در آستانه اول ماه مه احضار زانیار دباغیان کارگروفعال کارگری به اداره اطلاعات سنندج
به گذارش رسیده فعال کارگری زانیار دباغیان طی تماس تلفنی روز چهارشنبه ساعت ۱۰ به اداره اطلاعات سنندج احضار شد.
لازم به ذکر است زانیار دباغیان زندانی سیاسی وبارها مورد بازجویی واحضار وزارت اطلاعات قرار گرفته است.
سرنگون باد رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی
به گذارش رسیده فعال کارگری زانیار دباغیان طی تماس تلفنی روز چهارشنبه ساعت ۱۰ به اداره اطلاعات سنندج احضار شد.
لازم به ذکر است زانیار دباغیان زندانی سیاسی وبارها مورد بازجویی واحضار وزارت اطلاعات قرار گرفته است.
سرنگون باد رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درگیری و تیراندازی در کرمانشاه!
«بی شرف!»
کرمانشاه: گردهمایی ارتشیان مالک زمین های شهرک «هوانیروز» در برابر استانداری در اعتراض به واگذاری زمین های آنان به دیگران از سوی ارتش، با هجوم و تیراندازی نیروهای انتظامی و امنیتی لباس شخصی به درگیری کشانده شد.
۱۴۰۴.۲.۱۰
«بی شرف!»
کرمانشاه: گردهمایی ارتشیان مالک زمین های شهرک «هوانیروز» در برابر استانداری در اعتراض به واگذاری زمین های آنان به دیگران از سوی ارتش، با هجوم و تیراندازی نیروهای انتظامی و امنیتی لباس شخصی به درگیری کشانده شد.
۱۴۰۴.۲.۱۰
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
از داغ نیما و اَریز تا آتش بندر رجاییشهر؛ جمهوری اسلامی قاتل فرزندان، کارگران و آیندهی ماست
من، عیسی ابراهیمزاده، یک پدر سوگوارم. پدری که پیکر کوچک فرزندش، اَریز، را حتی در آغوش نگرفت. نوزادی که هنوز "بابا" گفتنش را تمام نکرده بود، قربانی سیاستهای ضدانسانی جمهوری اسلامی شد. در همان روزهایی که من در زندان بودم، فرزندم آرام در مرگ فرو رفت؛ بیپناه، بیدلیل، و بیآنکه حتی اجازهی خداحافظی داشته باشیم. این فقط یک اندوه شخصی نیست؛ این یک جنایت حکومتیست.
این نخستین زخم نیست. سالها پیش، جمهوری اسلامی برادرم، بهنام، را بهخاطر دفاع از حقوق کارگران و کودکان، زندانی کرد. در همان سالها، فرزند او، نیما، بیمار شد و جان سپرد؛ بیآنکه اجازه دهند پدرش لحظهای کنار او باشد. حالا همان درد، همان زخم، به سراغ من آمده. و ما همچنان زیر همان چکمهی سنگین، به سوگ فرزندانمان نشستهایم.
من امروز، با زخمهایی در تن و جان، در زندان نقده محبوسم. زونا، بیماری گوارشی، درد جسم، بیدرمانی. پس از فشار و اعتصاب، فقط دو روز به بیمارستان منتقل شدم و باز بدون درمان بازگردانده شدم. مرخصی که به من دادند، از سر انسانیت نبود؛ از ترس واگیردار بودن بیماریام و هزینههای درمانیام بود. و حالا حتی این مرخصی نیز، دوران زندان حساب نمیشود. نه در زندانام، نه آزاد. نه تحت درمانام، نه ایمن. فقط رها شدهام؛ تنها، بیمار، فقیر، فراموششده.
و امروز، به اندوه بیپایان ما، داغ دیگری افزوده شد؛ انفجار مرگبار در بندر رجاییشهر، که بار دیگر، جان عزیزانمان، کارگران و هموطنانمان را گرفت. جمهوری اسلامی، نه فقط در زندانها، که در کارگاهها، بنادر، معادن و کارخانهها نیز، با بیتوجهی، فساد و بیکفایتی، دارد انسان میکشد. این انفجار، نتیجهی سالها غارت، بیقانونی، بیتوجهی به جان کارگران و فروپاشی زیرساختهاست. ما این داغ را نیز بر قلب خستهمان مینشانیم و با خانوادههای داغدار آن عزیزان ابراز همدردی میکنیم.
