تجمع اعتراضی دانشجویان زن خوابگاه ولنجک دانشگاه بهشتی نسبت به قطعی آب وبرق
فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از تجمع اعتراضی روزیکشنبه 14 اردیبهشت دانشجویان زن خوابگاه ولنجک دانشگاه بهشتی نسبت به قطعی آب وبرق ،خبرمی دهد.
فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از تجمع اعتراضی روزیکشنبه 14 اردیبهشت دانشجویان زن خوابگاه ولنجک دانشگاه بهشتی نسبت به قطعی آب وبرق ،خبرمی دهد.
گلرخ ایرایی: برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست
تو زندان سکوت معنایی نداره. همهجا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنارت زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویهی صنعتی _که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبهای هولناکی رو بهدست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایهی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمهشب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ... _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل میکردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن
صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زدهی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگهی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد
صدای کوبیده شدنِ تنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود
صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته میشدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و تو صدای خوابآلود موذن گم میشد
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد
و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویهی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همهچیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر و کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچهی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفشمونو میبستیم و در خونه رو به هم میکوبیدیم و میرفتیم پشت در زندون. دستکم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ارادهست. ارادهی جاری شدن.
گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین
#نه_به_اعدام
#محسن_لنگرنشین
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
تو زندان سکوت معنایی نداره. همهجا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنارت زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویهی صنعتی _که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبهای هولناکی رو بهدست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایهی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمهشب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ... _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل میکردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن
صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زدهی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگهی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد
صدای کوبیده شدنِ تنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود
صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته میشدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و تو صدای خوابآلود موذن گم میشد
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد
و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویهی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همهچیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر و کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچهی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفشمونو میبستیم و در خونه رو به هم میکوبیدیم و میرفتیم پشت در زندون. دستکم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ارادهست. ارادهی جاری شدن.
گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین
#نه_به_اعدام
#محسن_لنگرنشین
#محمد_قبادلو
#محمدمهدی_کرمی
#محمد_حسینی
و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
🔺🔻بازداشت و ابهام در سرنوشت دو شهروند تُرک هوادار تیم تراکتورسازی تبریز
روز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، سامان بیدار اهل اردبیل و کاظم صفابخش اهل مشگینشهر، هنگام تماشای مسابقه فوتبال بین تیمهای شمس آذین قزوین و تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه سردار آزادگان قزوین توسط مزدوران اطلاعات بازداشت شدند.
با گذشت چهار روز از زمان بازداشت این دو شهروند تُرک، همچنان اطلاع دقیقی درباره دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این دو شهروند در دسترس نیست.
گفتنی است کاظم صفابخش پیشتر در ۴ آذر ۱۳۹۷ نیز در تهران بازداشت و پس از مدتی بهصورت موقت آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
روز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، سامان بیدار اهل اردبیل و کاظم صفابخش اهل مشگینشهر، هنگام تماشای مسابقه فوتبال بین تیمهای شمس آذین قزوین و تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه سردار آزادگان قزوین توسط مزدوران اطلاعات بازداشت شدند.
با گذشت چهار روز از زمان بازداشت این دو شهروند تُرک، همچنان اطلاع دقیقی درباره دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این دو شهروند در دسترس نیست.
گفتنی است کاظم صفابخش پیشتر در ۴ آذر ۱۳۹۷ نیز در تهران بازداشت و پس از مدتی بهصورت موقت آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هماکنون آتشسوزی جدید در #بندرعباس!
گزارشی از قتل یک زن ٤٩ سالە در دامغان
یک زن ۴۹ ساله در دامغان توسط یک مرد در جریان یک درگیری لفظی و در پی یک اقدام خشونت آمیز و عمدی با خودرو زیر گرفته و به قتل رسید. انگیزه قاتل از ارتکاب جرم در رسانههای حکومتی تحت عنوان "مشکلات شخصی" اعلام شده است.
https://t.me/behnima/62846
یک زن ۴۹ ساله در دامغان توسط یک مرد در جریان یک درگیری لفظی و در پی یک اقدام خشونت آمیز و عمدی با خودرو زیر گرفته و به قتل رسید. انگیزه قاتل از ارتکاب جرم در رسانههای حکومتی تحت عنوان "مشکلات شخصی" اعلام شده است.
https://t.me/behnima/62846
⛔️همراهی اصلاحطلبان جامانده با امنیتیها در پروندهسازی علیه تشکلهای مستقل صنفی
🔺پاسخی به نقد خانم تارا اکبرزاده
در روزگاری که جامعهی مدنی و تشکلیابی مستقل از جمله مؤلفههای اصلی توسعهی سیاسی، اجتماعی و حتی آموزشی محسوب میشود، برخی افراد و جریانها، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش تضعیفکنندهای در این روند ایفا میکنند. پروندهسازی علیه فعالان صنفی مستقل و تشکلهای ریشهدار معلمان، اکنون به ابزاری برای حذف جریان عدالتخواه تبدیل شده است؛ ابزاری که متأسفانه بعضی از اصلاحطلبان جامانده در داخل و فرقه فحاشان در اپوزسیون نیز، در آن با امنیتیها همراه شدهاند.
از جمله موارد بارز این خط انحرافی، رفتار خانم تارا اکبرزاده، فعال صنفیای است که هیچگاه حاضر به عضویت در تشکلهای صنفی شهر خود نشده اما با ادبیاتی مخرب و بیپایه، به تخریب شورایی پرداخته که حاصل حضور نمایندگان تشکل هایی است که با خرد جمعی، انتخابات شفاف، و مشارکت واقعی معلمان در استان های مختلف انتخاب شده اند. ایشان نهتنها حاضر به ایفای نقش مسئولانه در این ساختارها(تشکل شهر خود ) نشدند، بلکه با حمله به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و اتهامزنی کممایهای همچون "کمونیست خواندن اعضای شورا"، مسیر تخریب را در پیش گرفتند.
