اعزام به مرخصی و توقف حکم عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی
◾ عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی، به دلیل ابتلا به بیماریهایی نظیر ناراحتی روده، زونا و دیگر مشکلات جسمی، به مرخصی اعزام شد. این مرخصی در حالی صورت گرفته است که جمهوری اسلامی اجرای حکم وی را به مدت دو هفته متوقف کرده است.
او از بازداشتشدگان خیزش ژینا است و به پنج سال زندان محکوم شده که باید سه سال از آن را سپری کند.
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نگذارید_قلبشان_از_تپش_بازایستد
تماس با ما:
📍تلگرام: t.me/CFPPIIran
📍اینستاگرام:bit.ly/40hpOMd
📍ایکس: bit.ly/3DUh5Ip
📍یوتیوب: bit.ly/3BXsgj1
📍فیس بوک: bit.ly/3WlCv7t
تماس از طریق تلفن، واتس آپ و سیگنال:
+46707991771
+31622029312
+447572356661
آدرس ایمیل:
cfppiiran2006@gmail.com
وبسایت: cfppi.org
◾ عیسی ابراهیمزاده، زندانی سیاسی، به دلیل ابتلا به بیماریهایی نظیر ناراحتی روده، زونا و دیگر مشکلات جسمی، به مرخصی اعزام شد. این مرخصی در حالی صورت گرفته است که جمهوری اسلامی اجرای حکم وی را به مدت دو هفته متوقف کرده است.
او از بازداشتشدگان خیزش ژینا است و به پنج سال زندان محکوم شده که باید سه سال از آن را سپری کند.
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نگذارید_قلبشان_از_تپش_بازایستد
تماس با ما:
📍تلگرام: t.me/CFPPIIran
📍اینستاگرام:bit.ly/40hpOMd
📍ایکس: bit.ly/3DUh5Ip
📍یوتیوب: bit.ly/3BXsgj1
📍فیس بوک: bit.ly/3WlCv7t
تماس از طریق تلفن، واتس آپ و سیگنال:
+46707991771
+31622029312
+447572356661
آدرس ایمیل:
cfppiiran2006@gmail.com
وبسایت: cfppi.org
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت ما از درد آغاز میشود؛ دردی با نام زنکشی.
قتل زنان، فقط بهخاطر زن بودنشان.
در ایران، فقط در دو سال اخیر:
۱۶۵ زن قربانی قتلهای «ناموسی» شدند.
و تنها در دو ماه اول سال ۲۰۲۵، ۲۷ زن دیگر کشته شدند.
زنکشی، یک جنایت فردی نیست؛ محصول ساختار مردسالار، سکوت جامعه و بیعدالتی قانونیست.
وقتی زنی بهنام «ناموس» کشته میشود، سکوت، همدستیست.
ما حق نداریم بیتفاوت باشیم.
هر شکلی از خشونت باید افشا شود، هر صدایی که خاموش شده باید فریاد شود.
این مبارزه فقط برای زنان نیست، برای انسانیت است.
مسئولیت ماست که ایستادگی کنیم. حالا. همینجا.
زویا سپهری
قتل زنان، فقط بهخاطر زن بودنشان.
در ایران، فقط در دو سال اخیر:
۱۶۵ زن قربانی قتلهای «ناموسی» شدند.
و تنها در دو ماه اول سال ۲۰۲۵، ۲۷ زن دیگر کشته شدند.
زنکشی، یک جنایت فردی نیست؛ محصول ساختار مردسالار، سکوت جامعه و بیعدالتی قانونیست.
وقتی زنی بهنام «ناموس» کشته میشود، سکوت، همدستیست.
ما حق نداریم بیتفاوت باشیم.
هر شکلی از خشونت باید افشا شود، هر صدایی که خاموش شده باید فریاد شود.
این مبارزه فقط برای زنان نیست، برای انسانیت است.
مسئولیت ماست که ایستادگی کنیم. حالا. همینجا.
زویا سپهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سخنان پرویز قلیچ خانی در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت
اخباروگزارش های کارگری 4 اردیبهشت ماه 1404
- فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت روز معلم
- کانون نویسندگان ایران:
روزهای نخست اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ گواه یکی از خونبارترین ایامی است که تاریخ جنبش دانشجویی سربلند ایران به خود دیده است.