در آستانهی روز جهانی کارگر، این درد و این مرگها را نه تنها نباید فراموش کرد، بلکه باید آنها را به پرچم مقاومت و همبستگی بدل کرد. ما کارگران، در ایران، نه تنها با استثمار اقتصادی، که با سرکوب سیاسی، زندان، شکنجه و مرگ روبهرو هستیم. این روز، روز تجلیل نیست؛ روز فریاد است، روز دادخواهیست، روز اعلام جنگ با نظامیست که نان را از سفرهمان، فرزندانمان را از آغوشمان، و جانمان را از تنمان میرباید.
جمهوری اسلامی فقط ما را نمیکشد؛ پدرانمان را در زنجیر، مادرانمان را در اندوه، و فرزندانمان را در گورهای بینام و درمان رها میکند. این رژیم، با شکنجهی جسمی، روانی و اقتصادی، قصد دارد صدای ما را خاموش کند، اما نمیداند: ما سکوت نخواهیم کرد.
این فقط داستان من و بهنام نیست؛ این داستان هزاران خانوادهایست که سالهاست زیر سایهی اعدام، زندان، فقر و سانسور، عزیزانشان را از دست دادهاند. ما حق داریم فریاد بزنیم، افشا کنیم و از جهان بخواهیم چشم بر این فجایع نبندد. خون اَریز، نیما، و کارگران جانباختهی بندر رجاییشهر، بر دستان این نظام کودککُش، کارگرستیز و ضدانسان است.
من، به عنوان یک پدر، یک کارگر، یک کشاورز، یک زندانی سیاسی، و یک انسان، این فریاد را به گوش جهان میرسانم: ما زندهایم، اما در اسارت؛ ما زندهایم، اما در سوگ. و ما سکوت نخواهیم کرد.
تا روزی که هیچ پدری به خاطر خواستن نان و آزادی، سوگوار نشود. زندهباد روز جهانی کارگر، زندهباد همبستگی و مقاومت طبقاتی، زندهباد آزادی.
عیسی ابراهیمزاده
فروردین ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#اریزابراهیمزاده
#نیماابراهیمزاد
https://t.me/behnima/62701
من، عیسی ابراهیمزاده، یک پدر سوگوارم. پدری که پیکر کوچک فرزندش، اَریز، را حتی در آغوش نگرفت. نوزادی که هنوز "بابا" گفتنش را تمام نکرده بود، قربانی سیاستهای ضدانسانی جمهوری اسلامی شد. در همان روزهایی که من در زندان بودم، فرزندم آرام در مرگ فرو رفت؛ بیپناه، بیدلیل، و بیآنکه حتی اجازهی خداحافظی داشته باشیم. این فقط یک اندوه شخصی نیست؛ این یک جنایت حکومتیست.
این نخستین زخم نیست. سالها پیش، جمهوری اسلامی برادرم، بهنام، را بهخاطر دفاع از حقوق کارگران و کودکان، زندانی کرد. در همان سالها، فرزند او، نیما، بیمار شد و جان سپرد؛ بیآنکه اجازه دهند پدرش لحظهای کنار او باشد. حالا همان درد، همان زخم، به سراغ من آمده. و ما همچنان زیر همان چکمهی سنگین، به سوگ فرزندانمان نشستهایم.
من امروز، با زخمهایی در تن و جان، در زندان نقده محبوسم. زونا، بیماری گوارشی، درد جسم، بیدرمانی. پس از فشار و اعتصاب، فقط دو روز به بیمارستان منتقل شدم و باز بدون درمان بازگردانده شدم. مرخصی که به من دادند، از سر انسانیت نبود؛ از ترس واگیردار بودن بیماریام و هزینههای درمانیام بود. و حالا حتی این مرخصی نیز، دوران زندان حساب نمیشود. نه در زندانام، نه آزاد. نه تحت درمانام، نه ایمن. فقط رها شدهام؛ تنها، بیمار، فقیر، فراموششده.
و امروز، به اندوه بیپایان ما، داغ دیگری افزوده شد؛ انفجار مرگبار در بندر رجاییشهر، که بار دیگر، جان عزیزانمان، کارگران و هموطنانمان را گرفت. جمهوری اسلامی، نه فقط در زندانها، که در کارگاهها، بنادر، معادن و کارخانهها نیز، با بیتوجهی، فساد و بیکفایتی، دارد انسان میکشد. این انفجار، نتیجهی سالها غارت، بیقانونی، بیتوجهی به جان کارگران و فروپاشی زیرساختهاست. ما این داغ را نیز بر قلب خستهمان مینشانیم و با خانوادههای داغدار آن عزیزان ابراز همدردی میکنیم.
در آستانهی روز جهانی کارگر، این درد و این مرگها را نه تنها نباید فراموش کرد، بلکه باید آنها را به پرچم مقاومت و همبستگی بدل کرد. ما کارگران، در ایران، نه تنها با استثمار اقتصادی، که با سرکوب سیاسی، زندان، شکنجه و مرگ روبهرو هستیم. این روز، روز تجلیل نیست؛ روز فریاد است، روز دادخواهیست، روز اعلام جنگ با نظامیست که نان را از سفرهمان، فرزندانمان را از آغوشمان، و جانمان را از تنمان میرباید.
جمهوری اسلامی فقط ما را نمیکشد؛ پدرانمان را در زنجیر، مادرانمان را در اندوه، و فرزندانمان را در گورهای بینام و درمان رها میکند. این رژیم، با شکنجهی جسمی، روانی و اقتصادی، قصد دارد صدای ما را خاموش کند، اما نمیداند: ما سکوت نخواهیم کرد.
این فقط داستان من و بهنام نیست؛ این داستان هزاران خانوادهایست که سالهاست زیر سایهی اعدام، زندان، فقر و سانسور، عزیزانشان را از دست دادهاند. ما حق داریم فریاد بزنیم، افشا کنیم و از جهان بخواهیم چشم بر این فجایع نبندد. خون اَریز، نیما، و کارگران جانباختهی بندر رجاییشهر، بر دستان این نظام کودککُش، کارگرستیز و ضدانسان است.
من، به عنوان یک پدر، یک کارگر، یک کشاورز، یک زندانی سیاسی، و یک انسان، این فریاد را به گوش جهان میرسانم: ما زندهایم، اما در اسارت؛ ما زندهایم، اما در سوگ. و ما سکوت نخواهیم کرد.
تا روزی که هیچ پدری به خاطر خواستن نان و آزادی، سوگوار نشود. زندهباد روز جهانی کارگر، زندهباد همبستگی و مقاومت طبقاتی، زندهباد آزادی.
عیسی ابراهیمزاده
فروردین ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#اریزابراهیمزاده
#نیماابراهیمزاد
https://t.me/behnima/62701
زمان: پنجشنبه، اول ماه مه – ساعت ۹:۳۰ صبح
مکان: Hans Böckler Platz
مکان: Hans Böckler Platz
مریوان؛ خطر قطع عضو برای لقمان هوشنگی در پی حمله تندروهای مذهبی.
لقمان هوشنگی شهروند ۴۰ ساله اهل روستای کیکن از توابع شهرستان مریوان، یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ مورد حمله خشونتآمیز جمعی از تندروهای مذهبی قرار گرفت. این حمله با استفاده از سلاح سرد(چاقو) صورت گرفت و منجر به پارگی تاندون دست وی شد.
بر اساس اظهارات یک منبع موثق، لقمان هوشنگی پیشتر نیز با اعضای گروهای سلفی درگیری لفظی داشته و در برابر تهدید انها مقاومت کرده بود
لقمان هوشنگی شهروند ۴۰ ساله اهل روستای کیکن از توابع شهرستان مریوان، یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ مورد حمله خشونتآمیز جمعی از تندروهای مذهبی قرار گرفت. این حمله با استفاده از سلاح سرد(چاقو) صورت گرفت و منجر به پارگی تاندون دست وی شد.
