💥زنان زندانی اوین پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی را گرامی داشتند
◾زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین روز سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، مراسم یادمانی به مناسبت پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی به نامهای #فرزاد_کمانگر، #شیرین_علمهولی، #علی_حیدریان، #فرهاد_وکیلی و #مهدی_اسلامیان که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بهدار آویخته شدند، برگزار کردند.
این مراسم که در فضای هواخوری زندان برگزار شد، با قرائت بخشهایی از نامههای ماندگار فرزاد کمانگر آغاز شد؛ نامههایی که همچنان پس از سالها، پیامآور امید، مقاومت و عشق به مردم هستند.
در ادامه، زندانیان به قرائت بیوگرافی و روایت مبارزات این پنج جانباخته پرداختند و داستان زندگی و ایستادگی آنها در برابر سرکوب را برای حاضران بازگو کردند.
همچنین، اشعاری در ستایش مقاومت و مبارزه خوانده شد و روایتهایی از همبندیان سابق شیرین علمهولی به اشتراک گذاشته شد که تصویری از شجاعت و انسانیت این زن مبارز را در ذهنها زنده کرد.
مراسم با خوانش دستهجمعی سرود «خون ارغوانها» به پایان رسید؛
◾زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین روز سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، مراسم یادمانی به مناسبت پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی به نامهای #فرزاد_کمانگر، #شیرین_علمهولی، #علی_حیدریان، #فرهاد_وکیلی و #مهدی_اسلامیان که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بهدار آویخته شدند، برگزار کردند.
این مراسم که در فضای هواخوری زندان برگزار شد، با قرائت بخشهایی از نامههای ماندگار فرزاد کمانگر آغاز شد؛ نامههایی که همچنان پس از سالها، پیامآور امید، مقاومت و عشق به مردم هستند.
در ادامه، زندانیان به قرائت بیوگرافی و روایت مبارزات این پنج جانباخته پرداختند و داستان زندگی و ایستادگی آنها در برابر سرکوب را برای حاضران بازگو کردند.
همچنین، اشعاری در ستایش مقاومت و مبارزه خوانده شد و روایتهایی از همبندیان سابق شیرین علمهولی به اشتراک گذاشته شد که تصویری از شجاعت و انسانیت این زن مبارز را در ذهنها زنده کرد.
مراسم با خوانش دستهجمعی سرود «خون ارغوانها» به پایان رسید؛
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
در سالروز اعدام فرزاد کمانگر و یارانش؛ یادآوری جنایتی بیپایان
سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه، بیهیچ دلیلی جز انتقام از انسانهایی که ایستاده بودند. امروز، دوباره باید صدای آن فریادهای خاموش باشیم؛ امروز، دوباره باید نامشان را بلند بگوییم تا تاریخ فراموش نکند.
من، #بهنام ابراهیمزاده، از بازماندگان آن روزها، کسی که در بند هفت زندان اوین با فرزاد عزیز وعلی حیدریان و...... همبند بودم، با تمام وجودم میگویم که فرزاد کمانگر نمونهای از شرافت، آگاهی و مقاومت بود. معلمی از دیار کردستان، که نه با گلوله، که با کتاب، نه با نفرت، که با امید، در برابر ظلم ایستاد. فرزاد همیشه کتابی در دست داشت؛ هر روز به کتابخانه بند میرفتیم، باهم میخواندیم، مینوشتیم و از درد مردممان میگفتیم. هیچ شکنجهای، هیچ سلولی نتوانست او را بشکند. فرزاد، ایستاده زیست و ایستاده جان داد.
اما جنایت تنها به اعدام ختم نشد. حتی پیکرهایشان را هم به خانوادههایشان ندادند. جمهوری اسلامی حتی از جسد قربانیانش هم میترسد. این حکومت نهتنها جانها را میگیرد، که یاد و خاطرهها را هم میخواهد خاموش کند. اما ما نمیگذاریم.
ما زندهها، ما شاهدان، ما رنجدیدگان، سکوت نمیکنیم. امروز، در سالروز آن جنایت، میگویم: فرزاد زنده است، چون آرمانش زنده است. فرزاد زنده است، چون ما زندهایم و فریاد میزنیم.
این رژیم باید بداند که تاریخ منتظر نمیماند. روزی خواهد رسید که تمام قاتلان فرزادها، در برابر عدالت، نه دادگاههای فرمایشی، که در دادگاه مردم پاسخگو خواهند بود.
بهنام فرزاد، بهنام عدالت، بهنام انسان.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری وحقوق کودکان
نوزده اردیبهشت ۱۴۰۴
#فرزادکمانگر
سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه، بیهیچ دلیلی جز انتقام از انسانهایی که ایستاده بودند. امروز، دوباره باید صدای آن فریادهای خاموش باشیم؛ امروز، دوباره باید نامشان را بلند بگوییم تا تاریخ فراموش نکند.
من، #بهنام ابراهیمزاده، از بازماندگان آن روزها، کسی که در بند هفت زندان اوین با فرزاد عزیز وعلی حیدریان و...... همبند بودم، با تمام وجودم میگویم که فرزاد کمانگر نمونهای از شرافت، آگاهی و مقاومت بود. معلمی از دیار کردستان، که نه با گلوله، که با کتاب، نه با نفرت، که با امید، در برابر ظلم ایستاد. فرزاد همیشه کتابی در دست داشت؛ هر روز به کتابخانه بند میرفتیم، باهم میخواندیم، مینوشتیم و از درد مردممان میگفتیم. هیچ شکنجهای، هیچ سلولی نتوانست او را بشکند. فرزاد، ایستاده زیست و ایستاده جان داد.
