✅حکومت ۳۶ ساله خامنه ای مستبد و تبهکار،کشور را به جنگ ۱۲ روزه کشاند
✍ابوالفضل قدیانی*
علی خامنهای مستبد قدرت پرست و تبهکار ایران که با خیره سریها، تبهکاریها، جنایات، غارتگریها، رجزخوانیها و خصوصا توهمات ویرانگر خود کشور را به جنگ ۱۲ روزه کشاند و آسمان عریان و بدون دفاع کشور را در اختیار اسرائیل اشغالگر، جنایتکار و نسل کش قرار داد و خود در پناهگاه امن در اعماق زمین پنهان شد.
🔹اسرائیل ۳۰۰ نقطه از مراکز مهم نظامی و اقتصادی کشور را هدف قرار داد و منهدم کرد که تمامی آنها متعلق به ملت مظلوم ایران بود که بر باد فنا رفت. این ویرانیها معنایی جز فقیرتر شدن ملت ایران و عقب ماندگی بیش از پیش کشور ندارد.
🔹عملکرد علی خامنهای در روزهای جنگ مانند حکومت ۳۶ سالهاش خیانت و جنایتی عظیم در حق مردم است. این عملکرد فضاحت بار بیش از گذشته خشم و نفرت اکثریت قاطع مردم را علیه آنان برانگیخت.
🔹علی خامنهای، خودکامهی قدرت پرست ایران، و اعوان و انصار سرکوبگرش این روزها در هراس و وحشتی مضاعف به سر میبرند. ترس از قیام مردم و خاتمه دادن به قدرت شیطانیشان خواب را از چشمان آنان ربوده است.
🔹به همین علت در راستای استراتژی رسوای نصر بالرعب همزمان دست به دو تلاش مذبوحانه زدند. از یک سو در بوق تبلیغاتی سر تا پا دروغ و فریب دمیدند و به طور مهوعی دروغ پردازی کردند که وانمود کنند که همبستگی مردم با مردم یعنی همبستگی ملی، همبستگی ملت با حکومت استبداد دینی است، که به طرز رقت باری شکست خوردند و مورد تمسخر قرار گرفتند و از سوی دیگر شروع به تهدید مردم خصوصا مبارزان و مخالفان و منتقدان نظام فاسد و سست بنیاد جمهوری اسلامی کردهاند.
🔹از جمله عزیزانی چون عبدالله مومنی و مهدی محمودیان را احضار کرده و مشغول پرونده سازی برای آنان شدهاند. این عزیزان که سالهای طولانی از عمر خود را به خاطر دفاع از آزادی، دموکراسی و دفاع از حقوق ملت شریف ایران در بدترین شرایط، در زندانهای گوناگون گذراندهاند، بیدی نیستند که با این بادهای تصنعی سرکوبگرانِ وحشتزده بلرزند. این دو عزیز که زندگی خود را وقف مبارزه با استبداد دینی بر پایهی تئوری دروغین و منحوس ولایت فقیه (که استبداد مجسم و مجسمه استبداد است) کردهاند، قطعا محکمتر و با انگیزهتر از قبل در مقابل مستبد و استبداد دینی خواهند ایستاد و از دادن هر گونه هزینهای دریغ نخواهند کرد و حتما مورد حمایت تمامی مبارزان و مخالفان و منتقدان راستین نظام استبداد دینی قرار خواهند گرفت.
🔹نظام استبداد ولی فقیه چپاولگر و تبه کارش به کارآمدی و هوشمندی و تواناییهای مهدی و عبدالله عزیز آگاهند و میدانند که چه در بیرون و چه در زندان قدرت اثرگذاری بسیار زیادی دارند و البته در زندان اثرگذاری آنان بسیار بیشتر است. چرا که صدای آنان رساتر شنیده میشود. اما همان طور که بارها گفتهام علی خامنهای و کارگزارانش هیچ عرضه و هنری جز فریب و سرکوب ندارند. لذا ترس خورده و گیج و گنگ به پروندهسازی و بگیر و ببند میپردازند تا برای خود رسوایی بیشتری فراهم کنند. البته مردم شریف مانند گذشته به تهدیدات و خط و نشان کشیدنهای علی خامنهای خودکامهی تبهکار ایران اعتنایی نخواهند کرد و آن را چیزی به حساب نمیآوردند و کماکان با بزرگترین دشمن خود که علی خامنهای باشد، مخالفت کرده و مبارزهی خود را تا سقوط او ادامه خواهند داد.
🔹مستبد قدرت پرست و حکومت نامشروع و غاصبانه و غیرقانونیش که با بیانیهی روشنگر میرحسین موسوی، محصور سرفراز و با افتخار ایران، مبنی بر برگزاری رفراندم جهت تشکیل مجلس موسسان به لرزه درآمده و این چنین هراسناک شده است، باید بداند که برگزاری رفراندم برای تشکیل مجلس موسسان مسالمتآمیزترین و خشونت پرهیزترین شیوهی عبور از نظام استبدادی جمهوری اسلامی است. در غیر این صورت مردم با قیام خود او را از اریکهی قدرت به زیر خواهند کشید و بساط نظام فاسد جمهوری اسلامی را جمع خواهند کرد.
🔹در هر حال کار درست آن است که علی خامنهای دست از این قدرت جهنمی که سر تا پا غیر مشروع و غیر قانونی و غاصبانه است بردارد و از پیشگاه ملت ایران طلب عفو کند، استعفا دهد و کنار رود تا عرصه برای یک حکومت مردمی که به اعتقاد من همانا نظام جمهوری دموکراتیک سکولار بر پایهی حقوق بشر است با برگزاری رفراندم فراهم شود.
به امید آن روز
*تیپ ۲ سالن ۹ زندان تهران بزرگ
سی و یکم تیرماه ۱۴۰۴
✍ابوالفضل قدیانی*
علی خامنهای مستبد قدرت پرست و تبهکار ایران که با خیره سریها، تبهکاریها، جنایات، غارتگریها، رجزخوانیها و خصوصا توهمات ویرانگر خود کشور را به جنگ ۱۲ روزه کشاند و آسمان عریان و بدون دفاع کشور را در اختیار اسرائیل اشغالگر، جنایتکار و نسل کش قرار داد و خود در پناهگاه امن در اعماق زمین پنهان شد.
🔹اسرائیل ۳۰۰ نقطه از مراکز مهم نظامی و اقتصادی کشور را هدف قرار داد و منهدم کرد که تمامی آنها متعلق به ملت مظلوم ایران بود که بر باد فنا رفت. این ویرانیها معنایی جز فقیرتر شدن ملت ایران و عقب ماندگی بیش از پیش کشور ندارد.
🔹عملکرد علی خامنهای در روزهای جنگ مانند حکومت ۳۶ سالهاش خیانت و جنایتی عظیم در حق مردم است. این عملکرد فضاحت بار بیش از گذشته خشم و نفرت اکثریت قاطع مردم را علیه آنان برانگیخت.
🔹علی خامنهای، خودکامهی قدرت پرست ایران، و اعوان و انصار سرکوبگرش این روزها در هراس و وحشتی مضاعف به سر میبرند. ترس از قیام مردم و خاتمه دادن به قدرت شیطانیشان خواب را از چشمان آنان ربوده است.
🔹به همین علت در راستای استراتژی رسوای نصر بالرعب همزمان دست به دو تلاش مذبوحانه زدند. از یک سو در بوق تبلیغاتی سر تا پا دروغ و فریب دمیدند و به طور مهوعی دروغ پردازی کردند که وانمود کنند که همبستگی مردم با مردم یعنی همبستگی ملی، همبستگی ملت با حکومت استبداد دینی است، که به طرز رقت باری شکست خوردند و مورد تمسخر قرار گرفتند و از سوی دیگر شروع به تهدید مردم خصوصا مبارزان و مخالفان و منتقدان نظام فاسد و سست بنیاد جمهوری اسلامی کردهاند.
🔹از جمله عزیزانی چون عبدالله مومنی و مهدی محمودیان را احضار کرده و مشغول پرونده سازی برای آنان شدهاند. این عزیزان که سالهای طولانی از عمر خود را به خاطر دفاع از آزادی، دموکراسی و دفاع از حقوق ملت شریف ایران در بدترین شرایط، در زندانهای گوناگون گذراندهاند، بیدی نیستند که با این بادهای تصنعی سرکوبگرانِ وحشتزده بلرزند. این دو عزیز که زندگی خود را وقف مبارزه با استبداد دینی بر پایهی تئوری دروغین و منحوس ولایت فقیه (که استبداد مجسم و مجسمه استبداد است) کردهاند، قطعا محکمتر و با انگیزهتر از قبل در مقابل مستبد و استبداد دینی خواهند ایستاد و از دادن هر گونه هزینهای دریغ نخواهند کرد و حتما مورد حمایت تمامی مبارزان و مخالفان و منتقدان راستین نظام استبداد دینی قرار خواهند گرفت.
