This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی کارگر، روز رنج نیست؛ روز رهاییست. امروز، اول ماه مه، جوانان آزادیخواه سنندج، بهجای جشن بر مزار جانباختگان ایستادند. رفتند تا بگویند: کارگر، زن، جوان، اینبار جدا از هم فریاد نمیزنند؛ با هماند، برای نان، برای آزادی، برای زندگی. درود به یادرامین فاتحی زانیار اللهمرادیی سارینا ساعدی، و همهی جانباختگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» که خاک سنندج را به حرم ایستادگی بدل کردند. روز جهانی کارگر را گرامی میداریم؛ نه با سکوت، که با فریادی در ادامهی راهشان. و ما امروز، در کنار کارگر، در کنار زن، در کنار جوان ایستادهایم؛ تا یادشان را نه فقط گرامی، که زنده نگه داریم. #روز_جهانی_کارگر #زن_زندگی_آزادی #سنندج_ایستاده_است #یاد_جانباختگان_زندهاست #رامین فاتحی #زانیار الله مرادی #سارینا ساعدی
🔴 گزارش شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تجمعات معلمان در روز معلم (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴)
در روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، همزمان با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان شاغل و بازنشسته در نقاط مختلف کشور، تجمعات اعتراضی در اعتراض به شرایط معیشتی، آموزشی و حقوقی خود برگزار کردند. این تجمعات در حالی برگزار شد که دستگاههای امنیتی و انتظامی با اعمال فشارهای شدید تلاش کردند تا مانع از برگزاری تجمعات مسالمتآمیز شوند.
برخوردهای امنیتی گسترده؛ ارعاب و مقاومت
در روزهای گذشته که حاکمیت با اعمال فشارهای سنگین امنیتی، احضار، تهدید تلفنی و بازداشت فعالان صنفی سعی داشت مانع تحقق این حرکت جمعی شود، در بسیاری از استانها، از جمله قزوین، کوردستان، گیلان، فارس، خوزستان، و مازندران، مشهد و ... نیروهای امنیتی به شدت بر فعالان صنفی فشار آوردند. احضارها و تهدیدهای تلفنی به حدی افزایش یافت که حتی برخی از معلمان از طریق پیامک تهدید شدند که شرکت در تجمعات غیرقانونی است. #محمود_صدیقیپور، عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان، روز گذشته توسط پلیس امنیت بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شد. این تهدیدات در حالی صورت گرفت که تمامی مطالبات معلمان همچنان بیپاسخ مانده و شرایط معیشتی آنان به طور فزایندهای دشوارتر میشود. اما علیرغم این تهدیدات و سرکوبها، معلمان شجاع و مقاوم در بسیاری از شهرها به خیابانها آمدند و با حضور پرشور خود، نشان دادند که اراده آنها برای احقاق حقوق خود و دانشآموزان، حتی در برابر سختترین فشارها، از پای نخواهد نشست. معلمان آگاه و متعهد در سراسر کشور با ارادهای استوار به خیابانها آمدند و نشان دادند که جنبش فرهنگیان، عقبنشینیناپذیر است. نمونههایی از این حضور و سرکوب به شرح زیر است:
🔸هرسین: معلمان هرسین با وجود فضای شدید امنیتی، فرهنگیان شجاعانه در محل تجمع حضور یافتند. تهدید و ارعاب نتوانست اراده مطالبهگری آنان را درهم بشکند. نیروهای امنیتی پیش از تجمع، با احضار و تهدید تلفنی سعی در جلوگیری از تجمع داشتند، اما معلمان همچنان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع کردند.
🔸کرمانشاه: در این شهر علاوه بر حضور فرهنگیان، بازنشستگان سایر بخشها نظیر تأمین اجتماعی، مخابرات و علوم پزشکی نیز مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان تجمع کردند. این بازنشستگان در یک حرکت متحدانه، فریادهای عدالتخواهی، زندگیخواهی، آزادی و برابری سر دادند و همبستگی طبقاتی خود را با معلمان اعلام کردند. «همبستگی، شکنندهی هر نوع ستم و ستمگری است؛ این مهمترین درس آموزگاران راستین ما در عرصه عمل است.»
🔸اسلامآباد غرب: فرهنگیان با تجمع در برابر اداره آموزش و پرورش، علیه وضعیت سخت معیشتی و بیتوجهی به مطالبات صنفی خود اعتراض کردند. در حرکتی نمادین، دانشآموزی از معلم بازنشسته محمود ویسی تجلیل کرد تا پیوند میان نسلها را گرامی دارد.
🔸شیراز (فارس): شدت حضور نیروهای امنیتی مانع شکلگیری تجمع در محل اعلامشده شد. با این حال، فرهنگیان محل را تغییر دادند و با سر دادن شعارهایی چون «تحصیل رایگان، حق دانشآموز است»، فریاد دادخواهی خود را به خیابان آوردند.
🔸نورآباد ممسنی: فرهنگیان این شهر نیز در برابر تهدیدهای مستقیم امنیتی ایستادند و با حضور مقابل اداره آموزش و پرورش، بر حق قانونی خود برای تجمع تأکید کردند. انجمن صنفی معلمان فارس در بیانیهای اعلام کرد که «حرکتهای مدنی فرهنگیان متوقفشدنی نیست.»
🔸مازندران: تلفنهای تهدیدآمیز از سوی نهادهای مختلف نظیر حراست، پلیس امنیت و اداره اطلاعات از روز سهشنبه آغاز شد و تا ساعات منتهی به تجمع ادامه یافت. برخی اعضای خانواده فرهنگیان نیز تهدید شدند. کانون صنفی فرهنگیان مازندران در واکنش نوشت: «مردان قانون چه بیمحابا بیقانونی میکنند و حق معلم را در آستانهی هفتهی معلم از او سلب مینمایند.»
🔸تهران: تجمع معلمان شاغل و بازنشسته در مقابل اداره کل آموزش و پرورش تهران با حضور سنگین نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شد. این نیروها نه تنها تجمعکنندگان را تحت فشار قرار دادند بلکه تعدادی از معلمان را با ضرب و شتم بازداشت کردند. اسامی معلمان بازداشتشده شامل #ولی_میرزاسیدی، #فراحی_شاندیز، #احمد_حیدری و #صادقی است. گزارشها حاکی از تهدید و ضرب و شتم معلمان برای پراکنده شدن بود. جو سنگین امنیتی در اطراف اداره آموزش و پرورش تهران به حدی بود که اجازه عکاسی از تجمع داده نمیشد.
متن کامل این گزارش را در این لینک بخوانید.
در روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، همزمان با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان شاغل و بازنشسته در نقاط مختلف کشور، تجمعات اعتراضی در اعتراض به شرایط معیشتی، آموزشی و حقوقی خود برگزار کردند. این تجمعات در حالی برگزار شد که دستگاههای امنیتی و انتظامی با اعمال فشارهای شدید تلاش کردند تا مانع از برگزاری تجمعات مسالمتآمیز شوند.
برخوردهای امنیتی گسترده؛ ارعاب و مقاومت
در روزهای گذشته که حاکمیت با اعمال فشارهای سنگین امنیتی، احضار، تهدید تلفنی و بازداشت فعالان صنفی سعی داشت مانع تحقق این حرکت جمعی شود، در بسیاری از استانها، از جمله قزوین، کوردستان، گیلان، فارس، خوزستان، و مازندران، مشهد و ... نیروهای امنیتی به شدت بر فعالان صنفی فشار آوردند. احضارها و تهدیدهای تلفنی به حدی افزایش یافت که حتی برخی از معلمان از طریق پیامک تهدید شدند که شرکت در تجمعات غیرقانونی است. #محمود_صدیقیپور، عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان، روز گذشته توسط پلیس امنیت بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شد. این تهدیدات در حالی صورت گرفت که تمامی مطالبات معلمان همچنان بیپاسخ مانده و شرایط معیشتی آنان به طور فزایندهای دشوارتر میشود. اما علیرغم این تهدیدات و سرکوبها، معلمان شجاع و مقاوم در بسیاری از شهرها به خیابانها آمدند و با حضور پرشور خود، نشان دادند که اراده آنها برای احقاق حقوق خود و دانشآموزان، حتی در برابر سختترین فشارها، از پای نخواهد نشست. معلمان آگاه و متعهد در سراسر کشور با ارادهای استوار به خیابانها آمدند و نشان دادند که جنبش فرهنگیان، عقبنشینیناپذیر است. نمونههایی از این حضور و سرکوب به شرح زیر است:
🔸هرسین: معلمان هرسین با وجود فضای شدید امنیتی، فرهنگیان شجاعانه در محل تجمع حضور یافتند. تهدید و ارعاب نتوانست اراده مطالبهگری آنان را درهم بشکند. نیروهای امنیتی پیش از تجمع، با احضار و تهدید تلفنی سعی در جلوگیری از تجمع داشتند، اما معلمان همچنان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع کردند.
