بیانیه کمیته حقیقتیاب سازمان ملل در واکنش به اجرای حکم اعدام عباس (مجاهد) کورکور
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل متحد در واکنش به اجرای حکم اعدام عباس (مجاهد) کورکور، معترض ۴۲ ساله اهل ایذه، با صدور بیانیهای از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواست تا فوراً به اجرای مجازات اعدام پایان دهند.
در این بیانیه، اعدام آقای کورکور که در جریان اعتراضات سراسری موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده و به اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض» محکوم گردیده بود، نتیجه روندی ناعادلانه و همراه با نقض جدی حقوق بشر، از جمله شکنجه و فقدان دادرسی عادلانه توصیف شده است.
کمیته همچنین نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام برای سایر فعالان مدنی از جمله پخشان عزیزی، شریفه محمدی و وریشه مرادی هشدار داده و خواستار توقف فوری چنین احکام شده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، نیز در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن حمایت از موضع این کمیته، خواستار توقف فوری اعدام معترضان شد. وی تأکید کرد که پرونده عباس کورکور پیشتر در مکاتبات رسمی میان سازمان ملل و جمهوری اسلامی مطرح شده بود.
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل متحد در واکنش به اجرای حکم اعدام عباس (مجاهد) کورکور، معترض ۴۲ ساله اهل ایذه، با صدور بیانیهای از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواست تا فوراً به اجرای مجازات اعدام پایان دهند.
در این بیانیه، اعدام آقای کورکور که در جریان اعتراضات سراسری موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده و به اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض» محکوم گردیده بود، نتیجه روندی ناعادلانه و همراه با نقض جدی حقوق بشر، از جمله شکنجه و فقدان دادرسی عادلانه توصیف شده است.
کمیته همچنین نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام برای سایر فعالان مدنی از جمله پخشان عزیزی، شریفه محمدی و وریشه مرادی هشدار داده و خواستار توقف فوری چنین احکام شده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، نیز در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن حمایت از موضع این کمیته، خواستار توقف فوری اعدام معترضان شد. وی تأکید کرد که پرونده عباس کورکور پیشتر در مکاتبات رسمی میان سازمان ملل و جمهوری اسلامی مطرح شده بود.
ادامه بازداشت بیژن کاظمی در بیخبری کامل؛ چهار ماه حبس بدون رسیدگی قضایی
#بیژن_کاظمی، شهروند ساکن کوهدشت، با گذشت بیش از چهار ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت نامشخص و بدون هیچگونه رسیدگی قضایی در زندان اوین نگهداری میشود.
این شهروند، که در تمام این مدت از حق ملاقات با خانواده و همچنین دسترسی به وکیل محروم بوده، در شرایطی بهسر میبرد که روند قضایی پروندهاش عملاً متوقف مانده است. به گفته یک منبع مطلع، هیچ گونه تصمیم یا اقدام رسمی از سوی دستگاه قضایی در خصوص وضعیت او اتخاذ نشده است.
با تداوم این وضعیت، نگرانیها درباره نقض حقوق قانونی این بازداشتشده افزایش یافته و خانوادهاش نسبت به سلامت و سرنوشت او ابراز نگرانی کردهاند. بازداشت طولانیمدت بدون تفهیم اتهام یا برگزاری دادگاه، در تناقض آشکار با اصول دادرسی عادلانه و قوانین داخلی و بینالمللی است.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64120
#بیژن_کاظمی، شهروند ساکن کوهدشت، با گذشت بیش از چهار ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت نامشخص و بدون هیچگونه رسیدگی قضایی در زندان اوین نگهداری میشود.
این شهروند، که در تمام این مدت از حق ملاقات با خانواده و همچنین دسترسی به وکیل محروم بوده، در شرایطی بهسر میبرد که روند قضایی پروندهاش عملاً متوقف مانده است. به گفته یک منبع مطلع، هیچ گونه تصمیم یا اقدام رسمی از سوی دستگاه قضایی در خصوص وضعیت او اتخاذ نشده است.