جای تأسف است که خانم اکبرزاده با وجود آگاهی کامل از سازوکار شفاف انتخاب اعضای شورا، خود را به تغافل میزنند تا چنین وانمود کنند که اعضای شورا به صورت گزینشی تعیین میشوند. حال آنکه روند انتخاب بهروشنی چنین است:
کانونهای صنفی در استانهای مختلف به طور کاملاً مستقل، مجمع عمومی برگزار میکنند؛ در این مجامع، بدون وجود هیچ نهاد گزینشی (نظیر شورای نگهبان)، همهی معلمان آن استان میتوانند نامزد شده و توسط همکارانشان انتخاب شوند. سپس هیأت مدیرهی این کانونها از میان خود یا سایر اعضا، نمایندگانی برای شورای هماهنگی تعیین میکنند. روندی شفاف، مردمی و دموکراتیک که هر وجدان منصفی به سلامت آن اذعان دارد.
با این حال، خط مشیای که توسط امنیتیها طراحی شده و متأسفانه با همسویی برخی اصلاحطلبان همراه است، در تلاش است تا این مطالبات عدالتخواهانه را به "چپ" نسبت دهند؛ حربهای نخنما شده برای سرکوب اعتراضات. این خط، عمیقاً از قدرتگیری جامعهی مدنی میهراسد، چرا که خوب میداند در صورت تحقق سازمانیابی مستقل، جایی برای لمپنهای سیاسی و فرصتطلبان بیریشه باقی نخواهد ماند.
نقطه اوج بیاخلاقی خانم اکبرزاده آنجاست که برای توجیه ادعاهای بیاساس خود، از نوشتههای اعضای تشکلهای صنفی بهصورت تقطیعشده و مغرضانه سوءاستفاده میکند. به عنوان مثال، نوشتۀ آقای محسن عمرانی در کانال شورای هماهنگی، هیچگونه ارتباطی با تجمع یازدهم اردیبهشت نداشته و حتی یک کلمه در این خصوص در آن مطرح نشده است. در ابتدای نقد خود نیز مدعی شدهاند که شورای هماهنگی در بیانبه خود گفته «جهت هماهنگی با کارگران» برای روز یازدهم فراخوان تجمع داده است؛ در حالی که در هیچکجای بیانیهی شورا چنین عبارتی وجود ندارد. این ادعا نهتنها بیپایه، بلکه نشانهای دیگر از تلاش برای جعل روایت بهمنظور تخریب یک حرکت جمعی است.اینگونه تحریفها، نه تنها اعتبار گوینده را زیر سؤال میبرد بلکه گواه روشنی بر هدفگذاری تخریبی ایشان است.
جالب آنکه خانم اکبرزاده، که در گروههای مطلع از اتفاقات درون شورا حضور دارند، دقیقاً از علت انتخاب روز یازدهم اردیبهشت آگاهند. همه میدانند که روز معلم (۱۲ اردیبهشت) امسال مصادف با جمعه بود و بدین سبب، با خرد جمعی تشکلهای عضو، روز پنجشنبه برای تجمع انتخاب شد. با این حال، ایشان بدون توجه به این حقیقت بدیهی، در صدد قلب واقعیت جهت پیش بردن پروژه خود برآمدند.
اصطلاحاتی مانند "شورای متخلفین" یا "شورای ناهماهنگی" که از سوی خانم اکبرزاده برای شورا بهکار رفته، بارها توسط بدنهی فرهنگیان رد شده و پاسخ خود را گرفته است. پرداختن دوباره به این تهمتها، چیزی جز اتلاف وقت و انرژی برای معلمان مطالبهگر نیست.
پیام واضح است: کانونهای صنفی سراسر کشور، با همهی نقدهایی که بر عملکردشان وارد است، با باور به تشکلیابی و سازماندهی، مسیر پیگیری مطالبات معلمان را ترک نخواهند کرد.
خانم اکبرزاده و همفکران ایشان باید بدانند که تضعیف نهادهای مدنی و دلسوزان آن، تنها به نفع جریانات ضد مردمی و سرکوبگر است. اینان هرچه بیشتر در برچسبزنی و اتهامپراکنی بکوشند، مشروعیت خود را نزد بدنهی آگاه فرهنگیان از دست خواهند داد. در پایان، خطاب به این افراد باید گفت:
ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
🔺پاسخی به نقد خانم تارا اکبرزاده
در روزگاری که جامعهی مدنی و تشکلیابی مستقل از جمله مؤلفههای اصلی توسعهی سیاسی، اجتماعی و حتی آموزشی محسوب میشود، برخی افراد و جریانها، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش تضعیفکنندهای در این روند ایفا میکنند. پروندهسازی علیه فعالان صنفی مستقل و تشکلهای ریشهدار معلمان، اکنون به ابزاری برای حذف جریان عدالتخواه تبدیل شده است؛ ابزاری که متأسفانه بعضی از اصلاحطلبان جامانده در داخل و فرقه فحاشان در اپوزسیون نیز، در آن با امنیتیها همراه شدهاند.
از جمله موارد بارز این خط انحرافی، رفتار خانم تارا اکبرزاده، فعال صنفیای است که هیچگاه حاضر به عضویت در تشکلهای صنفی شهر خود نشده اما با ادبیاتی مخرب و بیپایه، به تخریب شورایی پرداخته که حاصل حضور نمایندگان تشکل هایی است که با خرد جمعی، انتخابات شفاف، و مشارکت واقعی معلمان در استان های مختلف انتخاب شده اند. ایشان نهتنها حاضر به ایفای نقش مسئولانه در این ساختارها(تشکل شهر خود ) نشدند، بلکه با حمله به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و اتهامزنی کممایهای همچون "کمونیست خواندن اعضای شورا"، مسیر تخریب را در پیش گرفتند.