🔸کرمانشاه: در این شهر علاوه بر حضور فرهنگیان، بازنشستگان سایر بخشها نظیر تأمین اجتماعی، مخابرات و علوم پزشکی نیز مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان تجمع کردند. این بازنشستگان در یک حرکت متحدانه، فریادهای عدالتخواهی، زندگیخواهی، آزادی و برابری سر دادند و همبستگی طبقاتی خود را با معلمان اعلام کردند. «همبستگی، شکنندهی هر نوع ستم و ستمگری است؛ این مهمترین درس آموزگاران راستین ما در عرصه عمل است.»
🔸اسلامآباد غرب: فرهنگیان با تجمع در برابر اداره آموزش و پرورش، علیه وضعیت سخت معیشتی و بیتوجهی به مطالبات صنفی خود اعتراض کردند. در حرکتی نمادین، دانشآموزی از معلم بازنشسته محمود ویسی تجلیل کرد تا پیوند میان نسلها را گرامی دارد.
🔸شیراز (فارس): شدت حضور نیروهای امنیتی مانع شکلگیری تجمع در محل اعلامشده شد. با این حال، فرهنگیان محل را تغییر دادند و با سر دادن شعارهایی چون «تحصیل رایگان، حق دانشآموز است»، فریاد دادخواهی خود را به خیابان آوردند.
🔸نورآباد ممسنی: فرهنگیان این شهر نیز در برابر تهدیدهای مستقیم امنیتی ایستادند و با حضور مقابل اداره آموزش و پرورش، بر حق قانونی خود برای تجمع تأکید کردند. انجمن صنفی معلمان فارس در بیانیهای اعلام کرد که «حرکتهای مدنی فرهنگیان متوقفشدنی نیست.»
🔸مازندران: تلفنهای تهدیدآمیز از سوی نهادهای مختلف نظیر حراست، پلیس امنیت و اداره اطلاعات از روز سهشنبه آغاز شد و تا ساعات منتهی به تجمع ادامه یافت. برخی اعضای خانواده فرهنگیان نیز تهدید شدند. کانون صنفی فرهنگیان مازندران در واکنش نوشت: «مردان قانون چه بیمحابا بیقانونی میکنند و حق معلم را در آستانهی هفتهی معلم از او سلب مینمایند.»
🔸تهران: تجمع معلمان شاغل و بازنشسته در مقابل اداره کل آموزش و پرورش تهران با حضور سنگین نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شد. این نیروها نه تنها تجمعکنندگان را تحت فشار قرار دادند بلکه تعدادی از معلمان را با ضرب و شتم بازداشت کردند. اسامی معلمان بازداشتشده شامل #ولی_میرزاسیدی، #فراحی_شاندیز، #احمد_حیدری و #صادقی است. گزارشها حاکی از تهدید و ضرب و شتم معلمان برای پراکنده شدن بود. جو سنگین امنیتی در اطراف اداره آموزش و پرورش تهران به حدی بود که اجازه عکاسی از تجمع داده نمیشد.
متن کامل این گزارش را در این لینک بخوانید.
🚩پیش به سوی روز جهانی کارگر
رفقای کارگر! روز اول ماه می از راه میرسد؛ روز که همهی ما ارتش کار، یعنی همهی مزدبگیران، بیکاران، زنان، مردان و فرزندهایمان را به همبستگی فرامیخواند و قدرت همسرنوشت بودن «ما» را یادآوری میکند. کارگران سراسر جهان در این مناسبت که با خون همطبقهایهای ما آذین و بنا شدهاست، مبارزهی خود علیه بردگی مزدی و اعتراض خود به تمامیت نظام سرمایهداری را و جنگیدن علیه عاملان فقر و بندگی و نابرابری و بیحقوقی را، بهمثابه کیفرخواستی واحد، گرامی میدارند. مبارزهای جهانشمول که هویت فرامرزی طبقهی کارگر را شکل داده است و از ماهیت طبقاتی پرولتاریا نشات میگیرد. یک سوی این جدالِ تاریخساز جبههی استثمارگران قرار دارد و در سوی دیگر سپاه کار اردو زده است؛ در یک سوی میدانِ نبرد طبقاتی، سرمایهداری صفآرایی کردهاست و در جناح متخاصم، صف آزادی و برابری ایستاده است! و این روزِ شکوهمند، روز مبارک کارگران، فارغ از نژاد و قومیت و جنسیت و ملیت است، چون عزم جزم طبقهی کارگر را برای رهایی از فروش نیروی کار و برای آزادی از جهل و تبعیض و ایدئولوژیهای طبقات حاکم، به رخ نظام سرمایهداری میکشد.
رفقای کارگر! مراسمهای روز اول ماه می در چهارگوشهی دنیای کاپیتالیستی درحالی برگزار خواهند شد، که بورژوازی و دولتهای دستنشاندهاش بیلیاقتی و بیکفایتی را در ادارهی امور جهان به حد اعلا رساندهاند؛ نسلکُشی در فلسطین و تنشهای ویرانگر جنگی در خاورمیانه محصول ناکارآمدی نظام سرمایهداری است، که شیادانه و خائنانه زندگیِ شایستهی بشریت را از انسانها دریغ میکند. همهی امکانات رفاهی و هرچه ثروت است، در ازای به بردگی کشیده شدن نیروی کار بیشماری انسان کارکن پدید آمدهاند. قدرت واقعی کارگر در خلق کردن جهان هستی نمود مییابد و از این روی است که در یک می قدرت طبقاتی پرولتاریا زمین را زیر پای انگلهای سرمایهدار و دولتمردانش و تمام سیاسیونی که وضع موجود را حفظ کردهاند، داغ میکند. هیچ نیرویی نمیتواند جلوی کارگران متحد و مجهز به آگاهی طبقاتی را بگیرد!
رفقای کارگر! گرامیداشت این مناسبت برای طبقهی کارگر در جامعهی ایران در این لحظهی کنونی اهمیت بسیاری دارد. طبقات حاکم در این جامعه پیشپا افتادهترین حقوق انسانی را از نیرویی که تولید کنندهی واقعی ثروت است، دریغ کردهاند. حق تشکل، حق برپایی اعتصاب و حتی حق اعتراض را از طبقهی کارگر سلب کردهاند، تا چرخهی کمرشکن سودآوری متوقف نشود. همچنین بهطور کلی رهایی کارگران از قید و بند استثمار، فقط بهدست خودشان و از طریق اتحادشان ممکن میشود. از طرف دیگر سودآوری در نظام سرمایهداری حاکم بر جامعهی ایران که بر پایهی کارگر ارزان و بیحقوق و محصورشده در حصارهای سیاسی و فرهنگی بنا شدهاست، این روزها با بحرانهای انقلابی مواجه است که از پایین جامعه میجوشند و فوران میکنند. لذا بزرگداشت این روز بهمنزلهی زمان قدرتنمایی پرولتاریا و بهمثابه اعلام جرم علیه سرمایهداری، در چنین برههای اهمیت ویژه دارد.
در آخر لازم به تاکید است که در زندانها بسیاری از کارگران چه به بهانهی دفاع از حقوق خود و چه با مستمسک اعتراض علیه تبعیض، به حبسهای ظالمانه محکوم شدهاند؛ به جرم تلاش برای برخورداری کارگران از یک زندگی بهتر، محکوم به زندان شدهاند؛ از این روی در پایان از رهبران و فعالان طبقهی کارگر و از کارگران آگاه و آزادیخواه درخواستمیکنم، که در برگزاری روز جهانی کارگر به هر نحوی که خود صلاح میدانید، از کارگران در بند که در این روز به گناه تلاش برای متحقق شدن آرمانهای طبقهی کارگر در کنار شما نیستند، بهعنوان یاران خود یاد کنید!
این روز بزرگ را به همهی کارگران تبریک میگویم.
مرتضی صیدی، بند چهار زندان اوین
رفقای کارگر! روز اول ماه می از راه میرسد؛ روز که همهی ما ارتش کار، یعنی همهی مزدبگیران، بیکاران، زنان، مردان و فرزندهایمان را به همبستگی فرامیخواند و قدرت همسرنوشت بودن «ما» را یادآوری میکند. کارگران سراسر جهان در این مناسبت که با خون همطبقهایهای ما آذین و بنا شدهاست، مبارزهی خود علیه بردگی مزدی و اعتراض خود به تمامیت نظام سرمایهداری را و جنگیدن علیه عاملان فقر و بندگی و نابرابری و بیحقوقی را، بهمثابه کیفرخواستی واحد، گرامی میدارند. مبارزهای جهانشمول که هویت فرامرزی طبقهی کارگر را شکل داده است و از ماهیت طبقاتی پرولتاریا نشات میگیرد. یک سوی این جدالِ تاریخساز جبههی استثمارگران قرار دارد و در سوی دیگر سپاه کار اردو زده است؛ در یک سوی میدانِ نبرد طبقاتی، سرمایهداری صفآرایی کردهاست و در جناح متخاصم، صف آزادی و برابری ایستاده است! و این روزِ شکوهمند، روز مبارک کارگران، فارغ از نژاد و قومیت و جنسیت و ملیت است، چون عزم جزم طبقهی کارگر را برای رهایی از فروش نیروی کار و برای آزادی از جهل و تبعیض و ایدئولوژیهای طبقات حاکم، به رخ نظام سرمایهداری میکشد.
