کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.57K subscribers
24.9K photos
22.9K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴

اهواز-خوزستان

بازنشستگان تامین اجتماعی

تجمع  درب اداره کل سازمان تامین اجتماعی خوزستان در اهواز در دادخواهی و حق طلبی  و راهپیمایی تا میدان کارگر با اعتراض به لگد مال کردن خواست های بحق خود به توسط نا مسئولان و نامدیران و حاکمان اسلامی.
#اعتصابات_سراسر
#ژن_ژیان_ئازادی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای آقای حسین میربهاری درباره ی تاسیس جمعیت دفاع و پیوند ارگانیک جنبش لغو کار کودک با جنبش‌های کارگری

لغو کار کودک، همین امروز ممکن است
♦️تجمع کارکنان رسمی نفت

✍️روز یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، گروهی از کارکنان رسمی نفت ورودیهای آزمون سال ۹۲ به بعد در اعتراض به عدم توجه و رسیدگی به مطالباتشان، مقابل وزارت نفت تجمع اعتراضی برگزار کرده و خواستار «اصلاح و به روزرسانی جدول پایه حقوق، اجرای صریح و کامل ماده ۱۰ قوانین وزارت نفت، اصلاح میانگین شایستگی و طرز کار و اجرای فوق العاده ترمیم حقوق و فوق العاده خاص برای کارکنان با توجه به زمان استخدام (سال ۹۲) و ...» شدند.
#نان کار آزادی#اتحاد و اعتصاب سراسری
https://t.me/behnima/62834
⚠️مسمومیت گسترده دانشجویان علوم پزشکی زاهدان

🔻در روزهایی که باید «سلامتی» در صدر اولویت‌های دانشگاه علوم پزشکی زاهدان باشد، دانشجویان این دانشگاه با بحرانی روبه‌رو شدند که از دل سلف بیرون آمد؛ مسمومیت غذایی دسته‌جمعی!

🔻۳۵ دانشجو فقط در بازه سه‌شنبه شب تا جمعه صبح به دلیل علائم شدید به مراکز درمانی مراجعه کردند و ده‌ها نفر دیگر هم دچار عوارض خفیف و متوسط هستند؛ برخی هنوز درگیرند.

🔻طبق اعلام مسئولان دانشگاه، متهم اصلی‌ «ناهار روز سه‌شنبه» است، هرچند  آزمایش‌ها هنوز کامل نیست؛ اما مسئولان می‌گویند پیگیری‌ها ادامه دارد.‌

🔻اما روایت دانشجوها چیز دیگری است‌ و ظروف غذا را ردیف روی زمین چیدند، اعتراض کردند، فیلم گرفتند و فریاد زدند: "سلامتی‌مان را نادیده نگیرید!‌
‌‌
🔻دانشجویان می‌پرسند چرا نظارت بر کیفیت غذا تا این حد ضعیف بوده؟ چرا بعد از اولین علائم، هشدار رسمی به موقع صادر نشد؟ چرا اطلاع‌رسانی و پاسخگویی مسئولان این‌قدر دیر و ناقص بود؟/ تسنیم

#انقلاب_ژینا
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_حجاب_اجباری
زندان مرکزی ایلام؛ محمد دانیالی، زندانی سیاسی کُرد اقدام به اعتصاب کرد


محمد دانیالی، زندانی سیاسی کُرد و اهل شهرستان آبدانان از توابع ایلام، در اعتراض به وضعیت نامناسب خود در زندان مرکزی ایلام اقدام به اعتصاب غذا کرد. او هم‌اکنون در حال تحمل دومین ماه از دوره دو ساله حبس خود است.
https://t.me/behnima/62836
با سلام و خدا قوت دوستان گرامی روز شنبه ۱۷ مای نمایشگاهی از شهدا و فاجعه بندر عباس در شهر کلن برپا می باشد که از الان برای برگزاری پرشور وگرامی داشت آنها برنامه ریزی کرده و حضور خودتان را همینجا جهت هماهنگی بهتر اطلاع دهید با تشکر .
شنبه : 17 مای
ساعت: 15-18
آدرس: Köln. Ottoplatz ( Köln-Deutz)
فاجعه‌ای دیگر این‌بار در قم؛ آتش‌سوزی در شهرک صنعتی محمودآباد و مصدومیت پنج کارگر

در ادامه سلسله حوادث ناشی از سوءمدیریت و بی‌توجهی مقامات جمهوری اسلامی به جان و مال مردم، انفجار مواد شیمیایی در یکی از مخازن شرکت تولیدکننده مواد اولیه پتروشیمی در شهرک صنعتی محمودآباد قم، منجر به آتش‌سوزی گسترده و مصدومیت پنج کارگر شد. حال دو نفر از مصدومان وخیم گزارش شده است.

تا زمانی که اولویت نظام به جای ایمنی و معیشت کارگران، حفظ منافع باندی و سیاسی باشد، این چرخه فاجعه‌بار ادامه خواهد داشت.
#اعتصابات_سراسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراضات ساعات پیش دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی درپی قطعی طولانی مدت آب و قطعی برق در خوابگاه کوی خواهران ولنجک

#اعتراضات_سراسری
https://t.me/behnima/62839
مهرگان نام‌آور بدون ابلاغ رسمی به دادگستری دهدشت احضار شد

ظهر یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، مهرگان نام‌آور، شاعر و نویسنده اهل دهدشت، که پیش‌تر در اعتراضات بهمن ۱۴۰۳ بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود، به‌صورت غیرقانونی و تنها با تماس تلفنی مزدوران اداره تروریستی اطلاعات به شعبه یک دادگستری دهدشت فراخوانده شد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که تاکنون هیچ ابلاغیه قضایی رسمی به او ارائه نشده هاد وکیلش از دسترسی به پرونده محروم مانده است.

نام‌آور که در فروردین ۱۴۰۴ نیز مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفته و مجروح شده بود، همچنان هدف آزار و تهدید قرار دارد.

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی

https://t.me/behnima/62840
🔴 عراق تمامی فعالیت‌های احزاب کردستان ایران که در کمپ‌های‌ اقلیم کُردستان مستقر هستند را در خاک عراق و اقلیم کوردستان ممنوع خواهد کرد!

این تصمیم در راستای توافقات حکومت اقلیم کوردستان و‌ عراق با رژیم ایران اتخاذ شده است. این توافق در نتیجه دیدارهای ریبر احمد (وزیر داخلی اقلیم کردستان)،  قاسم الاعرجی (مشاور عالی امنیت ملی عراق) و فواد حسین (وزیر امور خارجه عراق) با مقامات دولت ایران منعقد شد. قابل ذکر است که فواد حسین و ریبر احمد از اعضای حزب دموکرات (پارتی) هستند

احزاب روژهلاتی تاکنون واکنشی به این مسئله نداشته‌اند اما چند روز پیش نیروهای بارزانی دفتر جنبش جمهوری‌خواهان کردستان را هم بستند؛ همچنین به احزاب ۱۰ روز مهلت داده شده است که کمپ‌های خود را تخلیه کنند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
تجمع اعتراضی دانشجویان زن خوابگاه ولنجک دانشگاه بهشتی نسبت به قطعی آب وبرق
فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از تجمع اعتراضی روزیکشنبه 14 اردیبهشت دانشجویان زن خوابگاه ولنجک دانشگاه بهشتی نسبت به قطعی آب وبرق ،خبرمی دهد.
گلرخ ایرایی: برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست

‏تو زندان سکوت معنایی نداره. همه‌جا پر از صداست اما صدایی که نمی‌شه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور می‌کنه و می‌تونه اون‌چه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت می‌شه. این‌جا شبا بهتر می‌شه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پله‌هایی که مسدود شده و پشتِ در‌ش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو می‌بندی، فقط می‌تونی تو صدای تهویه‌ی صنعتی قراضه‌ای که کنارت زوزه می‌کشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویه‌ی صنعتی _که تا قبل از این فکر می‌کردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی می‌شه چشما رو بست و تصور کرد.
‏چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دهه‌ی گذشته‌ی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اون‌قدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبه‌ای هولناکی رو به‌دست بیاریم.
‏نشسته بودم رو چارپایه‌ی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک می‌زدم. نیمه‌شب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
‏مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ...  _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل می‌کردن؟
‏همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
‏صدای پوتین‌هایی که نزدیک می‌شدن
‏صدای کلید که تو قفل آهنی می‌چرخید
‏صدای باز شدن قفل
‏صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
‏صدای چرخیدن لولای زنگ زده‌ی درِ سلول
‏صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
‏صدای دو رگه‌ی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
‏و سکوت
‏صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
‏و باز سکوت
‏صدای پوتین‌های سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
‏صدای تَن‌هایی که به هم می‌سابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا می‌کرد
‏صدای کوبیده شدنِ تن‌ها به در آهنی که نیمه‌باز مونده بود
‏صدای نفس‌های سنگینی که از سلول‌های کناری به گوش می‌رسید
‏صدای پوتین‌هایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی می‌کردن و صدای دمپایی پلاستیکی‌ای که از لابه‌لایِ کوبش پوتین‌ها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کش‌دار و کر کننده در‌ اومده بود
‏صدای درهایی که پشت هم باز و بسته می‌شدن
‏صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده می‌شد و تو صدای خواب‌آلود موذن گم می‌شد
‏صدای خمیازه‌ی راننده‌ی آمبولانسی که بی‌حوصله به ماشین‌اش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
‏صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام می‌کرد
‏و صدای سقوط دانه‌های تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنه‌ی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه می‌کرد
‏سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که می‌خواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویه‌ی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
‏چشمام رو باز کردم.دمپایی‌هام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی این‌جا تنها می‌شدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُل‌قُل آب همه‌چیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلق‌اش داره کندتر و کندتر می‌شه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچه‌ی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفس‌هایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
‏ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی می‌کنیم.
‏اما اون‌که پشت قتل‌گاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار می‌کشه، بیش از ما مرگ رو زندگی می‌کنه.
‏محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم می‌خواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
‏صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوس‌ها. اما برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفش‌مونو می‌بستیم و در خونه رو به هم می‌کوبیدیم و می‌رفتیم پشت در زندون. دست‌کم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگ‌بار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اون‌که فقط یه «صدا» باشه، تداعی اراده‌ست. اراده‌ی جاری شدن.

‏گلرخ ایرایی
‏اردیبهشت ۱۴۰۴
‏زندان اوین

‏‌ #نه_به_اعدام
‏ ‌ #محسن_لنگرنشین
‏‌ #محمد_قبادلو
‏‌ #محمدمهدی_کرمی
‏‌ #محمد_حسینی
‏و تمامی آنانی که بی حضور «ما» بر دار شدند.
🔺🔻بازداشت و ابهام در سرنوشت دو شهروند تُرک هوادار تیم تراکتورسازی تبریز

روز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، سامان بیدار اهل اردبیل و کاظم صفابخش اهل مشگین‌شهر، هنگام تماشای مسابقه فوتبال بین تیم‌های شمس آذین قزوین و تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه سردار آزادگان قزوین توسط مزدوران اطلاعات بازداشت شدند.

با گذشت چهار روز از زمان بازداشت این دو شهروند تُرک، همچنان اطلاع دقیقی درباره دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این دو شهروند در دسترس نیست.

گفتنی است کاظم صفابخش پیش‌تر در ۴ آذر ۱۳۹۷ نیز در تهران بازداشت و پس از مدتی به‌صورت موقت آزاد شده بود.

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی