هنوز ۱۱ کارگر اسکله رجایی مفقودند
دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان گفت: هنوز ۱۱ کارگر اسکله شهید رجایی مفقودند و اطلاعی از سرنوشت این کارگران در دست نیست.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62939
دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان گفت: هنوز ۱۱ کارگر اسکله شهید رجایی مفقودند و اطلاعی از سرنوشت این کارگران در دست نیست.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62939
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔻تجمع اعتراضی ایرانیان آزادیخواه استکهلم در حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی مقابل وزارت خارجه سوئد
روز پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۸ مه ۲۰۲۵)، جمعی از ایرانیان آزادیخواه و فعالان سیاسی در شهر استکهلم سوئد، در تجمعی اعتراضی مقابل وزارت امور خارجه این کشور گرد هم آمدند.
این تجمع با هدف مطالبه آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران و درخواست از دولت سوئد برای حمایت قاطعتر از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی برگزار شد.
معترضان با در دست داشتن پلاکاردها و سر دادن شعارهایی در حمایت از زندانیان سیاسی، خواستار فشار بیشتر جامعه بینالمللی بر جمهوری اسلامی برای رعایت حقوق بشر شدند.
این تجمع در ادامه تلاشهای ایرانیان خارج از کشور برای جلب توجه جهانی به وضعیت حقوق بشر در ایران برگزار شد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62940
روز پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۸ مه ۲۰۲۵)، جمعی از ایرانیان آزادیخواه و فعالان سیاسی در شهر استکهلم سوئد، در تجمعی اعتراضی مقابل وزارت امور خارجه این کشور گرد هم آمدند.
این تجمع با هدف مطالبه آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران و درخواست از دولت سوئد برای حمایت قاطعتر از مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی برگزار شد.
معترضان با در دست داشتن پلاکاردها و سر دادن شعارهایی در حمایت از زندانیان سیاسی، خواستار فشار بیشتر جامعه بینالمللی بر جمهوری اسلامی برای رعایت حقوق بشر شدند.
این تجمع در ادامه تلاشهای ایرانیان خارج از کشور برای جلب توجه جهانی به وضعیت حقوق بشر در ایران برگزار شد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62940
🔻کارگران بی شناسنامه بندر:
دادخواهی بیپاسخ پدرِ کارگر بلوچ جانباخته در انفجار بندرعباس
عبدالباسط شاهوزهی، کارگر بلوچ، فاقد شناسنامه، که در انفجار بندر رجایی جان خود را از دست داد، نانآور اصلی خانواده بود. او برای تأمین معاش خانواده از زاهدان به بندرعباس مهاجرت کرده بود و در اتاقی اشتراکی برای کارگران سکونت داشت.
پدر عبدالباسط شاهوزهی، کارگر فاقد شناسنامهای که در حادثه انفجار در اسکله شهید رجایی بندرعباس جان باخت، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای دادخواهی خون فرزندش راهی بندرعباس شد. اما مراجعه او به نهادهای رسمی با بیتوجهی مسئولان همراه بود و تلاشهای او بیپاسخ ماند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، یکی از نزدیکان خانواده عبدالباسط در گفتوگو با کمپین گفت:
پدر عبدالباسط به دلیل نداشتن شناسنامه حتی قادر به خرید بلیط اتوبوس نبود. با وجود تحمل سختی سفر، به امید احقاق حق به بندرعباس رفت اما در پزشکی قانونی و دادگاه با بنبست مواجه شد. نداشتن شناسنامه بهانهای برای نادیده گرفتن درخواستهای قانونی او بود.
پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62940
دادخواهی بیپاسخ پدرِ کارگر بلوچ جانباخته در انفجار بندرعباس
عبدالباسط شاهوزهی، کارگر بلوچ، فاقد شناسنامه، که در انفجار بندر رجایی جان خود را از دست داد، نانآور اصلی خانواده بود. او برای تأمین معاش خانواده از زاهدان به بندرعباس مهاجرت کرده بود و در اتاقی اشتراکی برای کارگران سکونت داشت.
پدر عبدالباسط شاهوزهی، کارگر فاقد شناسنامهای که در حادثه انفجار در اسکله شهید رجایی بندرعباس جان باخت، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای دادخواهی خون فرزندش راهی بندرعباس شد. اما مراجعه او به نهادهای رسمی با بیتوجهی مسئولان همراه بود و تلاشهای او بیپاسخ ماند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، یکی از نزدیکان خانواده عبدالباسط در گفتوگو با کمپین گفت:
پدر عبدالباسط به دلیل نداشتن شناسنامه حتی قادر به خرید بلیط اتوبوس نبود. با وجود تحمل سختی سفر، به امید احقاق حق به بندرعباس رفت اما در پزشکی قانونی و دادگاه با بنبست مواجه شد. نداشتن شناسنامه بهانهای برای نادیده گرفتن درخواستهای قانونی او بود.
پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62940
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️«رابرت پرووست» رهبر جدید کاتولیکهای جهان شد
▫️«رابرت پرووست» فردی آمریکایی پاپ جدید و رهبر جدید کاتولیکهای جهان شد.
▫️او اولین پاپ آمریکایی در تاریخ کلیسای کاتولیک است.