با تداوم این وضعیت، نگرانیها درباره نقض حقوق قانونی این بازداشتشده افزایش یافته و خانوادهاش نسبت به سلامت و سرنوشت او ابراز نگرانی کردهاند. بازداشت طولانیمدت بدون تفهیم اتهام یا برگزاری دادگاه، در تناقض آشکار با اصول دادرسی عادلانه و قوانین داخلی و بینالمللی است.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64120
صدور قطعنامه علیه رژیم ایران در نشست شورای حکام
👈شورای حکام قطعنامه علیه رژیم ایران را در نشست شورای حکام تصویب کرد.
آرای موافق: (۱۹)
🔺آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، اسپانیا، آرژانتین، استرالیا، بلژیک، اکوادور، اوکراین، کانادا، گرجستان، ژاپن، کره جنوبی، مراکش، ایتالیا، لوگزامبورگ، هلند، کلمبیا
آرای مخالف: (۳)
🔺روسیه، چین، بورکینافاسو
آرای ممتنع: (۱1)
🔺آفریقای جنوبی، هند، پاکستان، مصر، اندونزی، برزیل، غنا، تایلند، الجزایر، ارمنستان، بنگلادش.
🔺پاراگوئه و ونزوئلا از حق رأی برخوردار نبود.
https://t.me/behnima/64121
👈شورای حکام قطعنامه علیه رژیم ایران را در نشست شورای حکام تصویب کرد.
آرای موافق: (۱۹)
🔺آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، اسپانیا، آرژانتین، استرالیا، بلژیک، اکوادور، اوکراین، کانادا، گرجستان، ژاپن، کره جنوبی، مراکش، ایتالیا، لوگزامبورگ، هلند، کلمبیا
آرای مخالف: (۳)
🔺روسیه، چین، بورکینافاسو
آرای ممتنع: (۱1)
🔺آفریقای جنوبی، هند، پاکستان، مصر، اندونزی، برزیل، غنا، تایلند، الجزایر، ارمنستان، بنگلادش.
🔺پاراگوئه و ونزوئلا از حق رأی برخوردار نبود.
https://t.me/behnima/64121
از ۲۲ خرداد تا امروز؛ این فقط تاریخ نیست، این یک زخم زنده است
روایتی از رنج، ایستادگی و از دستدادن، به قلم بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد ۱۳۸۹، تنها یک تاریخ نیست؛ زخمی است که هنوز در جانم میسوزد، سندی است از خشونتی که بر جسم و روحم رفت، و نشانی است از ایستادگی در برابر سرکوب.
در خیابان انقلاب تهران، در میان مردمی که برای آزادی فریاد میزدند، من هم بودم. اما صدایم نه با گوش، که با باتوم شنیده شد. همانجا بازداشت شدم؛ کتک خوردم، به پلیس امنیت برده شدم، و بعد به بند ۲۰۹ اوین. ماهها در سلول انفرادی، در سکوت و تاریکی، زیر شکنجههای جسمی و روانی، تنها به این جرم که صدایم را خاموش نکردم.
اما من نَشکَستم.
در تمام این سالها، درون زندان و زیر شدیدترین فشارها، به فعالیت حقوق بشری ادامه دادم. از داخل زندان بیانیه میفرستادم، صدای همبندیهایم را به بیرون میرساندم، حتی برای زندانیان عادی هم چون برادری دلسوز ایستادم. اما این مبارزه، بهایی سنگین داشت.
تلخترین زخمم، نه آن بازداشتها و شکنجهها، بلکه فقدان تنها پسرم، نیما بود.
زمانی که در زندان بودم، نیما به سرطان خون مبتلا شد. سالها با بیماری جنگید، در حالی که من کنار او نبودم؛ پدری که میخواست بغلش کند، اما دیوارهای زندان اوین فاصله انداخت.
نیما، نهفقط فرزندم، که همسنگرم بود؛ بیانیههایم را منتشر میکرد، ویسهایی که از زندان میفرستادم به رسانهها و نهادهای حقوق بشری میداد، صدای پدرش بود وقتی پدرش را خفه کرده بودند.
اما متأسفانه، در سن ۲۱ سالگی، در میان تمام این رنجها و مقاومتها، نیما را هم از من گرفتند. داغی که تا آخر عمر در سینهام خواهد ماند.
بعد از آن، در جریان زلزله کرمانشاه، به میان مردم رفتم. بهعنوان یک شهروند، تلاش کردم کمکرسان باشم. اما بهجای قدردانی، دوباره بازداشت شدم؛ با پروندهسازی، با اتهامات سیاسی، با هدف خاموش کردن صدایم.
همزمان، اطلاعات سپاه در تهران پروندهای دیگر برایم ساخت. ماهها در انفرادی دو-الف بودم. در نهایت، به پنج سال حبس دیگر محکوم شدم. امروز، با شش سال و نیم حکم جدید، همچنان در مسیر درد و ایستادگی هستم.
در تمام این سالها، زندان نه فقط مکانی برای حبس من، بلکه دانشگاهی برای آموختن ایستادگی شد.
درد را هنوز در تنم حس میکنم. اما این درد، پرچم سکوت نیست؛ پرچم ایستادگی است.
یادآور این است که حتی در دل تاریکترین سلولها، نور امید خاموش نمیشود.
۲۲ خرداد، سالگرد بازداشت من نیست؛ سندی است از اینکه شکنجه، تبعید، و فقدان نمیتوانند انسانی را که ایستاده است، خم کنند.
بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد – سالروز بازداشت
روایتی از رنج، ایستادگی و از دستدادن، به قلم بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد ۱۳۸۹، تنها یک تاریخ نیست؛ زخمی است که هنوز در جانم میسوزد، سندی است از خشونتی که بر جسم و روحم رفت، و نشانی است از ایستادگی در برابر سرکوب.
در خیابان انقلاب تهران، در میان مردمی که برای آزادی فریاد میزدند، من هم بودم. اما صدایم نه با گوش، که با باتوم شنیده شد. همانجا بازداشت شدم؛ کتک خوردم، به پلیس امنیت برده شدم، و بعد به بند ۲۰۹ اوین. ماهها در سلول انفرادی، در سکوت و تاریکی، زیر شکنجههای جسمی و روانی، تنها به این جرم که صدایم را خاموش نکردم.
اما من نَشکَستم.
در تمام این سالها، درون زندان و زیر شدیدترین فشارها، به فعالیت حقوق بشری ادامه دادم. از داخل زندان بیانیه میفرستادم، صدای همبندیهایم را به بیرون میرساندم، حتی برای زندانیان عادی هم چون برادری دلسوز ایستادم. اما این مبارزه، بهایی سنگین داشت.
تلخترین زخمم، نه آن بازداشتها و شکنجهها، بلکه فقدان تنها پسرم، نیما بود.
زمانی که در زندان بودم، نیما به سرطان خون مبتلا شد. سالها با بیماری جنگید، در حالی که من کنار او نبودم؛ پدری که میخواست بغلش کند، اما دیوارهای زندان اوین فاصله انداخت.
نیما، نهفقط فرزندم، که همسنگرم بود؛ بیانیههایم را منتشر میکرد، ویسهایی که از زندان میفرستادم به رسانهها و نهادهای حقوق بشری میداد، صدای پدرش بود وقتی پدرش را خفه کرده بودند.
اما متأسفانه، در سن ۲۱ سالگی، در میان تمام این رنجها و مقاومتها، نیما را هم از من گرفتند. داغی که تا آخر عمر در سینهام خواهد ماند.
بعد از آن، در جریان زلزله کرمانشاه، به میان مردم رفتم. بهعنوان یک شهروند، تلاش کردم کمکرسان باشم. اما بهجای قدردانی، دوباره بازداشت شدم؛ با پروندهسازی، با اتهامات سیاسی، با هدف خاموش کردن صدایم.
همزمان، اطلاعات سپاه در تهران پروندهای دیگر برایم ساخت. ماهها در انفرادی دو-الف بودم. در نهایت، به پنج سال حبس دیگر محکوم شدم. امروز، با شش سال و نیم حکم جدید، همچنان در مسیر درد و ایستادگی هستم.
در تمام این سالها، زندان نه فقط مکانی برای حبس من، بلکه دانشگاهی برای آموختن ایستادگی شد.
درد را هنوز در تنم حس میکنم. اما این درد، پرچم سکوت نیست؛ پرچم ایستادگی است.
یادآور این است که حتی در دل تاریکترین سلولها، نور امید خاموش نمیشود.
۲۲ خرداد، سالگرد بازداشت من نیست؛ سندی است از اینکه شکنجه، تبعید، و فقدان نمیتوانند انسانی را که ایستاده است، خم کنند.
بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد – سالروز بازداشت
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
از ۲۲ خرداد تا امروز؛ این فقط تاریخ نیست، این یک زخم زنده است
روایتی از رنج، ایستادگی و از دستدادن
✍️ به قلم #بهنام_ابراهیم_زاده
۲۲ خرداد ۱۳۸۹، تنها یک تاریخ نیست؛ زخمی است که هنوز در جانم میسوزد.
سندی است از خشونتی که بر جسم و روحم وارد شد، و نشانی است از ایستادگی در برابر سرکوب.
در خیابان انقلاب تهران، در میان مردمی که برای آزادی فریاد میزدند، من هم بودم. اما صدایم را نه با گوش، که با باتوم شنیدند. همانجا بازداشت شدم؛ کتک خوردم، به پلیس امنیت برده شدم و سپس به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدم.
ماهها در سلول انفرادی، در سکوت و تاریکی، زیر شکنجههای جسمی و روانی، تنها به این جرم که صدایم را خاموش نکردم.
اما من نَشکَستم.
در تمام این سالها، درون زندان و زیر شدیدترین فشارها، به فعالیت حقوق بشری ومبارزه ادامه دادم. از داخل زندان بیانیه میفرستادم، صدای همبندیهایم را به بیرون میرساندم، حتی برای زندانیان عادی نیز مثل برادری دلسوز ایستادم.
اما این ایستادگی، بهایی سنگین داشت.
تلخترین زخمم، نه آن بازداشتها و شکنجهها، بلکه فقدان تنها پسرم، نیما بود.
وقتی در زندان بودم، نیما به سرطان خون مبتلا شد. سالها با بیماری جنگید، بیآنکه پدرش کنارش باشد؛ پدری که فقط میخواست بغلش کند، اما دیوارهای زندان اوین بین ما فاصله انداخت.
نیما، نهفقط فرزندم، که همسنگرم بود. بیانیههایم را منتشر میکرد، ویسهایی که از زندان میفرستادم به رسانهها و نهادهای حقوق بشری میرساند. صدای پدرش بود، وقتی پدرش را خفه کرده بودند.
اما در سن ۲۱ سالگی، در میان تمام رنجها و مقاومتها، نیما را هم از من گرفتند.
داغی که تا آخر عمر، در سینهام خواهد ماند.
در فروردین ۱۳۹۳، بند ۳۵۰ اوین با حمله خشونتبار گارد ویژه مواجه شد؛ حملهای که با کتکزدن زندانیان، شکستن وسایل شخصی و ایجاد فضای رعب همراه بود. من هم از قربانیان آن روز بودم.
بهجای پاسخگویی به این خشونت، در حالی که در اعتراض به وضعیت موجود وپرونده سازی ونگه داشتن طولانی در انفرادی در حبس بودم اقدام به اعتصاب غذا کرده بودم مرا بهعنوان تنبیه، به زندان رجاییشهربند زندانیان خطرناک وموادی تبعید کردندومرا به هفت سال ونه ماه وپانزده روز دیگر محکوم. کردند. تبعیدی برای سکوت.
بعد از آن، در جریان زلزله کرمانشاه، به میان مردم رفتم. بهعنوان یک شهروند، تلاش کردم کمکرسان باشم. اما بهجای قدردانی، دوباره بازداشت شدم؛ با پروندهسازی، با اتهامات سیاسی، با همان هدف همیشگی: خاموش کردن صدا.
همزمان، اطلاعات سپاه در تهران پروندهای دیگر برایم ساخت. ماهها در سلول انفرادی بند دو-الف بودم. در نهایت، به پنج سال حبس دیگر محکوم شدم. امروز، با شش سال و نیم حکم جدید، همچنان در مسیر درد و ایستادگی ایستادهام.
