کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.58K subscribers
25.1K photos
23K videos
1.49K files
24.4K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
🚩پیش به سوی روز جهانی کارگر

رفقای کارگر! روز اول ماه می از راه می‌رسد؛ روز که همه‌ی ما ارتش کار، یعنی همه‌ی مزدبگیران، بیکاران، زنان، مردان و فرزندهای‌مان را به همبستگی فرامی‌خواند و قدرت هم‌سرنوشت بودن «ما» را یادآوری می‌کند. کارگران سراسر جهان در این مناسبت که با خون هم‌طبقه‌ای‌های ما آذین و بنا شده‌است، مبارزه‌ی خود علیه بردگی مزدی و اعتراض خود به تمامیت نظام سرمایه‌داری را و جنگیدن علیه عاملان فقر و بندگی و نابرابری و بی‌حقوقی را، به‌مثابه کیفرخواستی واحد، گرامی می‌دارند. مبارزه‌ای جهان‌شمول که هویت فرامرزی طبقه‌ی کارگر را شکل داده است و از ماهیت طبقاتی پرولتاریا نشات می‌گیرد. یک سوی این جدالِ تاریخ‌ساز جبهه‌ی استثمارگران قرار دارد و در سوی دیگر سپاه کار اردو زده است؛ در یک سوی میدانِ نبرد طبقاتی، سرمایه‌داری صف‌آرایی کرده‌است و در جناح متخاصم، صف آزادی و برابری ایستاده است! و این روزِ شکوهمند، روز مبارک کارگران، فارغ از نژاد و قومیت و جنسیت و ملیت است، چون عزم جزم طبقه‌ی کارگر را برای رهایی از فروش نیروی کار و برای آزادی از جهل و تبعیض و ایدئولوژی‌های طبقات حاکم، به رخ نظام سرمایه‌داری می‌کشد.

رفقای کارگر! مراسم‌های روز اول ماه می در چهارگوشه‌ی دنیای کاپیتالیستی درحالی برگزار خواهند شد، که بورژوازی و دولت‌های دست‌نشانده‌اش بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی را در اداره‌ی امور جهان به حد اعلا رسانده‌اند؛ نسل‌کُشی در فلسطین و تنش‌های ویرانگر جنگی در خاورمیانه محصول ناکارآمدی نظام سرمایه‌داری است، که شیادانه و خائنانه زندگیِ شایسته‌ی بشریت را از انسان‌ها دریغ می‌کند. همه‌ی امکانات رفاهی و هرچه ثروت است، در ازای به بردگی کشیده شدن نیروی کار بی‌شماری انسان کارکن پدید آمده‌اند. قدرت واقعی کارگر در خلق کردن جهان هستی نمود می‌یابد و از این روی است که در یک می قدرت طبقاتی پرولتاریا زمین را زیر پای انگل‌های سرمایه‌دار و دولت‌مردانش و تمام سیاسیونی که وضع موجود را حفظ کرده‌اند، داغ می‌کند. هیچ نیرویی نمی‌تواند جلوی کارگران متحد و مجهز به آگاهی طبقاتی را بگیرد!

رفقای کارگر! گرامی‌داشت این مناسبت برای طبقه‌‌ی کارگر در جامعه‌ی ایران در این لحظه‌ی کنونی اهمیت بسیاری دارد. طبقات حاکم در این جامعه پیش‌پا افتاده‌ترین حقوق انسانی را از نیرویی که تولید کننده‌ی واقعی ثروت است، دریغ کرده‌‍اند. حق تشکل، حق برپایی اعتصاب و حتی حق اعتراض را از طبقه‌ی کارگر سلب کرده‌اند، تا چرخه‌ی کمرشکن سودآوری متوقف نشود. همچنین به‌طور کلی رهایی کارگران از قید و بند استثمار، فقط به‌دست خودشان و از طریق اتحادشان ممکن می‌شود. از طرف دیگر سودآوری در نظام سرمایه‌داری حاکم بر جامعه‌ی ایران که بر پایه‌ی کارگر ارزان و بی‌حقوق و محصورشده در حصارهای سیاسی و فرهنگی بنا شده‌است، این روزها با بحران‌های انقلابی مواجه است که از پایین جامعه می‌جوشند و فوران می‌کنند. لذا بزرگ‌داشت این روز به‌منزله‌ی زمان قدرت‌نمایی پرولتاریا و به‌مثابه اعلام جرم علیه سرمایه‌داری، در چنین برهه‌ای اهمیت ویژه دارد.