▫️نام او از این پس پاپ «لئو چهاردهم» خواهد بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62943
▫️«رابرت پرووست» فردی آمریکایی پاپ جدید و رهبر جدید کاتولیکهای جهان شد.
▫️او اولین پاپ آمریکایی در تاریخ کلیسای کاتولیک است.
▫️نام او از این پس پاپ «لئو چهاردهم» خواهد بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62943
تعداد دقیق مصدومان چشمی انفجار هنوز مشخص نیست اما بررسیهای هممیهن نشان میدهد بیش از 30 نفر دچار آسیب چشمی شدهاند.
🔹هنوز ظهر فردای انفجار نیامده بود که منابع محلی، سرکارگرها و خانوادهها گفتند، بین زخمیها، آنچه زیاد توی «چشم» میزند، کسانیاند که از چشمهایشان خون جاری است و بعد تیمهای درمان اسمشان را گذاشتند مصدومان چشمی.
🔹آنها چند نفر بودند؟ هنوز مشخص نیست. از میان بیش از هزار نفری که انفجار کانتینرها در ظهر داغ اردیبهشتماه بندرعباس، آنها را به بیمارستان فرستاد، چندنفر بیناییشان را یا نیمی از دیدشان را از دست دادند؟ هنوز مشخص نیست. مصدومان چشمی، بیشتر توی کدام بیمارستانها بستریاند؟ هنوز مشخص نیست.
🔹آنها که در ۱۰ روز گذشته، داوطلبانه تیم تشکیل دادهاند تا به خانوادههای زخمیها کمک کنند، میگویند روی تختهای بیمارستان زنان و مردانی را دیدهاند که چشمهایشان از حدقه بیرون زده بوده. کسانی را دیدهاند که خون از گوشه چشمهایشان جاری بوده و روی صورتهایشان دلمه میبسته. کسانی را دیدهاند که دیگر هیچوقت نمیبینند.
.
✍️ الناز محمدی، خبرنگار هممیهن
https://t.me/behnima/62944
تعداد دقیق مصدومان چشمی انفجار هنوز مشخص نیست اما بررسیهای هممیهن نشان میدهد بیش از 30 نفر دچار آسیب چشمی شدهاند.
🔹هنوز ظهر فردای انفجار نیامده بود که منابع محلی، سرکارگرها و خانوادهها گفتند، بین زخمیها، آنچه زیاد توی «چشم» میزند، کسانیاند که از چشمهایشان خون جاری است و بعد تیمهای درمان اسمشان را گذاشتند مصدومان چشمی.
🔹آنها چند نفر بودند؟ هنوز مشخص نیست. از میان بیش از هزار نفری که انفجار کانتینرها در ظهر داغ اردیبهشتماه بندرعباس، آنها را به بیمارستان فرستاد، چندنفر بیناییشان را یا نیمی از دیدشان را از دست دادند؟ هنوز مشخص نیست. مصدومان چشمی، بیشتر توی کدام بیمارستانها بستریاند؟ هنوز مشخص نیست.
🔹آنها که در ۱۰ روز گذشته، داوطلبانه تیم تشکیل دادهاند تا به خانوادههای زخمیها کمک کنند، میگویند روی تختهای بیمارستان زنان و مردانی را دیدهاند که چشمهایشان از حدقه بیرون زده بوده. کسانی را دیدهاند که خون از گوشه چشمهایشان جاری بوده و روی صورتهایشان دلمه میبسته. کسانی را دیدهاند که دیگر هیچوقت نمیبینند.
.
✍️ الناز محمدی، خبرنگار هممیهن
https://t.me/behnima/62944
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
.امجد گریاخیز، فعال کارگری و عضو کمپین مخالف اعدام، اخیراً به دادگاه انقلاب سنندج احضار شده است.
بر اساس ابلاغیهای که به دست وی رسیده، او باید در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای پاسخگویی به اتهامات مطروحه در این دادگاه حاضر شود.
پیشتر، در تاریخ ۳ بهمن ۱۴۰۳، امجد گریاخیز به همراه نعیم دوستی، دیگر فعال کارگری، در پی اعتصاب عمومی در اعتراض به احکام اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی در سنندج بازداشت شد. این بازداشتها بدون ارائه حکم قضایی و با استفاده از خشونت صورت گرفت و این فعالان کارگری به مکانهای نامعلومی منتقل شدند. در طول مدت بازداشت، امجد گریاخیز از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بود و وضعیت جسمانیاش به دلیل درد شدید ستون فقرات وخیمتر شد. همچنین، همسر وی، آرزو صبوری، به دلیل پیگیری وضعیت همسرش توسط نیروهای امنیتی تهدید به بازداشت شد .
پس از گذشت ۳۵ روز از بازداشت، امجد گریاخیز با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد. با این حال، نگرانیها درباره وضعیت جسمانی و امنیتی او همچنان ادامه دارد.
در پی احضار مجدد امجد گریاخیز به دادگاه انقلاب سنندج، نگرانیها درباره احتمال صدور حکمهای قضایی سنگین علیه او افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق کارگران خواستار لغو احکام قضایی علیه وی و پایان دادن به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان مدنی در کردستان هستند.
https://t.me/behnima/62946
بر اساس ابلاغیهای که به دست وی رسیده، او باید در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای پاسخگویی به اتهامات مطروحه در این دادگاه حاضر شود.
پیشتر، در تاریخ ۳ بهمن ۱۴۰۳، امجد گریاخیز به همراه نعیم دوستی، دیگر فعال کارگری، در پی اعتصاب عمومی در اعتراض به احکام اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی در سنندج بازداشت شد. این بازداشتها بدون ارائه حکم قضایی و با استفاده از خشونت صورت گرفت و این فعالان کارگری به مکانهای نامعلومی منتقل شدند. در طول مدت بازداشت، امجد گریاخیز از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بود و وضعیت جسمانیاش به دلیل درد شدید ستون فقرات وخیمتر شد. همچنین، همسر وی، آرزو صبوری، به دلیل پیگیری وضعیت همسرش توسط نیروهای امنیتی تهدید به بازداشت شد .
پس از گذشت ۳۵ روز از بازداشت، امجد گریاخیز با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد. با این حال، نگرانیها درباره وضعیت جسمانی و امنیتی او همچنان ادامه دارد.
در پی احضار مجدد امجد گریاخیز به دادگاه انقلاب سنندج، نگرانیها درباره احتمال صدور حکمهای قضایی سنگین علیه او افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق کارگران خواستار لغو احکام قضایی علیه وی و پایان دادن به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان مدنی در کردستان هستند.
https://t.me/behnima/62946
۱۹ اردیبهشت؛ روز معلم، یادآور مقاومت و فریاد آزادی
✍️ ارسلان احمدی ریکآبادی
در تقویم رسمی رژیم جنایتکار و اشغالگر جمهوری اسلامی ایران، ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم شناخته میشود؛ اما برای بسیاری از معلمان آگاه، فعالان صنفی، کنشگران حقوق بشر و بهویژه نیروهای اپوزیسیون، بهویژه اپوزیسیون کورد و کوردستان، ۱۹ اردیبهشت معنایی دیگر دارد: روز خون، صداقت، آموزش و مقاومت؛ روزی که یادآور اعدام ناجوانمردانهی پنج زندانی سیاسی بهدست رژیم جنایتکار و اشغالگر جمهوری اسلامی ایران است.
در بامداد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، زندان اوین تهران شاهد جنایتی دیگر از سوی رژیم بود:
شهیدان فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان، بدون اطلاع خانوادهها، و بدون طی تشریفات عادلانه قضایی، به چوبههای دار سپرده شدند؛ جنایتی که هدف آن نه اجرای عدالت، بلکه ارعاب جامعه و خفه کردن صدای اعتراض پس از جنبش سبز بود.
در میان این عزیزان، نام فرزاد کمانگر، معلم متعهد کورد اهل کامیاران، برجستهتر از همیشه در خاطرهها باقی مانده است. معلمی که نهتنها به آموزش سواد، بلکه به آموزش آگاهی، آزادگی و ایستادگی باور داشت. او نماد معلمی بود که "آموزش" را به سلاحی علیه ظلم بدل کرد؛ سلاحی بیصدا اما قدرتمند.
از سال ۱۳۹۰ به بعد، جریانهای اپوزیسیون کورد و انجمنهای مستقل و صنفی معلمان در ایران، تلاش کردهاند که ۱۹ اردیبهشت را به عنوان روز معلم گرامی بدارند. بسیاری از اعتراضات صنفی و تحصنهای معلمان در همین بازه زمانی سازماندهی شدهاند؛ بهمثابهی ادای دین به فرزاد و یارانش، و ادامه راهی که او آغاز کرد.
رسانه ارسلان احمدی ریکآبادی ضمن گرامیداشت این روز، روز معلم را به تمامی معلمان مبارز، آگاه و شریف تبریک میگوید و یاد و خاطرهی شهید فرزاد کمانگر و رفقای مبارزش؛ شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را با احترام و افتخار گرامی میدارد.
باشد که ۱۹ اردیبهشت، نه فقط روزی برای یادآوری یک جنایت، بلکه روزی برای زندهنگهداشتن امید به آموزش آزاد و جامعهای عادلانهتر باشد.
یادشان گرامی، راهشان پررهرو
✍️ ارسلان احمدی ریکآبادی
در تقویم رسمی رژیم جنایتکار و اشغالگر جمهوری اسلامی ایران، ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم شناخته میشود؛ اما برای بسیاری از معلمان آگاه، فعالان صنفی، کنشگران حقوق بشر و بهویژه نیروهای اپوزیسیون، بهویژه اپوزیسیون کورد و کوردستان، ۱۹ اردیبهشت معنایی دیگر دارد: روز خون، صداقت، آموزش و مقاومت؛ روزی که یادآور اعدام ناجوانمردانهی پنج زندانی سیاسی بهدست رژیم جنایتکار و اشغالگر جمهوری اسلامی ایران است.
در بامداد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، زندان اوین تهران شاهد جنایتی دیگر از سوی رژیم بود:
شهیدان فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان، بدون اطلاع خانوادهها، و بدون طی تشریفات عادلانه قضایی، به چوبههای دار سپرده شدند؛ جنایتی که هدف آن نه اجرای عدالت، بلکه ارعاب جامعه و خفه کردن صدای اعتراض پس از جنبش سبز بود.