اما جنایت تنها به اعدام ختم نشد. حتی پیکرهایشان را هم به خانوادههایشان ندادند. جمهوری اسلامی حتی از جسد قربانیانش هم میترسد. این حکومت نهتنها جانها را میگیرد، که یاد و خاطرهها را هم میخواهد خاموش کند. اما ما نمیگذاریم.
ما زندهها، ما شاهدان، ما رنجدیدگان، سکوت نمیکنیم. امروز، در سالروز آن جنایت، میگویم: فرزاد زنده است، چون آرمانش زنده است. فرزاد زنده است، چون ما زندهایم و فریاد میزنیم.
این رژیم باید بداند که تاریخ منتظر نمیماند. روزی خواهد رسید که تمام قاتلان فرزادها، در برابر عدالت، نه دادگاههای فرمایشی، که در دادگاه مردم پاسخگو خواهند بود.
بهنام فرزاد، بهنام عدالت، بهنام انسان.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری وحقوق کودکان
نوزده اردیبهشت ۱۴۰۴
#فرزادکمانگر
🔶انجمن قلم برلین خواستار لغو حکم اعدام پیمان فرحآور شد
انجمن قلم برلین (PEN) خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری پیمان فرحآور، شاعر ایرانی محکوم به اعدام شد.
این انجمن روز چهارشنبه، هفتم مه (۱۷ اردیبهشت)، در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای پیمان فرحآور، "عمیقاً شوکه" شده است.
پیمان فرحآور، شاعر اهل گیلان با تخلص "شیدا"، پس از هفت ماه بازداشت در زندان لاکان رشت، به اتهام "بغی" و "محاربه" محکوم به اعدام و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به سه ماه حبس محکوم شد.
انجمن قلم برلین (PEN) خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری پیمان فرحآور، شاعر ایرانی محکوم به اعدام شد.
این انجمن روز چهارشنبه، هفتم مه (۱۷ اردیبهشت)، در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای پیمان فرحآور، "عمیقاً شوکه" شده است.
پیمان فرحآور، شاعر اهل گیلان با تخلص "شیدا"، پس از هفت ماه بازداشت در زندان لاکان رشت، به اتهام "بغی" و "محاربه" محکوم به اعدام و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به سه ماه حبس محکوم شد.
🕞 حشمتالله طبرزدی؛ صدای خاموشناشدنی در زندان خاموشی
حشمتالله طبرزدی را میتوان یکی از سمبلهای پایداری در تاریخ معاصر ایران دانست؛ نه بهخاطر آنکه هر آنچه گفته یا نوشته، بر سنگ حقیقت حک شده، بلکه به این دلیل ساده که حاضر نشده سکوت کند. او از نسلیست که میتوانست سودای قدرت در سر داشته باشد و به حاشیه امن مصلحتگرایی پناه ببرد، اما ترجیح داد هزینه بدهد، بارها زندان برود، تحقیر شود، و بازهم بنویسد، بگوید، بایستد.
طبرزدی نه یک چهره حزبی بود، نه یک تئوریسین در سایه. او همیشه در خط مقدم ایستاد؛ گاهی با خطا، گاهی با صراحتی بیپرده، گاهی با اشتباهاتی که از فشار، از انزوا، از خستگی برمیآید، اما همیشه با شرافت ایستاد.
در روزگاری که بسیاری از کنشگران سیاسی به معامله با قدرت خو گرفتند، طبرزدی راه بیبازگشت مقاومت را انتخاب کرد؛ راهی که نه مقام دارد، نه مصونیت، نه سهمی از کیک قدرت. او از همان آغاز اصلاحات حکومتی، تکلیفش را روشن کرد: با سازش دروغین، با رفرمهای قلابی، با اصلاحطلبان محافظهکار، مرز داشت. و این مرز را با زندان امضا کرد.
امروز، نزدیک به سه سال است که طبرزدی در زندان اصفهان به بند کشیده شده؛ بیمحاکمهای عادلانه، بیدسترسی کافی به خدمات درمانی، و بیصدا. سه سال نه برای جرمی واقعی، بلکه برای وفاداری به یک رؤیای دیرینه: رؤیای ایران آزاد، فارغ از بیداد.
وقتی صدایش از زندان شنیده نمیشود، وقتی جسمش تحلیل میرود و در محاصره محرومیت مطلق قرار دارد، وقتی حتی همنسلانش در اپوزیسیون گاه او را "تندرو" مینامند و با سکوت از کنارش میگذرند، مهم است که یادمان نرود: دفاع از طبرزدی، دفاع از انسانیت، از حق اعتراض، از حق نقدِ بیهراس است.
او حق دارد متفاوت بیندیشد، تند حرف بزند، حتی اشتباه کند. اما آنچه او را شایسته احترام و حمایت میکند، نه فقط افکارش، بلکه جسارتش در پرداختن بهای آنهاست.