در آخر لازم به تاکید است که در زندان‌ها بسیاری از کارگران چه به بهانه‌ی دفاع از حقوق خود و چه با مستمسک اعتراض علیه تبعیض، به حبس‌های ظالمانه محکوم شده‌اند؛ به جرم تلاش برای برخورداری کارگران از یک زندگی بهتر، محکوم به زندان شده‌اند؛ از این روی در پایان از رهبران و فعالان طبقه‌ی کارگر و از کارگران آگاه و آزادی‌خواه درخواست‌می‌کنم، که در برگزاری روز جهانی کارگر به هر نحوی که خود صلاح می‌دانید، از کارگران در بند که در این روز به گناه تلاش برای متحقق شدن آرمان‌های طبقه‌ی کارگر در کنار شما نیستند، به‌عنوان یاران خود یاد کنید!
این روز بزرگ را به همه‌ی کارگران تبریک می‌گویم.

مرتضی صیدی، بند چهار زندان اوین
نوشتن از رفقای نزدیکی که در بند زنان اوین با هم زندگی کردیم، شاید یکی از سخت‌ترین کارها باشد. اما امروز، به مناسبت روز جهانی کارگر، می‌خواهم از ریحانه انصاری‌نژاد بنویسم؛ زنی پرتلاش و استوار، کارگری که دفاع از حقوق کارگران و تشکل‌های صنفی و اجتماعی از اصلی‌ترین دغدغه‌های زندگی‌اش بوده و هست.

ریحانه رفیقی است صریح، روشن و مسئول. با دلسوزی نقد می‌کند و اگر احساس کند نیاز به همراهی داری، مشتاقانه در کنارت می‌ماند. او مادری است که به تنهایی سرپرستی دخترش، فرزانه، را بر عهده دارد و دل‌نگرانی‌های مادرانه‌اش برای فرزندش همیشه آشکار است.

آشنایی نزدیک‌ترم با ریحانه برمی‌گردد به روز جهانی کارگر سال گذشته. حدود دو هفته پیش از آن روز، جمعی از زنان علاقه‌مند و دغدغه‌مندِ حوزه کارگری، تصمیم گرفتیم مراسمی به این مناسبت برگزار کنیم. کارها را تقسیم کردیم و قرار شد من و ریحانه پوسترهایی درباره صد سال مبارزه کارگران و تشکل‌های کارگری تهیه کنیم. زمان محدود بود و منابع‌مان فقط کتابخانه کوچک بند و حافظه تاریخی‌مان. اما شروع کردیم. ریحانه هنگام بازگو کردن وقایع مربوط به جنبش کارگری، با چنان شور و شفافیتی حرف می‌زد که انگار آن اتفاقات همین دیروز رخ داده‌اند. چشمانش برق می‌زد، و گاه صدایش از اندوه می‌لرزید. در گفت‌وگوهای‌مان درباره «چه باید کرد»، نقدهای عملکردی، و آینده جنبش، اشتراک‌های بسیاری داشتیم.

او مسئولیت‌پذیر، جدی، و هم‌زمان مهربان است. خود را یک کارگر و فعال کارگری می‌داند؛ کسی که فقر، تبعیض و سرکوب جامعه کارگری را نه در تئوری، بلکه در زیست روزمره‌اش لمس کرده. سال‌هاست برای بهبود شرایط کارگران تلاش کرده. هنوز روزی که خبر حکم اعدام شریفه را شنیدیم از خاطرم نرفته؛ اشک‌های در چشمانش حلقه زده بود و خشم‌اش را در سکوتی عمیق فرو خورده بود.

ریحانه باور داشت که نباید در برابر بی‌عدالتی سکوت کرد، و منش و رفتارش در زندان گواه همین باور بود. ماه‌ها از ملاقات با فرزندش و تماس تلفنی محروم بود، اما همچنان ایستادگی کرد. اهل نمایش و خودنمایی نیست، و سلبریتی شدن را آفت جنبش کارگری می‌داند.

او با اتهام واهی «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به چهار سال زندان محکوم شده و از آبان ۱۴۰۲ دوران محکومیت خود را در اوین می‌گذراند. با دردهای جسمی در نواحی مفاصل، گواتر و مشکلات گوارشی دست و پنجه نرم می‌کند. روند درمانش ناکافی و اعزام‌های پزشکی‌اش یا انجام نمی‌شود یا آن‌قدر با تأخیر و بی‌نظم است که موجب تشدید بیماری‌ها شده.