رفقای کارگر! مراسمهای روز اول ماه می در چهارگوشهی دنیای کاپیتالیستی درحالی برگزار خواهند شد، که بورژوازی و دولتهای دستنشاندهاش بیلیاقتی و بیکفایتی را در ادارهی امور جهان به حد اعلا رساندهاند؛ نسلکُشی در فلسطین و تنشهای ویرانگر جنگی در خاورمیانه محصول ناکارآمدی نظام سرمایهداری است، که شیادانه و خائنانه زندگیِ شایستهی بشریت را از انسانها دریغ میکند. همهی امکانات رفاهی و هرچه ثروت است، در ازای به بردگی کشیده شدن نیروی کار بیشماری انسان کارکن پدید آمدهاند. قدرت واقعی کارگر در خلق کردن جهان هستی نمود مییابد و از این روی است که در یک می قدرت طبقاتی پرولتاریا زمین را زیر پای انگلهای سرمایهدار و دولتمردانش و تمام سیاسیونی که وضع موجود را حفظ کردهاند، داغ میکند. هیچ نیرویی نمیتواند جلوی کارگران متحد و مجهز به آگاهی طبقاتی را بگیرد!
رفقای کارگر! گرامیداشت این مناسبت برای طبقهی کارگر در جامعهی ایران در این لحظهی کنونی اهمیت بسیاری دارد. طبقات حاکم در این جامعه پیشپا افتادهترین حقوق انسانی را از نیرویی که تولید کنندهی واقعی ثروت است، دریغ کردهاند. حق تشکل، حق برپایی اعتصاب و حتی حق اعتراض را از طبقهی کارگر سلب کردهاند، تا چرخهی کمرشکن سودآوری متوقف نشود. همچنین بهطور کلی رهایی کارگران از قید و بند استثمار، فقط بهدست خودشان و از طریق اتحادشان ممکن میشود. از طرف دیگر سودآوری در نظام سرمایهداری حاکم بر جامعهی ایران که بر پایهی کارگر ارزان و بیحقوق و محصورشده در حصارهای سیاسی و فرهنگی بنا شدهاست، این روزها با بحرانهای انقلابی مواجه است که از پایین جامعه میجوشند و فوران میکنند. لذا بزرگداشت این روز بهمنزلهی زمان قدرتنمایی پرولتاریا و بهمثابه اعلام جرم علیه سرمایهداری، در چنین برههای اهمیت ویژه دارد.
در آخر لازم به تاکید است که در زندانها بسیاری از کارگران چه به بهانهی دفاع از حقوق خود و چه با مستمسک اعتراض علیه تبعیض، به حبسهای ظالمانه محکوم شدهاند؛ به جرم تلاش برای برخورداری کارگران از یک زندگی بهتر، محکوم به زندان شدهاند؛ از این روی در پایان از رهبران و فعالان طبقهی کارگر و از کارگران آگاه و آزادیخواه درخواستمیکنم، که در برگزاری روز جهانی کارگر به هر نحوی که خود صلاح میدانید، از کارگران در بند که در این روز به گناه تلاش برای متحقق شدن آرمانهای طبقهی کارگر در کنار شما نیستند، بهعنوان یاران خود یاد کنید!
این روز بزرگ را به همهی کارگران تبریک میگویم.
مرتضی صیدی، بند چهار زندان اوین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبریک روز کارگر از زبان خانم گوهر عشقی 🌹
نوشتن از رفقای نزدیکی که در بند زنان اوین با هم زندگی کردیم، شاید یکی از سختترین کارها باشد. اما امروز، به مناسبت روز جهانی کارگر، میخواهم از ریحانه انصارینژاد بنویسم؛ زنی پرتلاش و استوار، کارگری که دفاع از حقوق کارگران و تشکلهای صنفی و اجتماعی از اصلیترین دغدغههای زندگیاش بوده و هست.