در تمام این سالها، زندان برای من فقط مکانی برای حبس نبود؛ دانشگاهی بود برای آموختن ایستادگی.
درد را هنوز در تنم حس میکنم. اما این درد، پرچم سکوت نیست؛ پرچم ایستادگی است.
یادآور این است که حتی در دل تاریکترین سلولها، نور امید خاموش نمیشود.
۲۲ خرداد، سالگرد بازداشت من نیست؛
سندی است از اینکه شکنجه، تبعید، و فقدان، نمیتوانند انسانی را که ایستاده است، خم کنند.
#بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد – سالروز بازداشت
روایتی از رنج، ایستادگی و از دستدادن
✍️ به قلم #بهنام_ابراهیم_زاده
۲۲ خرداد ۱۳۸۹، تنها یک تاریخ نیست؛ زخمی است که هنوز در جانم میسوزد.
سندی است از خشونتی که بر جسم و روحم وارد شد، و نشانی است از ایستادگی در برابر سرکوب.
در خیابان انقلاب تهران، در میان مردمی که برای آزادی فریاد میزدند، من هم بودم. اما صدایم را نه با گوش، که با باتوم شنیدند. همانجا بازداشت شدم؛ کتک خوردم، به پلیس امنیت برده شدم و سپس به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدم.
ماهها در سلول انفرادی، در سکوت و تاریکی، زیر شکنجههای جسمی و روانی، تنها به این جرم که صدایم را خاموش نکردم.
اما من نَشکَستم.
در تمام این سالها، درون زندان و زیر شدیدترین فشارها، به فعالیت حقوق بشری ومبارزه ادامه دادم. از داخل زندان بیانیه میفرستادم، صدای همبندیهایم را به بیرون میرساندم، حتی برای زندانیان عادی نیز مثل برادری دلسوز ایستادم.
اما این ایستادگی، بهایی سنگین داشت.
تلخترین زخمم، نه آن بازداشتها و شکنجهها، بلکه فقدان تنها پسرم، نیما بود.
وقتی در زندان بودم، نیما به سرطان خون مبتلا شد. سالها با بیماری جنگید، بیآنکه پدرش کنارش باشد؛ پدری که فقط میخواست بغلش کند، اما دیوارهای زندان اوین بین ما فاصله انداخت.
نیما، نهفقط فرزندم، که همسنگرم بود. بیانیههایم را منتشر میکرد، ویسهایی که از زندان میفرستادم به رسانهها و نهادهای حقوق بشری میرساند. صدای پدرش بود، وقتی پدرش را خفه کرده بودند.
اما در سن ۲۱ سالگی، در میان تمام رنجها و مقاومتها، نیما را هم از من گرفتند.
داغی که تا آخر عمر، در سینهام خواهد ماند.
در فروردین ۱۳۹۳، بند ۳۵۰ اوین با حمله خشونتبار گارد ویژه مواجه شد؛ حملهای که با کتکزدن زندانیان، شکستن وسایل شخصی و ایجاد فضای رعب همراه بود. من هم از قربانیان آن روز بودم.
بهجای پاسخگویی به این خشونت، در حالی که در اعتراض به وضعیت موجود وپرونده سازی ونگه داشتن طولانی در انفرادی در حبس بودم اقدام به اعتصاب غذا کرده بودم مرا بهعنوان تنبیه، به زندان رجاییشهربند زندانیان خطرناک وموادی تبعید کردندومرا به هفت سال ونه ماه وپانزده روز دیگر محکوم. کردند. تبعیدی برای سکوت.
بعد از آن، در جریان زلزله کرمانشاه، به میان مردم رفتم. بهعنوان یک شهروند، تلاش کردم کمکرسان باشم. اما بهجای قدردانی، دوباره بازداشت شدم؛ با پروندهسازی، با اتهامات سیاسی، با همان هدف همیشگی: خاموش کردن صدا.