ما شاید با همه روشهای طبرزدی موافق نباشیم. شاید از لحنش، از زبان مستقیم و گاه سختاش فاصله بگیریم. اما چه اهمیتی دارد؟ دفاع از طبرزدی، دفاع از آزادی بیان بدون فیلتر «شباهت» است. اگر قرار است فقط از امثال خودمان حمایت کنیم، بهتر است نامش را بگذاریم قبیلهگرایی سیاسی، نه آزادیخواهی.
امروز جمهوری اسلامی از حبسهای طولانی برای فرسایش روانی کنشگران استفاده میکند. حبس طبرزدی فقط حبس یک فرد نیست؛ حبس یک روش زندگیست که بر آزادگی، مسئولیتپذیری، و شجاعت استوار است. خاموش کردن صدای او، تلاش برای خاموش کردن آینهایست که عریانی نظام را نشان میدهد.
طبرزدی به ما یادآوری میکند که قیمت ایستادن چقدر میتواند سنگین باشد، اما بیهزینهبودن، خود یک خیانت خاموش است. دفاع از او، دفاع از مرز بین مقاومت و مصلحتطلبیست.
سکوت نکنیم.
نگذاریم صدای کسانی که برای ما جنگیدهاند، در زندان خاموش شود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#طبرزدی
حشمتالله طبرزدی را میتوان یکی از سمبلهای پایداری در تاریخ معاصر ایران دانست؛ نه بهخاطر آنکه هر آنچه گفته یا نوشته، بر سنگ حقیقت حک شده، بلکه به این دلیل ساده که حاضر نشده سکوت کند. او از نسلیست که میتوانست سودای قدرت در سر داشته باشد و به حاشیه امن مصلحتگرایی پناه ببرد، اما ترجیح داد هزینه بدهد، بارها زندان برود، تحقیر شود، و بازهم بنویسد، بگوید، بایستد.
طبرزدی نه یک چهره حزبی بود، نه یک تئوریسین در سایه. او همیشه در خط مقدم ایستاد؛ گاهی با خطا، گاهی با صراحتی بیپرده، گاهی با اشتباهاتی که از فشار، از انزوا، از خستگی برمیآید، اما همیشه با شرافت ایستاد.
در روزگاری که بسیاری از کنشگران سیاسی به معامله با قدرت خو گرفتند، طبرزدی راه بیبازگشت مقاومت را انتخاب کرد؛ راهی که نه مقام دارد، نه مصونیت، نه سهمی از کیک قدرت. او از همان آغاز اصلاحات حکومتی، تکلیفش را روشن کرد: با سازش دروغین، با رفرمهای قلابی، با اصلاحطلبان محافظهکار، مرز داشت. و این مرز را با زندان امضا کرد.
امروز، نزدیک به سه سال است که طبرزدی در زندان اصفهان به بند کشیده شده؛ بیمحاکمهای عادلانه، بیدسترسی کافی به خدمات درمانی، و بیصدا. سه سال نه برای جرمی واقعی، بلکه برای وفاداری به یک رؤیای دیرینه: رؤیای ایران آزاد، فارغ از بیداد.
وقتی صدایش از زندان شنیده نمیشود، وقتی جسمش تحلیل میرود و در محاصره محرومیت مطلق قرار دارد، وقتی حتی همنسلانش در اپوزیسیون گاه او را "تندرو" مینامند و با سکوت از کنارش میگذرند، مهم است که یادمان نرود: دفاع از طبرزدی، دفاع از انسانیت، از حق اعتراض، از حق نقدِ بیهراس است.
او حق دارد متفاوت بیندیشد، تند حرف بزند، حتی اشتباه کند. اما آنچه او را شایسته احترام و حمایت میکند، نه فقط افکارش، بلکه جسارتش در پرداختن بهای آنهاست.
ما شاید با همه روشهای طبرزدی موافق نباشیم. شاید از لحنش، از زبان مستقیم و گاه سختاش فاصله بگیریم. اما چه اهمیتی دارد؟ دفاع از طبرزدی، دفاع از آزادی بیان بدون فیلتر «شباهت» است. اگر قرار است فقط از امثال خودمان حمایت کنیم، بهتر است نامش را بگذاریم قبیلهگرایی سیاسی، نه آزادیخواهی.
امروز جمهوری اسلامی از حبسهای طولانی برای فرسایش روانی کنشگران استفاده میکند. حبس طبرزدی فقط حبس یک فرد نیست؛ حبس یک روش زندگیست که بر آزادگی، مسئولیتپذیری، و شجاعت استوار است. خاموش کردن صدای او، تلاش برای خاموش کردن آینهایست که عریانی نظام را نشان میدهد.
طبرزدی به ما یادآوری میکند که قیمت ایستادن چقدر میتواند سنگین باشد، اما بیهزینهبودن، خود یک خیانت خاموش است. دفاع از او، دفاع از مرز بین مقاومت و مصلحتطلبیست.
سکوت نکنیم.
نگذاریم صدای کسانی که برای ما جنگیدهاند، در زندان خاموش شود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#طبرزدی
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist pinned «در سالروز اعدام فرزاد کمانگر و یارانش؛ یادآوری جنایتی بیپایان سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه،…»
اخباروگزارش های کارگری 18 اردیبهشت ماه 1404
- از فراخوان دو هفته اعتراض به اعدامها حمایت میکنیم.