جای تأسف است که خانم اکبرزاده با وجود آگاهی کامل از سازوکار شفاف انتخاب اعضای شورا، خود را به تغافل میزنند تا چنین وانمود کنند که اعضای شورا به صورت گزینشی تعیین میشوند. حال آنکه روند انتخاب بهروشنی چنین است:
کانونهای صنفی در استانهای مختلف به طور کاملاً مستقل، مجمع عمومی برگزار میکنند؛ در این مجامع، بدون وجود هیچ نهاد گزینشی (نظیر شورای نگهبان)، همهی معلمان آن استان میتوانند نامزد شده و توسط همکارانشان انتخاب شوند. سپس هیأت مدیرهی این کانونها از میان خود یا سایر اعضا، نمایندگانی برای شورای هماهنگی تعیین میکنند. روندی شفاف، مردمی و دموکراتیک که هر وجدان منصفی به سلامت آن اذعان دارد.
با این حال، خط مشیای که توسط امنیتیها طراحی شده و متأسفانه با همسویی برخی اصلاحطلبان همراه است، در تلاش است تا این مطالبات عدالتخواهانه را به "چپ" نسبت دهند؛ حربهای نخنما شده برای سرکوب اعتراضات. این خط، عمیقاً از قدرتگیری جامعهی مدنی میهراسد، چرا که خوب میداند در صورت تحقق سازمانیابی مستقل، جایی برای لمپنهای سیاسی و فرصتطلبان بیریشه باقی نخواهد ماند.
نقطه اوج بیاخلاقی خانم اکبرزاده آنجاست که برای توجیه ادعاهای بیاساس خود، از نوشتههای اعضای تشکلهای صنفی بهصورت تقطیعشده و مغرضانه سوءاستفاده میکند. به عنوان مثال، نوشتۀ آقای محسن عمرانی در کانال شورای هماهنگی، هیچگونه ارتباطی با تجمع یازدهم اردیبهشت نداشته و حتی یک کلمه در این خصوص در آن مطرح نشده است. در ابتدای نقد خود نیز مدعی شدهاند که شورای هماهنگی در بیانبه خود گفته «جهت هماهنگی با کارگران» برای روز یازدهم فراخوان تجمع داده است؛ در حالی که در هیچکجای بیانیهی شورا چنین عبارتی وجود ندارد. این ادعا نهتنها بیپایه، بلکه نشانهای دیگر از تلاش برای جعل روایت بهمنظور تخریب یک حرکت جمعی است.اینگونه تحریفها، نه تنها اعتبار گوینده را زیر سؤال میبرد بلکه گواه روشنی بر هدفگذاری تخریبی ایشان است.
جالب آنکه خانم اکبرزاده، که در گروههای مطلع از اتفاقات درون شورا حضور دارند، دقیقاً از علت انتخاب روز یازدهم اردیبهشت آگاهند. همه میدانند که روز معلم (۱۲ اردیبهشت) امسال مصادف با جمعه بود و بدین سبب، با خرد جمعی تشکلهای عضو، روز پنجشنبه برای تجمع انتخاب شد. با این حال، ایشان بدون توجه به این حقیقت بدیهی، در صدد قلب واقعیت جهت پیش بردن پروژه خود برآمدند.
اصطلاحاتی مانند "شورای متخلفین" یا "شورای ناهماهنگی" که از سوی خانم اکبرزاده برای شورا بهکار رفته، بارها توسط بدنهی فرهنگیان رد شده و پاسخ خود را گرفته است. پرداختن دوباره به این تهمتها، چیزی جز اتلاف وقت و انرژی برای معلمان مطالبهگر نیست.
پیام واضح است: کانونهای صنفی سراسر کشور، با همهی نقدهایی که بر عملکردشان وارد است، با باور به تشکلیابی و سازماندهی، مسیر پیگیری مطالبات معلمان را ترک نخواهند کرد.
خانم اکبرزاده و همفکران ایشان باید بدانند که تضعیف نهادهای مدنی و دلسوزان آن، تنها به نفع جریانات ضد مردمی و سرکوبگر است. اینان هرچه بیشتر در برچسبزنی و اتهامپراکنی بکوشند، مشروعیت خود را نزد بدنهی آگاه فرهنگیان از دست خواهند داد. در پایان، خطاب به این افراد باید گفت:
ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
یونس آزادبر، فعال صنفی ۶۰ ساله اهل شهرستان سنگر در استان گیلان، ساعاتی پیش در منزل شخصیاش توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد.
این بازداشت در حالی صورت گرفت که آقای آزادبر پیشتر نیز در تاریخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۲ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود در شهرستان سنگر بازداشت شده بود. در جریان بازداشت قبلی، مأموران اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی لوازم شخصی، از جمله گوشی تلفن همراه، نمودند. پس از گذشت هشت روز از بازداشت، وی در تماس تلفنی با خانوادهاش از انتقالش به بند میثاق زندان لاکان رشت خبر داد.
آزادبر به اتهاماتی چون «محاربه»، «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در گروههای مخالف نظام» متهم شده است. در تاریخ ۹ شهریورماه ۱۴۰۲، جلسه بازپرسی وی در دادسرای عمومی و انقلاب رشت برگزار شد، اما او از حق دسترسی به وکیل خود محروم بود و به تنهایی از خود دفاع کرد. با وجود تأکید پزشک متخصص بر لزوم ارجاع پرونده پزشکیاش به پزشکی قانونی، مسئولان زندان از انجام این اقدام ممانعت به عمل آوردند.
در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۴۰۲، یونس آزادبر با تودیع وثیقه هشت میلیارد تومانی به صورت موقت از زندان آزاد شده بود
این بازداشت در حالی صورت گرفت که آقای آزادبر پیشتر نیز در تاریخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۲ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود در شهرستان سنگر بازداشت شده بود. در جریان بازداشت قبلی، مأموران اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی لوازم شخصی، از جمله گوشی تلفن همراه، نمودند. پس از گذشت هشت روز از بازداشت، وی در تماس تلفنی با خانوادهاش از انتقالش به بند میثاق زندان لاکان رشت خبر داد.