من به رفاقت با ریحانه و مبارزاتش افتخار می‌کنم و به او خسته نباشید می‌گویم.

اما روز جهانی کارگر فقط یک روز نیست. کارگری که هر روز سفره‌اش کوچک‌تر می‌شود، امنیت شغلی و جانی ندارد و زیر چرخ‌های سرمایه‌داریِ متکی به قدرت و ثروت له می‌شود، صدایش به گوش حاکمان نمی‌رسد. نادیده گرفته می‌شود. بنابراین مبارزه با این ستم طبقاتی، تبعیض ساختاری و سرکوب سیستماتیک وظیفه‌ای هرروزه است.

تهدیدها، فشارها، زندان‌ها، و احکام ناعادلانه همچون اعدام، ابزاری برای ایجاد رعب در جامعه و در هم شکستن تشکل‌های صنفی و اجتماعی‌اند. اما تنها راه ایستادگی در برابر این ماشین سرکوب، اتحاد، آگاهی و ایجاد تشکل‌های مستقل است؛ برای برهم زدن بازی‌ای که زورمندان برای‌مان طراحی کرده‌اند.

مریم یحیوی
🔴 برگزاری مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر در بند ۸ زندان اوین

، امروز یازده اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، فعالان صنفی و سیاسی و مدنی محبوس در بند ۸ زندان اوین با تجمع در هواخوری این بند با شعر خوانی و پخش شیرینی و سخنرانی های کوتاه اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامی داشتند.
بنا بر این گزارش، در این گرامیداشت جمع قابل توجهی از زندانیان عادی هم شرکت داشتند.
🍃🍃

بی‌خبری از حسین عبادیان بعد از سرکوب تجمع تهران

🔸از حسین عبادیان؛ فعال صنفی معلمان شهرستان شهریار،  بعد از سرکوب تجمع و متفرق کردن معترضان فرهنگی در تهران، اطلاعی در دست نیست.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت کامل از آقای عبادیان خواهان آزادی بی قید و شرط او و سایر معلمان بازداشت شده و زندانی است.

#حسبن_عبادیان

#معلمان_خاموش_شدنی_نیستند
#صدای_معلمان_زندانی_باشیم
🍃🍃

اول ماه مه روز جهانی کارگران گرامی باد!

کارگران عمری در کارند
عمری خسته هستند...
عمری بیکارند (کارگران ساختمانی)
عمری رنجشان در انبوه هست.
عمری سنگی در کوه هستند (طبس،یورت)
عمری دستشان پینه‌بسته
عمری خوراکشان خون است
عمری پوشاکشان خون است
و اما عمری خشمشان خونبار است‌.
گاهی اخراج می‌شوند
گاهی زندان، گاهی شکنجه، گاهی شلاق، گاهی حکم اعدام (شریفه محمدی)و گاهی اعدام.

روز جهانی کارگر، روزهمبستگی و اتحاد است.
روز ابراز خشم علیه نظام سرمایه‌داری و کارفرمایی است.
۱۱ اردیبهشت روز خاستگاه رهایی از ستم و بی‌عدالتی است.
روز خروشان، جوشان و همسویی علیه نظام کار‌ روزمزدی است.
و شما کارگران عزیز! که گردانندگان چرخ‌دنده‌های شرکت‌ها و کارخانه‌ها هستید و زیر همان چرخ‌دنده‌ها له می‌شوید، نه هویت و شخصیت و کرامت انسانی شما ارزشمند است و نه یک زمینه‌ی معیشتی مناسب دارید.

روز جهانی کارگر این پیام و امید را می‌دهد که تنها راه نجات از استثمار و گروگانگیری کارگران، همگرایی، همسویی و همنوایی با دیگر جنبش‌های اجتماعی است.
و این را باید گفت؛ در حکومت فعلی هیچ کورسویی برای بهبودی وضعیت معیشتی وجود ندارد و چاره‌ی کار دست خودمان است، چاره‌ای جز اتحاد و همبستگی نیست.

پاینده باد مبارزات کارگری
پاینده باد اقتدار کارگری
تا با برافراشتن پرچم رهایی و آزادی کارگران...

کارگر فقیر است. اورانیوم غنی است.

رحمان شهبازی