- تجلیل از خانم لیدا اسماعیلی و احمد درخشان توسط تعدادی از کنشگران صنفی کارگران و معلمان البرز
- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری بهبهان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق مقابل ساختمان شورای شهر
- اعتراضات کشاورزان استان اردبیل نسبت به عدم پرداخت بدهی وزارت جهاد کشاورزی از بابت تحویل محصول کشاورزی و و عدم تأمین بذر و کود و نهادههای دیگر همزمان با سفروزیر جهاد کشاورزی با تجمع در مسیرش
- ادامه اعتراضات به قطعی مکرر برق با تجمع جمعی از اهالی زابل مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی مال باختگان شرکت یزد کیش اردکان و میبد مقابل فرمانداری اردکان
- بیانیه جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری مترو تهران در محکومیت بازداشت همکاران و تأکید بر استمرار مسیر قانونیِ مطالبهگری
- بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
- بیانیە انجمن صنفی معلمان کوردستان در مورد تودیع و معارفەی مدیرکل آموزش و پرورش کوردستان
- اصغر امیرزادگان بدون هیچ دلیل قانونی و موجهی در زندان به سر می برد
- احضار مجدد امجد گریاخیز، فعال کارگری و مخالف اعدام، به دادگاه انقلاب سنندج
- کانون نویسندگان ایران:برگی از تاریخ
ماجرای امنیتی ویت کنگهای کافهنشین و کانون نویسندگان ایران
- جان باختن یک کارگر در معدن سنگ لاشترزیر سنگ پنج تنی
- از فراخوان دو هفته اعتراض به اعدامها حمایت میکنیم.
- تجلیل از خانم لیدا اسماعیلی و احمد درخشان توسط تعدادی از کنشگران صنفی کارگران و معلمان البرز
- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری بهبهان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق مقابل ساختمان شورای شهر
- اعتراضات کشاورزان استان اردبیل نسبت به عدم پرداخت بدهی وزارت جهاد کشاورزی از بابت تحویل محصول کشاورزی و و عدم تأمین بذر و کود و نهادههای دیگر همزمان با سفروزیر جهاد کشاورزی با تجمع در مسیرش
- ادامه اعتراضات به قطعی مکرر برق با تجمع جمعی از اهالی زابل مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی مال باختگان شرکت یزد کیش اردکان و میبد مقابل فرمانداری اردکان
- بیانیه جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری مترو تهران در محکومیت بازداشت همکاران و تأکید بر استمرار مسیر قانونیِ مطالبهگری
- بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
- بیانیە انجمن صنفی معلمان کوردستان در مورد تودیع و معارفەی مدیرکل آموزش و پرورش کوردستان
- اصغر امیرزادگان بدون هیچ دلیل قانونی و موجهی در زندان به سر می برد
- احضار مجدد امجد گریاخیز، فعال کارگری و مخالف اعدام، به دادگاه انقلاب سنندج
- کانون نویسندگان ایران:برگی از تاریخ
ماجرای امنیتی ویت کنگهای کافهنشین و کانون نویسندگان ایران
- جان باختن یک کارگر در معدن سنگ لاشترزیر سنگ پنج تنی
🔺🔻برگزاری مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی کُرد و مبارز راه آزادی در روستای گوشخانی سروآباد
مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق کُرد و از اعضای خانوادههای دادخواه که خبر درگذشت وی پیشتر توسط آواتودی منتشر شده بود، در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روستای گوشخانی از توابع سروآباد برگزار خواهد شد.
برزان محمدی روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت، در حادثهای مشکوک از محل کارش در گنبدکاووس بر روی یک ساختمان ۷ متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد.
محمدی در سالهای اخیر فعالیت خود ضمن شرکت در کمپنها و کارزارهای مختلف، با ارسال پیامهای ویدیویی به انتقاد از جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی پرداخته و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی بود.
درگذشت او ضایعهای بزرگ برای خانواده، فعالان حقوق بشر و جامعه است. آواتودی ضمن ابراز تاسف و همدردی عمیق با خانواده و همرزمان برزان محمدی، مرگ او را نتیجه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم میداند.
یاد این مبارز خستگیناپذیر راه آزادی گرامی و راهش پررهرو باد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62963?single
مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق کُرد و از اعضای خانوادههای دادخواه که خبر درگذشت وی پیشتر توسط آواتودی منتشر شده بود، در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روستای گوشخانی از توابع سروآباد برگزار خواهد شد.
برزان محمدی روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت، در حادثهای مشکوک از محل کارش در گنبدکاووس بر روی یک ساختمان ۷ متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد.
محمدی در سالهای اخیر فعالیت خود ضمن شرکت در کمپنها و کارزارهای مختلف، با ارسال پیامهای ویدیویی به انتقاد از جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی پرداخته و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی بود.
درگذشت او ضایعهای بزرگ برای خانواده، فعالان حقوق بشر و جامعه است. آواتودی ضمن ابراز تاسف و همدردی عمیق با خانواده و همرزمان برزان محمدی، مرگ او را نتیجه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم میداند.
یاد این مبارز خستگیناپذیر راه آزادی گرامی و راهش پررهرو باد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62963?single
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
برزان محمدی را کشتند، همانطور که هزاران صدای آزادی را خاموش کردند
برزان محمدی فرزند مردم، فرزند رنج و مقاومت، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق در حادثهای "به ظاهر" کارگری در گنبدکاووس جان باخت. اما حقیقت روشن است: برزان را جمهوری اسلامی کشت.
او را همان سیستم فاسد، امنیتی و ضدانسانیای کشت که سالها شکنجهاش کرد، به زندان انداخت و تحت فشار قرار داد. او را به حاشیه راند و در نهایت به جایی رساند که برای لقمهنانی از دیارش آواره شود و جانش را سر کار بدهد.
من، بهنام ابراهیمزاده که سالها با همین سیستم جنایتکار در حال مبارزه بودهام. بهصراحت میگویم: برزان محمدی قربانی یک سیاست سیستماتیک سرکوب، تحقیر و حذف است. جمهوری اسلامی نهفقط گلوله میزند و اعدام میکند، بلکه صدای مخالف را با فقر، تبعید، ناامنی و فشار مستمر به کام مرگ میکشاند.
برزان، این صدای رسای دادخواهی علیه اعدام، سرکوب و در حمایت از زندانیان سیاسی همیشه ایستاد و هرگز سکوت نکرد. او را بارها بازداشت و شکنجه کردند. اما پس از آزادی نه برای خودش، که برای همهی ما، همبندیهایش، مادران دادخواه، کارگران و برای آزادی فریاد کشید.
مرگ برزان یک "حادثه" نبود. این ترور خاموش یک مبارز بود و نتیجه مستقیم سیاستهای امنیتی، اقتصادی و طبقاتی جمهوری اسلامی است.
ما نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
یاد برزان زنده است، صدایش خاموش نمیشود، و ما همچنان فریاد او را فریاد خواهیم زد.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق
-
https://t.me/behnima/62966
برزان محمدی فرزند مردم، فرزند رنج و مقاومت، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق در حادثهای "به ظاهر" کارگری در گنبدکاووس جان باخت. اما حقیقت روشن است: برزان را جمهوری اسلامی کشت.
او را همان سیستم فاسد، امنیتی و ضدانسانیای کشت که سالها شکنجهاش کرد، به زندان انداخت و تحت فشار قرار داد. او را به حاشیه راند و در نهایت به جایی رساند که برای لقمهنانی از دیارش آواره شود و جانش را سر کار بدهد.
من، بهنام ابراهیمزاده که سالها با همین سیستم جنایتکار در حال مبارزه بودهام. بهصراحت میگویم: برزان محمدی قربانی یک سیاست سیستماتیک سرکوب، تحقیر و حذف است. جمهوری اسلامی نهفقط گلوله میزند و اعدام میکند، بلکه صدای مخالف را با فقر، تبعید، ناامنی و فشار مستمر به کام مرگ میکشاند.
برزان، این صدای رسای دادخواهی علیه اعدام، سرکوب و در حمایت از زندانیان سیاسی همیشه ایستاد و هرگز سکوت نکرد. او را بارها بازداشت و شکنجه کردند. اما پس از آزادی نه برای خودش، که برای همهی ما، همبندیهایش، مادران دادخواه، کارگران و برای آزادی فریاد کشید.
مرگ برزان یک "حادثه" نبود. این ترور خاموش یک مبارز بود و نتیجه مستقیم سیاستهای امنیتی، اقتصادی و طبقاتی جمهوری اسلامی است.
ما نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
یاد برزان زنده است، صدایش خاموش نمیشود، و ما همچنان فریاد او را فریاد خواهیم زد.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق
-
https://t.me/behnima/62966
🔴 «ایستاده جان دادن»
به یاد و خاطره معلم اعدامی
مقاوم و پرشکوه
بهسان کوه
بهسان شاهو
یادت گرامی
رفیق کوه و کمر
یادت گرامی
رفیق شعر و شاملو
یادت گرامی
رفیق کودکان محروم
گفته بودی
نسیم یادت را خواهد برد
از میان میلهها و بلندی حصار
حالا کودکان دیروز
زنان و مردان رنجکشیدهی امروز
برایَت دست تکان میدهند
برای نسیمی که
از لابهلای بلوطهای شاهو میگذرد
وقتی میگویند
یادی ئەزیزت پیرۆز
یکی از نسیم میپرسد
گور بینشانش کجاست؟
و نسیم تا اعماق قلبش نفوذ میکند
نامت جاوید
رها از بند
رفیق بیکفن!
فرزاد!
«یئلماز»
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، تلفنهای اندرزگاه هفت زندان اوین قطع شد تا پیش از پایان هفته معلم، فرزاد را اعدام کنند. محبوبیت و بیگناهی فرزاد چنان بارز بود که زندانبان ناچار شد حکم را در سکوت اجرا کند؛ به همین دلیل تلفنها را قطع کردند تا کسی از انتقال فرزاد و علی حیدریان برای اعدام باخبر نشود.
بجز فرزاد کمانگر و علی حیدریان، آنسوتر فرهاد وکیلی را از بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و شیرین علمهولی را از بند زنان فراخواندند و به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام مهدی اسلامیان به دار آویختند.
فرزاد سحرگاه ۱۹ اردیبهشت اعدام شد، یعنی در آخرین روزِ هفته معلم. این اعدام پیامی بود برای آنان که تصور میکردند دوران دههی طلایی شصت به پایان رسیده است. در خرداد ۸۸، نئوخطامامیها برای بازگرداندن نخستوزیر آن دوران به قدرت، مردم را به اعتراض فراخواندند. اما وقتی با هزینه روبرو شدند، مردم را تنها گذاشتند. نخستوزیر آن دوران، گویی تازه متوجه عمق فاجعه شده بود، اعدام ۱۹ اردیبهشت را محکوم کرد. اشتباه محاسبهاش این بود که فراموش کرده بود در دهه اعدامها، خود نخستوزیر بوده است. با وجود این، او خط قرمز را رد کرده بود و مجازات شد.
اعدام پنج زندانی سیاسی، پیامی روشن پس از اعتراضات ۸۸ داشت: اگر سیستم بخواهد، هنوز قادر است بهراحتی به دهه شصت بازگردد، حتی اگر آمران و دستاندرکاران آن دهه رنگ عوض کرده و لباس اصلاحطلبی پوشیده باشند.
امروز هم اعدامهای دستهجمعی ادامه دارد. فقط در یک روز، چهارشنبه، پنج نفر را در قزلحصار اعدام کردند. کیفرخواستها با اتهام بغی و محاربه روانه دادگاه میشود. در میان محکومان، زن و مرد، پیر و جوان، فعال سیاسی و کارگری به چشم میخورند که در صف اجرای حکماند. اعدام، اصلیترین ابزار سرکوب است. طبیعی است که در برابر آن باید مقاومت جانانه کرد. شکلگیری، گسترش و ادامهی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام محدودیتها و خطرات از سوی زندانیان، مصداق بارز این مقاومت جانانه در برابر اعدام است.
پس از انتشار خبر اعدام، خانواده و دوستان اعدامیها به اوین و سپس به بهشت زهرا مراجعه کردند تا نشانی بیابند. اما هرگز محل دفن را به دایهسلطنه، مادر فرزاد، و دیگر خانوادهها نگفتند. گویی حاکمیت میخواهد آشکارا بگوید که هنوز میتواند اعدام کند و جنازه را هم تحویل ندهد؛ قدرتش را به رخ میکشد.
اما هر جا سرکوب هست، مقاومت هم جاری و ساری است. مانند روایت اعدام فرزاد، او را پنهانی دفن کردند. اما همانگونه که فرزاد همیشه میگفت، نسیم، یادش را از اوین تا شاهو، و از شاهو تا سلیمانیه و روژاوا با خود برده است.
✍🏽 #جعفر_ابراهیمی
بازنویسی یادداشت اردیبهشت ۱۴۰۴
به یاد و خاطره معلم اعدامی
مقاوم و پرشکوه
بهسان کوه
بهسان شاهو
یادت گرامی
رفیق کوه و کمر
یادت گرامی
رفیق شعر و شاملو
یادت گرامی
رفیق کودکان محروم
گفته بودی
نسیم یادت را خواهد برد
از میان میلهها و بلندی حصار
حالا کودکان دیروز
زنان و مردان رنجکشیدهی امروز
برایَت دست تکان میدهند
برای نسیمی که
از لابهلای بلوطهای شاهو میگذرد
وقتی میگویند
یادی ئەزیزت پیرۆز
یکی از نسیم میپرسد
گور بینشانش کجاست؟
و نسیم تا اعماق قلبش نفوذ میکند
نامت جاوید
رها از بند
رفیق بیکفن!
فرزاد!
«یئلماز»
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، تلفنهای اندرزگاه هفت زندان اوین قطع شد تا پیش از پایان هفته معلم، فرزاد را اعدام کنند. محبوبیت و بیگناهی فرزاد چنان بارز بود که زندانبان ناچار شد حکم را در سکوت اجرا کند؛ به همین دلیل تلفنها را قطع کردند تا کسی از انتقال فرزاد و علی حیدریان برای اعدام باخبر نشود.
بجز فرزاد کمانگر و علی حیدریان، آنسوتر فرهاد وکیلی را از بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و شیرین علمهولی را از بند زنان فراخواندند و به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام مهدی اسلامیان به دار آویختند.
فرزاد سحرگاه ۱۹ اردیبهشت اعدام شد، یعنی در آخرین روزِ هفته معلم. این اعدام پیامی بود برای آنان که تصور میکردند دوران دههی طلایی شصت به پایان رسیده است. در خرداد ۸۸، نئوخطامامیها برای بازگرداندن نخستوزیر آن دوران به قدرت، مردم را به اعتراض فراخواندند. اما وقتی با هزینه روبرو شدند، مردم را تنها گذاشتند. نخستوزیر آن دوران، گویی تازه متوجه عمق فاجعه شده بود، اعدام ۱۹ اردیبهشت را محکوم کرد. اشتباه محاسبهاش این بود که فراموش کرده بود در دهه اعدامها، خود نخستوزیر بوده است. با وجود این، او خط قرمز را رد کرده بود و مجازات شد.
اعدام پنج زندانی سیاسی، پیامی روشن پس از اعتراضات ۸۸ داشت: اگر سیستم بخواهد، هنوز قادر است بهراحتی به دهه شصت بازگردد، حتی اگر آمران و دستاندرکاران آن دهه رنگ عوض کرده و لباس اصلاحطلبی پوشیده باشند.
امروز هم اعدامهای دستهجمعی ادامه دارد. فقط در یک روز، چهارشنبه، پنج نفر را در قزلحصار اعدام کردند. کیفرخواستها با اتهام بغی و محاربه روانه دادگاه میشود. در میان محکومان، زن و مرد، پیر و جوان، فعال سیاسی و کارگری به چشم میخورند که در صف اجرای حکماند. اعدام، اصلیترین ابزار سرکوب است. طبیعی است که در برابر آن باید مقاومت جانانه کرد. شکلگیری، گسترش و ادامهی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام محدودیتها و خطرات از سوی زندانیان، مصداق بارز این مقاومت جانانه در برابر اعدام است.
پس از انتشار خبر اعدام، خانواده و دوستان اعدامیها به اوین و سپس به بهشت زهرا مراجعه کردند تا نشانی بیابند. اما هرگز محل دفن را به دایهسلطنه، مادر فرزاد، و دیگر خانوادهها نگفتند. گویی حاکمیت میخواهد آشکارا بگوید که هنوز میتواند اعدام کند و جنازه را هم تحویل ندهد؛ قدرتش را به رخ میکشد.
اما هر جا سرکوب هست، مقاومت هم جاری و ساری است. مانند روایت اعدام فرزاد، او را پنهانی دفن کردند. اما همانگونه که فرزاد همیشه میگفت، نسیم، یادش را از اوین تا شاهو، و از شاهو تا سلیمانیه و روژاوا با خود برده است.
✍🏽 #جعفر_ابراهیمی
بازنویسی یادداشت اردیبهشت ۱۴۰۴
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist pinned «برزان محمدی را کشتند، همانطور که هزاران صدای آزادی را خاموش کردند برزان محمدی فرزند مردم، فرزند رنج و مقاومت، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق در حادثهای "به ظاهر" کارگری در گنبدکاووس جان باخت. اما حقیقت روشن است: برزان را جمهوری اسلامی کشت. او را همان سیستم…»
🛑گزارش هرانا
در پی تجمع احکام، #مهدی_توکلی_زانیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان شهرکرد به هشت سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
«یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی»، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
آقای توکلی در پی تجمیع احکام توسط شعبه یک دادگاه کیفری یک استان چهارمحال و بختیاری به هشت سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. این رای از بابت اتهامات ساب النبی، توهین به رهبری، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام صادر شده است
https://t.me/behnima/62969
در پی تجمع احکام، #مهدی_توکلی_زانیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان شهرکرد به هشت سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
«یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی»، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
آقای توکلی در پی تجمیع احکام توسط شعبه یک دادگاه کیفری یک استان چهارمحال و بختیاری به هشت سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. این رای از بابت اتهامات ساب النبی، توهین به رهبری، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام صادر شده است
https://t.me/behnima/62969
🔺🔻بازداشت خشونتآمیز علی دانش توسط وزارت اطلاعات در مهاباد
علی دانش، شهروند ۳۲ ساله کُرد و مغازهدار اهل مهاباد، روز جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای دومین بار توسط ماموران اداره تروریستی اطلاعات با خشونت شدید بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بنا به گزارش های دریافتی بازداشت این شهروند با ضربوشتم شدید صورت گرفته است.
تاکنون اطلاعی درباره دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه وی در دسترس نیست.
این شهروند پیشتر در تیرماه ۱۴۰۳ نیز در جریان هجوم مزدوران اطلاعات سپاه تروریستی پاسداران به منزلش بازداشت شده بود و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
علی دانش، شهروند ۳۲ ساله کُرد و مغازهدار اهل مهاباد، روز جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای دومین بار توسط ماموران اداره تروریستی اطلاعات با خشونت شدید بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بنا به گزارش های دریافتی بازداشت این شهروند با ضربوشتم شدید صورت گرفته است.
تاکنون اطلاعی درباره دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه وی در دسترس نیست.
این شهروند پیشتر در تیرماه ۱۴۰۳ نیز در جریان هجوم مزدوران اطلاعات سپاه تروریستی پاسداران به منزلش بازداشت شده بود و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
بازداشت سە شهروند در اردبیل توسط نیروهای امنیتی
روز پنجشنبە ١٨ اردیبهشت ١٤٠٤، یوسف کاری، سجاد قربانی و نوجوانی به نام آریَن"نام خانوادگی نامشخص"، در میدان شریعتی اردبیل توسط نیروهای امنیتی با توسل بە خشونت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بە گفتە منابع مطلع، نیروهای امنیتی در میدان شریعتی اردبیل با توسل بە خشونت و ضرب و شتم اقدام بە بازداشت این شهروندان کردەاند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima
روز پنجشنبە ١٨ اردیبهشت ١٤٠٤، یوسف کاری، سجاد قربانی و نوجوانی به نام آریَن"نام خانوادگی نامشخص"، در میدان شریعتی اردبیل توسط نیروهای امنیتی با توسل بە خشونت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بە گفتە منابع مطلع، نیروهای امنیتی در میدان شریعتی اردبیل با توسل بە خشونت و ضرب و شتم اقدام بە بازداشت این شهروندان کردەاند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima
گزارشی درباره شرایط غیرانسانی قرنطینه جهنمی بند ۹ زندان زاهدان، صیدنایای ایران
بند ۹ زندان مرکزی زاهدان، که ظاهراً «بند» نامیده میشود، در واقع سیاهچالی است برای سرکوب سیستماتیک زندانیان سیاسی. گزارش های دریافتی حاکی از اینکه که زندانیان در این قرنطینه زیرزمینی، بدون دسترسی به هواخوری، تماس تلفنی، ملاقات یا خدمات بهداشتی، در شرایطی غیرانسانی اسیرند. تنها هفتهای دو دقیقه تماس با خانواده، آن هم زیر نظارت ماموران، نصیبشان میشود.
اما این پایان ماجرا نیست. «سیاسر»، رئیس حفاظت زندان، با لوله پولیکا به جان زندانیان میافتد و آنها را به بیگاری در خانهها و فروشگاه «افق کوروش» خود وامیدارد. دیگر مسئولین، از جمله ناصر سارانی اهل زابل و رئیس بند ۹، عباس نظامدوست و مرتضی پیری، رئیس زندان نیز با بیتفاوتی به این جنایت سازمانیافته، شریک ظلماند.
زندان زاهدان، بدنامترین زندان ایران که به دلیل نقض فاحش حقوق بشر تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد، به نمادی از بیعدالتی تبدیل شده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
بند ۹ زندان مرکزی زاهدان، که ظاهراً «بند» نامیده میشود، در واقع سیاهچالی است برای سرکوب سیستماتیک زندانیان سیاسی. گزارش های دریافتی حاکی از اینکه که زندانیان در این قرنطینه زیرزمینی، بدون دسترسی به هواخوری، تماس تلفنی، ملاقات یا خدمات بهداشتی، در شرایطی غیرانسانی اسیرند. تنها هفتهای دو دقیقه تماس با خانواده، آن هم زیر نظارت ماموران، نصیبشان میشود.
اما این پایان ماجرا نیست. «سیاسر»، رئیس حفاظت زندان، با لوله پولیکا به جان زندانیان میافتد و آنها را به بیگاری در خانهها و فروشگاه «افق کوروش» خود وامیدارد. دیگر مسئولین، از جمله ناصر سارانی اهل زابل و رئیس بند ۹، عباس نظامدوست و مرتضی پیری، رئیس زندان نیز با بیتفاوتی به این جنایت سازمانیافته، شریک ظلماند.
زندان زاهدان، بدنامترین زندان ایران که به دلیل نقض فاحش حقوق بشر تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد، به نمادی از بیعدالتی تبدیل شده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
💥 #احمدرضا_جلالى زندانى سياسى در زندان دچار حمله قلبى شد
◾ویدا مهراننیا، همسر زندانی سیاسی احمدرضا جلالی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس، از وخامت حال این زندانی خبر داد.
شب گذشته احمدرضا جلالی سکته قلبی میکند که به بهداری زندان منتقل میشود مسئولان زندان به این زندانی خبر دادهاند که تا روز یکشنبه نمیتواند به متخصص قلب و عروق مراجعه کند.»
احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی، است که اکنون بیش از ۹ سال است که در زندان جمهوری اسلامی محبوس است.
با وجود درخواستهای گسترده بینالمللی، خطر اجرای حکم اعدام او همچنان جدی است.
جلالی در این سالها تحت شکنجههای شدید قرار گرفته و با اعترافات اجباری در محاکمههایی که استانداردهای دادرسی عادلانه را رعایت نمیکنند، به اعدام محکوم شده است.
جمعه 19 اردیبهشت 1404
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
◾ویدا مهراننیا، همسر زندانی سیاسی احمدرضا جلالی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس، از وخامت حال این زندانی خبر داد.
شب گذشته احمدرضا جلالی سکته قلبی میکند که به بهداری زندان منتقل میشود مسئولان زندان به این زندانی خبر دادهاند که تا روز یکشنبه نمیتواند به متخصص قلب و عروق مراجعه کند.»
احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی، است که اکنون بیش از ۹ سال است که در زندان جمهوری اسلامی محبوس است.
با وجود درخواستهای گسترده بینالمللی، خطر اجرای حکم اعدام او همچنان جدی است.
جلالی در این سالها تحت شکنجههای شدید قرار گرفته و با اعترافات اجباری در محاکمههایی که استانداردهای دادرسی عادلانه را رعایت نمیکنند، به اعدام محکوم شده است.
جمعه 19 اردیبهشت 1404
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
مریوان؛ احضار و بازداشت امید فرجی جهت اجرای حکم حبس
امید فرجی، شهروند کُرد و اهل روستای "نی" مریوان، پس از احضار توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و جهت سپری نمودن دوران محکومیت چهار سالە خود بە زندان مریوان منتقل شد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
امید فرجی، شهروند کُرد و اهل روستای "نی" مریوان، پس از احضار توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و جهت سپری نمودن دوران محکومیت چهار سالە خود بە زندان مریوان منتقل شد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#فوری | در خواست کمک
محبوس شدن 6 کارگر در چاه آب از اهالی شهر کوهنانی
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
محبوس شدن 6 کارگر در چاه آب از اهالی شهر کوهنانی
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی