزادى و بعلاوه آب ، برق زندگی تبدیل شده است . شعارهايى كه بر بستر بحران اقتصادى و فلاكت و بدبختى و سركوب بى رحمانه مليونها كارگر زحمتكش ، بر بستر تحقير نصف جمعيت جامعه ، يعنى زنان، بر بستر زندان و شكنجه و تجاوز و اعدام شكل گرفته است.
شعارهايى كه تحقق آنها ، همه در گرو بیتخفیف سرنگونی جمهورى اسلامى كه ديريست به يك شعار و خواست عمومى تبديل شده مى باشد.
هر جريان و سازمان و حزب سياسى كه بخواهد در چنين شرايطى تاكتيك ديگرى را روى ميز بگذارد ، خواسته يا نا خواسته ، دلشوره رفتن رژيم سرمايه را دارد، به تصورات واهى دامن مى زند ، ذهن جنبش را نسبت به رفاه و رهايى آشفته مى كند، جلو برچيده شدن نظام را مى گيرد.
هیچ رفراندم و اصلاحاتی از بالای سر مردم که بهقول پیشنهاد دهندگان «جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار دارد» و «بلاتکلیفی و تعلیق در بسیاری از زمینهها یکهتازی میکند» پاسخ نیازهای عمیق و خواستههای بنیادی مردم نیست و نمیتواند باشد و این پیشنهادات بناچار روی کاغذ میماند . چرا که مردم دارند خیابان را از آنِ ِ خود میکنند
واگر تصور اين است كه به اصطلاح از خشونت و خون ريزى جلو گيرى شود.
اول اينكه خشم مردم حكايت از خشونت و سركوب و خون ريزى بى حد و بى شرم آنها دارد. تا مگر با سرنگونى آنها از اين جراحت و خون كاسته شود.
دوم اينكه : هيچ انسان شريفى طالب خشونت و خون ريزى نيست، اگر جمهورى اسلامى كه روزانه شعار سرنگونى خود را در فرياد مردم به جان آمده مى شنود، بگويد كه مى رود و اداره جامعه را به مردم مى سپارد. همه استقبال مى كنند و خونى نيز از دماغ كسى جارى نميشود.
اما اين واقعيت ندارد، اين يك آرزو و شبيه يك روياست.
رژيمى كه آنچنان كارنامه سياه و ننگينى دارد ، اينكاره نيست.وبا ريش گرو گذاشتن نمى رود و به رحم نمى آيد.
هيچ آلترناتيوى پس از اينهمه تجربه جهنمى و طولانى در سركوب و قساوت و كشتار و نسل كشى جز سرنگونى جمهورى اسلامى براى رسيدن به رفاه و عدالت اجتماعى وآزادى و برابرى، نان و صلح و آرامش، خنده و افتخار و آرامش ودر يك كلام انسانيت و سوسياليسم آينده اى ندارد مردم در موقعيت مناسبى براى برچيدن نظام قرار دارند . و همانطور که گفتیم رفراندم پاسخ نيازهاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه ايران در شرايط كنونى نيست. بورژوازى تاكتيكى سامان داده تا راه خروج از بحران را هموار كرده ، تاوقت خريده خود را منسجم كرده وجنبش را به عقب رانده و حتی به خاك و خون كشد .
مردم نه جنگ و نه جمهوری اسلامی را میخواهد.
بگذاريد انقلاب راه خود را برود.
(هاشم فاضلى )
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66551
هركسى گوشه چشمى به جامعه شناسى و تاريخ دارد، بخوبى مى داند كه جامعه يكدست نيست و از طيف ها و طبقات مختلف و متضاد از منظر منافع طبقاتى تشكيل شده و هر طبقه و طيفى بار منافع طبقاتى خويش را بدوش مى كشد.
جامعه ايران نيز از اين قاعده جامعه شناختى مستثنى نيست و طبعا جامعه اى طبقاتيست.
رژيم جمهورى اسلامى يك رژيم بورژوايى و مدافع منافع سرمايه است، و قابل پنهان كردن نيست كه انقلاب را بخاطر بورژوازى به خون كشيد ، و در فاصله اى كوتاه دست به چنان سركوب وحشيانه اى زد كه نسل كشى هاى قبل از او فقط يك خاطره شد.
اما شعارها در كف خيابان ماند تا دوباره جنبش جان بگيرد وپرچم خواسته ها در صف اعتراضات و اعتصابات جا بگيرد.
و اكنون جنبشى پا گرفته و ادامه دارد كه بخاطر حضور گرسنگان ، زحمتكشان و كارگران ، جنبش پا برهنگان نامگذارى شده است . شعارها ،توقعات و خواسته ها روز به روز با اعتراضات و اعتصابات سراسرى كارگران و ستمديدگان به شعارهاى ملموس نان و رفاه و آزادى و بعلاوه آب ، برق زندگی تبدیل شده است . شعارهايى كه بر بستر بحران اقتصادى و فلاكت و بدبختى و سركوب بى رحمانه مليونها كارگر زحمتكش ، بر بستر تحقير نصف جمعيت جامعه ، يعنى زنان، بر بستر زندان و شكنجه و تجاوز و اعدام شكل گرفته است.
شعارهايى كه تحقق آنها ، همه در گرو بیتخفیف سرنگونی جمهورى اسلامى كه ديريست به يك شعار و خواست عمومى تبديل شده مى باشد.
هر جريان و سازمان و حزب سياسى كه بخواهد در چنين شرايطى تاكتيك ديگرى را روى ميز بگذارد ، خواسته يا نا خواسته ، دلشوره رفتن رژيم سرمايه را دارد، به تصورات واهى دامن مى زند ، ذهن جنبش را نسبت به رفاه و رهايى آشفته مى كند، جلو برچيده شدن نظام را مى گيرد.
هیچ رفراندم و اصلاحاتی از بالای سر مردم که بهقول پیشنهاد دهندگان «جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت خود قرار دارد» و «بلاتکلیفی و تعلیق در بسیاری از زمینهها یکهتازی میکند» پاسخ نیازهای عمیق و خواستههای بنیادی مردم نیست و نمیتواند باشد و این پیشنهادات بناچار روی کاغذ میماند . چرا که مردم دارند خیابان را از آنِ ِ خود میکنند
واگر تصور اين است كه به اصطلاح از خشونت و خون ريزى جلو گيرى شود.
اول اينكه خشم مردم حكايت از خشونت و سركوب و خون ريزى بى حد و بى شرم آنها دارد. تا مگر با سرنگونى آنها از اين جراحت و خون كاسته شود.
دوم اينكه : هيچ انسان شريفى طالب خشونت و خون ريزى نيست، اگر جمهورى اسلامى كه روزانه شعار سرنگونى خود را در فرياد مردم به جان آمده مى شنود، بگويد كه مى رود و اداره جامعه را به مردم مى سپارد. همه استقبال مى كنند و خونى نيز از دماغ كسى جارى نميشود.
اما اين واقعيت ندارد، اين يك آرزو و شبيه يك روياست.
رژيمى كه آنچنان كارنامه سياه و ننگينى دارد ، اينكاره نيست.وبا ريش گرو گذاشتن نمى رود و به رحم نمى آيد.
هيچ آلترناتيوى پس از اينهمه تجربه جهنمى و طولانى در سركوب و قساوت و كشتار و نسل كشى جز سرنگونى جمهورى اسلامى براى رسيدن به رفاه و عدالت اجتماعى وآزادى و برابرى، نان و صلح و آرامش، خنده و افتخار و آرامش ودر يك كلام انسانيت و سوسياليسم آينده اى ندارد مردم در موقعيت مناسبى براى برچيدن نظام قرار دارند . و همانطور که گفتیم رفراندم پاسخ نيازهاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه ايران در شرايط كنونى نيست. بورژوازى تاكتيكى سامان داده تا راه خروج از بحران را هموار كرده ، تاوقت خريده خود را منسجم كرده وجنبش را به عقب رانده و حتی به خاك و خون كشد .
مردم نه جنگ و نه جمهوری اسلامی را میخواهد.
بگذاريد انقلاب راه خود را برود.
(هاشم فاضلى )
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66551
👍1
بازنشستگان و جنبش ژینا
✍ اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)
شهریور ماه آمد؛ ماهی که بر تارک آن مُهر جنبش ژینا خورده است و در تاریخ کشور ما همواره شهریور ماه تداعی بخش این جنبش خواهد بود!
مهسا (ژینا) امینی دختر۲۱ ساله در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، پس از دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران، در اثر ضربات مأموران گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی دچار شکستگی جمجمه و مرگ مغزی شد. مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بر اثر شدت جراحات ناشی از ضربات وارده، در بیمارستان درگذشت. درگذشت او، موجب بروز واکنشها و اعتراضات گستردهای در نقاط مختلف ایران شد.
مرگ مهسا جرقه ای شد که تمامی زحمتکشان در سراسر کشور به خیابانها آمدند؛ از پُر رنگترین خطوط قرمز رد شدند و نفرت خود را از حکومت نشان دادند. تنها عامل نجات دهنده حکومت؛ فقدان یک خط مشی سیاسی برانداز بود که این توده گرسنه به آن اعتماد کرده و حول آن جمع شوند. همین فقدان؛ زمینه سرکوب جنبش را فراهم کرد. در کنار تمامی شعارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که نشان دهنده فقر و فلاکت مردم زحمتکش بود، این جنبش از همان ابتدا با یک دهن کجیِ گنده به حکومت یعنی نفرت معترضین از "حجاب اجباری" شکل گرفت. چه بسیار از زنان و دخترانی که با چادر و روسری و حفظ حجاب خود همپای دیگر دختران و زنانِ بدون چادر و روسری در کوچه و خیابان علیه "حجاب اجباری" فریاد زدند و نشان دادند که حجاب امری نسبی و شخصی میباشد.
هر چند جنبش ژینا مانند آتشی زیر خاکستر سرکوب شد ولی زنان و دختران و جوانان، پیروزی خود در بدست آوردن لغو "حجاب اجباری" را هر روز شجاعانه به نمایش گذاشته و میگذارند. حکومت که بارها و بارها با طرح های مختلف تلاش نموده این سنگرِ از دست داده را مجددا تسخیر نماید؛ حال بدنبال یک راه حل آبرومندانه برای پذیرش این شکست میباشد؛ هر چند هنوزم که هنوز است بعضی از مسئولین قشری حکومت از ته چاه ارتجاع این حجاب اجباری را زوزه میکشند. رقص دختران جسور در خیابانها آخرین میخی بود که بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیده شد. اگر این دختران جسور با رقص خود آخرین میخ را بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیدند، دختران جسور دیگری بدون "حجاب اجباری" در صف عزاداری؛ زنجیر زنان، ظلم مضاعف و اجحافی که چندین سال بر آنها روا داشته شده بود را بر روی این تابوت استفراغ کردند.
همسویی جنبش بازنشستگان با جنبش مهسا علاوه بر تمامی نارضایتی ها آنجا بیشتر خود را نشان میدهد که هر دو جنبش بطور مشخص در مبارزه علیه تبعیض و ظلم مردسالارانه همصدا بوده اند. اگر چه این تبعیض و ظلمِ حکومت در آیتم های پرداختی در فیش حقوقی زنانِ بازنشسته کاملا مشهود است؛ اما این زنان خواهان آزادی های اجتماعی و سیاسی نیز میباشند؛ از همین جهت؛ لغو این تبعیض ها همیشه در دستور کار مطالبه گران بازنشسته بوده است که مسلماً شیوه مطالبه گری برای این خواسته ها نه گفتار درمانی بلکه همچون دیگر خواسته ها در کف خیابان میباشد.
اما در بین ما هستند افرادی که بر این اعتقادند که لغو "حجاب اجباری" از خواسته های ما بازنشستگان نیست و ما بازنشستگان فقط خواسته های "اقتصادی" داریم! این علفهای هرز همان کسانی هستند که در زمان اشتغال وقتی ما برای افزایش حقوقهایِ پایین خود (در حقیقت همان اقتصاد) معترض میشدیم؛ آنها با ذهنیت قشری و ارتجاعی خود در مقابل اعتراضات ما میایستادند و به ما میگفتند "اقتصاد مال خره".
ما بازنشستگان علاوه بر خواسته های اقتصادی؛ دارای خواسته های اجتماعی و سیاسی نیز هستیم. مگر میشود نسبت به نابودی محیط زیست کشور خود و یا کمبود آب و برق بی تفاوت باشیم؟ مگر میشود کولبری با شلیک یکی از مرزبانان کشته شود و ما مو سفید شدگان بگوییم ربطی به ما ندارد و ما فقط باید بفکر افزایش حقوق خود باشیم؟
این روزها که یادی میکنیم از جنبش ژینا (که مسلماً نباید آنرا فقط به لغو حجاب اجباری محدود کرد)، بخاطر بسپاریم که پیروزی جنبش ژینا بر "حجاب اجباری" دگر بار به ما بازنشستگان نشان داد که مطالبه گری در کف خیابان چه قدرت بالایی دارد!
۳۱ مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/behnima
✍ اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)
شهریور ماه آمد؛ ماهی که بر تارک آن مُهر جنبش ژینا خورده است و در تاریخ کشور ما همواره شهریور ماه تداعی بخش این جنبش خواهد بود!
مهسا (ژینا) امینی دختر۲۱ ساله در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، پس از دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران، در اثر ضربات مأموران گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی دچار شکستگی جمجمه و مرگ مغزی شد. مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بر اثر شدت جراحات ناشی از ضربات وارده، در بیمارستان درگذشت. درگذشت او، موجب بروز واکنشها و اعتراضات گستردهای در نقاط مختلف ایران شد.
مرگ مهسا جرقه ای شد که تمامی زحمتکشان در سراسر کشور به خیابانها آمدند؛ از پُر رنگترین خطوط قرمز رد شدند و نفرت خود را از حکومت نشان دادند. تنها عامل نجات دهنده حکومت؛ فقدان یک خط مشی سیاسی برانداز بود که این توده گرسنه به آن اعتماد کرده و حول آن جمع شوند. همین فقدان؛ زمینه سرکوب جنبش را فراهم کرد. در کنار تمامی شعارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که نشان دهنده فقر و فلاکت مردم زحمتکش بود، این جنبش از همان ابتدا با یک دهن کجیِ گنده به حکومت یعنی نفرت معترضین از "حجاب اجباری" شکل گرفت. چه بسیار از زنان و دخترانی که با چادر و روسری و حفظ حجاب خود همپای دیگر دختران و زنانِ بدون چادر و روسری در کوچه و خیابان علیه "حجاب اجباری" فریاد زدند و نشان دادند که حجاب امری نسبی و شخصی میباشد.
هر چند جنبش ژینا مانند آتشی زیر خاکستر سرکوب شد ولی زنان و دختران و جوانان، پیروزی خود در بدست آوردن لغو "حجاب اجباری" را هر روز شجاعانه به نمایش گذاشته و میگذارند. حکومت که بارها و بارها با طرح های مختلف تلاش نموده این سنگرِ از دست داده را مجددا تسخیر نماید؛ حال بدنبال یک راه حل آبرومندانه برای پذیرش این شکست میباشد؛ هر چند هنوزم که هنوز است بعضی از مسئولین قشری حکومت از ته چاه ارتجاع این حجاب اجباری را زوزه میکشند. رقص دختران جسور در خیابانها آخرین میخی بود که بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیده شد. اگر این دختران جسور با رقص خود آخرین میخ را بر تابوت پوسیده "حجاب اجباری" کوبیدند، دختران جسور دیگری بدون "حجاب اجباری" در صف عزاداری؛ زنجیر زنان، ظلم مضاعف و اجحافی که چندین سال بر آنها روا داشته شده بود را بر روی این تابوت استفراغ کردند.
همسویی جنبش بازنشستگان با جنبش مهسا علاوه بر تمامی نارضایتی ها آنجا بیشتر خود را نشان میدهد که هر دو جنبش بطور مشخص در مبارزه علیه تبعیض و ظلم مردسالارانه همصدا بوده اند. اگر چه این تبعیض و ظلمِ حکومت در آیتم های پرداختی در فیش حقوقی زنانِ بازنشسته کاملا مشهود است؛ اما این زنان خواهان آزادی های اجتماعی و سیاسی نیز میباشند؛ از همین جهت؛ لغو این تبعیض ها همیشه در دستور کار مطالبه گران بازنشسته بوده است که مسلماً شیوه مطالبه گری برای این خواسته ها نه گفتار درمانی بلکه همچون دیگر خواسته ها در کف خیابان میباشد.
اما در بین ما هستند افرادی که بر این اعتقادند که لغو "حجاب اجباری" از خواسته های ما بازنشستگان نیست و ما بازنشستگان فقط خواسته های "اقتصادی" داریم! این علفهای هرز همان کسانی هستند که در زمان اشتغال وقتی ما برای افزایش حقوقهایِ پایین خود (در حقیقت همان اقتصاد) معترض میشدیم؛ آنها با ذهنیت قشری و ارتجاعی خود در مقابل اعتراضات ما میایستادند و به ما میگفتند "اقتصاد مال خره".