- یازده سال حبس برای حمید بیدار، فعال سابق دانشجویی، دانشگاه علم و صنعت ایران
- تجمع اعتراضی جمعی ازلنجداران بندر گناوه نسبت به مصوبه معافیت ته لنجی مقابل ساختمان تعاونی لنجداران
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی شهرستان ملکشاهی نسبت به انتقال آب چشمههای گلگل به شهر ایلام
- تجمع اعتراضی جمعی از مالباختگان یونیک فاینانس نسبت به سال ها بلاتکلیفی مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران
- فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت روز معلم
- کانون نویسندگان ایران:
روزهای نخست اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ گواه یکی از خونبارترین ایامی است که تاریخ جنبش دانشجویی سربلند ایران به خود دیده است.
- یازده سال حبس برای حمید بیدار، فعال سابق دانشجویی، دانشگاه علم و صنعت ایران
- تجمع اعتراضی جمعی ازلنجداران بندر گناوه نسبت به مصوبه معافیت ته لنجی مقابل ساختمان تعاونی لنجداران
- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی شهرستان ملکشاهی نسبت به انتقال آب چشمههای گلگل به شهر ایلام
- تجمع اعتراضی جمعی از مالباختگان یونیک فاینانس نسبت به سال ها بلاتکلیفی مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران
کانون نویسندگان ایران:
روزهای نخست اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ گواه یکی از خونبارترین ایامی است که تاریخ جنبش دانشجویی سربلند ایران به خود دیده است.
هنوز سالی از انقلاب بهمن نگذشته نیروهای سیاهی و تباهی و جهل و خرافه به دانشگاههای سراسر ایران وحشیانه یورش بردند و مرتکب جنایتهای هولناکی شدند که در تاریخ جنبش دانشجویی بیسابقه بود. در جریان حملهی نیروهای واپسگرا دانشگاهها سراسر به خاک و خون کشیده شدند، دهها دانشجو به دست چماقداران و عوامل کمیته به قتل رسیدند و هنوز که هنوز مردم اهواز خاطرهی تلخ جسد دخترها و پسرهای دانشجوی دانشگاه جندیشاپور (چمران کنونی) را پیش چشم دارند که بر آبهای خونین کارون روان بود. از آن هنگام سرکوب و قلعوقمع جنبش دانشجویی مقدمهای شد بر یک دهه سرکوب و اعدام و سر به نیستکردنهای بیوقفه که تاریخ سیاسی معاصر ما نظیر آن را هرگز به یاد نمیآورد.
کانون نویسندگان ایران در همان روزهای سیاه به وظیفهی ذاتی خود در دفاع بیچونوچرا از آزادی رفتار کرد و اسنادِ زیر برگی است از تاریخ خونبار آن روزگار.
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-04-24
روزهای نخست اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ گواه یکی از خونبارترین ایامی است که تاریخ جنبش دانشجویی سربلند ایران به خود دیده است.
هنوز سالی از انقلاب بهمن نگذشته نیروهای سیاهی و تباهی و جهل و خرافه به دانشگاههای سراسر ایران وحشیانه یورش بردند و مرتکب جنایتهای هولناکی شدند که در تاریخ جنبش دانشجویی بیسابقه بود. در جریان حملهی نیروهای واپسگرا دانشگاهها سراسر به خاک و خون کشیده شدند، دهها دانشجو به دست چماقداران و عوامل کمیته به قتل رسیدند و هنوز که هنوز مردم اهواز خاطرهی تلخ جسد دخترها و پسرهای دانشجوی دانشگاه جندیشاپور (چمران کنونی) را پیش چشم دارند که بر آبهای خونین کارون روان بود. از آن هنگام سرکوب و قلعوقمع جنبش دانشجویی مقدمهای شد بر یک دهه سرکوب و اعدام و سر به نیستکردنهای بیوقفه که تاریخ سیاسی معاصر ما نظیر آن را هرگز به یاد نمیآورد.
کانون نویسندگان ایران در همان روزهای سیاه به وظیفهی ذاتی خود در دفاع بیچونوچرا از آزادی رفتار کرد و اسنادِ زیر برگی است از تاریخ خونبار آن روزگار.
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-04-24
Telegraph
اسناد
دربارهی دانشگاهها بیانیهی شماره ۱ حوادثی که در روزهای اخیر در دانشگاههای ایران اتفاق افتاد بار دیگر میهن ما را در محیطی بحرانی و سرشار از دشمنی و عدم تفاهم فرو برد و نیروهای مردمی را که میبایست در این شرایط حساس دست در دست هم برای مقابله با دشمن خارجی…
تجمع اعتراضی جمعی از مالباختگان یونیک فاینانس نسبت به سال ها بلاتکلیفی مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران
براساس فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،روز چهارشنبه 3 اردیبهشت، جمعی از مالباختگان یونیک فاینانس برای اعتراض به سال ها بلاتکلیفی مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند.
براساس فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،روز چهارشنبه 3 اردیبهشت، جمعی از مالباختگان یونیک فاینانس برای اعتراض به سال ها بلاتکلیفی مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند.
از روز یکشنبه ٣١ فروردین ١٤٠٤، #سعید_زرگوش ، جوان ۳۲ سالە اهل آبدانان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است و تا الان اطلاعی از مکانش نیست. صدایش باشیم .
💥درهای گلزار خاوران همچنان به روی خانواده ها بسته است
◾روز جمعه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ برای بزرگداشت یاد عزیزان خود به گلزار خاوران رفتند، اما ماموران امنیتی همچون یک سال گذشته با بستن درهای خاوران مانع ورود خانواده ها و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند.
#گلزار_خاوران
#دادخواهی
◾روز جمعه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ برای بزرگداشت یاد عزیزان خود به گلزار خاوران رفتند، اما ماموران امنیتی همچون یک سال گذشته با بستن درهای خاوران مانع ورود خانواده ها و حضور آنان بر مزار عزیزان خود شدند.
#گلزار_خاوران
#دادخواهی
اعتراض دانشجویان #دانشگاه_خواجه_نصیر علیه اعدام #حمید_حسیننژاد_حیدرانلو
راهی جز از کار انداختن این ماشین کشتار نداریم ...
https://t.me/behnima/62555?single
راهی جز از کار انداختن این ماشین کشتار نداریم ...
پردیس سیدخندان - اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/behnima/62555?single
🔴۳۴ تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی محبوس در زندانهای ایران، با نوشتن نامهای درباره محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر زندانی، به شرح وضعیت او پرداخته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط این وکیل زندانی، رسیدگی پزشکی و اعاده پروانه وکالتش شدند.
این زندانیان در نامه خود که آن را نه «بیانیهای سیاسی» که «روایتی فاخر از وکیل انسان» خواندهاند، خطاب به مردم، نهادها و کنوانسیونهای حقوق بشری و وکلا نوشتهاند که این روایت را «نه برای خود، بلکه برای کسی شهادت میدهند که برای [آنها] متحمل هزینههایی شده است که هر کدام به تنهایی برای برافکندن یک انسان کافی است.»
امضاکنندگان این نامه به محکومیت طولانیمدت نجفی اشاره کرده و گفتهاند که او در حال گذراندن هشتمین سال در زندان است و هنوز ۱۱ سال از حبس او باقی مانده است.
این زندانیان در نامه خود شهادت دادهاند که این وکیل زندانی برای دفاع از دیگران و نه از برای خود، «یازده حکم غیرعادلانه» از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دریافت کرده است.
https://t.me/behnima/62556
این زندانیان در نامه خود که آن را نه «بیانیهای سیاسی» که «روایتی فاخر از وکیل انسان» خواندهاند، خطاب به مردم، نهادها و کنوانسیونهای حقوق بشری و وکلا نوشتهاند که این روایت را «نه برای خود، بلکه برای کسی شهادت میدهند که برای [آنها] متحمل هزینههایی شده است که هر کدام به تنهایی برای برافکندن یک انسان کافی است.»
امضاکنندگان این نامه به محکومیت طولانیمدت نجفی اشاره کرده و گفتهاند که او در حال گذراندن هشتمین سال در زندان است و هنوز ۱۱ سال از حبس او باقی مانده است.
این زندانیان در نامه خود شهادت دادهاند که این وکیل زندانی برای دفاع از دیگران و نه از برای خود، «یازده حکم غیرعادلانه» از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دریافت کرده است.
https://t.me/behnima/62556
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
📍
به نام خدای آزادی
چهارشنبه های ملاقات
«عاشقی کو ترسد از شمشیر و تیغ
عشق نبود ای دریغا ای دریغ
عاشقان را جسم و جان در کار نیست
جسم جانشان جز برای یار نیست
شعر: ملا احمد نراقی
محمد نوری زاد
زندان اوین
نوشته شده در ۲ بامداد ۱۴۰۰/۷/۲۵»
«دادمان را از که بستانیم؟!»
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ساعت۸ صبح، اوین بودیم. دوباره بازی ملاقات نداریدو ملاقات کابینی ست نه حضوری، شروع شد.
این کش و قوس دو ساعت طول کشید و ما ساعت ۱۰ در سالن ملاقات حضوری به انتظار نشستیم ولی با انرژی گرفته شده. پس از یک ربع اقای نوری زاد آمدند با رنگ و روی پریده و سر باند پیچی شده و خیلی تکیده تر از دو هفته پیش که دیده بودمشان. ولی با روحیه ای مصمم و قوی.
ماجرا همان بود که شنیده بودم با این تفاوت که فردای یک شب انفرادی این اتفاق پیش آمده بود.
دستمریزاد بر شما مسئولین زندان، بخاطر بی تدبیری و تصمیمات کاملا غیرقانونی زندانی را بجایی می رسانید که چاره ای جز این برایش نمی ماند که با جانش فریاد بزند.
خانم شیر پیشه، مادر پویا بختیاری را نیز به همین ورطه درانداختید؛ بعداز اعتصاب غذا، ایشان را در انفرادی محبوس کردید پس از روزها اعتصاب و انفرادی دست به خودکشی زد. او هم جانش را پرچم اعتراض کرد. این ها همه فشارهایی ست که شما به زندانی وارد می کنید.
ما شکایت از شما را به نزد چه کسی ببریم؟ دادمان را از که بستانیم؟
محمد تعریف کرد از فوران خونها و شره هایی که بر صورت و لباسش سرازیر بوده و چطور با زمان نداشته، بدون بیهوشی بر زخمهایش بخیه زده اند….
با دلی پر از درد و با چشمانی اشکبار برگشتیم.
تابلوی بزرگی که هفته پیش مانع خروجش شده بودند را تحویل گرفتیم.
قول اعزام به بیمارستان را هم روز سه شنبه با دریافت نامه ای جدید از دکتر، به آقای آقاسی داده بودند.
کارهایی که براحتی در زمان خودش بدون این همه آزار و اذیت می شد انجام شود را به ظالمانه ترین شکلش انجام دادید.
امیدواریم روز شنبه ۶ اردیبهشت اعزام صورت بگیرد.
لازم است که جبران مافات کنید و آزادی آقای نوری زاد را برای پیگیری معالجاتشان رقم بزنید.
فاطمه ملکی
۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
به نام خدای آزادی
چهارشنبه های ملاقات
«عاشقی کو ترسد از شمشیر و تیغ
عشق نبود ای دریغا ای دریغ
عاشقان را جسم و جان در کار نیست
جسم جانشان جز برای یار نیست
شعر: ملا احمد نراقی
محمد نوری زاد
زندان اوین
نوشته شده در ۲ بامداد ۱۴۰۰/۷/۲۵»
«دادمان را از که بستانیم؟!»
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ساعت۸ صبح، اوین بودیم. دوباره بازی ملاقات نداریدو ملاقات کابینی ست نه حضوری، شروع شد.
این کش و قوس دو ساعت طول کشید و ما ساعت ۱۰ در سالن ملاقات حضوری به انتظار نشستیم ولی با انرژی گرفته شده. پس از یک ربع اقای نوری زاد آمدند با رنگ و روی پریده و سر باند پیچی شده و خیلی تکیده تر از دو هفته پیش که دیده بودمشان. ولی با روحیه ای مصمم و قوی.
ماجرا همان بود که شنیده بودم با این تفاوت که فردای یک شب انفرادی این اتفاق پیش آمده بود.
دستمریزاد بر شما مسئولین زندان، بخاطر بی تدبیری و تصمیمات کاملا غیرقانونی زندانی را بجایی می رسانید که چاره ای جز این برایش نمی ماند که با جانش فریاد بزند.
خانم شیر پیشه، مادر پویا بختیاری را نیز به همین ورطه درانداختید؛ بعداز اعتصاب غذا، ایشان را در انفرادی محبوس کردید پس از روزها اعتصاب و انفرادی دست به خودکشی زد. او هم جانش را پرچم اعتراض کرد. این ها همه فشارهایی ست که شما به زندانی وارد می کنید.
ما شکایت از شما را به نزد چه کسی ببریم؟ دادمان را از که بستانیم؟
محمد تعریف کرد از فوران خونها و شره هایی که بر صورت و لباسش سرازیر بوده و چطور با زمان نداشته، بدون بیهوشی بر زخمهایش بخیه زده اند….
با دلی پر از درد و با چشمانی اشکبار برگشتیم.
تابلوی بزرگی که هفته پیش مانع خروجش شده بودند را تحویل گرفتیم.
قول اعزام به بیمارستان را هم روز سه شنبه با دریافت نامه ای جدید از دکتر، به آقای آقاسی داده بودند.
کارهایی که براحتی در زمان خودش بدون این همه آزار و اذیت می شد انجام شود را به ظالمانه ترین شکلش انجام دادید.
امیدواریم روز شنبه ۶ اردیبهشت اعزام صورت بگیرد.
لازم است که جبران مافات کنید و آزادی آقای نوری زاد را برای پیگیری معالجاتشان رقم بزنید.
فاطمه ملکی
۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویژه برنامه روزجهانی کارگر وصحبت های بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
بیانیه مشترک بهمناسبت روز جهانی کارگر، اول می مصادف با ۱۱ اردیبهشت
25. April 2025
اول ماه مه روز جهانی همبستگی طبقه کارگر علیه مناسبات موجود و ساختن جهانی مبتنی بر رفاه، برابری و آزادی است!
ثروت انباشته شدهی هزاران سال تمدن بشری بهویژه تولیدات شگرف صد سال اخیر که امروزه در تسلط و تصاحب انحصاری سرمایهداران متمرکز شده، نهتنها نتوانسته نیازها و معیشت انسانها را بهطور برابر و مرفه تامین کند، بلکه راستترین جناحهای سرمایهی جهانی در قدرت، تلاش برای عقب راندن و بازپسگیری دستاوردهای مبارزاتی جوامع بشری را شدت بخشیدهاند.
این سیستم مبتنی بر سود و بازار، برای تامین و تضمین زندگی و نیازهای بشریت کار نمیکند.
تسلط اقتصادی–اجتماعی چنین سیستمی، همهی هستی بشر را نهتنها با ایجاد شرایط فقر و فلاکت عمومی و تنگناهای شدید معیشتی تحت تاثیر قرار داده، بلکه با هدر دادن منابع زیست بشر و تخریب امکانات، محیط زندگی همهی موجودات، منابع حیات در کرهی زمین را بهشکلی بیسابقه تخریب کرده است.
در ذات و درون این سیستم اقتصادی، چیزی فاسد و مخرب وجود دارد که علیرغم افزایش ثروت اجتماعی توسط نیروی کار، فقر، نابرابری، تبعیض و فلاکت از بین نرفته و شکاف طبقاتی پیدرپی بیشتر میشود.
اول ماه مه در ایران در دل استمرار انقلاب «زن، زندگی، آزادی» با گستردگی اعتصابات و اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، زنان و سایر اقشار اجتماعی برای تغییر شرایط موجود و پایان دادن به تبعیض، ستم و اسثتمار و قدرت سیاسی مافوق مردم در بیسابقهترین نارضایتی و خشم عمومی، جامعه را در یک رویارویی قطبی برای تعیین تکلیف قرار داده است.
در این مصاف تاریخی، زنان همچنان در چنبرهی استثمار پنهان کار خانگی در روند تولید و بازتولید نیروی کار، بهعنوان بخش مهمی از طبقهی کارگر، اول ماه می را در مسیر رهایی از بردگی و استثمار و مبارزهی بیامان علیه همهی مناسبات تبعیضآمیز جنسیتی، طبقاتی و قومی ارج گذاشته و با تعمیق مطالبات خود همچنان به پیش میروند.
مهاجرتهای از سر ناگزیری، افزایش صف بیکاران و بیثباتکاران در نتیجهی تعرض و غارت منابع زیستی استانهای محروم، بیانگر گسترش صفوف طبقهی کارگری است که چیزی برایش نمانده بجز زنجیرهایش که اول ماه می نماد تحقق پاره شدن آنهاست.