آزادبر به اتهاماتی چون «محاربه»، «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در گروههای مخالف نظام» متهم شده است. در تاریخ ۹ شهریورماه ۱۴۰۲، جلسه بازپرسی وی در دادسرای عمومی و انقلاب رشت برگزار شد، اما او از حق دسترسی به وکیل خود محروم بود و به تنهایی از خود دفاع کرد. با وجود تأکید پزشک متخصص بر لزوم ارجاع پرونده پزشکیاش به پزشکی قانونی، مسئولان زندان از انجام این اقدام ممانعت به عمل آوردند.
در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۴۰۲، یونس آزادبر با تودیع وثیقه هشت میلیارد تومانی به صورت موقت از زندان آزاد شده بود
کاشمر؛ بازداشت و بیخبری از سرنوشت پنج شهروند پیرو جریان یمانی
حسین داوودی، علی داوودی، کاظم قویدل، هادی آقایی و حسن داوودی، شهروندان اهل کاشمر خراسان رضوی و از پیروان جریان یمانی توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شدهاند و با گذشت ٩ روز خبری از سرنوشتشان در دسترس نیست.
https://t.me/behnima/62850
حسین داوودی، علی داوودی، کاظم قویدل، هادی آقایی و حسن داوودی، شهروندان اهل کاشمر خراسان رضوی و از پیروان جریان یمانی توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شدهاند و با گذشت ٩ روز خبری از سرنوشتشان در دسترس نیست.
https://t.me/behnima/62850
بازگشت عیسی ابراهیمزاده به زندان نقده؛ مرخصی بدون احتساب در دوران حبس
عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در اشنویه، ساعاتی پیش با پایان یافتن مرخصی درمانی به زندان نقده بازگردانده شد. این در حالی است که دستگاه قضایی در اقدامی غیرمعمول، اجرای حکم حبس او را در دوران مرخصی متوقف کرده و روزهای مرخصی را جزو محکومیت او محسوب نکرده است.
ابراهیمزاده به بیماریهای جدی از جمله ناراحتی شدید روده و زونا مبتلاست و هزینههای درمان وی بسیار بالاست. با این حال، مسئولان بدون تأمین درمان مناسب، وی را به حال خود رها کردهاند.
این زندانی سیاسی چندی پیش در غم از دست دادن فرزند خود داغدار شد. با وجود وضعیت وخیم فرزندش در زمان بیماری، عیسی ابراهیمزاده به دلیل محدودیتهای قضایی، نتوانست در کنار او حضور داشته باشد.
سازمانهای حقوق بشری پیشتر نسبت به وضعیت سلامت زندانیان سیاسی، بهویژه در مناطق کردنشین، هشدار داده بودند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#عیسی_ابراهیمزاده
#اریزابراهیمزاده
#نیماابراهیمزاد
عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در اشنویه، ساعاتی پیش با پایان یافتن مرخصی درمانی به زندان نقده بازگردانده شد. این در حالی است که دستگاه قضایی در اقدامی غیرمعمول، اجرای حکم حبس او را در دوران مرخصی متوقف کرده و روزهای مرخصی را جزو محکومیت او محسوب نکرده است.
ابراهیمزاده به بیماریهای جدی از جمله ناراحتی شدید روده و زونا مبتلاست و هزینههای درمان وی بسیار بالاست. با این حال، مسئولان بدون تأمین درمان مناسب، وی را به حال خود رها کردهاند.
این زندانی سیاسی چندی پیش در غم از دست دادن فرزند خود داغدار شد. با وجود وضعیت وخیم فرزندش در زمان بیماری، عیسی ابراهیمزاده به دلیل محدودیتهای قضایی، نتوانست در کنار او حضور داشته باشد.
سازمانهای حقوق بشری پیشتر نسبت به وضعیت سلامت زندانیان سیاسی، بهویژه در مناطق کردنشین، هشدار داده بودند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#عیسی_ابراهیمزاده
#اریزابراهیمزاده
#نیماابراهیمزاد
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
بازگشت عیسی ابراهیمزاده به زندان نقده؛ مرخصی بدون احتساب در دوران حبس عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در اشنویه، ساعاتی پیش با پایان یافتن مرخصی درمانی به زندان نقده بازگردانده شد. این در حالی است که دستگاه…
Isa Ebrahimzadeh Returned to Naghadeh Prison; Medical Leave Not Counted Towards Sentence
Isa Ebrahimzadeh, a political prisoner and one of those arrested during the "Woman, Life, Freedom" protests in Oshnavieh, was returned to Naghadeh Prison a few hours ago after the end of his medical leave. In an unusual move, the judiciary did not count the days of his leave as part of his prison sentence, effectively pausing his sentence during the time he was away.
Ebrahimzadeh suffers from serious illnesses, including severe intestinal problems and shingles, with treatment costs being extremely high. Nevertheless, authorities have left him without proper medical care.
Recently, this political prisoner also suffered the grief of losing his child. Due to judicial restrictions, he was unable to be with his child during the illness and final moments.
Human rights organizations have previously warned about the health conditions of political prisoners, particularly in Kurdish regions.
#NationwideStrikes
#JinJiyanAzadi
#IsaEbrahimzadeh
#ArizEbrahimzadeh
#NimaEbrahimzadeh
Isa Ebrahimzadeh, a political prisoner and one of those arrested during the "Woman, Life, Freedom" protests in Oshnavieh, was returned to Naghadeh Prison a few hours ago after the end of his medical leave. In an unusual move, the judiciary did not count the days of his leave as part of his prison sentence, effectively pausing his sentence during the time he was away.
Ebrahimzadeh suffers from serious illnesses, including severe intestinal problems and shingles, with treatment costs being extremely high. Nevertheless, authorities have left him without proper medical care.
Recently, this political prisoner also suffered the grief of losing his child. Due to judicial restrictions, he was unable to be with his child during the illness and final moments.
Human rights organizations have previously warned about the health conditions of political prisoners, particularly in Kurdish regions.
#NationwideStrikes
#JinJiyanAzadi
#IsaEbrahimzadeh
#ArizEbrahimzadeh
#NimaEbrahimzadeh
ارومیه؛ ماموستا سلام محمودیان و ماموستا حسن خضری به حبس و جزای نقدی محکوم شدند
ماموستا حسن خضری و ماموستا دکتر سلام محمودیان از فعالین مذهبی کُرد و اهل سنت و از امامان جمعه روستاهای اطراف سردشت، توسط دادگاه ویژه روحانیت ارومیه هر کدام به دو سال حبس تعلیقی و پرداخت جریمه نقدی محکوم شدند.
https://t.me/behnima/62863
ماموستا حسن خضری و ماموستا دکتر سلام محمودیان از فعالین مذهبی کُرد و اهل سنت و از امامان جمعه روستاهای اطراف سردشت، توسط دادگاه ویژه روحانیت ارومیه هر کدام به دو سال حبس تعلیقی و پرداخت جریمه نقدی محکوم شدند.
https://t.me/behnima/62863
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سارا شریعتی :علوم اجتماعی رهایی بخش است
💔با گذشت ۱۷ روز از اعدام، خانواده جاویدنام #حمید_حسیننژاد_حیدرانلو همچنان در بیخبری مطلق از محل دفن فرزندشان هستند
https://t.me/NoToExecutionCamp/13328
دستگاه فاسد قضایی رژیم جنایتکار اسلامی ایران روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ (۱۸ آوریل ۲۰۲۵) در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه و ضدبشری خود، حکم اعدام شهید حمید حسیننژاد حیدرانلو را در مکانی نامعلوم در شهر ارومیه به اجرا درآورد.
حمید حسیننژاد حیدرانلو، متولد ۳۰ شهریور ۱۳۶۴، فرزند محمد و قیزبستی، اهل روستای سگریک از توابع چالدران، متاهل و پدر سه فرزند بود. او بدون برخورداری از یک دادرسی عادلانه و تنها بر پایه پروندهسازیهای نهادهای امنیتی، در دادگاههای فرمایشی به اعدام محکوم شد؛ حکمی که در سکوت خبری و بدون اطلاعرسانی شفاف به خانواده، به اجرا درآمد.
اکنون با گذشت ۱۷ روز از اجرای حکم اعدام، هنوز هیچ اطلاعی از محل دفن پیکر این زندانی سیاسی شهید در دست نیست. مقامات رژیم نهتنها حاضر به پاسخگویی به خانواده او نیستند، بلکه با ادامه رفتارهای غیرانسانی، آنها را در سردرگمی و بلاتکلیفی کامل رها کردهاند. خانواده همچنان بینتیجه و بیپاسخ، در جستجوی پیکر فرزندشان هستند.
در اقدامی دیگر که عمق بیرحمی این رژیم را آشکار میکند، روز دوشنبه ۵ آوریل ۲۰۲۵ اداره ثبت احوال چالدران با صدور گواهی فوت، علت مرگ را "مجازات قانونی" اعلام کرده است. این واژهسازیهای رسمی، نهتنها حقیقت اعدام را پنهان نمیکند، بلکه نشانهای دیگر از بیاعتنایی کامل جمهوری اسلامی به کرامت انسانی و حقوق خانوادههاست.
کمپین نه به اعدام" ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده حمید حسیننژاد حیدرانلو، این جنایت حکومتی را به شدت محکوم میکند و خواهان پیگرد بینالمللی آمران و عاملان این اعدامهای بیرحمانه و پنهانکارانه است. ما بار دیگر تأکید میکنیم:
اعدام، جنایت است نه عدالت. اعدام را متوقف کنید.
ارسلان احمدی ریکآبادی
کمپین نه به اعدام
#نه_به_اعدام #نه_به_حکومت_اعدامی #نه_به_جمهوری_اسلامی #آری_به_زندگی
https://t.me/NoToExecutionCamp/13328
دستگاه فاسد قضایی رژیم جنایتکار اسلامی ایران روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ (۱۸ آوریل ۲۰۲۵) در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه و ضدبشری خود، حکم اعدام شهید حمید حسیننژاد حیدرانلو را در مکانی نامعلوم در شهر ارومیه به اجرا درآورد.
حمید حسیننژاد حیدرانلو، متولد ۳۰ شهریور ۱۳۶۴، فرزند محمد و قیزبستی، اهل روستای سگریک از توابع چالدران، متاهل و پدر سه فرزند بود. او بدون برخورداری از یک دادرسی عادلانه و تنها بر پایه پروندهسازیهای نهادهای امنیتی، در دادگاههای فرمایشی به اعدام محکوم شد؛ حکمی که در سکوت خبری و بدون اطلاعرسانی شفاف به خانواده، به اجرا درآمد.
اکنون با گذشت ۱۷ روز از اجرای حکم اعدام، هنوز هیچ اطلاعی از محل دفن پیکر این زندانی سیاسی شهید در دست نیست. مقامات رژیم نهتنها حاضر به پاسخگویی به خانواده او نیستند، بلکه با ادامه رفتارهای غیرانسانی، آنها را در سردرگمی و بلاتکلیفی کامل رها کردهاند. خانواده همچنان بینتیجه و بیپاسخ، در جستجوی پیکر فرزندشان هستند.
در اقدامی دیگر که عمق بیرحمی این رژیم را آشکار میکند، روز دوشنبه ۵ آوریل ۲۰۲۵ اداره ثبت احوال چالدران با صدور گواهی فوت، علت مرگ را "مجازات قانونی" اعلام کرده است. این واژهسازیهای رسمی، نهتنها حقیقت اعدام را پنهان نمیکند، بلکه نشانهای دیگر از بیاعتنایی کامل جمهوری اسلامی به کرامت انسانی و حقوق خانوادههاست.
کمپین نه به اعدام" ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده حمید حسیننژاد حیدرانلو، این جنایت حکومتی را به شدت محکوم میکند و خواهان پیگرد بینالمللی آمران و عاملان این اعدامهای بیرحمانه و پنهانکارانه است. ما بار دیگر تأکید میکنیم:
اعدام، جنایت است نه عدالت. اعدام را متوقف کنید.
ارسلان احمدی ریکآبادی
کمپین نه به اعدام
#نه_به_اعدام #نه_به_حکومت_اعدامی #نه_به_جمهوری_اسلامی #آری_به_زندگی
Telegram
NoToExecution Campaign
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امنیت در جمهوری اسلامی!
پلیس با راهزنان همدست است!
ایرانشهر (استان سیستان و بلوچستان): راهزنی مسلحانه در جاده ی "دلگان" از کامیون ها، در سایه ی بی توجهی و بی خیالی پلیس
با وجود دستگاه امنیتی عظیم و پرهزینه ی رژیم جمهوری اسلامی، مردم ایران امروز بیش از هرزمان دیگری در تاریخ معاصر ایران از ناامنی و جنایت آسیب می بینند.
دستگاه امنیتی جز سرکوب مخالفان و منتقدان حکومت، معترضان اجتماعی و زنان بی حجاب وظیفه دیگری برای خود نمی شناسد!
پلیس با راهزنان همدست است!
ایرانشهر (استان سیستان و بلوچستان): راهزنی مسلحانه در جاده ی "دلگان" از کامیون ها، در سایه ی بی توجهی و بی خیالی پلیس
با وجود دستگاه امنیتی عظیم و پرهزینه ی رژیم جمهوری اسلامی، مردم ایران امروز بیش از هرزمان دیگری در تاریخ معاصر ایران از ناامنی و جنایت آسیب می بینند.
دستگاه امنیتی جز سرکوب مخالفان و منتقدان حکومت، معترضان اجتماعی و زنان بی حجاب وظیفه دیگری برای خود نمی شناسد!
بیش از ۵۵۰ نفر از فعالان مدنی، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران با امضای بیانیهای، صدور احکام زندان برای #فرامرز_سهدهی، #ماندانا_صادقی، #آرش_قلعهگلاب و #رضا_محمدی، چهار #نویسنده و #روزنامهنگار خوزستانی را محکوم کردند.
بر اساس این بیانیه، این افراد به دلیل پوشش اعتراضات مردمی پیرامون سقوط #متروپل آبادان و #اعتراضات_سراسری_۱۴۰۱ از سوی دادگاه انقلاب خوزستان به احکام سنگین حبس محکوم شدهاند؛ در حالی که همگی با بیماریهای جدی جسمی دستوپنجه نرم میکنند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما ضمن محکوم کردن تمامی احکام صادره علیه آزادی بیان تمامی شهروندان، اعتراض خود را به احکام اولیه #نویسندگان و #روزنامهنگاران خوزستانی که به وظیفه ذاتی خود در اطلاعرسانی و گزارش حقیقت به ملت عمل کردهاند، اعلام میکنیم و لغو تمام این احکام را در مرحله تجدیدنظر قاطعانه خواستاریم.»
بر اساس این بیانیه، این افراد به دلیل پوشش اعتراضات مردمی پیرامون سقوط #متروپل آبادان و #اعتراضات_سراسری_۱۴۰۱ از سوی دادگاه انقلاب خوزستان به احکام سنگین حبس محکوم شدهاند؛ در حالی که همگی با بیماریهای جدی جسمی دستوپنجه نرم میکنند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما ضمن محکوم کردن تمامی احکام صادره علیه آزادی بیان تمامی شهروندان، اعتراض خود را به احکام اولیه #نویسندگان و #روزنامهنگاران خوزستانی که به وظیفه ذاتی خود در اطلاعرسانی و گزارش حقیقت به ملت عمل کردهاند، اعلام میکنیم و لغو تمام این احکام را در مرحله تجدیدنظر قاطعانه خواستاریم.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسبه «آهن مکان»، بازار بزرگ آهن تهران، روز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت در اعتراض به قطع مکرر تجمع اعتراضی برگزار کردند.
به گفته یکی از معترضان برق این بازار در سه شبانهروز گذشته قطع بوده است.
قطع مکرر و بیبرنامه برق مشکلات زیادی را برای شهروندان ایجاد کرده و موجب اختلال در مشاغل مختلف شده است.
وزارت نیرو در زمستان علت خاموشیهای گسترده را «کمبود سوخت نیروگاهها» عنوان کرده و خواستار صرفهجویی مردم در مصرف انرژی شده بود.
#اعتراضات_سراسری
به گفته یکی از معترضان برق این بازار در سه شبانهروز گذشته قطع بوده است.
قطع مکرر و بیبرنامه برق مشکلات زیادی را برای شهروندان ایجاد کرده و موجب اختلال در مشاغل مختلف شده است.
وزارت نیرو در زمستان علت خاموشیهای گسترده را «کمبود سوخت نیروگاهها» عنوان کرده و خواستار صرفهجویی مردم در مصرف انرژی شده بود.
#اعتراضات_سراسری
اخباروگزارش های کارگری 15 اردیبهشت ماه 1404(حاوی گزارش از 25 تجمع اعتراضی)
- ادامه دوشنبه های اعتراضی کارگران شاغل وبازنشسته:
1- دوشنبه اعتراضی کارگران صنعت نفت نسبت به تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی به تخصصی وپشتیبانی برای ایجاد تفرقه،تعیین سقف حقوق ،اصلاح نشدن کف حقوق برای کارکنان جدیدالاستخدام، ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای بازنشستگی،تعیین سقف بازنشستگی و پرداخت نشدن کامل سنوات،اخذ مالیات غیر قانونی وعدم اجرای کامل ماده 10 قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت با تجمع کارگران رسمی شرکت نفت فلات قاره ایران منطقه عنلیاتی لاوان با شعارهای«محدودیت پرداخت ملغی باید گردد»و«تفکیک ظالمانه ابطال باید گردد»
2- دوشنبه اعتراضی کارگران بازنشسته مخابرات کشورنسبت به کاهش قدرت خرید ،عدم پرداخت مطالبات و قطع خدمات بیمه تکمیلی درمان بابرپایی تجمع،راهپیمایی ،سردادن شعارها وبرافراشتن پلاکاردها مقابل یا درساختمان مرکزی شرکت مخابرات استان های
آذربایجان شرقی(شهرتبریز)
أصفهان(شهراصفهان)
ایلام(شهرایلام)
چهارمحال وبختیاری(شهر شهرکرد)
خوزستان(شهر اهواز)
زنجان(شهرزنجان)
کردستان (شهرهای بیجار،سنندج ومریوان)
کرمانشاه(شهر کرمانشاه)
گیلان(شهررشت)
مرکزی (شهراراک)
هرمزگان(شهربندرعباس)
همدان(شهرهمدان)
وتهران(شهرتهران مقابل ساختمان مرکزی شرکت مخابرات خیابان سردار جنگل)
- تجمع اعتراضی دانشجویان دکتری تخصصی علوم پزشکی شیرازنسبت به سطح نازل حقوق و اعتبار پژوهشی مقابل ساختمان مرکزی
- تجمع اعتراضی دانشآموزان روستای مکینه صلیحاویه شادگان نسبت به عدم وجود کولر و ناایمن بودن سقف کلاسها همزمان با سفر استاندار خوزستان به شادگان
- تجمع اعتراضی نخلداران شادگان نسبت به عدم تامینِ حقآبه همزمان با سفر استاندار خوزستان
- گزارشی از یورش وحشیانه نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به کنشگران فرهنگی یزد
- یونس آزادبر بازداشت شد
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی شهرری نسبت به خاموشیهای مکرر مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی جمعی از کسبه بازار آهن تهران نسبت به قطعیهای مکرر برق
- تجمع اعتراضی جمعی از ساکنان آلارد رباطکریم نسبت به بی آبی مقابل فرمانداری
- تجمع اعتراضی اهالی محله کوجووار تبریز نسبت به آلودگی هوا ناشی از فعالیت پالایشگاه
- تجمع اعتراضی نانوایان سقز نسبت به مشکلات شغلی و نرخ نان مقابل فرمانداری
- تجمع اعتراضی جمعی ازمال باختگان خشمگین رضایت خودرو طراوت نوین و ریحان تاک ریحان تاک مقابل دادسرای عمومی و انقلاب قزوین و مسدود شدن اتوبان قزوین - کرج
- جان باختن یک کارگرکارخانه کک پزی کلاته رودبار دامغان درلای دستگاه
- جان باختن یک کارگر در مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه حین کار
- ادامه دوشنبه های اعتراضی کارگران شاغل وبازنشسته:
1- دوشنبه اعتراضی کارگران صنعت نفت نسبت به تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی به تخصصی وپشتیبانی برای ایجاد تفرقه،تعیین سقف حقوق ،اصلاح نشدن کف حقوق برای کارکنان جدیدالاستخدام، ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای بازنشستگی،تعیین سقف بازنشستگی و پرداخت نشدن کامل سنوات،اخذ مالیات غیر قانونی وعدم اجرای کامل ماده 10 قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت با تجمع کارگران رسمی شرکت نفت فلات قاره ایران منطقه عنلیاتی لاوان با شعارهای«محدودیت پرداخت ملغی باید گردد»و«تفکیک ظالمانه ابطال باید گردد»
2- دوشنبه اعتراضی کارگران بازنشسته مخابرات کشورنسبت به کاهش قدرت خرید ،عدم پرداخت مطالبات و قطع خدمات بیمه تکمیلی درمان بابرپایی تجمع،راهپیمایی ،سردادن شعارها وبرافراشتن پلاکاردها مقابل یا درساختمان مرکزی شرکت مخابرات استان های
آذربایجان شرقی(شهرتبریز)
أصفهان(شهراصفهان)
ایلام(شهرایلام)
چهارمحال وبختیاری(شهر شهرکرد)
خوزستان(شهر اهواز)
زنجان(شهرزنجان)
کردستان (شهرهای بیجار،سنندج ومریوان)
کرمانشاه(شهر کرمانشاه)
گیلان(شهررشت)
مرکزی (شهراراک)
هرمزگان(شهربندرعباس)
همدان(شهرهمدان)
وتهران(شهرتهران مقابل ساختمان مرکزی شرکت مخابرات خیابان سردار جنگل)
- تجمع اعتراضی دانشجویان دکتری تخصصی علوم پزشکی شیرازنسبت به سطح نازل حقوق و اعتبار پژوهشی مقابل ساختمان مرکزی
- تجمع اعتراضی دانشآموزان روستای مکینه صلیحاویه شادگان نسبت به عدم وجود کولر و ناایمن بودن سقف کلاسها همزمان با سفر استاندار خوزستان به شادگان
- تجمع اعتراضی نخلداران شادگان نسبت به عدم تامینِ حقآبه همزمان با سفر استاندار خوزستان
- گزارشی از یورش وحشیانه نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به کنشگران فرهنگی یزد
- یونس آزادبر بازداشت شد
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی شهرری نسبت به خاموشیهای مکرر مقابل اداره برق
- تجمع اعتراضی جمعی از کسبه بازار آهن تهران نسبت به قطعیهای مکرر برق
- تجمع اعتراضی جمعی از ساکنان آلارد رباطکریم نسبت به بی آبی مقابل فرمانداری
- تجمع اعتراضی اهالی محله کوجووار تبریز نسبت به آلودگی هوا ناشی از فعالیت پالایشگاه
- تجمع اعتراضی نانوایان سقز نسبت به مشکلات شغلی و نرخ نان مقابل فرمانداری
- تجمع اعتراضی جمعی ازمال باختگان خشمگین رضایت خودرو طراوت نوین و ریحان تاک ریحان تاک مقابل دادسرای عمومی و انقلاب قزوین و مسدود شدن اتوبان قزوین - کرج
- جان باختن یک کارگرکارخانه کک پزی کلاته رودبار دامغان درلای دستگاه
- جان باختن یک کارگر در مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه حین کار
تجمع اعتراضی دانشجویان دکتری تخصصی علوم پزشکی شیرازنسبت به سطح نازل حقوق و اعتبار پژوهشی مقابل ساختمان مرکزی
روز دوشنبه 15 اردیبهشت،جمعی از دانشجویان دکتری تخصصی علوم پزشکی شیرازبرای اعتراض به سطح نازل حقوق و اعتبار پژوهشی مقابل ساختمان مرکزی این واحد آموزش عالی در استان فارس تجمع کردند و خواستار افزایش حداقل صددرصدی دستمزد ماهیانه و بهبود اعتبارپژوهشی رشتههای تخصصی شدند.
روز دوشنبه 15 اردیبهشت،جمعی از دانشجویان دکتری تخصصی علوم پزشکی شیرازبرای اعتراض به سطح نازل حقوق و اعتبار پژوهشی مقابل ساختمان مرکزی این واحد آموزش عالی در استان فارس تجمع کردند و خواستار افزایش حداقل صددرصدی دستمزد ماهیانه و بهبود اعتبارپژوهشی رشتههای تخصصی شدند.
🔺🔻فراخوان تجمع نیروهای ارکان ثالث مقابل وزارت نفت برای مطالبات برحق خود
نیروهای ارکان ثالث صنعت نفت برای پیگیری مطالبات خود، روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ تجمعی اعتراضی مقابل وزارت نفت برگزار خواهند کرد.
این تجمع با هدف درخواستهایی از جمله حذف پیمانکاران، تبدیل وضعیت شغلی، همسانسازی حقوق، اصلاح محاسبه مالیات، اجرای طرح طبقهبندی مشاغل، پرداخت نفت کارت، ارائه تسهیلات بانکی و امکانات رفاهی، پاداش ازدواج و فرزندآوری، ایجاد تعاونی مسکن، پرداخت همزمان حقوق با سایر کارکنان، اجرای رای ۳۱۸۸ دیوان عدالت اداری و درج حق جذب در این رای صورت میگیرد.
معترضان خواستار رسیدگی فوری به این مطالبات و تحقق حقوق برابر با سایر کارکنان صنعت نفت هستند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
نیروهای ارکان ثالث صنعت نفت برای پیگیری مطالبات خود، روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ تجمعی اعتراضی مقابل وزارت نفت برگزار خواهند کرد.
این تجمع با هدف درخواستهایی از جمله حذف پیمانکاران، تبدیل وضعیت شغلی، همسانسازی حقوق، اصلاح محاسبه مالیات، اجرای طرح طبقهبندی مشاغل، پرداخت نفت کارت، ارائه تسهیلات بانکی و امکانات رفاهی، پاداش ازدواج و فرزندآوری، ایجاد تعاونی مسکن، پرداخت همزمان حقوق با سایر کارکنان، اجرای رای ۳۱۸۸ دیوان عدالت اداری و درج حق جذب در این رای صورت میگیرد.
معترضان خواستار رسیدگی فوری به این مطالبات و تحقق حقوق برابر با سایر کارکنان صنعت نفت هستند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با حضور خانوادههای محکومان در مقابل زندان اوین
▪️امروز سهشنبه ۱۶ اردیبهشتماه، جمعی از خانوادههای محکومان به اعدام در مقابل زندان اوین گرد هم آمدند. این تجمع در چارچوب شصتوهفتمین کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و بهطور همزمان در چهلویک زندان کشور برگزار شد.
حاضران با در دست داشتن تصاویری از عزیزان محکوم به اعدام، خواهان لغو حکم اعدام و پایان دادن به آنچه آن را «قتل عمد دولتی» خواندند، شدند.
#نه_به_اعدام
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
#اعتصابات_سراسری
▪️امروز سهشنبه ۱۶ اردیبهشتماه، جمعی از خانوادههای محکومان به اعدام در مقابل زندان اوین گرد هم آمدند. این تجمع در چارچوب شصتوهفتمین کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و بهطور همزمان در چهلویک زندان کشور برگزار شد.
حاضران با در دست داشتن تصاویری از عزیزان محکوم به اعدام، خواهان لغو حکم اعدام و پایان دادن به آنچه آن را «قتل عمد دولتی» خواندند، شدند.
#نه_به_اعدام
#اعدام_قتل_عمد_دولتی_است
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
#اعتصابات_سراسری
🔴 #خبر_فوری
ارتش اسرائیل:
هدف قرار دادن ترمینال مسافربری فرودگاه صنعا و تمام هواپیماهای موجود در آن.
طبق گزارش منابع محلی فرودگاه کاملا ویران شده و چیز سالمی دیگر در آنجا باقی نمانده است.
ارتش اسرائیل:
هدف قرار دادن ترمینال مسافربری فرودگاه صنعا و تمام هواپیماهای موجود در آن.
طبق گزارش منابع محلی فرودگاه کاملا ویران شده و چیز سالمی دیگر در آنجا باقی نمانده است.