ما بازنشستگان علاوه بر خواسته های اقتصادی؛ دارای خواسته های اجتماعی و سیاسی نیز هستیم. مگر میشود نسبت به نابودی محیط زیست کشور خود و یا کمبود آب و برق بی تفاوت باشیم؟ مگر میشود کولبری با شلیک یکی از مرزبانان کشته شود و ما مو سفید شدگان بگوییم ربطی به ما ندارد و ما فقط باید بفکر افزایش حقوق خود باشیم؟
این روزها که یادی میکنیم از جنبش ژینا (که مسلماً نباید آنرا فقط به لغو حجاب اجباری محدود کرد)، بخاطر بسپاریم که پیروزی جنبش ژینا بر "حجاب اجباری" دگر بار به ما بازنشستگان نشان داد که مطالبه گری در کف خیابان چه قدرت بالایی دارد!
۳۱ مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/behnima
Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Contact Admin: @Koneshgaran12
ارومیه؛ انتقال غیرقانونی سه زندانی سیاسی به بند عمومی
سه زندانی سیاسی به نامهای #پژمان_سلطانی، #سوران_قاسمی، #رزگار_بیگ زاده که با احکام سنگین از جمله اعدام و حبسهای طولانیمدت مواجهاند، برخلاف موازین قانونی از بند سیاسی زندان در اورمیه خارج و به بند عمومی منتقل شدهاند.
کنشگران حقوق بشر این اقدام را تهدیدی آشکار علیه امنیت جانی آنان توصیف میکنند. و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانیان میباشد
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
سه زندانی سیاسی به نامهای #پژمان_سلطانی، #سوران_قاسمی، #رزگار_بیگ زاده که با احکام سنگین از جمله اعدام و حبسهای طولانیمدت مواجهاند، برخلاف موازین قانونی از بند سیاسی زندان در اورمیه خارج و به بند عمومی منتقل شدهاند.
کنشگران حقوق بشر این اقدام را تهدیدی آشکار علیه امنیت جانی آنان توصیف میکنند. و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانیان میباشد
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima
آزادی موقت هنرمند کورد از زندان ارومیه
پس از ۵۱ روز بازداشت، #امین_کریمی هنرمند و بازیگر تئاتر کورد اهل ارومیه با تودیع وثیقه به صورت موقت تا پایان روند دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
این آزادی موقت، فرصتی دوباره برای ادامه فعالیتهای هنری و فرهنگی او فراهم کرده است، هرچند پرونده قضایی وی همچنان باز است و مراحل دادرسی ادامه خواهد داشت.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66555
پس از ۵۱ روز بازداشت، #امین_کریمی هنرمند و بازیگر تئاتر کورد اهل ارومیه با تودیع وثیقه به صورت موقت تا پایان روند دادرسی از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
این آزادی موقت، فرصتی دوباره برای ادامه فعالیتهای هنری و فرهنگی او فراهم کرده است، هرچند پرونده قضایی وی همچنان باز است و مراحل دادرسی ادامه خواهد داشت.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/66555
امروز شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۲۳ آگوست ۲۰۲۵، در ادامهی کارزار جهانی «شنبههای نه به اعدام – نه به جمهوری اسلامی»، جمعی از آزادیخواهان و ایرانیان مقیم هامبورگ ـ آلمان گرد هم آمدند.
هدف این اکسیون، حمایت از مردم ایران، اعتراض به موج اعدامها، و همبستگی با زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام در زندانهای جمهوری اسلامی بود.
شرکتکنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی علیه اعدام و نقض حقوق بشر، صدای اعتراض مردم ایران را به جهانیان رساندند.
این حرکت اعتراضی، بخشی از جنبش مستمر و هماهنگ ایرانیان در خارج از کشور است که هر شنبه در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار میشود.
صدای شما، صدای ایران بیصدای درون زندانهاست. ✊
نه به اعدام — نه به جمهوری اسلامی.
https://t.me/behnima/66560?single
هدف این اکسیون، حمایت از مردم ایران، اعتراض به موج اعدامها، و همبستگی با زندانیان سیاسی و محکومین به اعدام در زندانهای جمهوری اسلامی بود.
شرکتکنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و شعارهایی علیه اعدام و نقض حقوق بشر، صدای اعتراض مردم ایران را به جهانیان رساندند.
این حرکت اعتراضی، بخشی از جنبش مستمر و هماهنگ ایرانیان در خارج از کشور است که هر شنبه در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار میشود.
صدای شما، صدای ایران بیصدای درون زندانهاست. ✊
نه به اعدام — نه به جمهوری اسلامی.
https://t.me/behnima/66560?single
🙏2