همزمان، اطلاعات سپاه در تهران پروندهای دیگر برایم ساخت. ماهها در سلول انفرادی بند دو-الف بودم. در نهایت، به پنج سال حبس دیگر محکوم شدم. امروز، با شش سال و نیم حکم جدید، همچنان در مسیر درد و ایستادگی ایستادهام.
در تمام این سالها، زندان برای من فقط مکانی برای حبس نبود؛ دانشگاهی بود برای آموختن ایستادگی.
درد را هنوز در تنم حس میکنم. اما این درد، پرچم سکوت نیست؛ پرچم ایستادگی است.
یادآور این است که حتی در دل تاریکترین سلولها، نور امید خاموش نمیشود.
۲۲ خرداد، سالگرد بازداشت من نیست؛
سندی است از اینکه شکنجه، تبعید، و فقدان، نمیتوانند انسانی را که ایستاده است، خم کنند.
#بهنام ابراهیمزاده
۲۲ خرداد – سالروز بازداشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🤩 گزارش کمال جعفری یزدی از جلسه دادگاه فرمایشی علیه وی
جلسه دادگاه #کمال_جعفری_یزدی به شکل ویدیو کنفرانس روز سه شنبه ۲۰ خرداد از زندان و بدون تفهیم اتهام و حضور وکیل برگزار شد. آقای جعفری اعلامکرد:
این دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و خواهان برگزاری دادگاه با حضور هیئت منصفه است.
او با نظر به وضعیت جسمی وخیم خود از نهادهای حقوق بشری درخواست رسیدگی داشته است.
در رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، عدالت در پسِ پردهای از ترس و تحقیر دفن شده است. بیدادگاههایی برگزار میشود بیهیئت منصفه، بیوکیل، بیتفهیم اتهام. بیدادگاههایی که حتی چهرهی قاضیاش از زندانی پنهان میماند؛ نه از شرم، که از ترس. کمال جعفری یزدی، فعال مدنی، یکی از این قربانیان است.
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/64134
جلسه دادگاه #کمال_جعفری_یزدی به شکل ویدیو کنفرانس روز سه شنبه ۲۰ خرداد از زندان و بدون تفهیم اتهام و حضور وکیل برگزار شد. آقای جعفری اعلامکرد:
این دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و خواهان برگزاری دادگاه با حضور هیئت منصفه است.
او با نظر به وضعیت جسمی وخیم خود از نهادهای حقوق بشری درخواست رسیدگی داشته است.
در رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، عدالت در پسِ پردهای از ترس و تحقیر دفن شده است. بیدادگاههایی برگزار میشود بیهیئت منصفه، بیوکیل، بیتفهیم اتهام. بیدادگاههایی که حتی چهرهی قاضیاش از زندانی پنهان میماند؛ نه از شرم، که از ترس. کمال جعفری یزدی، فعال مدنی، یکی از این قربانیان است.
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/64134
👍1
وضعیت نگرانکننده #سعید_محمدی_دورکی؛ متهم عقیدتی در بلاتکلیفی زندان اوین
#سعید_محمدی_دورکی، معروف به «حی حاضر»، متهم عقیدتی اهل اصفهان، بیش از یک سال است که بدون محاکمه و در شرایط نامعلوم در زندان اوین بهسر میبرد. پس از بازداشت در فرودگاه بهار سال ۱۴۰۳ و گذراندن مراحل بازجویی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، این زندانی به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شده و همچنان بلاتکلیف است.
با گذشت بیش از ۳۵۰ روز از بازداشت، هیچ حکم قضایی مشخصی برای #سعید_محمدی_دورکی صادر نشده و حقوق اولیه متهم سیاسی ـ عقیدتی، از جمله حق دسترسی به دادرسی عادلانه و تفهیم اتهام، نقض شده است. این بیعدالتی نه تنها نشاندهنده نقض قوانین اساسی جمهوری اسلامی است، بلکه ناقض تعهدات بینالمللی ایران در زمینه حقوق بشر نیز محسوب میشود.