در میان این عزیزان، نام فرزاد کمانگر، معلم متعهد کورد اهل کامیاران، برجستهتر از همیشه در خاطرهها باقی مانده است. معلمی که نهتنها به آموزش سواد، بلکه به آموزش آگاهی، آزادگی و ایستادگی باور داشت. او نماد معلمی بود که "آموزش" را به سلاحی علیه ظلم بدل کرد؛ سلاحی بیصدا اما قدرتمند.
از سال ۱۳۹۰ به بعد، جریانهای اپوزیسیون کورد و انجمنهای مستقل و صنفی معلمان در ایران، تلاش کردهاند که ۱۹ اردیبهشت را به عنوان روز معلم گرامی بدارند. بسیاری از اعتراضات صنفی و تحصنهای معلمان در همین بازه زمانی سازماندهی شدهاند؛ بهمثابهی ادای دین به فرزاد و یارانش، و ادامه راهی که او آغاز کرد.
رسانه ارسلان احمدی ریکآبادی ضمن گرامیداشت این روز، روز معلم را به تمامی معلمان مبارز، آگاه و شریف تبریک میگوید و یاد و خاطرهی شهید فرزاد کمانگر و رفقای مبارزش؛ شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را با احترام و افتخار گرامی میدارد.
باشد که ۱۹ اردیبهشت، نه فقط روزی برای یادآوری یک جنایت، بلکه روزی برای زندهنگهداشتن امید به آموزش آزاد و جامعهای عادلانهتر باشد.
یادشان گرامی، راهشان پررهرو
💥زنان زندانی اوین پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی را گرامی داشتند
◾زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین روز سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، مراسم یادمانی به مناسبت پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی به نامهای #فرزاد_کمانگر، #شیرین_علمهولی، #علی_حیدریان، #فرهاد_وکیلی و #مهدی_اسلامیان که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بهدار آویخته شدند، برگزار کردند.
این مراسم که در فضای هواخوری زندان برگزار شد، با قرائت بخشهایی از نامههای ماندگار فرزاد کمانگر آغاز شد؛ نامههایی که همچنان پس از سالها، پیامآور امید، مقاومت و عشق به مردم هستند.
در ادامه، زندانیان به قرائت بیوگرافی و روایت مبارزات این پنج جانباخته پرداختند و داستان زندگی و ایستادگی آنها در برابر سرکوب را برای حاضران بازگو کردند.
همچنین، اشعاری در ستایش مقاومت و مبارزه خوانده شد و روایتهایی از همبندیان سابق شیرین علمهولی به اشتراک گذاشته شد که تصویری از شجاعت و انسانیت این زن مبارز را در ذهنها زنده کرد.
مراسم با خوانش دستهجمعی سرود «خون ارغوانها» به پایان رسید؛
◾زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین روز سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، مراسم یادمانی به مناسبت پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی به نامهای #فرزاد_کمانگر، #شیرین_علمهولی، #علی_حیدریان، #فرهاد_وکیلی و #مهدی_اسلامیان که در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بهدار آویخته شدند، برگزار کردند.
این مراسم که در فضای هواخوری زندان برگزار شد، با قرائت بخشهایی از نامههای ماندگار فرزاد کمانگر آغاز شد؛ نامههایی که همچنان پس از سالها، پیامآور امید، مقاومت و عشق به مردم هستند.
در ادامه، زندانیان به قرائت بیوگرافی و روایت مبارزات این پنج جانباخته پرداختند و داستان زندگی و ایستادگی آنها در برابر سرکوب را برای حاضران بازگو کردند.
همچنین، اشعاری در ستایش مقاومت و مبارزه خوانده شد و روایتهایی از همبندیان سابق شیرین علمهولی به اشتراک گذاشته شد که تصویری از شجاعت و انسانیت این زن مبارز را در ذهنها زنده کرد.
مراسم با خوانش دستهجمعی سرود «خون ارغوانها» به پایان رسید؛
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
در سالروز اعدام فرزاد کمانگر و یارانش؛ یادآوری جنایتی بیپایان
سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه، بیهیچ دلیلی جز انتقام از انسانهایی که ایستاده بودند. امروز، دوباره باید صدای آن فریادهای خاموش باشیم؛ امروز، دوباره باید نامشان را بلند بگوییم تا تاریخ فراموش نکند.
من، #بهنام ابراهیمزاده، از بازماندگان آن روزها، کسی که در بند هفت زندان اوین با فرزاد عزیز وعلی حیدریان و...... همبند بودم، با تمام وجودم میگویم که فرزاد کمانگر نمونهای از شرافت، آگاهی و مقاومت بود. معلمی از دیار کردستان، که نه با گلوله، که با کتاب، نه با نفرت، که با امید، در برابر ظلم ایستاد. فرزاد همیشه کتابی در دست داشت؛ هر روز به کتابخانه بند میرفتیم، باهم میخواندیم، مینوشتیم و از درد مردممان میگفتیم. هیچ شکنجهای، هیچ سلولی نتوانست او را بشکند. فرزاد، ایستاده زیست و ایستاده جان داد.
اما جنایت تنها به اعدام ختم نشد. حتی پیکرهایشان را هم به خانوادههایشان ندادند. جمهوری اسلامی حتی از جسد قربانیانش هم میترسد. این حکومت نهتنها جانها را میگیرد، که یاد و خاطرهها را هم میخواهد خاموش کند. اما ما نمیگذاریم.
ما زندهها، ما شاهدان، ما رنجدیدگان، سکوت نمیکنیم. امروز، در سالروز آن جنایت، میگویم: فرزاد زنده است، چون آرمانش زنده است. فرزاد زنده است، چون ما زندهایم و فریاد میزنیم.
این رژیم باید بداند که تاریخ منتظر نمیماند. روزی خواهد رسید که تمام قاتلان فرزادها، در برابر عدالت، نه دادگاههای فرمایشی، که در دادگاه مردم پاسخگو خواهند بود.
بهنام فرزاد، بهنام عدالت، بهنام انسان.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری وحقوق کودکان
نوزده اردیبهشت ۱۴۰۴
#فرزادکمانگر
سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه، بیهیچ دلیلی جز انتقام از انسانهایی که ایستاده بودند. امروز، دوباره باید صدای آن فریادهای خاموش باشیم؛ امروز، دوباره باید نامشان را بلند بگوییم تا تاریخ فراموش نکند.
من، #بهنام ابراهیمزاده، از بازماندگان آن روزها، کسی که در بند هفت زندان اوین با فرزاد عزیز وعلی حیدریان و...... همبند بودم، با تمام وجودم میگویم که فرزاد کمانگر نمونهای از شرافت، آگاهی و مقاومت بود. معلمی از دیار کردستان، که نه با گلوله، که با کتاب، نه با نفرت، که با امید، در برابر ظلم ایستاد. فرزاد همیشه کتابی در دست داشت؛ هر روز به کتابخانه بند میرفتیم، باهم میخواندیم، مینوشتیم و از درد مردممان میگفتیم. هیچ شکنجهای، هیچ سلولی نتوانست او را بشکند. فرزاد، ایستاده زیست و ایستاده جان داد.
اما جنایت تنها به اعدام ختم نشد. حتی پیکرهایشان را هم به خانوادههایشان ندادند. جمهوری اسلامی حتی از جسد قربانیانش هم میترسد. این حکومت نهتنها جانها را میگیرد، که یاد و خاطرهها را هم میخواهد خاموش کند. اما ما نمیگذاریم.
ما زندهها، ما شاهدان، ما رنجدیدگان، سکوت نمیکنیم. امروز، در سالروز آن جنایت، میگویم: فرزاد زنده است، چون آرمانش زنده است. فرزاد زنده است، چون ما زندهایم و فریاد میزنیم.
این رژیم باید بداند که تاریخ منتظر نمیماند. روزی خواهد رسید که تمام قاتلان فرزادها، در برابر عدالت، نه دادگاههای فرمایشی، که در دادگاه مردم پاسخگو خواهند بود.
بهنام فرزاد، بهنام عدالت، بهنام انسان.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری وحقوق کودکان
نوزده اردیبهشت ۱۴۰۴
#فرزادکمانگر
🔶انجمن قلم برلین خواستار لغو حکم اعدام پیمان فرحآور شد
انجمن قلم برلین (PEN) خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری پیمان فرحآور، شاعر ایرانی محکوم به اعدام شد.
این انجمن روز چهارشنبه، هفتم مه (۱۷ اردیبهشت)، در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای پیمان فرحآور، "عمیقاً شوکه" شده است.
پیمان فرحآور، شاعر اهل گیلان با تخلص "شیدا"، پس از هفت ماه بازداشت در زندان لاکان رشت، به اتهام "بغی" و "محاربه" محکوم به اعدام و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به سه ماه حبس محکوم شد.
انجمن قلم برلین (PEN) خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری پیمان فرحآور، شاعر ایرانی محکوم به اعدام شد.
این انجمن روز چهارشنبه، هفتم مه (۱۷ اردیبهشت)، در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای پیمان فرحآور، "عمیقاً شوکه" شده است.
پیمان فرحآور، شاعر اهل گیلان با تخلص "شیدا"، پس از هفت ماه بازداشت در زندان لاکان رشت، به اتهام "بغی" و "محاربه" محکوم به اعدام و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به سه ماه حبس محکوم شد.
🕞 حشمتالله طبرزدی؛ صدای خاموشناشدنی در زندان خاموشی
حشمتالله طبرزدی را میتوان یکی از سمبلهای پایداری در تاریخ معاصر ایران دانست؛ نه بهخاطر آنکه هر آنچه گفته یا نوشته، بر سنگ حقیقت حک شده، بلکه به این دلیل ساده که حاضر نشده سکوت کند. او از نسلیست که میتوانست سودای قدرت در سر داشته باشد و به حاشیه امن مصلحتگرایی پناه ببرد، اما ترجیح داد هزینه بدهد، بارها زندان برود، تحقیر شود، و بازهم بنویسد، بگوید، بایستد.
طبرزدی نه یک چهره حزبی بود، نه یک تئوریسین در سایه. او همیشه در خط مقدم ایستاد؛ گاهی با خطا، گاهی با صراحتی بیپرده، گاهی با اشتباهاتی که از فشار، از انزوا، از خستگی برمیآید، اما همیشه با شرافت ایستاد.
در روزگاری که بسیاری از کنشگران سیاسی به معامله با قدرت خو گرفتند، طبرزدی راه بیبازگشت مقاومت را انتخاب کرد؛ راهی که نه مقام دارد، نه مصونیت، نه سهمی از کیک قدرت. او از همان آغاز اصلاحات حکومتی، تکلیفش را روشن کرد: با سازش دروغین، با رفرمهای قلابی، با اصلاحطلبان محافظهکار، مرز داشت. و این مرز را با زندان امضا کرد.
امروز، نزدیک به سه سال است که طبرزدی در زندان اصفهان به بند کشیده شده؛ بیمحاکمهای عادلانه، بیدسترسی کافی به خدمات درمانی، و بیصدا. سه سال نه برای جرمی واقعی، بلکه برای وفاداری به یک رؤیای دیرینه: رؤیای ایران آزاد، فارغ از بیداد.
وقتی صدایش از زندان شنیده نمیشود، وقتی جسمش تحلیل میرود و در محاصره محرومیت مطلق قرار دارد، وقتی حتی همنسلانش در اپوزیسیون گاه او را "تندرو" مینامند و با سکوت از کنارش میگذرند، مهم است که یادمان نرود: دفاع از طبرزدی، دفاع از انسانیت، از حق اعتراض، از حق نقدِ بیهراس است.
او حق دارد متفاوت بیندیشد، تند حرف بزند، حتی اشتباه کند. اما آنچه او را شایسته احترام و حمایت میکند، نه فقط افکارش، بلکه جسارتش در پرداختن بهای آنهاست.
ما شاید با همه روشهای طبرزدی موافق نباشیم. شاید از لحنش، از زبان مستقیم و گاه سختاش فاصله بگیریم. اما چه اهمیتی دارد؟ دفاع از طبرزدی، دفاع از آزادی بیان بدون فیلتر «شباهت» است. اگر قرار است فقط از امثال خودمان حمایت کنیم، بهتر است نامش را بگذاریم قبیلهگرایی سیاسی، نه آزادیخواهی.
امروز جمهوری اسلامی از حبسهای طولانی برای فرسایش روانی کنشگران استفاده میکند. حبس طبرزدی فقط حبس یک فرد نیست؛ حبس یک روش زندگیست که بر آزادگی، مسئولیتپذیری، و شجاعت استوار است. خاموش کردن صدای او، تلاش برای خاموش کردن آینهایست که عریانی نظام را نشان میدهد.
طبرزدی به ما یادآوری میکند که قیمت ایستادن چقدر میتواند سنگین باشد، اما بیهزینهبودن، خود یک خیانت خاموش است. دفاع از او، دفاع از مرز بین مقاومت و مصلحتطلبیست.
سکوت نکنیم.
نگذاریم صدای کسانی که برای ما جنگیدهاند، در زندان خاموش شود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#طبرزدی
حشمتالله طبرزدی را میتوان یکی از سمبلهای پایداری در تاریخ معاصر ایران دانست؛ نه بهخاطر آنکه هر آنچه گفته یا نوشته، بر سنگ حقیقت حک شده، بلکه به این دلیل ساده که حاضر نشده سکوت کند. او از نسلیست که میتوانست سودای قدرت در سر داشته باشد و به حاشیه امن مصلحتگرایی پناه ببرد، اما ترجیح داد هزینه بدهد، بارها زندان برود، تحقیر شود، و بازهم بنویسد، بگوید، بایستد.
طبرزدی نه یک چهره حزبی بود، نه یک تئوریسین در سایه. او همیشه در خط مقدم ایستاد؛ گاهی با خطا، گاهی با صراحتی بیپرده، گاهی با اشتباهاتی که از فشار، از انزوا، از خستگی برمیآید، اما همیشه با شرافت ایستاد.
در روزگاری که بسیاری از کنشگران سیاسی به معامله با قدرت خو گرفتند، طبرزدی راه بیبازگشت مقاومت را انتخاب کرد؛ راهی که نه مقام دارد، نه مصونیت، نه سهمی از کیک قدرت. او از همان آغاز اصلاحات حکومتی، تکلیفش را روشن کرد: با سازش دروغین، با رفرمهای قلابی، با اصلاحطلبان محافظهکار، مرز داشت. و این مرز را با زندان امضا کرد.
امروز، نزدیک به سه سال است که طبرزدی در زندان اصفهان به بند کشیده شده؛ بیمحاکمهای عادلانه، بیدسترسی کافی به خدمات درمانی، و بیصدا. سه سال نه برای جرمی واقعی، بلکه برای وفاداری به یک رؤیای دیرینه: رؤیای ایران آزاد، فارغ از بیداد.
وقتی صدایش از زندان شنیده نمیشود، وقتی جسمش تحلیل میرود و در محاصره محرومیت مطلق قرار دارد، وقتی حتی همنسلانش در اپوزیسیون گاه او را "تندرو" مینامند و با سکوت از کنارش میگذرند، مهم است که یادمان نرود: دفاع از طبرزدی، دفاع از انسانیت، از حق اعتراض، از حق نقدِ بیهراس است.
او حق دارد متفاوت بیندیشد، تند حرف بزند، حتی اشتباه کند. اما آنچه او را شایسته احترام و حمایت میکند، نه فقط افکارش، بلکه جسارتش در پرداختن بهای آنهاست.
ما شاید با همه روشهای طبرزدی موافق نباشیم. شاید از لحنش، از زبان مستقیم و گاه سختاش فاصله بگیریم. اما چه اهمیتی دارد؟ دفاع از طبرزدی، دفاع از آزادی بیان بدون فیلتر «شباهت» است. اگر قرار است فقط از امثال خودمان حمایت کنیم، بهتر است نامش را بگذاریم قبیلهگرایی سیاسی، نه آزادیخواهی.
امروز جمهوری اسلامی از حبسهای طولانی برای فرسایش روانی کنشگران استفاده میکند. حبس طبرزدی فقط حبس یک فرد نیست؛ حبس یک روش زندگیست که بر آزادگی، مسئولیتپذیری، و شجاعت استوار است. خاموش کردن صدای او، تلاش برای خاموش کردن آینهایست که عریانی نظام را نشان میدهد.
طبرزدی به ما یادآوری میکند که قیمت ایستادن چقدر میتواند سنگین باشد، اما بیهزینهبودن، خود یک خیانت خاموش است. دفاع از او، دفاع از مرز بین مقاومت و مصلحتطلبیست.
سکوت نکنیم.
نگذاریم صدای کسانی که برای ما جنگیدهاند، در زندان خاموش شود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#طبرزدی
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist pinned «در سالروز اعدام فرزاد کمانگر و یارانش؛ یادآوری جنایتی بیپایان سالها از آن سحرگاه شوم گذشته است؛ روزی که جمهوری اسلامی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را در زندان اوین به دار آویخت. بیدادگاه، بیمحاکمهی عادلانه،…»
اخباروگزارش های کارگری 18 اردیبهشت ماه 1404
- از فراخوان دو هفته اعتراض به اعدامها حمایت میکنیم.
- تجلیل از خانم لیدا اسماعیلی و احمد درخشان توسط تعدادی از کنشگران صنفی کارگران و معلمان البرز
- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری بهبهان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق مقابل ساختمان شورای شهر
- اعتراضات کشاورزان استان اردبیل نسبت به عدم پرداخت بدهی وزارت جهاد کشاورزی از بابت تحویل محصول کشاورزی و و عدم تأمین بذر و کود و نهادههای دیگر همزمان با سفروزیر جهاد کشاورزی با تجمع در مسیرش
- ادامه اعتراضات به قطعی مکرر برق با تجمع جمعی از اهالی زابل مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی مال باختگان شرکت یزد کیش اردکان و میبد مقابل فرمانداری اردکان
- بیانیه جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری مترو تهران در محکومیت بازداشت همکاران و تأکید بر استمرار مسیر قانونیِ مطالبهگری
- بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
- بیانیە انجمن صنفی معلمان کوردستان در مورد تودیع و معارفەی مدیرکل آموزش و پرورش کوردستان
- اصغر امیرزادگان بدون هیچ دلیل قانونی و موجهی در زندان به سر می برد
- احضار مجدد امجد گریاخیز، فعال کارگری و مخالف اعدام، به دادگاه انقلاب سنندج
- کانون نویسندگان ایران:برگی از تاریخ
ماجرای امنیتی ویت کنگهای کافهنشین و کانون نویسندگان ایران
- جان باختن یک کارگر در معدن سنگ لاشترزیر سنگ پنج تنی
- از فراخوان دو هفته اعتراض به اعدامها حمایت میکنیم.
- تجلیل از خانم لیدا اسماعیلی و احمد درخشان توسط تعدادی از کنشگران صنفی کارگران و معلمان البرز
- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری بهبهان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق مقابل ساختمان شورای شهر
- اعتراضات کشاورزان استان اردبیل نسبت به عدم پرداخت بدهی وزارت جهاد کشاورزی از بابت تحویل محصول کشاورزی و و عدم تأمین بذر و کود و نهادههای دیگر همزمان با سفروزیر جهاد کشاورزی با تجمع در مسیرش
- ادامه اعتراضات به قطعی مکرر برق با تجمع جمعی از اهالی زابل مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی مال باختگان شرکت یزد کیش اردکان و میبد مقابل فرمانداری اردکان
- بیانیه جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری مترو تهران در محکومیت بازداشت همکاران و تأکید بر استمرار مسیر قانونیِ مطالبهگری
- بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
- بیانیە انجمن صنفی معلمان کوردستان در مورد تودیع و معارفەی مدیرکل آموزش و پرورش کوردستان
- اصغر امیرزادگان بدون هیچ دلیل قانونی و موجهی در زندان به سر می برد
- احضار مجدد امجد گریاخیز، فعال کارگری و مخالف اعدام، به دادگاه انقلاب سنندج
- کانون نویسندگان ایران:برگی از تاریخ
ماجرای امنیتی ویت کنگهای کافهنشین و کانون نویسندگان ایران
- جان باختن یک کارگر در معدن سنگ لاشترزیر سنگ پنج تنی
🔺🔻برگزاری مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی کُرد و مبارز راه آزادی در روستای گوشخانی سروآباد
مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق کُرد و از اعضای خانوادههای دادخواه که خبر درگذشت وی پیشتر توسط آواتودی منتشر شده بود، در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روستای گوشخانی از توابع سروآباد برگزار خواهد شد.
برزان محمدی روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت، در حادثهای مشکوک از محل کارش در گنبدکاووس بر روی یک ساختمان ۷ متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد.
محمدی در سالهای اخیر فعالیت خود ضمن شرکت در کمپنها و کارزارهای مختلف، با ارسال پیامهای ویدیویی به انتقاد از جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی پرداخته و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی بود.
درگذشت او ضایعهای بزرگ برای خانواده، فعالان حقوق بشر و جامعه است. آواتودی ضمن ابراز تاسف و همدردی عمیق با خانواده و همرزمان برزان محمدی، مرگ او را نتیجه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم میداند.
یاد این مبارز خستگیناپذیر راه آزادی گرامی و راهش پررهرو باد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62963?single
مراسم ترحیم برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق کُرد و از اعضای خانوادههای دادخواه که خبر درگذشت وی پیشتر توسط آواتودی منتشر شده بود، در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روستای گوشخانی از توابع سروآباد برگزار خواهد شد.
برزان محمدی روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت، در حادثهای مشکوک از محل کارش در گنبدکاووس بر روی یک ساختمان ۷ متری سقوط کرد و جان خود را از دست داد.
محمدی در سالهای اخیر فعالیت خود ضمن شرکت در کمپنها و کارزارهای مختلف، با ارسال پیامهای ویدیویی به انتقاد از جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی پرداخته و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی بود.
درگذشت او ضایعهای بزرگ برای خانواده، فعالان حقوق بشر و جامعه است. آواتودی ضمن ابراز تاسف و همدردی عمیق با خانواده و همرزمان برزان محمدی، مرگ او را نتیجه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم میداند.
یاد این مبارز خستگیناپذیر راه آزادی گرامی و راهش پررهرو باد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/behnima/62963?single
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
برزان محمدی را کشتند، همانطور که هزاران صدای آزادی را خاموش کردند
برزان محمدی فرزند مردم، فرزند رنج و مقاومت، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق در حادثهای "به ظاهر" کارگری در گنبدکاووس جان باخت. اما حقیقت روشن است: برزان را جمهوری اسلامی کشت.
او را همان سیستم فاسد، امنیتی و ضدانسانیای کشت که سالها شکنجهاش کرد، به زندان انداخت و تحت فشار قرار داد. او را به حاشیه راند و در نهایت به جایی رساند که برای لقمهنانی از دیارش آواره شود و جانش را سر کار بدهد.
من، بهنام ابراهیمزاده که سالها با همین سیستم جنایتکار در حال مبارزه بودهام. بهصراحت میگویم: برزان محمدی قربانی یک سیاست سیستماتیک سرکوب، تحقیر و حذف است. جمهوری اسلامی نهفقط گلوله میزند و اعدام میکند، بلکه صدای مخالف را با فقر، تبعید، ناامنی و فشار مستمر به کام مرگ میکشاند.
برزان، این صدای رسای دادخواهی علیه اعدام، سرکوب و در حمایت از زندانیان سیاسی همیشه ایستاد و هرگز سکوت نکرد. او را بارها بازداشت و شکنجه کردند. اما پس از آزادی نه برای خودش، که برای همهی ما، همبندیهایش، مادران دادخواه، کارگران و برای آزادی فریاد کشید.
مرگ برزان یک "حادثه" نبود. این ترور خاموش یک مبارز بود و نتیجه مستقیم سیاستهای امنیتی، اقتصادی و طبقاتی جمهوری اسلامی است.
ما نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
یاد برزان زنده است، صدایش خاموش نمیشود، و ما همچنان فریاد او را فریاد خواهیم زد.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق
-
https://t.me/behnima/62966
برزان محمدی فرزند مردم، فرزند رنج و مقاومت، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق در حادثهای "به ظاهر" کارگری در گنبدکاووس جان باخت. اما حقیقت روشن است: برزان را جمهوری اسلامی کشت.
او را همان سیستم فاسد، امنیتی و ضدانسانیای کشت که سالها شکنجهاش کرد، به زندان انداخت و تحت فشار قرار داد. او را به حاشیه راند و در نهایت به جایی رساند که برای لقمهنانی از دیارش آواره شود و جانش را سر کار بدهد.
من، بهنام ابراهیمزاده که سالها با همین سیستم جنایتکار در حال مبارزه بودهام. بهصراحت میگویم: برزان محمدی قربانی یک سیاست سیستماتیک سرکوب، تحقیر و حذف است. جمهوری اسلامی نهفقط گلوله میزند و اعدام میکند، بلکه صدای مخالف را با فقر، تبعید، ناامنی و فشار مستمر به کام مرگ میکشاند.
برزان، این صدای رسای دادخواهی علیه اعدام، سرکوب و در حمایت از زندانیان سیاسی همیشه ایستاد و هرگز سکوت نکرد. او را بارها بازداشت و شکنجه کردند. اما پس از آزادی نه برای خودش، که برای همهی ما، همبندیهایش، مادران دادخواه، کارگران و برای آزادی فریاد کشید.
مرگ برزان یک "حادثه" نبود. این ترور خاموش یک مبارز بود و نتیجه مستقیم سیاستهای امنیتی، اقتصادی و طبقاتی جمهوری اسلامی است.
ما نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
یاد برزان زنده است، صدایش خاموش نمیشود، و ما همچنان فریاد او را فریاد خواهیم زد.
بهنام ابراهیمزاده
فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق
-
https://t.me/behnima/62966