پِیامدهای ویرانگر و خانمانبرانداز سیاستهای چند دههی حکومت از جمله: رویکردهای پرهزینه سیاست خارجی بیربط به زندگی مردم و علیه منفعت عمومی، تعدیل اقتصادی، خصوصیسازی و تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی، برقراری بساط مفتخوری پیمانکاران در محیطهای کار و بهویژه در نفت، گاز و پتروشیمی که به ساختار اساسی استخدامی کشور تبدیل شده، برونسپاری بیش از پیش آموزش، بهداشت و سلامت عمومی، مسکن و سایر نیازهای اولیه به عرصهی کسب و کار در بازار آزاد، همراه با رویکرد سیاست مشت آهنین سرکوب و انسداد بیش از پیش جامعه، شرایطی غیر قابل تحمل و حوادث غیرقابل پیش بینی ناشی از آنرا بهوجود آورده است.
فقر و بیتامینی با انواع بحرانهای معیشتی همچون بحران آب، برق، بیکاریوبحرانهای زیستمحیطی، بهرهمندی از یک زندگی عادی راهم برای اکثریت مردم سخت و پر مشقت کرده است.
اعلام کردیم از آنجا که "معیشت اساس زندگی ست"، دستمزد کمتر از نرخ واقعی سبد معیشت جرم است. اما طبق روال هر سال در نهاد حکومتی "شورای عالی مزد"، دستمزد چند برابر زیر هزینهی واقعی سبد معیشت را به کارگران تحمیل کردند که نتیجهاش ادامهی شرایط پر مشقت زندگی نیروی کار و محروم ماندن شمار بیشتر کودکانمان از تحصیل، و اضافه شدن صف کودکان کار و خیابان و از هم پاشیدن زندگیمان است.
در مقابل مقاومت، اعتراض و مبارزهی اکثریت جامعه به شرایط موجود، حکومت بهجای پاسخگوئی، سیاست سرکوب، بازداشت و زندان را تشدید کرده و با رکورد حیرتآور اعدامها تلاش برای ایجاد فضای رعب و تمکین جامعه را ادامه میدهد.
اما جامعهای که دیگر نمیخواهد همانند سابق زندگی کند از ترسیدن و مرعوب شدن عبورکرده است.
کشمکشهای اجتناب ناپذیر طبقه کارگر با حاکمیت سرمایه، تنها با اتحاد و سازماندهی در تشکلهای متکی به اِعمال ارادهی جمعی از جمله در شوراها و جنبش مجامع عمومی، میتواند تبدیل به قدرت مادی برای تغییر بنیادین در ساختن زندگی مرفه، برابر و آزاد برای همه انسانها شود.
اول ماه می روز اعتراض به کل این نظام مبتنی بر بردگی مزدی و بربریت سرمایهداری است، روز ایستادگی علیه تمامی رنجها و مصائبیست که ریشه در سلطهی سرمایه دارد. از همین رو روز جهانی کارگر تنها به طبقهی کارگر مربوط نیست، بلکه مربوط به همه بخشهای جامعهی تحت ستم و تبعیضات اقتصادی، اجتماعی، جنسیتی، قومی و مذهبی و غیره است.
همچنین مربوط به خانوادههای دادخواه، خانوادههای زندانیان سیاسی و مخالفان اعدام و سرکوب است.
25. April 2025
اول ماه مه روز جهانی همبستگی طبقه کارگر علیه مناسبات موجود و ساختن جهانی مبتنی بر رفاه، برابری و آزادی است!
ثروت انباشته شدهی هزاران سال تمدن بشری بهویژه تولیدات شگرف صد سال اخیر که امروزه در تسلط و تصاحب انحصاری سرمایهداران متمرکز شده، نهتنها نتوانسته نیازها و معیشت انسانها را بهطور برابر و مرفه تامین کند، بلکه راستترین جناحهای سرمایهی جهانی در قدرت، تلاش برای عقب راندن و بازپسگیری دستاوردهای مبارزاتی جوامع بشری را شدت بخشیدهاند.
این سیستم مبتنی بر سود و بازار، برای تامین و تضمین زندگی و نیازهای بشریت کار نمیکند.
تسلط اقتصادی–اجتماعی چنین سیستمی، همهی هستی بشر را نهتنها با ایجاد شرایط فقر و فلاکت عمومی و تنگناهای شدید معیشتی تحت تاثیر قرار داده، بلکه با هدر دادن منابع زیست بشر و تخریب امکانات، محیط زندگی همهی موجودات، منابع حیات در کرهی زمین را بهشکلی بیسابقه تخریب کرده است.
در ذات و درون این سیستم اقتصادی، چیزی فاسد و مخرب وجود دارد که علیرغم افزایش ثروت اجتماعی توسط نیروی کار، فقر، نابرابری، تبعیض و فلاکت از بین نرفته و شکاف طبقاتی پیدرپی بیشتر میشود.
اول ماه مه در ایران در دل استمرار انقلاب «زن، زندگی، آزادی» با گستردگی اعتصابات و اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، زنان و سایر اقشار اجتماعی برای تغییر شرایط موجود و پایان دادن به تبعیض، ستم و اسثتمار و قدرت سیاسی مافوق مردم در بیسابقهترین نارضایتی و خشم عمومی، جامعه را در یک رویارویی قطبی برای تعیین تکلیف قرار داده است.
در این مصاف تاریخی، زنان همچنان در چنبرهی استثمار پنهان کار خانگی در روند تولید و بازتولید نیروی کار، بهعنوان بخش مهمی از طبقهی کارگر، اول ماه می را در مسیر رهایی از بردگی و استثمار و مبارزهی بیامان علیه همهی مناسبات تبعیضآمیز جنسیتی، طبقاتی و قومی ارج گذاشته و با تعمیق مطالبات خود همچنان به پیش میروند.
مهاجرتهای از سر ناگزیری، افزایش صف بیکاران و بیثباتکاران در نتیجهی تعرض و غارت منابع زیستی استانهای محروم، بیانگر گسترش صفوف طبقهی کارگری است که چیزی برایش نمانده بجز زنجیرهایش که اول ماه می نماد تحقق پاره شدن آنهاست.
پِیامدهای ویرانگر و خانمانبرانداز سیاستهای چند دههی حکومت از جمله: رویکردهای پرهزینه سیاست خارجی بیربط به زندگی مردم و علیه منفعت عمومی، تعدیل اقتصادی، خصوصیسازی و تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی، برقراری بساط مفتخوری پیمانکاران در محیطهای کار و بهویژه در نفت، گاز و پتروشیمی که به ساختار اساسی استخدامی کشور تبدیل شده، برونسپاری بیش از پیش آموزش، بهداشت و سلامت عمومی، مسکن و سایر نیازهای اولیه به عرصهی کسب و کار در بازار آزاد، همراه با رویکرد سیاست مشت آهنین سرکوب و انسداد بیش از پیش جامعه، شرایطی غیر قابل تحمل و حوادث غیرقابل پیش بینی ناشی از آنرا بهوجود آورده است.
فقر و بیتامینی با انواع بحرانهای معیشتی همچون بحران آب، برق، بیکاریوبحرانهای زیستمحیطی، بهرهمندی از یک زندگی عادی راهم برای اکثریت مردم سخت و پر مشقت کرده است.
اعلام کردیم از آنجا که "معیشت اساس زندگی ست"، دستمزد کمتر از نرخ واقعی سبد معیشت جرم است. اما طبق روال هر سال در نهاد حکومتی "شورای عالی مزد"، دستمزد چند برابر زیر هزینهی واقعی سبد معیشت را به کارگران تحمیل کردند که نتیجهاش ادامهی شرایط پر مشقت زندگی نیروی کار و محروم ماندن شمار بیشتر کودکانمان از تحصیل، و اضافه شدن صف کودکان کار و خیابان و از هم پاشیدن زندگیمان است.
در مقابل مقاومت، اعتراض و مبارزهی اکثریت جامعه به شرایط موجود، حکومت بهجای پاسخگوئی، سیاست سرکوب، بازداشت و زندان را تشدید کرده و با رکورد حیرتآور اعدامها تلاش برای ایجاد فضای رعب و تمکین جامعه را ادامه میدهد.
اما جامعهای که دیگر نمیخواهد همانند سابق زندگی کند از ترسیدن و مرعوب شدن عبورکرده است.
کشمکشهای اجتناب ناپذیر طبقه کارگر با حاکمیت سرمایه، تنها با اتحاد و سازماندهی در تشکلهای متکی به اِعمال ارادهی جمعی از جمله در شوراها و جنبش مجامع عمومی، میتواند تبدیل به قدرت مادی برای تغییر بنیادین در ساختن زندگی مرفه، برابر و آزاد برای همه انسانها شود.
اول ماه می روز اعتراض به کل این نظام مبتنی بر بردگی مزدی و بربریت سرمایهداری است، روز ایستادگی علیه تمامی رنجها و مصائبیست که ریشه در سلطهی سرمایه دارد. از همین رو روز جهانی کارگر تنها به طبقهی کارگر مربوط نیست، بلکه مربوط به همه بخشهای جامعهی تحت ستم و تبعیضات اقتصادی، اجتماعی، جنسیتی، قومی و مذهبی و غیره است.
همچنین مربوط به خانوادههای دادخواه، خانوادههای زندانیان سیاسی و مخالفان اعدام و سرکوب است.
اول می را در کارخانه، خیابان، مدرسه، بیمارستان، و همه جای جامعه، با شکوه بیشتری گرامی بداریم. با خانوادههایمان در این روز تاریخی همراه شویم، "زن، زندگی، آزادی" را فریاد بزنیم و با صفی متحد و سراسری، عزم خود را برای پایان دادن به مناسبات کنونی اعلام کنیم.
امضاء ها:
۱ - اتحاد بازنشستگان
۲-انجمن برق و فلز کرمانشاه
۳- اعدام نکنید
۴- چالش صنفی معلمان ایران
۵- دادخواهان
۶- شورای بازنشستگان ایران
۷- شورای سازماندهی اعتراضات پرستاران
۸- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۹- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)
۱۰-کانون گفتگوی بازنشستگان تامین اجتماعی
۱۱_ ندای زنان ایران
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
امضاء ها:
۱ - اتحاد بازنشستگان
۲-انجمن برق و فلز کرمانشاه
۳- اعدام نکنید
۴- چالش صنفی معلمان ایران
۵- دادخواهان
۶- شورای بازنشستگان ایران
۷- شورای سازماندهی اعتراضات پرستاران
۸- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۹- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)
۱۰-کانون گفتگوی بازنشستگان تامین اجتماعی
۱۱_ ندای زنان ایران
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
بلاتکلیفی در سایه شکنجه: هفت ماه بیپاسخ برای دو برادر بلوچ
هفت ماه پس از بازداشت کامران اعتمادزاده (شهبخش) ۱۷ ساله و برادرش یاسین شهبخش ۲۱ ساله در زاهدان، این دو جوان بلوچ همچنان در وضعیت مبهم و نگرانکنندهای بهسر میبرند.
آنها در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۳ در حالی که قصد سفر کاری به بندرعباس را داشتند، توسط نیروهای امنیتی در خیابان آزادگان زاهدان بدون ارائه هیچ توضیحی بازداشت شدند. گزارشها حاکی از آن است که هر دو تحت فشار شدید و شکنجههای جسمی و روانی برای اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. کامران در کانون اصلاح و تربیت و یاسین در زندان زاهدان نگهداری میشوند. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی نهادهای قضایی ارائه نشده است. این بلاتکلیفی طولانی و بیخبری از روند دادرسی، نگرانیها درباره سلامت جسمی و روانی این دو برادر و برخورد غیرقانونی با آنها را افزایش داده است.
هفت ماه پس از بازداشت کامران اعتمادزاده (شهبخش) ۱۷ ساله و برادرش یاسین شهبخش ۲۱ ساله در زاهدان، این دو جوان بلوچ همچنان در وضعیت مبهم و نگرانکنندهای بهسر میبرند.
آنها در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۳ در حالی که قصد سفر کاری به بندرعباس را داشتند، توسط نیروهای امنیتی در خیابان آزادگان زاهدان بدون ارائه هیچ توضیحی بازداشت شدند. گزارشها حاکی از آن است که هر دو تحت فشار شدید و شکنجههای جسمی و روانی برای اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. کامران در کانون اصلاح و تربیت و یاسین در زندان زاهدان نگهداری میشوند. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی نهادهای قضایی ارائه نشده است. این بلاتکلیفی طولانی و بیخبری از روند دادرسی، نگرانیها درباره سلامت جسمی و روانی این دو برادر و برخورد غیرقانونی با آنها را افزایش داده است.