این متهم عقیدتی که به باور خود با «دجالهای یهود» و «شیاطین» مبارزه میکند و به «نیروی سوم» یا انرژی کیهانی مجهز شده، به دلیل اعتصاب غذای اعتراضی در اعتراض به وضعیت خود، به خطر جانی افتاده است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64135
#سعید_محمدی_دورکی، معروف به «حی حاضر»، متهم عقیدتی اهل اصفهان، بیش از یک سال است که بدون محاکمه و در شرایط نامعلوم در زندان اوین بهسر میبرد. پس از بازداشت در فرودگاه بهار سال ۱۴۰۳ و گذراندن مراحل بازجویی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، این زندانی به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شده و همچنان بلاتکلیف است.
با گذشت بیش از ۳۵۰ روز از بازداشت، هیچ حکم قضایی مشخصی برای #سعید_محمدی_دورکی صادر نشده و حقوق اولیه متهم سیاسی ـ عقیدتی، از جمله حق دسترسی به دادرسی عادلانه و تفهیم اتهام، نقض شده است. این بیعدالتی نه تنها نشاندهنده نقض قوانین اساسی جمهوری اسلامی است، بلکه ناقض تعهدات بینالمللی ایران در زمینه حقوق بشر نیز محسوب میشود.
این متهم عقیدتی که به باور خود با «دجالهای یهود» و «شیاطین» مبارزه میکند و به «نیروی سوم» یا انرژی کیهانی مجهز شده، به دلیل اعتصاب غذای اعتراضی در اعتراض به وضعیت خود، به خطر جانی افتاده است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64135
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴آتش سوزی در پتروشیمی جزیره خارگ
▪️گفته می شود این حادثه در واحد گوگردی مجتمع پتروشیمی روی داده است که محل کار حداقل ۱۵ نفر در شیفت فعال بوده و یک نفر جان خود را از دست داده است
اعتصاب
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/64136
▪️گفته می شود این حادثه در واحد گوگردی مجتمع پتروشیمی روی داده است که محل کار حداقل ۱۵ نفر در شیفت فعال بوده و یک نفر جان خود را از دست داده است
اعتصاب
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/64136
اعزام یک زندانی سیاسی از زندان لاکان رشت به مرخصی
امروز پنجشنبه ۲۲ خردادماه، #مهدی_میرزایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، به مرخصی اعزام شد.
این مرخصی در حالی صورت گرفته که وی مدتیست در این زندان دوران محکومیت خود را سپری میکند. اعزام به مرخصی یکی از حقوق قانونی زندانیان است که در بسیاری از موارد، بهویژه برای زندانیان سیاسی، با محدودیتهایی مواجه میشود.
اعزام #مهدی_میرزایی به مرخصی، با توجه به شرایط سخت زندانهای کشور و فشارهای روحی و جسمی وارده به زندانیان سیاسی، گامی مثبت تلقی میشود؛ با این حال، هنوز مشخص نیست که مدت این مرخصی چقدر خواهد بود و آیا تمدید خواهد شد یا نه.
در ماههای اخیر، صدای اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران بیش از پیش شنیده میشود و بسیاری از نهادهای حقوق بشری خواستار آزادی یا دستکم بهبود شرایط نگهداری آنان شدهاند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64137
امروز پنجشنبه ۲۲ خردادماه، #مهدی_میرزایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، به مرخصی اعزام شد.
این مرخصی در حالی صورت گرفته که وی مدتیست در این زندان دوران محکومیت خود را سپری میکند. اعزام به مرخصی یکی از حقوق قانونی زندانیان است که در بسیاری از موارد، بهویژه برای زندانیان سیاسی، با محدودیتهایی مواجه میشود.
اعزام #مهدی_میرزایی به مرخصی، با توجه به شرایط سخت زندانهای کشور و فشارهای روحی و جسمی وارده به زندانیان سیاسی، گامی مثبت تلقی میشود؛ با این حال، هنوز مشخص نیست که مدت این مرخصی چقدر خواهد بود و آیا تمدید خواهد شد یا نه.
در ماههای اخیر، صدای اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران بیش از پیش شنیده میشود و بسیاری از نهادهای حقوق بشری خواستار آزادی یا دستکم بهبود شرایط نگهداری آنان شدهاند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/behnima/64137
تصاویری از حملات مرگبار اسراییل وتلف شدن چند نظامی حکومتی