بر اساس اظهارات یک منبع موثق، لقمان هوشنگی پیشتر نیز با اعضای گروهای سلفی درگیری لفظی داشته و در برابر تهدید انها مقاومت کرده بود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نرگس محمدی:زنان در صف مقدم پایان دادن به جمهوری اسلامی قرار دارند
بازداشت #محمود_صدیقی پور عضو کانون صنفی فرهنگیان #گیلان
محمود صدیقی پور عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان عصر امروز بوسیله پلیس امنیت احضار و بازداشت شد.
این فعال صنفی معلمان صبح امروز نیز توسط این نیروهای امنیتی مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته بود که با وجود فشارهای صورت گرفته، عدم شرکت در تجمع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را نپذیرفته بود.
محمود صدیقیپور در گذشته نیز بارها بازداشت شده و در سال ۱۴۰۲ در زندان لاکان رشت به خاطر دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان متحمل یک سال حبس شد.
باوجود فشارهای متعدد نیروهای امنیتی و تماسهای مکرر، اعضای شورای هماهنگی بر حق قانونی خود بر برگزاری تجمع مسالمتآمیز تاکید داشته و از لغو فراخوان تجمع خودداری کردهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
https://t.me/behnima/62706
محمود صدیقی پور عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان عصر امروز بوسیله پلیس امنیت احضار و بازداشت شد.
این فعال صنفی معلمان صبح امروز نیز توسط این نیروهای امنیتی مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته بود که با وجود فشارهای صورت گرفته، عدم شرکت در تجمع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را نپذیرفته بود.
محمود صدیقیپور در گذشته نیز بارها بازداشت شده و در سال ۱۴۰۲ در زندان لاکان رشت به خاطر دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان متحمل یک سال حبس شد.
باوجود فشارهای متعدد نیروهای امنیتی و تماسهای مکرر، اعضای شورای هماهنگی بر حق قانونی خود بر برگزاری تجمع مسالمتآمیز تاکید داشته و از لغو فراخوان تجمع خودداری کردهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
https://t.me/behnima/62706
حکومت جنایتکار پیکر محسن لنگرنشین را از خانوادهاش دریغ کرد
در اقدامی غیرانسانی، رژیم ایران از تحویل پیکر محسن لنگرنشین، زندانی گیلک که صبح امروز در زندان قزلحصار اعدام شد، به خانوادهاش خودداری کرد.
بر اساس گزارش هیرکانی، مقامات زندان ساعت ۸:۳۰ صبح با خانواده لنگرنشین تماس گرفته و از آنها خواستند با کارت شناسایی به قزلحصار مراجعه کنند. اما پس از حضور خانواده، به آنها اعلام شد که محسن پس از اذان صبح اعدام شده و به دستور اداره اطلاعات، پیکر او نه به خانواده تحویل داده میشود و نه مراسم تشییع و خاکسپاری برگزار خواهد شد؛ در عوض، پیکر در مکانی نامعلوم دفن میشود.
این رفتار ظالمانه، که حق اولیه خانواده برای وداع با عزیزشان و برگزاری مراسم خاکسپاری را سلب کرده، نمونهای آشکار از نقض فاحش حقوق بشر و بیرحمی رژیم در برابر خانوادههای دادخواه است.
چهارشنبه ۱۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
در اقدامی غیرانسانی، رژیم ایران از تحویل پیکر محسن لنگرنشین، زندانی گیلک که صبح امروز در زندان قزلحصار اعدام شد، به خانوادهاش خودداری کرد.
بر اساس گزارش هیرکانی، مقامات زندان ساعت ۸:۳۰ صبح با خانواده لنگرنشین تماس گرفته و از آنها خواستند با کارت شناسایی به قزلحصار مراجعه کنند. اما پس از حضور خانواده، به آنها اعلام شد که محسن پس از اذان صبح اعدام شده و به دستور اداره اطلاعات، پیکر او نه به خانواده تحویل داده میشود و نه مراسم تشییع و خاکسپاری برگزار خواهد شد؛ در عوض، پیکر در مکانی نامعلوم دفن میشود.
این رفتار ظالمانه، که حق اولیه خانواده برای وداع با عزیزشان و برگزاری مراسم خاکسپاری را سلب کرده، نمونهای آشکار از نقض فاحش حقوق بشر و بیرحمی رژیم در برابر خانوادههای دادخواه است.
چهارشنبه ۱۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
:
شعارنویسی در آستانه روز جهانی کارگر – کرج
در آستانهی روز جهانی کارگر، صدای اعتراضمان را با شعارنویسی به خیابانها بیاوریم.
با نوشتن شعارهایی برای آزادی، برابری و پایان سرکوب، همراه شویم:
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
شعارنویسی در آستانه روز جهانی کارگر – کرج
در آستانهی روز جهانی کارگر، صدای اعتراضمان را با شعارنویسی به خیابانها بیاوریم.
با نوشتن شعارهایی برای آزادی، برابری و پایان سرکوب، همراه شویم:
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
زنده باد اول ماه مه روز جهانی کارگر!
در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر، جمعی از فعالان سیاسی، صنفی و کارگری زندانی در زندان اوین با انتشار بیانیهای، ضمن محکومکردن وضعیت وخیم معیشتی کارگران و سرکوب ساختاری فعالان صنفی، خواستار گذار از مطالبهی خط فقر به مطالبهی خط رفاه برای همه مزدبگیران شدند. آنها با اشاره به تورم افسارگسیخته، ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی و محرومیت از تشکلیابی مستقل، تنها راه رهایی را در «وحدت و تشکیلات» دانسته و خواستار همبستگی بینالمللی طبقه کارگر برای ساختن آیندهای انسانی، شرافتمندانه و آزاد شدند. متن کامل این بیانیه را در ادامه خواهید خواند.
امسال در حالی به استقبال روز جهانی کارگری میرویم که شاهد کوچکتر شدن هر روزهی سفره کارگران و زحمتکشان در ایران هستیم؛ تورم افسارگسیخته با تمام توان به هستی ناچیز رنجبران هجوم میآورد، تا جایی که افزایش دستمزد ۴۵ درصدی تنها مُسکنی موقتی است و توان مقابله با خط فقر اعلام شده از طرف خود حکومت را نیز ندارد؛ از طرفی سایه جنگ همچون سالهای گذشته بر سر کارگران سنگینی میکند و زندگی و هستی آنها را بیش از پیش تهدید میکند تا جایی که مذاکرات و توافق و نرمش در مقابل آمریکا هم تاثیری در اقتصاد دلالی و ویرانشدهی ایران ندارد؛ همه اینها در کنار نداشتن حق تشکلهای مستقل و آزاد، ارعاب و سرکوب و زندانی کردن فعالان کارگری از دستاوردهای بیش از چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی است، که برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود و تحقیر کارگران از واژههایی همچون خط فقر استفاده میکند.
ما جمعی از فعالان سیاسی، صنفی، و کارگری زندانی در زندان اوین رو به مردم اعلام میداریم آیا وقت آن نرسیده که به جای طلب کردن و رسیدن به خط فقر، خط رفاه و یک زندگی انسانی و شرافتمندانه را برای کارگران و زحمتکشان ایران طلب کنیم؟
آیا وقت آن نرسیده که طبقه کارگر و تمامی مزدبگیران، همچون کارمندان، معلمان، بازنشستگان، پرسنل و کادر درمان، رانندگان، زحمتکشان بخشهای کشاورزی و غیره بدون سرکوب و ارعابِ فعالان خود، دست به تشکیل نهادهای مستقل خود بزنند؟
ما اعلام میکنیم که تنها چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است و همچنین ما خواستار اتحاد و همبستگی روزافزون و عینی بخشهای مختلف طبقه کارگر و تمامی زحمتکشان و مزدبگیران هستیم.
زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر
اردیبهشت ۱۴۰۴، زندان اوین
سیامک امینی
سیامک ابراهیمی
سجاد ایماننژاد
یدی بهاری زر
مازیار سیدنژاد
سیروس (فواد) فتحی
مرتضی پروین
وحید بنی عامریان
#اول_ماه_می
در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر، جمعی از فعالان سیاسی، صنفی و کارگری زندانی در زندان اوین با انتشار بیانیهای، ضمن محکومکردن وضعیت وخیم معیشتی کارگران و سرکوب ساختاری فعالان صنفی، خواستار گذار از مطالبهی خط فقر به مطالبهی خط رفاه برای همه مزدبگیران شدند. آنها با اشاره به تورم افسارگسیخته، ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی و محرومیت از تشکلیابی مستقل، تنها راه رهایی را در «وحدت و تشکیلات» دانسته و خواستار همبستگی بینالمللی طبقه کارگر برای ساختن آیندهای انسانی، شرافتمندانه و آزاد شدند. متن کامل این بیانیه را در ادامه خواهید خواند.
امسال در حالی به استقبال روز جهانی کارگری میرویم که شاهد کوچکتر شدن هر روزهی سفره کارگران و زحمتکشان در ایران هستیم؛ تورم افسارگسیخته با تمام توان به هستی ناچیز رنجبران هجوم میآورد، تا جایی که افزایش دستمزد ۴۵ درصدی تنها مُسکنی موقتی است و توان مقابله با خط فقر اعلام شده از طرف خود حکومت را نیز ندارد؛ از طرفی سایه جنگ همچون سالهای گذشته بر سر کارگران سنگینی میکند و زندگی و هستی آنها را بیش از پیش تهدید میکند تا جایی که مذاکرات و توافق و نرمش در مقابل آمریکا هم تاثیری در اقتصاد دلالی و ویرانشدهی ایران ندارد؛ همه اینها در کنار نداشتن حق تشکلهای مستقل و آزاد، ارعاب و سرکوب و زندانی کردن فعالان کارگری از دستاوردهای بیش از چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی است، که برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود و تحقیر کارگران از واژههایی همچون خط فقر استفاده میکند.
ما جمعی از فعالان سیاسی، صنفی، و کارگری زندانی در زندان اوین رو به مردم اعلام میداریم آیا وقت آن نرسیده که به جای طلب کردن و رسیدن به خط فقر، خط رفاه و یک زندگی انسانی و شرافتمندانه را برای کارگران و زحمتکشان ایران طلب کنیم؟
آیا وقت آن نرسیده که طبقه کارگر و تمامی مزدبگیران، همچون کارمندان، معلمان، بازنشستگان، پرسنل و کادر درمان، رانندگان، زحمتکشان بخشهای کشاورزی و غیره بدون سرکوب و ارعابِ فعالان خود، دست به تشکیل نهادهای مستقل خود بزنند؟
ما اعلام میکنیم که تنها چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است و همچنین ما خواستار اتحاد و همبستگی روزافزون و عینی بخشهای مختلف طبقه کارگر و تمامی زحمتکشان و مزدبگیران هستیم.
زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر
اردیبهشت ۱۴۰۴، زندان اوین
سیامک امینی
سیامک ابراهیمی
سجاد ایماننژاد
یدی بهاری زر
مازیار سیدنژاد
سیروس (فواد) فتحی
مرتضی پروین
وحید بنی عامریان
#اول_ماه_می
درود
تجمعی که به خشونت کشیده شد.
طبق اعلام شورای هماهنگی و کانون صنفی فرهنگیان ساعت ۹ صبح جلوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران رسیدم
پر از موتور سوار و لباس شخصی در محل حاضر بودند ساعت ۱۰ تجمع ما قرار بود شروع شود که مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی ها و اطلاعاتی ها و عکاسان آنها تند تند از ما عکس می گرفتند سروان چنگیز نامی آمد با بازنشستگان صحبت کند که چرا جمع شده اید
دوستان توضیحات مبسوطی بیان کردند اما به مذاق آقایان خوش نیامد و با خشونت اقدام به متفرق کردن ما نمودند یکی از دوستان را بنام آقای مهدی فراحی شاندیز را زدند و ایشان هم از شدت درد و ناراحتی یک دفعه فریاد زد مرگ بر جمهوری اسلامی
که چند نفر از دوستان صنفی ما را دستگیر کردند و ما را هم متفرق کردند.
تجمعی که به خشونت کشیده شد.
طبق اعلام شورای هماهنگی و کانون صنفی فرهنگیان ساعت ۹ صبح جلوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران رسیدم
پر از موتور سوار و لباس شخصی در محل حاضر بودند ساعت ۱۰ تجمع ما قرار بود شروع شود که مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی ها و اطلاعاتی ها و عکاسان آنها تند تند از ما عکس می گرفتند سروان چنگیز نامی آمد با بازنشستگان صحبت کند که چرا جمع شده اید
دوستان توضیحات مبسوطی بیان کردند اما به مذاق آقایان خوش نیامد و با خشونت اقدام به متفرق کردن ما نمودند یکی از دوستان را بنام آقای مهدی فراحی شاندیز را زدند و ایشان هم از شدت درد و ناراحتی یک دفعه فریاد زد مرگ بر جمهوری اسلامی
که چند نفر از دوستان صنفی ما را دستگیر کردند و ما را هم متفرق کردند.
توماج صالحی در روز جهانی کارگر: روز کارگر رو تبریک نمیگم، شرافتتون رو تبریک میگم
توماج صالحی، خواننده آزادیخواه و معترض، در پیامی به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) در شبکههای اجتماعی خود نوشت:
«تبریک گفتنِ روز کارگر در شرایطی که حقوق ماهیانهی کارگرها کفایت یک هفته زندگی رو هم نمیکنه، جایی که کارگرها رو برده میدونن و حتی سپر انسانی ازشون میسازن و برای جانشون ارزشی قائل نیستن، باعث خجالت منه.
روز کارگر رو تبریک نمیگم، شرافتتون رو تبریک میگم، میتونستید مثل خیلیها شرافتتون رو بفروشید و به تفتیشگرها و سرکوبگرها بپیوندید اما نکردید.
ممنونم ازتون.»
او همچنین با اشاره به جملهای از ویکتور هوگو نوشت: «نانی که کارگر میخورد، با عرق پیشانیاش آغشته است، اما از خونِ هیچکس شرم ندارد.»#گرامیباد روز جهانی کارگر
توماج صالحی، خواننده آزادیخواه و معترض، در پیامی به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) در شبکههای اجتماعی خود نوشت:
«تبریک گفتنِ روز کارگر در شرایطی که حقوق ماهیانهی کارگرها کفایت یک هفته زندگی رو هم نمیکنه، جایی که کارگرها رو برده میدونن و حتی سپر انسانی ازشون میسازن و برای جانشون ارزشی قائل نیستن، باعث خجالت منه.
روز کارگر رو تبریک نمیگم، شرافتتون رو تبریک میگم، میتونستید مثل خیلیها شرافتتون رو بفروشید و به تفتیشگرها و سرکوبگرها بپیوندید اما نکردید.
ممنونم ازتون.»
او همچنین با اشاره به جملهای از ویکتور هوگو نوشت: «نانی که کارگر میخورد، با عرق پیشانیاش آغشته است، اما از خونِ هیچکس شرم ندارد.»#گرامیباد روز جهانی کارگر
بزرگداشت روز جهانی کارگر در استرالیا
🔵 بازداشت و ناپدید شدن چهار کارگر متروی تهران پس از تجمع اعتراضی
طبق گزارشات منتشر شده صبح دیروز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، مأموران امنیتی با ورود به منزل اصغر چوپانی و هادی خوشبخت، دو کارگر متروی تهران، آنها را بازداشت کردند.
همچنین از صبح روز گذشته از هاشم گلافشان، نماینده رسمی کارگران، و عقیل نصراللهی، دیگر کارگر #مترو، خبری در دسترس نیست.
این چهار نفر پس از برگزاری تجمعی در روز ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ در تهران، که با هدف اعتراض به عدم اجرای قانون کار و عدم اعمال افزایش حقوق برگزار شده بود، تحت فشار قرار گرفتهاند.
#اعتصابات_سراسری
طبق گزارشات منتشر شده صبح دیروز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، مأموران امنیتی با ورود به منزل اصغر چوپانی و هادی خوشبخت، دو کارگر متروی تهران، آنها را بازداشت کردند.
همچنین از صبح روز گذشته از هاشم گلافشان، نماینده رسمی کارگران، و عقیل نصراللهی، دیگر کارگر #مترو، خبری در دسترس نیست.
این چهار نفر پس از برگزاری تجمعی در روز ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ در تهران، که با هدف اعتراض به عدم اجرای قانون کار و عدم اعمال افزایش حقوق برگزار شده بود، تحت فشار قرار گرفتهاند.
#اعتصابات_سراسری
🔺🔻بازداشت رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان همدان در روز جهانی کارگر
رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان همدان، صبح امروز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، دقایقی پیش از آغاز تجمع اعتراضی معلمان، توسط مزدوران اطلاعات مقابل دبیرستان شریعتی، محل تدریس خود بازداشت شد.
بنا به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، در آستانه این تجمعات، مزدوران اطلاعات در چندین شهر با تشدید اقدامات سرکوبگرانه، از جمله بازداشت فعالان، تلاش کردهاند مانع برگزاری اعتراضات شوند.
#اعتصابات_سراسری
رضا مسلمی، فعال صنفی معلمان همدان، صبح امروز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، دقایقی پیش از آغاز تجمع اعتراضی معلمان، توسط مزدوران اطلاعات مقابل دبیرستان شریعتی، محل تدریس خود بازداشت شد.
بنا به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، در آستانه این تجمعات، مزدوران اطلاعات در چندین شهر با تشدید اقدامات سرکوبگرانه، از جمله بازداشت فعالان، تلاش کردهاند مانع برگزاری اعتراضات شوند.
#اعتصابات_سراسری
تجمع اعتراضی بازنشستگان استان مرکزی اراک در روزجهانی کارگر و ابراز همدردی با مردم شریف بندرعباس
بازنشستگان تأمین اجتماعی اراک در روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روز کارگر ضمن ارج نهادن به این طبقه زحمتکش ابراز همدردی خود را با مردم شریف بندر عباس اعلام نمودند و صورتجلسهای هم برای پیکیری مطالبات به امضاء حضار رسید، با درخواست مسئول حراست و بیشتر شدن جمعیت عکس از سایرین گرفته نشد.
پنجشنبه ۱۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
روز جهانی کارگر
بازنشستگان تأمین اجتماعی اراک در روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ در روز کارگر ضمن ارج نهادن به این طبقه زحمتکش ابراز همدردی خود را با مردم شریف بندر عباس اعلام نمودند و صورتجلسهای هم برای پیکیری مطالبات به امضاء حضار رسید، با درخواست مسئول حراست و بیشتر شدن جمعیت عکس از سایرین گرفته نشد.
پنجشنبه ۱۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
روز جهانی کارگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی کارگر، روز رنج نیست؛ روز رهاییست. امروز، اول ماه مه، جوانان آزادیخواه سنندج، بهجای جشن بر مزار جانباختگان ایستادند. رفتند تا بگویند: کارگر، زن، جوان، اینبار جدا از هم فریاد نمیزنند؛ با هماند، برای نان، برای آزادی، برای زندگی. درود به یادرامین فاتحی زانیار اللهمرادیی سارینا ساعدی، و همهی جانباختگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» که خاک سنندج را به حرم ایستادگی بدل کردند. روز جهانی کارگر را گرامی میداریم؛ نه با سکوت، که با فریادی در ادامهی راهشان. و ما امروز، در کنار کارگر، در کنار زن، در کنار جوان ایستادهایم؛ تا یادشان را نه فقط گرامی، که زنده نگه داریم. #روز_جهانی_کارگر #زن_زندگی_آزادی #سنندج_ایستاده_است #یاد_جانباختگان_زندهاست #رامین فاتحی #زانیار الله مرادی #سارینا ساعدی