ریحانه رفیقی است صریح، روشن و مسئول. با دلسوزی نقد میکند و اگر احساس کند نیاز به همراهی داری، مشتاقانه در کنارت میماند. او مادری است که به تنهایی سرپرستی دخترش، فرزانه، را بر عهده دارد و دلنگرانیهای مادرانهاش برای فرزندش همیشه آشکار است.
آشنایی نزدیکترم با ریحانه برمیگردد به روز جهانی کارگر سال گذشته. حدود دو هفته پیش از آن روز، جمعی از زنان علاقهمند و دغدغهمندِ حوزه کارگری، تصمیم گرفتیم مراسمی به این مناسبت برگزار کنیم. کارها را تقسیم کردیم و قرار شد من و ریحانه پوسترهایی درباره صد سال مبارزه کارگران و تشکلهای کارگری تهیه کنیم. زمان محدود بود و منابعمان فقط کتابخانه کوچک بند و حافظه تاریخیمان. اما شروع کردیم. ریحانه هنگام بازگو کردن وقایع مربوط به جنبش کارگری، با چنان شور و شفافیتی حرف میزد که انگار آن اتفاقات همین دیروز رخ دادهاند. چشمانش برق میزد، و گاه صدایش از اندوه میلرزید. در گفتوگوهایمان درباره «چه باید کرد»، نقدهای عملکردی، و آینده جنبش، اشتراکهای بسیاری داشتیم.
او مسئولیتپذیر، جدی، و همزمان مهربان است. خود را یک کارگر و فعال کارگری میداند؛ کسی که فقر، تبعیض و سرکوب جامعه کارگری را نه در تئوری، بلکه در زیست روزمرهاش لمس کرده. سالهاست برای بهبود شرایط کارگران تلاش کرده. هنوز روزی که خبر حکم اعدام شریفه را شنیدیم از خاطرم نرفته؛ اشکهای در چشمانش حلقه زده بود و خشماش را در سکوتی عمیق فرو خورده بود.
ریحانه باور داشت که نباید در برابر بیعدالتی سکوت کرد، و منش و رفتارش در زندان گواه همین باور بود. ماهها از ملاقات با فرزندش و تماس تلفنی محروم بود، اما همچنان ایستادگی کرد. اهل نمایش و خودنمایی نیست، و سلبریتی شدن را آفت جنبش کارگری میداند.
او با اتهام واهی «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به چهار سال زندان محکوم شده و از آبان ۱۴۰۲ دوران محکومیت خود را در اوین میگذراند. با دردهای جسمی در نواحی مفاصل، گواتر و مشکلات گوارشی دست و پنجه نرم میکند. روند درمانش ناکافی و اعزامهای پزشکیاش یا انجام نمیشود یا آنقدر با تأخیر و بینظم است که موجب تشدید بیماریها شده.
من به رفاقت با ریحانه و مبارزاتش افتخار میکنم و به او خسته نباشید میگویم.
اما روز جهانی کارگر فقط یک روز نیست. کارگری که هر روز سفرهاش کوچکتر میشود، امنیت شغلی و جانی ندارد و زیر چرخهای سرمایهداریِ متکی به قدرت و ثروت له میشود، صدایش به گوش حاکمان نمیرسد. نادیده گرفته میشود. بنابراین مبارزه با این ستم طبقاتی، تبعیض ساختاری و سرکوب سیستماتیک وظیفهای هرروزه است.
تهدیدها، فشارها، زندانها، و احکام ناعادلانه همچون اعدام، ابزاری برای ایجاد رعب در جامعه و در هم شکستن تشکلهای صنفی و اجتماعیاند. اما تنها راه ایستادگی در برابر این ماشین سرکوب، اتحاد، آگاهی و ایجاد تشکلهای مستقل است؛ برای برهم زدن بازیای که زورمندان برایمان طراحی کردهاند.
مریم یحیوی
ریحانه رفیقی است صریح، روشن و مسئول. با دلسوزی نقد میکند و اگر احساس کند نیاز به همراهی داری، مشتاقانه در کنارت میماند. او مادری است که به تنهایی سرپرستی دخترش، فرزانه، را بر عهده دارد و دلنگرانیهای مادرانهاش برای فرزندش همیشه آشکار است.
آشنایی نزدیکترم با ریحانه برمیگردد به روز جهانی کارگر سال گذشته. حدود دو هفته پیش از آن روز، جمعی از زنان علاقهمند و دغدغهمندِ حوزه کارگری، تصمیم گرفتیم مراسمی به این مناسبت برگزار کنیم. کارها را تقسیم کردیم و قرار شد من و ریحانه پوسترهایی درباره صد سال مبارزه کارگران و تشکلهای کارگری تهیه کنیم. زمان محدود بود و منابعمان فقط کتابخانه کوچک بند و حافظه تاریخیمان. اما شروع کردیم. ریحانه هنگام بازگو کردن وقایع مربوط به جنبش کارگری، با چنان شور و شفافیتی حرف میزد که انگار آن اتفاقات همین دیروز رخ دادهاند. چشمانش برق میزد، و گاه صدایش از اندوه میلرزید. در گفتوگوهایمان درباره «چه باید کرد»، نقدهای عملکردی، و آینده جنبش، اشتراکهای بسیاری داشتیم.
او مسئولیتپذیر، جدی، و همزمان مهربان است. خود را یک کارگر و فعال کارگری میداند؛ کسی که فقر، تبعیض و سرکوب جامعه کارگری را نه در تئوری، بلکه در زیست روزمرهاش لمس کرده. سالهاست برای بهبود شرایط کارگران تلاش کرده. هنوز روزی که خبر حکم اعدام شریفه را شنیدیم از خاطرم نرفته؛ اشکهای در چشمانش حلقه زده بود و خشماش را در سکوتی عمیق فرو خورده بود.
ریحانه باور داشت که نباید در برابر بیعدالتی سکوت کرد، و منش و رفتارش در زندان گواه همین باور بود. ماهها از ملاقات با فرزندش و تماس تلفنی محروم بود، اما همچنان ایستادگی کرد. اهل نمایش و خودنمایی نیست، و سلبریتی شدن را آفت جنبش کارگری میداند.
او با اتهام واهی «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به چهار سال زندان محکوم شده و از آبان ۱۴۰۲ دوران محکومیت خود را در اوین میگذراند. با دردهای جسمی در نواحی مفاصل، گواتر و مشکلات گوارشی دست و پنجه نرم میکند. روند درمانش ناکافی و اعزامهای پزشکیاش یا انجام نمیشود یا آنقدر با تأخیر و بینظم است که موجب تشدید بیماریها شده.
من به رفاقت با ریحانه و مبارزاتش افتخار میکنم و به او خسته نباشید میگویم.
اما روز جهانی کارگر فقط یک روز نیست. کارگری که هر روز سفرهاش کوچکتر میشود، امنیت شغلی و جانی ندارد و زیر چرخهای سرمایهداریِ متکی به قدرت و ثروت له میشود، صدایش به گوش حاکمان نمیرسد. نادیده گرفته میشود. بنابراین مبارزه با این ستم طبقاتی، تبعیض ساختاری و سرکوب سیستماتیک وظیفهای هرروزه است.
تهدیدها، فشارها، زندانها، و احکام ناعادلانه همچون اعدام، ابزاری برای ایجاد رعب در جامعه و در هم شکستن تشکلهای صنفی و اجتماعیاند. اما تنها راه ایستادگی در برابر این ماشین سرکوب، اتحاد، آگاهی و ایجاد تشکلهای مستقل است؛ برای برهم زدن بازیای که زورمندان برایمان طراحی کردهاند.
مریم یحیوی
🔴 برگزاری مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر در بند ۸ زندان اوین
، امروز یازده اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، فعالان صنفی و سیاسی و مدنی محبوس در بند ۸ زندان اوین با تجمع در هواخوری این بند با شعر خوانی و پخش شیرینی و سخنرانی های کوتاه اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامی داشتند.
بنا بر این گزارش، در این گرامیداشت جمع قابل توجهی از زندانیان عادی هم شرکت داشتند.
، امروز یازده اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، فعالان صنفی و سیاسی و مدنی محبوس در بند ۸ زندان اوین با تجمع در هواخوری این بند با شعر خوانی و پخش شیرینی و سخنرانی های کوتاه اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامی داشتند.
بنا بر این گزارش، در این گرامیداشت جمع قابل توجهی از زندانیان عادی هم شرکت داشتند.
🍃🍃
بیخبری از حسین عبادیان بعد از سرکوب تجمع تهران
🔸از حسین عبادیان؛ فعال صنفی معلمان شهرستان شهریار، بعد از سرکوب تجمع و متفرق کردن معترضان فرهنگی در تهران، اطلاعی در دست نیست.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت کامل از آقای عبادیان خواهان آزادی بی قید و شرط او و سایر معلمان بازداشت شده و زندانی است.
#حسبن_عبادیان
#معلمان_خاموش_شدنی_نیستند
#صدای_معلمان_زندانی_باشیم
بیخبری از حسین عبادیان بعد از سرکوب تجمع تهران
🔸از حسین عبادیان؛ فعال صنفی معلمان شهرستان شهریار، بعد از سرکوب تجمع و متفرق کردن معترضان فرهنگی در تهران، اطلاعی در دست نیست.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت کامل از آقای عبادیان خواهان آزادی بی قید و شرط او و سایر معلمان بازداشت شده و زندانی است.
#حسبن_عبادیان
#معلمان_خاموش_شدنی_نیستند
#صدای_معلمان_زندانی_باشیم
🍃🍃
اول ماه مه روز جهانی کارگران گرامی باد!
کارگران عمری در کارند
عمری خسته هستند...
عمری بیکارند (کارگران ساختمانی)
عمری رنجشان در انبوه هست.
عمری سنگی در کوه هستند (طبس،یورت)
عمری دستشان پینهبسته
عمری خوراکشان خون است
عمری پوشاکشان خون است
و اما عمری خشمشان خونبار است.
گاهی اخراج میشوند
گاهی زندان، گاهی شکنجه، گاهی شلاق، گاهی حکم اعدام (شریفه محمدی)و گاهی اعدام.
روز جهانی کارگر، روزهمبستگی و اتحاد است.
روز ابراز خشم علیه نظام سرمایهداری و کارفرمایی است.
۱۱ اردیبهشت روز خاستگاه رهایی از ستم و بیعدالتی است.
روز خروشان، جوشان و همسویی علیه نظام کار روزمزدی است.
و شما کارگران عزیز! که گردانندگان چرخدندههای شرکتها و کارخانهها هستید و زیر همان چرخدندهها له میشوید، نه هویت و شخصیت و کرامت انسانی شما ارزشمند است و نه یک زمینهی معیشتی مناسب دارید.
روز جهانی کارگر این پیام و امید را میدهد که تنها راه نجات از استثمار و گروگانگیری کارگران، همگرایی، همسویی و همنوایی با دیگر جنبشهای اجتماعی است.
و این را باید گفت؛ در حکومت فعلی هیچ کورسویی برای بهبودی وضعیت معیشتی وجود ندارد و چارهی کار دست خودمان است، چارهای جز اتحاد و همبستگی نیست.
پاینده باد مبارزات کارگری
پاینده باد اقتدار کارگری
تا با برافراشتن پرچم رهایی و آزادی کارگران...
کارگر فقیر است. اورانیوم غنی است.
رحمان شهبازی
اول ماه مه روز جهانی کارگران گرامی باد!
کارگران عمری در کارند
عمری خسته هستند...
عمری بیکارند (کارگران ساختمانی)
عمری رنجشان در انبوه هست.
عمری سنگی در کوه هستند (طبس،یورت)
عمری دستشان پینهبسته
عمری خوراکشان خون است
عمری پوشاکشان خون است
و اما عمری خشمشان خونبار است.
گاهی اخراج میشوند
گاهی زندان، گاهی شکنجه، گاهی شلاق، گاهی حکم اعدام (شریفه محمدی)و گاهی اعدام.
روز جهانی کارگر، روزهمبستگی و اتحاد است.
روز ابراز خشم علیه نظام سرمایهداری و کارفرمایی است.
۱۱ اردیبهشت روز خاستگاه رهایی از ستم و بیعدالتی است.
روز خروشان، جوشان و همسویی علیه نظام کار روزمزدی است.
و شما کارگران عزیز! که گردانندگان چرخدندههای شرکتها و کارخانهها هستید و زیر همان چرخدندهها له میشوید، نه هویت و شخصیت و کرامت انسانی شما ارزشمند است و نه یک زمینهی معیشتی مناسب دارید.
روز جهانی کارگر این پیام و امید را میدهد که تنها راه نجات از استثمار و گروگانگیری کارگران، همگرایی، همسویی و همنوایی با دیگر جنبشهای اجتماعی است.
و این را باید گفت؛ در حکومت فعلی هیچ کورسویی برای بهبودی وضعیت معیشتی وجود ندارد و چارهی کار دست خودمان است، چارهای جز اتحاد و همبستگی نیست.
پاینده باد مبارزات کارگری
پاینده باد اقتدار کارگری
تا با برافراشتن پرچم رهایی و آزادی کارگران...
کارگر فقیر است. اورانیوم غنی است.
رحمان شهبازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی کارگر فرانسه