🔹نظام استبداد ولی فقیه چپاولگر و تبه کارش به کارآمدی و هوشمندی و تواناییهای مهدی و عبدالله عزیز آگاهند و میدانند که چه در بیرون و چه در زندان قدرت اثرگذاری بسیار زیادی دارند و البته در زندان اثرگذاری آنان بسیار بیشتر است. چرا که صدای آنان رساتر شنیده میشود. اما همان طور که بارها گفتهام علی خامنهای و کارگزارانش هیچ عرضه و هنری جز فریب و سرکوب ندارند. لذا ترس خورده و گیج و گنگ به پروندهسازی و بگیر و ببند میپردازند تا برای خود رسوایی بیشتری فراهم کنند. البته مردم شریف مانند گذشته به تهدیدات و خط و نشان کشیدنهای علی خامنهای خودکامهی تبهکار ایران اعتنایی نخواهند کرد و آن را چیزی به حساب نمیآوردند و کماکان با بزرگترین دشمن خود که علی خامنهای باشد، مخالفت کرده و مبارزهی خود را تا سقوط او ادامه خواهند داد.
🔹مستبد قدرت پرست و حکومت نامشروع و غاصبانه و غیرقانونیش که با بیانیهی روشنگر میرحسین موسوی، محصور سرفراز و با افتخار ایران، مبنی بر برگزاری رفراندم جهت تشکیل مجلس موسسان به لرزه درآمده و این چنین هراسناک شده است، باید بداند که برگزاری رفراندم برای تشکیل مجلس موسسان مسالمتآمیزترین و خشونت پرهیزترین شیوهی عبور از نظام استبدادی جمهوری اسلامی است. در غیر این صورت مردم با قیام خود او را از اریکهی قدرت به زیر خواهند کشید و بساط نظام فاسد جمهوری اسلامی را جمع خواهند کرد.
🔹در هر حال کار درست آن است که علی خامنهای دست از این قدرت جهنمی که سر تا پا غیر مشروع و غیر قانونی و غاصبانه است بردارد و از پیشگاه ملت ایران طلب عفو کند، استعفا دهد و کنار رود تا عرصه برای یک حکومت مردمی که به اعتقاد من همانا نظام جمهوری دموکراتیک سکولار بر پایهی حقوق بشر است با برگزاری رفراندم فراهم شود.
به امید آن روز
*تیپ ۲ سالن ۹ زندان تهران بزرگ
سی و یکم تیرماه ۱۴۰۴
رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کرد به دنبال جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، بیش از ۲ هزار نفر بازداشت شدهاند.
اژهای گفت: «تعدادی از این افراد آزاد شدهاند، اما بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند.» بخوانید شکنجه و اذیت و آزار افراد بازداشتشده و خانوادههایشان.
او با قساوت تمام درباره بازداشتشدگان گفت:
«بعضا مجازاتهای برخی از این افراد، سنگین و تا حد سلب حیات است.»
سرکوب و بازداشت ایرانیان به بهانههای واهی و ادعای جاسوسی بوده است، در حالیکه فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در خواب! کشته شدند، جمهوری اسلامی دست به سرکوب گسترده مردم عادی زده است.
پس از جنگ ۱۲ روزه خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، هم با لحنی تهدیدآمیز خواستار تکرار اعدامهای دهه ۱۳۶۰ شده بود.
صدای زندانیان باشیم و از خانوادههایشان حمایت کنیم اسامی بازداشتشدگان را منتشر کنیم و اجازه ندهیم سرکوبگران جمهوری اسلامی در سکوت خبری دست به قتل و شکنجه هموطنانمان بزنند
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/65595
اژهای گفت: «تعدادی از این افراد آزاد شدهاند، اما بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند.» بخوانید شکنجه و اذیت و آزار افراد بازداشتشده و خانوادههایشان.
او با قساوت تمام درباره بازداشتشدگان گفت:
«بعضا مجازاتهای برخی از این افراد، سنگین و تا حد سلب حیات است.»
سرکوب و بازداشت ایرانیان به بهانههای واهی و ادعای جاسوسی بوده است، در حالیکه فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در خواب! کشته شدند، جمهوری اسلامی دست به سرکوب گسترده مردم عادی زده است.
پس از جنگ ۱۲ روزه خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، هم با لحنی تهدیدآمیز خواستار تکرار اعدامهای دهه ۱۳۶۰ شده بود.
صدای زندانیان باشیم و از خانوادههایشان حمایت کنیم اسامی بازداشتشدگان را منتشر کنیم و اجازه ندهیم سرکوبگران جمهوری اسلامی در سکوت خبری دست به قتل و شکنجه هموطنانمان بزنند
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/65595
آستانه اشرفیه؛ بازداشت یک زن به اتهام آتش زدن درب بنیاد شهید
یک زن ۵۳ ساله در آستانه اشرفیه، به اتهام ایجاد آتشسوزی عمدی در درب ورودی بنیاد شهید این شهرستان، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شد.
رضا شمسایی، فرمانده انتظامی شهرستان آستانه اشرفیه ضمن اعلام این خبر گفت که در پی وقوع آتشسوزی در بخشی از درب ورودی ساختمان بنیاد شهید واقع در بلوار معین، ماموران انتظامی و نیروهای آتشنشانی به محل اعزام شدند.
به گفته این مقام انتظامی، با بررسیهای میدانی و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته، یک زن ۵۳ ساله به عنوان مظنون این حادثه شناسایی و بازداشت شد. وی پس از تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی، به مرجع قضایی معرفی شده است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/65596
یک زن ۵۳ ساله در آستانه اشرفیه، به اتهام ایجاد آتشسوزی عمدی در درب ورودی بنیاد شهید این شهرستان، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شد.
رضا شمسایی، فرمانده انتظامی شهرستان آستانه اشرفیه ضمن اعلام این خبر گفت که در پی وقوع آتشسوزی در بخشی از درب ورودی ساختمان بنیاد شهید واقع در بلوار معین، ماموران انتظامی و نیروهای آتشنشانی به محل اعزام شدند.
به گفته این مقام انتظامی، با بررسیهای میدانی و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته، یک زن ۵۳ ساله به عنوان مظنون این حادثه شناسایی و بازداشت شد. وی پس از تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی، به مرجع قضایی معرفی شده است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/65596
🔴 ابوالفضل خوران، معلم دلسوز و عضو شورای صنفی معلمان، از حق قانونی مرخصی محروم است
ابوالفضل خوران، یکی از معلمان متعهد و فعال صنفی، صرفاً به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز و قانونی در دفاع از حقوق صنفی فرهنگیان، بازداشت و به زندان محکوم شده است. با وجود گذشت ماهها از دوران حبس، وی همچنان از حق بدیهی و قانونی مرخصی – اعم از استحقاقی یا درمانی – محروم مانده است.
براساس گزارشهای معتبر، روند اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی و عقیدتی نه از طریق مجاری قانونی و قضایی، بلکه تحت نظارت مستقیم نهاد حفاظت و اطلاعات سپاه و با مداخله آشکار نهادهای امنیتی صورت میگیرد. این امر مصداق بارز نقض اصل تفکیک قوا، استقلال قوه قضاییه و تجاوز به حقوق مصرح قانونی زندانیان است.
❗ محرومسازی سیستماتیک زندانیان سیاسی از حق مرخصی، نهتنها نقض آشکار قوانین داخلی از جمله آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اصول دادرسی عادلانه است، بلکه خلاف تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشر، از جمله میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، محسوب میشود.
ابوالفضل خوران تنها نیست. شمار قابل توجهی از زندانیان سیاسی و صنفی دیگر نیز، در شرایط مشابه، از ابتداییترین حقوق انسانی و قانونی خود محروماند و در معرض فشارهای مضاعف قرار دارند.
ما از تمامی نهادهای مدنی، سازمانهای حقوق بشری، رسانههای آزاد و شهروندان آگاه و مسئول دعوت میکنیم تا در برابر این ظلم ساختاری و نهادینهشده، سکوت نکنند.
#ابوالفضل_خوران
#معلمان_در_بند
#زندانی_سیاسی
https://t.me/behnima/65597
ابوالفضل خوران، یکی از معلمان متعهد و فعال صنفی، صرفاً به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز و قانونی در دفاع از حقوق صنفی فرهنگیان، بازداشت و به زندان محکوم شده است. با وجود گذشت ماهها از دوران حبس، وی همچنان از حق بدیهی و قانونی مرخصی – اعم از استحقاقی یا درمانی – محروم مانده است.
براساس گزارشهای معتبر، روند اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی و عقیدتی نه از طریق مجاری قانونی و قضایی، بلکه تحت نظارت مستقیم نهاد حفاظت و اطلاعات سپاه و با مداخله آشکار نهادهای امنیتی صورت میگیرد. این امر مصداق بارز نقض اصل تفکیک قوا، استقلال قوه قضاییه و تجاوز به حقوق مصرح قانونی زندانیان است.
❗ محرومسازی سیستماتیک زندانیان سیاسی از حق مرخصی، نهتنها نقض آشکار قوانین داخلی از جمله آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اصول دادرسی عادلانه است، بلکه خلاف تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشر، از جمله میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، محسوب میشود.
ابوالفضل خوران تنها نیست. شمار قابل توجهی از زندانیان سیاسی و صنفی دیگر نیز، در شرایط مشابه، از ابتداییترین حقوق انسانی و قانونی خود محروماند و در معرض فشارهای مضاعف قرار دارند.
ما از تمامی نهادهای مدنی، سازمانهای حقوق بشری، رسانههای آزاد و شهروندان آگاه و مسئول دعوت میکنیم تا در برابر این ظلم ساختاری و نهادینهشده، سکوت نکنند.
#ابوالفضل_خوران
#معلمان_در_بند
#زندانی_سیاسی
https://t.me/behnima/65597
برگزاری جلسه دادگاه بدون حضور متهمان و وکلای بهائیان زندانی در اصفهان
جلسه رسیدگی به پرونده #ارشیا_روحانی، #حمید_منزوی و #آرش_نبوی، سه شهروند بهائی محبوس در زندان دستگرد اصفهان، روز گذشته در شعبه ویژه اصل ۴۹ دادگاه انقلاب این شهر، بدون حضور متهمان و وکلای مدافع برگزار شد.
این سه نفر که پیشتر در مرداد سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس، ۲۴ میلیون تومان جریمه نقدی، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محدودیت فعالیت در فضای مجازی محکوم شده بودند، از ۱۵ اردیبهشت امسال برای اجرای حکم در زندان بهسر میبرند.
پیش از این نیز در احکام صادره توسط دادگاه انقلاب اصفهان، آقایان روحانی و منزوی به پنج سال حبس، ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی، مصادره اموال و محدودیتهای اجتماعی محکوم شده بودند. آرش نبوی نیز در همان پرونده به ۱۰ سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
این سه شهروند بهائی طی سالهای اخیر بارها بازداشت، احضار، و واحدهای صنفی آنان پلمب شدهاند. پرونده اخیر در شرایطی بررسی شد که هیچیک از متهمان و وکلای آنها فرصت دفاع پیدا نکردند
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نک
https://t.me/behnima/65598
جلسه رسیدگی به پرونده #ارشیا_روحانی، #حمید_منزوی و #آرش_نبوی، سه شهروند بهائی محبوس در زندان دستگرد اصفهان، روز گذشته در شعبه ویژه اصل ۴۹ دادگاه انقلاب این شهر، بدون حضور متهمان و وکلای مدافع برگزار شد.
این سه نفر که پیشتر در مرداد سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس، ۲۴ میلیون تومان جریمه نقدی، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محدودیت فعالیت در فضای مجازی محکوم شده بودند، از ۱۵ اردیبهشت امسال برای اجرای حکم در زندان بهسر میبرند.
پیش از این نیز در احکام صادره توسط دادگاه انقلاب اصفهان، آقایان روحانی و منزوی به پنج سال حبس، ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی، مصادره اموال و محدودیتهای اجتماعی محکوم شده بودند. آرش نبوی نیز در همان پرونده به ۱۰ سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
این سه شهروند بهائی طی سالهای اخیر بارها بازداشت، احضار، و واحدهای صنفی آنان پلمب شدهاند. پرونده اخیر در شرایطی بررسی شد که هیچیک از متهمان و وکلای آنها فرصت دفاع پیدا نکردند
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نک
https://t.me/behnima/65598
بهنام ابراهیمزاده
زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
درباره موج جدید سرکوب، بازداشتها و اعدامها در ایران
در پی تحولات منطقهای و جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، موج تازهای از سرکوب، بازداشتهای گسترده، فشارهای امنیتی و نقض فاحش حقوق بشر در سراسر ایران آغاز شده است. بر اساس اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، تاکنون بیش از دو هزار نفر در جریان این سرکوبها بازداشت شدهاند.
بنا بر گفتههای غلامحسین محسنی اژهای، شماری از این بازداشتشدگان آزاد شدهاند، اما «بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند»؛ عبارتی که معنای روشن آن، شکنجه، بازجوییهای طولانیمدت و نگهداری در شرایط غیرانسانی است. اژهای با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده که «مجازات برخی از این افراد ممکن است تا حد سلب حیات باشد». چنین اظهاراتی، نشانهای آشکار از تمایل سیستماتیک جمهوری اسلامی به سرکوب گسترده و خونین مخالفان است.
گزارشهای رسیده از استانهای کردستان، خوزستان، آذربایجان غربی و مناطق شمالی کشور، حاکی از شدت گرفتن موج بازداشتها و حضور گسترده نیروهای امنیتی در سطح شهرهاست. فعالان مدنی، کارگران، دانشجویان، معلمان و شهروندان عادی بدون حکم قضایی و تنها به اتهام «همکاری اطلاعاتی با دشمن»، «تبلیغ علیه نظام» یا «برهم زدن امنیت ملی» بازداشت شدهاند.
در چنین شرایطی که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در غفلت امنیتی کشته میشوند، جمهوری اسلامی بهجای پاسخگویی، با دستگیری و تهدید مردم، تلاش میکند ناتوانی خود را پنهان کند. این در حالی است که خبرگزاریهای حکومتی مانند فارس، با یادآوری اعدامهای فلهای دهه ۱۳۶۰، فضای روانی جامعه را برای بازگشت به آن دوران تاریک آماده میکنند.
هشدار به جامعه جهانی:
ما از سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، سازمان عفو بینالملل و تمامی نهادهای بینالمللی میخواهیم به وضعیت بحرانی ایران توجه فوری نشان دهند. سکوت در برابر این سرکوب وحشیانه، به معنای همراهی با آن است.
ما فعالان مدنی، روزنامهنگاران مستقل و مردم آگاه ایران، از همه انسانهای آزاده میخواهیم صدای زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان باشیم. اجازه ندهیم شکنجهگران در سایه سکوت جهانی، به جنایتهای خود ادامه دهند. اسامی بازداشتشدگان باید منتشر شود. ما به حمایت شما نیاز داریم.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه
https://t.me/behnima/65599
زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
درباره موج جدید سرکوب، بازداشتها و اعدامها در ایران
در پی تحولات منطقهای و جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، موج تازهای از سرکوب، بازداشتهای گسترده، فشارهای امنیتی و نقض فاحش حقوق بشر در سراسر ایران آغاز شده است. بر اساس اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، تاکنون بیش از دو هزار نفر در جریان این سرکوبها بازداشت شدهاند.
بنا بر گفتههای غلامحسین محسنی اژهای، شماری از این بازداشتشدگان آزاد شدهاند، اما «بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند»؛ عبارتی که معنای روشن آن، شکنجه، بازجوییهای طولانیمدت و نگهداری در شرایط غیرانسانی است. اژهای با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده که «مجازات برخی از این افراد ممکن است تا حد سلب حیات باشد». چنین اظهاراتی، نشانهای آشکار از تمایل سیستماتیک جمهوری اسلامی به سرکوب گسترده و خونین مخالفان است.
گزارشهای رسیده از استانهای کردستان، خوزستان، آذربایجان غربی و مناطق شمالی کشور، حاکی از شدت گرفتن موج بازداشتها و حضور گسترده نیروهای امنیتی در سطح شهرهاست. فعالان مدنی، کارگران، دانشجویان، معلمان و شهروندان عادی بدون حکم قضایی و تنها به اتهام «همکاری اطلاعاتی با دشمن»، «تبلیغ علیه نظام» یا «برهم زدن امنیت ملی» بازداشت شدهاند.
در چنین شرایطی که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در غفلت امنیتی کشته میشوند، جمهوری اسلامی بهجای پاسخگویی، با دستگیری و تهدید مردم، تلاش میکند ناتوانی خود را پنهان کند. این در حالی است که خبرگزاریهای حکومتی مانند فارس، با یادآوری اعدامهای فلهای دهه ۱۳۶۰، فضای روانی جامعه را برای بازگشت به آن دوران تاریک آماده میکنند.
هشدار به جامعه جهانی:
ما از سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، سازمان عفو بینالملل و تمامی نهادهای بینالمللی میخواهیم به وضعیت بحرانی ایران توجه فوری نشان دهند. سکوت در برابر این سرکوب وحشیانه، به معنای همراهی با آن است.
ما فعالان مدنی، روزنامهنگاران مستقل و مردم آگاه ایران، از همه انسانهای آزاده میخواهیم صدای زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان باشیم. اجازه ندهیم شکنجهگران در سایه سکوت جهانی، به جنایتهای خود ادامه دهند. اسامی بازداشتشدگان باید منتشر شود. ما به حمایت شما نیاز داریم.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه
https://t.me/behnima/65599
علیرضا ریگی (کُبدانی)، از مجروحان جمعه خونین زاهدان به زندگی خود پایان داد
روز دوشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۴، "علیرضا ریگی" (کُبدانی)، ۳۱ ساله فرزند حسین، از مجروحان «جمعه خونین زاهدان»، در منزل شخصیاش در منطقه شیرآباد زاهدان به زندگی خود پایان داد.
علیرضا از طریق حلق آویز کردن با استفاده از پرده خانه اقدام به خودکشی کرده و پیش از رسیدن خانواده برای نجات جان وی، جان خود را از دست داده است.
علیرضا در تاریخ هشتم مهرماه ۱۴۰۱، توسط نیروهای وحوش نظامی مورد هدف تیراندازی قرار گرفت. وی از ناحیه لگن نزدیک رگ سیاتیک و یک ترکش در نزدیکی نخاع مورد اصابت گرفته بود. پزشکان اعلام کرده بودند، در صورت خارج کردن مرمی و ترکش ها، احتمال فلج شدن وی وجود دارد و در صورت انفجار مرمی گلوله در داخل بدن، احتمال جان باختن او دور از انتظار نیست.
پس از جراحت نیز، علیرضا در بهمن ماه ۱۴۰۲، در حالی که با ویلچر در کوچه منزل خود بود، توسط نیروهای جنایتکار لباس شخصی مورد حمله با سلاح سرد قرار گرفته و از ناحیه کلیه، شُش، روده و ریه مجروح شده بود که پزشکان اقدام به پیوند روده کرده بود.
https://t.me/behnima/65600
روز دوشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۴، "علیرضا ریگی" (کُبدانی)، ۳۱ ساله فرزند حسین، از مجروحان «جمعه خونین زاهدان»، در منزل شخصیاش در منطقه شیرآباد زاهدان به زندگی خود پایان داد.
علیرضا از طریق حلق آویز کردن با استفاده از پرده خانه اقدام به خودکشی کرده و پیش از رسیدن خانواده برای نجات جان وی، جان خود را از دست داده است.
علیرضا در تاریخ هشتم مهرماه ۱۴۰۱، توسط نیروهای وحوش نظامی مورد هدف تیراندازی قرار گرفت. وی از ناحیه لگن نزدیک رگ سیاتیک و یک ترکش در نزدیکی نخاع مورد اصابت گرفته بود. پزشکان اعلام کرده بودند، در صورت خارج کردن مرمی و ترکش ها، احتمال فلج شدن وی وجود دارد و در صورت انفجار مرمی گلوله در داخل بدن، احتمال جان باختن او دور از انتظار نیست.
پس از جراحت نیز، علیرضا در بهمن ماه ۱۴۰۲، در حالی که با ویلچر در کوچه منزل خود بود، توسط نیروهای جنایتکار لباس شخصی مورد حمله با سلاح سرد قرار گرفته و از ناحیه کلیه، شُش، روده و ریه مجروح شده بود که پزشکان اقدام به پیوند روده کرده بود.
https://t.me/behnima/65600
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبر مردم به نقطه پایان رسید!
شعار مرگ بر دیکتاتور در مترو علی آباد و خزانه تهران
چهارشنبه اول مرداد، جمعی از شهروندان معترض در ایستگاههای مترو علیآباد و خزانه تهران پس از تحمل تاخیرهای طولانیمدت، با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» خشم خود را به حاکمیت نشان دادند.
این صداهای اعتراضی نشان از انفجار نارضایتی عمیق و خشم فروخورده مردم از بیکفایتی و فساد حاکمیت دارد که دیگر تحملشان به سر آمده است.
این حرکت اعتراضی هشدار جدی به حکومت است؛ سکوت پایان یافته و خشم خیابانی در راه است!
چهارشنبه ۱ مردادماه ۱۴۰۴
https://t.me/behnima/65601
شعار مرگ بر دیکتاتور در مترو علی آباد و خزانه تهران
چهارشنبه اول مرداد، جمعی از شهروندان معترض در ایستگاههای مترو علیآباد و خزانه تهران پس از تحمل تاخیرهای طولانیمدت، با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» خشم خود را به حاکمیت نشان دادند.
این صداهای اعتراضی نشان از انفجار نارضایتی عمیق و خشم فروخورده مردم از بیکفایتی و فساد حاکمیت دارد که دیگر تحملشان به سر آمده است.
این حرکت اعتراضی هشدار جدی به حکومت است؛ سکوت پایان یافته و خشم خیابانی در راه است!
چهارشنبه ۱ مردادماه ۱۴۰۴
https://t.me/behnima/65601
🟢 از ایده تا خیابان: نسبت کنش سیاسی مجازی با کنش فیزیکی در میدان واقعیت
✍️ عزیز نسین ایران
با گسترش فضای مجازی، شیوههای بروز کنش سیاسی دچار دگرگونی بنیادین شدهاند. امروزه بسیاری از حرکتهای سیاسی در فضای آنلاین آغاز میشوند؛ با امضای بیانیهها، هشتگسازی، تولید محتوا و توزیع اخبار.
اما پرسش کلیدی این است که آیا کنش سیاسی در فضای مجازی بهتنهایی میتواند به تغییر واقعی منجر شود؟
در این سادهنویسی با تمرکز بر نسبت ایده و عمل در فرآیند کنش سیاسی، به تحلیل نقش فضای مجازی در سیر تحقق کنش سیاسی میپردازیم و نشان میدهیم که بدون تبدیل این کنشها به فعل فیزیکی و حضور عینی در فضای واقعی، بسیاری از حرکتها ناقص، ابتر و در سطح نمادین باقی خواهند ماند.
کنش سیاسی، بهمثابه تبلور اراده جمعی در جهت تغییر نظم موجود، همواره نیازمند دو مؤلفهی بنیادین است:
ایده (نیت و هدف) و فعل (تحقق عینی و فیزیکی).
در گذشته، ایده و فعل در یک فضای واحد (خیابان، نشست، جنبش) شکل میگرفت. اما در جهان معاصر، فضای مجازی به عنوان عرصهای برای شکلگیری ایده، سازماندهی و بسیج سیاسی پدیدار شده است. این تحول، پرسشهای اساسی درباره کارآمدی، اصالت، و قدرت کنشهای سیاسی مجازی در مقایسه با کنش فیزیکی در میدان واقعی به میان آورده است.
ایده سیاسی و همراه با آغاز مجازی کنش
فضای مجازی، زمینهای کمهزینه و در دسترس برای آغاز کنشهای سیاسی فراهم کرده است. امروزه بسیاری از حرکتها با:
🔻نگارش مقاله
🔻انتشار بیانیهها
🔻کمپینهای امضای طومار
🔻تولید کلیپ، پادکست و محتوا
آغاز میشوند. این اقدامات در سطح «ایده» و شکلگیری گفتمان قرار دارند. هدف آنها ایجاد آگاهی، همدلی و برانگیختن ذهنی مخاطب است. این مرحله برای برانگیختن وجدان جمعی حیاتی است، اما همچنان در سطح غیرمادی و مجازی باقی میماند.
هویت حقیقی و اعتبار کنش مجازی است
یکی از فاکتورهای تعیینکننده در عبور از مرحلهی ایده به عمل، میزان تعهد و شفافیت هویتی افراد شرکتکننده است. وقتی امضای طومارها یا تولید محتوا با نام و چهرهی واقعی همراه شود، مشروعیت و جدیت کنش مجازی افزایش مییابد. این امر میتواند مخاطبان بیشتری را درگیر و آنها را به مرحلهی اقدام نزدیکتر کند.
با این حال، تا زمانی که این کنشها در «بستر دیجیتال» باقی بمانند، امکان کنترل، فیلتر، بیاثر شدن یا مصادره آنها وجود دارد. قدرتهای سیاسی میتوانند آنها را نادیده بگیرند یا حتی برای تخریب اعتبار آنها، ضدکنشهایی در همان فضا ترتیب دهند.
🔸کنش سیاسی زمانی به تحقق عینی نزدیک میشود که:
🔺از سطح گفتمان به سطح عمل برسد
🔺به صورت فیزیکی و ملموس در میدان ظهور کند
🔺«بدن» را به عنوان #فاعل_تغییر وارد صحنه کند
مهمترین نقطه عطف در هر حرکت سیاسی، حضور فیزیکی در فضاهای عمومی (مانند خیابان، دانشگاه، تجمعات اعتراضی و …) است. تاریخ نشان داده که تغییرات ساختاری و ماندگار، تنها از مسیر کنشهای فیزیکیِ گسترده و سازمانیافته عبور کردهاند.
🔹 کنش مجازی، علیرغم سرعت بالا، گسترهی وسیع و توان بسیج فوری، محدودیتهای جدی دارد:
▫️مصرفگرایی سیاسی: بسیاری از کاربران به جای مشارکت فعال، صرفاً به لایک، اشتراکگذاری یا هشتگسازی بسنده میکنند.
▫️تداومناپذیری: حرکتهای مجازی معمولاً کوتاهعمرند و با از بین رفتن موج رسانهای، فروکش میکنند.
▫️فقدان ریسک و هزینه: نبود خطر و هزینه در کنش مجازی میتواند به نوعی «توهم مشارکت» منجر شود، بیآنکه تغییری واقعی حاصل شود.
🔶 لذا میتواننتیجه گرفت که کنش سیاسی بدون تحقق فیزیکی در میدان عمومی، همچون بذری است که در خاکی مجازی کاشته شده باشد. فضای مجازی میتواند آغازگر، شکلدهنده، و تقویتکنندهی گفتمان باشد، اما تبدیل این گفتمان به قدرت، تنها در سطحی عینی و فیزیکی امکانپذیر است.
برای نمونه، در کمپینهایی که با هدف آزادی زندانیان سیاسی شکل میگیرند، مراحل زیر قابل تشخیصاند:
1. مرحله ایده (بیانیه، مقاله، کمپین امضا)
2. مرحله کنش نیمهواقعی (تولید محتوای صوتی-تصویری با هویت واقعی)
3. مرحله کنش فیزیکی (حضور در خیابان، تحصن، تظاهرات، اقدام مدنی)
بدون رسیدن به مرحله سوم، حرکتها در سطحی نمادین متوقف میمانند و نظام مسلط با تهدیدی واقعی مواجه نمیشود.
بدین منظور پیشنهاد میشود پژوهشهای میدانی بر مبنای تحلیل موردی جنبشهایی چون «زن، زندگی، آزادی» در ایران، «بهار عربی»، و یا «جنبش اشغال والاستریت» مورد مطالعه قرار گیرد تا نحوه گذار از مجاز به واقعیت در آنها بهتر درک شده و بعنوانالگوی تجربه شده بشری و مؤثر در تحقق کنش فیزیکی و حصول بهترین نتیجهی ممکن مورد استفاده قرارگیرد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/65602
✍️ عزیز نسین ایران
با گسترش فضای مجازی، شیوههای بروز کنش سیاسی دچار دگرگونی بنیادین شدهاند. امروزه بسیاری از حرکتهای سیاسی در فضای آنلاین آغاز میشوند؛ با امضای بیانیهها، هشتگسازی، تولید محتوا و توزیع اخبار.
اما پرسش کلیدی این است که آیا کنش سیاسی در فضای مجازی بهتنهایی میتواند به تغییر واقعی منجر شود؟
در این سادهنویسی با تمرکز بر نسبت ایده و عمل در فرآیند کنش سیاسی، به تحلیل نقش فضای مجازی در سیر تحقق کنش سیاسی میپردازیم و نشان میدهیم که بدون تبدیل این کنشها به فعل فیزیکی و حضور عینی در فضای واقعی، بسیاری از حرکتها ناقص، ابتر و در سطح نمادین باقی خواهند ماند.
کنش سیاسی، بهمثابه تبلور اراده جمعی در جهت تغییر نظم موجود، همواره نیازمند دو مؤلفهی بنیادین است:
ایده (نیت و هدف) و فعل (تحقق عینی و فیزیکی).
در گذشته، ایده و فعل در یک فضای واحد (خیابان، نشست، جنبش) شکل میگرفت. اما در جهان معاصر، فضای مجازی به عنوان عرصهای برای شکلگیری ایده، سازماندهی و بسیج سیاسی پدیدار شده است. این تحول، پرسشهای اساسی درباره کارآمدی، اصالت، و قدرت کنشهای سیاسی مجازی در مقایسه با کنش فیزیکی در میدان واقعی به میان آورده است.
ایده سیاسی و همراه با آغاز مجازی کنش
فضای مجازی، زمینهای کمهزینه و در دسترس برای آغاز کنشهای سیاسی فراهم کرده است. امروزه بسیاری از حرکتها با:
🔻نگارش مقاله
🔻انتشار بیانیهها
🔻کمپینهای امضای طومار
🔻تولید کلیپ، پادکست و محتوا
آغاز میشوند. این اقدامات در سطح «ایده» و شکلگیری گفتمان قرار دارند. هدف آنها ایجاد آگاهی، همدلی و برانگیختن ذهنی مخاطب است. این مرحله برای برانگیختن وجدان جمعی حیاتی است، اما همچنان در سطح غیرمادی و مجازی باقی میماند.
هویت حقیقی و اعتبار کنش مجازی است
یکی از فاکتورهای تعیینکننده در عبور از مرحلهی ایده به عمل، میزان تعهد و شفافیت هویتی افراد شرکتکننده است. وقتی امضای طومارها یا تولید محتوا با نام و چهرهی واقعی همراه شود، مشروعیت و جدیت کنش مجازی افزایش مییابد. این امر میتواند مخاطبان بیشتری را درگیر و آنها را به مرحلهی اقدام نزدیکتر کند.
با این حال، تا زمانی که این کنشها در «بستر دیجیتال» باقی بمانند، امکان کنترل، فیلتر، بیاثر شدن یا مصادره آنها وجود دارد. قدرتهای سیاسی میتوانند آنها را نادیده بگیرند یا حتی برای تخریب اعتبار آنها، ضدکنشهایی در همان فضا ترتیب دهند.
🔸کنش سیاسی زمانی به تحقق عینی نزدیک میشود که:
🔺از سطح گفتمان به سطح عمل برسد
🔺به صورت فیزیکی و ملموس در میدان ظهور کند
🔺«بدن» را به عنوان #فاعل_تغییر وارد صحنه کند
مهمترین نقطه عطف در هر حرکت سیاسی، حضور فیزیکی در فضاهای عمومی (مانند خیابان، دانشگاه، تجمعات اعتراضی و …) است. تاریخ نشان داده که تغییرات ساختاری و ماندگار، تنها از مسیر کنشهای فیزیکیِ گسترده و سازمانیافته عبور کردهاند.
🔹 کنش مجازی، علیرغم سرعت بالا، گسترهی وسیع و توان بسیج فوری، محدودیتهای جدی دارد:
▫️مصرفگرایی سیاسی: بسیاری از کاربران به جای مشارکت فعال، صرفاً به لایک، اشتراکگذاری یا هشتگسازی بسنده میکنند.
▫️تداومناپذیری: حرکتهای مجازی معمولاً کوتاهعمرند و با از بین رفتن موج رسانهای، فروکش میکنند.
▫️فقدان ریسک و هزینه: نبود خطر و هزینه در کنش مجازی میتواند به نوعی «توهم مشارکت» منجر شود، بیآنکه تغییری واقعی حاصل شود.
🔶 لذا میتواننتیجه گرفت که کنش سیاسی بدون تحقق فیزیکی در میدان عمومی، همچون بذری است که در خاکی مجازی کاشته شده باشد. فضای مجازی میتواند آغازگر، شکلدهنده، و تقویتکنندهی گفتمان باشد، اما تبدیل این گفتمان به قدرت، تنها در سطحی عینی و فیزیکی امکانپذیر است.
برای نمونه، در کمپینهایی که با هدف آزادی زندانیان سیاسی شکل میگیرند، مراحل زیر قابل تشخیصاند:
1. مرحله ایده (بیانیه، مقاله، کمپین امضا)
2. مرحله کنش نیمهواقعی (تولید محتوای صوتی-تصویری با هویت واقعی)
3. مرحله کنش فیزیکی (حضور در خیابان، تحصن، تظاهرات، اقدام مدنی)
بدون رسیدن به مرحله سوم، حرکتها در سطحی نمادین متوقف میمانند و نظام مسلط با تهدیدی واقعی مواجه نمیشود.
بدین منظور پیشنهاد میشود پژوهشهای میدانی بر مبنای تحلیل موردی جنبشهایی چون «زن، زندگی، آزادی» در ایران، «بهار عربی»، و یا «جنبش اشغال والاستریت» مورد مطالعه قرار گیرد تا نحوه گذار از مجاز به واقعیت در آنها بهتر درک شده و بعنوانالگوی تجربه شده بشری و مؤثر در تحقق کنش فیزیکی و حصول بهترین نتیجهی ممکن مورد استفاده قرارگیرد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/65602
❤1
آستانه اشرفیه؛ بازداشت یک زن به اتهام آتش زدن درب بنیاد شهید
یک زن ۵۳ ساله در آستانه اشرفیه، به اتهام ایجاد آتشسوزی عمدی در درب ورودی بنیاد شهید این شهرستان، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شد.
رضا شمسایی، فرمانده انتظامی شهرستان آستانه اشرفیه ضمن اعلام این خبر گفت که در پی وقوع آتشسوزی در بخشی از درب ورودی ساختمان بنیاد شهید واقع در بلوار معین، ماموران انتظامی و نیروهای آتشنشانی به محل اعزام شدند.
به گفته این مقام انتظامی، با بررسیهای میدانی و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته، یک زن ۵۳ ساله به عنوان مظنون این حادثه شناسایی و بازداشت شد. وی پس از تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی، به مرجع قضایی معرفی شده است. # زن زندگی آزادی https://t.me/behnima/65602
یک زن ۵۳ ساله در آستانه اشرفیه، به اتهام ایجاد آتشسوزی عمدی در درب ورودی بنیاد شهید این شهرستان، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شد.
رضا شمسایی، فرمانده انتظامی شهرستان آستانه اشرفیه ضمن اعلام این خبر گفت که در پی وقوع آتشسوزی در بخشی از درب ورودی ساختمان بنیاد شهید واقع در بلوار معین، ماموران انتظامی و نیروهای آتشنشانی به محل اعزام شدند.
به گفته این مقام انتظامی، با بررسیهای میدانی و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته، یک زن ۵۳ ساله به عنوان مظنون این حادثه شناسایی و بازداشت شد. وی پس از تشکیل پرونده برای ادامه روند رسیدگی، به مرجع قضایی معرفی شده است. # زن زندگی آزادی https://t.me/behnima/65602
🛑به ایست بازرسی در کردستان حمله شده بیش از ۱۰ نیروی جمهوری اسلامی کشته شدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض رانندگان با بوقهای ممتد در مرز ریمدان به کمکاری و تخلفات رئیس جدید بازارچه
گروهی از رانندگان و ماشینداران بومی با بوقهای ممتد در مرز ریمدان نسبت به عملکرد و کمکاری «ع . ا»، رئیس جدید بازارچه مرزی، اعتراض کردند.
به گفته منابع مطلع: «رانندگان اعلام کردهاند که مسئولان بازارچه از آنان میخواهند برای عبور از مرز، خودروها را به دستگاه ایکسری ببرند و بهازای هر خودرو مبلغ ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان (بهصورت کارتکشیدن) پرداخت کنند، در حالیکه دستگاه ایکسری در بیشتر مواقع خراب است.
این رانندگان همچنین عنوان کردهاند که با ایجاد صفهای طولانی و شلوغی عمدی در پارکینگها، بارهای قاچاق برخی افراد بدون رعایت نوبت و در میان ازدحام، رد میشود و همین موضوع موجب اعتراض شدید آنها شده است.
گروهی از رانندگان و ماشینداران بومی با بوقهای ممتد در مرز ریمدان نسبت به عملکرد و کمکاری «ع . ا»، رئیس جدید بازارچه مرزی، اعتراض کردند.
به گفته منابع مطلع: «رانندگان اعلام کردهاند که مسئولان بازارچه از آنان میخواهند برای عبور از مرز، خودروها را به دستگاه ایکسری ببرند و بهازای هر خودرو مبلغ ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان (بهصورت کارتکشیدن) پرداخت کنند، در حالیکه دستگاه ایکسری در بیشتر مواقع خراب است.
این رانندگان همچنین عنوان کردهاند که با ایجاد صفهای طولانی و شلوغی عمدی در پارکینگها، بارهای قاچاق برخی افراد بدون رعایت نوبت و در میان ازدحام، رد میشود و همین موضوع موجب اعتراض شدید آنها شده است.
بازداشت پنج شهروند در خارگ؛ بیخبری ۲۵ روزه از سرنوشت آنان
پنج شهروند ساکن جزیره خارگ، شامل #محسن_کریمی، #محمود_درویشی، #یاسر_موسوی، #اسحاق_کنعانی و #یوسف_افشاری، از ۲۵ روز پیش در بازداشت اداره اطلاعات بهسر میبرند و هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست
براساس اطلاعات بهدستآمده، این شهروندان روز یکشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۴ (۲۹ ژوئن ۲۰۲۵) در منازل یا محل کارشان در جزیره خارگ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از آن به بوشهر منتقل شدهاند. از آن زمان تاکنون، تنها در چند نوبت تماسهای کوتاهمدتی با خانوادههای خود داشتهاند و جزئیاتی درباره وضعیت حقوقی یا اتهامات رسمی آنان اعلام نشده است
گفته میشود دلیل بازداشت این افراد، انتشار پستها و استوریهایی انتقادی در شبکه اجتماعی اینستاگرام بوده است. با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت، همچنان از روند پرونده و محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نیست.
اسامی و مشخصات این شهروندان به شرح زیر است:
#یوسف_افشاری، ۲۵ ساله، اهل جزیره خارگ
#یاسر_موسوی، ۲۵ ساله، اهل ایذه، ساکن خارگ
#اسحاق_کنعانی، ۳۵ ساله، اهل خارگ
#محسن_کریمی، ۴۵ ساله، اهل خارگ
#محمود_درویشی، اهل خارگ
پنج شهروند ساکن جزیره خارگ، شامل #محسن_کریمی، #محمود_درویشی، #یاسر_موسوی، #اسحاق_کنعانی و #یوسف_افشاری، از ۲۵ روز پیش در بازداشت اداره اطلاعات بهسر میبرند و هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست
براساس اطلاعات بهدستآمده، این شهروندان روز یکشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۴ (۲۹ ژوئن ۲۰۲۵) در منازل یا محل کارشان در جزیره خارگ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از آن به بوشهر منتقل شدهاند. از آن زمان تاکنون، تنها در چند نوبت تماسهای کوتاهمدتی با خانوادههای خود داشتهاند و جزئیاتی درباره وضعیت حقوقی یا اتهامات رسمی آنان اعلام نشده است
گفته میشود دلیل بازداشت این افراد، انتشار پستها و استوریهایی انتقادی در شبکه اجتماعی اینستاگرام بوده است. با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت، همچنان از روند پرونده و محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نیست.
اسامی و مشخصات این شهروندان به شرح زیر است:
#یوسف_افشاری، ۲۵ ساله، اهل جزیره خارگ
#یاسر_موسوی، ۲۵ ساله، اهل ایذه، ساکن خارگ
#اسحاق_کنعانی، ۳۵ ساله، اهل خارگ
#محسن_کریمی، ۴۵ ساله، اهل خارگ
#محمود_درویشی، اهل خارگ
ویدا مهرنیا، همسر زندانی دو تابعیتی محکوم به اعدام، از یک ماهه شدن بیخبری مطلق از احمدرضا جلالی خبر داد.
او نوشت:
«امروز یک ماه از آخرین باری که از احمدرضا خبری داشتیم میگذرد. در تمام این مدت، هیچگونه تماسی، هیچ بهروزرسانیای—فقط سکوت. این غیبت، برای خانواده ما بهشدت نگرانکننده و هشداردهنده است. ما با ترسی فزاینده و بیاطمینانی کامل نسبت به وضعیت و محل نگهداری او مواجهایم.
احمدرضا یک پژوهشگر و یک پدر است. او پیش از این نیز در دوران حبس ناعادلانهاش رنجهای بسیاری را تحمل کرده است. تداوم این بیخبری، اقدامی بیرحمانه و غیرانسانی است. ما خواهان اطلاع فوری از وضعیت احمدرضا و بازگرداندن ارتباط او با خانوادهاش هستیم.
ما از مقامهای ایرانی میخواهیم فوراً درباره وضعیت احمدرضا اطلاعرسانی کرده و امکان تماس او با خانوادهاش را فراهم کنند. همچنین از جامعه بینالمللی میخواهیم که همچنان برای آزادی او و رعایت حقوق اولیه انسانیاش فشار وارد کند.
احمدرضا کجاست؟ ما تا زمانی که پاسخی روشن نگیریم، دست از پرسیدن برنخواهیم داشت.»
ـ
او نوشت:
«امروز یک ماه از آخرین باری که از احمدرضا خبری داشتیم میگذرد. در تمام این مدت، هیچگونه تماسی، هیچ بهروزرسانیای—فقط سکوت. این غیبت، برای خانواده ما بهشدت نگرانکننده و هشداردهنده است. ما با ترسی فزاینده و بیاطمینانی کامل نسبت به وضعیت و محل نگهداری او مواجهایم.
احمدرضا یک پژوهشگر و یک پدر است. او پیش از این نیز در دوران حبس ناعادلانهاش رنجهای بسیاری را تحمل کرده است. تداوم این بیخبری، اقدامی بیرحمانه و غیرانسانی است. ما خواهان اطلاع فوری از وضعیت احمدرضا و بازگرداندن ارتباط او با خانوادهاش هستیم.
ما از مقامهای ایرانی میخواهیم فوراً درباره وضعیت احمدرضا اطلاعرسانی کرده و امکان تماس او با خانوادهاش را فراهم کنند. همچنین از جامعه بینالمللی میخواهیم که همچنان برای آزادی او و رعایت حقوق اولیه انسانیاش فشار وارد کند.
احمدرضا کجاست؟ ما تا زمانی که پاسخی روشن نگیریم، دست از پرسیدن برنخواهیم داشت.»
ـ
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
روایت مطهره، یکی از ۱۵ زن حاضر در در بند ۲۰۹ اوین در روز بمباران: "از مرگ بازگشتم..."
مطهره گونهای، فعال سیاسی و مدنی، پس از آزادی از بازداشت، در استوری اینستاگرام خود روایتی تکاندهنده از روزهای حبس، انتقالها، ضرب و جرح و سرنوشت ۱۵ زن زندانی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتشر کرده است.
او نوشته:
«من تنها یکی از ۱۵ نفر بند زنان منحوس ۲۰۹ وزارت اطلاعات بودم که از مرگ بازگشتم...
مدام این جمله را در ذهنم تکرار میکنم آنها میخواستند ما زیر آوار جنگ دفن شویم...
شر جهنم جور و جنگ و جنون از خاک پاک ایران جانمان دور باد»
او درباره سایر زنان حاضر در بند ۲۰۹ نوشته:
«ما را که حسب برنامهریزیشان قرار نبود زنده بمانیم و حتى موقع انفجارها درهای سلول را خودمان شکستیم و پاسیارها دستور گرفته بودند که درهای انفرادیها و سلولها را باز نکنند، پس از بمباران اوین به قرنطینه قرچک منتقل کردند و پس از دو روز به خانهی امن وزارت اطلاعات در ناکجاآباد فرستادند.
به علت امحای پرونده، نام من تا پنج روز حتی در لیست بازداشتیهای وزارت نبود و خانوادهام دست به دامان غسالخانهها و سردخانهها شده بودند.
اسامی ۱۴ زن دیگر ۲۰۹ تا ۴ تیر، پیش از انتقال به خانه امن اطلاعات:
دنیا حسینی، ارغوان فلاحی، پرستو هاشمی (مبتلا به سرطان)، دنیا کمالی، رها ناظر، مینا (سالمند و نیازمند رسیدگی جدی)، ليدا (زندانی کلیمی)، شیده، شیدا و نوشین (هر سه بهایی)، سیسیل (فرانسوی)، زینب (زندانی عراقی-ترکی)، رودابه (زهرا)، تكتم.»
مطهره در شرح کوتاهی از بازداشت خشونتبارش گفته و خبر داده که هنگام بازداشت دستش را از ناحیه آرنج شکستند و سه گلوله شلیک کردند:
«نحوه بازداشت من توأمان با خشونت بیسابقه و تمامعیار بود و تنها جرممان این بود که به نداشتن حکم قضایی مبنی بر ورود، بازداشت و تفتیش اعتراض کردیم.
دست راست من از ناحیه آرنج، حین بازداشت دچار شکستگی شد و در بیمارستان قمر بنیهاشم وابسته به وزارت، گچ و آتل بستند و در خانه امن بدون نظارت پزشک متخصص در آوردند.
نیمی از انگشتانم دچار خوابرفتگی شدند و مبتلا به محدودیت حرکتی از همان ناحیه هستم.
چهارشنبه مورخ ۲۸ خرداد یعنی چهار روز پس از بازداشت با پدر و مادرم تماس گرفتم و متوجه شدم که به شدت متحمل ضرب و شتم، خاصه از ناحیه صورت، توسط مأموران امنیتی شدهاند که با مراجعه به پزشکی قانونی طول درمان گرفتهاند...
مأموران وزارت اطلاعات در حین بازداشت از سلاح گرم در داخل خانه و زیر سقف بسته استفاده کردند که سه گلوله به دیوار کنار من شلیک شد و هنوز پوکههایش موجود است...»
او بازداشت خود را ربایش توصیف کرده و وعده داده که ماجرای کامل را به زودی بنویسد:
«وزارت اطلاعات بدون هیچ قرار بازداشتی ۳۴ روز مرا ربوده بود و حتی هنگام آزادی مرا با چشمبند در خیابان مقابل متروی شهرک محلاتی پیاده کردند. حتی کفشی نداشتم که بپوشم چرا که هنگام بازداشت مرا پابرهنه و گیج، با یک شال دور گردنم روی زمین میکشیدند و میبردند.
روایت این سی و چند روز داستان خونجگر است... که حتما به قید حیات و عدم بازداشت مجدد، با جزئیات خواهم گفت که چه بر سرمان آوردند...»
به مطهره گونهای چهار اتهام منتسب شده است که عمدتا مصداقشان توییتهایی بوده که نوشته بود:
«تفهیم اتهام نهایی بنده در شعبه ۳ بازپرسی دادسرای امنیت بدین شرح بود:
۱. تبلیغ علیه نظام به نفع گروههای معاند
۲. نشر اکاذیب و سیاهنمایی به نفع معاندین
۳. اهانت به رهبری
۴. حضور بدون رعایت حجاب شرعی در ملأ عام»
https://t.me/behnima/65609
مطهره گونهای، فعال سیاسی و مدنی، پس از آزادی از بازداشت، در استوری اینستاگرام خود روایتی تکاندهنده از روزهای حبس، انتقالها، ضرب و جرح و سرنوشت ۱۵ زن زندانی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتشر کرده است.
او نوشته:
«من تنها یکی از ۱۵ نفر بند زنان منحوس ۲۰۹ وزارت اطلاعات بودم که از مرگ بازگشتم...
مدام این جمله را در ذهنم تکرار میکنم آنها میخواستند ما زیر آوار جنگ دفن شویم...
شر جهنم جور و جنگ و جنون از خاک پاک ایران جانمان دور باد»
او درباره سایر زنان حاضر در بند ۲۰۹ نوشته:
«ما را که حسب برنامهریزیشان قرار نبود زنده بمانیم و حتى موقع انفجارها درهای سلول را خودمان شکستیم و پاسیارها دستور گرفته بودند که درهای انفرادیها و سلولها را باز نکنند، پس از بمباران اوین به قرنطینه قرچک منتقل کردند و پس از دو روز به خانهی امن وزارت اطلاعات در ناکجاآباد فرستادند.
به علت امحای پرونده، نام من تا پنج روز حتی در لیست بازداشتیهای وزارت نبود و خانوادهام دست به دامان غسالخانهها و سردخانهها شده بودند.
اسامی ۱۴ زن دیگر ۲۰۹ تا ۴ تیر، پیش از انتقال به خانه امن اطلاعات:
دنیا حسینی، ارغوان فلاحی، پرستو هاشمی (مبتلا به سرطان)، دنیا کمالی، رها ناظر، مینا (سالمند و نیازمند رسیدگی جدی)، ليدا (زندانی کلیمی)، شیده، شیدا و نوشین (هر سه بهایی)، سیسیل (فرانسوی)، زینب (زندانی عراقی-ترکی)، رودابه (زهرا)، تكتم.»
مطهره در شرح کوتاهی از بازداشت خشونتبارش گفته و خبر داده که هنگام بازداشت دستش را از ناحیه آرنج شکستند و سه گلوله شلیک کردند:
«نحوه بازداشت من توأمان با خشونت بیسابقه و تمامعیار بود و تنها جرممان این بود که به نداشتن حکم قضایی مبنی بر ورود، بازداشت و تفتیش اعتراض کردیم.
دست راست من از ناحیه آرنج، حین بازداشت دچار شکستگی شد و در بیمارستان قمر بنیهاشم وابسته به وزارت، گچ و آتل بستند و در خانه امن بدون نظارت پزشک متخصص در آوردند.
نیمی از انگشتانم دچار خوابرفتگی شدند و مبتلا به محدودیت حرکتی از همان ناحیه هستم.
چهارشنبه مورخ ۲۸ خرداد یعنی چهار روز پس از بازداشت با پدر و مادرم تماس گرفتم و متوجه شدم که به شدت متحمل ضرب و شتم، خاصه از ناحیه صورت، توسط مأموران امنیتی شدهاند که با مراجعه به پزشکی قانونی طول درمان گرفتهاند...
مأموران وزارت اطلاعات در حین بازداشت از سلاح گرم در داخل خانه و زیر سقف بسته استفاده کردند که سه گلوله به دیوار کنار من شلیک شد و هنوز پوکههایش موجود است...»
او بازداشت خود را ربایش توصیف کرده و وعده داده که ماجرای کامل را به زودی بنویسد:
«وزارت اطلاعات بدون هیچ قرار بازداشتی ۳۴ روز مرا ربوده بود و حتی هنگام آزادی مرا با چشمبند در خیابان مقابل متروی شهرک محلاتی پیاده کردند. حتی کفشی نداشتم که بپوشم چرا که هنگام بازداشت مرا پابرهنه و گیج، با یک شال دور گردنم روی زمین میکشیدند و میبردند.
روایت این سی و چند روز داستان خونجگر است... که حتما به قید حیات و عدم بازداشت مجدد، با جزئیات خواهم گفت که چه بر سرمان آوردند...»
به مطهره گونهای چهار اتهام منتسب شده است که عمدتا مصداقشان توییتهایی بوده که نوشته بود:
«تفهیم اتهام نهایی بنده در شعبه ۳ بازپرسی دادسرای امنیت بدین شرح بود:
۱. تبلیغ علیه نظام به نفع گروههای معاند
۲. نشر اکاذیب و سیاهنمایی به نفع معاندین
۳. اهانت به رهبری
۴. حضور بدون رعایت حجاب شرعی در ملأ عام»
https://t.me/behnima/65609
❤3
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
چپ خودباخته؛ از انقلابفروشی ۵۷ تا خوشخدمتی به جمهوری اسلامی در پوشش «ضد امپریالیسم»
در روزهایی که خیزش سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی، از خیابانهای ایران تا میدانهای هامبورگ و لندن طنینانداز است، چهرهی واقعی نیروهایی آشکار میشود که دههها زیر نقاب "چپ ضد امپریالیست" پنهان شده بودند. این جریانات، که امروز چیزی جز بقایای فرقههای پوسیده، منزوی و بیاثر نیستند، نه در صفوف انقلاب، بلکه همواره در لحظات سرنوشتساز، پشت به مردم و در کنار دشمنان آنها ایستادهاند.
چپ محور مقاومتی؛ چپ اسلامپناه
این نیروهای بهظاهر «چپ»، در عمل سالهاست به ستون پنجم جمهوری اسلامی در جنبشهای خارج از کشور بدل شدهاند. آنها که به خیابان و اعتراض واقعی هیچ نسبتی ندارند، در هیچ کجای مبارزهی عملی دیده نمیشوند، اما همانجا که مردم صدایشان را بلند میکنند یا نیرویی انقلابی برمیخیزد، بلافاصله در صف تخریب، تخطئه و تفرقه میایستند. اینان نه تنها توان یا جرئت حضور در میدان را ندارند، بلکه مأموریتشان حفظ وضعیت موجود و باز نگه داشتن «مسجد آبی»ها و مراکز تبلیغاتی جمهوری اسلامی در اروپاست.
در کنار این خیانت عملی، همچنان واژگانی چون «امپریالیسم» و «صهیونیسم» ورد زبانشان است؛ گویی هنوز در بحبوحهی جنگ سرد گیر کردهاند و توجیهگر همهچیز بهجز جنایات جمهوری اسلامیاند. حتی در اوج سرکوب خونین آبان ۹۸ یا قیام زن، زندگی، آزادی، اینان بهجای ایستادن در کنار مردم، با تئوریهای پوسیده درباره «دخالت خارجی» و «خط سوم» عملاً به استمرار جنایت کمک کردند.
ستون پنجم رژیم، در لباس چپ
چپهای فرسودهای مانند «حزب کار طوفان»، فرقههای حکمتیستی سکتاریست، و دیگر بقایای متوهم چپ کلاسیک، امروز نه حامی انقلاب بلکه مانعی در برابر آناند. آنها که فریاد «مرگ بر آمریکا» را بلندتر از «مرگ بر دیکتاتور» سر میدهند، در راهپیماییهای بهاصطلاح ضد جنگ، شانهبهشانهی نیروهای حزبالله، حماس و مدافعان رژیم در خارج ظاهر میشوند – اما هرجا که مردم علیه نمادهای رژیم مثل مسجد اسلامی هامبورگ تجمع کنند، صدایشان به فریاد در میآید.
تعارضی در کار نیست؛ اینان خطمشیشان را با رژیم تنظیم میکنند. هر جا پای نقد جمهوری اسلامی به میان آید، ناگهان بحث را به «امپریالیسم» و «صهیونیسم» منحرف میکنند. اما آنجا که مردم فریاد «مرگ بر جمهوری اسلامی» سر میدهند، یا انقلابیونی چون حککا به میدان میآیند، اینان در کنار عوامل رژیم ایستاده و به تخریب مشغول میشوند.
افشاگری ضروری؛ با صدای انقلاب، علیه دستگاه فریب
امروز صفبندی روشنتر از همیشه است: در یک سو، مردم، زنان، کارگران، جوانان، و نیروهای انقلابیای چون حزب کمونیست کارگری ایران که بیپروا و شفاف در برابر جمهوری اسلامی ایستادهاند. و در سوی دیگر، چپهای محور مقاومتی و فرقههای سکتاریستی که مأموریتشان فرسایش انرژی انقلابی، تطهیر چهره رژیم و تخریب صفوف مستقل است.
ما این وارونهنماییها را افشا میکنیم. چپ اسلامپناه، چپ پناهبررهبر، چپِ حامی مسجد آبی و حزبالله، هیچ ربطی به سوسیالیسم و کمونیسم ندارد. آنان ابزار ارتجاعاند، نه صدای آزادی.
تاریخ، داور نهایی است. و اینان – هر نام و ادعایی داشته باشند – در نهایت به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست، جایی که جای خیانتکاران است.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری و حقوق کودکان
#چپ_محور_مقاومتی
#چپ_اسلامپناه
#نه_به_تفرقه_آفرینی
https://t.me/behnima/65613
در روزهایی که خیزش سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی، از خیابانهای ایران تا میدانهای هامبورگ و لندن طنینانداز است، چهرهی واقعی نیروهایی آشکار میشود که دههها زیر نقاب "چپ ضد امپریالیست" پنهان شده بودند. این جریانات، که امروز چیزی جز بقایای فرقههای پوسیده، منزوی و بیاثر نیستند، نه در صفوف انقلاب، بلکه همواره در لحظات سرنوشتساز، پشت به مردم و در کنار دشمنان آنها ایستادهاند.
چپ محور مقاومتی؛ چپ اسلامپناه
این نیروهای بهظاهر «چپ»، در عمل سالهاست به ستون پنجم جمهوری اسلامی در جنبشهای خارج از کشور بدل شدهاند. آنها که به خیابان و اعتراض واقعی هیچ نسبتی ندارند، در هیچ کجای مبارزهی عملی دیده نمیشوند، اما همانجا که مردم صدایشان را بلند میکنند یا نیرویی انقلابی برمیخیزد، بلافاصله در صف تخریب، تخطئه و تفرقه میایستند. اینان نه تنها توان یا جرئت حضور در میدان را ندارند، بلکه مأموریتشان حفظ وضعیت موجود و باز نگه داشتن «مسجد آبی»ها و مراکز تبلیغاتی جمهوری اسلامی در اروپاست.
در کنار این خیانت عملی، همچنان واژگانی چون «امپریالیسم» و «صهیونیسم» ورد زبانشان است؛ گویی هنوز در بحبوحهی جنگ سرد گیر کردهاند و توجیهگر همهچیز بهجز جنایات جمهوری اسلامیاند. حتی در اوج سرکوب خونین آبان ۹۸ یا قیام زن، زندگی، آزادی، اینان بهجای ایستادن در کنار مردم، با تئوریهای پوسیده درباره «دخالت خارجی» و «خط سوم» عملاً به استمرار جنایت کمک کردند.
ستون پنجم رژیم، در لباس چپ
چپهای فرسودهای مانند «حزب کار طوفان»، فرقههای حکمتیستی سکتاریست، و دیگر بقایای متوهم چپ کلاسیک، امروز نه حامی انقلاب بلکه مانعی در برابر آناند. آنها که فریاد «مرگ بر آمریکا» را بلندتر از «مرگ بر دیکتاتور» سر میدهند، در راهپیماییهای بهاصطلاح ضد جنگ، شانهبهشانهی نیروهای حزبالله، حماس و مدافعان رژیم در خارج ظاهر میشوند – اما هرجا که مردم علیه نمادهای رژیم مثل مسجد اسلامی هامبورگ تجمع کنند، صدایشان به فریاد در میآید.
تعارضی در کار نیست؛ اینان خطمشیشان را با رژیم تنظیم میکنند. هر جا پای نقد جمهوری اسلامی به میان آید، ناگهان بحث را به «امپریالیسم» و «صهیونیسم» منحرف میکنند. اما آنجا که مردم فریاد «مرگ بر جمهوری اسلامی» سر میدهند، یا انقلابیونی چون حککا به میدان میآیند، اینان در کنار عوامل رژیم ایستاده و به تخریب مشغول میشوند.
افشاگری ضروری؛ با صدای انقلاب، علیه دستگاه فریب
امروز صفبندی روشنتر از همیشه است: در یک سو، مردم، زنان، کارگران، جوانان، و نیروهای انقلابیای چون حزب کمونیست کارگری ایران که بیپروا و شفاف در برابر جمهوری اسلامی ایستادهاند. و در سوی دیگر، چپهای محور مقاومتی و فرقههای سکتاریستی که مأموریتشان فرسایش انرژی انقلابی، تطهیر چهره رژیم و تخریب صفوف مستقل است.
ما این وارونهنماییها را افشا میکنیم. چپ اسلامپناه، چپ پناهبررهبر، چپِ حامی مسجد آبی و حزبالله، هیچ ربطی به سوسیالیسم و کمونیسم ندارد. آنان ابزار ارتجاعاند، نه صدای آزادی.
تاریخ، داور نهایی است. و اینان – هر نام و ادعایی داشته باشند – در نهایت به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست، جایی که جای خیانتکاران است.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری و حقوق کودکان
#چپ_محور_مقاومتی
#چپ_اسلامپناه
#نه_به_تفرقه_آفرینی
https://t.me/behnima/65613
بازداشت خشونتآمیز یک شهروند کُرد معلول در مریوان توسط نیروهای امنیتی
در شامگاه چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ (۲۳ ژوئیه ۲۰۲۵)، #محمد_پروازە، شهروند ۲۹ ساله و پدر سه فرزند، اهل روستای #نی از توابع #مریوان، توسط نیروهای لباسشخصی وابسته به نهادهای امنیتی، بدون ارائه حکم قضایی و با اعمال خشونت شدید، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بازداشت وی در محدوده سهراهی روستای نی و همراه با ضربوشتم صورت گرفته است. طبق اطلاعات محلی، محمد پروازه دارای معلولیت جسمی است و پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.
تا این لحظه، هیچگونه اطلاعاتی در خصوص دلیل بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت جسمی او در دست نیست.
#محمد_پروازە
#مریوان
https://t.me/behnima/65614
در شامگاه چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ (۲۳ ژوئیه ۲۰۲۵)، #محمد_پروازە، شهروند ۲۹ ساله و پدر سه فرزند، اهل روستای #نی از توابع #مریوان، توسط نیروهای لباسشخصی وابسته به نهادهای امنیتی، بدون ارائه حکم قضایی و با اعمال خشونت شدید، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بازداشت وی در محدوده سهراهی روستای نی و همراه با ضربوشتم صورت گرفته است. طبق اطلاعات محلی، محمد پروازه دارای معلولیت جسمی است و پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.
تا این لحظه، هیچگونه اطلاعاتی در خصوص دلیل بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت جسمی او در دست نیست.
#محمد_پروازە
#مریوان
https://t.me/behnima/65614
❤1
تهدید مسلحانه خواهر دادخواه جاویدنام مهران بصیر توانا همراه با کودک ۷سالهاش در ورودی صومعهسرا
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
https://t.me/behnima/65615
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
https://t.me/behnima/65615
آتش زدن مامور پلیس راه در مشهد
راننده یک دستگاه وانت در ورودی مشهد هنگام بازرسی و آزار و اذیت توسط مامور پلیس، با ریختن مواد سوختنی روی مامور پلیس راه، وی را به آتش کشید.
https://t.me/behnima/65616
راننده یک دستگاه وانت در ورودی مشهد هنگام بازرسی و آزار و اذیت توسط مامور پلیس، با ریختن مواد سوختنی روی مامور پلیس راه، وی را به آتش کشید.
https://t.me/behnima/65616